آی۲۴نیوز: مذاکرات نتانیاهو در امارات متحده عربی عمدتا متمرکز بر ایران بوده است
شبکه آی۲۴نیوز، دوشنبه ششم مهر گزارش داد که مذاکرات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در سفر شش ساعته پنجم مهر او به امارات متحده عربی، عمدتا بر ایران متمرکز بوده است.
با وجود اصرار حکومت بر برگزاری حضوری کلاسهای درسی، پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شش روز پس از بازگشایی مدارس، شماری از دانشآموزان در شهرهای مختلف هنوز کتابهای درسی خود را دریافت نکردهاند.
برخی دانشآموزان میگویند مدارس از احتمال ادامه این وضعیت برای چند هفته و حتی دو ماه خبر دادهاند و معلمان از آنها خواستهاند تا رسیدن کتابها، فصلهای مورد نیاز را چاپ کنند یا از نسخه دیجیتال بخوانند.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، ۱۰ شهریور گفته بود این وزارتخانه «با برنامهریزی و تدابیر لازم» آماده است سال تحصیلی جدید را به شکل حضوری آغاز کند و تاکید کرده بود به جای تعطیلی مدارس باید «شرایط را مدیریت کرد».
تاخیر در توزیع کتابهای درسی، در حالی که آموزشوپرورش بر حضور دانشآموزان در کلاسها اصرار دارد، کمبود یکی از ابتداییترین ملزومات آموزش حضوری را نشان میدهد.
کتابها هنوز نرسیدهاند
دانشآموزی از اسلامشهر به ایراناینترنشنال گفت تا ششم مهر هیچ کتابی به آنها تحویل داده نشده و مدرسه اعلام کرده کتابها هنوز از تهران ارسال نشدهاند و ممکن است تحویل آنها دو ماه طول بکشد.
دانشآموز یک دبیرستان دخترانه نیز گفت دو کتاب درسی هنوز توزیع نشده و مدرسه زمان احتمالی تحویل آنها را دو هفته دیگر اعلام کرده است.
مخاطبی از دماوند نوشت: «به ما اعلام شده آموزشوپرورش هنوز کتابها را چاپ نکرده است. پس از آن نیز برای ارسال کتابهای درسی به شهرستانها زمان لازم است.»
دانشآموز دیگری از خرمآباد گفت به آنها اعلام شده به دلیل «شرایط جنگی»، ممکن است تحویل کتابها تا یک ماه به تعویق بیفتد.
کتاب نیست؛ فصلها را چاپ کنید
یک دانشآموز هنرستانی با اشاره به هزینه بالای وسایل مورد نیاز دروس عملی گفت مدرسه اعلام کرده تا یک ماه آینده کتابها نمیرسند و دانشآموزان باید فصلهای نخست را چاپ کنند.
دانشآموز پایه دهمی از چابهار نیز گفت معلمان از آنها خواستهاند تا زمان رسیدن کتابها، فصلهای مورد نیاز را جداگانه چاپ کنند؛ با هزینهای که به گفته او فشار بیشتری بر خانوادهها وارد میکند.
برخی مخاطبان ایراناینترنشنال هزینه چاپ و سیمی کردن کتابها یا جزوههای درسی را تا یک میلیون تومان اعلام کردهاند.
شهروند دیگری گفت معلمان از دانشآموزان خواستهاند فایل کتابها را دانلود کنند و از روی نسخه دیجیتال درس بخوانند، در حالی که همه دانشآموزان به اینترنت مناسب و پرسرعت دسترسی ندارند.
این وضعیت در حالی است که پیش از آغاز سال تحصیلی، وزارت آموزشوپرورش برای توزیع کتابها جدول زمانی مشخصی تعیین کرده بود و بر اساس برنامه اعلامشده، توزیع کتابها از مدارس به دانشآموزان باید از ۱۸ شهریور آغاز میشد و تا اول مهر ادامه مییافت.
پول کتاب را چند بار پرداخت کنیم؟
تاخیر در تحویل کتابها تنها مشکل مطرحشده نیست. شماری از والدین میگویند پس از پرداخت آنلاین هزینه کتابهای درسی، برخی مدارس بار دیگر از آنها پول دریافت کردهاند.
یکی از مخاطبان گفت خانوادهها پیشتر حدود یک میلیون تومان برای کتابهای درسی بهصورت آنلاین پرداخت کردهاند، اما برخی مدارس هنگام تحویل کتاب دوباره پول مطالبه میکنند.
شهروندی از قزوین گفت هزینه کتاب را از طریق سامانه پرداخت کرده، اما دوم مهر مدرسه دولتی از هر دانشآموز ۲۰۰ هزار تومان دیگر با عنوان «هزینه کرایه حمل کتاب» گرفته و سپس کتابها را تحویل داده است.
همزمان با تشدید بحران معیشت و افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان صنفی در ایران، موج استعفای معلمان از آموزش و پرورش واکنشهای گستردهای را به دنبال داشته است. فعالان صنفی و کاربران شبکههای اجتماعی با ابراز نگرانی از این روند، درباره پیامدهای آن برای نظام آموزشی کشور هشدار دادند.
شماری از معلمان در روزهای اخیر با انتشار ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی، از استعفای خود خبر دادهاند؛ اقدامی که بازتاب گستردهای در افکار عمومی داشته است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، دوشنبه ششم مهر در بیانیهای به «خروج اجباری معلمان عاشق در اعتراض به نادیدهانگاری آموزش و ساختار سرکوبگر» واکنش نشان داد.
در این بیانیه آمده است معلمان «اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بیتوجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت و فشارهای طاقتفرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمیبینند».
این نهاد صنفی با انتقاد از مقامهای جمهوری اسلامی که بحرانهای کشور را به «تحریک دشمن» نسبت میدهند، تاکید کرد کنارهگیری معلمان دلسوز نتیجه مستقیم سیاستهایی است که نظام آموزشی را با بحرانی عمیق روبهرو کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در بیانیه خود دستمزدهای زیر خط فقر، کالاییسازی و تبعیض آموزشی، بوروکراسی اداری، برخوردهای امنیتی و اخراج، تعلیق و بازداشت فعالان صنفی را از عوامل اصلی نارضایتی معلمان برشمرد.
این نهاد ضمن اعلام حمایت از مطالبات معلمان، درباره «پیامدهای جبرانناپذیر این فروپاشی آموزشی» هشدار داد و حاکمیت جمهوری اسلامی را مسئول نارضایتی انباشته فرهنگیان دانست.
در ماههای اخیر، ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی در منطقه، تشدید تحریمها و افت چشمگیر ارزش پول ملی، بحران اقتصادی ایران را عمیقتر کرده است.
افزایش شدید تورم و کاهش قدرت خرید فشار بیسابقهای بر معیشت مردم وارد آورده و تامین کالاهای اساسی را برای بخش گستردهای از جامعه دشوار کرده است.
همزمان، سیاستهای سرکوبگرانه حکومت ادامه یافته است. بازداشت فعالان صنفی و صدور احکام سنگین زندان و اعدام برای شهروندان معترض، از جمله موارد نقض حقوق بشر در ماههای اخیر بوده است.
نگرانی از کمبود معلم و افت کیفیت آموزش
انتشار ویدیوهای استعفای معلمان واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را نیز برانگیخته است.
شماری از کاربران با اشاره به اوضاع بغرنج اقتصادی و افزایش فشارها بهعنوان دلایل اصلی این کنارهگیریها، درباره تشدید بحران آموزش هشدار دادهاند.
کاربری به نام دلآرام در شبکه اجتماعی ایکس، مشکلات معیشتی را دلیل استعفای معلمان دانست و یادآوری کرد این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که نظام آموزشی کشور با کمبود نیروی انسانی مواجه است.
کاربر دیگری به نام رویا نوشت موج استعفا تنها به فرهنگیان محدود نمیشود و کارکنان بخش درمان و دیگر نهادها نیز به کنارهگیری از مشاغل خود روی آوردهاند.
کاربری به نام حسین استعفای معلمان را «سونامی وحشتناک» توصیف کرد و هشدار داد کاهش تمایل متقاضیان به ورود به دانشگاه فرهنگیان، در کنار خروج معلمان شاغل، بحران کمبود نیروی آموزشی را تشدید خواهد کرد.
او افزود: «پنج سال دیگر مسئولان میفهمند چه بلایی سر دانشآموزان آمده است.»
کاربر دیگری نیز با ابراز نگرانی از افت کیفیت آموزش نوشت: «اونهایی که دور و برشون بچه دارن، متوجه میشن سطح مدرسهها داره چه افتی میکنه و جای معلمهای بادیسیپلین و باسواد رو چه کسانی دارن میگیرن. آینده این مملکت چی میشه واقعا؟»
معلمان در سالهای اخیر بارها به بیتوجهی مقامهای جمهوری اسلامی به مطالبات صنفی خود اعتراض کردهاند.
۱۵ شهریور، گروهی از معلمان مقابل سازمان برنامه و بودجه در تهران تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار پرداخت عادلانه دستمزدها و اجرای طرح همسانسازی حقوق و مزایا شدند.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، پیشتر در گفتوگو با ایراناینترنشنال هشدار داد کمبود معلم، افزایش شمار بازماندگان از تحصیل و فشارهای اقتصادی، نظام آموزشی کشور را با بحرانی جدی مواجه کرده است.
او تاکید کرد پروندهسازی برای معلمان، کمبود نیروی آموزشی و اشتغال چندشیفته فرهنگیان، کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار داده است.
نشریه اتلتیک در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای جنگ با جمهوری اسلامی بر ورزش در کشورهای حوزه خلیج فارس پرداخته است.
بر اساس این گزارش، با گذشت بیش از ۲۰۰ روز از آغاز درگیریها و حمله هوایی نیروهای آمریکایی و اسرائیلی، سایه سنگین ناامنی و بلاتکلیفی بر تقویم رویدادهای بینالمللی ورزش در منطقه افتاده است.
اگرچه لغو اولیه مسابقاتی چون جایزه بزرگ فرمول یک در بحرین و عربستان و دیدار نهایی «فینالیسیما» میان آرژانتین و اسپانیا در دوحه نشاندهنده ابعاد اولیه این بحران بود، اما تداوم جنگ اکنون برگزاری سایر رویدادهای پردرآمد پایان سال را نیز با چالش جدی مواجه کرده است.
در حوزه فرمول یک، برگزارکنندگان مسابقات تصمیمگیری نهایی برای اجرای دو مسابقه نهایی در قطر و ابوظبی را تا اواسط اکتبر به تاخیر انداختهاند. لغو این رقابتها، ضررهای مالی هنگفتی به همراه دارد؛ به همین منظور پیست «ایمولا» در ایتالیا به عنوان جایگزین در حالت آمادهباش قرار گرفته است.
در گلف، تورنمنتهای معتبر پایان فصل «DP World Tour» در ابوظبی و دبی نیز تحت تاثیر قرار گرفتهاند. اگرچه مسئولان قصد برگزاری طبق برنامه را دارند، اما برخی بازیکنان برجسته از جمله مت فیتزپاتریک نسبت به امنیت خود ابراز نگرانی کردهاند.
در بوکس، مبارزه بزرگ «کانلو آلوارز» و «کریستین مبیلی» که برای ۳۱ اکتبر در ریاض برنامهریزی شده، به دلیل نبود برنامههای تبلیغاتی و عدم اعلام مبارزات مقدماتی در هالهای از ابهام است و امکان انتقال آن به جده وجود دارد.
در رشته دوچرخهسواری، تورهای منطقهای مانند تور «العلا» در عربستان در هالهای از ابهام قرار دارند. علاوه بر این، حامیان مالی بزرگ منطقه دچار بحران شدهاند؛ بهطوری که شرکت انرژی «باپکو» در بحرین پس از حملات موشکی، اعلام کرد پرداخت دستمزدهای تیم بحرین-ویکتوریوس با تاخیر مواجه شده است. همچنین ابهاماتی درباره تداوم اسپانسری العلا برای تیم استرالیایی جکوالعلا وجود دارد.
در فوتبال، لیگهای داخلی منطقهای از جمله لیگ برتر ایران ماهها تعطیل بودند و تیمهای ایرانی مانند استقلال و تراکتور مجبور به برگزاری بازیهای خود در زمین بیطرف در لیگ نخبگان آسیا شدهاند.
در تنیس و قایقرانی (SailGP) نیز تورنمنتهای فوریه و مسابقات پایانی دبی و ابوظبی تحت نظر نهادهای امنیتی قرار دارند. در مجموع، ورزش خلیج فارس که سرمایهگذاریهای سنگینی در سالهای اخیر انجام داده بود، اکنون با بحرانی بیسابقه و بلاتکلیفی جدی روبهرو است.
تصاویر دو سرباز کره شمالی که بهتازگی به کره جنوبی منتقل شدهاند
کره جنوبی با متهم کردن اوکراین به نقض توافق محرمانگی درباره انتقال دو اسیر جنگی کره شمالی به سئول، خواستار توضیح رسمی و عذرخواهی کییف شد.
سونگ گیهونگ، دبیر ارشد اطلاعرسانی دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی، شامگاه یکشنبه پنجم مهر در بیانیهای از «افشای یکجانبه» این موضوع از سوی اوکراین و انکار توافق محرمانگی بهشدت ابراز تاسف کرد.
او گفت دولت کره جنوبی در حال بررسی اقدامات احتمالی بیشتر در واکنش به این موضوع است.
بر اساس این بیانیه، اوکراین بدون مشورت کافی با سئول، انتقال دو اسیر را در سخنرانی ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری این کشور، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد علنی کرد و سپس وجود توافق برای محرمانه ماندن آن را انکار کرد.
سونگ هشدار داد این اقدام اعتماد میان سئول و کییف را بهشدت خدشهدار کرده و ممکن است به روابط دوجانبه آسیب برساند.
زلنسکی هفته گذشته در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اعلام کرد اوکراین بهتازگی دو سرباز کره شمالی را که هنگام جنگیدن در کنار نیروهای روسیه به اسارت درآمده بودند، به کره جنوبی منتقل کرده است.
لی جائه میونگ، رییسجمهوری کره جنوبی، پیشتر گفت اوکراین با افشای این انتقال، توافق محرمانگی میان دو کشور را نقض کرده است.
او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت با توجه به پیامدهای احتمالی این اقدام، محرمانه نگه داشتن انتقال دو سرباز «از هر نظر اقدامی مناسب بود» و دو طرف نیز بر سر آن توافق کرده بودند.
لی افزود: «نمیدانم چه شرایطی باعث شد طرف اوکراینی با وجود توافق محرمانگی، این موضوع را افشا کند، اما این اقدام بسیار تاسفبار است.»
اعزام هزاران سرباز کره شمالی به روسیه برای کمک به ارتش این کشور در جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۴، واکنش شدید کشورهای غربی را برانگیخت.
زلنسکی پنجم مرداد هشدار داد روسیه در حال آمادهسازی برای پذیرش ۳۰ هزار نیروی دیگر کره شمالی برای جنگ علیه اوکراین است و مقدمات استقرار این نیروها از ماه ژوئن در منطقه ورونژ آغاز شده است.
روسیه اسفند ۱۴۰۰ کارزار نظامی خود را علیه اوکراین کلید زد و از آن زمان، درگیریهای مرگبار میان دو کشور ادامه داشته است.
دبیر ارشد اطلاعرسانی دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی در ادامه بیانیه خود گفت اوکراین بارها از طریق کانالهای مختلف با سئول درباره انتقال این دو اسیر مذاکره کرده و خود خواستار محرمانه ماندن این موضوع شده بود.
به گفته سونگ، مقامهای اوکراینی نگران بودند افشای این انتقال به انتقادهای داخلی منجر شود، زیرا ممکن بود افکار عمومی آن را به معنای از دست رفتن فرصتی برای مبادله سربازان کره شمالی با اسیران اوکراینی بداند.
او افزود سئول با توجه به ملاحظات امنیتی، دیپلماتیک و بشردوستانه، از جمله تامین امنیت اسیران و خانوادههای آنان، با محرمانه ماندن این اقدام موافقت کرده بود.
نیروهای اوکراینی ژانویه ۲۰۲۵ این دو سرباز را در منطقه کورسک روسیه به اسارت گرفتند. آنها نخستین نیروهای کره شمالی بودند که پس از ورود پیونگیانگ به جنگ برای حمایت از روسیه در سال ۲۰۲۴، زنده به اسارت درآمدند.
کره جنوبی پیشتر با اشاره به نگرانیهای امنیتی درباره این دو سرباز و خانوادههایشان که همچنان در کره شمالی زندگی میکنند، از تایید ورود آنها به خاک خود خودداری کرده بود.
به گفته یکی از نمایندگان احزاب مخالف دولت در پارلمان کره جنوبی، سئول و کییف پس از ابراز تمایل این دو سرباز برای انتقال به کره جنوبی، مذاکراتی را در این زمینه آغاز کرده بودند.
این اختلاف دیپلماتیک در شرایطی شکل گرفته است که کره جنوبی از تلاشها برای ازسرگیری گفتوگو با کره شمالی حمایت میکند و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز بار دیگر آمادگی خود را برای تعامل با پیونگیانگ اعلام کرده است.
۲۸ مرداد، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد ترامپ از دستیارانش خواسته است مقدمات دیدار احتمالی او را با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، در پاییز امسال فراهم کنند.
کنفرانس یک روزه «ایران آلترناتیو» توسط «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی» روز شنبه چهارم مهر ماه در کلن آلمان برگزار شد. این نشست به مناسبت چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی و آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی»، برگزار شد.
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی»، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، هدف از برگزاری این کنفرانس را «تشکیل شورای هماهنگی و رهبری (ایران آلترناتیو)» اعلام کرد.
در پنل نخست کنفرانس، ۱۷ نفر از «فعالان و نمایندگان تشکلهای داخل کشور» سخنرانی کردند. از جمله سخنرانان پنل، ساسان اردکانی، نماینده «شبکه سراسری انقلاب زن-زندگی-آزادی» در داخل ایران، بود که گفت ما به یک آلترناتیو فراگیر که نیروهای مختلف سیاسی از احزاب تا فعالان منفرد و تشکلها و نهادهای مستقل را گرد آورد، نیاز داریم تا بتوانند با همافزایی، به حداقل اهداف مشترکی که دارند، نزدیک شوند و ما این امکان را داشته باشیم تا نهاد یا آلترناتیوی را ایجاد کنیم که هدفش، سرنگونی جمهوری اسلامی باشد.
او اشاره کرد که در این حرکت، تفاوتهای سیاسی به رسمیت شناخته خواهد شد و گفت: «اصول جنبش زن، زندگی، آزادی، اصولی خدشهناپذیر هستند.»
«محی» دانشجوی دختر و از آسیبدیدگان و بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از اهواز، نیز با اشاره به تاثیر خیزش زن، زندگی، آزادی بر تحولات جامعه ایران گفت که در سالهای پس از ۱۴۰۱، شاهد به خیابان آمدن کارگران، دانشجویان، معلمان، بازنشستگان و جوانان و دیگر اقشار جامعه، بودیم که هر یک، با طرح مطالبات خود اعتراض و نارضایتیشان را بیان کردند.
او اضافه کرد که به همین دلیل نمیتوان فقط یک گروه را دید و بهدلیل تنوع جامعه ایران، هر تغییر و تحول باید بتواند این تنوع و مطالبات مختلف را در کنار هم ببیند.
محی در مورد اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و کشتار شمار بسیار زیادی از معترضان از سوی «حکومت ننگین جمهوری اسلامی» گفت پرسش این است که بعد از این چه باید کرد و ما چه وظیفهای داریم، و در این مورد بر ضرورت ایجاد همبستگی تاکید کرد.
او اشاره کرد که جامعه ایران یکدست نیست و قرار نیست همه یک طرز تفکر داشته باشند، و گفت که به یک آلترناتیو نیاز است که بتواند همه این تفاوتها را در خود جای دهد.
یکی از زنان فعال از استان سیستانوبلوچستان هم گفت: «موضوع بلوچستان فقط سرکوب نیست. موضوع این است که جامعهای با این حجم از نارضایتی، اعتراض و ظرفیت مبارزه، چگونه میتواند به یک نیروی سیاسی موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او به اعتراضات گسترده در این منطقه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی در اعتراضات، اشاره کرد و افزود پرسش این نیست که مردم، جمهوری اسلامی را میخواهند یا نمیخواهند، پرسش اصلی این است که چه نیروی سیاسی قرار است جای آن را بگیرد و چگونه این تغییر اتفاق خواهد افتاد.
او تاکید کرد که اعتراض زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که «سازماندهی» داشته باشد و افزود «یک آلترناتیو فراگیر باید بتواند به مردم ایران بگوید که پس از جمهوری اسلامی، چه حکومتی قرار است ایجاد شود و از جمله اعتماد مردم بلوچستان را جلب کند.» این فعال زنان در ادامه گفت: «حکومت باید متکثر باشد و مردم، شهروندانی حقوق برابر باشند. ما میخواهیم بلوچستان دیگر حاشیه ایران نباشد بلکه یکی از سازندگان ایران آینده باشد.»
از دیگر سخنرانان کنفرانس، وارطان، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی از بوشهر، بود. او از جمله به سیاست جنگافروزی حکومت، فقر و فلاکت و دیگر مشکلاتی که طی سالها زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده است، اشاره کرد، و در عین حال، بر ضرورت تشکیل یک آلترناتیو فراگیر سازمانیافته که در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی و تشکیل حکومتی دموکراتیک حرکت کند، تاکید کرد.
مریم از استان فارس هم بر ضرورت رفع تبعیضها علیه زنان در ایران تاکید کرد و خواستار توجه به مشکلات جامعه «الجیبیتیکیو پلاس» شد.
او همچنین گفت گسترده شدن انقلاب در ایران زمانی محقق میشود که از پوشش اختیاری فراتر برود و مطالبات کارگران و طبقه فرودست جامعه را نیز دنبال کند و از جمله حق بیمه، دستمزد و ساعت کار برابر برای کارگران زن را به ارمغان بیاورد.
سخنران دیگر، یکی از فعالان کارگری در ایران بود که با اشاره به جنبش زن، زندگی، آزادی و مبارزه مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی گفت: «به نظر ما، موضوع امروز این است که ظرفیت عظیم مبارزه چگونه میتواند به گروه سیاسی سازمان یافته و موثر برای تغییر تبدیل شود.»
او بر لزوم سازماندهی و تشکیل یک آلترناتیو سیاسی موثر در داخل ایران تاکید کرد و افزود: «صرف گستردگی اعتراض به خودی خود برای سرنگونی حکومت کافی نیست.»
این فعال کارگری در ادامه گفت: «ما به شبکههایی نیاز داریم تا در لحظه اعتراض فعال نشوند بلکه در فاصله بین اعتراضها هم وجود داشته باشند؛ شبکههایی که بتوانند تجارب را منتقل کنند، نیروهای جدیدی را وارد جنبش کنند، بین حوزههای مختلف مبارزه ارتباط ایجاد کنند و بتوانند تصمیمگیری کنند.»
آوا نیز گفت جامعه ایران از مرحله اعتراض عبور کرده است، زن ایرانی دیگر سوژه تحت کنترل نیست و یک کنشگر سیاسی است.
او با اشاره به این نکته که خیابان، دانشگاهها و دیگر مکانها به میدانهای کوچک مقاومت تبدیل شدهاند گفت: «اعتصابات، اعتراضات محلی و جنبش اقلیتها و نافرمانیهای روزمره، ظرفیتهای بزرگی ساختهاند. اما این ظرفیت به یک نیروی موثر و تعیینکننده تبدیل نشده است و در این مورد به وجود شبکههای مختلف و سازماندهی نیاز داریم.»
امید ویسی، نماینده تشکل دانشآموزان انقلابی البرز، هم گفت: «مشکل اصلی این است که ظرفیت اجتماعی و یک نیروی سیاسی منسجم برای دوران گذار وجود ندارد و هنوز یک ایده مشترک برای دوران پس از جمهوری اسلامی وجود ندارد.»
او گفت که یک آلترناتیو باید بتواند نیروهای مخالف را گرد هم آورد.
یکی از فعالان جنبش زن، زندگی، آزادی هم بر لزوم تشکیل یک آلترناتیو فراگیر و متکثر، با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و نارضایتی عمومی در ایران، تاکید کرد و گفت که در غیر اینصورت، «نیروهای پیشرو به حاشیه رانده خواهند شد.»
همچنین حدیث صبوری، از فعالان حقوق زنان در ایران و زندانی سیاسی سابق، گفت که نارضایتی و اعتراض بهتنهایی نمیتواند تغییر سیاسی ایجاد کند، و اضافه کرد اعتراض میتواند صدای جامعه باشد اما برای اینکه صدا بتواند به تغییر پایدار منجر شود، به سازمانیافتگی، همکاری، اعتماد و یک چشمانداز روشن نیاز دارد.
او تاکید کرد «جامعهای که میخواهد تغییر کند، باید بداند پس از تغییر چه میخواهد.»
صبوری افزود آلترناتیو فقط یک اسم یا فرد نیست. آلترناتیو باید تصویری روشن از آیندهای باشد که مردم بتوانند خود را در آن ببینند؛ آیندهای که در آن، زن و مرد از حقوق برابر برخوردار باشند، آزادی عقیده و بیان محترم باشد، هیچکس به خاطر فکر، عقیده یا سبک زندگی و انتخابش تحقیر و حذف نشود، و مهمتر از همه، قدرت سیاسی نباید متعلق به یک فرد یا گروه خاص باشد. قدرت سیاسی باید در برابر مردم پاسخگو باشد.
او با انتقاد از پراکندگی نیروها گفت اختلافنظر طبیعی و لازم است ولی این موضوع نباید باعث فراموش شدن هدف شود.
لیلی مجیدی، فعال دانشجویی در تهران، نیز گفت «مهمترین چیزی که نیاز داریم، سازماندهی است و تغییر بدون وجود اپوزیسیون متحد و آلترناتیو متکثر ممکن نیست.»
او اضافه کرد: «هیچکس بهجز خودمان نمی تواند ایران را نجات دهد.»
فریال، فعال مدنی و زندان سیاسی سابق، هم گفت اگر قرار باشد روزی ساختار سیاسی جدیدی در ایران شکل بگیرد، یکی از مهمترین پرسشها این است که جایگاه زن در آن ساختار چیست، و تاکید کرد «زن باید یکی از سازندگان قانون و تصمیمگیرندگان کشور باشد ولی برابری فقط به قانون خلاصه نمیشود.»
او همچنین گفت مردم ایران فقط آزادی سیاسی نمیخواهند. آنها خواستار امنیت، رفاه، برخورداری از فرصت برابر، عدالت اجتماعی و احترام به کرامت انسانی هستند.
پوران ناظمی، از فعالان حقوق زنان و زندانی سیاسی سابق، نیز در این کنفرانس گفت سه عامل در براندازی هر حکومت مستبد و دیکتاتوری نقش مهمی دارند، و به مردم، اپوزیسیون آن حکومت و کشورهای خارجی اشاره کرد.
ناظمی اضافه کرد «من فکر میکنم مردم ایران با شعور، درایت و تجاربی که این سالها بهدست آوردند، خودشان انتخاب میکنند که چه زمانی و به چه دلیل به خیابانها بیایند، تا کجا ادامه بدهند و مقاومت کنند.»
او اضافه کرد «متاسفانه اپوزیسیون جمهوری اسلامی نتوانسته است به آن توقع و انتظاری که از آن میرفت، جوابگو باشد. یعنی هنوز نتوانسته است از نقش یک مخالف عمومی در بیاید و بتواند یک آلترناتیو مورد اعتماد مردم را معرفی کند.»
ناظمی همچنین با اشاره به کشتار معترضان در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، از وعده تحقق نیافته دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای حمایت از معترضان، و همچنین سکوت جامعه جهانی در قبال ایران انتقاد کرد و گفت که جامعه جهانی منافع مالی خود را بر جان و مال مردم ایران ارجح میداند.
شیرین شمس در مورد پنل اول کنفرانس به ایران اینترنشنال گفت: «یکی از مهمترین نقاط قوت و رویکردهای استراتژیک این کنفرانس، شکستن الگوی سنتی کنفرانسهای خارج از کشور بود.»
شیرین شمس، سخنگوی «شبکه فراگیر زن-زندگی-آزادی»
او افزود: «در کنفرانسهای معمول، عمدتا تحلیلگران خارجنشین صحبت و تفسیر میکنند؛ اما در این کنفرانس، تمرکز و وزن اصلی به بدنه داخل کشور داده شد و تلاش بر این بود که اینبار داخل کشور صحبت کند، موقعیت کنونی انقلاب «زن، زندگی، آزادی» را تبیین و تحلیل کند، پیشرویها و دستاوردها را بسنجد و راهکار و نیازهای عملی ارائه دهد.»
شمس در مورد سایر پنلهای کنفرانس گفت که دومین پنل مربوط به احزاب سیاسی بود و هدف آن بود که سخنان شرکتکنندگان در پنل اول را بشنوند و در مورد همکاری و سازمانیابی گفتوگو کنند و راهکارهایشان را مطرح کنند. هدف این بود که احزاب در مورد آینده صحبت کنند و اینکه چه باید کرد.
او اشاره کرد که احزاب شرکتکننده در کنفرانس برای همگرایی و همکاری با شبکه رویکرد مثبتی داشتند.
سومین پنل، به گفته شمس، توضیح در مورد نقش و پتانسیل جنبشهای اجتماعی برای تغییر در جامعه کنونی ایران و سازمان دادن این پتانسیل و پیوند ارگانیک این جنبشها بود.
او در مورد چهارمین پنل نیز گفت این پنل مربوط به شبکه فراگیر زن، زندگی، آزادی بود که به جمعبندی کنفرانس اختصاص داشت و «ارزیابی ما این بود که ضرورت برای همگرایی و سازمانیابی با یکدیگر احساس میشود و بهرغم مشکلات و موانع میتوان با اطمینانسازی و همکاری برای شکلگیری یک آلترناتیو کثرتگرا و دموکراتیک اقدام کرد.»
شمس اشاره کرد که بههیچوجه صحبت از رقابت و حذف گروه خاصی نیست و شبکه فراگیر زن، زندگی،آزادی در این جهت حرکت نمیکند.