سنتکام: آمریکا به عبور ۷۵۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز کمک کرد

فرمانده سنتکام اعلام کرد نیروهای آمریکایی طی چند ماه گذشته از عبور نزدیک به هزار و ۵۰۰ کشتی حامل حدود ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز حفاظت کردهاند.

فرمانده سنتکام اعلام کرد نیروهای آمریکایی طی چند ماه گذشته از عبور نزدیک به هزار و ۵۰۰ کشتی حامل حدود ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام از تنگه هرمز حفاظت کردهاند.
دریابد برد کوپر اعلام کرد ارتش آمریکا مینهای کارگذاشتهشده از سوی سپاه پاسداران در مسیرهای بینالمللی تنگه هرمز را پاکسازی کرده است. به گفته او، واشینگتن همزمان محاصره دریایی ایران را ادامه میدهد.
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، در تازهترین گزارش خود از عملیات نظامی در خاورمیانه اعلام کرد مسیرهای بینالمللی کشتیرانی در تنگه هرمز از مینهای دریایی پاک شدهاند و تردد تجاری در این آبراه ادامه دارد.
فرمانده سنتکام تاکید کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چند ماه پیش این مینها را در مسیرهای بینالمللی تردد کشتیها کار گذاشته بود. او گفت نیروهای آمریکایی طی ماههای گذشته با استفاده از غواصان نیروی دریایی، نیروهای ویژه و پشتیبانی هوایی ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی و تفنگداران دریایی، مینها را پاکسازی کردهاند.
به گفته کوپر، عملیات پاکسازی بر مسیرهای موسوم به «طرح جداسازی ترافیک» متمرکز بوده است؛ مسیرهایی که مانند بزرگراههای دریایی، حرکت کشتیها در جهتهای مخالف را در آبراه باریک تنگه هرمز از یکدیگر جدا میکنند.
فرمانده سنتکام شرایط این عملیات را «دشوار و خطرناک» توصیف کرد و گفت مسیرهای بینالمللی کشتیرانی اکنون باز هستند. او افزود نیروهای آمریکایی طی چند ماه گذشته با فراهمکردن حفاظت هماهنگ، به نزدیک به هزار و ۵۰۰ کشتی تجاری برای عبور از تنگه کمک کردهاند.
بر اساس آمار ارائهشده از سوی سنتکام، این کشتیها در مجموع نزدیک به ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام را از خلیج فارس به مقصد بازارهای جهانی انرژی حمل کردهاند.
فرمانده سنتکام همچنین گفت [حکومت] ایران از زمان ازسرگیری دوباره محاصره دریایی در اواسط ژوئیه هیچ نفتی از بنادر خود صادر نکرده است. به گفته او، هیچ کشتیای بدون اجازه نیروهای آمریکایی وارد بندری در ایران نشده یا از آن خارج نشده و تنها عبور کشتیها با اهداف بشردوستانه مجاز بوده است.
کوپر افزود هزاران نیروی آمریکایی با استفاده از بیش از ۲۰ ناو جنگی و صدها هواگرد در اجرای محاصره مشارکت دارند. بر اساس گزارش سنتکام، نیروهای آمریکایی ۷۵ شناور را که قصد عبور از محاصره داشتند، وادار به بازگشت کرده و سه شناور را پس از بیاعتنایی به دستورها از کار انداختهاند.
حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در سراسر منطقه فعالیت میکنند. فرمانده سنتکام گفت بخشی از این نیروها ضمن اجرای محاصره دریایی ایران، ماموریت حفاظت از جریان تجارت در تنگه هرمز را بر عهده دارند.
کوپر تاکید کرد نیروهای تحت فرمانش اجرای این ماموریت را با «تمرکز کامل» ادامه خواهند داد و همچنان هوشیار و آماده خواهند ماند.
فرمانده سنتکام همچنین با اشاره به سفر اخیر خود به منطقه گفت از نزدیک در جریان فعالیت نیروهای آمریکایی قرار گرفته و از آنان بهدلیل اجرای این عملیات قدردانی کرده است.
اظهارات فرمانده سنتکام در خالی منتشر شده است که گزارشهای منتشرشده و رصد تردد نفتکشها نیز نشان میدهد جریان نفت خام از تنگه هرمز بهتدریج در حال افزایش است زیرا تولیدکنندگان خاورمیانه، بهجز ایران، با وجود ادامه تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی صادرات خود را افزایش دادهاند. این افزایش صادرات به مهار قیمت جهانی نفت خام کمک کرده است.
پیش از آغاز درگیری آمریکا و جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز از تنگه هرمز عبور میکرد.








وزیر خزانهداری آمریکا قصد دارد در نشست مالی «گروه ۲۰»، اعضا را به اجرای تحریمهای حکومت ایران ترغیب کند؛ اقدامی که بهدلیل روابط تجاری تهران با چین و افزایش اختلافهای اقتصادی میان اعضای این گروه با موانعی روبهروست.
وزیران دارایی و روسای بانکهای مرکزی اقتصادهای بزرگ عضو گروه ۲۰ قرار است دوشنبه و سهشنبه آینده در اشویل، واقع در ایالت کارولینای شمالی، گرد هم آیند. این نخستین نشست از مجموعه نشستهای مهم وزیران گروه ۲۰ در سال جاری خواهد بود.
یک مقام وزارت خزانهداری آمریکا به خبرگزاری فرانسه گفت اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، در این نشست تلاشها برای انزوای اقتصادی ایران را افزایش خواهد داد. مقامهای آمریکایی قرار است بر ضرورت پایبندی اعضای گروه ۲۰ به تحریمهای واشنگتن علیه تهران تاکید کنند.
بر اساس این گزارش، بسنت در دیدارهای دوجانبه نیز مستقیما از همتایان خود خواهد خواست به کارزار فشار اقتصادی بر حکومت ایران بپیوندند. هنوز مشخص نیست او با نمایندگان کدام کشورها دیدار خواهد کرد و آیا مذاکرهای با مقامهای چین در برنامه او قرار دارد یا نه.
چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و همراهکردن پکن با سیاست تحریمی واشینگتن یکی از دشوارترین بخشهای این کارزار به شمار میرود. این تلاش در آستانه دیدار احتمالی دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و شی جینپینگ، رهبر چین، در ماه سپتامبر انجام میشود.
بسنت پیشتر از برنامه واشینگتن برای گسترش تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه خبر داده و به کشورهایی که از همراهی با این کارزار خودداری کنند، درباره پیامدهای سنگین هشدار داده است.
نشست اشویل در شرایطی برگزار میشود که جنگ در خاورمیانه و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، هزینههای انرژی را افزایش داده است. تعطیلی مسیرهای انتقال انرژی و نگرانی درباره عرضه جهانی نیز فشار بیشتری بر اقتصاد کشورهای عضو گروه ۲۰ وارد کرده است.
همزمان، سیاستهای تجاری دولت ترامپ روابط آمریکا با برخی متحدان و شرکای اقتصادی این کشور را متشنج کرده است. تعرفههای گسترده واشینگتن، از جمله علیه کانادا، در کنار نگرانیها درباره افزایش بدهیهای آمریکا، پرسشهایی را درباره نقش رهبری این کشور در اقتصاد جهانی مطرح کرده است.
جاش لیپسکی، رییس بخش اقتصاد بینالملل اندیشکده شورای آتلانتیک، هشدار داده است که جنگ تجاری آمریکا و کانادا و احتمال اعمال تحریم علیه اعضای گروه ۲۰ میتواند نگرانیها درباره ایجاد شکاف در این گروه را افزایش دهد.
آمریکا در دوره ریاست خود بر گروه ۲۰، آفریقای جنوبی را از نشستهای امسال کنار گذاشته و در مقابل از لهستان برای حضور در مذاکرات دعوت کرده است. گروه ۲۰ در حالت معمول از ۱۹ کشور، اتحادیه اروپا و اتحادیه آفریقا تشکیل میشود.
واشینگتن همچنین قصد دارد در نشست پیش رو موضوعاتی مانند ظرفیت مازاد صنعتی، افزایش رشد اقتصادی و ایجاد زنجیرههای تامین مطمئن برای منابع حیاتی، بهویژه انرژی، را مطرح کند.
تحلیلگران انتظار دارند دولت ترامپ دامنه گفتوگوهای گروه ۲۰ را که در سالهای گذشته موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی و بهداشت جهانی را نیز در بر گرفته بود، محدودتر کند. رویکرد مورد نظر واشینگتن بر بدهی، تجارت، ثبات مالی و مقررات بانکی متمرکز خواهد بود.
نشست اشویل مقدمهای برای اجلاس سران گروه ۲۰ است که ترامپ قرار است در ماه دسامبر در فلوریدا میزبانی کند. با این حال، اختلافهای تجاری، جنگ خاورمیانه و فشار آمریکا برای همراهکردن اعضا با تحریمها علیه حکومت ایران، دستیابی به موضعی مشترک را دشوار کرده است.
تحلیل هاآرتص میگوید کاهش شدید صادرات نفت ایران میتواند منابع مالی سپاه و دستگاههای امنیتی را محدود کند؛ وضعیتی که به باور نویسنده، احتمال تغییر رژیم را افزایش میدهد، هرچند تحقق آن قطعی نیست.
دیوید روزنبرگ، تحلیلگر هاآرتص، نوشته است که تازهترین کارزار اقتصادی آمریکا علیه تهران با تحریمهای گذشته تفاوتی اساسی دارد: این بار صادرات نفت ایران تقریبا متوقف شده و حکومت با خطر ازدستدادن یکی از مهمترین منابع درآمدی خود روبهروست.
دولت دونالد ترامپ این کارزار را «عملیات طرد اقتصادی» نامیده است. هدف آن، افزایش فشار مالی بر حکومت ایران و شرکای تجاریای است که به تهران برای فروش نفت و دورزدن تحریمها کمک میکنند. آمریکا امیدوار است با مسدودکردن مسیرهای تجاری و مالی، درآمد نفتی حکومت را به حداقل برساند.
امارات متحده عربی، بزرگترین مبدا واردات ایران و یکی از مجاری اصلی دورزدن تحریمها، اعلام کرده است که مبادلات تجاری و مالی با تهران را متوقف میکند. با این حال، درباره اجرای کامل این تصمیم تردیدهایی وجود دارد. چین، روسیه، عراق و ترکیه نیز یا تمایلی به اجرای تحریمهای آمریکا ندارند یا توان لازم برای این کار را در اختیار ندارند.
نویسنده یادآوری میکند که سابقه تحریمها لزوما از موفقیت این سیاست حکایت ندارد. تحریمها نتوانستهاند رفتار روسیه یا کوبا را بهطور اساسی تغییر دهند و ونزوئلا نیز تنها پس از مداخله مستقیم آمریکا نوعی تغییر محدود سیاسی را تجربه کرد. با این حال، فشار اقتصادی در سال ۲۰۱۳ [حکومت] ایران را به مذاکراتی کشاند که دو سال بعد به توافق هستهای برجام منتهی شد.
به نوشته هاآرتص، رهبری کنونی حکومت ایران پس از کشتهشدن شماری از چهرههای قدیمی حکومت، تندروتر شده و بیش از دیپلماسی به تهدیدهای نظامی، بهویژه در تنگه هرمز، بهعنوان ابزاری برای تضمین بقای خود متکی است. از این رو، بازگشت تهران به میز مذاکره در نتیجه تحریمها بعید، اما همچنان ممکن ارزیابی شده است.
اقتصاد ایران در این تحلیل با تورمی نزدیک به ۹۰ درصد، کمبود فزاینده سوخت، صفهای طولانی در پمپبنزینها و بیکاری گسترده توصیف شده است. با این حال، نویسنده استدلال میکند که وخامت معیشت عمومی بهتنهایی برای تغییر رفتار حکومت کافی نیست؛ زیرا جمهوری اسلامی در صورت بروز اعتراضهای گسترده احتمالا به سرکوب متوسل خواهد شد.
عامل تعیینکننده، به باور این تحلیلگر، نه میزان فشار بر شهروندان عادی، بلکه توانایی حکومت برای تامین مالی نیروهایی است که مسئول حفظ ساختار قدرت و سرکوب اعتراضها هستند. نیروهای سپاه، بسیج، پلیس، ماموران زندان و دیگر بخشهای امنیتی برای ادامه فعالیت و حفظ وفاداری خود به منابع مالی نیاز دارند.
هاآرتص با استناد به تحلیلی از رویترز مینویسد که سپاه پاسداران پیش از جنگ تا ۵۰ درصد تجارت نفت ایران را در اختیار داشت و از این راه درآمد هنگفتی کسب میکرد. برآورد شده بود که در سال ۲۰۲۴ نیز سپاه و ارتش حدود ۵۱ درصد از سود نفتی دولت را دریافت کردهاند.
درآمدهای نفتی همچنین در تامین حقوق حدود ۱۹۰ هزار نیروی سپاه نقش دارد. نویسنده معتقد است کاهش این درآمدها ممکن است پرداخت حقوق نیروهای نظامی و امنیتی را مختل و منابع موجود برای پلیس، ارتش، تجهیزات ضدشورش، گاز اشکآور و مهمات را محدود کند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز آشکارا نیروهای نظامی حکومت ایران را مخاطب قرار داده و از آنان خواسته است در صورت توقف یا تاخیر در پرداخت حقوقشان، از خود بپرسند که فرماندهانشان کشور را به سوی پیروزی میبرند یا ویرانی. این اظهارات نشان میدهد واشینگتن امیدوار است فشار مالی به تضعیف وفاداری بدنه نظامی و امنیتی منجر شود.
با وجود گزارشها درباره کاهش چشمگیر صادرات نفت، احتمال میرود [حکومت] ایران همچنان بخشی از نفت خود را از راههای زمینی یا با مخلوط کردن آن با نفت عراق صادر کند. این محمولهها با تخفیفهای سنگین فروخته میشوند و انتقال آنها نیز هزینه بیشتری دارد؛ در نتیجه درآمد نهایی تهران بهمراتب کمتر از گذشته است.
در سوی دیگر، فشار بر صادرات نفت ایران و اختلال در تولید نفت روسیه پس از حملات اوکراین، عرضه جهانی را روزانه پنج تا هفت میلیون بشکه کاهش داده است. قیمت نفت خام برنت نیز حدود ۲۰ درصد بالاتر از پیش از جنگ قرار دارد. افزایش بیشتر قیمت نفت میتواند نارضایتی رایدهندگان آمریکایی را پیش از انتخابات میاندورهای کنگره افزایش دهد و دامنه زمانی ترامپ برای ادامه فشار را محدود کند.
تحلیل هاآرتص در نهایت تغییر رژیم را نه پیامدی قطعی، بلکه سناریویی وابسته به چند عامل میداند: ناتوانی حکومت در جلوگیری از اعتراضهای تازه، کاهش منابع لازم برای حفظ وفاداری نیروهای امنیتی و مدتزمانی که برای فرسایش ساختار قدرت لازم است.
به باور نویسنده، حکومتها زمانی فرو میپاشند که رهبران اراده ادامه مقاومت را از دست بدهند یا نیروهای ردههای پایینتر دیگر حاضر به اجرای سرکوب نباشند. با این حال، هنوز روشن نیست جمهوری اسلامی تا چه اندازه منابع جایگزین در اختیار دارد و آیا فشار اقتصادی پیش از آنکه ترامپ یا اقتصاد جهانی تحمل خود را از دست بدهند، میتواند چنین شکافی در ساختار قدرت ایجاد کند.
ارزیابی تازه نهادهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد کرملین معتقد است جنگ ایران توان نظامی واشینگتن را کاهش داده و زمینه را برای تشدید اقدامات روسیه علیه اوکراین و متحدان آمریکا در اروپا فراهم کرده است.
جان رتکلیف، رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سهشنبه سوم شهریور در سفری محرمانه و کمسابقه به مسکو رفت تا درباره پیامدهای احتمالی این ارزیابی با مقامهای روس گفتوگو کند. این نخستین سفر علنیشده یک رییس سیا به روسیه از اواخر سال ۲۰۲۱ بود؛ زمانی که ویلیام برنز، رییس وقت این سازمان، تلاش کرد کرملین را از حمله به اوکراین منصرف کند.
جزئیات گفتوگوهای رتکلیف در مسکو منتشر نشده است، اما یک فرد آگاه به روزنامه واشنگتنپست گفت رییس سیا به مقامهای روس هشدار داده که تشدید چشمگیر جنگ اوکراین میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. به گفته این فرد، رتکلیف تاکید کرده است که چنین اقدامی ممکن است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، را به ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، نزدیکتر کند.
سرگئی ناریشکین، رییس سرویس اطلاعات خارجی روسیه، انجام این گفتوگوها را تایید کرد، اما گفت در این دیدارها «هیچ چیز غیرعادی» وجود نداشته است. کرملین نیز اعلام کرد رتکلیف با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، ملاقات نکرده است. سیا و کاخ سفید از اظهارنظر درباره این سفر خودداری کردند.
این سفر در حالی انجام شد که بر اساس اطلاعات محرمانه آمریکا، پوتین جنگ ششماهه با حکومت ایران را عاملی برای تضعیف موقعیت راهبردی واشینگتن میداند. ادامه عملیات نظامی علیه تهران ذخایر برخی تسلیحات کلیدی آمریکا، از جمله سامانههای پدافندی پاتریوت، موشکهای کروز تاماهاوک و سامانههای موشکی تاکتیکی کوتاهبرد ارتش را کاهش داده است.
واشنگتنپست پیشتر نیز گزارش داده بود که آمریکا حدود یکچهارم پهپادهای ریپر خود را از دست داده است. این پهپادها که هر فروند آنها بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار قیمت دارد، برای عملیات شناسایی و هدفگیری استفاده میشوند.
کمبود تسلیحات نگرانی متحدان آمریکا در اروپا و آسیا را افزایش داده است. کشورهای آسیایی درباره توانایی واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین تردیدهایی مطرح کردهاند و کشورهای شرق اروپا، بهویژه اعضای ناتو در منطقه بالتیک، نگراناند که مسکو با استفاده از این شرایط فشارهای نظامی و امنیتی خود را افزایش دهد.
دولت ترامپ وجود کمبود جدی مهمات را رد کرده است، هرچند مقامهای آمریکایی همزمان از تولیدکنندگان تسلیحات خواستهاند سرعت تولید را افزایش دهند. ترامپ همچنین نگرانیها درباره احتمال حمله روسیه به متحدان اروپایی آمریکا را کماهمیت دانست و گفت پوتین «به قلمرو ناتو حمله نخواهد کرد.»
در اوکراین، بنبست نسبی در نبردهای زمینی با افزایش حملات دوربرد دو طرف همراه شده است. اوکراین مراکز مهم انرژی و زیرساختهای تجاری روسیه را هدف قرار میدهد و مسکو نیز حملات به مناطق مسکونی، تاسیسات صنعتی و نیروگاههای اوکراین را ادامه داده است.
کاهش ذخایر موشکهای رهگیر اوکراین نیز دست روسیه را برای ادامه حملات بازتر کرده است. کشورهای اروپایی وعده دادهاند موشکهای بیشتری در اختیار کییف قرار دهند، اما بخش قابلتوجهی از این تجهیزات تا سال آینده تحویل نخواهد شد.
همزمان، کشورهای اروپایی با مجموعهای از حملات موسوم به جنگ ترکیبی، موارد نقض حریم هوایی و ورود پهپادهای مشکوک روبهرو شدهاند. بسیاری از تحلیلگران و برخی دولتها روسیه را عامل احتمالی این اقدامات میدانند.
با این حال، منابع آگاه توضیح ندادهاند که اطلاعات مربوط به ارزیابی پوتین چگونه جمعآوری شده یا تحلیلگران سیا تا چه اندازه از صحت آن مطمئناند. از این رو، این ارزیابی بیش از آنکه نشاندهنده تصمیم قطعی مسکو برای گسترش رویارویی باشد، بیانگر نگرانی واشینگتن از محاسبات احتمالی کرملین در شرایط کاهش ذخایر نظامی آمریکاست.
گزارشهای منتشرشده و رصد تردد نفتکشها نشان میدهد جریان نفت خام از تنگه هرمز بهتدریج در حال افزایش است زیرا تولیدکنندگان خاورمیانه، بهجز ایران، با وجود ادامه تهدیدهای جمهوری اسلامی علیه کشتیرانی صادرات خود را افزایش دادهاند.
این افزایش صادرات به مهار قیمت جهانی نفت خام کمک کرده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پنجشنبه گفت که این کشور شامگاه چهارشنبه ۲۴ نفتکش را از تنگه هرمز عبور داده است. این در حالی است که بهدلیل تداوم محاصره دریایی ایران، جمهوری اسلامی امکان صدور نفت ایران را تقریبا بهطور کامل از دست داده است.
بر اساس برآورد معاملهگران نفتی که مستقیما در فعالیتهای مربوط به محمولهها مشارکت دارند یا آنها را رصد میکنند، اکنون روزانه حدود شش تا هشت میلیون بشکه نفت خام از مهمترین گلوگاه نفتی جهان عبور میکند.
جریان نفت در ماه ژوئیه، زمانی که موج حملات جمهوری اسلامی به نفتکشهای غولپیکر به فروپاشی آتشبس موقت و افزایش خطرات کشتیرانی منجر شد، کاهش یافته بود. با این حال، میزان کنونی عبور نفت از تنگه هرمز همچنان تقریبا نصف میزانی است که پیش از جنگ از این آبراه عبور میکرد.
بهنوشته بلومبرگ برآوردها میتوانند بسیار متفاوت و نوسانپذیر باشند. برخی موسسات ردیابی کشتیها و مقامهای آمریکایی حتی از حجمهای بالاتری سخن گفتهاند، هرچند وضعیت امنیتی همچنان شکننده است.
بهگفته نیروی دریایی بریتانیا، روز دوشنبه دو کشتی باری در تنگه هرمز هدف قرار گرفتند؛ رخدادی که نشان میدهد عبور از این آبراه همچنان با خطر قابل توجهی همراه است.
افزایش بارگیریها
افزایش بارگیریهایی که در روزهای اخیر از طریق تصاویر ماهوارهای مشاهده شده، شامل طیف گستردهای از تولیدکنندگان خلیج فارس میشود. این افزایش در ادامه رشد صادرات امارات متحده عربی است که نخستین تولیدکننده بزرگ منطقه بود که صادرات خود را به شکل قابل توجهی افزایش داد.
بارگیری از تاسیسات صادراتی عراق در خلیج فارس نیز این هفته جهش کرد. روز دوشنبه هفت نفتکش همزمان مشغول دریافت محمولههای نفتی عراق بودند. بر اساس ابعاد این کشتیها، مجموع ظرفیت حمل آنها حدود ۱۳ میلیون بشکه بود.
پیش از جنگ، وضعیت معمول این بود که در هر مقطع زمانی شش نفتکش در هشت اسکله مشغول بارگیری باشند.
افزایش صادرات دو تولیدکننده کوچکتر منطقه، یعنی قطر و کویت، نیز به این روند افزوده است. این دو کشور پیش از آغاز جنگ در مجموع روزانه حدود دو میلیون بشکه نفت صادر میکردند.
بهگفته معاملهگرانی که به دلیل نداشتن اجازه گفتوگو با رسانهها نخواستند نامشان فاش شود، قطر و کویت اکنون موفق شدهاند صادرات خود را به حدود ۷۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگردانند.
افزایش بیسابقه درآمد نفتکشها
یکی از عواملی که به افزایش تردد کمک کرده، رسیدن درآمد نفتکشهای غولپیکر به بالاترین سطح در تاریخ این بازار است؛ موضوعی که انگیزه بیشتری برای مالکان کشتیها ایجاد میکند تا خطر عبور از تنگه را بپذیرند.
با این حال، نشانههایی وجود دارد که تولیدکنندگان منطقه در روزهای اخیر نفت بیشتری را به بازار رساندهاند. برای تحقق این هدف، گروهی از نفتکشها بهصورت رفتوبرگشتی محمولههای نفت را از داخل خلیج فارس به نقاطی در خارج از آن منتقل میکنند.
پس از رسیدن این نفتکشها به خارج از خلیج فارس، محموله آنها به نفتکشهای دیگری تحویل داده میشود که حاضر نیستند خود وارد تنگه هرمز شوند.
در حال حاضر، تمام صادرکنندگان بزرگ نفت منطقه بهجز ایران امکان تحویل نفت خود در خارج از تنگه هرمز را فراهم کردهاند.
ورود ناگهانی تعداد زیادی کشتی در اواخر هفته گذشته امکان افزایش بارگیریها را فراهم کرد، اما هنوز مشخص نیست که آیا در روزهای اخیر نیز کشتیهای بیشتری وارد منطقه شدهاند تا این روند در هفتههای آینده ادامه یابد یا خیر.
تصاویر ماهوارهای گردآوریشده از سوی بلومبرگ نشان میدهد عربستان سعودی روز سهشنبه بیشترین تعداد نفتکش در چند هفته اخیر را در تاسیسات صادراتی خود در منطقه در اختیار داشت. یک روز پیش از آن نیز فعالیت بارگیری در بنادر منطقهای عراق برای مدتی حتی از سطح پیش از جنگ فراتر رفت.
تولیدکنندگان کوچکتری مانند قطر و کویت نیز شروع به افزایش صادرات کردهاند و به این روند شتاب بیشتری بخشیدهاند.
با این حال، این امر به معنای افزایش کل صادرات عربستان سعودی نیست. افزایش صادرات از خلیج فارس همزمان با کاهش صادرات از تأسیسات این کشور در دریای سرخ رخ داده است.
در عین حال، عربستان نفت بیشتری را از بندر سیدی کریر در ساحل مدیترانهای مصر، جایی که در آن تاسیسات ذخیرهسازی در اختیار دارد، روی نفتکشها بارگیری میکند؛ موضوعی که ردیابی دقیق صادرات نفت این کشور را دشوارتر کرده است.
گئورگیوس ساکلاریو، تحلیلگر حملونقل دریایی در شرکت تحلیلی سیگنال ماریتایم (Signal Maritime)، به بلومبرگ گفت: «در چند روز گذشته به نظر میرسد نفت بیشتری از هرمز خارج میشود. اگر این روند پایدار باشد، قیمت نفت خام پایین خواهد ماند، هرچند در شرایط اخیر این همچنان به معنای قیمتی نزدیک به ۸۵ دلار برای هر بشکه است.»
قراردادهای آتی نفت برنت روز پنجشنبه در حدود ۸۸ دلار در هر بشکه معامله میشد و در مسیر ثبت بزرگترین کاهش هفتگی از اواخر ژوئن قرار داشت؛ زمانی که آتشبس موقت هنوز به ادامه انتقال محمولههای نفتی کمک میکرد.
مدیر بزرگترین شرکت پالایش نفت اروپا نیز این هفته گفت نسبت به چشمانداز قیمت نفت دیدگاهی نزولی دارد؛ از جمله به این دلیل که نفت، بهآرامی و از مسیرهای مختلف، در حال خروج از منطقه هرمز است.
افزایش عرضه نفت از سوی آرامکو در خارج از تنگه هرمز
در همین حال، گزارش دیگری حاکی است که شرکت سعودی آرامکو عرضه نفت برای بارگیری در ماه سپتامبر در خارج از تنگه هرمز را افزایش داده است.
بر اساس گزارشی که رویترز بامداد چهارشنبه به نقل از منابع آگاه منتشر کرد، این اقدام پس از آن صورت میگیرد که آرامکو در همین ماه دستکم چهار میلیون بشکه نفت به چین فروخته است.
شرکت دولتی نفت عربستان برای دومین هفته متوالی روند فروش نفت خام به خریداران آسیایی را آغاز کرده است.
این محمولهها از طریق انتقال کشتی به کشتی در آبهای مقابل فجیره در امارات متحده عربی یا صحار در عمان عرضه میشوند؛ دو نقطهای که در خارج از تنگه هرمز قرار دارند. مهلت ارائه پیشنهاد خرید برای این محمولهها روز چهارشنبه تعیین شده بود.
دادههای کشتیرانی نشان میدهد آرامکو برای انتقال محمولههای خود از نفتکشهایی استفاده کرده است که هنگام عبور از تنگه، سامانههای ردیابی خود را خاموش میکنند تا احتمال هدف قرار گرفتن آنها کاهش یابد.
پیش از آغاز درگیری آمریکا و ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز از تنگه هرمز عبور میکرد.
والاستریت ژورنال در تحلیلی درباره شیوههای دوام آوردن جمهوری اسلامی در ماههای آینده نوشت تهران برای حفظ اقتصاد و توان نظامی خود در برابر فشار تازه آمریکا به پنج مسیر متکی خواهد بود: نفت ذخیرهشده روی آب، یوان چین، رمزارزها، شرکتهای صوری و شبکه پنهان تامین قطعات تسلیحاتی.
این روزنامه در تحلیلی که پنجشنبه پنج شهریور منتشر شد، با اشاره به آغاز عملیات طرد اقتصادی از سوی دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی، این اقدام را تلاش آمریکا برای واداشتن جمهوری اسلامی به امتیازدهی ارزیابی کرد.
والاستریت ژورنال افزود با وجود همه محدودیتهای اقتصادی و سیاسی تهران طی سالهای گذشته شبکهای پیچیده برای فروش نفت و جابهجایی پنهانی پول ساخته است و اکنون امیدوار است به کمک این شبکه زیر فشار اقتصادی آمریکا دوام بیاورد.
چین؛ خریدار نفت و مسیر فرار از دلار
روری جونز، گزارشگر ارشد والاستریت ژورنال و نویسنده این مقاله، دو مسیر مرتبط با چین را از عوامل دوام جمهوری اسلامی در برابر فشار اقتصادی آمریکا دانست: فروش نفت ذخیرهشده خارج از حلقه محاصره و تسویه درآمد آن با یوان، دور از نظام مالی آمریکا.
جونز با اشاره به اینکه چین بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را میخرد و با استناد به دادههای شرکت کپلر درباره واردات روزانه بیش از ۵۰۰ هزار بشکه نفت از ایران از ابتدای اوت (اوایل مرداد)، نوشت تهران با وجود محاصره هنوز به خریدار اصلی نفت خود دسترسی دارد.
او توضیح داد بخشی از این نفت از طریق انتقال کشتیبهکشتی در آبهای بینالمللی نزدیک مالزی به چین میرسد. نفتکشهای تحریمشده محموله خود را به کشتیهای دیگری منتقل میکنند تا مبداء آن پنهان بماند و نفت در چین بهعنوان نفت غیرایرانی ثبت شود.
جونز با استناد به برآورد شرکت ورتکسا افزود اکنون حدود ۸۰ میلیون بشکه نفت خام ایران بر روی آبهای آسیا ذخیره شده است. این ذخایر میتواند میلیاردها دلار درآمد در اختیار تهران بگذارد.
برای درک ابعاد این رقم، جهان روزانه حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت مصرف میکند. جمهوری اسلامی پیش از جنگ روزانه حدود چهار میلیون بشکه نفت تولید میکرد که از این میزان نزدیک به دو میلیون بشکه در داخل مصرف و دو میلیون بشکه صادر میشد. بر این اساس، نفت ذخیرهشده روی دریا معادل حدود ۴۰ روز صادرات نفت ایران پیش از جنگ است.
بخش دیگر استدلال جونز به استفاده از یوان مربوط است. او نوشت جمهوری اسلامی معاملات نفتی خود با چین را بیش از گذشته با این ارز تسویه میکند و در جریان آتشبس کوتاه تابستان با آمریکا نیز شش میلیارد دلار نفت به چین فروخت.
بهنوشته او، جمهوری اسلامی میتواند یوان را برای خرید کالا و خدمات چینی صرف کند یا نفت را در ازای اجرای پروژههای زیرساختی در ایران در اختیار شرکتهای چینی بگذارد. جونز نتیجه گرفت انجام این مبادلات خارج از نظارت مقامهای آمریکایی، اثر تحریمهای واشینگتن را کاهش میدهد.
رمزارز برای تجارت و خرید سلاح
سومین راه معرفیشده در مقاله، استفاده جمهوری اسلامی از رمزارزها برای دور ماندن از نظارت آمریکاست. جونز نوشت محدود شدن دسترسی حکومت ایران به ارزهای رایجی مانند دلار، زیستبوم رمزارز این کشور را در سالهای اخیر بهسرعت گسترش داده است.
بهگفته پژوهشگران، حکومت ایران از میلیاردها دلار رمزارز برای تجارت و خرید کالا و سلاح استفاده کرده است. جونز افزود سپاه پاسداران نیز برای دریافت پول نفت فروختهشده، بهویژه به چین، از صرافیهای رمزارز بهره گرفته است.
واشینگتن شماری از صرافیهای ایرانی را تحریم و بیش از یک میلیارد دلار دارایی دیجیتال متعلق به ایران را توقیف کرده است.
بهنوشته والاستریت ژورنال، این اقدامات انتقال پول را برای تهران دشوارتر و پرهزینهتر کردهاند، اما نظارت بر این بازار دشوار است؛ زیرا بخش بزرگی از آن مقررات مشخصی ندارد و معاملات میتوانند بدون افشای هویت طرفین انجام شوند.
پژوهشگران نیز به این روزنامه گفتند پلتفرمهای تحریمشده تنها شناختهشدهترین بخشهای شبکهای گستردهترند.
شرکتهای صوری و دسترسی به ارزهای جهانی
چهارمین مسیر، شبکه شرکتهای صوری است که بهنوشته جونز، به جمهوری اسلامی امکان میدهد بخشی از دسترسی خود به دلار و دیگر ارزها را حفظ کند.
بهگفته مقامهای غربی، تهران برای خرید کالا و سلاح و انتقال پول به نیروهای نیابتی خود، از جمله حزبالله و حوثیها، به این ارزها نیاز دارد.
جونز نوشت صرافیهای ایرانی شبکهای از شرکتهای صوری را در هنگکنگ و دبی کنترل میکنند و درآمد نفت و دیگر صادرات ایران را به دلار، یورو و درهم امارات تبدیل میکنند.
وزارت خزانهداری آمریکا افراد و شرکتهای دخیل را تحریم کرده است، اما با تحریم هر شرکت پوششی، تهران شرکت دیگری راه میاندازد. بسیاری از کشورها و حوزههای قضایی نیز تمایل چندانی به مقابله با این شبکه نشان ندادهاند.
شبکه پنهان تامین تسلیحات
والاستریت ژورنال پنجمین روش را استفاده تسلیحاتی از شبکه پنهان تجاری جمهوری اسلامی برای تامین مواد و قطعات مورد نیاز ساخت پهپاد، موشک بالستیک و دیگر سلاحها دانست.
او نوشت بخش بزرگی از این اقلام از شرکتهای مستقر در چین خریداری میشوند که گاهی از هویت خریدار نهایی خبر ندارند. حتی اگر این شرکتها از مقصد کالا آگاه باشند، ممکن است آنقدر کوچک باشند که تحریمهای آمریکا برایشان اهمیتی نداشته باشد یا از پیش ارتباطشان با نظام مالی جهانی قطع شده باشد.

