وزارت دادگستری آمریکا در پی احیای «دادگاههای غنایم» برای تصرف نفتکشهای ایرانی است


بلومبرگ به نقل از سه فرد مطلع وزارت دادگستری آمریکا در حال ایجاد دادگاهی برای تسهیل روند تصرف نظامی نفتکشهای ایرانی و به غنیمت گرفتن آنها از سوی آمریکا است.
آرون ریتز، دادستان ناحیه جنوبی تگزاس مستقر در هیوستون، تایید کرد وزارت دادگستری در حال احیای «دادگاههای غنایم» است. دفتر او نیز در این زمینه با وزارت دادگستری همکاری میکند.
ریتز این دادگاهها را بخشی از «مجموعه قوانین قدیمی دریایی» توصیف کرد.
به گزارش بلومبرگ، ایجاد چنین دادگاهی میتواند چارچوب حقوقی لازم را برای رسیدگی به نفتکشهایی فراهم کند که آمریکا در جریان عملیات نظامی تصرف میکند و قصد دارد آنها را بهعنوان غنیمت در اختیار بگیرد.








باشگاه منچسترسیتی در تابستان امسال هفت بازیکن را بهطور دائمی فروخته و عمر مرموش را نیز با تعهد خرید به تاتنهام قرض داده است. ارزش مجموع این هشت انتقال با احتساب پاداشها و تعهد خرید مرموش، ۴۸۷ میلیون دلار (۴۱۸ میلیون یورو) اعلام شده است؛
- ساوینیو: ۱۱۶ میلیون دلار
- عمر مرموش: ۸۲ میلیون دلار
- تیجانی ریندرز: ۷۱ میلیون دلار
- رودری: ۷۰ میلیون دلار
- نیکو گونزالس: ۶۵ میلیون دلار
- جیمز ترافورد: ۵۵ میلیون دلار
- مانوئل آکانجی: ۱۸ میلیون دلار
- ناتان آکه: ۱۰ میلیون دلار
منچسترسیتی همزمان با فروش گسترده بازیکنان، بازسازی ترکیب خود را آغاز کرده است. این باشگاه ۱۳۷ میلیون یورو برای الیوت اندرسون هزینه کرده و برای انتقال ۱۰۰ میلیون یورویی ایوب بوعدی نیز به توافق رسیده است؛ چلسی هم برای انزو فرناندز ۱۴۰ میلیون یورو میخواهد.
بازسازی کامل با درآمدی بیسابقه
هزینههای منچسترسیتی در بازار نقلوانتقالات همیشه خبرساز بوده است. این باشگاه در دوران پپ گواردیولا بیش از دو میلیارد یورو برای خرید بازیکن هزینه کرد و اکنون وارد دوران انزو مارسکا شده است.
سیتی تنها در تابستان امسال ممکن است سه مورد از چهار خرید گرانقیمت تاریخ خود را انجام دهد. این باشگاه علاوه بر ۱۳۷ میلیون یورویی که برای الیوت اندرسون پرداخت کرده و توافق ۱۰۰ میلیون یورویی برای جذب ایوب بوعدی، ممکن است ۱۴۰ میلیون یوروی درخواستی چلسی برای انزو فرناندز را نیز بپردازد.
با این حال، توانایی منچسترسیتی در فروش بازیکنان کمتر مورد توجه قرار میگیرد؛ موضوعی که به نوشته روزنامه اسپانیایی «آ اس»، قابل توجه است. تا سال ۲۰۲۶، سیتی در پنج پنجره تابستانی پیاپی بیش از ۱۰۰ میلیون یورو از فروش بازیکنان درآمد داشته؛ آماری تاریخی برای این باشگاه.
سیتی در فصل ۲۳-۲۰۲۲ از فروش بازیکنان ۱۶۲ میلیون یورو درآمد داشت و این رقم در فصل ۲۴-۲۰۲۳ به ۱۳۹ میلیون یورو رسید. درآمد باشگاه از فروش بازیکنان در فصل بعد ۱۵۲ میلیون یورو و در فصل ۲۶-۲۰۲۵ نیز ۱۰۷ میلیون یورو بود. با این حال، درآمد سیتی در فصل جاری از تمام این ارقام عبور کرده و به ۳۰۷ میلیون یورو رسیده است.
جدایی بازیکنان شاخصی مانند رودری هرناندز و برناردو سیلوا، منچسترسیتی را به بازسازی گسترده ترکیب واداشته است. مدیران باشگاه نیز برای جذب بهترین گزینهها تا پایان پنجره نقلوانتقالات تابستانی آماده هزینه کردن هستند.
انتقال ساوینیو اکنون نهایی شده و این وینگر با ۸۸ میلیون یورو به علاوه ۱۲ میلیون یورو پاداش راهی تاتنهام شده است. این انتقال درآمد منچسترسیتی از فروش بازیکنان در تابستان امسال را به بیش از ۳۰۰ میلیون یورو رساند.
باشگاه همچنین از فروش رودری، برنده توپ طلای ۲۰۲۴، ۶۰ میلیون یورو به علاوه ۱۶.۵ میلیون یورو پاداش دریافت کرده است. تیجانی ریندرز با ۶۱ میلیون یورو و جیمز ترافورد با ۴۷ میلیون یورو نیز فروخته شدهاند.
انتقالی که ارزش مبلغ ثابت و پاداشهای آن در مجموع به ۵۸ میلیون یورو میرسد. سیتی در ژانویه ۲۰۲۵ با پرداخت بند فسخ ۶۰ میلیون یورویی او به پورتو، این بازیکن را جذب کرده بود.
عمر مرموش نیز پس از ساوینیو راهی شمال لندن و تاتنهام خواهد شد و مبلغ انتقال او بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون یورو خواهد بود.
با اضافه شدن این مبالغ، درآمد منچسترسیتی از نقلوانتقالات از ۴۰۰ میلیون یورو عبور خواهد کرد؛ رقمی تاریخی و بیسابقه.
برناردو سیلوا و رودری تنها جداشدههای منچسترسیتی نیستند. جان استونز، ناتان آکه و مانوئل آکانجی نیز این باشگاه را ترک کردهاند.
اکنون و از تیمی که در سال ۲۰۲۳ قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد، تنها ارلینگ هالند و روبن دیاز باقی ماندهاند؛ در کنار جک گریلیش که او نیز احتمالا در آستانه جدایی است.
شمار قربانیان سیل ویرانگر در مناطق مرزی نپال و تبت به دستکم ۲۷۳ نفر رسید و بیش از هزار و ۳۰۰ نفر همچنان مفقودند. صدها تبعه خارجی در میان مفقودان هستند و مقامها گفتهاند احتمال افزایش شمار قربانیان وجود دارد.
عملیات گسترده جستوجو و نجات پنجشنبه پنجم شهریور در مناطق سیلزده نپال و تبت ادامه یافت و با کشف اجساد بیشتر در مناطق پاییندست، شمار قربانیان به دستکم ۲۷۳ نفر رسید.
مقامهای نپال اعلام کردند تاکنون پیکر دستکم ۲۷۰ نفر پیدا شده و انتظار میرود شمار قربانیان همچنان افزایش یابد. در تبت نیز کشته شدن سه نفر تایید شده است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد فروپاشی حجم عظیمی از یخ و سنگ در ارتفاعات هیمالیا احتمالا عامل وقوع این سیلاب ناگهانی بوده است. این توده وارد رودخانه لنده در تبت شد و جریان شدید آب و آوار را به سوی مناطق پاییندست به راه انداخت.
این سیل که چهارم شهریور رخ داد، مناطق مسکونی را درنوردید و جادهها، پلها و زیرساختهای دیگر را در بخشهایی از نپال و تبت تخریب کرد.
در نپال ۸۲۶ نفر و در شهرستان گیرونگ تبت ۵۵۸ نفر مفقود گزارش شدهاند. در مجموع، بیش از هزار و ۳۰۰ نفر در دو سوی مرز همچنان پیدا نشدهاند.
بر اساس اعلام هیات گردشگری نپال، ۵۱۷ تبعه خارجی از ۳۳ کشور در میان مفقودان این کشور هستند؛ از جمله ۱۷۸ هندی، ۶۵ آمریکایی، ۵۳ اوکراینی، ۵۱ مالزیایی، ۳۵ استرالیایی، ۳۳ بریتانیایی و ۲۵ کانادایی. در تبت نیز تلویزیون دولتی چین اعلام کرد ۲۶۰ نفر از ۵۵۸ مفقود، تبعه خارجیاند.
بسیاری از مفقودان زائرانی بودند که برای زیارت کایلاش ماناساروار، از مکانهای مقدس هندوها و بوداییها در تبت، به این منطقه سفر کرده بودند.
سودان گورونگ، وزیر کشور نپال، گفت امدادگران ۱۰۰ گردشگر هندی مفقودشده که بیشترشان زائر بودند و ۲۵ کارگر چینی را در منطقه تریشولی پیدا کردهاند.
بیش از هفت هزار نیروی ارتش و پلیس نپال در عملیات جستوجو و نجات مشارکت دارند. ارتش این کشور اعلام کرد پنجشنبه ۱۲۵ نفر، از جمله ۲۰ تبعه خارجی، نجات یافتند.
اجساد شماری از قربانیان در شهرستان چیتوان، حدود ۱۰۰ کیلومتر پایینتر از مناطق اصلی سیلزده، از رودخانهها بیرون کشیده شده است. مقامهای محلی به دلیل کمبود ظرفیت بیمارستانها برای نگهداری اجساد چادر برپا کردهاند و گفتهاند برای شناسایی اجساد ناشناس از آزمایش دیانای استفاده خواهد شد.
تصاویر پهپادی جادههای ویرانشده و ساختمانهایی را نشان میداد که زیر آب خروشانی به رنگ سیمان خیس مدفون شده بودند. در شهرستان نواکوت نپال، گلولای ظاهرا تا طبقه دوم برخی ساختمانها بالا آمده بود؛ خودروها زیر گل مدفون شده و آوار به شاخههای درختان و سیمها آویخته بود.
بررسیها فرضیه وقوع زمینلرزه را رد کردند
سازمان زمینشناسی آمریکا که ابتدا یک رویداد لرزهای را در منطقه ثبت کرده بود، پس از بررسی دادهها اعلام کرد سیگنال ثبتشده ناشی از زمینلرزه نبوده، بلکه در پی فروپاشی حجم عظیمی از یخ و سنگ و حرکت آوار ایجاد شده است.
سازمان ملی کاهش و مدیریت خطر بلایای طبیعی نپال نیز با استناد به بررسی اولیه تصاویر ماهوارهای شرکت پلنت لبز گفت رانش تودهای از یخ و سنگ، سیلابی مملو از آوار را در رودخانه لنده به راه انداخت.
محل رانش حدود ۲۰ کیلومتر شمالشرقی گذرگاه مرزی راسوواگادی میان نپال و چین شناسایی شد.
تصاویر تاییدشده و دوربینهای امنیتی، فرار مردم را لحظاتی پیش از رسیدن سیلابی از سنگ، گلولای و آب نشان میدهد. در بخشی از تصاویر، دهها نفر گرفتار سیلاب میشوند و آب، ساختمانها و خودروها را ویران میکند.
به گفته مقامها، بالا آمدن رودخانه از بستر معمول خود مانع فرود بالگردهای امدادی در سیاپرو بسی و تیموره در شهرستان کوهستانی راسووا شد. جمعیت این شهرستان حدود ۵۰ هزار نفر است.
قطع ارتباط با گذرگاه مرزی چین
خبرگزاری رسمی شینهوای چین گزارش داد رانش گلولای بندر گیرونگ را دربرگرفت و جادهها، شبکههای مخابراتی و خطوط برق منطقه شیگاتسه در نزدیکی مرز را قطع کرد.
ارتش چین پهپادهایی برای ارزیابی خسارت اعزام کرد و هواپیماهای ترابری، بالگردها و دیگر تجهیزات امدادی را به حالت آمادهباش درآورد.
یکی از امدادگران به تلویزیون دولتی چین گفت تلاشها برای برقراری ارتباط با گذرگاه مرزی گیرونگ نتیجهای نداشته است. بررسی اولیه پهپادی نیز نشان داد همه جادههای منتهی به این گذرگاه «بهطور کامل ویران شدهاند».
مقامها همچنین درباره خطر وقوع سیلابی دیگر هشدار دادهاند. در بالادست منطقه آسیبدیده، تجمع آوار مسیر آب را مسدود و یک دریاچه طبیعی ایجاد کرده است و شکسته شدن این مانع میتواند موج دیگری از سیلاب را به مناطق پاییندست سرازیر کند.
با سرازیر شدن آب گلآلود از ارتفاعات، در ایالتهای پرجمعیت اوتار پرادش و بیهار در شمال هند نیز هشدار سیل صادر شد. مقامهای بیهار حدود پنج هزار نفر را از شش ناحیه تخلیه کردند و گفتند قصد دارند در مجموع ۱۰ هزار تا ۱۲ هزار نفر را به مناطق امن انتقال دهند.
ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، گفت کارکنان ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا را میتوان در «بانک اهداف نظامی» قرار داد؛ ادبیاتی کمسابقه که فشار حکومت بر روزنامهنگاران رسانههای فارسیزبان را وارد مرحلهای نظامی کرده است.
شکارچی، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، چهارشنبه چهارم شهریور در دفتر خبرگزاری «دفاع مقدس» گفت: «رسانههایی مانند ایراناینترنشنال، بیبیسی فارسی و رادیو فردا مستقیما به موساد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دیگر سرویسهای اطلاعاتی خارجی متصلاند و از آنها پشتیبانی دریافت میکنند.»
او کارکنان این رسانههای فارسیزبان را «سربازان اسرائیل و آمریکا» خواند و افزود: «میتوان آنها را در بانک اهداف نظامی پیشبینی کرد؛ زیرا از نظر ما اینها رسانه نیستند.»
سخنگوی ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای اظهاراتش درباره ارتباط این رسانهها و کارکنانشان با سرویسهای اطلاعاتی خارجی سندی ارائه نکرد.
تهدید روزنامهنگاران با ادبیات نظامی
جمهوری اسلامی سالهاست که فعالیت رسانهای مستقل از روایت رسمی را به مسئلهای امنیتی تبدیل کرده است. تهدید تازه ابوالفضل شکارچی این نگاه را به نقطهای کمسابقه میرساند: جایی که روزنامهنگار نه فقط کسی برای سانسور، بازداشت یا تعقیب، بلکه یک «معاند» تلقی میشود که میتوان او را در «بانک اهداف نظامی» قرار داد.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۱ ایراناینترنشنال را «سازمان تروریستی» خواند و کارکنان و افراد مرتبط با آن را به پیگرد قضایی تهدید کرد. افزایش تهدیدها در بریتانیا در سال ۲۰۲۳ نیز باعث شد ایراناینترنشنال برای مدتی فعالیت دفتر لندن خود را متوقف کند.
این تهدیدها در مواردی از سطح اظهارات رسمی فراتر هم رفتند. پوریا زراعتی، مجری ایراناینترنشنال، فروردین ۱۴۰۳ مقابل خانهاش در لندن با چاقو هدف حمله قرار گرفت.
دادگاه مرکزی کیفری لندن در تیرماه ۱۴۰۵ دو مرد رومانیایی را به دلیل نقش داشتن در این حمله به ۱۲ و هشت سال زندان محکوم کرد. قاضی پرونده پذیرفت که شواهد نشان میدهد این حمله در راستای منافع و به نمایندگی از حکومت ایران انجام شده است.
گزارش تازه نیویورکر نیز ابعاد گستردهتری از این تهدیدها را نشان میدهد. بر اساس تحقیقات نیویورکر، مقامهای ضدجاسوسی بریتانیا از سال ۲۰۲۲ تاکنون بیش از ۲۰ عملیات مورد حمایت جمهوری اسلامی علیه ساکنان این کشور، از جمله خبرنگاران رسانههای فارسیزبان را شناسایی کردهاند.
نیویورکر همچنین گزارش داد تیم حقوقی ایراناینترنشنال طی یک سال گذشته افزایش «هشداردهنده و بیسابقه» تهدیدها علیه صدها نفر از اعضای خانواده کارکنان این رسانه در ایران را ثبت کرده است. بر اساس این گزارش، برخی از این خانوادهها تهدید شدهاند که اگر اعضای خوانوادهشان همکاری با ایراناینترنشنال را متوقف نکنند، زندانی یا کشته خواهند شد.
در دیماه ۱۴۰۲ نیز مردی چچنیتبار به دلیل جمعآوری اطلاعات درباره دفتر ایراناینترنشنال در لندن مجرم شناخته شد؛ پروندهای که نگرانیها درباره تهدیدهای فرامرزی جمهوری اسلامی علیه روزنامهنگاران ایرانی را افزایش داد.
تهدیدهای امنیتی علیه ایراناینترنشنال در ماههای اخیر ادامه داشته است. ۲۶ فروردین، مهاجمان در فاصله چند متری از استودیوهای این شبکه در لندن کوکتل مولوتوف پرتاب کردند. دو نفر از متهمان این پرونده بعدها اتهام مشارکت در آتشافروزی را پذیرفتند.
فشار بر روزنامهنگاران داخل ایران
فشار جمهوری اسلامی بر روزنامهنگاران به خارج از مرزهای ایران محدود نیست. در داخل کشور نیز حکومت سالهاست با بازداشت، پروندهسازی امنیتی و صدور احکام زندان با خبرنگارانی برخورد میکند که روایتهای رسمی را به چالش میکشند یا درباره موضوعاتی گزارش میدهند که حکومت خواهان محدود کردن پوشش آنهاست.
نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه شرق، پس از گزارش درباره بستری شدن مهسا ژینا امینی و الهه محمدی، خبرنگار هممیهن، پس از پوشش مراسم خاکسپاری او بازداشت شدند.
هر دو حدود ۱۳ ماه را بدون صدور حکم در بازداشت موقت گذراندند و در مجموع حدود ۱۷ ماه در زندان بودند. آنها با اتهامهای «همکاری با دولت خارجی متخاصم آمریکا»، «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» محاکمه شدند.
در جریان خیزش سراسری پس از کشته شدن مهسا امینی نیز دهها روزنامهنگار در سراسر ایران به دلیل پوشش اعتراضات، انتشار گزارش یا فعالیت حرفهای بازداشت شدند.
سرکوب رسانهها باعث شده ایران سالها در پایینترین ردههای شاخص جهانی آزادی مطبوعات قرار گیرد. در تازهترین گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز در سال میلادی جاری، ایران با یک پله سقوط، در رتبه ۱۷۷ از میان ۱۸۰ کشور قرار گرفت.
باشگاه فاینورد روتردام روز چهارشنبه اعلام کرد هواداران خود را از حضور در دو بازی خارج از خانه در لیگ هلند منع کرده است. این تصمیم پس از حوادث اخیر در دیدار مقابل کامبور گرفته شد. این ممنوعیت شامل بازیهای ماه آینده فاینورد در زمین انایسی نایمخن و پک زووله خواهد بود.
هفت هوادار کامبور در پی پرتاب مواد آتشبازی از جایگاه هواداران فاینورد در لیگ هلند دچار سوختگی، آسیب شنوایی و جراحت چشم شدند. مسابقه در نیمه اول حدود ۲۰ دقیقه متوقف شد.
این اتفاق پس از آن رخ داد که هواداران میهمان تعداد زیادی منور قرمز روشن کردند و مواد آتشبازی پرتاب کردند. یک منور نیز در نزدیکی دروازهبان فاینورد منفجر شد.
رویترز نوشته است که پیشبینی میشود فاینورد به دلیل این حادثه با جریمه سنگینی روبهرو شود.
فاینورد اعلام کرد عاملان پرتاب مواد آتشبازی در دیدار مقابل کامبور را شناسایی و از ورود آنها به ورزشگاه جلوگیری خواهد کرد. فدراسیون فوتبال هلند نیز تحقیقاتی را برای مشخص شدن مسوولیت احتمالی دو باشگاه آغاز کرده است.
این در حالی است که هوبرت برولس، شهردار نایمخن، اعلام کرده است اگر عاملان پرتاب مواد آتشبازی در دیدار کامبور و فاینورد تا اوایل هفته آینده بازداشت نشوند، هواداران فاینورد اجازه حضور در دیدار خارج از خانه مقابل انایسی در پنجم سپتامبر را نخواهند داشت.
به نوشته اتلتیک، رابرت اینهورن، مدیرعامل فاینورد، گفت: «مصدومیتها بهطور خاص واقعا وحشتناک هستند. بیش از هر چیز امیدوارم حال این افراد خوب باشد. حتی به سمت دروازهبان خودمان هم یک منور شلیک شد که او بهسختی توانست از برخورد آن فرار کند.»
اینهورن گفت: «واضح است که این مشکل فقط فاینورد را تحت تاثیر قرار نمیدهد و متاسفانه مسئلهای است که دههها نتوانستهایم متوقفش کنیم. بنابراین باید بار دیگر با تمام طرفها، باشگاهها، فدراسیون فوتبال هلند و مقامها بنشینیم و با یکدیگر به دنبال راهحل باشیم.»
فاینورد همچنین اعلام کرد جیووانی فنبرونکهورست، سرمربی این تیم که در فصل ۲۶-۲۰۲۵ دستیار آرنه اشلوت در لیورپول بود، از کامبور عذرخواهی کرده است.
در نوامبر ۲۰۲۵، دیدار آژاکس و خرونینگن در لیگ هلند پس از روشن شدن مواد آتشبازی و منورها در پشت یکی از دروازهها، در دقیقه ششم نیمهتمام ماند. ادامه مسابقه چند روز بعد بدون حضور تماشاگران برگزار شد و آژاکس آن اتفاق را «کاملا شرمآور» خواند.
در ماه مه ۲۰۲۳ نیز دیدار خانگی خرونینگن مقابل آژاکس به دلیل پرتاب مواد آتشبازی به داخل زمین از سوی هواداران خرونینگن پس از ۹ دقیقه نیمهتمام ماند. در سپتامبر همان سال نیز دیدار آژاکس و فاینورد، رقابتی معروف به «د کلاسیکر»، به دلیل پرتاب مواد آتشبازی به زمین نیمهتمام ماند و ادامه آن بعدا بدون حضور تماشاگران برگزار شد.
فاینورد دیدار روز یکشنبه را با نتیجه پنج بر دو برد و شروع بدون شکست خود در اردیویسه را ادامه داد. کامبور نیز هر سه مسابقه خود پس از بازگشت به بالاترین سطح فوتبال هلند را با شکست پشت سر گذاشته است.
روز چهارم شهریور، علی نیکزاد، نایبرییس مجلس شورای اسلامی اعلام کرد قیمت بنزین گران نمیشود و در همان جمله گفت سهمیه ۳ هزار تومانی از ۷۰ به ۵۰ لیتر و سهمیه ۵ هزار تومانی از ۳۰ به ۱۵ لیتر کاهش یافته است.
فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت هم همان روز گفت قیمت بنزین سهمیهای ثابت میماند و قیمت بنزین آزاد بالا میرود. این دو خبر، اجرای سندی است که یازده ماه پیش در هیات وزیران تصویب شد.
سیاست رسمی دولت درباره بنزین، ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ در هیات وزیران تصویب و ۱۳ مهر همان سال ابلاغ شد. با این مصوبه تصمیمگیری درباره بنزین از شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران قوا به خود دولت منتقل شد؛ یعنی در این پرونده، دولتی که خیلیها آن را کماختیار میدانند، اختیار کامل دارد.
این سند ۸ راهبرد و ۲۷ ردیف اقدام دارد و در میان آنها ۴ حکم هست که ساختار بنزین در ایران را برای همیشه عوض میکند.
چهار حکمی که صورتمساله را عوض میکند
حکم اول، افزایش سالانه قیمت است. متن مصوبه میگوید قیمت بنزین و گازوئیل هر سال، توسط دولت، متناسب با تورم سال قبل اصلاح میشود. گران شدن بنزین از این پس آن تصمیم استثنایی نخواهد بود که حکومت هر چند سال یک بار با ترس و لرز بگیرد؛ یک روال اداری سالانه است.
حکم دوم، کاهش سالانه سهمیه است. طبق همین سند، سهم بنزین یارانهای در کارت اضطراری جایگاه هر سال کاهش مییابد و کف این کاهش در خود مصوبه تعیین شده است. آنچه نایبرییس مجلس این هفته اعلام کرد، اجرای همین حکم است.
حکم سوم، اضافه شدن هزینههای جانبی است. مصوبه میگوید هزینه حمل و کارمزد جایگاه از قیمت خود بنزین جدا و علاوه بر نرخ مصوب از مصرفکننده دریافت میشود. رضا نواز سخنگوی صنف جایگاهداران توضیح داد که این تفکیک به معنای گران شدن بنزین نیست؛ یعنی نرخ روی تابلو دستنخورده میماند و اقلامی مانند حمل و کارمزد، شبیه مالیات بر ارزش افزوده، به صورتحساب اضافه میشود.
حکم چهارم از همه مهمتر است. مصوبه دستور داده زیرساختی آماده شود که سهمیه لیتری به سهمیه ریالی تبدیل شود؛ به جای ۶۰ لیتر بنزین ۱۵۰۰ تومانی، سهمیه هر نفر مبلغ مشخصی پول خواهد بود. مهلت اجرا، پایان آذر امسال است.
مقایسه با یک تجربه معاصر
تفاوت سهمیه لیتری و ریالی یک بار در همین کشور آزموده شده است: سال ۱۳۸۹ دولت یارانه نقدی را برقرار کرد تا قیمت انرژی به مرور آزاد شود و پولش نقدی به حساب مردم بریزد.
سهم هر نفر هر ماه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان تعیین شد که حدود ۴۳ دلار قدرت خرید داشت؛ به پول امروز حدود ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان. این مبلغ تا ۱۴۰۱ ثابت ماند و وقتی به ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان رسید، ارزشش ۱۴ دلار بود؛ حدود ۲ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان امروز. قدرت خرید همین یارانه حالا حدود ۲ دلار است.
تورم تعهد ریالی را بیسروصدا و بدون درگیر شدن دولت با مردم مستهلک میکند. اما ۶۰ لیتر بنزین، ۶۰ لیتر بنزین است و تورم هر کاری بکند نمیتواند از آن لیتر کم کند. به زبان مالی، سهمیه لیتری بدهی شاخصبندیشده دولت به مردم است و سهمیه ریالی بدهی اسمی؛ مصوبه دارد اولی را با دومی تاخت میزند، آن هم در شرایطی که ابزار بیارزش کردن بدهی اسمی، یعنی تورم، در اختیار خود بدهکار است.
سهمیه لیتری هم در امان نمانده است. سهمیه نرخ دوم در چند نوبت از ۱۵۰ به ۱۰۰ و بعد ۷۰ و امسال به ۵۰ لیتر رسید و این هفته نوبت نرخ سوم شد که از ۳۰ به ۱۵ لیتر آمد. آبان ۱۳۹۸ حکومت گرانی را در یک شب و جلوی چشم همه اعلام کرد و کشور به خیابان آمد؛ همین حکومت دو سوم سهمیه نرخ دوم را در چند نوبت و بدون اعلام قبلی برداشت و اتفاقی نیفتاد. مورخانی که اعتراضهای اقتصادی اروپا را مطالعه کردهاند همین الگو را یافتهاند: مردم به فقیرتر شدن تدریجی اعتراض نمیکنند و اعتراض وقتی شکل میگیرد که حقی جلوی چشمشان زیر پا گذاشته شود. این مصوبه روی همین کشف سوار شده است.
حذف روز رویارویی از تقویم
پرسروصداترین سناریوی دولت، سهمیه را از خودرو جدا میکند و به افراد میدهد: ماهی حدود ۳۰ لیتر برای هر نفر با حق خرید و فروش. این ۳۰ لیتر را با نرخ خود دولت قیمتگذاری کنیم، یعنی همان ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی که ۲۲ مرداد در ۲۰۴ جایگاه کرمان اجرا و یک ساعت بعد متوقف شد: سهم ماهانه هر نفر حدود ۲ و نیم میلیون تومان و برای یک خانواده چهارنفره نزدیک ۱۰ میلیون تومان.
دولت این طرح را به نام «عدالت» معرفی میکند و در نگاه نخست هم معقول است. اما همان مصوبه دو سازوکار برای کوچک کردنش دارد: حکم اول هر سال قیمت را با تورم بالا میبرد و حکم چهارم تا آذر واحد سهمیه را از لیتر به ریال تغییر میدهد.
بنزین سهمیهای ملموسترین تعهد کالایی است که از منابع ملی هنوز مستقیم به دست مردم میرسد. تا پیش از این سند، حکومت هر بار میخواست به سهمیه یا قیمتش دست بزند ناچار بود روزی مشخص عددی مشخص را جلوی چشم همه بگذارد و همه همزمان میفهمیدند چه چیزی از آنها گرفته شده است؛ آبان ۹۸ واکنش به همان درک مشترک بود.
با کنار هم گذاشتن این چهار حکم میتوان دید که ماجرای بنزین را از این پس فقط با قیمت نمیشود فهمید. حکومت مساله بنزین را حل نکرده و روز رویارویی را از تقویم برداشته است؛ سهم مردم از نفت با احکام اداری و وعدهای ظاهرا سخاوتمندانه پس گرفته میشود.
جنگ و محاصره این بحران را نساختند و تنها شیب اجرای سیاست را عوض کردند. بدون توقف واردات و آسیب زیرساخت، همین نقشه میتوانست در یک بازه دهساله و آنقدر آرام اجرا شود که به چشم نیاید؛ حالا شیب تند انتخاب شده به امید آنکه شرایط جنگی توجیهش کند و آبان دیگری رقم نخورد.
اقتصاد ایران بدون بازنگری اساسی در نحوه توزیع منابع طبیعی سرپا نخواهد شد. اما کسانی که به معادله ناکارآمد قیمتگذاری بنزین اشاره میکنند، باقیاش را نمیگویند: این مساله باید عمومی مطرح شود، حساب و کتابش شفاف باشد و با رای و توافق مردم قرارداد تازهای میان دولت و ملت تنظیم شود، نه با مصوبات بیسروصدای هیات دولت پشت درهای بسته. در حکمرانی جمهوری اسلامی مذاکره و قراردادی در کار نیست: مردم هزینه بازار آزاد را میپردازند و قرار است همچنان در قفس اقتصاد دولتی زندگی کنند.