• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

هه‌نگاو: رضا زنگنه با اتهام «همکاری با موساد» به اعدام محکوم شد

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو گزارش داد رضا زنگنه، جوان ۲۷ ساله اهل ملایر و ساکن ملارد، با اتهام‌هایی از جمله «همکاری با موساد» و «محاربه» از سوی دادگاه انقلاب کرج به اعدام محکوم شده است.

بر اساس این گزارش، رضا زنگنه، اهل روستای کلیل‌آباد ملایر، از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی سبزواری و قاضی نریمانی به اعدام محکوم شده است.

هه‌نگاو گزارش داد پرونده زنگنه که اکنون در زندان قزل‌حصار کرج زندانی است، با تعیین مهلت ۱۲ روزه برای اعتراض و فرجام‌خواهی به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

زنگنه پیش از بازداشت به عنوان تکنسین و تعمیرکار خودروهای خارجی در ملارد فعالیت می‌کرد و به‌تازگی ازدواج کرده بود.

به گفته نزدیکان او، اتهام «همکاری با موساد» بر مبنای فعالیت شغلی زنگنه در زمینه تعمیر خودروهای خارجی و سفرهای کاری پیشین او به خارج از کشور مطرح شده است.

بر اساس این گزارش، رضا زنگنه ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ پس از ورود نیروهای حکومتی به محل کارش بازداشت و سپس به زندان قزل‌حصار کرج منتقل شد.

منابع آگاه گفته‌اند زنگنه در مدت بازداشت در زندان قزل‌حصار نگهداری شده و خانواده او نیز برای سکوت و خودداری از اطلاع‌رسانی تحت فشار نهادهای امنیتی قرار داشته‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران
۱

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

۲
اختصاصی

لیلا ابوالحسنی، مادر ۲ دختر، به اعدام و آرزو کشوری، مادر دختری خردسال، به زندان محکوم شدند

۳

محسن نامجو از بازگشت به ایران و لغو کنسرت‌هایش خبر داد

۴
روایت شما

افزایش کرایه اسنپ و تپسی در بحران بنزین؛ مسافران و رانندگان هر دو ناراضی‌اند

۵
اختصاصی

بانک تحریم‌شده جمهوری اسلامی همچنان در آلمان فعال است

انتخاب سردبیر

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

  • مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

    مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

  • تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

    تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

  • ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت
    تحلیل

    ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت

  • ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

    ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

  • آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

    آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

•
•
•

مطالب بیشتر

رویترز: جنگ ایران سرمایه‌های خلیج فارس را سمت بنادر و خطوط لوله برده است

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%
شناورها در تنگه هرمز در نزدیکی ساحل بندرعباس، پنجم شهریور ۱۴۰۵

جنگ با جمهوری اسلامی و انسداد تنگه هرمز، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به بازنگری در راهبرد سرمایه‌گذاری واداشته است. اکنون دولت‌های منطقه می‌کوشند با توسعه بنادر، خطوط لوله و مسیرهای زمینی جایگزین، وابستگی خود را به این آبراه کاهش دهند.

خبرگزاری رویترز جمعه ششم شهریور گزارش داد تغییر نقشه تجارت جهانی در پی جنگ ایران، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی را به اولویتی راهبردی برای دولت‌های خلیج فارس تبدیل کرده است.

پیش از آغاز جنگ اخیر با جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود ۲۰ درصد جریان جهانی نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. با مسدود ماندن تقریبا کامل تنگه در بخش بزرگی از شش ماه گذشته، قسمتی از تجارت به بنادر عربستان سعودی در دریای سرخ و بنادر شرقی امارات متحده عربی منتقل شده، اما ظرفیت این مسیرها همچنان محدود است.

یک منبع صنعتی به رویترز گفت دولت‌های منطقه در پی راه‌حل‌هایی دائمی و یکپارچه‌اند که امکان تجارت و صادرات انرژی بدون عبور از هرمز را فراهم کند. هزینه اجرای این طرح‌ها ممکن است طی سال‌های آینده به صدها میلیارد دلار برسد و صندوق‌های ثروت ملی کشورهای خلیج فارس نیز تامین مالی آنها را آغاز کرده‌اند.

با وجود باز شدن مسیرهای بین‌المللی کشتیرانی در تنگه هرمز، تردد تجاری همچنان محدود است. داده‌های شرکت کپلر نشان می‌دهد تنها هفت کشتی تجاری پنجم شهریور از این تنگه عبور کردند؛ در حالی که این رقم یک روز پیش از آن، ۱۷ فروند و میانگین روزانه در ۱۰ روز قبل، ۱۵ فروند بود.

بنادر به اولویت راهبردی تبدیل شدند

به گفته یک منبع دیگر رویترز، بنادر اکنون برای دولت‌های خلیج فارس و به‌ویژه عربستان سعودی به «اولویتی حیاتی» تبدیل شده‌اند.

او گفت اگر دو سال پیش سرمایه‌گذاری در ورزش موضوع اصلی در ریاض بود، طی یک یا دو سال آینده تمرکز بر «بنادر، بنادر و بنادر» خواهد بود.

شرکت بنادر ابوظبی در سه‌ماهه دوم سال با کاهش حدود دوسوم حجم جابه‌جایی کانتینر و کالا در امارات نسبت به دوره مشابه سال قبل روبه‌رو شد.

دی‌پی ورلد، شرکت بزرگ بندری دبی، نیز در نیمه نخست سال افت فعالیت را تجربه کرد و اکنون قصد دارد دو پایانه کانتینری در فجیره احداث کند.

امارات متحده عربی هم‌زمان ساخت خط لوله‌ای را پیش می‌برد که قرار است از سال آینده ظرفیت انتقال نفت به فجیره را دو برابر کند.

روزنامه لوموند پنجم شهریور گزارش داد امارات متحده عربی در حال توسعه خط لوله حبشان‌ـ‌فجیره است و قصد دارد ظرفیت آن را به حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز، تقریبا معادل کل تولید نفت این کشور، برساند.

  • سنتکام: آمریکا به عبور ۷۵۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز کمک کرد

    سنتکام: آمریکا به عبور ۷۵۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز کمک کرد

ریاض نیز طرح‌های چند میلیارد دلاری توسعه خط لوله انتقال نفت به ساحل غربی و دریای سرخ را تسریع کرده است.

این مسیر می‌تواند در آینده برای انتقال بخشی از نفت کشورهای همسایه نیز به کار رود.

کویت با عربستان سعودی و امارات درباره استفاده گسترده‌تر از شبکه خطوط لوله آنها گفت‌وگو می‌کند. عراق نیز در تلاش است صادرات خود را از بندر جیهان ترکیه افزایش دهد و با احداث خطوط جدید، به بنادر بانیاس سوریه و عقبه اردن، دسترسی پیدا کند.

خبرگزاری بلومبرگ ۲۳ تیر به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا در حال پیشبرد مذاکرات برای ایجاد مسیرهای جدید انتقال نفت عراق به سوریه است و بازسازی خط لوله کرکوک‌ـ‌بانیاس، با هدف ایجاد مسیر صادرات نفت عراق به دریای مدیترانه و کاهش وابستگی این کشور به تنگه هرمز، محور اصلی این گفت‌وگوهاست.

جنگ، رشد اقتصادی منطقه را کاهش داد

پیامدهای جنگ به کشتیرانی محدود نمانده است. حملات به پالایشگاه‌ها، کارخانه‌های آلومینیوم و مراکز داده، همراه با کاهش پروازها، گردشگری و تجارت منطقه را نیز تحت فشار قرار داده و جایگاه کشورهای خلیج فارس را به‌عنوان مراکز امن اقتصادی تضعیف کرده است.

بر پایه نظرسنجی رویترز، اقتصاد قطر و کویت امسال هر یک بیش از هشت درصد کوچک خواهد شد. رشد اقتصادی عربستان سعودی نیز از ۴.۵ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۱.۴ درصد کاهش می‌یابد.

قطر برای صادرات گاز طبیعی مایع کاملا به هرمز وابسته است و آسیب‌دیدن تاسیسات انرژی، تولید این کشور را نیز به‌شدت کاهش داده است.

  • هاآرتص: قطع درآمدهای نفتی ممکن است توان سرکوب حکومت ایران را تضعیف کند

    هاآرتص: قطع درآمدهای نفتی ممکن است توان سرکوب حکومت ایران را تضعیف کند

محدودیت عبور از هرمز همچنان بر صادرات انرژی نیز اثر گذاشته است.

بلومبرگ پنجم شهریور به نقل از معامله‌گران نفتی گزارش داد اکنون روزانه حدود شش تا هشت میلیون بشکه نفت خام از این آبراه عبور می‌کند؛ رقمی که تقریبا نصف سطح پیش از جنگ است.

رویترز نوشت تجربه بحران هرمز، کشورهای منطقه را به این نتیجه رسانده است که حتی مسیرهای پشتیبان پرهزینه و در ظاهر غیراقتصادی نیز برای محافظت از تجارت و صادرات انرژی، ضروری‌اند.

موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

خانه کارگر هرمزگان از بیکاری حدود ۲۰ هزار کارگر در پی رکود و تعطیلی بنگاه‌ها خبر داد. هم‌زمان، شکاف عمیق میان دستمزد و هزینه زندگی، کاهش ساعات کار و روی آوردن نیروهای متخصص به مشاغل غیررسمی، ابعاد گسترده‌تری از بحران کار در ایران را نشان می‌دهد.

اسماعیل حاجی‌زاده، دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان، جمعه ششم شهریور گفت هتل پنج‌ستاره خلیج فارس بندرعباس پس از چهار ماه تعطیلی، همه نیروهای خود را کنار گذاشته و شرکت‌های مستقر در اسکله شهید رجایی، از جمله شرکت سینا، نیز کارگران خود را تعدیل کرده‌اند.

به گفته او، برخی شرکت‌ها کارگران را فقط برای ۱۰ روز کار در ماه نگه داشته‌اند و برخی دیگر آنان را برای دریافت بیمه بیکاری به اداره کار معرفی کرده‌اند.

در یک شرکت نزدیک به هزار نفر و پیش‌تر در شرکت فولاد مادکوش نیز ۲۵۰ کارگر تعدیل شده‌اند.

حاجی‌زاده افزود بسیاری از نیروهای آموزش‌دیده و متخصص پس از بیکاری به مسافرکشی، بنزین‌فروشی و حتی قاچاق سوخت روی آورده‌اند.

گسترش اشتغال ناقص و مشاغل غیررسمی

موج بیکاری در هرمزگان بخشی از روندی گسترده‌تر در بازار کار ایران است. گزارش مرکز پژوهش‌های اتاق ایران نشان می‌دهد شمار شاغلان از بهار تا زمستان ۱۴۰۴ حدود ۷۷۰ هزار نفر کاهش یافته و بیش از یک میلیون و ۳۵۸ هزار نفر نیز از بازار کار خارج شده‌اند.

در همین دوره، شمار بیمه‌شدگان اصلی تامین اجتماعی ۶۱۱ هزار نفر کاهش یافت و سهم اشتغال ناقص از ۶.۶ درصد به ۸.۲ درصد رسید.

افزایش واحدهای یک‌نفره در کنار کاهش بنگاه‌های متوسط نیز نشان می‌دهد بخشی از نیروی کار به‌اجبار به خوداشتغالی و فعالیت‌های پراکنده و ناپایدار رانده شده است.

پیش‌تر نیز گزارش‌هایی از گسترش معوقات مزدی و ناامنی شغلی کارگران منتشر شده بود.

برخی کارگران که پس از تعدیل برای تامین معاش به مشاغلی مانند رانندگی در تاکسی‌های اینترنتی روی آورده بودند، پس از بازگشت به کارخانه‌ها با پرداخت نشدن حقوق خرداد و تیر روبه‌رو شدند و هم‌زمان پوشش بیمه بیکاری خود را نیز از دست دادند.

  • «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا چیست و چه پیامدی برای تهران و شرکای تجاری‌اش دارد؟

    «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا چیست و چه پیامدی برای تهران و شرکای تجاری‌اش دارد؟

درآمدی که هزینه‌های ضروری را پوشش نمی‌دهد

دبیر اجرایی خانه کارگر هرمزگان هزینه واقعی سبد معیشت یک خانوار چهار نفره را حدود ۹۰ میلیون تومان اعلام کرد، در حالی که حداقل حقوق کارگران بین ۱۷ تا ۱۸ میلیون تومان است.

او گفت حتی افزایش ۱۰ یا ۲۰ میلیون تومانی دستمزد نیز این شکاف را پر نمی‌کند.

بر اساس گزارش پیشین ایران‌اینترنشنال، پایه مزد کارگران با سقوط ارزش ریال به حدود ۸۰ دلار در ماه رسیده و حداقل دریافتی کارگر متاهل دارای یک فرزند، فقط حدود ۲۸ درصد هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش می‌دهد.

تورم نقطه‌به‌نقطه مواد غذایی نیز در تیرماه به ۱۲۸.۱ درصد رسید.

هم‌زمان، گزارش‌هایی از ماه‌ها معوق ماندن حقوق کارگران معادن، شهرداری‌ها و شرکت‌هایی مانند مپنا منتشر شده است.

برخی کارکنان گفته‌اند به‌دلیل تهدید به تعدیل، امکان اعتراض به تاخیر یا کاهش دستمزد را ندارند.

حاجی‌زاده همچنین گفت قبض برق یک خانوار کارگری از سه تا چهار میلیون تومان به ۲۶ میلیون تومان رسیده است؛ نمونه‌ای از فشاری که در کنار بیکاری و سقوط دستمزد واقعی، تامین نیازهای اولیه را برای خانواده‌های کارگری دشوارتر کرده است.

یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال گفت برای خرید چند قلم خوراکی ساده نزدیک به ۸۰۰ هزار تومان پرداخت کرده است.

او با انتقاد از افزایش قیمت‌ها، خطاب به عاملان گرانی گفت: «بی‌شرفی هم حدی دارد.»

افزایش بیکاری، گسترش اشتغال ناپایدار و کاهش قدرت خرید، در سال‌های گذشته به یکی از زمینه‌های اصلی اعتراضات کارگران، بازنشستگان و دیگر مزدبگیران در ایران تبدیل شده است.

این اعتراضات با وجود تشدید برخوردهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، همچنان ادامه دارد.

مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۱:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%
راتکو ملادیچ پیش از اعلام حکم تجدیدنظر در لاهه، ۱۸ خرداد ۱۴۰۰

راتکو ملادیچ، فرمانده پیشین نیروهای صرب بوسنی معروف به «قصاب بوسنی» که به‌دلیل جنایات ارتکابی در جریان جنگ بوسنی در دهه ۱۹۹۰ به نسل‌کشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محکوم شده بود، در ۸۳ سالگی در بیمارستان زندان لاهه درگذشت.

دراگان ایوتیچ، وکیل ملادیچ، پنجم شهریور از مرگ او خبر داد، اما علت آن را اعلام نکرد.

به گفته ایوتیچ، ملادیچ ماه‌های پایانی زندگی خود را در بخش بیمارستان مرکز بازداشت سازمان ملل در حومه لاهه گذراند.

پزشک سازمان ملل مردادماه اعلام کرده بود وضعیت جسمی ملادیچ به‌شدت وخیم است و مرگ او ممکن است هر لحظه، احتمالا ظرف چند هفته، رخ دهد. با این حال، آخرین درخواست او برای آزادی به دلایل بشردوستانه، رد شد.

درخواست‌های پیشین ملادیچ برای آزادی نیز به دلایل پزشکی رد شده بود.

دادگاه در سال ۲۰۲۱ درخواست تجدیدنظر او را رد و حکم حبس ابدش را تایید کرد.

ملادیچ در سال ۲۰۱۷ به‌دلیل نقشش در جنایات جنگ بوسنی به حبس ابد محکوم شد. او هنگام اعلام حکم، اتهام‌ها را رد کرد و خطاب به قضات گفت: «همه این‌ها دروغ است، همه شما دروغگو هستید.»

100%
مراسم یادبود راتکو ملادیچ در کلیسای جامع مسیح منجی در بانیا لوکا، بوسنی و هرزگوین، شهریور ۱۴۰۵

نسل‌کشی سربرنیتسا

ملادیچ در ژوئیه ۱۹۹۵ فرمانده نیروهای صرب بوسنی بود که پس از تصرف سربرنیتسا، منطقه‌ای که سازمان ملل آن را «منطقه امن» اعلام کرده بود، دست‌کم هشت هزار مسلمان بوسنیایی، عمدتا مردان و نوجوانان را کشتند.

اجساد قربانیان طی چهار روز در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند و شماری از آن‌ها بعدها برای پنهان کردن شواهد کشتار، از قبرها خارج و به مناطق کوهستانی دورافتاده منتقل شدند.

در جریان تصرف سربرنیتسا، ملادیچ دستور داد عملیات نیروهایش فیلمبرداری شود. او پس از ورود به شهر مقابل دوربین گفت: «این شهر را به‌عنوان هدیه به مردم صرب می‌دهیم.»

ملادیچ تصرف این شهر را «انتقام از ترک‌های مسلمان دوران امپراتوری عثمانی» توصیف کرد.

یک روز بعد، نیروهای ملادیچ در مقابل دوربین به کودکان شیرینی می‌دادند و به غیرنظامیان وعده عبور امن می‌دادند، در حالی که همزمان هزاران مسلمان بوسنیایی را برای اعدام آماده می‌کردند.

100%
راتکو ملادیچ در فرودگاه سارایوو، بوسنی و هرزگوین، ۲۴ فروردین ۱۳۷۲

محاصره سارایوو و «پاکسازی قومی»

نیروهای تحت فرمان ملادیچ در جریان جنگ بیش از سه ساله بوسنی، سارایوو را نیز محاصره کردند و این شهر را به‌طور روزانه با توپخانه، تانک، خمپاره و مسلسل‌های سنگین هدف قرار دادند.

حدود ۱۰ هزار نفر در این حملات کشته شدند.

دادگاه بین‌المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق اعلام کرد هدف این کارزار «پاکسازی قومی» و اخراج اجباری مسلمانان بوسنیایی، کروات‌ها و دیگر غیرصرب‌ها از بخش‌هایی از بوسنی برای ایجاد «صربستان بزرگ» بود.

این دادگاه ملادیچ را همراه با اسلوبودان میلوشویچ، رییس‌جمهوری وقت صربستان و رادوان کاراجیچ، رهبر سیاسی صرب‌های بوسنی، بخشی از «یک توطئه مجرمانه برای اجرای این طرح» دانست.

در همان سال، هنگامی که ناتو برای مهار نیروهای ملادیچ تهدید کرد حملات هوایی محدودی انجام دهد، نیروهای او شماری از حافظان صلح سازمان ملل را گروگان گرفتند و با زنجیر به اهداف احتمالی حملات هوایی بستند تا از آنان به‌عنوان سپر انسانی استفاده کنند.

ملادیچ در نوامبر ۱۹۹۶، تحت فشار شدید کشورهای غربی، از فرماندهی ارتش صرب‌های بوسنی کنار رفت. بیلیانا پلاوشیچ، رییس‌جمهوری وقت صرب‌های بوسنی که جانشین کاراجیچ شده بود، دستور برکناری او را صادر کرد.

پلاوشیچ نیز بعدها به‌دلیل نقش خود در جنایات جنگی به زندان محکوم شد.

100%
مسلمانان بوسنیایی در میان قبرهای قربانیان نسل‌کشی سربرنیتسا در پوتوچاری، ۲۰ تیر ۱۴۰۴

سال‌ها فرار از عدالت

ملادیچ و کاراجیچ پس از پایان جنگ بوسنی سال‌ها در صدر فهرست افراد تحت تعقیب دادگاه بین‌المللی قرار داشتند. ملادیچ تا پیش از سقوط میلوشویچ در سال ۲۰۰۰، با وجود زندگی نسبتا پنهانی، در بلگراد از امنیت برخوردار بود.

او پس از سقوط میلوشویچ نیز بارها در صربستان و بوسنی دیده شد، اما دولت‌های اصلاح‌طلب صربستان از بازداشت او که همچنان در میان بخشی از ملی‌گرایان صرب محبوب بود، خودداری کردند.

ملادیچ سرانجام در سال ۲۰۱۱ بازداشت شد. او هنگام دستگیری مقاومت نکرد و دست راستش، ظاهرا بر اثر سکته‌ای درمان‌نشده، از کار افتاده بود.

وضعیت جسمی او در سال‌های بعد رو به وخامت گذاشت و در سال ۲۰۱۳ دچار حمله قلبی شد.

ملادیچ فرزند یکی از پارتیزان‌های یوگسلاوی بود که در سال ۱۹۴۵ کشته شد. او پیش از فروپاشی یوگسلاوی، افسر ارتش خلق یوگسلاوی بود و با آغاز جنگ بوسنی در سال ۱۹۹۲ به فرماندهی ارتش تازه‌تاسیس صرب‌های بوسنی رسید.

100%
راتکو ملادیچ در دادگاه بین‌المللی کیفری برای یوگسلاوی سابق در لاهه، خرداد ۱۳۹۰

نیروهای تحت فرمان او در مدت کوتاهی حدود ۷۰ درصد خاک بوسنی را تصرف کردند، ده‌ها شهر با تسلیحات سنگین محاصره و بسیاری از روستاها به آتش کشیده شدند.

ملادیچ مسئولیت جنایاتی را که به‌خاطر آن‌ها محکوم شده بود نپذیرفت و در دادگاه نیز اتهام‌ها را رد کرد.

جامعه جهانی بهائی از یورش ماموران حکومتی به بهائیان در ۷ استان و بازداشت ۱۱ نفر خبر داد

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۰:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

جامعه جهانی بهائی در بیانیه‌ای اعلام کرد ماموران حکومتی از ۳۱ مرداد تا سوم شهریور به خانه‌ها و محل‌های کار بهائیان در هفت استان یورش بردند، ۱۱ نفر را بازداشت یا روانه زندان کردند و اموال شخصی و ابزارهای کار شماری از خانواده‌ها را با خود بردند.

ماموران امنیتی در این یورش‌ها خودروها، جواهرات، پول نقد، رایانه‌ها، ابزارهای کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباب‌بازی‌های کودکان را ضبط کردند. در یکی از موارد نیز وسایل یک خانواده را داخل چمدان‌های همان خانواده گذاشتند و با خود بردند.

جامعه جهانی بهائی اعلام کرد در بیشتر این یورش‌ها حکم قضایی ارائه نشده و در اغلب موارد نیز اتهام مشخصی مطرح نشده است.

بر اساس جزییات منتشرشده همراه این بیانیه، این یورش‌ها و بازداشت‌ها از جمله در استان‌های اصفهان، البرز، مازندران و یزد انجام شده است.

ایران‌اینترنشنال در روزهای گذشته از بازداشت بهائیان در اصفهان، ساری، کرج و یزد و تفتیش خانه‌ها و محل‌های کار و ضبط اموال شخصی و تجهیزات کاری آنان خبر داد.

در برخی موارد، حکم‌های ارائه‌شده تنها مجوز بازرسی داده بودند و شامل دستور بازداشت نبودند.

  • اعمال فشار بر بهائیان ایران؛ صریر موقن بازداشت و ندا بدخش و رویا ثابت از درمان محروم شدند

    اعمال فشار بر بهائیان ایران؛ صریر موقن بازداشت و ندا بدخش و رویا ثابت از درمان محروم شدند

سرقت حکومتی در روز روشن

سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در سازمان ملل متحد در ژنو، این رفتارها را «سرقت حکومتی در روز روشن» توصیف کرد و گفت ورود ماموران حکومتی به خانه‌ها و ضبط زیورآلات، حلقه ازدواج، خودرو و دیگر دارایی‌های بهائیان، به این اقدامات مشروعیت قانونی نمی‌دهد.

او افزود حکومت ایران نزدیک به پنج دهه است اموال بهائیان را مصادره و تصاحب می‌کند و تشدید این روند در شرایط دشوار اقتصادی، «چیزی جز تلاش برای خفقان اقتصادی بهائیان نیست».

فهندژ گفت بهائیان برای بازپس‌گیری اموال خود عملا راهکار موثری برای دادخواهی ندارند؛ زیرا همان مقام‌هایی که اموال آنان را ضبط و مصادره می‌کنند، کنترل دادگاه‌ها، نهادهای امنیتی و سازوکارهای تصمیم‌گیری درباره بازگرداندن این اموال را نیز در اختیار دارند.

جامعه جهانی بهائی همچنین اعلام کرد ضبط اموال و تجهیزات کاری، فشار اقتصادی بر خانواده‌های بهائی را تشدید می‌کند؛ بهائیانی که از تحصیلات دانشگاهی و اشتغال در بخش دولتی محروم شده‌اند و اکنون منابع محدود معیشتی آنان نیز هدف قرار گرفته است.

وثاق سنائی، از سخنگویان جامعه جهانی بهائی، نیز در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت آمارها نشان می‌دهند شدت کارزار فشار بر بهائیان طی یک سال گذشته دو برابر شده است.

او هدف این اقدامات را اعمال «فشار مضاعف» بر شهروندان بهائی، محروم کردن آنان از حقوق اساسی، «حذف فرهنگی» بهائیان از جامعه ایران و جلوگیری از پیشرفت ایران با مشارکت همه گروه‌ها دانست و گفت حکومت با «دیگری‌سازی» و نفرت‌پراکنی، سرکوب این گروه از شهروندان ایران را توجیه می‌کند.

سابقه چند دهه مصادره اموال بهائیان

برآوردهای غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران را بیش از ۳۰۰ هزار نفر نشان می‌دهد، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی اسلام را دین رسمی و مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را اقلیت‌های دینی به‌رسمیت‌شناخته‌شده می‌داند و آیین بهائی را به رسمیت نمی‌شناسد.

بهائیان به‌عنوان بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به‌طور سیستماتیک با سرکوب و نفرت‌پراکنی حکومتی روبه‌رو بوده‌اند.

جامعه جهانی بهائی اعلام کرد از سال ۱۳۵۷ تاکنون، خانه‌ها، زمین‌های کشاورزی، کسب‌وکارها و دیگر اموال بهائیان به شکلی سازمان‌یافته مصادره شده و در سال‌های اخیر نیز مقام‌های جمهوری اسلامی به‌طور فزاینده‌ای به اصل ۴۹ قانون اساسی استناد کرده‌اند.

اصل ۴۹ به دولت اجازه می‌دهد ثروت‌های به‌دست‌آمده از راه‌های «نامشروع» را بگیرد، اما بر اساس این بیانیه، مقام‌های جمهوری اسلامی با استناد به آن، اموال مشروع بهائیان، از جمله خانه‌ها، زمین‌ها، کسب‌وکارها، وسایل نقلیه و حساب‌های بانکی آنان را مصادره کرده‌اند.

این نهاد افزود اموال توقیف‌شده بر اساس آیین‌نامه‌های مرتبط با اصل ۴۹ می‌توانند به «ستاد اجرایی فرمان امام»، نهادی تحت نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی، منتقل شوند و در چهار دهه گذشته هزاران ملک متعلق به بهائیان مصادره شده یا از آنان سلب مالکیت شده است.

به گفته جامعه جهانی بهائی، بهائیان بارها برای بازپس‌گیری اموال خود از مسیرهای قانونی اقدام کرده‌اند، اما به نتیجه نرسیده‌اند.

فهندژ در پایان از حکومت ایران خواست به «سوءاستفاده از قدرت حکومتی» برای ضبط اموال و منابع امرار معاش بهائیان پایان دهد و حقوق مدنی آنان و مصونیت خانه‌ها و اموالشان را رعایت کند.

او تاکید کرد: «این اقدامات شرم‌آور که دهه‌هاست ادامه دارند، باید متوقف شوند.»

۱۳ کارشناس سازمان ملل نیز ۱۲ مرداد با اشاره به بازداشت یا زندانی بودن ده‌ها شهروند بهائی در ایران، درباره افزایش سرکوب این اقلیت دینی و گزارش‌های مربوط به شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری هشدار دادند.

رنجی که به هنر تبدیل شد؛ یایویی کوساما، ملکه آینه‌های بی‌نهایت، درگذشت

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۰۸:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین
100%
یایویی کوساما

یایویی کوساما، هنرمند ژاپنی که با نقطه‌های رنگی، کدوهای خالدار و اتاق‌های آینه بی‌نهایت، به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هنر معاصر تبدیل شد، در ۹۷ سالگی درگذشت. استودیوی او پنجم شهریور اعلام کرد کوساما دو هفته پیش در توکیو درگذشت. او تا روزهای پایانی زندگی به نقاشی ادامه داد.

کوساما در بیش از هفت دهه فعالیت هنری، تجربه‌های شخصی، اضطراب‌ها، توهم‌های بصری و ترس‌های دوران کودکی خود را به یکی از متمایزترین زبان‌های هنر معاصر تبدیل کرد؛ جهانی از نقطه‌های رنگی، شبکه‌های بی‌پایان، آینه‌ها و کدوهایی که مرز میان انسان و محیط را از بین می‌برند.

100%

کودکی و آغاز جهان نقطه‌ها

کوساما در سال ۱۹۲۹ در شهر ماتسوموتوی ژاپن به دنیا آمد. خانواده‌اش در تجارت بذر و گیاه فعالیت داشتند، اما دوران کودکی او با تنش‌های خانوادگی همراه بود.

او بعدها گفت از حدود ۱۰ سالگی دچار توهم‌های بصری می‌شد؛ گل‌هایی که با او حرف می‌زدند، نورها و نقطه‌هایی که تمام محیط اطرافش را فرا می‌گرفتند و اشیایی که در برابر چشمانش بی‌نهایت تکثیر می‌شدند.

کوساما به جای فرار از این تصاویر، شروع به کشیدن آن‌ها کرد و همین تجربه بعدها به هسته اصلی آثارش تبدیل شد.

کالوین تامکینز، نویسنده و منتقد باسابقه هنر، فعالیت کوساما را نمونه‌ای از «قدرت درمانگر هنر» می‌دانست؛ هنرمندی که فرایند آفرینش را به ابزاری برای مهار جهانی تبدیل کرد که در ذهنش پیوسته تکثیر می‌شد.

نیویورک و «تورهای بی‌نهایت»

کوساما در سال ۱۹۵۸ به نیویورک رفت؛ شهری که در آن زمان مرکز یکی از مهم‌ترین تحولات هنر مدرن جهان بود.

مجموعه «تورهای بی‌نهایت» از نخستین آثاری بود که جایگاه او را تثبیت کرد. این تابلوها از هزاران حرکت کوچک و تکرارشونده قلم تشکیل شده بودند که تمام سطح بوم را مانند شبکه‌ای بدون ابتدا و انتها می‌پوشاندند.

اهمیت این آثار در سادگی ظاهری آن‌ها نبود، بلکه در ایده‌ای بود که بعدها تقریبا تمام فعالیت هنری کوساما را شکل داد: تکرار تا جایی که مرز میان یک شی و محیط اطراف آن از بین برود و فرد در جهانی بی‌انتها محو شود.

این مفهوم را خود کوساما «محو شدن» می‌نامید؛ تجربه‌ای که هم از توهم‌های دوران کودکی او سرچشمه می‌گرفت و هم بعدها به یکی از محورهای اصلی آثارش تبدیل شد.

100%

وقتی هنر از بوم بیرون آمد

در دهه ۱۹۶۰، آثار کوساما از سطح نقاشی خارج شدند. او شروع به پوشاندن صندلی‌ها، کفش‌ها، لباس‌ها و وسایل روزمره با صدها فرم پارچه‌ای تکرارشونده کرد؛ مجموعه‌ای که بعدها با عنوان «انباشت‌ها» شناخته شد.

بخشی از این آثار با اضطراب او درباره بدن و جنسیت ارتباط داشتند. کوساما چیزی را که از آن می‌ترسید، بارها تکثیر می‌کرد تا قدرت تهدیدکننده‌اش را از بین ببرد.

اما یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات فعالیت او در سال ۱۹۶۵ فرا رسید؛ زمانی که نخستین «اتاق آینه بی‌نهایت» را ساخت.

دیوارهای این فضا با آینه پوشیده شده بودند و اشیا بارها و بارها در آن‌ها انعکاس پیدا می‌کردند. خود بازدیدکننده نیز وارد تصویر می‌شد و همراه با اثر تا بی‌نهایت تکثیر می‌شد.

دهه‌ها پیش از آن‌که نمایشگاه‌های تعاملی و غوطه‌ورکننده به پدیده‌ای جهانی تبدیل شوند، کوساما فضایی ساخته بود که در آن مرز میان اثر هنری، فضای نمایش و تماشاگر از میان می‌رفت.

آدریان سیرل، منتقد هنری بریتانیایی، درباره آثار کوساما به دوگانگی مهمی اشاره کرده است: «پشت ظاهر شاد، رنگارنگ و گاه بازیگوش آثار او، نوعی اضطراب و حتی تهدید وجود دارد. همین تضاد است که بهترین آثار کوساما را از یک تجربه صرفا تزیینی جدا می‌کند.»

100%

«باغ نرگس» و تمسخر بازار هنر

یکی از مشهورترین آثار اعتراضی کوساما در سال ۱۹۶۶ و هم‌زمان با دوسالانه ونیز شکل گرفت.

او حدود هزار و ۵۰۰ گوی آینه‌ای را روی زمین قرار داد و نام اثر را «باغ نرگس» گذاشت. بازدیدکنندگان در هر گوی تصویر خود را می‌دیدند و کوساما تلاش می‌کرد آن‌ها را دانه‌ای دو دلار بفروشد؛ تا زمانی که مسئولان نمایشگاه مانع ادامه فروش شدند.

این اثر هم‌زمان درباره خودشیفتگی و انتقادی از بازار هنر بود: تماشاگر می‌توانست تصویر خودش را به عنوان یک اثر هنری خریداری کند.

طنز تاریخی آن‌جاست که چند دهه بعد، آثار خود کوساما با قیمت‌های میلیون‌ دلاری در همان بازار جهانی هنر معامله شدند.

بدن، سیاست و اعتراض

در اواخر دهه ۱۹۶۰، کوساما فعالیت خود را از گالری‌ها به خیابان‌های نیویورک برد.

او اجراهایی علیه جنگ ویتنام برگزار کرد و بدن شرکت‌کنندگان را با نقطه‌های رنگی می‌پوشاند. نقطه‌ها دیگر فقط امضای بصری او نبودند و به ابزاری برای بیان اعتراض سیاسی، آزادی بدن و مخالفت با ساختارهای اجتماعی نیز تبدیل شده بودند.

کوساما بارها گفته بود به عنوان یک زن ژاپنی مهاجر در فضای عمدتا مردانه هنر نیویورک نادیده گرفته شده و برخی از ایده‌هایش بعدها در آثار هنرمندان مشهورتر دیده شدند.

بازنگری‌های تاریخی چند دهه اخیر نیز نشان داده‌اند بسیاری از تجربه‌های او در زمینه هنر چیدمان، اجرا و استفاده از محیط، پیش از آن صورت گرفته بودند که این شیوه‌ها به جریان اصلی هنر معاصر تبدیل شوند.

بازگشت به ژاپن

کوساما در سال ۱۹۷۳ به ژاپن بازگشت و از سال ۱۹۷۷ به انتخاب خود در یک مرکز روان‌پزشکی در توکیو زندگی کرد.

استودیوی او در نزدیکی همان مرکز قرار داشت و تقریبا هر روز برای کار به آن‌جا می‌رفت.

این برنامه برای نزدیک به نیم قرن ادامه یافت: بیمارستان، استودیو، نقاشی و بازگشت به بیمارستان.

او علاوه بر نقاشی و مجسمه‌سازی، رمان، شعر و داستان نیز نوشت و برخلاف تصور عمومی، سال‌های زندگی در مرکز روان‌پزشکی نه دوران کناره‌گیری او، بلکه یکی از طولانی‌ترین دوره‌های فعالیت هنری‌اش بود.

100%

کدوها و شهرت جهانی

کدوهای خالدار کوساما در کنار نقطه‌ها و آینه‌ها به یکی دیگر از نمادهای هنر او تبدیل شدند.

او می‌گفت از کودکی به شکل کدو علاقه داشته و در آن نوعی سادگی، استحکام و آرامش می‌دیده است. کدوهای زرد با نقطه‌های سیاه او بعدها در موزه‌ها و فضاهای عمومی سراسر جهان ظاهر شدند.

از دهه ۱۹۹۰، شهرت کوساما به‌شدت افزایش یافت. بزرگ‌ترین موزه‌های جهان نمایشگاه‌های مرور آثارش را برگزار کردند و اتاق‌های آینه‌ای او به یکی از محبوب‌ترین تجربه‌های هنری جهان تبدیل شدند.

ظهور شبکه‌های اجتماعی این شهرت را چند برابر کرد، اما هم‌زمان پرسشی را نیز پیش کشید: آیا برخی آثار متاخر کوساما بیش از آن‌که تجربه‌ای هنری باشند، به صحنه‌ای برای عکاسی و سرگرمی تبدیل شده‌اند؟

این یکی از مهم‌ترین نقدهایی بود که در سال‌های پایانی فعالیت او مطرح شد. برخی منتقدان معتقد بودند تولید گسترده کدوها، نقطه‌ها و اتاق‌های آینه‌ای، مرز میان هنر، سرگرمی و تجارت را کم‌رنگ کرده است.

با این حال، حتی منتقدان آثار متاخر او نیز معمولا اهمیت تجربه‌های رادیکال دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ کوساما را انکار نمی‌کردند.

جایگاه تاریخی او هم بیش از هر چیز بر همان آثار استوار است؛ زمانی که هنوز نقطه‌های کوساما به یکی از شناخته‌شده‌ترین تصاویر فرهنگ عمومی تبدیل نشده بودند.

100%

رنجی که به هنر تبدیل شد

اهمیت کوساما فقط در ساختن تصاویری زیبا و قابل تشخیص نبود. او تجربه‌ای بسیار شخصی و در مواردی دردناک را به زبانی تبدیل کرد که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان توانستند با آن ارتباط برقرار کنند.

توهم به نقطه تبدیل شد، اضطراب به شبکه، ترس به مجسمه و تنهایی به اتاقی پر از آینه و نور.

تناقض نیز همیشه بخشی از جهان او باقی ماند: هنرمندی که درباره محو شدن «خود» سخن می‌گفت، به یکی از مشهورترین چهره‌های هنر جهان تبدیل شد؛ کسی که بازار هنر را به سخره گرفته بود، خود به یکی از گران‌ترین هنرمندان معاصر بدل شد.

کوساما تمام عمر درباره بی‌نهایت کار کرد.

زندگی او اکنون پایان یافته است، اما جهانی که ساخت ادامه دارد؛ نقطه‌هایی که از بوم بیرون آمدند، دیوارها و آینه‌ها را پوشاندند و سرانجام به بخشی از حافظه هنر معاصر تبدیل شدند.

شاید مناسب‌ترین تصویر از پایان زندگی او همان باشد که استودیویش پنجم شهریور در هنگام اعلام مرگش ارائه کرد: یایویی کوساما تا روزهای آخر زندگی، قلم‌مو را زمین نگذاشت.