وزیر انرژی آمریکا: نفتکشها با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور میکنند


کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا در پاسخ به الجزیره اعلام کرد که نفتکشها با اسکورت نیروی دریایی آمریکا از تنگه هرمز عبور میکنند و اهرم فشار از جمهوری اسلامی گرفته شده است.
وزیر انرژی آمریکا، گفت که هیچ برنامهای برای غنیسازی اورانیوم در عربستان سعودی وجود ندارد.






هشت ماه پس از اعتراضات دیماه، روایت همسران و نامزدهای شماری از جاویدنامان نشان میدهد گلولهای که جان آنها را گرفت، زندگی نزدیکترین کسانشان را هم برای همیشه تغییر داد.
برای بسیاری از بازماندگان، آن روزها پایان ناگهانی زندگی مشترکی بود که با عشق و امید آغاز کرده بودند.
روایتهای منتشرشده از بازماندگان، تصویری از سوگی به جا مانده است؛ از آخرین تماسها، آخرین آغوشها و زندگیهایی که در دیماه با گلوله از هم گسستند.
پروانه و شهروز؛ یک سال و چهار ماه زندگی مشترک
شهروز مهرابی، مهندس برق ۳۶ ساله اهل بروجرد، ۱۸ دی و در شب تولد همسرش، پروانه، در ساوه هدف گلوله جنگی قرار گرفت و کشته شد.
شهروز و پروانه تازه زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند. همسر او درباره رابطهشان نوشته است که آنها پس از سالها سختی توانسته بودند به یکدیگر برسند، اما تنها یک سال و چهار ماه پس از ازدواج، زندگی مشترکشان پایان گرفت.
پروانه درباره همسرش نوشت: «ما عاشق هم بودیم و به سختی به هم رسیدیم.»
او شهروز را انسانی مهربان، عاشق زندگی و سرشار از آرزو توصیف کرد؛ آرزوهایی که با کشتهشدن او در ۱۸ دی ناتمام ماند.
متین قربانی؛ «کاش میدانستم آن آغوش، آخرین آغوش است»
متین قربانی، باریستای ۲۳ ساله، ۱۹ دی در جریان اعتراضات کرج با گلوله جنگی کشته شد.
مهسا خانجانی، همسر متین، مدتی پس از کشته شدن او، عکسی از در آغوش گرفتن پیکر بیجان متین منتشر کرد و نوشت: «چرا این باید عکس آخرمان باشد؟»
مهسا به تازگی ویدیویی منتشر کرد و از زندگی پس از فقدان متین گفت؛ از شبهایی که بدون او به صبح رسیده و از آخرین تماس، آخرین آغوش و آخرین بوسهای که در آن زمان نمیدانست قرار است آخرین دیدارشان باشد.
او گفت: «کاش میدانستم آخرین بار است ... کاش بیشتر بغلت میکردم، کاش بیشتر نگاهت میکردم، کاش صدایت را در ذهنم بیشتر ثبت میکردم ….»
محسن جبارزاده؛ نهمین سالگرد ازدواج بدون همسر
برای الهام صادقی، همسر محسن جبارزاده، شهریور همراه با سالگرد ازدواجی است که این بار در فقدان همسرش از راه رسید.
او همزمان با نهمین سالگرد ازدواجشان در ۲۱ شهریور، در پستی خطاب به محسن نوشت: «چقدر سختی کشیدیم تا به هم برسیم، چقدر جنگیدیم ... عشقم، دوستت دارم تا ابد.»
میثم قادری؛ هفت روز زندگی پس از عقد
میثم قادری، ۳۲ ساله، ۱۸ دی در جریان اعتراضات کرج با اصابت گلوله به گردن کشته شد.
او و همسرش پس از ۱۱ سال رابطه، بهتازگی ازدواج کرده بودند. تنها هفت روز از عقد آنها گذشته بود که میثم کشته شد.
صادق قربانی؛ نخستین سالگرد ازدواج بر مزار
صادق قربانی، ۲۸ ساله، در شهر قدس هدف گلوله جنگی قرار گرفت و ۲۰ دی جان باخت.
عاطفه ساعی، همسر او، نخستین سالگرد ازدواجشان را نه در کنار صادق، بلکه بر مزار او گذراند و در اینستاگرام نوشت: «اولین سالگرد ازدواجمان؛ من بدون تو، تنها، ترسیده و شوکه.»
او در ادامه نوشت: «در آن غروب سرد خزان، تو را صدا زدم که بمان، ولی تو ناشنیده گرفتی.»
همسر صادق در پستی دیگر در صفحه اینستاگرامش شماره شناسایی پیکر او را منتشر کرد و از آخرین لحظاتی نوشت که بدن بیجان همسرش را لمس کرد.
او نوشت: «من از دستهایم متنفرم؛ با همین دستها به تن یخکردهات دست زدم .... با همین دستها بین آن جمعیت خودم را به تابوتت رساندم، پاهای بیجانت را گرفتم و گفتم نترس، برو با خیال راحت، با آرامش برو.»
او همچنین از لحظه خاکسپاری صادق نوشت و گفت با دستان خود روی پیکر همسرش خاک ریخته است؛ در حالی که نگران بوده حتی پس از دفن نیز پیکر او را از خانواده بگیرند.
آیدا حیدری؛ هشت ماه پس از کشتهشدن نامزدش
تصمیم آیدا حیدری برای پایان دادن به زندگیاش وجه دیگری از پیامدهای کشتهشدن معترضان را نشان میدهد.
او ۲۵ سال داشت و نامزد ابوالفضل سلیمانی الموتی بود. ابوالفضل ۱۹ دی در جریان اعتراضات زیباشهر قزوین کشته شد.
به گفته نزدیکان، قرار بود حدود هشت ماه بعد، مراسم عروسی این زوج برگزار شود.
آیدا ۱۲ شهریور، در همان روزهایی که قرار بود خود را برای آغاز زندگی مشترک آماده کند، به زندگی خود پایان داد.
روایتهای منتشرشده از نزدیکان او از ماهها سوگ و فشار روحی پس از کشتهشدن ابوالفضل حکایت دارند.
در پی تعویق نشست حکومت ایران و کشورهای عربی خلیج فارس درباره چشمانداز تنگه هرمز، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، کشورهای منطقه را به «فرصتنشناسی» متهم کرد و گفت این نشست به درخواست ریاض به تعویق افتاده است.
بقایی دوشنبه ۲۳ شهریور در نشستی خبری گفت: «فرصت نشست عمان با کشورهای منطقه فعلا از دست رفت. انتظار میرفت کشورهای منطقه فرصتشناس باشند و قدر چنین موقعیتهایی را بدانند.»
او اضافه کرد: «درخواست عربستان برای تعویق نشست منطقهای و منتسب ساختن آن به تحولات یمن، انحراف از ریشههای اصلی این بحران است. با دادن آدرسهای غلط، مشکل یمن حل نمیشود.»
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی با انتقاد از ریاض گفت «هیچ طرف مسئولی» تعویق این نشست بهدلیل «فشارهای خارجی» یا «بهانهجوییهای بیربط با ایران» را نخواهد پذیرفت.
این نشست قرار بود ۲۳ شهریور در شهر صلاله عمان برگزار شود، اما بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه این کشور، شامگاه ۲۲ شهریور اعلام کرد برای دستیابی به «اجماع» به تعویق افتاده است.
قرار بود تهران در این نشست، توافق خود با مسقط درباره مدیریت مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را به کشورهای عربی خلیج فارس ارائه کند.
پیشتر بحرین نیز خبر داده بود در نشست صلاله شرکت نخواهد کرد.
در روزهای اخیر، پیشروی حوثیها در یمن و حملات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به عربستان سعودی، به نگرانیها درباره گسترش درگیریهای منطقهای دامن زده است.
بقایی: در حمله به خط لوله عربستان سعودی دست نداشتیم
بقایی در ادامه نشست خبری، نقش تهران در حمله از خاک عراق به خط لوله نفتی عربستان سعودی را تکذیب کرد.
او گفت آمریکا با انتشار «خبرها و ادعاهای دروغ» میکوشد اختلاف میان کشورهای منطقه را تشدید و اوضاع را پیچیدهتر کند.
حمله پهپادی ۱۹ شهریور از خاک عراق، ایستگاههای پمپاژ خط لوله شرق-غرب در مناطق ریاض و مدینه را هدف قرار داد. در این حمله شماری زخمی شدند و فعالیت سامانه انتقال نفت بهطور موقت متوقف شد.
هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است، اما ریاض و واشینگتن شبهنظامیان متحد جمهوری اسلامی در عراق را از مظنونان احتمالی میدانند.
این خط لوله پس از کاهش شدید تردد نفتکشها در تنگه هرمز، به یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت عربستان سعودی تبدیل شده است و روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت را به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۱ شهریور گفت احتمالا حکومت ایران در این حمله دست داشته است.
عراق ۲۱ شهریور شماری از گذرگاههای مرزی خود با ایران را بست و تردد کالا و مسافر از این مسیرها را متوقف کرد.
بغداد یک روز بعد گذرگاههای مرزی شلمچه و شیب را به روی مسافران باز کرد. طبق اعلام رسمی دولت عراق، فعالیتهای تجاری نیز در گذرگاه شلمچه از ۲۳ شهریور، در گذرگاه مندلی از ۲۴ شهریور و در گذرگاه شیب از ۲۶ شهریور از سر گرفته خواهد شد.
بقایی هم تایید کرد وضعیت مرزهای ایران و عراق تا دو روز آینده به «حالت عادی» بازمیگردد.
واکنش بقایی به گزارشها درباره سایت کلنگ گزلا
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی گزارشهای تازه درباره افزایش فعالیتها در سایت هستهای کوه کلنگ گزلا را «فضاسازی تکراری و جنگ روانی» واشینگتن توصیف کرد.
بقایی گفت: «طرح مجدد موضوع ساختوسازها در منطقه کوه کلنگ مصداق هیاهوی تبلیغاتی و استمرار جنگ روانی آمریکا بوده و فاقد هرگونه ابعاد جدید یا محرمانه است.»
او افزود حکومت ایران به تعهدات حقوقی و پادمانی خود بهطور «مسئولانه» عمل کرده و طبق ضوابط بینالمللی، «تمام اطلاعرسانیهای لازم» را انجام داده است.
این در حالی است که رضا نجفی، نماینده دائم جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ۱۹ شهریور در پاسخ به پرسشی درباره احتمال همکاری تهران و این نهاد بینالمللی برای رفع ابهامها درباره کلنگ گزلا گفت: «این موضوع ارتباطی به آژانس ندارد.»
مجموعه زیرزمینی کوه کلنگ گزلا در استان اصفهان و در حدود دو کیلومتری جنوب تاسیسات هستهای نطنز قرار دارد.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی ۱۹ شهریور با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داد فعالیتهای عمرانی در کلنگ گزلا طی سال ۲۰۲۶ به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، هم انجام فعالیتهای جدید در این مجموعه را تایید کرده است.
ترامپ در هفتههای گذشته از احتمال حمله ایالات متحده به این سایت خبر داده است.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از اصفهان، رشت، فومن، مشهد و نیشابور، از تشدید فشار برای تحمیل حجاب اجباری و حضور دوباره گشت ارشاد، حجاببانها و نیروهای لباسشخصی در خیابانها حکایت دارند. این پیامها در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی دریافت شدهاند.
بخش قابل توجهی از پیامهای دریافتی از اصفهان بودهاند.
یک شهروند گفت در میدان علیخانی، ون گشت ارشاد مستقر شده است و ماموران «بدون تذکر قبلی»، زنانی را که حجاب اجباری ندارند بازداشت میکنند و با خود میبرند.
شهروند دیگری فضای اصفهان را «به شدت امنیتی» توصیف کرد و گفت نیروهای گشت ارشاد در مناطقی چون جلفا، مرداویج، چهارباغ و میدان نقش جهان مستقر شدهاند و با زنان بدون شال و روسری، برخورد میکنند.
یکی دیگر از مخاطبان نوشت: «در اصفهان دیگر ون گشت ارشاد نیست، اتوبوس است. با اتوبوس دختران را جمع میکنند و میبرند.»
حسین محمدی، امام جمعه موقت اصفهان، ۱۳ شهریور گفته بود تاکید حکومت بر «انسجام اجتماعی» به معنای کنار گذاشتن موضوع حجاب نیست.
یک مخاطب دیگر از اصفهان از حضور نیروهای لباسشخصی و تهدید شهروندان بهدلیل پوشش و لباس خبر داد.
پیشتر و در هشتم خرداد نیز مخاطبان ایراناینترنشنال از بازگشت گشت ارشاد و بازداشت زنان و حتی مردان در اصفهان، انزلی و رشت، خبر داده بودند.
حضور حجاببانها و ماموران مسلح در مشهد
یک شهروند از مشهد گفت شامگاه ۲۲ شهریور در پارک ملت، افرادی مسلح برای «تذکر حجاب» حضور داشتند.
مخاطب دیگری از این شهر با اشاره به افزایش تبلیغات حکومتی نوشت: «خیابانهای مشهد پر از بنرها و تابلوهای تبلیغاتی حجاب اجباری شده، در حالی که نگرانی مردم نان شبشان است.»
اردیبهشت نیز یک شهروند از بازگشت حجاببانها به بلوار سجاد مشهد خبر داده و گفته بود ماموران بار دیگر به زنان بهدلیل نداشتن شال تذکر میدهند.
برخوردهای قهری در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی مهسا ژینا امینی و برآمدن جنبش «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر شدت گرفته است.
مهسا ژینا امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز بود که ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، سه روز پس از بازداشت به دست گشت ارشاد در تهران، در بیمارستان جان باخت.
مرگ او موجی از اعتراضات سراسری به راه انداخت که از مخالفت با حجاب اجباری فراتر رفت و کلیت جمهوری اسلامی را هدف گرفت.
حکومت با کشتن صدها معترض و بازداشت هزاران نفر به این خیزش پاسخ داد، اما مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری در سالهای پس از آن ادامه یافت.
برخورد قهری و تهدید در رشت، فومن و نیشابور
در آستانه سالگرد قتل مهسا، از رشت نیز پیامهایی درباره برخورد با زنان و نصب بنرهای تهدیدآمیز ارسال شده است.
یک مخاطب گفت زنانی که حجاب اجباری ندارند، در رشت با برخورد فیزیکی روبهرو میشوند.
شهروند دیگری از این شهر گفت ماموران به مردی بهدلیل پوشیدن شلوارک تذکر دادند و او را وادار کردند همانجا شلوار بخرد و بپوشد.
در فومن نیز، یک مخاطب از بسته شدن خیابانها در شب و حضور روحانیانی خبر داد که به پوشش زنان تذکر میدهند.
شهروندی از نیشابور هم گفت هشتم شهریور در بلوار فضل، ماموران خودروها را متوقف میکردند و در صورت مشاهده زنان بدون حجاب اجباری، پلاک خودرو را جدا میکردند.
در هفتههای اخیر، فشار جریانهای حکومتی برای اجرای سختگیرانهتر حجاب اجباری افزایش یافته است.
یکی از تازهترین نمونهها مربوط به اظهارات غلامعلی حداد عادل، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، است که ۱۸ شهریور گفت جمهوری اسلامی بهدلیل «شرایط جنگ» فعلا نمیتواند «آنطور که باید وارد جبهه حجاب» شود.
او وضعیت کنونی را از نظر حجاب «بسیار سختتر» از سال ۱۳۶۰ توصیف کرد.
۱۷ شهریور، سعید کرمی، معاون فرهنگی و سیاسی نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها، خبر داد دستورالعمل حجاب اجباری برای دانشگاهها تدوین شده و به زودی از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ابلاغ خواهد شد.
رسانهها در ایران گزارش دادهاند از هر هفت دانشآموز ایرانی، تقریبا یک نفر در مدرسه غیردولتی درس میخواند؛ یعنی حدود دو و نیم میلیون دانشآموز و نزدیک به ۱۵ درصد جمعیت دانشآموزی کشور.
در سالهایی که تورم مزمن، جهش هزینه مسکن و خوراک و کاهش قدرت خرید، فشار اقتصادی بر خانوارهای ایرانی و بهویژه دهکهای میانی را بیشتر کرده، سهم مدارس غیردولتی نه تنها کاهش نیافته که افزایش پیدا کرده است.
دادههای منتشرشده نشان میدهند سهم دانشآموزان این مدارس از ۱۱.۴ درصد در سال تحصیلی ۱۳۹۵-۱۳۹۶ به ۱۴ درصد در ۱۴۰۱-۱۴۰۲ رسیده و اکنون حدود ۱۵ درصد است.
وقتی زندگی گرانتر و مدرسه هم پرهزینهتر شده، چرا برخی خانوادهها همچنان به مدارس دولتی بازنگشتهاند؟
۱
هزینه این انتخاب بهشدت بالا رفته است. در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵، سقف شهریه مدارس غیردولتی ۹۱ میلیون تومان برای ابتدایی، ۹۵ میلیون تومان برای متوسطه اول و ۱۴۵ میلیون تومان برای متوسطه دوم اعلام شد؛ بدون احتساب هزینههایی مانند سرویس، غذا، لباس فرم و برخی فعالیتهای آموزشگاهی.
در سوی دیگر این بازار، مدارس «خاص» و گرانتری هم وجود دارند. مقامهای آموزش و پرورش پیشتر گفته بودند شهریه بالای ۱۰۰ میلیون تومان نیز در برخی پایهها وجود دارد، هرچند این مدارس بخش کوچکی از کل مدارس غیردولتی را تشکیل میدهند.
به این ترتیب در مورد مدارس غیرانتفاعی با بازاری یکدست روبهرو نیستیم و یک مدرسه غیردولتی در شهرستان یا منطقهای کمبرخوردار تهران را نمیتوان با مدرسهای گرانقیمت در شمال پایتخت مقایسه کرد.
با این همه، جهت کلی آمار روشن است: هزینه بالا رفته، فشار معیشتی بیشتر شده، اما سهم آموزش غیردولتی کم نشده است.
دادههای رسمی هنوز نمیگویند چرا. مشخص نیست چه تعداد خانواده برای پرداخت شهریه از دیگر هزینههای زندگی میزنند، چه تعداد از طبقه متوسط دیگر توان ماندن در این مدارس را ندارند، آیا ترکیب طبقاتی دانشآموزان تغییر کرده یا رشد ثبتنام، بیشتر متعلق به مدارس ارزانتر بوده است.
بنابراین نمیتوان گفت افزایش مدارس غیردولتی به معنای افزایش قدرت خرید خانوادههاست و حتی ممکن است عکس آن صادق باشد: آموزش برای برخی خانوادهها میتواند به یکی از آخرین هزینههایی تبدیل شده باشد که حاضرند از آن صرفنظر کنند.
۲
برای بخشی از طبقه متوسط شهری، مدرسه غیردولتی فقط به معنای کلاس خلوتتر، امکانات بیشتر یا آمادگی بهتر برای کنکور نیست.
یک پژوهش دانشگاهی در سال گذشته درباره انتخاب مدرسه در ایران، بر اساس مصاحبه با والدین و کارکنان مدارس در تهران، نشان میدهد خانوادههای طبقه متوسط شهری، مدارس خصوصی را نه فقط بر پایه کیفیت آموزشی، بلکه بر اساس تناسب فضای فرهنگی مدرسه با ارزشها، انتظارات و حتی دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود انتخاب میکنند.
این پژوهش همچنین از بدبینی رو به رشد برخی والدین نسبت به مدارس دولتی و نگرانی آنان از شلوغی کلاسها و کیفیت آموزش گفته است.
برای بخشی از این خانوادهها، مدارس غیردولتی امکان ایجاد فاصلهای محدود با فضای تربیتی و ایدئولوژیک مدارس رسمی جمهوری اسلامی فراهم میکنند.
این فاصله البته مطلق نیست. مدارس غیردولتی همچنان زیر نظارت وزارت آموزش و پرورش هستند و مطابق اهداف، ضوابط و برنامههای رسمی این وزارتخانه فعالیت میکنند. قانون نیز از ابتدا چنین نظارتی را تصریح کرده است.
در نتیجه خانواده با پرداخت شهریه یک نظام آموزشی دیگر نمیخرد. آنچه میتواند بخرد، بیشتر در حاشیه همان نظام شکل میگیرد: نوع مدیریت مدرسه، فعالیتهای فوقبرنامه، آموزش زبان و هنر، ترکیب دانشآموزان، رابطه معلم و دانشآموز و در مواردی، فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت.
برای بعضی خانوادهها، شهریه فقط بهای «آموزش بهتر» نیست؛ بهای داشتن سهم بیشتری در انتخاب محیطی است که فرزندشان بخش بزرگی از زمان کودکی و نوجوانی خود را در آن میگذراند.
۳
این نوع انتخاب مدرسه در ایران، سابقهای طولانیتر از جمهوری اسلامی دارد.
در قرن بیستم، مدارس خصوصی، خارجی و گروههای آموزشی متعددی در ایران فعالیت میکردند و بخشی از خانوادههای طبقه متوسط و مرفه، آنها را به مدارس دولتی ترجیح میدادند.
گروههایی مانند هدف، مهر، سخن و خوارزمی، از جمله نمونههای شناختهشده آموزش خصوصی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بودند.
مدارس خصوصی مذهبی هم بخشی از همین تاریخ هستند. دبیرستان علوی در سال ۱۳۳۵ با همکاری علیاصغر کرباسچیان و رضا روزبه شکل گرفت و هدف آن، پیوند آموزش جدید با تربیت دینی بود.
به این معنا، انتخاب مدرسه بر اساس ارزشهای خانواده، پدیده تازهای نیست. پیش از انقلاب، بخشی از خانوادههای مذهبی مدرسهای را انتخاب میکردند که فضای آن به باورهایشان نزدیکتر باشد.
چند دهه بعد، بخشی از خانوادههای طبقه متوسط با جهتگیری متفاوت، مدارس غیردولتی را در تلاش برای یافتن فضایی متفاوتتر از مدارس رسمی جمهوری اسلامی انتخاب کردهاند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ فعالیت مدارس خصوصی بهشدت محدود شد، اما در سال ۱۳۶۷ قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی به تصویب رسید و آموزش غیردولتی دوباره به شکل رسمی به نظام آموزشی بازگشت.
عنوان این قانون نیز در سال ۱۳۸۷ از «غیرانتفاعی» به «غیردولتی» تغییر کرد.
۴
با این حال، رشد مدارس غیردولتی را نمیتوان فقط با تمایل خانوادهها به فضای فرهنگی متفاوت توضیح داد.
پژوهشها درباره انتخاب مدرسه در ایران حاکی از آن هستند که نگرانی از کیفیت آموزش عمومی، تراکم کلاسها و امکانات مدارس دولتی نیز در تصمیم خانوادهها نقش دارد.
بر پایه پژوهش دانشگاهی ذکر شده، برخی خانوادهها شلوغی کلاسهای مدارس دولتی و کمبود نظارت فردی بر دانشآموزان را از دلایل انتخاب مدرسه خصوصی عنوان کردهاند.
آمارها نشان میدهند نسبت دانشآموز به معلم در مدارس دولتی طی سالهای مورد بررسی افزایش یافته است. در سوی دیگر، سهم مدارس غیردولتی از ۱۱.۴ به ۱۴ درصد رسیده است.
این همزمانی به تنهایی ثابتکننده رابطه علت و معلولی نیست، اما پرسش درباره کیفیت و ظرفیت مدارس دولتی را جدیتر میکند.
ممکن است خانوادهای سفر را حذف کند، خریدهایش را عقب بیندازد یا سهم بیشتری از درآمدش را به آموزش اختصاص دهد.
ممکن است بخش ضعیفتر طبقه متوسط از بازار مدارس غیردولتی خارج شده و خانوادههای مرفهتر سهم بیشتری از آن را گرفته باشند.
یا ممکن است بخشی از خانوادهها، با وجود فشار مالی، مدرسه غیردولتی را همچنان گزینه کمریسکتری برای آینده فرزندشان بدانند.
هیچکدام از این توضیحها را فعلا نمیتوان با آمار ملی اثبات کرد. آنچه کم است، دادهای درباره درآمد خانوادههای دانشآموزان این مدارس، تغییر ترکیب طبقاتی آنها و تعداد کودکانی است که بهدلیل افزایش شهریه، از مدرسه غیردولتی به دولتی منتقل شدهاند.
اما همین خلأ آماری یک پرسش تحقیقی مهم باقی میگذارد: اگر سهم مدارس غیردولتی در شرایط فشار اقتصادی افزایش یافته، چه کسانی همچنان توان ماندن در آنها را دارند و برای این ماندن از چه چیزهایی گذشتهاند؟
۵
مقایسه منطقهای تفاوت دیگری را نیز نشان میدهد: «خصوصی بودن» مدرسه در همه کشورها معنای یکسانی ندارد.
در دبی، در سال تحصیلی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بیش از ۳۸۷ هزار دانشآموز در ۲۲۷ مدرسه خصوصی درس میخواندند و این مدارس ۱۷ برنامه درسی مختلف ارائه میکردند؛ از برنامه بریتانیایی و آمریکایی تا هندی و دیپلم بینالمللی.
در ایران اما خانواده با پرداخت شهریه همچنان در چارچوب برنامه رسمی آموزش و پرورش باقی میماند.
همین نکته، تناقض مدارس غیردولتی ایران را برجستهتر میکند؛ آن هم در شرایطی که تورم و هزینههای اساسی زندگی فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است.
علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی ایران و تراکتور، با انتشار مجموعهای از استوریها به خبرهای مطرحشده درباره اعزام خود به خدمت سربازی واکنش نشان داد و تاکید کرد که مخالفتی با انجام خدمت سربازی ندارد.
در روزهای اخیر، بحث اعزام بیرانوند به خدمت سربازی بار دیگر مطرح شده و صحبتهایی نیز درباره احتمال جدایی او از تراکتور و حضورش در یک تیم نظامی مطرح شده است. در همین رابطه، احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، نیز درباره وضعیت سربازی این دروازهبان اظهارنظر کرده بود.
بیرانوند در واکنش به این موضوع، با تاکید بر اینکه خود را سرباز میداند، نوشت: «وقتی لباس مقدس تیم ملی کشورت را بر تن داری، هیچ لحظهای نیست که احساس کنی "سرباز نیستی" و این حسی است که همیشه در قلبت حکمفرماست. اینکه پرچم ایران عزیزمان روی قلب و لباست منقش شده، از خودت و رویاهای شخصی خیلی مهمتر میباشد. در این مسیر سخت، گاه ترس به وجودت غلبه میکند، ولی همان لحظات به حرمت پرچم مقدس کشورت، شجاعت و استقامت قدمهایت را استوار و محکمتر میکند؛ چرا که به جنگیدن ایمان داری و با تمام وجود پذیرفتهای که اسم وطن در میان است و چه چیزی مهمتر از نام وطن و ایران ...»
دروازهبان تیم ملی ایران در ادامه تاکید کرد که قصد فرار از قانون را ندارد و نوشت: «من حتی برای لحظهای به این فکر نکردم که از قانون گریزان باشم. با احترام به صحبتهای سردار رادان عزیز، خودم را مثل همیشه قوانین کشورم میدانم و سعی کردم به سهم خودم مراقب دروازههای کشورم در عرصه ورزش باشم. هر اتفاقی که ربط به قانونمداری دارد را بدون هیچ واسطهای میپذیرم؛ چرا که هیچ جای قصه زندگی من نه به "رانت" گره خورده و نه در ادامه هم این مدل خواهد بود.»
بیرانوند همچنین درباره موضع خود نسبت به خدمت سربازی گفت: «من نه مخالف سربازیام و نه دنبال راهی برای فرار از سربازی ... فقط خواسته من این است که تا وقتی قانون به من اجازه میدهد، در مسیری قدم بردارم که همیشه عاشقش بودهام. عشقی که باعث شده من در عرصه ورزش ملی، علیرضا بیرانوند باشم .... من به همه مردم ایران عزیزم و به خصوص هواداران پرشور تراکتور مدیونم؛ چرا که آنها با اعتباری که به من دادند باعث شدند من الان در این موقعیت باشم و با تمام وجودم اطمینان میدهم تا توان در وجودم هست، برای سربلندی کشورم بجنگم. ولی امیدوارم نه فقط برای من که سالها تلاش و زحمت بیوقفه را تحمل کردهام، بلکه برای تمامی ورزشکاران شرایط به گونهای باشد که تلاشهایشان برای جاودانه ماندن نام وطن همیشه ماندگار بماند و دیده شود.»