• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

رییس‌جمهوری موقت ونزوئلا: توافق انرژی با آمریکا ۲۵ ساله خواهد بود

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۳:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
دلسی رودریگز، رییس‌جمهوری موقت ونزوئلا
دلسی رودریگز، رییس‌جمهوری موقت ونزوئلا

دلسی رودریگز، رییس‌جمهوری موقت ونزوئلا، شنبه گفت توافق انرژی با آمریکا برای ۲۵ سال معتبر خواهد بود و هدف آن افزایش تولید نفت خام به روزانه ۱.۵ میلیون بشکه و حفظ حاکمیت ونزوئلا بر منابع طبیعی این کشور است.

رودریگز در سخنرانی خود در ساعات پایانی شب، این توافق را «تاریخی» خواند و گفت این توافق به احیای اقتصاد کشور و افزایش درآمدهای دولت کمک خواهد کرد و در شکل‌گیری آینده ونزوئلا نقش خواهد داشت.

Banner

پربازدیدترین‌ها

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر
۱
تحلیل

بازگشت محسن نامجو به ایران؛ در خدمت شر

۲

برداشت مبهم از حساب مردم؛ بانک ملی می‌گوید در حال «اصلاح اطلاعات» است

۳
تحلیل

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

۴

موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

۵
تحلیل

محسن نامجو در مراجعه است

انتخاب سردبیر

  • تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

    تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

  • کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران
    تحلیل

    کوکتل نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ رقیب جدید نفت روسیه در اروپا و الگویی برای آینده ایران

  • انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

    انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

  • جمهوری جادو، مملکت امام زمان
    تحلیل

    جمهوری جادو، مملکت امام زمان

  • آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان
    روایت شما

    آموزش کار با سلاح به حامیان حکومت؛ آماده شدن جمهوری اسلامی برای سرکوب مسلحانه معترضان

•
•
•

مطالب بیشتر

تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۱:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%

تصمیم تازه دولت آمریکا برای تشدید تحریم‌های جمهوری اسلامی، موجب می‌شود دانشجویان ایرانی که برای ورود به دانشگاه یا دریافت مدارک علمی و حرفه‌ای به آزمون‌های بین‌المللی مانند تاقل یا جی‌آر‌ای نیاز دارند، نتوانند در این آزمون‌ها شرکت کنند.

دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا، OFAC، دوم شهریور اعلام کرد مجوز عمومی جی که از سال ۲۰۱۴ امکان ارائه مجموعه‌ای از خدمات آموزشی و دانشگاهی به ایرانیان را فراهم می‌کرد، از همین تاریخ «به‌طور نامحدود» تعلیق شده است.

این تعلیق موجب می‌شود پوشش حقوقی عمومی‌ که شرکت‌های آمریکایی برای ارائه چنین خدماتی به ایرانیان به آن اتکا می‌کردند، دیگر قابل استفاده نباشد.

بند چهارم بخش خدمات آموزشی این مجوز صراحتا به «آزمون‌های گواهی حرفه‌ای و آزمون‌های ورودی دانشگاه، از جمله آزمون‌های استاندارد چندگزینه‌ای» اشاره می‌کند.

طبق آن، اشخاص آمریکایی در هر نقطه جهان اجازه داشتند این آزمون‌ها و همچنین خدمات لازم برای پذیرش در دانشگاه‌های آمریکا را به افرادی که در ایران هستند یا در خارج از ایران زندگی می‌کنند اما «به‌طور معمول مقیم ایران» محسوب می‌شوند، ارائه کنند.

این مجوز فقط آزمون را در بر نمی‌گرفت. دانشگاه‌های آمریکایی می‌توانستند درخواست پذیرش دانشجویان ایرانی را پردازش کنند، هزینه درخواست و شهریه آنها را بپذیرند، با دانشگاه‌های ایران برنامه تبادل دانشجو داشته باشند و در محدوده‌هایی مشخص دوره‌های آنلاین ارائه کنند.

  • آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

    آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

پیش از این و در زمان صدور مجوز قبلی افک اعلام کرده بود هدف، مجاز کردن تبادل دانشگاهی، ارائه برخی دوره‌های آموزشی و «برگزاری آزمون‌های ورودی دانشگاه و دیگر آزمون‌ها برای دانشجویان ایرانی» است.

تعلیق مجوز عمومی جی بخشی از بسته بسیار بزرگ‌تری است که وزارت خزانه‌داری آن را عملیات انزوای افتصادی نامیده است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، این کارزار را «تهاجم اقتصادی» علیه ارتباطات مالی جمهوری اسلامی توصیف کرد و گفت هدف، قطع «هر شریان اقتصادی» است که حکومت ایران را سرپا نگه می‌دارد.

این تنها مجوزی نبود که در این بسته تعلیق شد. افک در مجموع پنج مجوز یا اختیار عمومی را متوقف کرد؛ از جمله مجوز فعالیت‌های ورزشی، برخی حواله‌های شخصی، شرکت در کنفرانس‌ها و یک مجوز دیگر برای فعالیت‌های آموزشی در کشورهای ثالث.


نخستین اثر قطعی؛ دولینگو

صفحه رسمی پشتیبانی این آزمون پس از تعلیق این مجوز اعلام کرد از این پس «آزمون انگلیسی دولینگو در ایران و برای کاربران دارای مدارک هویتی ایرانی در دسترس نیست.»

به این ترتیب، محدودیت دولینگو فقط بر اساس محل جغرافیایی کاربر اعمال نمی‌شود. در سیاست اعلام‌شده این شرکت، مدرک هویتی ایرانی نیز به‌خودی‌خود عامل محدودیت شده است.

بنابراین دست‌کم درباره این آزمون، سفر یک متقاضی ایرانی از تهران به استانبول، دبی یا ایروان، در صورتی که همچنان از پاسپورت یا مدرک ایرانی برای احراز هویت استفاده کند، الزاما مشکل را حل نمی‌کند.

خشم و نگرانی کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی

خبر محدود شدن آزمون‌های بین‌المللی برای ایرانیان، به‌ویژه تصمیم دولینگو با واکنش گسترده کاربران فارسی‌زبان شبکه‌های اجتماعی مواجه شده است.

در گروه تلگرامی «توییتر دانشگاه تهرانی‌ها» که نوشته‌های کاربران ایرانی در ایکس را بازنشر می‌کند، یکی از کاربران در واکنش به توقف آزمون دولینگو نوشت: «واقعا سر نخواستنمون دعواست.»

  • آمریکا در نشست «گروه ۲۰» برای تشدید فشار بر حکومت ایران تلاش می‌کند

    آمریکا در نشست «گروه ۲۰» برای تشدید فشار بر حکومت ایران تلاش می‌کند

کاربر دیگری در همان صفحه، با اشاره همزمان به اخبار مربوط به تافل و دولینگو، محدودیت‌ها را به حذف ایرانیان از فرصت‌های عادی بین‌المللی تشبیه کرد و نوشت: «رسما از گونه انسان‌ها دارن ایرانی رو خارج می‌کنن.»

این کانال نظر کاربر دیگری را هم بازتاب داده است که با اشاره به لغو آزمون‌های تافل در ایران نوشته است: «‏تافل رو لغو کردن چون با برگه های آزمون تافل اوریگامی موشک هایپرسونیک درست می‌کردن وگرنه اینا با مردم ایران مشکلی ندارن.»

در کانال‌های تلگرامی مرتبط با آمادگی آزمون نیز واکنش‌ها گاه به شوخی تلخ کشیده شد. کانال «Duolingo Center» پس از اعلام محدودیت، در پستی طنزآمیز از «مراسم ختم مرحوم دولینگو» نوشت و محل خیالی آن را کنار «قطعه تافل و GRE» قرار داد.

کاربر دیگری در ایسک با اشاره به لغو مجوز جی نوشت: «تاثیرش روی مردم ایران چیه؟ جز کمک به اخوند چه تاثیر دیگه ایی داره؟»

واکنش‌ها تنها به گلایه در شبکه‌های اجتماعی محدود نمانده است. ۵ شهریور دادخواستی در Change.org با عنوان «اجازه دهید دانشجویان ایرانی در آزمون انگلیسی دولینگو شرکت کنند» راه‌اندازی شد.

آیا راه‌حلی هست؟

تا زمان این بررسی، ETS، شرکت آمریکایی برگزارکننده دو آزمون تافل و جی‌آر‌ای، بیانیه عمومی‌ مبنی بر توقف برگزاری این آزمون برای ایرانیان منتشر نکرده است. حتی صفحه رسمی تافل در وب‌سایت ETS که کشورهای محل ارائه آزمون را فهرست می‌کند، در ۲۹ اوت همچنان نام ایران را در فهرست خود دارد.

در مقابل، نشانه‌هایی وجود دارد که وضعیت در حال تغییر است. وب‌سایت تخصصی و غیررسمی TOEFL Resources که ظرفیت‌های آزمون ETS را رصد می‌کند، ۷ شهریور گزارش داد که یک روز پیش تاریخ‌های آزمون در ایران تا ژانویه قابل مشاهده بود اما اکنون تنها ظرفیت‌هایی برای پنجم سپتامبر در دو مرکز اطراف تهران دیده می‌شود و تاریخ‌های بعدی ناپدید شده‌اند.

افک اعلام کرده شرکت‌ها یا کسانی که قصد دارند پس از تعلیق به فعالیت‌های سابق ادامه دهند، می‌توانند برای مجوز اختصاصی، درخواست بدهند.

به این ترتیب، سرنوشت نهایی آزمون‌های بین‌المللی و بسیاری از آزمون‌های حرفه‌ای هنوز تا حدی به تصمیم شرکت‌های برگزارکننده و نوع واکنش دولت آمریکا بستگی دارد: آیا آنها فعالیت در ایران را متوقف می‌کنند یا مجوز دیگری را قابل استناد می‌دانند، یا برای دریافت مجوز اختصاصی از وزارت خزانه‌داری اقدام خواهند کرد.

کارشناس اسرائیلی: موفقیت فشار اقتصادی بر حکومت ایران به عزم واشینگتن بستگی دارد

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۰۰:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پروفسور اوزی رابی، پژوهشگر دانشگاه تل‌آویو، فشار اقتصادی را یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران دانست. او گفت موفقیت این راهبرد به عزم واشینگتن و تداوم محدودیت‌ها بستگی دارد.

این پژوهشگر دانشگاه تل‌آویو می‌گوید کارزار اقتصادی آمریکا دسترسی ایران به ارزهای معتبر را محدود کرده است، اما فروپاشی اقتصادی لزوما به سقوط جمهوری اسلامی منجر نخواهد شد. او همچنین دوام این فشارها را به میزان همکاری کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان وابسته دانست.

روزنامه اورشلیم‌پست به نقل از پروفسور اوزی رابی، رییس مرکز مطالعات خاورمیانه و آفریقای موشه دایان در دانشگاه تل‌آویو، گزارش داد که تحریم‌های آمریکا به‌طور فزاینده‌ای توان حکومت ایران برای تامین ارز خارجی و اداره بخش‌های اقتصادی را کاهش می‌دهد.

رابی پنج‌شنبه پنجم شهریور در گفت‌وگو با رادیو «۱۰۳اف‌ام» اسرائیل هشدار داد که نمی‌توان با قطعیت نتیجه گرفت تشدید مشکلات اقتصادی به سقوط حکومت ایران خواهد انجامید. او گفت: «مسیر اقتصادی قطعی نیست.»

  • فایننشال‌تایمز: کارزار آمریکا برای منزوی کردن ایران به دبی رسیده است

    فایننشال‌تایمز: کارزار آمریکا برای منزوی کردن ایران به دبی رسیده است

این پژوهشگر اسرائیلی، فشار اقتصادی را از نظر راهبردی یکی از موثرترین ابزارهای آمریکا علیه حکومت ایران توصیف کرد، اما موفقیت آن را مشروط به عزم و استمرار واشینگتن دانست.

رابی گفت: «این محاصره از نظر نظری بهترین کاری است که می‌توان انجام داد. اگر آمریکا مصمم و ثابت‌قدم باشد، باید نتیجه بدهد.»

او افزود که نقش کشورهایی مانند چین، ترکیه و پاکستان می‌تواند در اثربخشی این سیاست تعیین‌کننده باشد. به گفته او، باید دید این کشورها تا چه اندازه با فشارهای واشینگتن همراه می‌شوند و محدودیت‌ها علیه مبادلات اقتصادی ایران را اجرا می‌کنند.

رابی گفت آمریکا برای نخستین بار دریافته است که فشار بر اقتصاد داخلی ایران به‌تنهایی کافی نیست و باید شبکه بیرونی کشورها، موسسات مالی و واسطه‌هایی را نیز هدف قرار دهد که امکان ادامه مبادلات ایران را فراهم می‌کنند.

کاهش دسترسی ایران به ارز خارجی
رابی تاکید کرد که [حکومت] ایران در هفته‌های اخیر ناچار شده است فعالیت‌های اقتصادی خود را با منابع دلاری کمتری اداره کند. او گفت کاهش دسترسی به ارزهای معتبر می‌تواند بخش‌هایی مانند کشاورزی و صنعت را با مشکلات جدی روبه‌رو کند.

او افزود: «ایران از زمان تاسیس جمهوری اسلامی هیچ‌گاه یک اقتصاد عادی را اداره نکرده و همواره اقتصاد مقاومتی داشته است. اما تحریم با تحریم تفاوت دارد و فکر می‌کنم این تحریم‌ها اثرگذاری بیشتری دارند.»

این استاد دانشگاه تل‌آویو در عین حال احتمال تغییر سیاست آمریکا را منتفی ندانست. او گفت ممکن است میانجیگری کشورهایی مانند عمان یا پاکستان به ازسرگیری مذاکرات میان تهران و واشینگتن منجر شود و دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در واکنش بخشی از فشارها را کاهش دهد.

  • «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا چیست و چه پیامدی برای تهران و شرکای تجاری‌اش دارد؟

    «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا چیست و چه پیامدی برای تهران و شرکای تجاری‌اش دارد؟

رابی همچنین به تغییر مسیرهای صادرات انرژی در منطقه اشاره کرد و گفت جایگاه تنگه هرمز نسبت به گذشته تغییر کرده است. به گفته او، برخی کشورهای منطقه پس از مشاهده آسیب‌پذیری این آبراه، برای توسعه مسیرهای جایگزین تلاش کرده‌اند و عربستان سعودی بخشی از نفت خود را از مسیر دریای سرخ صادر می‌کند.

اقتصاد عمومی و اقتصاد حکومت
رابی تاکید کرد که دشوارترشدن شرایط زندگی مردم یا حتی فروپاشی بخش‌هایی از اقتصاد عمومی، لزوما به سقوط ساختار سیاسی منجر نمی‌شود.

او گفت: «نمی‌خواهم از این مصاحبه چنین برداشتی ایجاد شود که اگر اقتصاد فروبپاشد، حکومت نیز سقوط خواهد کرد. ایران اقتصاد دیگری هم دارد؛ اقتصاد حکومت.»

به گفته او، مردم ایران در خرید کالاهای روزمره با فشارهایی روبه‌رو شده‌اند که حتی در دوره‌های دشوار گذشته تجربه نکرده بودند. با این حال، توان حکومت برای استفاده از قاچاق، ارزهای دیجیتال و شبکه‌های مالی غیررسمی می‌تواند بخشی از آثار تحریم‌ها را کاهش دهد.

رابی گفت هدف آمریکا مسدود‌کردن همه مسیرهای اقتصادی و مالی ایران است، اما باید منتظر ماند و دید واشینگتن تا چه اندازه می‌تواند کانال‌های جایگزین، از جمله مسیرهای قاچاق و مبادلات مبتنی بر رمزارزها، را محدود کند.

هشدار درباره توافق احتمالی با تهران
این پژوهشگر اسرائیلی همچنین نسبت به اتکای کشورهای غربی به توافق دیپلماتیک با تهران ابراز بدبینی کرد و تاکید کرد چنین توافقی ممکن است به جمهوری اسلامی برای بازسازی توان خود زمان بدهد.

او گفت: «توافق با [حکومت] ایران می‌تواند نعمتی پنهان برای آنها باشد و فرصت خریدن زمان را فراهم کند.»

رابی تهدید ناشی از جمهوری اسلامی را فراتر از اسرائیل توصیف کرد و گفت کشورهای غربی باید آن را تهدیدی علیه «تمام جهان آزاد» بدانند.

او در پایان گفت کنارزدن حکومت ایران آسان نخواهد بود و فشار اقتصادی نیز موفقیت را به‌طور کامل تضمین نمی‌کند. به گفته او، این فشارها ممکن است به‌تدریج توان و پویایی حکومت را کاهش دهد و شرایطی ایجاد کند که به تغییر سیاسی کمک کند، اما چنین نتیجه‌ای باید با احتیاط ارزیابی شود.

انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
فرزاد فتاحی
100%

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان انقلاب ملی در استان تهران در دی‌ماه ۱۴۰۴، یک فرمانده سپاه پاسداران به نام عباس رسولی‌فر، با سابقه حضور در سرکوب مخالفان دولت بشار اسد در سوریه، فرماندهی نیروهای سرکوب شهرستان شهریار را بر عهده داشته است.

اعتراضات زمستان ۱۴۰۴ که از هفته نخست دی‌ماه با اعتصاب کسبه در شهر تهران آغاز شد، خیلی زود به شهرهای دیگر اطراف پایتخت و غالب شهرستان‌های استان تهران گسترش یافت؛ مناطقی مهاجرپذیر و پرجمعیت که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۳۴ درصد جمعیت استان تهران را در خود جای داده‌اند.

پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اعتراض‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید و سرکوب مرگباری که پیش‌تر آغاز شده بود، در این دو روز به کشتاری بی‌سابقه انجامید.

در شهریار، شاهدان از نقش یک عضو پیشین سپاه و نیروی موسوم به مدافع حرم در سوریه در هدایت سرکوب گفته‌اند؛ سرکوبی که شیوه سازمان‌دهی آن با الگوهای جنگ شهری در سوریه شباهت‌هایی دارد.

بخش‌هایی از این گزارش تحقیقی بر پایه روایت شاهدان و منابع محلی تهیه شده است؛ ادعاهای نقل‌شده به گویندگان آنها منتسب است و انتشار آنها به معنای تایید مستقل همه جزییات از جانب نویسنده نیست.

امامزاده اسماعیل؛ کانون سرکوب شهریار
در شهریار، پیوند نقاط ثبت‌شده سرکوب، از جمله بلوار انقلاب، خیابان ولی‌عصر، چهارراه مخابرات و روبه‌روی کفش ملی، حوالی صحن امامزاده اسماعیل را به عنوان منشا سرکوب و اعزام نیروها معرفی می‌کند.

امامزاده اسماعیل در دوره ریاست جمهوری ابراهیم رییسی محل برگزاری برنامه‌های مرتبط با نیروهای موسوم به «مدافع حرم» بوده و رییسی نیز چند بار در آن حضور یافته بود. بررسی افراد مرتبط با این مکان مذهبی، نام عباس رسولی‌فر، مدیر اجرایی امامزاده، را برجسته کرد که پسر بسیجی‌اش در سال ۱۴۰۰ کشته شده است.

تحقیقات و روایت‌های تازه نشان می‌دهد رسولی‌فر در دی ۱۴۰۴ هدایت دسته‌های عملیاتی سرکوب در شهریار را بر عهده داشته و با کلت کمری به سوی معترضان شلیک کرده است. نیروهای تحت هدایت او، بنا بر این یافته‌ها، از پایگاه بسیج حوزه ۸ روح‌الله در نزدیکی امامزاده به نقاط مختلف شهریار اعزام می‌شدند.

این پایگاه در بافت مسکونی، پشت امامزاده و در مجاورت دبیرستان پسرانه خمینی قرار دارد. در نقشه‌های هوایی، محدوده‌ای در این نقطه دیده می‌شود که شناسه مشخصی ندارد. گزارش‌های می‌گویند این محل برای تجمع و آماده‌سازی نیروهایی به کار می‌رفت که با هدایت رسولی‌فر برای سرکوب معترضان اعزام می‌شدند.

از سوریه تا سرکوب شهریار

عباس رسولی‌فر متولد سال ۱۳۴۲ است و خانواده او حدود یک قرن در شهریار سکونت داشته‌اند. بر پایه سوابق منتشرشده، او در سال ۱۳۵۸ به بسیج و در سال ۱۳۶۳ به سپاه پاسداران پیوست و سابقه‌ای طولانی در لشکر ۱۰ سیدالشهدا دارد. او در دهه ۱۳۶۰، همزمان با قاسم سلیمانی، در سه عملیات طریق‌القدس، بیت‌المقدس و نصر ۴ حضور داشته است.

روزنامه جوان تایید کرده است که عباس رسولی‌فر در سال ۱۳۹۶ به‌عنوان نیروی موسوم به «مدافع حرم» در سوریه حضور داشته است. هرچند داعش در بخشی از آن سال همچنان در شرق حلب فعال بود، نیروی قدس و نیروهای هم‌پیمانش نیز در محورهای دیرالزور، المیادین و بوکمال در چارچوب ائتلاف حامی بشار اسد می‌جنگیدند. بنابراین حضور رسولی‌فر در سوریه، سابقه فعالیت او در این ساختار نظامی و تجربه جنگ شهری را تایید می‌کند.

جنگ شهری در کمربند تهران
بررسی شیوه سرکوب در شهریار، دو شباهت اصلی با الگوی جنگ شهری در سوریه را نشان می‌دهد: نخست، تقسیم جغرافیای شهر به حوزه‌های عملیاتی و دوم، واگذاری ماموریت مشخص به هر یک از یگان‌های درگیر برای مهار همان حوزه، بدون جابه‌جایی مسئولیت میان یگان‌ها.

100%
عباس رسولی‌فر از سردستگان سرکوب در شهریار بود


یافته‌های تحقیق می‌گوید تجربه نظامی فرامرزی رسولی‌فر و نقش او در سازمان‌دهی دسته‌های عملیاتی می‌تواند توضیح دهد چرا تاکتیک‌های به‌کاررفته در شهریار با روش‌های به کار رفته در سوریه شباهت داشته‌اند. طبق برآوردها دست‌کم ۲۰۰ هزار غیرنظامی در سوریه به دست نیروهای حکومت بشار اسد، نیروهای منتسب به جمهوری اسلامی و شبه‌نظامیان همسو کشته شده‌اند.

نام رسولی‌فر پیش از اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز در چند سرکوب داخلی مطرح بوده است: اعتراضات قزوین در سال ۱۳۷۳، اسلامشهر در سال ۱۳۷۴، شهریار در سال ۱۳۸۸ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ در شهریار. برخی شاهدان همچنین عاملیت در قتل نادر مومنی در جریان سرکوب اعتراضات آبان ۱۳۹۸ شهریار را به او نسبت داده‌اند.

یک سناریو برای سرکوب چند شهرستان

بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد سرکوب در شهرستان‌های استان تهران از الگویی یکپارچه پیروی کرده است؛ الگویی که در آن، روش‌ها نه حاصل تصمیم‌های لحظه‌ای ماموران محلی، بلکه بخشی از یک نقشه هماهنگ بوده‌اند.

نخستین نشانه‌های این الگو در شهرستان اسلامشهر دیده می‌شود. روز ۱۷ دی، هم‌زمان با شکل‌گیری اعتصاب در اسلامشهر، نیروی انتظامی و یگان ضدشورش در محله‌های زرافشان و باغ‌فیض به حالت آماده‌باش درآمدند.

روز ۱۸ دی، با حرکت معترضان از خیابان‌های زرافشان، باغ‌فیض و ابوذر به سوی جاده ساوه، خودروهای انتظامی منور پرتاب کردند. بر پایه روایت‌های جمع‌آوری‌شده، منورها برای آشکار کردن موقعیت تجمع‌ها و انتقال سریع محل حضور معترضان به دیگر واحدهای سرکوب به کار رفتند؛ روشی شبیه آنچه در یک میدان جنگ برای نشانه‌گذاری هدف به کار می‌رود.

همان شب در شهرک واوان، شاهدان از شلیک گلوله جنگی از پشت‌بام مسجد جامع و اطراف میدان خمینی خبر دادند. به‌کارگیری یک مرکز مذهبی به‌عنوان موقعیت شلیک، بعدتر در نقاط دیگر نیز در روایت‌های شاهدان تکرار شد.

در شهرستان رباط‌کریم، این الگو شکل دیگری پیدا کرد. روز ۱۸ دی در پرند، نیروهای مسلحی که شاهدان می‌گویند عربی صحبت می‌کردند، از داخل مسجدها و پایگاه‌ها به سوی معترضان شلیک مستقیم کردند. برخی شاهدان این افراد را نیروهای حشد شعبی معرفی کرده‌اند و حضورشان را مشابه آنچه در سرکوب آبان ۱۳۹۸ دیده بودند، دانسته‌اند.

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، نیروها در پرند از عقب‌نشینی نمایشی برای به دام انداختن معترضان بهره بردند. طبق روایت‌ها، آنان با عقب رفتن، معترضان را به سوی کلانتری ۱۸ پرند کشاندند و پس از ورود بخشی از جمعیت به محدوده مقر انتظامی، با گلوله جنگی به آنان شلیک کردند. شاهدان گفته‌اند در این تیراندازی شماری از معترضان کشته شدند.

در پاکدشت، روز ۱۸ دی، نیروهای حکومتی در منطقه مامازند و خیابان علامه برای متفرق کردن معترضان یک خودروی زرهی بزرگ و سلاح جنگی به کار گرفتند. روز ۱۹ دی نیز درگیری‌ها ادامه یافت و شاهدان از تیراندازی شدید و شلیک تیربار نیروهای بسیج و سپاه پاسداران خبر دادند.

در قرچک، شامگاه ۱۸ دی، برق اطراف میدان کلانتری قطع شد و هم‌زمان تیراندازی از داخل کلانتری آغاز شد. در همان تاریکی، تک‌تیراندازها از بام و طبقات مختلف رستوران سنتنیال در میدان خمینی معترضان را هدف قرار دادند. روایت‌های محلی شمار کشته‌شدگان این تیراندازی‌ها را ده‌ها نفر اعلام کرده‌اند.

۱۹ دی در میدان راه‌آهن ورامین، خودروهای مجهز به بلندگو عبارت «حیدر حیدر» را با صدایی بسیار بلند پخش کردند تا شعار معترضان به یکدیگر نرسد و صدای تجمع خنثی شود. هم‌زمان، نیروهای حکومتی گاز اشک‌آور و گلوله جنگی شلیک کردند.

۱۸ دی در شهر قدس (قلعه حسن‌خان) اختلال شدید اینترنت با قطع برق هم‌زمان شد. ۱۸ و ۱۹ دی، در مرکز شهر، میدان سرقنات و محدوده فرمانداری، تک‌تیراندازان مستقر بر بام مجتمع تجاری میلاد و نیروهای شبه‌نظامی که برخی شاهدان آنان را حشد شعبی معرفی کرده‌اند، به سوی معترضان شلیک کردند. گزارش‌های محلی از کشته شدن ده‌ها نفر خبر می‌دهند. ایلیا قدسی از جمله قربانیانی بود که با اصابت گلوله به سر جان باخت.

قتل در خودرو و اجبار به مصرف قرص

در پردیس و بومهن، روایت‌ها از مرحله‌ای فراتر از تیراندازی در تجمع حکایت دارند؛ روشی که شاهدان آن را «ترور میدانی» معترضان در نقاط خلوت توصیف کرده‌اند. در یک نمونه، روایت شده است که محمدرضا مرادقلی، معترض ۱۹ ساله، شامگاه ۱۸ دی بازداشت و به داخل خودروی نیروهای سرکوب منتقل شد و ماموران با زدن رگ، او را کشتند.

طبق روایتی دیگر، ۱۹ دی در عوارضی شهر پردیس و محدوده بومهن، نیروهای حکومتی تلفن همراه جوان دیگری را تفتیش کرده و پس از یافتن عکس شاهزاده رضا پهلوی، او را بازداشت کردند. طبق روایت ثبت‌شده، ماموران او را به‌شدت کتک زدند و وادارش کردند دو قرص مصرف کند. این جوان نیمه‌شب در خیابان رها شد.

در همین محور، پخش شعار «حیدر حیدر» هم‌زمان با ضرب‌وجرح با باتوم، تیراندازی مستقیم و شلیک گاز اشک‌آور گزارش شده است. تکرار این روش در ورامین و بومهن، همراه با قطع برق در قرچک و شهر قدس، وارد عمل شدن تک‌تیرانداز در قرچک و قلعه حسن‌خان و حضور نیروهای عرب‌زبان در پرند و شهر قدس، اجزای همان الگوی یکپارچه‌ای است که در چند شهرستان دیده می‌شود.

سرکوب هم‌زمان و نظام‌مند اعتراضات دی‌ماه در شهرستان‌های استان تهران، به ویژه در دو شهر قلعه حسن‌خان و شهریار نمونه‌ای از پیاده‌سازی تکتیک‌های «جنگ شهری» در حاشیه پایتخت است؛ جایی که حاکمیت به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک این منطقه به‌عنوان «کمربند حائل تهران»، بدون ورود به فاز مهار ضدشورش متعارف، مستقیما به ابزارهای مرگبار روی آورد.

جمهوری جادو، مملکت امام زمان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
رضا حاجی‌حسینی
100%
A motorcyclist checks his phone on a street in Tehran, with a banner depicting Iran’s slain Supreme Leader Ali Khamenei visible in the background, August 26, 2026

جمهوری اسلامی باورهای خرافی را از حاشیه جامعه به مرکز قدرت برد و برای این باورها با پول نفت، نهاد، بودجه و دستگاه تبلیغاتی ساخت تا حاکمان در «مملکت امام زمان» مشروعیت خود را از جهان غیب بگیرند و هزینه بقایشان را بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل کنند.

در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، مجسمه‌ای که برگزارکنندگان «بعل» می‌خواندند، به آتش کشیده شد و «نظام»، در میانه تلاطم‌ها و بحران اقتصادی، «جشن پیروزی بر دشمنان» را در قالب آیینی خیابانی، به اجرا گذاشت.

چند ماه بعد، سالار ولایتمدار، نماینده مجلس شورای اسلامی، گفت انتشار تصویر مجتبی خامنه‌ای به توصیه علمای قم، مشهد و نجف و مقام‌های امنیتی متوقف شده تا دشمن نتواند با «علوم غریبه» به او آسیب برساند.

این اظهارات نشان داد علوم غریبه به روایت رسمی امنیت ملی راه یافته است.

این دو وضعیت از دل منطق نظامی بیرون می‌آیند که سیاست را از جمله رویارویی نیروهای مرئی و نامرئی می‌بیند.

باید تاکید کرد جمهوری اسلامی دولتی عرفی نبوده که بعدتر به خرافه آلوده شود؛ بلکه از زمان شروع این حکومت، نام و هویت آن با ترکیب «مملکت امام زمان» پیوندی ناگسستنی داشته است.

  • غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

    غیبت مجتبی به بقای جمهوری اسلامی کمک خواهد کرد؟

صاحب غایب مملکت!

روح‌الله خمینی ۱۶ شهریور ۱۳۶۰ در سخنرانی برای مسئولان دولت گفت: «صاحب این مملکت امام زمان است.»

این عبارت در جلد ۱۵ «صحیفه امام» ثبت شده است. البته روی کار آمدن خمینی آغازگر باورمندی عمومی به کرامت و نیروهای غیبی نبود اما حکومتی که او بنیان گذاشت، این باورها را بیش از پیش از زندگی خصوصی، به مرکز قدرت برد.

در این تعبیر، «مملکت امام زمان» نظریه مالکیت کشور است. اگر صاحب مملکت امامی غایب باشد، روحانیان مدعی تفسیر اراده او می‌شوند و ولی فقیه، به جای نمایندگی شهروندان، نایب صاحب غایب می‌شود و مسئولیت او رو به جهانی دسترس‌ناپذیر است، نه مردمی که بتوانند برکنارش کنند.

بنابراین، بحث بر سر ایمان شخصی شهروندان نیست. مساله از جایی آغاز می‌شود که باوری اثبات‌ناپذیر مبنای مشروعیت سیاسی، تصمیم امنیتی و توزیع منابع عمومی قرار می‌گیرد.

در این نقطه، خرافه دیگر عقیده‌ای خصوصی نیست و فناوری حکومت است.

از ماه تا بیت

اولمو گُلتس، پژوهشگر و تاریخ‌نگار، در مقاله «چهره خمینی در ماه است؛ محدودیت‌های قداست و خاستگاه‌های حاکمیت»، با استناد به خاطرات و روزنامه‌های آن دوره، هم گسترش این شایعه و هم رد آن از سوی خمینی و شماری از روحانیان را بررسی کرده است.

این تکذیب اما مانع شکل‌گیری هاله قدسی پیرامون خمینی نشد.

در همان روزها، ویدیویی از دیدار مردم با خمینی در مدرسه علوی، مردی را نشان می‌دهد که ابتدا دست او و سپس دست‌های مردم را لمس می‌کند؛ برای انتقال «تبرک»، چرا که «امام متبرک است».

فکت‌نامه، این مرد را غلامحسین روغنی و فیلم را مربوط به روزهای نخست حضور خمینی در مدرسه علوی دانسته است. این صحنه پیوند امر قدسی و فرمانروایی سیاسی را ثبت کرده است.

بعدها محمد سعیدی، امام جمعه قم، گفت علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، هنگام تولد «یا علی» گفته است.

اهمیت سیاسی این داستان در تلاش‌ها برای واقعی جلوه دادن آن نیست، بلکه در این نکته است که دستگاه رسمی با آن، هاله‌ای قدسی پیرامون رهبر می‌سازد.

در کنار این موارد، مسجد جمکران صورت مادی همان جهان غیبی است. پایگاه رسمی مسجد از «چاه عریضه» سخن می‌گوید؛ جایی که افراد درخواست‌های خود را خطاب به امام غایب در آن می‌اندازند.

هم‌زمان، ادعاهای حکومتی درباره مشاهده «امام زمان» یا ارتباط با او ادامه یافته و حکومت پیرامون این باورها، آیین، ساختمان، رسانه، سفر و اقتصاد زیارت ایجاد کرده است.

با این سابقه، غیبت مجتبی خامنه‌ای تازه‌ترین صورت این منطق است. رهبری که تصویر و صدای تاییدشده‌ای ندارد، در نظامی حکومت می‌کند که صاحب حقیقی‌اش نیز غایب معرفی شده است.

آنچه در غیبت طولانی او بحران تصمیم‌گیری و اختلاف درون حکومت به نظر می‌رسد، در دستگاه اسطوره‌ساز جمهوری اسلامی قابلیت تبدیل شدن به راز، تقدس و انتظار را دارد.

از این زاویه، مقایسه زیست مخفیانه او با سال‌های پایانی زندگی اسامه بن لادن، بُعد امنیتی این ناپیدایی را نشان می‌دهد.

تفاوت مهم‌تر اما در ساختار معناست: رهبر القاعده پنهان بود تا پیدا نشود؛ رهبر «مملکت امام زمان» می‌تواند از غیبت خود سرمایه نمادین بسازد.

در نظامی عرفی، ناپدید شدن رهبر بحران مشروعیت است. در اینجا، غیبت از پیش در معماری اعتقادی قدرت معنا شده است.

از سوی دیگر پیام‌های منسوب به مجتبی، مردم را حاملان ماموریتی تاریخی ترسیم می‌کنند.

گفتمان مجتبی، واژه «بعثت» مردم، نهادهای حکومت و «جبهه مقاومت» را در زنجیره‌ای از رسالت الهی قرار می‌دهد: فرمانروا دیده نمی‌شود، اما جامعه باید ماموریت او را انجام دهد.

100%

نفت، بودجه جادو و جنبل

این جهان غیبی، بدون پشتوانه‌ای زمینی نمی‌توانست چنین گسترده شود.

فرناندو کورونیل، انسان‌شناس ونزوئلایی، در کتاب «دولت جادویی: طبیعت، پول و مدرنیته در ونزوئلا»، توضیح می‌دهد دولت‌های نفتی چگونه با ثروت زیر زمین، قدرتی اعجازگونه به نمایش می‌گذارند.

در جمهوری اسلامی، این استعاره معنایی تحت‌اللفظی یافته است.

درآمد نفت در دهه‌های نخست این حکومت، دولت را از اتکای کامل به مالیات و چانه‌زنی با شهروندان بی‌نیاز کرد. پول از زیر زمین بیرون آمد و برای ساختن دستگاهی خرج شد که مشروعیتش را از آسمان می‌گرفت.

نفت همچنان منبع ارز حکومت است و بر اساس داده‌های کپلر، چین در سال ۲۰۲۶ روزی حدود ۱.۲ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت کرده است.

با این پشتوانه، حوزه‌های علمیه، سازمان‌های تبلیغاتی، زیارتگاه‌ها، بنیادهای مذهبی، هیات‌ها و موسسه‌های فرهنگی، به شبکه بازتولید این جهان‌بینی تبدیل شدند. به این ترتیب، خرافه در جمهوری اسلامی از فضای منبر و دعانویسی بسیار فراتر رفت و تشکیلات، رسانه، نیروی انسانی و ردیف بودجه پیدا کرد.

برای نمونه، در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، برای شورای عالی حوزه‌های علمیه، هفت هزار و ۴۵۰ میلیارد تومان و برای مرکز خدمات حوزه‌های علمیه، ۱۶ هزار و ۴۲۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شد.

ارقام گردآمده در بودجه مذهبی، صورت‌حساب اقتصادی «مملکت امام زمان» را نشان می‌دهد: در همان زمان که افزایش قابل اعتنای حقوق کارمندان و بازنشستگان به بهانه «مهار تورم» کنار گذاشته شد، دستگاه تولید و توزیع مشروعیت مذهبی در حاشیه امن ماند.

کارکرد سیاسی این نهادها اما مشخص است: روحانی، مبلغ، آیین، اطاعت، دشمن و مشروعیت تولید می‌کنند. جهانی می‌سازند که در آن شکست سیاست خارجی، «آزمایش الهی»؛ فقر، ضرورت صبر؛ سرکوب، دفاع از دین و بقای حکومت، وعده‌ای مقدس جلوه می‌کند.

نفت هزینه را می‌پردازد و خرافه، مشروعیت می‌سازد. با این همه، این دستگاه دیگر فقط با پول نفت اداره نمی‌شود.

بررسی بودجه نشان می‌دهد دولت در لایحه ۱۴۰۵ پیش‌بینی کرده ۸۷ درصد درآمدش را از مالیات تامین کند.

نفت در ساختن این بنای ایدئولوژیک نقش محوری داشت اما اکنون مالیات، تورم و کاهش قدرت خرید مردم، هزینه نگهداری آن را می‌پردازد.

وقتی شهروند میان هزینه دارو و غذا سرگردان است و سرکوب می‌شود، بودجه هزاران میلیاردی نهادهای مذهبی صورت‌حساب حفظ یک نظام اعتقادی است.

جادو برای جمهوری اسلامی نفت تولید نکرده و این حکومت است که با پول نفت، جادو را به ابزار قدرت تبدیل کرده است.

در جمهوری جادو، فرمان همچنان از آسمان می‌آید، اما هزینه آن روزبه‌روز بیشتر از جیب مردم پرداخت می‌شود.

علی هاشمی، اکبر محمدی، آرش شیخ‌زاده و تقی سلیمی؛ ادامه مرگ مشکوک معترضان در زندان

۷ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
پویا جهاندار
100%

اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه، در زندان مرکزی اصفهان، معروف به دستگرد، جان باخته است. درگذشت او در شرایطی رخ داده که درباره علت دقیق آن ابهام‌هایی وجود دارد.

بر اساس این اطلاعات، مسئولان زندان علت بستری شدن او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده هنگام مراجعه به بیمارستان با پیکر بی‌جان او روبه‌رو شدند.

100%
علی هاشمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه، در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

بازداشت هاشمی و انتقال به زندان دستگرد

بر اساس اطلاعات رسیده، هاشمی ۲۵ اردیبهشت‌ماه به‌دست نیروهای امنیتی در منزل پدری‌اش بازداشت شد. خانواده او حدود یک هفته از محل نگهداری‌اش بی‌خبر بودند تا اینکه مشخص شد به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده هاشمی به ایران‌اینترنشنال گفت نهادهای مربوط ابتدا به خانواده وعده داده بودند علی با پرداخت جریمه مالی آزاد می‌شود: «خانواده نیز مبلغ مورد نظر را تامین کردند، اما مسئولان قضایی اعلام کردند پرونده تا زمان تشکیل دادگاه متوقف می‌ماند.»

ماموران زندان ۲۸ مردادماه به خانواده هاشمی اطلاع دادند که او در بیمارستان الزهرا در اصفهان بستری شده است. علت بستری «ایست قلبی» اعلام شد، اما زمانی که پدر و نزدیکان علی به بیمارستان رسیدند، به آنها گفته شد او جان باخته است.

مرگ‌های مبهم بازداشت‌شدگان؛ از اصفهان تا آمل

پرونده علی هاشمی نخستین مورد از مرگ یک بازداشت‌شده اعتراضات نیست که درباره علت آن ابهام‌هایی مطرح شده است.

در ماه‌های اخیر گزارش‌های دیگری نیز درباره مرگ چند معترض در جریان حبس یا پس از بازداشت منتشر شده است.

100%
اکبر محمدی، بازداشتی اعتراضات دی‌ماه در زندان دستگرد اصفهان جان باخت

اکبر محمدی، شهروند ۴۰ ساله اصفهانی، پس از بازداشت در زندان دستگرد جان باخت.

ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در گزارشی اختصاصی به جان‌باختن محمدی پس از محرومیت از درمان در این زندان پرداخت.

100%
تقی سلیمی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در زندان آمل جان باخت

در پرونده‌ای دیگر، تقی سلیمی، معترض ۵۷ ساله، ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در زندان آمل جان باخت.

ایران‌اینترنشنال گزارش داد که مسئولان زندان درباره علت مرگ او پاسخ شفافی ارائه نکردند و با درخواست کالبدشکافی مخالفت کردند.

100%
آرش طلوع شیخ‌زاده، بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه، پس از شکنجه در زندان به کما رفت و در بیمارستان جان باخت

آرش طلوع شیخ‌زاده، معترض ۳۵ ساله، نیز پس از بازداشت در مشهد و انتقال به بازجویی‌های اطلاعات سپاه به کما رفت و چند هفته بعد در بیمارستان جان باخت.

بر اساس اطلاعات منتشر شده، او ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ پس از انتشار ویدیوهای اعتراضات بازداشت شده بود.

گزارش‌های حقوق بشری درباره مرگ زندانیان

گزارش‌های حقوق بشری نیز از ادامه مرگ زندانیان در زندان‌های ایران خبر می‌دهند.

بر اساس گزارشی ماهانه درباره وضعیت حقوق بشر در بازه خرداد تا تیر ۱۴۰۵، دست‌کم سه زندانی دیگر نیز در زندان‌های کشور جان باخته‌اند.

در کنار این موارد، گزارش‌هایی بر پایه شهادت شاهدان درباره تزریق دارو یا مواد ناشناخته به برخی بازداشت‌شدگان منتشر شده است.

طبق این گزارش‌ها، این افراد پس از تزریق دچار وخامت شدید جسمی شده یا جان باخته‌اند. با این حال، نوع مواد و ارتباط آنها با مرگ افراد نیازمند بررسی و تایید مستقل است.

تردیدهای مطرح‌شده درباره علت مرگ هاشمی و دیگر بازداشت‌شدگان در حالی است که خانواده‌ها در برخی موارد به اطلاعات پزشکی و روند مستقل بررسی علت مرگ دسترسی ندارند. همین موضوع، ضرورت بررسی مستقل علت مرگ و شرایط نگهداری زندانیان را بیشتر می‌کند