با وجود کمبود بنزین، خودروها و موتورهای یگان ویژه راحت سوختگیری میکنند
یک شاهد عینی با اشاره به بحران بنزین و تعطیلی شماری از جایگاههای پایتخت برای عموم مردم، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت خودروها و موتورسیکلتهای یگان ویژه خیابان تجاره تهران به راحتی در پمپبنزین تختی سوختگیری میکنند.
به گفته او، بنزین در برخی جایگاهها مانند خیابان تجاره تختی، پمپبنزین مسعودیه و پمپبنزین میدان آقانور در سه راه افسریه موجود نیست و جایگاهداران به مردم میگویند سوخت نداریم.
با این حال خودروها و موتورهای نهادهای نظامی-امنیتی موجود در محدوده بزرگراه هجرت، بدون هیچ کمبود و مشکلی در پمپبنزین تختی سوختگیری میکنند.
گرانی در ایران به قبرستان هم رسیده است. در برخی آرامستانها حق دفن با قیمتهای میلیاردی آگهی میشود، خانوادهها جای دفن خود یا نزدیکانشان را برای تامین هزینههای زندگی میفروشند و برخی برای فرار از هزینههای سنگین، مردگان را به قبرستانهای ارزانتر یا رایگان روستاها میبرند.
بررسی آگهیهای فروش قبر در تهران نشان میدهد قیمت پیشنهادی یک قبر سهطبقه در قطعات ۳۹ و ۷۲ «بهشت زهرا» به سه میلیارد تومان میرسد؛ در حالی که بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، رزرو سه طبقه قبر در همین محدوده ۳۴۷ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان هزینه دارد. به این ترتیب، قیمت پیشنهادی در بازار آگهیها بیش از ۸.۶ برابر تعرفه رسمی است.
این سه میلیارد تومان معادل بیش از ۱۸۰ ماه حداقل مزد پایه سال ۱۴۰۵ است؛ یعنی یک کارگر با حداقل مزد پایه، اگر بیش از ۱۵ سال تمام حقوقش را بدون هیچ هزینهای پسانداز کند، تازه به قیمت پیشنهادی چنین قبری میرسد. حتی تعرفه رسمی رزرو همین قبر نیز معادل نزدیک به ۲۱ ماه حداقل مزد پایه است.
این بازار فقط مختص پایتخت نیست. در آرامستان «باغ فردوس» کرمانشاه، قیمت قبر در آگهیها به سه میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان هم میرسد. در آرامستان «صاحبالزمان» کرمان نیز قبرهای دوطبقه تا دو میلیارد تومان آگهی شدهاند و نمونههای یکمیلیاردی در «امامزاده طاهر» کرج و «خلدبرین» یزد دیده میشود.
در مشهد، مقبرههای خانوادگی «بهشت رضا» تا حدود یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان قیمتگذاری شدهاند و قیمت محل دفن در حرم امام رضا نیز در گزارشهای منتشرشده تا حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان ذکر شده است.
قبر فقط یکی از هزینههای مرگ است. انتقال پیکر، غسل و کفن، دفن، سنگ قبر، مسجد، گل، پذیرایی و مراسم، هر کدام هزینه جداگانهای دارند.
در تهران، بر اساس تعرفه رسمی سال ۱۴۰۵، هزینه برخی خدمات اولیه از صدها هزار تا چند میلیون تومان است. استفاده از خودروی حمل خصوصی نیز برای سه ساعت نخست پنج میلیون تومان هزینه دارد.
با احتساب قبر، خدمات آرامستان، سنگ موقت، مسجد یا تالار، گل، پذیرایی و سایر خدمات، هزینه خاکسپاری و برگزاری یک مراسم شهری برای حدود ۱۰۰ نفر میتواند به حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیون تومان برسد. انتخاب قبر گرانتر، سنگ گرانقیمت، غذای کامل یا برگزاری چند مراسم میتواند این رقم را بهمراتب افزایش دهد.
اما برای بسیاری از خانوادهها مساله انتخاب قبر میلیاردی یا سنگ چندصد میلیونی نیست؛ تامین هزینه یک خاکسپاری معمولی است؛ هزینهای که میتواند آنان را به کوچککردن مراسم، حذف سوم و هفتم یا انتخاب محل دفن ارزانتر وادار کند.
فشار اقتصادی تنها خانوادههایی را که باید مردگان خود را دفن کنند، درگیر نکرده است. در سوی دیگر این بازار، کسانی هستند که جای دفن خود یا نزدیکانشان را برای تامین نیازهای امروز میفروشند.
وقتی حق دفن به دارایی تبدیل میشود
ایراناینترنشنال با سه نفر از افرادی که در تهران و کرمانشاه برای فروش قبر آگهی منتشر کردهاند، در پوشش خریدار تماس گرفت.
یکی از آنها در تهران یک طبقه خالی از قبر پدرش را برای فروش گذاشته است؛ جایی که خانواده برای دفن مادر نگه داشته بودند.
تصویری از پیکرهای جاویدنامان خیزش دی ماه ۱۴۰۴
او گفت: «خدا را شکر مادرمان سالم است و ما الان به این پول بیشتر نیاز داریم.»
در کرمانشاه، فروشنده دیگری قبر مادرش را که حدود ۴۰ سال پیش در باغ فردوس دفن شده، آگهی کرده است. او موقعیت قبر در نزدیکی پارکینگ را یکی از امتیازهای آن میداند و میگوید هر زمان خریدار قصد دفن داشته باشد، پس از دریافت پول برای انجام مراحل انتقال حاضر خواهد شد تا قبر را به او «هدیه» کند.
فروشنده دیگری در کرمانشاه سالها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود تا پس از مرگ در کنار او دفن شود، اما اکنون همان قبر را برای فروش گذاشته است.
او میگوید پیدا کردن قبر در باغ فردوس دشوار شده، اما فعلا پول آن برای خانوادهاش ضروریتر است. به گفته او، فعلا زنده است و بیشتر به پول قبر نیاز دارد تا بتواند چیزهایی را که فرزندانش لازم دارند فراهم کند و ترجیح میدهد فعلا نگران راحتی دسترسی آنها به قبرش پس از مرگ نباشد.
در این بازار، حتی جایی که برای دفن در کنار پدر، مادر یا دیگر اعضای خانواده نگه داشته شده است، میتواند در برابر نیازی فوریتر قرار گیرد: پولی که خانواده امروز به آن نیاز دارد.
قبر در مزایده
قبر فقط در آگهیهای شخصی بهعنوان دارایی عرضه نمیشود. اسناد اجرای احکام نشان میدهند حق دفن میتواند برای وصول بدهی توقیف و به مزایده گذاشته شود.
در سال ۱۴۰۱، یک طبقه قبر در قطعه ۳۶ بهشت زهرا و در خرداد ۱۴۰۴، قبری در قطعه ۶۲ باغ فردوس کرمانشاه به مزایده گذاشته شدند.
خریدوفروش آزاد قبر در بسیاری از آرامستانها مجاز نیست و انتقال حق دفن باید از مسیرهای رسمی انجام شود. در تهران نیز حق انتفاع قبر باید در سازوکار سازمان بهشت زهرا ثبت شود.
اما محدودیت قانونی بازار را از میان نبرده است. آگهیها همچنان منتشر میشوند و برخی واگذاریها با عناوینی مانند «هدیه» انجام میشوند. همان فروشنده کرمانشاهی میگوید پس از دریافت پول، مراحل لازم را انجام خواهد داد تا قبر مادرش به خریدار «هدیه» شود.
نتیجه، بازاری کمشفاف است؛ نه آمار رسمی جامعی از تعداد معاملات وجود دارد، نه قیمت نهایی آنها روشن است و نه همیشه مشخص است حقی که در یک آگهی عرضه شده، در نهایت قابل انتقال خواهد بود.
مهاجرت مردگان
پیامد دیگر گرانی قبر را میتوان در روستاهای اطراف برخی شهرها دید.
گزارشهایی از اطراف مشهد و گرگان نشان میدهند برخی خانوادههای شهری برای کاهش هزینه، پیکر بستگان خود را برای دفن به قبرستانهای رایگان یا ارزان روستاها منتقل میکنند. در یکی از این گزارشها از افزایش مراجعه خانوادههای شهری به قبرستانهای روستایی گفته شده و در روستایی دیگر، اهالی برای جلوگیری از دفن افراد غیربومی دور قبرستان حصار کشیدهاند.
گزارشهای مشابهی نیز از شهرهای دیگر منتشر شده است. آمار رسمی از تعداد چنین مواردی وجود ندارد، اما این نمونهها نشان میدهند هزینه قبر میتواند حتی جغرافیای دفن را تغییر دهد.
قیمت قبرها البته تنها حاصل تورم نیست. محدودیت ظرفیت آرامستانهای قدیمی، تمایل به دفن در کنار بستگان و جایگاه مذهبی برخی محلها نیز بر قیمت اثر میگذارند.
در نتیجه، خانوادهای برای کاهش هزینه پیکر عزیزش را از شهر خارج میکند و در همان زمان، جای دفن در برخی آرامستانهای قدیمی به داراییای با قیمت میلیاردی تبدیل میشود.
سوگواری زیر فشار مالی و امنیتی
برای برخی خانوادهها، دشواری دفن فقط اقتصادی نیست. گزارشهای مربوط به کشتهشدگان اعتراضات و اعدامشدگان در ایران نشان میدهند تحویل پیکر، محل دفن و حتی برگزاری مراسم سوگواری نیز میتواند تحت فشار و کنترل نهادهای امنیتی قرار گیرد.
در مواردی، این فشار با مطالبه پول نیز همراه شده است. خانواده بابک پورمظاهری، معترض ۳۷ ساله کشتهشده در استان البرز، پیکر او را پس از سه روز و با پرداخت ۴۰۰ میلیون تومان تحویل گرفت. در پرونده جمشید مومنی نیز برای تحویل پیکر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان مطالبه شد و پس از اعلام ناتوانی خانواده در پرداخت، از آنان خواسته شد او را «شهید حکومتی» معرفی کنند.
در پرونده اسماعیل فکری نیز خانواده از محل دفن او بیاطلاع ماند و یک مامور امنیتی برای اعلام نشانی قبر ۱۵۰ میلیون تومان مطالبه کرد.
در این موارد، هزینه مرگ دیگر فقط قیمت قبر و مراسم نیست؛ پول با کنترل بر تحویل پیکر، محل دفن و امکان سوگواری درهم آمیخته است.
دو سوی بازار قبر
در بازاری که حق دفن میتواند میلیاردها تومان قیمت داشته باشد و حتی برای پرداخت بدهی به مزایده گذاشته شود، برخی خانوادهها همان جای دفنی را که سالها برای خود یا نزدیکانشان نگه داشتهاند، برای تامین هزینههای زندگی میفروشند.
در کرمانشاه، مردی سالها پیش قبری کنار برادرش برای خودش خریده بود. حالا آن را برای فروش گذاشته است. او میگوید فعلا به پول این قبر برای تامین نیازهای فرزندانش بیشتر از جایی برای دفن خودش نیاز دارد.
ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفت کارکنان ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا را میتوان در «بانک اهداف نظامی» قرار داد؛ ادبیاتی کمسابقه که فشار حکومت بر روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان را وارد مرحلهای نظامی کرده است.
شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چهارشنبه چهارم شهریور در دفتر خبرگزاری «دفاع مقدس» گفت: «رسانههایی مانند ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا مستقیما به موساد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی خارجی متصلاند و از آنها پشتیبانی دریافت میکنند.»
او کارکنان این رسانههای فارسیزبان را «سربازان اسرائیل و آمریکا» خواند و افزود: «میتوان آنها را در بانک اهداف نظامی پیشبینی کرد؛ زیرا از نظر ما اینها رسانه نیستند.»
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای اظهاراتش درباره ارتباط این رسانهها و کارکنانشان با سرویسهای اطلاعاتی خارجی سندی ارائه نکرد.
تهدید روزنامهنگاران با ادبیات نظامی
جمهوری اسلامی سالهاست که فعالیت رسانهای مستقل از روایت رسمی را به مسئلهای امنیتی تبدیل کرده است. تهدید تازه ابوالفضل شکارچی این نگاه را به نقطهای کمسابقه میرساند: جایی که روزنامهنگار نه فقط کسی برای سانسور، بازداشت یا تعقیب، بلکه یک «معاند» تلقی میشود که میتوان او را در «بانک اهداف نظامی» قرار داد.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۱ ایراناینترنشنال را «سازمان تروریستی» خواند و کارکنان و افراد مرتبط با آن را به پیگرد قضایی تهدید کرد. افزایش تهدیدها در بریتانیا در سال ۲۰۲۳ نیز باعث شد ایراناینترنشنال برای مدتی فعالیت دفتر لندن خود را متوقف کند.
این تهدیدها در مواردی از سطح اظهارات رسمی فراتر هم رفتند. پوریا زراعتی، مجری ایراناینترنشنال، فروردین ۱۴۰۳ مقابل خانهاش در لندن با چاقو هدف حمله قرار گرفت.
گزارش تازه نیویورکر نیز ابعاد گستردهتری از این تهدیدها را نشان میدهد. بر اساس تحقیقات نیویورکر، مقامهای ضدجاسوسی بریتانیا از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۲۰ عملیات مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه ساکنان این کشور، از جمله خبرنگاران رسانههای فارسیزبان را شناسایی کردهاند.
نیویورکر همچنین گزارش داد تیم حقوقی ایراناینترنشنال طی یک سال گذشته افزایش «هشداردهنده و بیسابقه» تهدیدها علیه صدها نفر از اعضای خانواده کارکنان این رسانه در ایران را ثبت کرده است. بر اساس این گزارش، برخی از این خانوادهها تهدید شدهاند که اگر اعضای خوانوادهشان همکاری با ایراناینترنشنال را متوقف نکنند، زندانی یا کشته خواهند شد.
تهدیدهای امنیتی علیه ایراناینترنشنال در ماههای اخیر ادامه داشته است. ۲۶ فروردین، مهاجمان در فاصله چند متری از استودیوهای این شبکه در لندن کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. دو نفر از متهمان این پرونده بعدها اتهام مشارکت در آتشافروزی را پذیرفتند.
فشار جمهوری اسلامی بر روزنامهنگاران به خارج از مرزهای ایران محدود نیست. در داخل کشور نیز حکومت سالهاست با بازداشت، پروندهسازی امنیتی و صدور احکام زندان با خبرنگارانی برخورد میکند که روایتهای رسمی را به چالش میکشند یا درباره موضوعاتی گزارش میدهند که حکومت خواهان محدود کردن پوشش آنهاست.
نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه شرق، پس از گزارش درباره بستری شدن مهسا ژینا امینی و الهه محمدی، خبرنگار هممیهن، پس از پوشش مراسم خاکسپاری او بازداشت شدند.
هر دو حدود ۱۳ ماه را بدون صدور حکم در بازداشت موقت گذراندند و در مجموع حدود ۱۷ ماه در زندان بودند. آنها با اتهامهای «همکاری با دولت خارجی متخاصم آمریکا»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» محاکمه شدند.
در جریان خیزش سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی نیز دهها روزنامهنگار در سراسر ایران به دلیل پوشش اعتراضات، انتشار گزارش یا فعالیت حرفهای بازداشت شدند.
سرکوب رسانهها باعث شده ایران سالها در پایینترین ردههای شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرار گیرد. در تازهترین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال میلادی جاری، ایران با یک پله سقوط، در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.
در حالی که پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاهها و دشواری دسترسی به بنزین در شهرهای مختلف ایران حکایت دارد، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی هرگونه مشکل در تامین سوخت را رد کرد و گفت روزانه ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین در کشور توزیع میشود.
کرامت ویسکرمی، مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، چهارشنبه چهارم شهریور گفت میانگین توزیع روزانه بنزین در مرداد ۱۳۸ میلیون لیتر بود و در سه روز نخست شهریور به روزانه ۱۴۵ میلیون لیتر رسید.
او افزود سهشنبه ۱۵۰ میلیون لیتر بنزین در سراسر کشور توزیع شده است و تاکید کرد «هیچگونه مشکلی در تامین سوخت کشور وجود ندارد».
ویسکرمی همچنین از شهروندان خواست تنها در صورت نیاز واقعی و خالی بودن باک خودرو به جایگاهها مراجعه کنند تا از شکلگیری صفهای «غیرضروری» جلوگیری شود.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیامها و ویدیوهای رسیده به ایراناینترنشنال در روزهای اخیر از صفهای طولانی، تعطیلی برخی جایگاهها و محدودیت در عرضه بنزین در استانهای تهران، البرز، خراسان رضوی و خراسان جنوبی حکایت داشته است.
شهروندان: کمبود بنزین در کشور زمینهسازی برای گرانی است
در پیامهای تازه رسیده به ایراناینترنشنال نیز شهروندانی از نقاط مختلف کشور، محدودیت در عرضه بنزین را با احتمال افزایش قیمت سوخت مرتبط دانستهاند.
یک شهروند از تهران گفت: «کمبود بنزین بهانهای برای افزایش قیمت است و حکومت با کنترل نحوه توزیع بنزین، باعث ایجاد ازدحام و نارضایتی در جایگاهها میشود تا افکار عمومی را برای پذیرش افزایش قیمت آماده کند.»
یک شهروند از پاکدشت نیز گزارش داد نیمی از پمپبنزینهای این شهر بنزین ندارند و باقی جایگاهها با ازدحام شدید خودروها مواجهاند.
شهروند دیگری از مشهد با اشاره به تجربه افزایش قیمت کالاهای اساسی گفت پیش از گران شدن کالاهایی مانند روغن و برنج، کمبود آنها در بازار احساس میشد و پس از افزایش قیمت دوباره در دسترس قرار میگرفتند.
او افزود: «اکنون نیز نوبت بنزین رسیده و جایگاهها با کمبود سوخت مواجهاند.»
نگرانیها درباره افزایش قیمت در شرایطی مطرح میشود که دولت پزشکیان در ماههای گذشته چند سناریو را برای تغییر نحوه عرضه و سهمیهبندی بنزین بررسی کرده بود.
فشار بیشتر بر معیشت مردم و احتمال ازسرگیری اعتراضات، از پیامدهای احتمالی طرحهای تغییر قیمت و سهمیه بنزین است که ایراناینترنشنال پیشتر به آن پرداخته بود.
در مقابل این نگرانیها، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، صبح چهارشنبه چهارم شهریور گفت تا پایان ماه هیچ تغییری در سهمیه بنزین با نرخهای هزار و ۵۰۰ و سه هزار تومان ایجاد نخواهد شد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نیز نوشته بود سهمیه بنزین با این دو نرخ «بدون تغییر» حفظ خواهد شد و تاکنون هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین گرفته نشده است.
اظهارات سخنگوی دولت به معنای منتفی شدن تغییرات احتمالی در نظام عرضه بنزین نیست. دولت پیشتر گزینههایی از جمله محدود کردن عرضه، کاهش سهمیه و فروش مصرف مازاد با نرخ آزاد و انتقال سهمیه از خودرو به افراد را بررسی کرده است.
اختلاف روایت رسمی با وضعیت جایگاهها
آمار اعلامشده از سوی شرکت ملی پخش نشان میدهد میزان توزیع بنزین در روزهای نخست شهریور نه تنها کاهش نیافته، بلکه نسبت به میانگین مرداد افزایش داشته است.
فریدون یاسمی، مدیر منطقه تهران شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، سه شهریور «افزایش ناگهانی تقاضا» و «ترافیک مسیرهای انتقال سوخت» را عامل اتمام بنزین در برخی جایگاهها و تعطیلی چندساعته آنها دانسته بود.
او گفته بود دوم شهریور بیش از ۲۶ میلیون لیتر بنزین در تهران توزیع شد که بالاترین میزان توزیع در پایتخت در سال جاری بود.
با این حال، گزارشهای شهروندان از نقاط مختلف کشور نشان میدهد افزایش حجم توزیع لزوما به معنای دسترسی آسان به بنزین در همه مناطق نبوده است.
هشدار درباره ذخایر راهبردی سوخت
این وضعیت همزمان با انتشار اطلاعاتی درباره کاهش ذخایر راهبردی سوخت ایران است.
چهارشنبه چهارم شهریور منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند برداشت از ذخایر راهبردی سوخت به مرحله «هشدار قرمز» رسیده است و در صورت ادامه روند کنونی، موجودی این ذخایر ممکن است ظرف چند هفته تمام شود.
بر اساس این گزارش اختصاصی، ایران روزانه حدود ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید میکند، در حالی که مصرف روزانه حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است. به این ترتیب، کشور با کسری روزانه حدود ۱۵ میلیون لیتر مواجه است.
پیش از تشدید بحران، بخشی از این کسری از طریق واردات، عمدتا از روسیه، جبران میشد. منابع به ایراناینترنشنال گفتند محاصره دریایی آمریکا، حملات اوکراین به زیرساختهای پالایشی روسیه و مسدود شدن مسیر انتقال از دریای خزر، واردات را با اختلال جدی مواجه کرده است.
این منابع همچنین از اختلاف میان دولت مسعود پزشکیان و سپاه پاسداران بر سر ادامه برداشت از ذخایر راهبردی خبر دادند. مقامهای دولتی خواهان ادامه استفاده از این ذخایر برای باز نگه داشتن جایگاهها و جلوگیری از افزایش نگرانی عمومی درباره کمبود و قیمت هستند، در حالی که مقامهای سپاه پاسداران با برداشت نامحدود از آنها مخالفت کردهاند.
در حالی که تولید روزانه بنزین در ایران حدود ۱۲۰ میلیون لیتر برآورد میشود، توزیع آن به ۱۵۰ میلیون لیتر رسیده است. ادامه این فاصله میان تولید و توزیع، همزمان با کاهش ذخایر راهبردی و اختلال در واردات، میتواند تامین بنزین را در هفتههای آینده دشوارتر کند؛ آن هم در شرایطی که صفها و تعطیلی برخی جایگاهها هماکنون آغاز شده است.
ترامپ در کنار مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در میزگرد صنعت معدن آمریکا در محل وزارت خارجه، ، ۱۶ مرداد ۱۴۰۵. رویترز/الیزابت فرانتس
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، گفت رویارویی واشینگتن با حکومت ایران در هر صورت ادامه خواهد یافت و او برای ازسرگیری مذاکرات با جمهوری اسلامی جدول زمانی مشخصی ندارد. ترامپ افزود برای بازگشت به میز مذاکره عجله ندارد و جنگ اقتصادی و حملات نظامی را موثر میداند.
ترامپ چهارشنبه چهارم شهریور در مصاحبهای کوتاه با الجزیره گفت رویارویی آمریکا با جمهوری اسلامی محدود به جدول زمانی خاصی نیست و «هرقدر لازم باشد» ادامه خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا دو روز پس از اعلان رسمی آغاز عملیات بزرگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی و کارزار «طرد اقتصادی» هم جنگ اقتصادی و هم حملات نظامی علیه جمهوری اسلامی را «موثر» خواند.
او بار دیگر تاکید کرد واشینگتن در حال دستیابی به «پیروزی بسیار بزرگی» است و جمهوری اسلامی با تورم شدید و اقتصادی روبهرو است که به گفته او در حال فروپاشی است.
ترامپ در گفتوگو با الجزیره جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای را علت اصلی ادامه این رویارویی خواند و گفت تقریبا تمام مساله به این موضوع بازمیگردد.
او افزود آمریکا پس از پیروزی در ونزوئلا، بهزودی در برابر جمهوری اسلامی نیز به «پیروزی بزرگی» دست خواهد یافت.
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت تنگه هرمز باز و فعال است، نفت از آن عبور میکند و نیروهای آمریکایی همه مینهای موجود در آبراه را پاک کردهاند.
او افزود نیروهای آمریکا شب پیش ۲۲ قایق ایرانی را منهدم کردند.
اکسیوس بامداد چهارشنبه چهارم شهریور در گزارشی به نقل از مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، موضعی مشابه را بازتاب داد.
بر اساس این گزارش، روبیو به شماری از همتایانش در کشورهای متحد گفته بود واشینگتن فعلا قصد آغاز حملات تازه علیه جمهوری اسلامی را ندارد و در عوض، بر تشدید فشار اقتصادی، ادامه محاصره دریایی و افزایش جریان نفت از تنگه هرمز تمرکز خواهد کرد. با این حال، روبیو احتمال اقدام نظامی در صورت حمله جمهوری اسلامی را رد نکرده بود.
سرکوب اعتراضات و وضعیت مجتبی خامنهای
ترامپ همچنین در مصاحبه تلفنی با برنامه رادیویی گلِن بِک، مجری و مفسر محافظهکار آمریکایی، درباره سرکوب اعتراضات در ایران گفت ایستادگی در برابر حکومتی که مسلسل و تکتیرانداز بهکار میگیرد، بسیار دشوار است.
او در توصیف مواجهه جمهوری اسلامی با معترضان گفت تکتیراندازان بر فراز ساختمانها مستقر میشوند و به معترضان شلیک میکنند. به گفته ترامپ، حکومت برای پراکنده کردن جمعیتی ۱۰۰ هزار یا ۲۰۰ هزار نفری لازم نیست شمار زیادی را هدف قرار دهد و کشته شدن پنج، شش یا ۱۰ نفر برای واداشتن مردم به ترک محل کافی است.
ترامپ افزود اعتراض کردن در شرایطی که نیروهای مسلح آماده شلیک و کشتن معترضان هستند، بسیار دشوار است و همین موضوع مانع ادامه اعتراضات میشود.
رییسجمهوری آمریکا در ادامه گفت جمهوری اسلامی از نظر نظامی و اقتصادی بهشدت تضعیف شده است.
او نیروی دریایی و نیروی هوایی جمهوری اسلامی را «کاملا از بین رفته» توصیف کرد و گفت حکومت ایران توان پرداخت حقوق بسیاری از نیروهای نظامی را ندارد.
ترامپ نرخ تورم ایران را ۳۹۰ درصد خواند و گفت ارزش پول کشور تقریبا از بین رفته است.
رییسجمهوری آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه، درباره گمانهزنیها پیرامون وضعیت مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، گفت: «فکر نمیکنم مرده باشد.»
ترامپ افزود مجتبی خامنهای بهشدت مجروح شده و سمت چپ بدن، دست و پای او آسیب جدی دیده است. او گفت اگر رهبر جمهوری اسلامی درگذشته باشد، مقامهای حکومت «بسیار خوب وانمود میکنند» که او همچنان زنده است، زیرا مرتب از مراجعه به او و گرفتن تایید نهاییاش برای تصمیمهای مختلف سخن میگویند.
مجتبی خامنهای از اسفند ۱۴۰۴ که بهعنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی اعلام شد، در انظار عمومی ظاهر نشده، اما پیامهایی مکتوب به نام او منتشر شده است. مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، پیشتر گفته بود با او دیدار کرده و رهبر جمهوری اسلامی از سلامت برخوردار است. اطلاعات مستقلی درباره وضعیت جسمانی مجتبی خامنهای منتشر نشده است.
ترامپ در پایان گفت رسیدن به توافق با مقامهای جمهوری اسلامی آسان نیست و آنان را «گروهی نهچندان شرافتمند» توصیف کرد.
ترامپ سهشنبه سوم شهریور تصویر صفحه نخست نیویورکپست را در شبکه تروث سوشال بازنشر کرد. این روزنامه در یک بازی زبانی از شباهت دو واژه «mullah»، به معنای آخوند و «moolah» که در زبان عامیانه انگلیسی برای اشاره به پول نقد استفاده میشود، بهره گرفت و تیتری برای گزارش مفصلی درباره اقتصاد جمهوری اسلامی برگزید که بر فشار اقتصادی بیشتر بر حکومت ایران تاکید دارد و همزمان پایان کار حکومت را تداعی میکند.
نیویورکپست در این گزارش با اشاره به توقف مبادلات تجاری امارات متحده عربی با ایران، نوشت این تصمیم میلیاردها دلار از تجارت دو کشور را متوقف میکند و میتواند ضربهای «فلجکننده» به اقتصاد جمهوری اسلامی وارد کند.
یک میلیون تومان پولی بود که زمانی میتوانست برای یک معلم زبان فرانسه در تهران هزینه خرید اقلام خوراکی چند ماه باشد، حالا در یک کافه اما فقط خرج دو دمنوش و دو کلابساندویچ آووکادو با تخممرغ میشود.
او میگوید: «این یک میلیون برای امثال من مبلغی است که در چند ماه برای خرید اقلام خوراکی استفاده میشد اما این بار باید بگویم حتی از توان من هم خارج شده که بتوانم با یک میلیون در چند ماه خرید کنم.»
این فقط روایت یک صورتحساب یک میلیون تومانی نیست؛ تصویری از اقتصادی است که در آن، گوشت قرمز، مرغ و ماهی از سفره بسیاری از مردم حذف شده و حتی اقلامی که زمانی جایگزین آنها میشدند، دیگر برای بخشی از خانوادهها قابل خرید نیستند.
یک قصاب میگوید در این سالها افرادی بودند که دیگر گوشت نمیخریدند و به سنگدان، پای مرغ، دل و جگر و اسکلت مرغ روی آورده بودند، اما حالا که قیمتها بالا رفته، دیگر حتی توان خرید اینها را هم ندارند.
همزمان با این کوچک شدن سفرهها، در شبکههای اجتماعی روایت دیگری در حال شکلگیری است؛ روایتی که به جای پرداختن به گرانی و ناتوانی مردم از خرید مواد غذایی، راه کنار آمدن با آن را آموزش میدهد.
این توصیهها، عمدا یا سهوا، در راستای سیاست جمهوری اسلامی قرار میگیرند؛ سیاستی که در دورههای مختلف تلاش کرده فشار اقتصادی و پیامدهای آن را با تغییر الگوی مصرف مردم کماهمیت جلوه دهد.
این بار اما این رویه شکل متفاوتی پیدا کرده است. نسخهها فقط از تریبونهای رسمی یا زبان مقامهای حکومتی مطرح نمیشوند؛ بخشی از آنها از طریق فعالان و صفحات اینستاگرامی به مخاطبان میرسد. گوشت گران شده است؟ حبوبات جایگزین شود. توان خرید گوشت و مرغ وجود ندارد؟ غذای بدون گوشت درست کنید. گوشت را حذف کنید و محصولات لبنی مصرف کنید.
در انواع صفحات اینستاگرامی با فالوئرهای بالا هم مواردی از این دست دیده میشود: «اگر گوشت و مرغ برایتان گران شده با حبوبات کتلت درست کنید راحت و خوشمزه.»
در ظاهر، اینها میتواند توصیههایی ساده برای آشپزی باشد؛ اما وقتی این توصیهها در شرایطی ارائه میشوند که بخش قابل توجهی از مردم حتی توان خرید مواد غذایی جایگزین را هم ندارند، مرز میان «تغییر سبک زندگی» و عادیسازی گرانی و گسترش فقر و گرسنگی باریک و کمرنگ میشود.
برخی اکانتها هم راهکارهایی برای «سالمخواری» ارائه میدهتد؛ یک اکانت پرمخاطب که تا پیش از این فقط درباره کافهگردی و سفر پست منتشر میکرد. حالا سالمخواری با حذف گوشت و جایگزینی محصولات لبنی را پیشنهاد میکند.
نکته مشترک در تمام این موارد این است که این افراد توجه نمیکنند که حتی خرید محصولات لبنی و حبوبات نیز در حال حاضر برای بسیاری امکانپذیر نیست.
این نخستین بار نیست که جمهوری اسلامی در مواجهه با گرانی و کوچک شدن سفره مردم، به جای پرداختن به فشار اقتصادی، از تغییر الگوی مصرف سخن میگوید.
۱۲ تیرماه سال ۱۴۰۳، وزارت بهداشت در پی افزایش قیمتها و کوچک شدن سفرههای مردم از برنامهای با عنوان «سبد غذایی مطلوب جامعه ایرانی» رونمایی کرد.
احمد اسماعیلزاده، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، در آن زمان گفته بود با توجه به گرانی گوشت و حبوبات این برنامه تنظیم شده تا مردم به سایر منابع پروتئینی تشویق شوند.
جمهوری اسلامی در هر دوره که با بیتدبیری فشار اقتصادی را بر مردم دوچندان میکند، با اشکال مختلف یا اظهارنظرهای مقامات مذهبی و حکومتی سعی در بیاهمیت جلوه دادن آن دارد.
بهطور مثال احمد جنتی در سال ۱۳۹۱ در خطبههای نمازجمعه تهران گفت گرانی و تورم مانند سرما و گرما در دست خداست و از مردم خواست در برابر گرانی کمتر مصرف کنند.
تفاوت این بار در شکل ارائه است. جمهوری اسلامی با استفاده از افرادی که به نظر بیشتر شبیه به مردم عادی هستند، مانند فعالان در اینستاگرام، رویه را عوض میکند و نسخهها را به شکل دیگری ارائه میدهد.
در مقابل این نسخهها، روایت خانوادههایی قرار دارد که برای پایین آوردن هزینههای خوراک، ناچارند شیوه خریدشان را تغییر دهند.
دو زوج که در اینستاگرام فعالیت داشتند و پس از قطعی اینترنت عملا کارشان کم شده، به جای خرید آنلاین به خرید فلهای روی آوردهاند تا شاید ارزانتر شود. حتی به جای بازار تهران به شهرستانهای اطراف مثل شهریار و ورامین رفتهاند.
دو خانواده هستند که با هم شریکی این خریدها را انجام میدهند.
حتی برای خرید مرغ و گوشت هم شریکی اقدام میکنند. حبوبات هم شامل لپه نمیشود؛ عمده عدس و نخود است و در مواقعی اندک گوشت.
یعنی حتی در خرید مواد غذایی، خانوادهها بخشی از هزینهها را با یکدیگر تقسیم میکنند تا بتوانند خرید مورد نیازشان را انجام دهند.
یک نفر ساکن یکی از شهرهای شمال است و میگوید از او خواستند که در صفحهاش تبلیغ سالمخواری کند، ولی نپذیرفت.
او میگوید: «نمیتوانستم وقتی میبینم شرایط به این سختی است بگویم ما در شمال ایران کلی غذای بدون گوشت داریم مثل فلان و فلان»
او میافزاید: «وقتی پدر خانواده سه شیفت کار میکند مادر خانواده هم دو شیفت مشغول به کار است و بچهها را یا مادربزرگ و خاله یا خواهر برادر بزرگ مراقبت میکنند، سه وعده نان و چایی و قند میخورند؛ بعد هستند فعالان اینستاگرامی که با پذیرفتن این درخواست کسب و کارشان بیشتر از قبل گرفته است.»
«نقش عقل کل» برای افراد آسیبپذیر
یک فعال اجتماعی میگوید: «اینکه برای افراد آسیبپذیر جامعه نقش عقل کل را بازی کنیم باعث سرخوردگی بیشتر و فشار دوچندان است. مردم ایران قاعدتا در طول سالهای مختلف با توجه به شرایط و موقعیتهای مختلف در خصوص تغذیه اقداماتی انجام دادهاند. تنوع غذایی از گوشتی و غیر گوشتی تا حتی انواع خوراکهای سرد و گرم ایرانی ناشی از تجربههای نسلهای مختلف است.»
آنچه در این میان تغییر کرده، نه توان مردم برای پیدا کردن دستورهای غذایی جدید، بلکه شرایطی است که آنها را وادار کرده برای تامین ابتداییترین مواد غذایی، شکل زندگی و خرید خود را تغییر دهند؛ جایی که برای گروهی، «سالمخواری» به معنای انتخاب میان انواع غذاهاست و برای گروهی دیگر، انتخاب اصلی این است که با پولی که دارند، چه چیزی را میتوانند از فروشگاه به خانه ببرند.
در چنین شرایطی، توصیه به تغییر غذا نمیتواند پاسخ پرسشی باشد که مردم با آن روبهرو هستند. پرسش برای بسیاری دیگر این نیست که چه غذایی درست کنند؛ پرسش این است که با درآمدشان اصلا چه میتوانند بخرند.