رویترز: تلویزیون حوثیها از حمله عربستان سعودی به صنعا خبر داد


تلویزیون المسیره، وابسته به حوثیهای یمن، بامداد یکشنبه ۱۲ مهر گزارش داد عربستان سعودی به صنعا، پایتخت یمن، حمله کرده است.
رویترز با انتشار این خبر افزود عربستان سعودی هنوز انجام این حمله را تایید نکرده است.
این گزارش در ادامه تشدید درگیریها میان عربستان سعودی و حوثیها منتشر شد. حوثیها شنبه ۱۱ مهر اعلام کردند با موشکهای بالستیک و پهپادها یک تاسیسات آرامکو در ریاض را هدف قرار دادهاند. یک شاهد رویترز نیز از مشاهده دود و آتش در نزدیکی این تاسیسات خبر داد، اما مقامهای سعودی و آرامکو در آن زمان این حمله را تایید نکردند.
ائتلاف به رهبری عربستان سعودی پیشتر حوثیها را به حمله به یک ایستگاه توزیع برق در مدینه متهم کرده بود؛ حوثیها این اتهام را رد کردند. در پی آن، گزارشهایی از حملات هوایی عربستان سعودی به مواضع حوثیها، از جمله در صنعا، منتشر شد.







تیم ملی فوتبال اسپانیا در سومین بازی خود در لیگ ملتهای اروپا، جمهوری چک را با نتیجه سه بر یک شکست داد. گلهای بازی را لامینه یامال در دقیقه ۶، رودری در دقیقه ۳۵ و مایکل مرینو در دقیقه ۸۹ برای اسپانیا و اسلاما در دقیقه ۶۹ برای چک، به ثمر رساندند.
از شروع بازی تا دقیقه ۵، اسپانیا گل نزده بود؛ یک «بحران کوچک»! تا اینکه لامین یامال خودش را در موقعیت شوتزنی قرار داد و با ضربهای تماشایی به گوشه بالای دروازه، صحنهای جذاب برای عکاسان ساخت. این بهترین لحظه مسابقهای بود که اسپانیا خیلی زود تصور کرد کار تمام شده است.
پس از گل تماشایی لامین، به نظر میرسید بازی به تفریحی برای اسپانیا تبدیل شده باشد. رودری هم گل دیگری زد، اما بازیکنان جمهوری چک وقتی از فشار خارج شدند، تا آستانه رقم زدن یک شگفتی بزرگ در ورزشگاه تارتییره پیش رفتند. آنها یک گل زدند و گل دیگری هم پس از اشتباه رایا به ثمر رساندند که مردود شد، هرچند داور پیش از آن سوت زده بود.
بازیکنان جمهوری چک احساس میکردند حقشان ضایع شده و مسابقه را با چنان عصبانیتی به پایان رساندند که گویی تا پراگ هم میرسید. کرایچی اخراج شد و دقایق پایانی مسابقه صحنههای چندان خوشایندی نداشت. مرینو هم طبق معمول در لحظه لازم حاضر شد و با گل خود کار را تمام کرد.
یک شروع درخشان
به نوشته مارکا، لوئیس دلافوئنته، سرمربی لاروخا پیشبینی کرده بود که دیر یا زود اسپانیا با یک هشدار جدی روبهرو خواهد شد. مشکل این است که این تصور شکل گرفته که اسپانیا میتواند هر روز نمره کامل بگیرد. در نیمه دوم، با انجام تعویضها و کاهش تمرکز، تیم تعادل و نظم خود را در رختکن جا گذاشت.
اما شروع مسابقه داستان دیگری داشت. طولی نکشید که اسپانیا توپ و کنترل بازی را از جمهوری چک گرفت و حریف را کاملا تحت سلطه قرار داد؛ کاری که به تخصص این تیم تبدیل شده است. رودری، پدری، اولمو و بائنا در میانه میدان کنار هم قرار گرفته بودند و گرفتن توپ از آنها تقریبا غیرممکن به نظر میرسید. برای گرفتن کنترل بازی از تیم ملی اسپانیا، به گروهی کاملا سازمانیافته نیاز است.
جمهوری چک هدایت پروژه خود را به سانتی دنیا سپرده است؛ مربی قهرمان المپیک پاریس که قرار بود شناختش از دلافوئنته به کمکش بیاید، چرا که این دو ساعتهای زیادی را در ساختار فدراسیون فوتبال اسپانیا در لاس روزاس در کنار یکدیگر گذراندهاند. البته امکانات و بازیکنان در اختیار آنها یکسان نیست. سانتی دنیا احتمالا حاضر بود حتی برای پنج دقیقه نیمکت خود را با دلافوئنته عوض کند.
سرمربی اسپانیا از میان بازیکنانی که در پیروزی پرگل مقابل کرواسی حضور داشتند، فقط لامین یامال و بائنا را در ترکیب حفظ کرد. در هر دو سمت خط دفاع نیز بازیکنان جدیدی به میدان رفتند. ایوان فرسنادا در سمت راست، مدافع سریع اسپورتینگ پرتغال، عملکرد مطمینی داشت و فران گارسیا در سمت چپ نیز بار دیگر انرژی همیشگی خود را نشان داد.
زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به زوال عقل قرار دارند و این تفاوت فقط به طول عمر بیشتر آنها مربوط نیست. پژوهشهای تازه نشان میدهد یائسگی نیز ممکن است یکی از عوامل موثر باشد.
یائسگی دورهای در میانسالی است که با افت هورمونهای جنسی و پایان قاعدگی همراه است و برخی پژوهشگران آن را نوعی «آزمون فشار» برای مغز میدانند.
به گزارش پایگاه خبری ساینس، رایلی بوو، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو، گفت یائسگی «قطعا» بر سلامت مغز اثر میگذارد.
پژوهشگران میکوشند مشخص کنند یائسگی چگونه مغز را آسیبپذیر میکند و چه راههایی برای محافظت از آن در برابر پیامدهای این تغییرات وجود دارد.
تغییرات هورمونی و آسیبپذیری مغز
یائسگی معمولا با کاهش و سپس توقف تولید استروژن و پروژسترون در تخمدانها شناخته میشود، اما مغز هم در این گذار نقشی مهم دارد.
با افت هورمونهای جنسی، سطح هورمون محرک فولیکول که در غده هیپوفیز تولید میشود، افزایش مییابد.
کاهش استروژن نیز بر نورونهای هیپوتالاموس اثر میگذارد و میتواند به گشاد شدن رگهای خونی، گرگرفتگی و تعریق شبانه بینجامد.
پژوهشها نشان دادهاند گرگرفتگی و تعریق شبانه شدید یا مکرر با ضایعاتی در ماده سفید مغز ارتباط دارند؛ آسیبهایی که خود با سکته مغزی و زوال عقل مرتبط شناخته شدهاند.
میان این علائم و برخی نشانگرهای آلزایمر نیز ارتباط دیده شده است. اختلالات خواب، مشکلات حافظه و «مه مغزی» اغلب همزمان با تشدید این علائم بدتر میشوند.
بر اساس یافتههای مطالعات مختلف، یائسگی زودهنگام، چه بهطور طبیعی رخ دهد و چه در پی جراحی برداشتن تخمدانها، با خطر بیشتر ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد.
با این حال، جدا کردن اثر یائسگی از افزایش سن دشوار است، زیرا سن خود مهمترین عامل خطر زوال عقل به شمار میرود.
سرنخهایی در خون زنان یائسه
برای بررسی سازوکارهای زیستی پشت این افزایش خطر، گروهی به سرپرستی کیتلین کازالتو، عصبروانشناس دانشگاه کالیفرنیا، ۸۰ زن سالم را در مراحل پیش از یائسگی، گذار یائسگی و اوایل پس از یائسگی بررسی کردند.
هیچیک از این زنان برای کنترل علائم یائسگی هورمون مصرف نمیکردند.
پژوهشگران یک «امضای مولکولی» شامل ۱۶ پروتئین مرتبط با مغز شناسایی کردند که سطح آنها در خون زنان پس از یائسگی، در مقایسه با زنان پیش از یائسگی، بالاتر بود.
دو مورد از این پروتئینها با آلزایمر ارتباط دارند و چند مورد دیگر در سلامت نورونها و سیناپسها نقش دارند. سطح سیتوکینها، پروتئینهای پیامرسان التهابی، بهویژه در زنانی که تعریق شبانه داشتند، بالا بود.
مدلین وود الکساندر، نویسنده اول پژوهش، گفت ممکن است در دوره گذار یائسگی یک پاسخ التهابی پایدار فعال شود و برای مغز مشکل ایجاد کند.
میزان این پروتئینها با تغییرات هورمونی نیز ارتباط داشت؛ بهویژه با افزایش هورمون محرک فولیکول و کاهش استرادیول.
نتایج پژوهشهای انجامشده روی موشها نشان داده است هورمون محرک فولیکول ممکن است فرایندهای مرتبط با آلزایمر را در نورونها تشدید کند و مهار آن شاید بتواند به توقف این روند بینجامد.
از سرنخهای اولیه تا پژوهشهای بیشتر
همین گروه در ادامه، دادههای سلامت حدود ۱۲ هزار زن در دهه شصت و سالهای نخست دهه هفتاد زندگی را بررسی کرد و دریافت سطح بسیاری از همان پروتئینها در زنانی که دچار افت شناختی یا زوال عقل شده بودند، بالاتر بود.
با این حال، ربکا ترستون، پژوهشگر سلامت زنان در دانشگاه پیتسبورگ که در این مطالعه مشارکت نداشت، هشدار داد شمار زنان در بخش اصلی پژوهش محدود بوده و سطح پروتئینهای خون نیز میتواند نوسان داشته باشد. به گفته او، برای تایید این یافتهها به مطالعات بزرگتر و طولانیمدتتر نیاز است.
چنین پژوهشهایی اکنون در حال برنامهریزی است و قرار است صدها زن در دوره گذار یائسگی طی چند سال زیر نظر گرفته شوند تا ارتباط تغییرات مغزی و نشانگرهای خونی با مشکلات شناختی روشنتر شود.
وود الکساندر در عین حال تاکید کرد نباید یائسگی را صرفا دورهای منفی دانست. به گفته او، همه زنانی که تخمدانهایشان برداشته نشده است، در میانسالی بهطور طبیعی یائسه میشوند، اما بیشتر آنها به آلزایمر مبتلا نمیشوند.
هدف پژوهشگران این است که مشخص کنند چرا برخی زنان در این دوره در مسیر آسیبپذیرتری قرار میگیرند، در حالی که برخی دیگر مقاومت بیشتری نشان میدهند.
برونو فرناندز، کاپیتان تیم ملی پرتغال، از گفتوگوی خود با کریستیانو رونالدو خبر داد و گفت در تیم ملی هیچ دودستگیای وجود ندارد و از مردم پرتغال خواست بر سر اختلاف رونالدو و ژرژ ژسوس دودسته نشوند، طرفی را انتخاب نکنند و به همه طرفها احترام بگذارند.
برونو فرناندز هافبک منچستریونایتد که با توجه به غیبت کریستیانو رونالدو، بازوبند کاپیتانی تیم ملی پرتغال را میبندد، پیش از بازی با نروژ در لیگ ملتهای اروپا، درباره حواشی روزهای گذشته در پی نیمکتنشینی رونالدو و خروج او از اردوی پرتغال گفت: «در تیم ملی شرایطی پیش آمده که هیچ ارتباطی با بازیکنان ندارد و فکر میکنم مهمترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، نتیجه گرفتن در زمین است.»
او گفت: «درباره کریستیانو، با او صحبت کردم و همان چیزی را که به خودش گفتم اینجا هم تکرار میکنم؛ مهمترین نکته این است که فارغ از هر اتفاقی، کریستیانو رونالدو هرگز جایگاهش را بهعنوان بزرگترین نماد تیم ملی، فوتبال ما و کشورمان از دست نخواهد داد؛ به دلیل کارهایی که نه فقط در پرتغال، بلکه در سراسر جهان انجام داده است.»
فرناندز تاکید کرد که در تیم ملی پرتغال دودستگی وجود ندارد: «او نه فقط در میان بهترینهای تاریخ جایگاه ویژهای دارد، بلکه در قلب همه پرتغالیها نیز جای دارد. مهمترین مسئله این است که دیگر دو طرف ایجاد نکنیم.»
او گفت: «در تیم ملی هیچ دودستگیای وجود ندارد. تیم ملی یکی است و با وجود سروصداهایی که ممکن است از بیرون ایجاد شود، همینطور باقی خواهد ماند. هر خانوادهای باید مسائلش را پشت درهای بسته حل کند و فکر میکنم تیم ملی هم باید همینطور عمل کند و باور دارم همین اتفاق خواهد افتاد.»
فرناندز ابراز امیدواری کرد این ماجرا پایان خوبی داشته باشد: «مهمترین چیز این است که این مسئله برای هر دو طرف بهخوبی تمام شود. ما کاملا خارج از این موضوع هستیم و فقط از طریق چیزهایی که شما میگویید و آنچه میبینیم در جریان قرار میگیریم. مدت زیادی را در اتاق بازیکنان مشغول ورق بازی کردن بودیم و از این جنجال دور هستیم.»
کاپیتان پرتغال گفت: «تنها چیزی که میخواهم این است که کشور دودسته نشود، طرفی را انتخاب نکند و به همه طرفها احترام بگذارد. در عین حال، کریس بزرگترین نماد تیم ملی ماست و خواهد ماند و فارغ از اینکه چه کسی او را بیشتر یا کمتر دوست دارد، شایسته احترام همه است.»
او درباره رقابت برای حضور در ترکیب پرتغال نیز گفت: «اینکه چه کسی فرصت بازی پیدا میکند یا نمیکند، تصمیم سرمربی است و خوشحالم که تصمیمش با من نیست. این نشان میدهد گروه ما کیفیت بسیار بالایی دارد؛ بازیکنانی که میتوانند در پستهای مختلف بازی کنند و همزمان در زمین حضور داشته باشند. این یک نکته مثبت است. حضور در تیم ملی اتفاقی فوقالعاده است و کمتر یا بیشتر بازی کردن نباید منفی تلقی شود. همه ما میخواهیم بازی کنیم، نماینده کشورمان باشیم و انتخاب ترکیب را برای سرمربی دشوار کنیم.»
آخرین بار که حلقه اصلی امنیت ملی دونالد ترامپ در کمپدیوید درباره ایران گرد هم آمد، تنها چند روز بعد جنگ آغاز شد؛ حالا، هفت ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، تقریبا همان چهرهها بار دیگر پشت درهای بسته کمپدیوید نشستهاند.
همزمان، ناو هواپیمابر تئودور روزولت، ناو آبیخاکی مِیکِن آیلند و هزاران نیروی تازه آمریکایی راهی خاورمیانه هستند.
هنوز نشانهای از صدور فرمان حمله تازه وجود ندارد، اما وقتی خود ترامپ درباره گام بعدی میگوید «خواهید دید» و اکسیوس از بررسی ازسرگیری عملیات گسترده خبر میدهد، یک پرسش جدیتر میشود: آیا خبری در راه است؟
هفت ماه پس از آغاز جنگ ایالات متحده و جمهوری اسلامی، نشانههایی از واشینگتن و تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، یک پرسش را دوباره مطرح کرده است: آیا دولت دونالد ترامپ خود را برای مرحله تازهای از جنگ آماده میکند؟
نشست اعلامنشده مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا در کمپدیوید، اعزام حدود ۹ هزار نیروی دیگر، حرکت ناو هواپیمابر تئودور روزولت به سوی خاورمیانه، مجموعهای از تحولاتی است که دستکم نشان میدهد گزینه نظامی بار دیگر در مرکز محاسبات واشینگتن قرار گرفته است.
کمپدیوید؛ شباهتی که جلب توجه میکند
مهمترین نشانه شاید نه در خلیج فارس، بلکه در مریلند باشد. اکسیوس به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد اعضای ارشد تیم امنیت ملی ترامپ جمعه ۱۰ مهر برای چند ساعت در کمپدیوید گرد هم آمدند.
جیدی ونس ریاست جلسه را بر عهده داشت و مارکو روبیو، پیت هگست، استیو ویتکاف، جان رتکلیف، رییس سیا و دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش، از حاضران بودند.
یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفت در این جلسه، درباره مسائلی «تصمیمگیری شد یا دستکم عمیقا مورد بحث قرار گرفت».
کاخ سفید درباره جزییات سکوت کرده است. اکسیوس میگوید محور مذاکرات، مرحله بعدی جنگ ایران و همچنین بحران حوثیها در یمن بوده است.
اما انتخاب کمپدیوید و ترکیب حاضران یک سابقه قابل توجه دارد. در ژوئن ۲۰۲۵ نیز ترامپ تیم ارشد سیاست خارجی خود را برای چند ساعت به کمپدیوید برد.
در آن نشست هم ونس، روبیو، هگست، ویتکاف و رتکلیف حضور داشتند و ایران یکی از موضوعات اصلی بود. آن نشست چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی برگزار شد.
این شباهت به معنای تکرار قطعی سناریوی ۲۰۲۵ نیست، اما وقتی در کنار تحرکات نظامی تازه قرار میگیرد، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تئودور روزولت تنها نیست؛ نیروی آبیخاکی هم در راه است
این بار نشانهها فقط سیاسی نیستند. سیبیاس گزارش داد ناوگروه هواپیمابر تئودور روزولت و گروه آمادگی آبیخاکی مِیکِن آیلند به سوی خاورمیانه حرکت کردهاند.
حدود هفت هزار ملوان و دو هزار تفنگدار دریایی با این استقرارها راهی منطقه هستند.
اهمیت مِیکِن آیلند در این است که آمریکا فقط یک ناو هواپیمابر دیگر نمیفرستد؛ یک گروه آبیخاکی نیز وارد معادله میشود که تفنگداران دریایی و قابلیتهای عملیاتی متفاوتی را در اختیار فرماندهان قرار میدهد.
جورج اچ. دبلیو. بوش و جورج واشینگتن نیز اکنون در منطقه حضور دارند و گروه آبیخاکی باکسر هم از قبل مستقر است.
در صورت همپوشانی این استقرارها، آمریکا میتواند سه ناوگروه هواپیمابر و دو گروه آمادگی آبیخاکی را همزمان در منطقه داشته باشد.
واشینگتنپست گزارش داد برنامهریزی پنتاگون میتواند نزدیک به ۲۰ هزار نیروی مرتبط با این آرایش دریایی، تا ۱۵۰ جنگنده و چندین ناوشکن مجهز به موشک را در منطقه گرد آورد.
البته بخشی از این تحرک میتواند مربوط به چرخش و جایگزینی نیروهایی باشد که ماهها در منطقه بودهاند؛ بنابراین استقرار نظامی بهتنهایی اثباتکننده تصمیم به حمله نیست، اما حاکی از افزایش سطح آمادگی است.
ترامپ خودش چه میگوید؟
در کنار این آرایش نظامی، لحن ترامپ نیز اهمیت دارد. او گفته جمهوری اسلامی «آماده فروپاشیدن» است و پیشبینی کرده آمریکا جنگ را «درست بعد از انتخابات» یا حتی پیش از انتخابات میاندورهای به پایان خواهد رساند.
او همچنین گفته حتی اگر آمریکا اکنون جنگ را متوقف کند، ایران برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده به سالها زمان نیاز خواهد داشت.
بنیامین نتانیاهو هم با تایید صحبت ترامپ، به سرنگونی جمهوری اسلامی اشاره کرده است.
مهمتر اینکه اکسیوس گزارش میدهد ترامپ در شرایطی که مذاکرات به بنبست رسیده، در حال بررسی ازسرگیری عملیات عمده نظامی علیه ایران است.
چند روز پیش نیز این رسانه گزارش داده بود میانجیگری قطر پیشرفت اندکی داشته و مقامهای آمریکایی معتقدند ترامپ ممکن است پس از انتخابات میاندورهای دستور بازگشت به عملیات عمده را صادر کند.
حتی پاسخ ترامپ در روز نشست کمپدیوید نیز قابل توجه بود. وقتی از او درباره گام بعدی در برابر ایران پرسیده شد، جزئیات را فاش نکرد و گفت اگر پاسخ را بگوید، خبرنگاران «یک خبر بزرگ» خواهند داشت. ترامپ افزود: «خواهید دید.»
اکسیوس این اظهارات را در همان گزارش مربوط به نشست کمپدیوید برجسته کرده است.
چرا اکنون؟
یکی از متغیرهایی که محاسبات واشینگتن را نسبت به ماههای نخست جنگ تغییر داده، سازگاری تدریجی بازار انرژی با بحران هرمز است.
تنگه هرمز همچنان یک گلوگاه حیاتی است و حملات اخیر به نفتکشها نشان میدهد تهدید آن از بین نرفته است.
اما توسعه مسیرهای جایگزین، افزایش استفاده از خطوط لوله و سازوکارهای تازه انتقال انرژی باعث شده تهدید اختلال در هرمز دیگر دقیقا همان شوک ماههای نخست جنگ را ایجاد نکند.
این تحول میتواند یکی از عواملی باشد که هزینه اقتصادی تشدید دوباره عملیات را در محاسبات واشینگتن تغییر میدهد؛ هرچند خطر جهش قیمت انرژی و حملات تلافیجویانه همچنان پابرجاست.
جمهوری اسلامی چه اهرمهایی دارد؟
این تحولات به معنای آن نیست که جمهوری اسلامی فاقد توان پاسخ است. توان موشکی و پهپادی، تهدید کشتیرانی و ارتباط با گروههای مسلح منطقهای همچنان بخشی از محاسبات نظامی آمریکاست.
اما نشانههای موجود حاکی از آن است که واشینگتن تلاش کرده بخشی از آسیبپذیریهای خود و متحدانش را کاهش دهد.
آمریکا علاوه بر افزایش حضور دریایی، دو سامانه پاتریوت دیگر برای حفاظت از زیرساختهای نفت و گاز عربستان و قطر اعزام کرده است. از سویی اظهارات اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هم قابل تامل است: جمهوری اسلامی دیگر حتی یک بشکه نفت روی آب ندارد.
همزمان، فشار اقتصادی نیز افزایش یافته و مذاکراتی که قرار بود راه خروج دیپلماتیک ایجاد کنند، پیشرفت چندانی نکردهاند.
اکسیوس میگوید هر دو طرف حاضر به عقبنشینی از مواضع اصلی خود نشدهاند.
آیا خبری در راه است؟
هیچیک از این نشانهها بهتنهایی ثابت نمیکند ترامپ دستور حمله تازهای صادر کرده است.
اما کنار هم قرار دادن آنها تصویر متفاوتی میسازد: نشست کمپدیوید با حلقهای بسیار شبیه به تیم حاضر در نشست ژوئن ۲۰۲۵؛ بنبست مذاکرات؛ حرکت تئودور روزولت؛ اعزام نیروی آبیخاکی مِیکِن آیلند و هزاران تفنگدار و ملوان؛ تقویت دفاع هوایی کشورهای خلیج فارس؛ و گزارش اکسیوس مبنی بر اینکه ترامپ بازگشت به عملیات عمده را بررسی میکند.
بنابراین سوال دیگر این نیست که آیا آمریکا توان گسترش دوباره جنگ را دارد. پنتاگون آشکارا در حال افزایش همین توان است.
سوال اصلی این است که آیا این آرایش گسترده قرار است اهرم آخر ترامپ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به توافق باشد، یا واشینگتن خود را برای زمانی آماده میکند که ترامپ به این نتیجه برسد دیپلماسی دیگر کارایی ندارد.
پاسخ نشست کمپدیوید هنوز پشت درهای بسته مانده است؛ اما حرکت ناوها نشان میدهد پنتاگون چندان منتظر روشن شدن آن پاسخ نمانده است.
پاتریس فور، رییس پلیس پاریس، هشدار داد اعتراضات دانشآموزان که به سراسر فرانسه گسترش یافته، اکنون «از کنترل خارج شده است».
فور شنبه ۱۱ مهر در بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس نوشت کسانی که این جنبش را آغاز کردند، دیگر کنترلی بر آن ندارند.
او از دانشآموزان خواست به تعطیلی مدارس و ناآرامیها پایان دهند و از شیوههای مسالمتآمیز برای بیان اعتراض خود استفاده کنند.
رییس پلیس پاریس افزود: «زمان آن رسیده است که به شیوههای مسالمتآمیز اعتراض بازگردیم.»
فور همچنین تاکید کرد والدین مسئولیت دارند فرزندان خود را از نفوذ «آشوبگران حرفهای» و حامیان آنها دور نگه دارند.
چند نقطه فرانسه ۱۰ مهر شاهد درگیری پلیس ضدشورش با دانشآموزان دبیرستانی بود. این اعتراضها به تعطیلی بیش از ۴۰۰ مرکز آموزشی انجامید و کلاسهای آنها بهصورت غیرحضوری برگزار شد.
از ششم مهر تاکنون، حدود پنج هزار نفر که بیشتر آنها نوجوان هستند، در سراسر فرانسه بازداشت شدهاند.
آگات فوکو، سخنگوی پلیس ملی فرانسه، ۱۱ مهر اعلام کرد بیش از ۶۰۰ نیروی پلیس در جریان خشونتهای مرتبط با اعتراضها زخمی شدهاند.
دانشآموزانی که مدارس را به تعطیلی کشاندهاند، به شلوغی بیش از حد کلاسها، کمبود مداوم معلم و فرسودگی ساختمانهای آموزشی اعتراض دارند و سالها کمبود سرمایهگذاری در نظام آموزشی را عامل این وضعیت میدانند.
فراخوان برای دور تازه اعتراضها
اتحادیههای دانشآموزی خواستار برگزاری یک روز سراسری تظاهرات در سهشنبه ۱۴ مهر شدهاند و اتحادیههای صنفی بخش آموزش نیز معلمان را به اعتصاب فراخواندهاند.
این در حالی است که دولت امانوئل مکرون میکوشد این اعتراضات را که در روزهای اخیر دامنه و شدت بیشتری گرفتهاند، مهار کند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد مقامهای امنیتی بیم آن دارند که تجمع سازمانیافته در مرکز پاریس به خشونت بیشتری بینجامد.
آنها همچنین نگران هستند گروههای آنارشیست چپ افراطی وارد اعتراضها شوند و کنترل آن را به دست بگیرند.
یک منبع نزدیک به نخستوزیر فرانسه ۱۰ مهر گفت نهادهای اطلاعاتی در نشست بحران دولت، آغاز موج اعتراضهای دانشآموزی را به سیاستمداران چپ رادیکال نسبت دادهاند.
حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» این گزارش را رد کرد و در مقابل، دولت را متهم کرد که با سرکوب دانشآموزان به تشدید تنشها دامن میزند.
رادیو بینالمللی فرانسه ۱۱ مهر گزارش داد گفتوگوهای نمایندگان دانشآموزان با ادوار ژوفره، وزیر آموزشوپرورش، نتوانسته به خواستههای آنها برای رفع کمبود معلم، بهبود وضعیت ساختمانهای مدارس و کاهش ازدحام در کلاسها پاسخ دهد.
بر اساس این گزارش، در حالی که اتحادیههای دانشآموزی خواستار دور تازهای از اعتراضها در روزهای آینده شدهاند، کشیده شدن این جنبش به دانشگاهها میتواند در ادامه و دامنه آن نقشی تعیینکننده داشته باشد.
ژوفره شامگاه ۱۰ مهر گفت از آغاز اعتراضها تاکنون حدود ۱۷۰ دانشآموز زخمی شدهاند و بیش از ۱۰۰ مدرسه متوسطه نیز «خسارت شدید» دیدهاند.
دستکم ۶۵ نفر از کارکنان مدارس، از جمله ۴۰ مدیر مدرسه، هم در جریان اعتراضها زخمی شدهاند.