دو نوجوان اسرائیلی به همکاری با عامل مرتبط با جمهوری اسلامی متهم شدند
دادستانی منطقه حیفا دو نوجوان ۱۴ و ۱۶ ساله را به انجام ماموریتهای پولی برای یک عامل مرتبط با جمهوری اسلامی، از جمله عکسبرداری از مراکز خرید، جمعآوری اطلاعات امنیتی و تلاش برای جذب افراد دیگر، متهم کرد.
رسانه اسرائيلی واینت، یکشنبه هشتم شهریور، گزارش داد دادستانی کیفرخواست این دو نوجوان اهل کریات موتزْکین، در شمال اسرائیل، را به دادگاه اطفال ارائه کرده است. حکم دادگاه انتشار هرگونه اطلاعاتی را که بتواند به شناسایی این دو نوجوان منجر شود، ممنوع کرده است.
بر اساس کیفرخواست، هر دو نوجوان به تخریب اموال متهم شدهاند. یکی از آنها با اتهام ارتباط با عامل خارجی و سه فقره ارائه اطلاعات به نفع دشمن روبهروست و دیگری به معاونت در ارتباط با عامل خارجی متهم شده است.
جروزالم پست نیز به نقل از پلیس اسرائیل نوشت این نوجوانان در ماه ژوئن از طریق تلگرام جذب شدند و در ازای انجام ماموریتهایی برای فردی ناشناس، به آنها پیشنهاد پول داده شد.
طبق گزارش واینت، تحقیقات پس از آن آغاز شد که یکی از متهمان هنگام بازگشت به اسرائیل در فرودگاه بنگوریون بازداشت شد. بازرسان دریافتند او هنگام جستوجوی کار در تلگرام با یک عامل خارجی مرتبط با جمهوری اسلامی در تماس بوده است.
در کیفرخواست آمده است این نوجوان در ژوئن ۲۰۲۶ با مردی تماس گرفت که خود را «دانیل» معرفی میکرد و پیشنهاد داد در ازای انجام ماموریتهایی به او پول بپردازد. او سپس دوستش را نیز وارد این فعالیت کرد.
دادستانها گفتند این دو نوجوان سرانجام به ارتباط آن مرد با جمهوری اسلامی مشکوک شدند و موضوع را بهطور مستقیم از او پرسیدند. این فرد ارتباط خود با حکومت ایران را تایید کرد، اما نوجوانان پس از آن نیز به انجام ماموریتهای محولشده از سوی او ادامه دادند.
عکسبرداری از مراکز خرید و جمعآوری اطلاعات امنیتی
یکی از متهمان به عکسبرداری از چند مکان در اسرائیل، از جمله مراکز خرید در مناطق هرتزلیا و تلآویو، متهم شده است. او در یکی از ماموریتها اطلاعاتی درباره تعداد ورودیها و خروجیهای یک مرکز خرید و شمار نگهبانان امنیتی آن فرستاد.
بر اساس کیفرخواست، این نوجوان بعدتر از بیم آنکه گرداننده از تصاویر برای تسهیل یک حمله تروریستی استفاده کند، ویدیوهای یکی از ماموریتها را حذف کرد؛ با این حال، تصاویر پیشتر ارسال شده بود.
این دو نوجوان همچنین به دیوارنویسی در کریات موتزکین و فرستادن تصاویر آن برای گرداننده متهم شدهاند. یکی از آنها با استفاده از حساب تلگرام دوستش، خود را سرباز یگان اطلاعاتی ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل جا زد تا ماموریتهای بیشتری دریافت کند.
یکی از متهمان نیز پس از درخواست عامل خارجی برای جذب افراد بیشتر، راهاندازی یک کانال تلگرامی جدید را آغاز کرد. دادستانها گفتند این نوجوانان در مجموع صدها شِکِل دریافت کردند و بخشی از پول نیز با رمزارز پرداخت شد.
مجله نیویورکر دوم شهریور گزارش داد جمهوری اسلامی برای اجرای عملیات برونمرزی علیه مخالفان و روزنامهنگاران، از شبکههای تبهکاری و حتی نوجوانانی سوءاستفاده میکند که اغلب از ماهیت واقعی ماموریت خود بیخبرند.
بهنوشته نیویورکر، نهادهای اطلاعاتی غربی در سال ۲۰۲۴ دریافتند باندهای اسکاندیناوی، نوجوانان محلی را در تلگرام و اسنپچت با وعده پول آسان جذب و اجرای دستورهای حکومت ایران را به آنها واگذار میکنند. این نوجوانان گاه بدون شناخت هدف یا انگیزه اصلی عملیات و با روایتهای ساختگی به همکاری کشانده میشوند.
یک مامور اطلاعاتی سوئد این شیوه را استفاده از «واسطه یک واسطه» توصیف کرد؛ روشی که با ایجاد چندین لایه میان آمران و مجریان، اثبات نقش تهران را دشوارتر و امکان انکار دخالت را برای جمهوری اسلامی فراهم میکند.
الگوی جذب نوجوانان پیش از این در اسرائیل نیز مشاهده شده بود. ارتش و شینبت ۱۸ اردیبهشت اعلام کردند سه سرباز پیش از اعزام به خدمت و زمانی که هنوز به سن قانونی نرسیده بودند، با ماموران جمهوری اسلامی ارتباط برقرار کرده و ماموریتهای جاسوسی انجام داده بودند. این افراد بعدتر در یک مدرسه فنی وابسته به نیروی هوایی آموزش دیدند و به عکسبرداری از تاسیسات نظامی متهم شدند.
همچنین، بررسی کیفرخواست ۷۲ شهروند اسرائیلی متهم به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی از سوی هاآرتص نشان داد ۴۴ نفر از آنها بین ۱۸ تا ۲۷ سال داشتند و دو نفر زیر سن قانونی بودند. بیشتر متهمان جاسوس حرفهای نبودند و انگیزه ایدئولوژیک نداشتند، بلکه با وعده درآمدزایی آسان جذب شده بودند.
در پروندهای دیگر، یک زوج جوان متهم شدند در ازای دریافت رمزارز از خانه افراد موردنظر، خروجیهای اضطراری یک مرکز خرید، بندر ایلات و نقاط حساس دیگر فیلم گرفتند.
واشینگتنپست گزارش داد فرماندهان ارشد ارتش آمریکا به پیت هگست، وزیر جنگ، هشدار داند ادامه عملیات گسترده علیه جمهوری اسلامی پایدار نیست و توان این کشور برای مقابله با تهدیدها در دیگر نقاط جهان، از جمله تهدیدهای احتمالی به خاک آمریکا، را تضعیف میکند.
این روزنامه در گزارشی که یکشنبه هشتم شهریور منتشر شد، به نقل از افراد آگاه از یک ارزیابی طبقهبندیشده نوشت فرماندهان ارشد نیروی زمینی، دریایی و هوایی و فرماندهان چهارستاره مسئول عملیات آمریکا در اروپا، آسیا و آمریکای لاتین، نگرانیهای خود را در «دفترچه دستورهای وزارت دفاع» که ۲۳ مرداد در اختیار هگست قرار گرفت، مطرح کردند.
دفترچه دستورهای وزارت دفاع مشهور به اِسدیاُبی، یک سند داخلی و طبقهبندیشده پنتاگون است که معمولا ماهانه دو بار تهیه میشود. این سند وضعیت کشتیهای جنگی، هواپیماها، نیروها و سامانههای تسلیحاتی آمریکا را در سراسر جهان مشخص میکند و مبنای تصمیمهای پنتاگون برای تخصیص نیرو و تجهیزات قرار میگیرد.
مخالفت فرماندهان سه منطقه
بر اساس ارزیابی تازه، فرماندهان فرماندهی اروپایی، فرماندهی هند و اقیانوس آرام و فرماندهی جنوبی آمریکا، در کنار فرمانده ارشد نیروی دریایی، با تمدید ماموریت نیروهایشان مخالفت کردند، اما گفتند دستور هگست را اجرا خواهند کرد.
کشتیها، هواپیماها و دیگر تجهیزات این سه فرماندهی برای پشتیبانی از جنگ ایران به خاورمیانه منتقل شدهاند. فرماندهان هشدار دادند این جابهجایی توانشان را برای اجرای ماموریتها، آموزش نیروها و عمل به تعهدات مربوط به دفاع از خاک آمریکا کاهش داده است.
به نوشته واشینگتنپست، دریاسالار داریل کادل، رییس عملیات نیروی دریایی، تیرهترین ارزیابی را ارائه کرد. او گفت نیروی دریایی به دلیل نامشخصبودن زمان پایان جنگ نمیتواند سطح کنونی پشتیبانی را ادامه دهد. تنها کمی بیش از یکچهارم ناوشکنهای این نیرو آماده اعزاماند؛ رقمی که در مقایسه با سطح پیش از جنگ بهشدت کاهش یافته است.
این گزارش همچنین تاکید میکند نیروی دریایی دهها شناور را برای شرکت در حمله آمریکا، مقابله با ضدحملات ایران و اجرای محاصره دریایی بنادر ایران اعزام کرده است. ماموریت برخی کشتیها و خدمه آنها نیز چند ماه تمدید شده و ادامه این وضعیت، تعمیر و نگهداری ناوگان و آمادگی آن برای جنگ احتمالی دیگری را به خطر میاندازد.
فرماندهان نیروی زمینی و هوایی با تمدید ماموریت نیروهایشان موافقت کردند، اما درباره خطرهای آن هشدار دادند. لشکر ۸۲ هوابرد و یگانهای پاتریوت دستکم تا پایان سپتامبر در خاورمیانه میمانند و بسیاری از یگانهای نیروی هوایی نیز قرار است تا سال ۲۰۲۷ در منطقه بمانند.
واشینگتنپست در این گزارش نوشت کاهش موشکهای رهگیر پاتریوت در نتیجه جنگ و کمکهای پیشین آمریکا به اوکراین، توان دولت ترامپ را برای تشدید دوباره درگیری محدود کرده است. جنگ ذخایر رهگیرهای سامانه تاد و موشکهای دوربرد تاماهاوک را نیز کاهش داده است.
حدود ۲۵ درصد ناوگان پهپادهای ریپر پنتاگون از بین رفته و پایگاههای آمریکا در خاورمیانه میلیاردها دلار خسارت دیدهاند. با این حال، دولت ترامپ گزارشها درباره کمبود مهمات را رد کرده است.
به گزارش واشینگتنپست، متحدان آمریکا در اقیانوس آرام نیز هشدار دادهاند کاهش ذخایر موشکها و رهگیرهای پدافندی، آسیبپذیری آنها در برابر چین را افزایش میدهد. تنها ناو هواپیمابر آمریکا که به این منطقه اختصاص داشت، برای جایگزینی ناوی که بیش از ۳۰۰ روز در ماموریت بود، به خاورمیانه فرستاده شد.
شان پارنل، سخنگوی وزیر دفاع آمریکا، گفت تصمیمها درباره تخصیص نیرو بر اساس ارزیابی تهدیدها، اولویتهای رییسجمهوری و توصیه فرماندهان گرفته میشود. او افزود پنتاگون درباره فرایندهای عملیاتی داخلی، مخالفت فرماندهان یا ارزیابیهای محرمانه خطر اظهارنظر نمیکند.
یکی از افراد آگاه گفت برداشت کلی فرماندهان این است که عملیات ایران، پس از گذشت شش ماه، «هم بیش از حد گسترده و هم بیش از اندازه طولانی شده است». دن کین، رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح، نیز پیش از آغاز جنگ به کاخ سفید هشدار داده بود آمریکا مهمات کافی و حمایت لازم متحدان را برای یک عملیات گسترده و طولانی در اختیار ندارد.
جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی پس از گذشت شش ماه، بدون دستیابی به توافقی سیاسی یا پایان رسمی درگیریها، وارد مرحلهای شده است که فشار اقتصادی گسترده با تهدید نظامی پشتیبانی میشود.
دولت دونالد ترامپ دوم شهریور کارزار «طرد اقتصادی» را آغاز کرد که هدف آن قطع ارتباطات مالی جمهوری اسلامی در سراسر جهان و بستن شریانهای درآمدی حکومت است. این کارزار داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی را هدف قرار داده و با تحریم ۷۸ فرد، شرکت، نهاد و کشتی آغاز شده است.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پس از اعلام کارزار طرد اقتصادی از سوی وزارت خزانهداری آمریکا گفت واشینگتن در مقطع کنونی فشار اقتصادی را موثرترین ابزار علیه تهران میداند، اما گزینه حملات نظامی را کنار نگذاشته است.
آمریکا در کنار اجرای محاصره دریایی و نگهداشتن بیش از ۵۰ هزار نیروی نظامی در حالت آمادهباش، میکوشد جمهوری اسلامی را به بازگشایی تنگه هرمز و پذیرش شروط واشینگتن وادار کند.
در پی اعمال تحریمهای تازه که به لغو آزمونهای بینالمللی زبان برای ایرانیها انجامیده است، ایراناینترنشنال از مخاطبان خواست تجربههای خود را از موانع مهاجرت تحصیلی مطرح کنند.
تحلیل نظرات شهروندان در اینستاگرام نشان میدهد هزینههای مهاجرت و سقوط ارزش پول ملی از یک سو و لغو آزمونهای بینالمللی زبان از سویی دیگر، پرتکرارترین نگرانیها در مسیر مهاجرت تحصیلی به شمار میروند.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، اوفک، پیشتر «مجوز عمومی جی» را که بر اساس آن برخی تبادلات دانشگاهی و خدمات آموزشی مرتبط با ایران مجاز بود، بهطور نامحدود تعلیق کرد.
اوفک برای پایان یافتن فعالیتهایی که پیشتر تحت این مجوز انجام میشدند، تا ۱۷ شهریور فرصت محدودی در نظر گرفته است.
در پی تحولات اخیر، آزمون زبان دولینگو اعلام کرد خدمات خود را از ۱۰ شهریور برای افراد مقیم ایران و دارندگان مدارک هویتی ایرانی متوقف میکند.
هزینهای که هر روز سنگینتر میشود
مشکلات مالی و ارزی برجستهترین محور نظرات مخاطبان ایراناینترنشنال است.
پاسخدهندگان افزایش نرخ ارز و هزینههای آزمون زبان، ثبت درخواست دانشگاه، شهریه، بلیت هواپیما و وثیقه خروج از کشور را از اصلیترین موانع برشمردهاند.
یکی از شهروندان گفت: «یورو ۲۴۰ هزار تومانی، صادر نشدن ویزا برای ایرانی، جنگ و گرانی، مبلغ بسیار سنگین وثیقه، قیمتهای وحشتناک بلیت هواپیما، مشکلات اینترنت و آزمونهای زبان، موانع مهاجرت برای ما در ایران است.»
شهروندی هم نوشت: «در ایران زندانی شدیم، نه پولی برای رفتن از ایران داریم و نه پولی برای زندگی کردن در آن.»
افزایش هزینهها پس از ورود به کشور مقصد هم از دیگر نگرانیهای مطرحشده بود.
چند سال تلاش و آزمونی که ناگهان لغو شد
توقف یا محدود شدن آزمونهای بینالمللی زبان دومین محور مهم پیامهای مردم بود.
برخی مخاطبان گفتند پس از تعطیلی آیلتس به تافل یا دولینگو روی آورده بودند، اما اکنون این گزینهها نیز از دسترس خارج شدهاند.
یکی از شهروندان نوشت: «بعد از چند سال درس خواندن برای تافل، معدل بالا و تلاش برای ساختن یک رزومه خوب در یک قدمی تافل، این آزمون دیگر برگزار نمیشود.»
فرد دیگری گفت صبح روز آزمون تافل متوجه لغو آن شده، در حالی که سالها برای آزمون آماده شده و وقت سفارت او نیز فرا رسیده بود.
مخاطبان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال از تاثیر دور تازه تحریمها بر مردم عادی خبر دادند.
به گفته آنها، فشارهای اقتصادی و تحریمهای بینالمللی بیش از آنکه سران جمهوری اسلامی را نشانه رود، بهطور مستقیم بر معیشت و آینده مردم اثر دارد.
مخاطبی نوشت: «چرا مردم عادی باید هدف تحریمها باشند؟ مردم ایران اجازه برگزاری آزمونهای تافل و دولینگو در داخل ایران را ندارند، حتی اجازه فرار از این کشور را هم ندارند.»
شهروندی نوشت: «معلوم نیست ترامپ مردم ایران را تحریم کرده یا عوامل جمهوری اسلامی را. دنبال راه فراری از این وضعیت هستیم، ولی انگار تمام درهای دنیا به روی ما بسته شده است.»
بهدلیل لغو برگزاری آزمون آیلتس در برهههای مختلف زمانی در ایران، طی سالهای گذشته آزمونهای تافل و دولینگو طرفداران بیشتری پیدا کرده است.
آزمون دولینگو که از سال ۲۰۱۶ برگزار میشود، یک آزمون آنلاین سنجش مهارت زبان انگلیسی است که هزینه آن در مقایسه با آزمونهایی مانند تافل و آیلتس پایینتر است و داوطلبان میتوانند بدون مراجعه به مرکز آزمون، آن را از خانه انجام دهند.
همزمان با ادامه سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی و تشدید انزوای بینالمللی ایران، شماری از مخاطبان ملیت و گذرنامه ایرانی را مانعی بر سر راه پیشرفت آکادمیک خود معرفی کردند.
برخی گفتند موقعیتهای دانشگاهی برای ایرانیان بسته شده یا درخواست آنان بدون بررسی جدی رزومه رد شده است.
یکی از پاسخدهندگان نوشت: «فکر میکنم مشکل خیلیها در ایران برای مهاجرت کردن اول بحث هزینه مالی باشد و سپس موانع پذیرش شدن بهعنوان یک ایرانی.»
در یکی از پیامها آمده است روند بررسی امنیتی پرونده شهروندان ایرانی در سفارتخانهها زمانبر است و همین مساله موجب میشود برخی از دانشجویان شانس حضور در دانشگاه را پیدا نکنند.
اینترنت؛ مانعی در حساسترین لحظه
قطع اینترنت طی سالهای گذشته هم از جمله مواردی است که تاثیر چشمگیری در روند مهاجرت داشته است.
قطعی طولانیمدت اینترنت بعد از کشتار دیماه باعث شد بسیاری از دانشجویان امکان انتقال پول را از دست داده یا از تصمیم دانشگاه مبنی بر پذیرش خود دیرهنگام مطلع شوند.
یکی از شهروندان گفت ۱۸ دی سال گذشته، یک روز پس از مصاحبه برای پذیرش در دانشگاهی در بریتانیا، اینترنت در ایران قطع شد.
او افزود پس از دو هفته ناتوانی در دسترسی به ایمیلها و وبسایت دانشگاه، در نهایت فرصت تحصیلی خود را از دست داد.
رسانه دولتی «آریووی» ایسلند گزارش داد مردم این کشور در یک همهپرسی، به پیشنهاد دولت برای ازسرگیری مذاکرات عضویت در اتحادیه اروپا رای منفی دادند.
بر اساس این گزارش که یکشنبه هشتم شهریور منتشر شد، شمارش آرا در بخشی از یک حوزه انتخابیه همچنان ادامه دارد، اما آرای باقیمانده نتیجه نهایی را تغییر نخواهد داد.
مخالفان عضویت در جریان کارزار همهپرسی تاکید کردند منابع شیلات و آبهای ماهیگیری ایسلند اهمیتی حیاتی دارند و نباید آینده آنها را به خطر انداخت.
خبرگزاری رویترز نوشت نتیجه همهپرسی در این کشور جزیرهای با جمعیتی حدود ۴۰۰ هزار نفر، احتمالا موجب ناامیدی مقامهای اتحادیه اروپا خواهد شد.
برخی مقامهای اروپایی معتقد بودند پیوستن ایسلند میتوانست از بدبینیها به گسترش اتحادیه اروپا بکاهد و با توجه به اهمیت روزافزون امنیت قطب شمال، موقعیت راهبردی این اتحادیه را تقویت کند.
دولت ایسلند عضویت در اتحادیه اروپا را راهی برای در امان ماندن از پیامدهای مناقشات تجاری و رقابت فزاینده بر سر قطب شمال معرفی کرده و هشدار داده بود اگر این فرصت از دست برود، شاید دیگر تکرار نشود.
کریسترون فروستادوتیر، نخستوزیر ایسلند، پیشتر گفته بود رای منفی در این همهپرسی پرونده عضویت در اتحادیه اروپا را از دستور کار کشور خارج خواهد کرد.
دولت ایسلند قرار است ساعت ۱۳ هشتم شهریور به وقت محلی، نشستی خبری برگزار کند.
کریسترون فروستادوتیر، نخستوزیر ایسلند
مناقشهای دیرینه بر سر عضویت در اتحادیه اروپا
ایسلند نخستین بار پس از بحران مالی سال ۲۰۰۹ که اقتصاد کوچک و آسیبپذیر این کشور را تحت فشار قرار داد، درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را ارائه کرد.
با این حال، دولت وقت ایسلند در سال ۲۰۱۳ مذاکرات در این خصوص را متوقف کرد.
تنشهای ژئوپولیتیک سالهای اخیر، از جمله جنگ خاورمیانه و تعرفههای وارداتی آمریکا، بار دیگر این موضوع را در کانون توجه قرار داد.
موافقان عضویت معتقد بودند پیوستن به اتحادیه اروپا میتواند نرخ بهره را کاهش دهد و امنیت ایسلند را در جهانی بیثبات تقویت کند؛ بهویژه در شرایطی که جنگ اوکراین و اظهارات مقامهای کاخ سفید درباره گرینلند بر نگرانیها افزوده است.
در مقابل، مخالفان هشدار میدادند عضویت در این اتحادیه، حاکمیت ملی و کنترل ایسلند بر آبهای ماهیگیری خود را به خطر خواهد انداخت.
نخستوزیر ایسلند هفتم شهریور پس از انداختن رای خود به صندوق در ریکیاویک، پایتخت ایسلند، به خبرنگاران گفت: «سالها در انتظار چنین فرصتی بودیم.»
او افزود دولتش صرفنظر از نتیجه همهپرسی، به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
اقتصاد، نرخ بهره و نگرانی درباره منابع شیلات
رویترز نوشت بحثهای مطرحشده در ایسلند قبل از همهپرسی اخیر بیش از مسائل امنیتی، بر نرخ بهره، حقوق ماهیگیری و هزینههای زندگی متمرکز بود.
ایسلند با تورم و نرخ بهره بالا دستوپنجه نرم میکند؛ وضعیتی که به افزایش هزینههای وام مسکن در این کشور منجر شده است.
به باور موافقان، عضویت در اتحادیه اروپا و پذیرش احتمالی یورو میتواند از این فشارها بکاهد.
نرخ بهره بانک مرکزی ایسلند هشت درصد است، در حالی که نرخ بهره بانک مرکزی اروپا ۲.۲۵ درصد اعلام شده است.
ویلهیالمور هیلمارسون، اقتصاددان ارشد «ویسکا»، یکی از بزرگترین اتحادیههای کارگری ایسلند، گفت: «عضویت در اتحادیه اروپا مشکلات ساختاری ایسلند را حل نمیکند، اما میتواند زمینهساز شکلگیری اقتصادی سالمتر شود.»
در سوی دیگر، گودرون هافشتاینسدوتیر، رهبر مخالفان دولت و چهره اصلی کارزار مخالفت با عضویت در اتحادیه اروپا، اعلام کرد درباره مزایای اقتصادی پیوستن به این اتحادیه اغراق شده است.
او افزود: «اینها مشکلاتی نیستند که بروکسل برای ما حل کند. سیاستمداران ایسلندی باید آنها را برطرف کنند.»
راگنهیلدور اسکارپهدینسدوتیر، شهروند ۷۰ ساله ایسلندی، به رویترز گفت کشورش بدون عضویت در اتحادیه اروپا عملکرد خوبی داشته و با پیشنهاد دولت مخالف است.
او پیش از انداختن رای خود به صندوق تاکید کرد: «با حفظ استقلال کنونیمان میتوانیم با امید به آینده نگاه کنیم.»
بر اساس مقررات اتحادیه اروپا، سهمیه صید ماهی با در نظر گرفتن عوامل گوناگون، از جمله سابقه ماهیگیری کشورها، تعیین میشود.
برخی مقامهای ایسلندی معتقد بودند از آنجا که هیچیک از اعضای اتحادیه اروپا طی دهههای گذشته در آبهای ایسلند ماهیگیری نکردهاند، این کشور حتی پس از عضویت نیز کنترل آبهای خود را حفظ خواهد کرد.
رهبر مخالفان این ارزیابی را رد کرد و گفت: «اتحادیه اروپا، بهویژه در آغاز، وعدههایی درباره انعطافپذیری خواهد داد، اما میدانیم این وضعیت پایدار نخواهد ماند.»
همزمان با ادامه عملیات جستوجو و نجات، شمار جانباختگان سیل مرگبار در مناطق مرزی نپال و چین به ۷۵۰ نفر افزایش یافته و بیش از سه هزار نفر همچنان مفقود هستند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، امدادگران دو کشور یکشنبه هشتم شهریور به جستوجو برای یافتن مفقودان ادامه دادند، اما بارندگی شدید و بالا آمدن سطح آب رودخانهها، عملیات نجات را با دشواری روبهرو کرده است.
چهارم شهریور، فروریختن یک یخچال طبیعی در هیمالیا، رانش فاجعهبار گلولای را در پی داشت. تودهای عظیم از یخ، سنگ، گلولای و آوار به درهها و رودخانههای کوهستانی سرازیر شد و ویرانی گستردهای بر جای گذاشت.
صلیب سرخ برآورد کرده است بیش از ۹۰ هزار نفر از این فاجعه آسیب دیدهاند. مقامهای چینی نیز وقوع آن را با تغییرات اقلیمی مرتبط دانستهاند.
وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، هفتم شهریور در گفتوگویی تلفنی با همتای نپالی خود، این سیل مرگبار را «شدیدترین فاجعه مرزی» دو کشور در سالهای اخیر توصیف کرد.
او افزود عملیات نجات با دشواریها و پیچیدگیهای «بیسابقهای» همراه شده است.
بر اساس آمار سازمان مدیریت بحران نپال، در این حادثه ۷۳۴ نفر جان باختهاند، ۲۴۹۸ تن همچنان مفقودند و ۷۵۱۴ نفر نجات یافتهاند.
مقامهای چینی نیز از کشته شدن ۱۶ نفر و ناپدید شدن ۵۴۶ تن دیگر در شهرستان گیرونگ خبر دادند.
پکن اعلام کرد بهدنبال این رویداد، از سرنوشت ۲۶۱ شهروند خارجی از ۲۳ کشور در حوالی یکی از گذرگاههای اصلی مرزی تبت و نپال اطلاعی در دست نیست.
توقف چندباره عملیات نجات
رویترز نوشت گستردگی فاجعه و دشواری دسترسی به مناطق کوهستانی هیمالیا، روند امدادرسانی و یافتن مفقودان را کند کرده است.
پلیس محلی نپال به این رسانه گفت بارندگیهای تازه در ساعتهای اخیر، سطح آب رودخانه تریشولی را بالا برده و ساکنان و امدادگران از بیم وقوع سیلابهای بیشتر به ارتفاعات پناه بردهاند.
عملیات جستوجو و نجات از ششم شهریور تاکنون بهدلیل نامساعد بودن شرایط جوی و خطر جاری شدن سیلابهای تازه، چندین بار متوقف شده است.
در نپال، امدادگران اکنون تلاش خود را بر نجات صدها نفری متمرکز کردهاند که گمان میرود در تونلهای نیروگاههای برقآبی آسیبدیده از سیل گرفتار شده باشند.
پس از چند روز جستوجوی بیوقفه خانوادهها در بیمارستانها، سردخانهها و مراکز امدادی، مقامهای نپال دفن دستهجمعی پیکر صدها قربانی ناشناس را آغاز کردند؛ اجسادی که بسیاری از آنها در حال تجزیه بودند.
پیش از خاکسپاری، مسئولان از اجساد عکس میگیرند، نمونههای دیانای جمعآوری میکنند و نشانههای قابل شناسایی را به ثبت میرسانند تا خانوادهها بتوانند در آینده بستگان خود را شناسایی کنند.
آنیل تاپا، افسر پلیس، به رویترز گفت: «بیش از نیمی از اجسادی که تاکنون پیدا کردهایم، قابل شناسایی نیستند.»
نقش گرمایش جهانی در وقوع فاجعه
تلویزیون دولتی چین اعلام کرد این سیل بر اثر «بیثباتی یخچالهای طبیعی» و «تحت تاثیر پیامدهای بلندمدت گرمایش جهانی» رخ داده است.
بر اساس این گزارش، پکن بیش از ۲۱۰۰ امدادگر را بسیج کرده و دستکم ۲۲۰ میلیون یوان، معادل ۳۲ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار، به عملیات امدادرسانی اختصاص داده است.
چین همچنین تجهیزات و اقلام ضروری را از راه هوایی به مناطق حادثهدیده فرستاده و نیروهای نظامی این کشور برای یافتن مفقودان از تجهیزات تشخیص علائم حیات بهره گرفتهاند.
همزمان با تشدید فشارهای معیشتی در ایران، خبرگزاری ایلنا به نقل از یک فعال کارگری گزارش داد مشکلات اقتصادی خانوادهها در مناطق مرزی، کودکان و نوجوانان را برای تامین هزینههای زندگی به کولبری کشانده است.
عبدالله بلواسی، فعال کارگری، یکشنبه هشتم شهریور در مصاحبه با ایلنا گفت فشار ناشی از فقر و نبود درآمد پایدار، زندگی کودکان خانوادههای ساکن مناطق مرزی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
او ادامه داد: «اینکه یک نوجوان برای کمک به خانواده یا تامین هزینههای مدرسه و زندگی راهی مسیری شود که احتمال شلیک، انفجار مین یا حادثه در آن وجود دارد، باید برای جامعه یک هشدار جدی باشد. کودک باید پشت میز مدرسه باشد، نه در مسیر کولبری.»
به گفته بلواسی، نبود فرصتهای شغلی در مناطق مرزی بسیاری از جوانان، از جمله دانشآموختگان دانشگاهی و قهرمانان ورزشی، را بر سر دوراهی کولبری و پذیرش خطر مرگ یا مهاجرت و ترک خانه و خانواده قرار داده است.
این فعال کارگری با اشاره به میزان مهاجرت جوانان از کردستان افزود بیکاری و نبود چشماندازی روشن برای آینده، بسیاری از آنان را به فکر ترک شهر یا حتی کشورشان انداخته است.
در سالهای گذشته، ناکارآمدی سیاستهای داخلی، فساد ساختاری و سیاست خارجی تنشآفرین جمهوری اسلامی به تشدید بحران اقتصادی در ایران انجامیده است.
کاهش ارزش پول ملی، تورم فزاینده و گسترش بیکاری، قدرت خرید شهروندان را بهشدت کاهش داده و تامین هزینههای زندگی را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است.
در چنین شرایطی، برخی ساکنان مناطق مرزی برای گذران زندگی به کولبری روی آوردهاند. شماری از آنان در سالهای اخیر بر اثر تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی کشته شدهاند.
مرگ کولبران نباید عادی تلقی شود
بلواسی در ادامه هشدار داد جان باختن کولبران در ایران بهتدریج در حال تبدیل شدن به خبری «عادی» است؛ رویدادی که چند روز در رسانهها بازتاب مییابد و اعتراضهایی را برمیانگیزد، اما پس از مدتی دوباره به حاشیه میرود.
او گفت: «وقتی کولبری کشته میشود، یک خانواده آسیب میبیند. ممکن است نانآور خانه از بین برود، فرزندان بدون پدر بمانند یا خانوادهای با هزینههای درمان و معلولیت دستوپنجه نرم کند. اگر کولبری را فقط در قالب عدد و آمار ببینیم، بخش انسانی فاجعه را نادیده گرفتهایم.»
بلواسی با انتقاد از وعدههای عملینشده مقامهای جمهوری اسلامی و سیاست حکومت در قبال کولبران افزود: «مساله کولبری را نمیتوان صرفا با برخورد با کولبر حل کرد. اگر علت اصلی یعنی فقر، بیکاری و نبود فرصتهای شغلی پایدار برطرف نشود، این مساله دوباره خودش را نشان خواهد داد. باید به سراغ ریشه رفت.»
این فعال کارگری تبعیض، توسعه نامتوازن و نبود فرصتهای شغلی را از مشکلات اساسی مناطق مرزی دانست و گفت مردم میپرسند چرا با وجود ظرفیتهای اقتصادی، انسانی و طبیعی این مناطق، بسیاری از ساکنان همچنان از فقر، بیکاری و ناامنی معیشتی رنج میبرند.
در هفتههای اخیر، افزایش شکاف میان دستمزدها و هزینههای زندگی، کاهش ساعات کاری و روی آوردن نیروهای متخصص به مشاغل غیررسمی، ابعاد گسترده بحران اشتغال در ایران را آشکارتر کرده است.
ششم شهریور، خانه کارگر هرمزگان از بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در پی رکود و تعطیلی بنگاهها خبر داد.