شرکت شل از بازگشت جریان نفت خاورمیانه به ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ خبر داد

وائل صوان، مدیرعامل شرکت شل، اعلام کرد جریان نفت از خاورمیانه اکنون به حدود ۸۰ درصد سطح پیش از آغاز جنگ ایران رسیده است؛ آماری که از احیای تدریجی صادرات نفت منطقه حکایت دارد.

وائل صوان، مدیرعامل شرکت شل، اعلام کرد جریان نفت از خاورمیانه اکنون به حدود ۸۰ درصد سطح پیش از آغاز جنگ ایران رسیده است؛ آماری که از احیای تدریجی صادرات نفت منطقه حکایت دارد.
صوان سهشنبه ۱۴ مهر در «مجمع انرژی اینتلیجنس» در لندن گفت: «با وجود همه اتفاقاتی که در جریان است، اکنون به بیش از ۸۰ درصد سطح پیش از جنگ نزدیک شدهایم.»
او افزود این وضعیت نشان میدهد بسیاری از کشورهای منطقه همچنان توانستهاند به تعهدات خود برای تامین انرژی جهان عمل کنند.
پایگاه خبری بلومبرگ ۱۴ مهر به نقل از چند بانک بزرگ و شرکت فعال در تحلیل دادههای کشتیرانی گزارش داد جریان نفت خاورمیانه به سطح پیش از جنگ نزدیک شده است، هرچند بر سر میزان دقیق آن همچنان اختلاف نظر وجود دارد.
یکی از چالشهای برآورد دقیق صادرات، خاموش کردن مکرر سامانههای ردیابی ماهوارهای از سوی کشتیها در تنگه هرمز و بخشهایی از دریای سرخ است؛ اقدامی که شمارش کشتیها و محمولههای در حال جابهجایی را دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، تحلیلگران و معاملهگران برای برآورد حجم واقعی نفت در حال انتقال، به تصاویر ماهوارهای و اطلاعات میدانی متکی هستند.
خبرگزاری رویترز پیشتر به نقل از دادههای شرکت کپلر گزارش داده بود صادرات نفت خام خاورمیانه در چهار روز از هفت روز پایانی سپتامبر، با وجود ادامه حملات به کشتیها در تنگه هرمز، از سطح پیش از جنگ فراتر رفت.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
هشدار درباره پیامدهای ادامه جنگ برای بازار انرژی
مدیرعامل شل در ادامه سخنان خود اعلام کرد جنگ ایران بار دیگر اهمیت امنیت انرژی را در کانون توجه قرار داده است.
صوان گفت: «بدون امنیت انرژی، امنیت ملی هم نمیتواند وجود داشته باشد. هیچ راهبرد صنعتی یا اقتصادی نیز نمیتواند بدون یک راهبرد منسجم و قابل اتکا در حوزه انرژی پیش برود.»
او هشدار داد هرچه جنگ طولانیتر شود، مدیریت پیامدهای آن برای بازارهای انرژی دشوارتر خواهد شد و افزود: «شاید توانسته باشیم شدیدترین پیامدهای بحران را تا حدی کاهش دهیم، اما نمیتوان برای مدتی نامحدود به این وضعیت ادامه داد، بیآنکه اختلالهای تازهای پدیدار شود.»
به گفته صوان، کاهش تقاضای چین و افزایش تولید نفت در دیگر نقاط جهان از شدت فشار بر بازار کاسته است و در نبود این عوامل، بحران عرضه میتوانست شدیدتر باشد.
کشورهای گروه هفت هفته گذشته از طرحی برای آزادسازی حداکثر ۱۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری خبر دادند؛ اقدامی که نقش این ذخایر در مقابله با اختلالهای شدید عرضه را برجسته میکند.
همزمان، تولیدکنندگان نفت در خاورمیانه در حال بررسی احداث خطوط لوله جدید هستند تا مسیرهای بیشتری برای انتقال و صادرات نفت در اختیار داشته باشند و وابستگی خود را به گذرگاههای دریایی کاهش دهند.
بلومبرگ نوشت با وجود افزایش جریان نفت از تنگه هرمز، حجم انتقال نفت از این آبراه هنوز به سطح عادی بازنگشته است.
طی ماههای اخیر، حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز بر نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی افزوده است.
با گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.







همزمان با گسترش خرید اقساطی مواد غذایی، کالاهای روزمره و خدمات درمانی در ایران، تبلیغ خرید اعتباری بلیت کنسرت همایون شجریان نیز منتشر شده است. این موضوع بحث درباره کاهش قدرت خرید شهروندان و دشوار شدن دسترسی به تفریح و برنامههای فرهنگی را دوباره مطرح کرده است.
مجله اینترنتی برترینها با انتشار پوستر کنسرت همایون شجریان در شیراز، از امکان خرید قسطی بلیت این برنامه خبر داد.
در پوستر اجرای «بر جا ماندهام» با همراهی گروه سیاوش، نام دیجیپی و عبارت «با دریافت اعتبار سریعتر بلیت بگیر» دیده میشود.
این تبلیغ، امکان تامین هزینه بلیت از طریق اعتبار خرید را نشان میدهد. با این حال، در تصویر منتشرشده تعداد اقساط، هزینه دریافت اعتبار و شرایط بازپرداخت مشخص نشده است.
عرضه اعتباری بلیت کنسرت پیشتر نیز مطرح شده بود.
وبسایت خبرفوری، ۲۴ مرداد تصویری از صفحه پرداخت بلیت یک کنسرت منتشر کرد که در آن، گزینه پرداخت قسطی و اعتباری در کنار پرداخت با کارت بانکی قرار داشت.
چند ساعت تفریح با بدهی ماههای بعد
برترینها در گزارش خود از واکنش کاربران به تبلیغ کنسرت شجریان خبر داد و نوشت برخی با اشاره به خرید قسطی خانه، خودرو، لوازم زندگی و سفر، اضافه شدن کنسرت به این فهرست را مورد توجه قرار دادهاند.
در نمونهای دیگر، مدیر یک کانال فروش بلیت در تلگرام، هنگام اعلام امکان پرداخت چهار قسطی با اسنپپی، دشواری پرداخت هزینه تفریح را نیز مطرح کرد.
او نوشت: «پیش میآید در این دوران آدم روزهایی نیاز به خوشحالی داشته باشد اما گیر باشد.»
این نوشته از سوی عرضهکننده بلیت منتشر شده و در کنار بیان فشار مالی، بخشی از تبلیغ خدمات فروش اقساطی اوست.
خرید اقساطی از سفره تا خدمات فرهنگی
گسترش پرداخت اعتباری برای برنامههای فرهنگی در شرایطی مطرح میشود که شماری از شهروندان برای تامین خوراک روزانه نیز به اقساط متوسل شدهاند.
تصویر و اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال که ۱۱ مهر منتشر شد، از صدور بن خرید قسطی گوشت برای کارکنان یک دانشگاه علوم پزشکی حکایت داشت.
این بن، امکان خرید تا سقف ۱۰ میلیون تومان و بازپرداخت اقساطی را فراهم میکند.
پیشتر نیز پیامهای شهروندان از خرید اقساطی نان، مرغ، تخممرغ و دیگر نیازهای روزمره خبر داده بود.
یکی از مخاطبان نوشته بود: «مجبوریم قسطی خرید کنیم، وگرنه تا آخر ماه باید گرسنه بمانیم.»
در حوزه فرهنگی، روایتهای منتشرشده از خرید اعتباری نشان میدهد این شیوه پرداخت پیش از بلیت کنسرت، به کتاب نیز رسیده.
یک ویراستار ۲۹ ساله ساکن تهران گفته است ناچار شده حتی هزینه یک جلد کتاب را در سه یا چهار قسط بپردازد.
در همان گزارش، یک زن سرپرست خانوار توضیح داده است استفاده مکرر از اعتبار، چرخهای از بدهی ایجاد کرده: «بخشی از حقوق هر ماه صرف تسویه خریدهای ماه قبل میشود و فرصتی برای پسانداز باقی نمیماند.»
پیامهای تازه کارکنان درباره حقوق نامنظم نیز نشان میدهد مشکل تنها افزایش هزینه خرید نیست، بلکه تاخیر در پرداخت دستمزد و پرداخت مرحلهای حقوق، برنامهریزی برای بازپرداخت همین اقساط را نیز دشوار کرده است.
ارمنستان سالها برای بسیاری از ایرانیان مقصد تفریح، کنسرت و جشن بود. حالا بحران اقتصادی، سقوط قدرت خرید و دشواری تامین معاش، گروهی را به ایروان کشانده تا بهجای گردشگری، در ساختمان، تاکسی و خدمات تحویل کار کنند و بخشی از درآمدشان را برای خانوادههایشان در ایران بفرستند.
معمولا ارمنستان برای بسیاری از ایرانیان مقصد سفری کوتاه بود. آژانسهای مسافرتی تور جشن آب، جشنواره شراب و کنسرتهای موسیقی میفروختند و تصاویری که از ایروان به ایران میرسید، بیشتر ایرانیانی را نشان میداد که چند روزی برای تفریح، موسیقی و جشن، از مرز گذشته بودند.
این سفرها کموبیش همچنان ادامه یافته است و ایرانیان هنوز یکی از بزرگترین گروههای گردشگران خارجی ارمنستان هستند، اما همزمان با عمیقتر شدن بحران اقتصادی در ایران، چهره دیگری هم از حضور آنها در ایروان شکل گرفته است.
در میدان جمهوری ایروان، میان گردشگرانی که اطراف فوارهها و ساختمانهای سنگی میدان قدم میزنند، مردان ایرانی در سنین مختلف روی نیمکتها نشستهاند و فارسی صحبت میکنند.
با نزدیک شدن به بعضی از این جمعها، موضوع گفتوگو روشن میشود: کار، دستمزد، کارفرما، اجاره خانه و اینکه کجا هنوز کارگر میخواهند.
برای بخشی از آنها، ارمنستان دیگر مقصد چند روز تفریح نیست. محلی نزدیک است برای پیدا کردن کاری که درآمدش، با وجود همه سختیها، بتواند بخشی از هزینه زندگی خانوادهای را در ایران تامین کند.
آگهیهای «کاریابی» روی دیوارهای ایروان
چند خیابان آنطرفتر، در محدوده خیابان تیگران متس و محله فیردوس، این تصویر آشکارتر میشود. روی بعضی دیوارها برگههایی به زبان فارسی با یک کلمه دیده میشود: «کاریابی».
انگیزه ایرانیانی که اکنون به ارمنستان میروند یکسان نیست. گروهی همچنان برای گردشگری میروند، برخی ایروان را برای دیدار با اعضای خانواده انتخاب میکنند که به کشورهای غربی مهاجرت کردهاند و موارد دیگر.
جنگ و نگرانی از ناامنی نیز گروه دیگری را به خروج موقت از ایران سوق داده است.
اما در کنار آنها، گروهی هم هستند که فشار معیشتی از ایران بیرونشان رانده است.
تورم بالا، افت قدرت خرید، کاهش ارزش ریال و دشوارتر شدن تامین هزینههای روزمره، برای بخشی از نیروی کار ایرانی، محاسبات را تغییر داده است. حتی کارگری روزمزد در کشور همسایه، اگر درآمد آن به درام یا ارز قابل تبدیل باشد، میتواند از دستمزدی که در ایران داده میشود، ارزش بیشتری داشته باشد.
حقوق کارگری که برای پدر و مادر فرستاده میشود
احمد (نام مستعار)، ۴۷ ساله و اهل سنندج، یکی از آنهاست که همسر و فرزندانش در ایران ماندهاند و خودش حدود چهار ماه پیش، به تنهایی به ارمنستان رفته است.
او که سه ماه نخست را در شهرهای اطراف ایروان به کار ساختمانی گذرانده، میگوید دستمزد روزانهاش حدود هفت هزار درام، نزدیک به ۱۹ دلار، بوده اما بخش قابل توجهی از پول به پیمانکار میرسیده.
نگرانی او فقط میزان دستمزد نبوده و قرارداد مکتوبی هم نداشته و میترسیده که در پایان، پولش را دریافت نکند.
احمد از حدود یک ماه پیش در ایروان برای یاندکس رانندگی میکند. زبان ارمنی نمیداند و تنها چند کلمه ساده مانند چپ، راست و مستقیم را یاد گرفته است.
او میگوید: «از صبح تا عصر پول ماشین و خرجها درمیآید. هرچه بعد از آن کار کنم، میتوانم پسانداز کنم.»
احمد این پسانداز را برای خانوادهاش در سنندج میفرستد.
رضا، مرد ایرانی دیگری در دهه ۳۰ زندگیاش، دو ماه پیش از کرج به ارمنستان رفته است.
دوستانش که پیش از او به این کشور رفتهاند، پیشنهاد کردهاند برای کار به ایروان برود.
نگرانی از جنگ در تصمیم او نقش داشته، اما خودش میگوید فشار اقتصادی دلیل اصلی ماندنش شده است.
رضا میگوید: «وضعیت اقتصادی آنقدر بد بود که نمیتوانستم خرج خودم را دربیاورم، چه برسد به پدر بازنشستهام. حالا اینجا کارگر ساختمان هستم. حداقل میتوانم پولم را به ارز تبدیل کنم و برایشان بفرستم.»
رضا قرارداد رسمی و مکتوب ندارد. او درباره کارگرانی شنیده که دستمزدشان پرداخت نشده؛ هرچند میگوید خودش تا امروز با کارفرمایش مشکلی نداشته است.
مشاغلی که ایرانیان تازهوارد پیدا میکنند اغلب در بخشهایی هستند که ورود به آنها به زبان ارمنی یا تخصص حرفهای بالا نیاز ندارد.
کار ساختمانی، از آرماتوربندی و بلوکچینی تا برقکشی، یکی از این حوزههاست.
برخی به رانندگی تاکسی اینترنتی روی میآورند و گروهی هم با دوچرخه، موتور برقی یا حتی پیاده، برای پلتفرمهای تحویل غذا و کالا کار میکنند.
شماری نیز در کازینوهای آنلاین یا مراکز تفریحی و شبانه مشغول میشوند.
رشد بخش ساختمانی ارمنستان به تقاضا برای نیروی کار کمک کرده است. بر اساس آمار رسمی، حجم فعالیتهای ساختمانی این کشور در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۴.۵ درصد افزایش یافته است.
اما آنچه برای بسیاری از ایرانیان این مشاغل را جذاب میکند، تنها سطح دستمزد در ارمنستان نیست. فاصله میان ارزش پول دو کشور و کاهش قدرت خرید در ایران باعث میشود درآمدی که در ایروان چندان بالا نیست، هنگام تبدیل و ارسال به ایران، ارزش متفاوتی پیدا کند.
به همین دلیل مهاجرت کاری برای برخی از این افراد نه تلاشی برای ساختن زندگی بلندمدت در ارمنستان، بلکه راهی برای حفظ معیشت خانواده در ایران است.
آمار چه میگوید؛ گردشگر یا نیروی کار؟
آمار رسمی حضور ایرانیان در ارمنستان تصویر پیچیدهای ارائه میکند، زیرا همه کسانی که برای کار وارد این کشور میشوند در آمار اقامت کاری دیده نمیشوند.
شمار گردشگران ایرانی در ارمنستان از ۱۷۶ هزار و ۴۵۳ نفر در سال ۲۰۲۴ به ۱۸۲ هزار و ۳۶۴ نفر در سال ۲۰۲۵ رسیده که این یعنی حدود ۳.۳ درصد افزایش.
ایرانیان در سال ۲۰۲۵ حدود ۸.۱ درصد از کل گردشگران خارجی ارمنستان را تشکیل دادند و پس از روسها و گرجستانیها، سومین جمعیت بزرگ گردشگران این کشور بودند.
اما «گردشگر» در این آمار لزوما به معنای فردی نیست که تمام مدت سفرش را برای تفریح در ارمنستان مانده است.
شهروندان ایران برای ورود کوتاهمدت به ارمنستان به ویزا نیاز ندارند. بخشی از ایرانیانی که با همین امکان وارد این کشور میشوند، پس از ورود کار پیدا میکنند و بدون دریافت مجوز کار یا اقامت مبتنی بر اشتغال، وارد بازار کار غیررسمی میشوند.
در نتیجه، بخشی از افرادی که در آمار ورود و گردشگری دیده میشوند، میتوانند همان کسانی باشند که در عمل برای پیدا کردن کار یا ادامه کار خود، به ارمنستان رفتهاند.
آمار موجود اما مشخص نمیکند چه تعداد از گردشگران ایرانی پس از ورود مشغول کار شدهاند و بنابراین نمیتوان سهم این گروه را از افزایش آمار گردشگری محاسبه کرد.
آمار اقامت موقت، بخش رسمیتر این مهاجرت کاری را نشان میدهد.
بر اساس آمار سرویس مهاجرت و شهروندی وزارت کشور جمهوری ارمنستان، در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، هشت هزار و ۱۸۱ تبعه خارجی در ارمنستان اقامت موقت دریافت کردند و شهروندان روسیه، هند و ایران در میان سه گروه اصلی قرار گرفتهاند.
از این تعداد، شش هزار و ۸۵ مورد اقامت موقت بر مبنای اشتغال صادر شده است.
شهروندان ویتنام، ایران، چین و هند در میان تابعیتهایی بودهاند که بیشترین درخواست اقامت بر پایه اشتغال را ثبت کردهاند.
این آمار نشان میدهد ایرانیان هم در میان گروههای اصلی دریافتکننده اقامت موقت قرار دارند و هم در میان متقاضیان اصلی اقامت مبتنی بر اشتغال.
اما تعداد دقیق ایرانیانی که در نیمه نخست ۲۰۲۶ اقامت کاری گرفتهاند منتشر نشده است. مهمتر اینکه این داده فقط کسانی را پوشش میدهد که مسیر رسمی را طی کردهاند و ایرانیانی را که بدون مجوز در ساختمان، تاکسی، پیک یا مشاغل دیگر کار میکنند، در بر نمیگیرد.
به همین دلیل، ترکیب آمار گردشگری و اقامت کاری میتواند تصویری از افزایش حضور ایرانیان ارائه کند، اما اندازه واقعی نیروی کار ایرانی در ارمنستان همچنان بزرگتر از آن چیزی است که تنها از آمار اقامت رسمی میتوان متوجه شد.
زندگی ارزان نیست، اما پول را میشود به خانه فرستاد
پیدا کردن کار پایان مشکلات تازهواردان نیست. مسکن یکی از نخستین چالشهاست و بسیاری از ایرانیان برای پایین آوردن هزینهها در هاستل زندگی میکنند یا آپارتمان و اتاق را با چند نفر دیگر شریک میشوند.
دریافت خدمات بانکی نیز برای ایرانیان ساده نیست. به دلیل تحریمها و سیاستهای مدیریت ریسک بانکها، باز کردن حساب لزوما به معنای دسترسی کامل به کارتها و خدمات مالی بینالمللی نیست.
با این حال، برای افرادی مانند احمد و رضا، مقایسه نه میان ایروان با شهرهای ثروتمند اروپایی، که میان درآمدشان در ایران و پولی است که حالا میتوانند پسانداز کنند و برای خانوادههایشان بفرستند.
این همان تغییری است که در گوشههایی از ایروان دیده میشود. شهری که سالها برای ایرانیان با تور، جشن، کنسرت و چند روز تعطیلات شناخته میشد، حالا برای بخشی از آنها معنای دیگری پیدا کرده است.
این وضعیت سوی دیگر بحران معیشتی در ایران را نشان میدهد. بحرانی که معنایش برای بعضی خانوادهها چنین است: یکی از اعضای خانواده از مرز بگذرد، در کشور همسایه کارگری کند و هرچه از هزینه زندگی خودش باقی ماند، به خانه بفرستد.
با استعفای محسن پاکنژاد، وزارت نفت به حمید بورد سپرده شد. در شرایطی که محاصره دریایی آمریکا صادرات نفت را مختل کرده و عملکرد واسطههای فروش نفت تحریمی زیر فشار است، سرپرست تازه در کدام بخش از این بحران امکان تغییر دارد؟
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۲ مهر استعفای پاکنژاد را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، را به سرپرستی وزارت نفت منصوب کرد.
بر اساس اعلام دفتر ریاستجمهوری، پاکنژاد پیشتر به دلایل شخصی استعفا کرده بود. پزشکیان ابتدا خواهان ادامه فعالیت او بود، اما سرانجام با اصرار وزیر نفت، کنارهگیریاش را پذیرفت.
بنابراین، شواهد تاییدشدهای برای نسبت دادن استعفا به محاصره دریایی یا اختلاف مشخصی در صنعت نفت وجود ندارد.
پرسش اصلی این است که بورد چه وضعیتی را تحویل میگیرد و کدام فشارها بر مهمترین منبع درآمد کشور، در اختیار وزارت نفت است.
محاصرهای که هیچ وزیری به تنهایی نمیتواند رفع کند
فوریترین مشکل، رساندن نفت تازه به مشتریان است.
بر اساس دادههای کپلر و تانکرترکرز، از اواخر تیر ماه هیچ محموله نفت خام ایران از خط محاصره آمریکا به سوی چین عبور نکرده و از اواخر مرداد نیز بارگیری تازهای در پایانههای نفتی ایران انجام نشده است.
ایران ابتدا تحویل نفت را از ذخایر موجود روی نفتکشها ادامه داد. تا اواخر مرداد، حدود ۶۷ میلیون بشکه نفت روی کشتیها در آبهای جنوبی کشور انباشته شده بود، اما محدود شدن دسترسی به نفتکشهای خالی، بارگیریهای جدید را متوقف کرد.
به گفته کپلر، تولید نفت خام ایران در نتیجه توقف صادرات به حدود روزانه ۱.۸ میلیون بشکه کاهش یافته است. تقریبا به اندازه مصرف داخلی و حدود نصف تولید قبل از جنگ.
پیش از توقف بارگیری نیز صادرات بهشدت افت کرده بود. بارگیری نفت خام و میعانات در ماه اوت، برابر با مرداد و شهریور، روزانه حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه برآورد شد؛ کاهشی چشمگیر در مقایسه با حدود ۷۴۰ هزار بشکه در ژوئیه و نزدیک به دو میلیون بشکه در مارس.
پاکنژاد اندکی پیش از اعلام استعفا گفته بود درآمد نفت فروختهشده همچنان به کشور میرسد.
این اظهارات لزوما با توقف بارگیریهای جدید تناقض ندارد: پرداخت پول محمولههای قبلی میتواند پس از اختلال در جریان صادرات ادامه یابد. مساله، دوام این درآمدها بدون ورود نفت تازه به چرخه صادرات است.
اختیار بورد در این بخش محدود است. تغییر وزیر به تنهایی نمیتواند محاصره دریایی را رفع کند، نفتکش خالی فراهم کند یا مسیر صادرات به چین را بازگشاید.
احیای چشمگیر صادرات عمدتا به تغییر شرایط محاصره وابسته است.
سازوکار فروش نفتی که بورد میتواند بر آن اثر بگذارد
وزارت نفت بر مساله دیگری اختیار مستقیمتری دارد: نفت تحریمی چگونه فروخته میشود و درآمد آن چگونه بازمیگردد؟
محدودیت دسترسی به شبکه بانکی، ایران را به واسطههای موسوم به «تراستی» وابسته کرده است. بازنگشتن درآمد نفت و بدهی سنگین برخی واسطهها، این سازوکار را به موضوع مناقشه تبدیل کرده است.
دو سند محرمانه وزارت نفت و شورای عالی امنیت ملی که ۱۷ شهریور منتشر شد، از واگذاری اعتباری محمولههای بزرگ با تخفیف بالا به چهار تراستی خبر داد که از معاملات قبلی بدهی سنگین داشتند.
در یکی از نامهها، تخفیف غیرمعمول ۸.۵ دلار برای هر بشکه ذکر شده است.
این اسناد، محمدجواد باوند، دستیار ویژه منصوب پاکنژاد برای نظارت بر تجارت نفت، را از چهرههای اصلی مدیریت شبکه تازه تراستیها معرفی کردند.
اسناد بعدی نیز واگذاری محمولهای ۸۶ میلیون بشکهای به چهار تراستی بدهکار را نشان دادند.
این پروندهها بخشی از مناقشه گستردهتر درباره درآمدهای بازنگشته نفت است.
ذبیحالله خداییان، رییس وقت سازمان بازرسی کل کشور، برداشت غیرقانونی دستکم ۱.۶ میلیارد دلار از سوی واسطهها را تایید کرده و برای شرکتهای تراستی ۵۹ پرونده تشکیل شده است.
وزارت نفت استفاده از تراستیها را ضرورت ناشی از تحریم میداند و اتهام کوتاهی در نظارت را رد کرده است.
با این حال، انتخاب واسطهها، شروط تحویل نفت، تضمینهای پرداخت و برخورد با بدهکاران، بیش از محاصره دریایی در حوزه اختیار وزارتخانه قرار دارد.
بورد از مدیریت شرکت ملی نفت به سرپرستی وزارتخانه رسیده و با بخش عملیاتی صنعت آشناست. او همچنین وزارتخانهای را تحویل میگیرد که بر سر انتصابها و حدود اختیارات اختلاف داشته است؛ از جمله مناقشه گزارششده درباره ادامه مدیریت محمد شریعتمداری بر شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس و تلاش برای جایگزینی او.
شواهد اثباتشدهای وجود ندارد که این اختلاف یا پرونده تراستیها علت استعفای پاکنژاد بوده باشد. اهمیت آنها در شناخت ساختار مدیریتیای است که بورد تحویل میگیرد.
چه چیزی واقعا میتواند تغییر کند؟
دو چالش اصلی بورد، پاسخهای متفاوتی میطلبند. محاصره عمدتا خارج از اختیار وزارت نفت است و جابهجایی مدیران نمیتواند مسیر صادرات یا دسترسی به نفتکش را احیا کند.
اما بورد میتواند بر انتخاب واسطهها، ادامه تحویل نفت به تراستیهای بدهکار، تضمین بازگشت پول، پیگیری مطالبات معوق و نظارت بر معاملات اثر بیشتری بگذارد.
هنگام انتصاب او، تغییری در این زمینهها اعلام نشد.
اگر بارگیری نفت و صادرات به چین از سر گرفته شود، عامل تعیینکننده احتمالا تغییر در محاصره یا شرایط گستردهتر جنگ خواهد بود.
اگر انتخاب تراستیها، تضمینها، وصول مطالبات یا مدیران فروش نفت تغییر کند، نقش سرپرست وزارت نفت مستقیمتر خواهد بود.
استعفای پاکنژاد بهخودیخود نشانه سیاستی تازه نیست. بورد یک محدودیت خارجی با اختیار اندک برای رفع آن و یک سازوکار داخلی فروش با امکان مداخله بیشتر را تحویل میگیرد.
اهمیت این جابهجایی به تغییر واقعی در این دو حوزه وابسته است.
ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی دست یافته است که نشان میدهد برکناری وزیر نفت، گامی برای ادامه حیات اصلیترین شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت و انتقال سازوکار جابهجایی پول نفت تحریمی از امارات به روسیه، با همکاری یک فرمانده ارشد امنیتی سپاه و پسر اوست.
یکشنبه ۱۲ مهر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، خبر داد بانک مرکزی راهی جایگزین برای انتقال پول تراستیها، دلالان نفتی مورد اعتماد جمهوری اسلامی، به داخل کشور پیدا کرده و توانسته است یکونیم میلیارد دلار از پول نفت ایران را از طریق سیستم بانکی روسیه به ایران منتقل کند.
ساعاتی پس از انتشار این خبر، محسن پاکنژاد، وزیر نفت، از سمت خود استعفا کرد و مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، استعفای او را پذیرفت.
به گفته دو منبع آگاه، برکناری وزیر نفت و تغییر مسیر انتقال پول، برای حفظ شبکه فساد اطلاعات سپاه پاسداران انجام شده است.
این تغییرات با محوریت حسین رضا صادقی، مشاور عالی فرمانده کل سپاه پاسداران، و پسر او، سعید صادقی، انجام شده است.
سعید صادقی کیست؟
سعید صادقی اگرچه حالا سمتی رسمی در وزارت نفت ندارد، سالها امین سپاه پاسداران در صنعت نفت بوده است.
او در دولت ابراهیم رئیسی مدیرعامل پتروشیمی امیرکبیر شد و پیش از آن، معاون حقوقی و امور قراردادهای هلدینگ نفت، گاز و پتروشیمی قرارگاه خاتمالانبیا سپاه پاسداران و هلدینگ سرمایهگذاری شستان، وابسته به وزارت دفاع، بود.
صادقی دو ماه پس از آغاز کار دولت پزشکیان، مدیرعامل شرکت بازرگانی نفت ایران (نیکو) شد، اما شهریورماه ۱۴۰۴، تنها یک هفته پس از انتصاب بهعنوان مدیر امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران، برکنار شد.
برکناری او پس از آن اتفاق افتاد که فاش شد تراستیها هشت میلیارد دلار از پول نفت فروختهشده را به کشور برنگرداندهاند.
پس از شکلگیری اعتراضات ضدحکومتی در دیماه سال گذشته، شماری از چهرههای حکومتی مدعی شدند فشار اقتصادی ناشی از فساد تراستیها، علت شورش مردم بوده است.
مهدی خراتیان، مدیر اندیشکده حیات سیاست و از تحلیلگران نزدیک به جمهوری اسلامی، در یک پادکست تصویری، «عدم بازگشت دلار توسط تراستیها» را «همان عملیات پیجرها در ایران» خواند.
منابع ایراناینترنشنال گفتند سعید صادقی، به درخواست پدرش، یک هفته پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه به مسکو رفت تا ظاهرا از گزند پیگیری قضایی در امان بماند، اما سعید صادقی که تا پایان جنگ در روسیه اقامت داشت، پیگیر پروژه انتقال شبکه مالی فروش نفت تحریمی از امارات به روسیه بود.
۱۶ خرداد، محمدجواد باوند، قائممقام سابق معاونت اقتصادی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، دستیار ویژه وزیر نفت در امور فروش شد. او در دولت رئیسی هم این سمت را داشت و پیش از آن، نماینده سازمان اطلاعات سپاه در کمیته پوششی تحریم شورای عالی امنیت ملی بود.
بانک مرکزی، روسیه و پول نفت ایران
۲۷ خرداد، عبدالناصر همتی، رییس بانک مرکزی، در سفر به مسکو، همراه با سفیر جمهوری اسلامی در روسیه، از «میر بیزنس بانک» بازدید کرد. ۱۰۰ درصد سهام این بانک که در مسکو ثبت شده و از سال ۲۰۰۲ فعالیت میکند، متعلق به بانک ملی ایران است.
این بانک حسابهای کارگزاری و خدمات مربوط به عملیات روبلی و ارزی را فراهم میکند و ارتباط میان بانکهای ایرانی و شبکه بانکی روسیه را برقرار میسازد.
وزارت خزانهداری آمریکا در سال ۲۰۱۸ این بانک را به اتهام ارائه خدمات مالی به نهادهای تحریمشده ایران تحریم کرد.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، قرار است پول نفت فروختهشده بهوسیله تراستیها با استفاده از شبکه مالی میر روسیه، که پس از تحریمهای بانکی آمریکا جایگزین سوئیفت شده است، به ایران بازگردانده شود.
در این مدت، سرتیپ دوم پاسدار حسینرضا صادقی، مسئول تکمیل شبکه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در فروش نفت ایران شد. او در سالهای اخیر سمتهای حساس نظارتی در این نهاد نظامی داشته است و از جمله رییس دفتر نظارتهای ویژه فرماندهی کل بر سازمان اطلاعات سپاه و معاون هماهنگکننده سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بوده است.
ماموریت تشکیل شبکه تراستیهای سپاه به تایید مهدی سیاری، سرپرست جدید سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، رسید.
همزمان، شبکه تراستیهای وابسته به وزارت اطلاعات، موسوم به شایان، زیر ذرهبین واحد حفاظت این وزارتخانه قرار گرفت و شایان، مدیرکل سوخت و انرژی وزارت اطلاعات، برکنار شد.
ایراناینترنشنال یک هفته بعد، در گزارشی اختصاصی، از هویت ۹ تراستی عضو این شبکه پرده برداشت؛ شبکهای که فرزندان شماری از امنیتیترین چهرههای نظام در آن عضویت داشتهاند، از جمله علی رضایی، فرزند محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی.
اعضای این شبکه مجموعا ۱۱ میلیارد دلار از پول نفت فروختهشده را برنگرداندهاند.
دو هفته بعد، ایراناینترنشنال با انتشار دو سند محرمانه فاش کرد محمدجواد باوند، عامل سپاه پاسداران در وزارت نفت، فروش ۸۶ میلیون بشکه نفت ایران را به چهار تراستی بدهکار واگذار کرده است.
منابع ایراناینترنشنال گفتند که پس از این افشاگری، عبدالله ضیغمی، معروف به «سردار مشفق» و جانشین قرارگاه رسانهای سپاه پاسداران، جلسهای محرمانه با باوند و مصطفی احدی، معاون سابق اقتصادی اطلاعات سپاه و معاون فعلی واحد ۶۰۰ سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، برگزار کرد.
دستور کار این جلسه، سانسور اخبار مربوط به فساد تراستیهای وابسته به سپاه پاسداران بود.
۱۲ مهر، با انتقال یکونیم میلیارد دلار از پول فروش نفت تراستیها از روسیه به ایران، پروژه سپاه پاسداران تکمیل شد و ساعاتی بعد، وزیر نفت استعفا کرد. او که خود در شکلگیری شبکههای فساد دو نهاد امنیتی جمهوری اسلامی در فروش نفت نقش اساسی داشت، در حالی کنار گذاشته شد که تمام تراستیها همچنان آزادند و شبکه تازه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تکمیل شده است.
در پی ادامه کارزار فشار اقتصادی آمریکا علیه جمهوری اسلامی، نرخ ارزهای خارجی در ایران بار دیگر افزایش یافت و بهای دلار از ۲۷۲ هزار تومان عبور کرد.
بررسی قیمتها در بازار آزاد ایران در یکشنبه ۱۲ مهر نشان میدهد بهای دلار با رشد ۱.۳ درصدی نسبت به روز پیش، به ۲۷۲ هزار و ۳۰۰ تومان رسید.
یورو و پوند نیز بهترتیب از مرز ۳۰۶ هزار تومان و ۳۵۹ هزار تومان گذشتند. درهم امارات ۷۴ هزار و ۷۱۰ تومان و لیر ترکیه ۵۵۴۰ تومان معامله شدند.
قیمتها در بازار طلا نیز صعودی بود. بهای سکه طرح جدید، موسوم به «امامی»، به ۲۷۷ میلیون تومان رسید.
همچنین نیمسکه ۱۴۴ میلیون تومان، ربعسکه ۷۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و سکه گرمی ۳۸ میلیون تومان قیمتگذاری شدند.
آمریکا در هفتههای اخیر بهدنبال محدود کردن شریانهای مالی حکومت ایران بوده است. محاصره دریایی، جلوگیری از صادرات نفت ایران و مسدود کردن مسیرهای جابهجایی درآمدهای نفتی، از جمله محورهای این کارزار است.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، ۱۱ مهر اعلام کرد «برای نخستین بار در تاریخ»، حکومت ایران این هفته هیچ محموله نفتی روی آب نخواهد داشت و از این مسیر درآمدی کسب نخواهد کرد.
او کارزار نظامی، محاصره دریایی و انزوای اقتصادی جمهوری اسلامی را اجزای بههمپیوسته راهبرد واشینگتن در قبال تهران توصیف کرد.
این در حالی است که علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی، پیشتر گفته بود آمریکا «هرگز» نخواهد توانست صادرات نفت ایران را به صفر برساند.
تقلای دولت برای مهار بازار ارز
همزمان با تشدید تحریمها و تنگتر شدن حلقه فشار اقتصادی، جمهوری اسلامی در تلاش است راهی برای مهار جهش نرخ ارز و تورم پیدا کند.
خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، ۱۲ مهر گزارش داد در دومین روز عرضه رسمی ارز، بانکهای ملت، تجارت، ملی، صادرات و سامان به هر فرد بالای ۱۸ سال با ارائه کارت ملی، تا سقف ۱۰ هزار دلار با نرخ ۲۵۷ هزار تومان میفروشند.
مهدی کوچکزاده، نماینده مجلس، ۱۲ مهر در جلسه مجلس با انتقاد از این طرح بانک مرکزی پرسید چرا چنین تصمیمی در زمان «اوج کمبود ارز» اتخاذ شده است.
او گفت: «غیر از رفقایشان، دلالها و دزدها چه کسانی هستند که میتوانند این ۱۰ هزار دلار ارز را بخرند؟ اینها پول بیماران پروانهای و مردم گرفتار است که در جیب سرمایهدارها و دزدها میرود.»
کوچکزاده این طرح را «جنایت» خواند و از محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، خواست مانع اجرای آن شود.
قالیباف نیز در پاسخ گفت «مدیریت فیزیکی ارز» از «اهمیت اساسی» برخوردار است و وعده داد این موضوع را پیگیری کند.
پیشتر در ۱۱ مهر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت حضور یافت و اذعان کرد کشور در یکی از دشوارترین مقاطع خود قرار دارد.
با وجود گسترش بحران اقتصادی و افزایش فشارها بر شهروندان، جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه سیاستهای تنشآفرین خود، بهویژه رویارویی با آمریکا و ادامه برنامه هستهای، تاکید دارد.
