بیکن، نماینده کنگره آمریکا: بهترین پایان برای جنگ، پس گرفتن کشور از سوی مردم ایران است


دان بیکن، نماینده جمهوریخواه کنگره آمریکا، با اشاره به جنگ ایران، در ایکس نوشت: «بهترین پایان برای این جنگ این است که مردم کشورشان را پس بگیرند. هدف دونالد ترامپ این است که اطمینان حاصل کند ایران به سلاح هستهای دست پیدا نمیکند و تنگه هرمز باز میماند.»
بیکن نوشت: «تا آن زمان، باید قلب سپاه پاسداران را هدف قرار دهیم و با از بین بردن اقتصادشان، حکومت را بیثبات کنیم.»
این نماینده کنگره آمریکا همچنین نوشت: «مردم ایران، بیش از مردم هر کشور دیگری در جهان اسلام، طرفدار آمریکا هستند. آنها همچنین خواهان آزادیهای خود هستند. به همین دلیل بود که حکومت ملاها هشت ماه پیش بیش از ۳۰ هزار نفر از مردم خود را کشت.»







دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با امضای یک یادداشت اجرایی، نهادهای فدرال را مامور کرد زمینه افزایش چشمگیر پرتابهای فضایی تجاری را فراهم کنند. کاخ سفید قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ ظرفیت انجام دستکم هزار پرتاب و عملیات بازگشت فضاپیما به جو را در هر سال ایجاد کند.
براساس گزارش رویترز، آمریکا در سال ۲۰۲۵ میلادی ۱۷۸ پرتاب فضایی انجام داد که ۱۰ برابر شمار پرتابها در سال ۲۰۱۳ بود. شرکت اسپیسایکس متعلق به ایلان ماسک، با انجام ۱۷۰ پرتاب و استقرار حدود دو هزار و ۵۰۰ ماهواره، سهم غالب این فعالیتها را در اختیار داشت.
یادداشت ترامپ از نهادهای دولتی میخواهد اراضی فدرال مناسب برای ایجاد پایگاههای جدید پرتاب و بازگشت فضاپیماها را شناسایی کنند. رییسجمهوری آمریکا همچنین خواسته است ظرف ۹۰ روز مکان یک پایگاه فدرال جدید برای عملیات بازگشت به جو تعیین شود.
دولت صدور مجوزها را تسریع میکند
این سیاست بر مشارکت گستردهتر بخش خصوصی در توسعه زیرساختهای حملونقل فضایی تاکید دارد. نهادهای فدرال موظف شدهاند برای اجرای پروژههای مشترک با شرکتهای خصوصی مشوق ایجاد کنند، صدور مجوزها و بررسیهای زیستمحیطی را سرعت ببخشند و طیف فرکانسی بیسیم کافی برای عملیات فضایی اختصاص دهند.
دولت آمریکا همچنین قصد دارد حریمهای هوایی اولویتدار برای کریدورهای مهم پرتاب فضایی تعیین و فعالیتهای فضایی را در برنامه نوسازی سامانه کنترل ترافیک هوایی ادغام کند.
ترامپ از سازمانهای دولتی خواسته است، جز در موارد ضروری برای ایمنی عمومی یا امنیت ملی، از فعالیتهایی که مانع حملونقل فضایی تجاری میشوند یا با شرکتهای آمریکایی رقابت میکنند، خودداری کنند.
براساس این یادداشت، درخواست شرکتهای خارجی برای پرتاب فضاپیماهای تجاری از خاک آمریکا نیز بهصورت موردی بررسی خواهد شد.
بازگشت به ماه برای سال ۲۰۲۸ برنامهریزی شده است
بخش دیگری از برنامه فضایی ترامپ به بازگشت فضانوردان آمریکایی به ماه تا سال ۲۰۲۸ اختصاص دارد. ناسا مامور شده است حملونقل تجاری به ماه و ماموریتهای رباتیک بخش خصوصی به مریخ را تسهیل و راههای تجاری اعزام انسان به سیاره سرخ را بررسی کند.
کاخ سفید همچنین استقرار اجزای اولیه یک پایگاه در ماه را تا سال ۲۰۳۰ هدفگذاری کرده است. مایکل کراتسیوس، مدیر دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، گفت سیاست جدید با اولویتدادن به بخش تجاری، آمریکا را برای رهبری مرحله بعدی فعالیتهای فضایی آماده میکند.
ترامپ در آغاز دومین دوره ریاستجمهوری خود بارها بر اعزام انسان به مریخ تاکید کرده بود؛ هدفی که ایلان ماسک نیز برای اسپیسایکس دنبال میکند. با این حال، فشار قانونگذاران کنگره سبب شد برنامه «آرتمیس» ناسا و بازگشت به ماه بار دیگر در مرکز سیاست فضایی آمریکا قرار گیرد.
رییس اداره هوانوردی فدرال آمریکا پیشتر گفته بود اسپیسایکس قصد دارد ظرف پنج سال ظرفیت خود را به ۱۰ هزار پرتاب در سال برساند. این شرکت همچنین پیشنهاد کرده است منظومهای متشکل از یک میلیون ماهواره در مدار زمین مستقر کند تا با بهرهگیری از انرژی خورشیدی، برق مراکز داده هوش مصنوعی را تامین کنند.
مارک تیسن، ستوننویس روزنامه واشینگتنپست، در یادداشتی هشدار داده است که [حکومت] ایران ممکن است پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، با حمله به زیرساختهای انرژی یا نیروهای آمریکایی، در پی افزایش هزینههای سیاسی جنگ برای دونالد ترامپ باشد.
تیسن در این یادداشت تحلیلی نوشته است [حکومت] ایران با وجود خسارتهای گستردهای که در عملیات نظامی آمریکا متحمل شده، همچنان توان کافی برای تهدید تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس، پایگاههای آمریکا و کشتیهای عبوری از تنگه هرمز را در اختیار دارد.
این ستوننویس احتمال داده است تهران پیش از رایگیری ماه نوامبر از این توان استفاده کند تا قیمت جهانی نفت را افزایش دهد، نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد یا واشینگتن را به ازسرگیری جنگ وادار کند.
حکومت ایران توان تلافیجویی خود را حفظ کرده است
به نوشته واشینگتنپست، ترامپ در شش ماه گذشته محاصره اقتصادی ایران را دوباره برقرار کرده، صادرات نفت این کشور را بهشدت کاهش داده و با اسکورت نفتکشها، کنترل مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز را در دست گرفته است.
ترامپ همچنین تهدید کرده است هر کشور یا نهادی را که با جمهوری اسلامی دادوستد کند، با آنچه «کوبندهترین عملیات اقتصادی» علیه یک کشور خوانده، روبهرو خواهد کرد.
با این حال، تیسن استدلال میکند که رهبران حکومت ایران از بیمیلی ترامپ به ازسرگیری یک عملیات نظامی گسترده آگاهاند. به باور او، حملات پهپادی و موشکی [حکومت] ایران به کشتیهای تجاری و نیروهای آمریکایی، تلاشهایی برای آزمودن میزان آمادگی رییسجمهوری آمریکا برای واکنش نظامی بودهاند.
نویسنده تاکید کرده که عملیات «خشم حماسی» بخش بزرگی از صنایع دفاعی و توان متعارف نظامی حکومت ایران را نابود کرد، اما توقف زودهنگام حملات سبب شد تهران بخشی از قدرت آتش خود را حفظ کند.
حمله به تاسیسات انرژی یکی از سناریوهای احتمالی است
تیسن یکی از محتملترین گزینههای [حکومت] ایران را حمله به تاسیسات نفت و گاز عربستان سعودی، قطر یا دیگر کشورهای منطقه دانسته است. چنین اقدامی میتواند عرضه نفت را مختل کند، قیمت انرژی را در آستانه انتخابات افزایش دهد و به موقعیت سیاسی ترامپ و جمهوریخواهان آسیب برساند.
او با استناد به گزارشی از روزنامه والاستریت ژورنال نوشته است متحدان عرب آمریکا اطلاعاتی در اختیار واشینگتن گذاشتهاند که از احتمال آمادگی [حکومت] ایران برای گسترش جنگ و افزایش هزینهها برای ایالات متحده حکایت دارد.
در این یادداشت سه سناریوی اصلی مطرح شده است: [حکومت] ایران ممکن است با هدف افزایش قیمت جهانی نفت به زیرساختهای انرژی منطقه حمله کند؛ نیروهای آمریکایی را هدف قرار دهد و ترامپ را به واکنش نظامی وادار سازد یا برای اجرای حملهای تروریستی در خاک آمریکا یا یکی از کشورهای متحد آن تلاش کند.
تیسن نوشته است تهران ممکن است تصور کند حمله پیش از انتخابات، شانس دموکراتها را برای به دست گرفتن کنترل کنگره افزایش میدهد و زمینه کاهش یا توقف بودجه جنگ را فراهم میکند. به باور او، مقامهای ایرانی همچنین شاید انتظار داشته باشند آمریکا پس از انتخابات در هر صورت حملات خود را از سر بگیرد و به همین دلیل بخواهند زمان آغاز دوباره درگیری را خود تعیین کنند.
نویسنده خواستار حمله پیشگیرانه شده است
تیسن در پایان از دولت ترامپ خواسته است منتظر اقدام احتمالی [حکومت] ایران نماند و پیش از آن، حملهای «نهایی و قاطع» علیه رهبران جمهوری اسلامی، زیرساختهای اقتصادی و انرژی و تاسیسات هستهای ایران انجام دهد.
او استدلال کرده است که اگر [حکومت] ایران دست به یک «غافلگیری اکتبر» بزند، ترامپ ناچار خواهد شد عملیات گسترده نظامی را از سر بگیرد؛ بنابراین بهتر است زمان چنین عملیاتی را واشینگتن تعیین کند.
چین در روزهای آینده یکی از پیچیدهترین ماموریتهای فضایی تاریخ خود را آغاز خواهد کرد. چانگئه-۷ قرار است با موشک سنگین «لانگ مارچ ۵» از پایگاه فضایی ونچانگ در جزیره هاینان راهی قطب جنوب ماه شود، منطقهای که حالا یکی از مهمترین نقاط در رقابت فضایی میان قدرتهای جهان است.
در مرکز این ماموریت یک هدف به ظاهر ساده قرار دارد: یخ.
اما جستوجوی چین به این معنا نیست که دانشمندان تازه میخواهند بفهمند آیا روی ماه آب وجود دارد یا نه. پاسخ این سوال سالهاست تا حد زیادی روشن شده است. ماموریتهای مختلف شواهد محکمی از وجود آب و یخ در مناطق قطبی ماه به دست آوردهاند.
سوال امروز پیچیدهتر و بسیار مهمتر است: این یخ دقیقا کجاست؟ چه مقدار از آن وجود دارد؟ در چه عمقی قرار گرفته و آیا روزی میتوان از آن برای زندگی و فعالیت انسان روی ماه استفاده کرد؟ چانگئه-۷ برای پیدا کردن بخشی از این پاسخها ساخته شده است.
سفر به جایی که خورشید هرگز طلوع نمیکند
قطب جنوب ماه محیط عجیبی دارد. محور چرخش ماه تنها اندکی نسبت به مدارش انحراف دارد. در نتیجه در نزدیکی قطبها، خورشید همیشه بسیار نزدیک افق باقی میماند. لبه بعضی کوهها و دهانهها میتوانند برای مدت طولانی نور خورشید دریافت کنند، در حالی که تنها چند کیلومتر آنطرفتر، کف دهانهها ممکن است میلیاردها سال باشد که شاهد نور مستقیم خورشید نبودهاست. این مناطق با عنوان «نواحی همیشهسایه» شناخته میشوند.
این گودالها، که میلیاردها سال نور خورشید به آنها نتابیده، به «تلههای سرما» معروفاند. دادههای ناسا نشان داده دمای برخی از این نقاط میتواند تا منفی ۲۵۰ درجه سانتیگراد سقوط کند.
یکی از مهمترین مناطق مورد توجه دانشمندان، اطراف دهانه شَکِلتون در نزدیکی قطب جنوب است، دهانهای حدود ۲۱ کیلومتر عرض و چهار کیلومتر عمق که کف آن تقریبا همیشه در تاریکی قرار دارد، در حالی که بخشهایی از لبه آن نور خورشید مناسبی دریافت میکنند.
همین تضاد، این منطقه را بسیار ارزشمند کرده است: جایی برای تولید برق خورشیدی در نزدیکی مکانی که احتمالا یخ در آن حفظ شده است.
یک ماموریت، چهار کاوشگر
چانگئه-۷ برخلاف یک فرودگر ساده، در واقع مجموعهای از چند ابزار فضایی است. یک مدارگرد که از بالای سطح و زیرسطح منطقه را بررسی میکند. فرودگری که تجهیزات علمی را روی ماه قرار میدهد. یک ماهنورد در اطراف محل فرود حرکت و خاک و ساختار زیرسطحی را مطالعه میکند.
اما شاید جالبترین عضو این مجموعه، کاوشگر کوچک جهندهای باشد که برای ورود به نقاطی طراحی شده که یک ماهنورد چرخدار به سادگی نمیتواند به آنها برسد.
این وسیله میتواند از مناطق روشن حرکت کند و به داخل دهانههای تاریک بپرد، مناطقی که هم شیب شدید دارند، هم ارتباط و ناوبری در آنها دشوار است و هم سرمای شدید کار تجهیزات را پیچیده میکند.
این کاوشگر به دستگاهی برای تحلیل مولکولهای آب مجهز شده است. هدف فقط تشخیص هیدروژن از فاصله دور نیست، دانشمندان میخواهند مواد را در همان محل بررسی کنند و ببینند آیا واقعا یخ آب در خاک وجود دارد، چه مقدار است و چه ویژگیهایی دارد.
اگر این بخش ماموریت موفق شود، چانگئه-۷ میتواند یکی از دقیقترین بررسیهای مستقیم از ذخایر یخ در مناطق همیشهسایه ماه را انجام دهد.
اما چرا چند کیلو یخ اینقدر مهم است؟
برای ماموریتهای کوتاه، بردن آب از زمین کار سادهتری است. اما اگر قرار باشد انسان برای هفتهها، ماهها یا حتی سالها روی ماه زندگی کند، حمل تمام نیازهای او از زمین بسیار گران خواهد بود. در چنین شرایطی آب ماه فقط برای نوشیدن اهمیت ندارد.
با تجزیه آب میتوان اکسیژن مورد نیاز برای تنفس تولید کرد. هیدروژن و اکسیژن حاصل از آن نیز بالقوه میتوانند در سامانههای پیشران فضایی به عنوان سوخت استفاده شوند.
در نتیجه اگر روزی استخراج آب در ماه از نظر فنی و اقتصادی امکانپذیر شود، بخشی از مواد مورد نیاز ماموریتهای فضایی دیگر لازم نیست از زمین حمل شود.
این همان چیزی است که در صنعت فضایی استفاده از منابع در محل نامیده میشود: به جای اینکه همه چیز را با خود ببرید، از موادی که در مقصد وجود دارد استفاده کنید.
البته فاصله زیادی میان «پیدا کردن یخ» و ساختن یک کارخانه سوخت فضاپیماها روی ماه وجود دارد. هنوز معلوم نیست یخ در این مناطق چه تراکمی دارد، استخراج آن چقدر انرژی میخواهد و آیا میتوان سامانههایی ساخت که سالها در محیط خشن قطب جنوب ماه کار کنند. ماموریت چانگئه-۷ تنها برای کمک به پاسخ دادن به سوالهایی است که پیش از رسیدن به مراحل بعد باید حل شوند.
از آزمایش علمی تا رقابت فضایی
اهمیت چانگئه-۷ فقط به علم محدود نمیشود. چین طی دو دهه گذشته برنامه اکتشاف ماه را مرحله به مرحله پیش برده است: ابتدا مدارگرد فرستاد، سپس روی ماه فرود آمد، ماهنورد به کار گرفت و در سال ۲۰۲۰ نمونههای ماه را به زمین بازگرداند. چانگئه-۶ در سال ۲۰۲۴ نیز برای نخستین بار در تاریخ نمونههایی از نیمه دور ماه به زمین آورد.
چانگئه-۷ آغاز مرحله دیگری است، مرحلهای که توجه آن از «رسیدن به ماه» به سمت شناخت محیط و منابع مورد نیاز برای حضور طولانیتر حرکت میکند.
ماموریت بعدی، چانگئه-۸، قرار است در سالهای آینده فناوریهای بیشتری را در همین مسیر آزمایش کند. چین همچنین گفته است قصد دارد تا پیش از پایان دهه جاری فضانوردان خود را روی ماه فرود بیاورد و در افق بلندمدت، همراه با شرکای بینالمللی، یک ایستگاه تحقیقاتی در ماه ایجاد کند.
آمریکا نیز تقریبا به همان منطقه چشم دوخته است. پس از پرواز سرنشیندار آرتمیس ۲ به دور ماه در بهار امسال، ناسا برنامه خود برای بازگشت به سطح ماه را ادامه میدهد. طبق برنامه فعلی، آرتمیس ۳ در سال ۲۰۲۷ فناوریهای مورد نیاز فرود را آزمایش خواهد کرد و آرتمیس ۴ در سال ۲۰۲۸ نخستین فضانوردان را به منطقه قطب جنوب ماه خواهد برد.
همزمان، ناسا برنامهای با عنوان «Moon Base» را برای ایجاد مجموعهای از تجهیزات، رباتها، سامانههای حملونقل و در نهایت زیرساخت لازم برای حضور طولانیمدت انسان در قطب جنوب آغاز کرده است.
در عمل، هر دو قدرت فضایی به یک نتیجه رسیدهاند: اگر قرار باشد حضور انسان در ماه از چند سفر کوتاه فراتر برود، قطب جنوب یکی از بهترین نقاط برای شروع است.
آیا مسابقهای برای تصاحب ماه آغاز شده است؟
عبارت «رقابت بر سر ماه» جذاب است، اما ممکن است تصویر اشتباهی ایجاد کند.
بر اساس پیمان ماورای جو، هیچ کشوری نمیتواند بخشی از ماه را خاک خود اعلام کند. چین با فرود در یک دهانه و آمریکا با ساخت یک پایگاه نمیتوانند مالک آن منطقه شوند. اما حضور زودتر همچنان اهمیت دارد.
کشوری که زودتر بتواند مناطق مناسب را با جزئیات نقشهبرداری کند، منابع را بشناسد، سیستمهای ارتباطی و ناوبری ایجاد کند و فناوری کار در محیط قطب جنوب را توسعه دهد، تجربه و زیرساختی به دست میآورد که دیگران فاقد آن هستند.
رقابت واقعی احتمالا نه بر سر کاشتن یک پرچم، بلکه بر سر توانایی ماندن، کار کردن و ساختن زیرساخت خواهد بود. همین موضوع است که ماموریتی مانند چانگئه-۷ را از یک آزمایش علمی صرف فراتر میبرد. موفقیت واقعی این ماموریت زمانی خواهد بود که بتواند نشان دهد آن یخ دقیقا کجاست، چه شکلی دارد و تا چه اندازه قابل دسترس است.
اگر این اتفاق بیفتد، تاریکترین دهانههای ماه دیگر فقط نقاط ناشناختهای روی نقشه نخواهند بود. آنها ممکن است به یکی از مهمترین مکانها برای حضور انسان در فضا در مراحل بعد تبدیل شوند.
شرکت آمریکایی «پاوروس» قراردادی به ارزش حدود ۲۲.۳ میلیون دلار برای استقرار سامانه مقابله با پهپادها در تاسیسات نفت و گاز خاورمیانه امضا کرده است؛ قراردادی که افزایش نگرانیها درباره آسیبپذیری زیرساختهای انرژی منطقه را بازتاب میدهد.
شرکت آمریکایی پاوروس، سازنده پهپاد و سامانههای راداری، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد فناوری مقابله با پهپادهای خود را برای حفاظت از زیرساختهای نفت و گاز در خاورمیانه در اختیار یک مشتری تجاری قرار میدهد.
این شرکت نام مشتری و محل دقیق استقرار تجهیزات را فاش نکرده است؛ موضوعی که ارزیابی مستقل دامنه پروژه و کشور میزبان آن را ناممکن میکند.
براساس اعلام پاوروس، سامانه جدید قادر خواهد بود تهدیدهای پهپادی را شناسایی، رهگیری و طبقهبندی کند. اطلاعات گردآوریشده سپس به یک مرکز فرماندهی در محل مشتری منتقل میشود تا اپراتورها تصویری یکپارچه از فعالیتهای هوایی منطقه در اختیار داشته باشند.
این قرارداد تامین سختافزار و نرمافزار، نصب و راهاندازی سامانه در محل و یک برنامه نگهداری ۲۴ماهه را در بر میگیرد. شرکت هنوز جدول زمانی اجرای پروژه یا جزئیات مربوط به شمار و نوع تجهیزات را اعلام نکرده است.
پاوروس میگوید معماری این سامانه امکان میدهد در آینده پهپاد رهگیری به نام «گاردین» نیز به آن افزوده شود. به این ترتیب، مجموعهای که در مرحله نخست برای کشف و ردیابی تهدیدها طراحی شده، میتواند در آینده توان رهگیری و مقابله عملی با پهپادهای مهاجم را نیز به دست آورد.
برت ولیکوویچ، یکی از بنیانگذاران و رییس پاوروس، گفت: «این قرارداد تجاری بازتابدهنده مسیری است که به باور ما بازار مقابله با پهپادها در پیش گرفته است؛ حرکت به سوی حفاظت یکپارچه و شبکهای از زیرساختهای حیاتی نفت و گاز.»
حملات منطقهای تقاضا برای پدافند ضدپهپادی را افزایش داده است
این قرارداد در شرایطی منعقد شده که حملات پهپادی و موشکی، نگرانی کشورهای منطقه درباره امنیت پالایشگاهها، پایانههای صادراتی، خطوط انتقال و مسیرهای کشتیرانی را افزایش داده است.
در تازهترین نمونه، امارات متحده عربی در مرداد ماه حکومت ایران را متهم کرد دو نفتکش متعلق به شرکت دولتی نفت و گاز ابوظبی، ادنوک، را هنگام عبور از تنگه هرمز با پهپاد هدف قرار داده است. تهران مسئولیت این حملات را نپذیرفت. تنگه هرمز یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال در آن میتواند بر عرضه و قیمت جهانی نفت و گاز اثر بگذارد.
چند هفته پیش از آن نیز عربستان سعودی اعلام کرده بود پهپادهای شلیکشده از سوی شبهنظامیان مورد حمایت حکومت ایران در عراق را که تاسیسات نفتی این کشور را هدف گرفته بودند، سرنگون کرده است. حوثیهای یمن هم مدعی حمله به تاسیسات نفتی عربستان شده بودند.
این تحولات سبب شده است حفاظت از تاسیسات انرژی دیگر تنها به سامانههای متعارف پدافند هوایی متکی نباشد. پهپادهای کوچک و کمهزینه میتوانند در ارتفاع پایین پرواز کنند و شناسایی آنها برای رادارهایی که با هدف مقابله با هواپیماها و موشکهای بزرگتر طراحی شدهاند، دشوارتر باشد. از همین رو، تقاضا برای شبکههایی که رادار، حسگر، نرمافزار فرماندهی و ابزار رهگیری را در یک سامانه واحد ترکیب میکنند، افزایش یافته است.
پاوروس در آستانه ادغام قرار دارد
پاوروس همزمان در حال طیکردن مراحل ادغام با شرکت «اورئوس گرینوی هولدینگز» است. براساس اسناد ثبتشده نزد کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، توافق ادغام دو شرکت در هشتم مارس ۲۰۲۶ امضا شده و پس از تکمیل معامله، شرکت ترکیبی قرار است با نام «پاوروس کورپوریشن» فعالیت کند. انجام معامله همچنان به تحقق شرایط نهایی و دریافت تاییدهای لازم بستگی دارد.
دو شرکت انتظار دارند روند ادغام در اوایل اکتبر ۲۰۲۶ تکمیل شود. اورئوس پیشتر نماد معاملاتی خود در نزدک را از «AGH» به «PUSA» تغییر داده بود؛ اقدامی که در آستانه ترکیب فعالیتهای دو شرکت انجام شد.
پاوروس در زمینه طراحی و ساخت سامانههای خودکار برای کاربردهای دفاعی و حفاظت از زیرساختها فعالیت میکند. محصولات این شرکت سکوهای حمل بار سنگین، سامانههای بدون سرنشین هوایی و دریایی و فناوریهای پشتیبانی ماموریت را شامل میشود.
قرارداد تازه نخستین نشانه علنی از تبدیل تلاشهای بازاریابی این شرکت در کشورهای حاشیه خلیج فارس به یک سفارش تجاری عمده است. پاوروس پیشتر اعلام کرده بود برای معرفی پهپادهای رهگیر خود در چند کشور منطقه نمایشهای عملی برگزار میکند، اما جزئیات مشتریان احتمالی را منتشر نکرده بود.
با این حال، ناشناسماندن خریدار، محل استقرار تجهیزات و مشخصات فنی سامانه به این معناست که میزان پوشش عملیاتی و تاثیر قرارداد بر امنیت زیرساختهای انرژی منطقه، تا زمان انتشار اطلاعات بیشتر، قابل ارزیابی مستقل نیست.
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۰ عضو یک شبکه را به فهرست تحریمهای خود افزود که به گفته این وزارتخانه، با استفاده از پیکها و پروازهای تجاری میان ایران، ترکیه، امارات متحده عربی و لبنان، تا صدها میلیون دلار پول نقد برای حزبالله جابهجا میکرد.
دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (اوفک) پنجشنبه ۲۹ مرداد در بیانیهای اعلام کرد این شبکه از مسیرهایی خارج از نظام رسمی مالی استفاده میکرد تا حزبالله به ارز خارجی دسترسی پیدا کند و تحریمها را دور بزند.
افراد تحریمشده شامل مسعود موسیفر، شهروند ایرانی، و ۹ شهروند ترکیه هستند. نام همه آنها به فهرست «اتباع ویژه تعیینشده و اشخاص مسدودشده»، مشهور به فهرست اسدیان، افزوده شد.
بر اساس اطلاعیه وزارت خزانهداری، مسعود موسیفر، شهروند ایرانی مقیم ترکیه، بهدلیل ارتباط با حزبالله تحریم شد. وزارت خزانهداری تاریخ تولد او را اول مهر ۱۳۵۹ اعلام کرده است.
شش شهروند ترکیه به نامهای مهمت آکور، مهمت آکیوز، وصفی آکیوز، امره آیاز، فیاض کاراصالح و گولای کایا ساوجی بهدلیل ارتباط با حزبالله در فهرست اسدیان قرار گرفتند. اوفک همچنین اوندر دده، خلیل ابراهیم کاچماز و یونس آلپر ییلماز، سه شهروند ترکیه، را بهدلیل ارتباط با نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد.
شبکه انتقال پول نقد
وزارت خزانهداری نوشت حزبالله و متحدانش برای تامین و انتقال منابع مالی در منطقه از روشهایی همچون قاچاق نفت، حملونقل غیرقانونی، فروش کالا و جابهجایی مخفیانه حجم زیادی پول نقد استفاده میکنند.
بر اساس این بیانیه، شبکهای که در تحریمهای تازه هدف قرار گرفت، پیشتر با بهنام شهریاری، مسئول مالی کشتهشده نیروی قدس، ارتباط داشت. شهریاری اردیبهشت ۱۴۰۳ از سوی بریتانیا تحریم شده بود. در بیانیه دولت بریتانیا آمده بود که شهریاری از طریق یک گروه مسلح تحت حمایت جمهوری اسلامی در فعالیتهای خصمانهای درگیر بوده که سپاه پاسداران با هدف ایجاد بیثباتی در اسرائیل، عراق، یمن و لبنان برنامهریزی کرده بود.
وزارت خزانهداری آمریکا یونس آلپر ییلماز، بازرگان ترکیهای، را مدیر شبکه پیکهایی معرفی کرد که پول نقد را از کشورهای منطقه به پایگاه حزبالله در لبنان منتقل میکردند. به گفته این وزارتخانه، ییلماز از برخی صرافیهای مستقر در ترکیه پوششی برای فعالیتهای تجاری خود ساخته و شرکتهای پوششی و حسابهای بانکی مورد استفاده در انتقال پول مرتبط با نیروی قدس را فراهم کرده بود.
خلیل ابراهیم کاچماز و اوندر دده، دو همکار ییلماز، پول نقد را از صرافیها تحویل میگرفتند. وصفی آکیوز نیز هماهنگیهای تدارکاتی شبکه را بر عهده داشت و خود در انتقال پول مشارکت میکرد.
وزارت خزانهداری مهمت آکیوز، مهمت آکور، فیاض کاراصالح، مسعود موسیفر، گولای کایا ساوجی و امره آیاز را دیگر پیکهای این شبکه معرفی کرد که پول نقد مورد نظر حزبالله را مخفیانه با پروازهای تجاری به لبنان منتقل میکردند.
این تحریمها در چارچوب فرمان اجرایی ۱۳۲۲۴ آمریکا، مرتبط با مقابله با تامین مالی تروریسم، اعمال شدند.
تحریم دوباره حزبالله
اوفک همزمان حزبالله را بهدلیل آنچه «خدمت به حکومت ایران تحت فرمان نیروی قدس» خواند، بار دیگر تحریم کرد.
وزارت خزانهداری گفت نیروی قدس حملات حزبالله را هماهنگ میکند و در هدایت تصمیمگیریهای سیاسی این گروه نقشی گسترده دارد. اوفک بر همین اساس حزبالله را تحت مالکیت، کنترل یا هدایت نیروی قدس، یا فعال از جانب این نیرو، معرفی کرد.
قرار گرفتن در فهرست اسدیان به معنای مسدود شدن داراییها و منافع مالی افراد تحریمشده در ایالات متحده یا در اختیار اشخاص آمریکایی است. شرکتهایی که دستکم ۵۰ درصد در مالکیت این افراد باشند نیز مشمول انسداد میشوند و معامله اشخاص آمریکایی با آنان، جز در موارد معاف یا دارای مجوز، ممنوع است.
موسسات مالی غیرآمریکایی نیز در صورت تسهیل آگاهانه معاملات مهم برای افراد تحریمشده ممکن است با تحریمهای ثانویه، از جمله محدودیت در دسترسی به حسابهای بانکی کارگزاری در ایالات متحده، روبهرو شوند.
واشینگتن از آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی در نهم اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، دستکم ۲۰ دور تحریم تازه مرتبط با حکومت ایران و شبکههای وابسته به آن اعلام کرده است. این تحریمها مقامهای جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نیروی قدس، شبکههای فروش نفت و ناوگان سایه، صرافیها، شرکتهای پوششی، تامینکنندگان تجهیزات نظامی، ماهانایر و شبکههای مالی حزبالله را هدف قرار دادهاند.
در تازهترین موارد پیش از تحریم شبکه انتقال پول برای حزبالله، آمریکا ۱۶ مرداد یک فرد، دو صرافی ارز دیجیتال و شماری از شرکتهای مرتبط با قمار آنلاین را بهدلیل تامین مالی سپاه و پولشویی تحریم کرد.
واشینگتن هشتم مرداد نیز شبکه پشتیبان ماهانایر و هفتم مرداد ۱۰ نهاد و هشت نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. چهار فرد و سه شرکت دخیل در تامین تجهیزات نظامی سپاه نیز ۲۴ تیر تحریم شده بودند.
فشار تحریمی علیه جمهوری اسلامی به آمریکا محدود نبوده است. کانادا ۲۳ مرداد پنج مقام ارشد جمهوری اسلامی را بهدلیل نقش آنان در فعالیتهای بیثباتکننده در تنگه هرمز و «تضعیف صلح و امنیت بینالمللی» تحریم کرد. استرالیا و کشورهای اروپایی نیز طی ماههای گذشته تحریمهایی را علیه مقامها، نهادها و شبکههای مرتبط با حکومت ایران اعمال کردهاند.