سنتکام: مسیر ۶۷ کشتی تجاری را در چارچوب محاصره دریایی ایران تغییر دادیم


فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد نیروهای آمریکایی در چارچوب اجرای محاصره دریایی ایران تاکنون مسیر ۶۷ کشتی تجاری را تغییر دادند، سه کشتی را از کار انداختند و وارد دو کشتی شدند.
سنتکام همچنین با انتشار تصاویری از برخاستن هواپیماهای ترابری «اموی-۲۲بی آسپری» تفنگداران دریایی آمریکا از عرشه ناو «یواساس باکسر» اعلام کرد این ناو هنگام عبور از دریای عرب به اجرای محاصره علیه جمهوری اسلامی ادامه میدهد.







رسانههای ایران در روزهای گذشته یک مثنوی منسوب به علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، را بهعنوان پیشگویی او از «شهادت خود» منتشر کردند. سپس، کاربران شبکههای اجتماعی با کنار هم قرار دادن حروف اول مصرعها به چنین جملهای رسیدند: «من علی خامنهای زاده شیطانم».
محمدعلی موسوی جزایری، امامجمعه پیشین اهواز و عضو سابق مجلس خبرگان، در ویدیویی که بهسرعت در رسانهها و شبکههای اجتماعی داغ شد، گفت خامنهای چند روز پیش از کشته شدنش شعری را به عباس حزباوی، شاعر عربزبان خوزستانی، سپرد تا به زبان عربی برگرداند. جزایری میگوید این روایت را از خود حزباوی شنیده است.
بر اساس این روایت، واسطههایی در تماس با حزباوی به او گفتند «آقا با تو کار واجبی دارد» و پس از آن او تماسی از دفتر خامنهای دریافت کرد.
بهگفته این شاعر، او روز اول ماه رمضان، حدود ۱۰ روز پیش از کشتهشدن خامنهای در ۹ اسفند، به دیدار رهبر جمهوری اسلامی رفت و خامنهای شعری به او داد تا به عربی ترجمهاش کند. پایگاه خبری «صبح خوزستان» متن این گفتوگو را همراه با متن کامل فارسی شعر منتشر کرد.
انتخاب حزباوی برای چنین کاری با سابقه او سازگار بود. او شاعر آیینی شناختهشدهای است که غزلهای روحالله خمینی، نخستین رهبر جمهوری اسلامی، را به عربی ترجمه کرده و پیشتر نیز ترجمه عربی یکی از شعرهای خامنهای را در حضور او خوانده بود.
در ظاهر، مضمون شعر با روایتی که رسانههای حکومتی از آن ساختند، سازگار بود. در یکی از بیتها آمده است:
«افسوس که من دیر به مقصود رسیدم / مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم».
بیت دیگری ظاهرا حتی ماه کشته شدن خامنهای را مشخص میکند: «طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه / اسفند شود جان پی عشاق روانه».
اما پیام دیگری در حروف آغازین مصراعها پنهان شده است. کنار هم گذاشتن حرف نخست هر یک از ۲۲ مصراع، بهترتیب، این جمله را میسازد: «من علی خامنهای زاده شیطانم.»
ساختن نام یا جمله با حروف آغازین بیتها و مصراعها، صنعتی ادبی و قدیمی در شعر فارسی است که «توشیح» یا شعر «موشح» نام دارد. شکل گرفتن جملهای کامل و دستوری از ۲۲ حرف پیاپی را بهسختی میتوان تصادفی دانست؛ کسی شعر را آگاهانه با این ساختار سروده است.
با این حال، روشن نیست آن فرد چه کسی است. ایراناینترنشنال نمیتواند روایت موسوی جزایری و حزباوی یا انتساب شعر به خامنهای را بهطور مستقل تایید کند و هیچ مدرکی نیز وجود ندارد که نشان دهد خامنهای، خود، این شعر را سروده است.
آنچه روایت چهرههای نزدیک به حکومت در اختیار میگذارد، مسیر انتقال شعر است: از دفتر رهبر جمهوری اسلامی به دست مترجم و سپس انتشار با نام خامنهای. همه مراحل این مسیر را هواداران او شرح دادهاند، نه مخالفانش.
حذف کردند، اما دیر
این شعر در فضایی منتشر شد که رسانههای جمهوری اسلامی در زندگی و آثار خامنهای بهدنبال نشانههایی از پیشآگاهی او از مرگش بودند. ایلنا، همشهری آنلاین و خبرآنلاین، از جمله رسانههایی بودند که شعر را منتشر کردند.
گزارش ایلنا با تیتر «رهبری که برای شهادت لحظهشماری میکرد» ساعاتی پس از انتشار از وبسایت این خبرگزاری حذف شد.
با بازنشر شعر در شبکههای اجتماعی و مشخص شدن حروف نخست مصراعها با رنگ قرمز، واکنش کاربران عمدتا ناباوری بود.
یکی از پستهایی که بارها بازنشر شد، میگفت: «خامنهای به یه شاعر سفارش داده که یه شعر تولید کنه که خامنهای بهعنوان سروده خودش منتشر کنه، شاعر هم ... حالا سایتهای حکومتی تازه متوجه گاف شدن و دارن شعر رو از سایتها پاک میکنن. »
کاربر دیگری نوشت: «اول فکر کردم شوخیه ... جالبه که شعر رو از خیلی از سایتا برداشتن و پاک کردن، ولی تو کانالهای مداحان هنوز هست.»
برخی هم به سراغ این پرسش رفتند که شعر از کجا آمده است. یکی نوشت: «یعنی یک نفر در بیت این کار رو کرده»، و درباره اینکه چه کسی در اطراف خامنهای ممکن است چنین کاری کرده باشد گمانهزنی کرد.
کاربری هم وارونگی ماجرا را اینطور خلاصه کرد: «آمدهاند بگویند معجزهای شده و خامنهای اهل کرامات بوده و خودش شهادت خودش را پیشبینی کرده؛ اما همان شعری که بهعنوان دلیل استفاده میکنند میگوید او شیطانزاده است.»
میل شدید حامیان حکومت به جستوجوی نشانههای پیشگویی شهادت
در هفتههای پس از کشته شدن خامنهای، رسانههای جمهوری اسلامی مطالب متعددی منتشر کردند تا نشان دهند او از مرگ خود خبر داشته است. همشهری آنلاین نیز غزلی از خامنهای را با تیتر «غزلی که رهبر شهید برای شهادت خود سروده بود» منتشر کرد.
حجم این انتسابها چنان بود که دفتر حفظ و نشر آثار خامنهای ناچار شد درباره شعر دیگری که یک روحانی پس از مرگ او در جمع خوانده و به او نسبت داده بود، اطلاعیهای منتشر کند. این دفتر انتساب شعر و روایت مربوط به آن را «کاملا خلاف واقع» خواند.
پیشینه خود موسوی جزایری، به این ماجرا وجه دیگری میدهد. در سال ۱۳۶۸، هنگامی که مجلس خبرگان خامنهای را به جانشینی خمینی برگزید، موسوی جزایری پیشنهاد کرد رهبر جدید «آیتالله» خطاب شود، نه «حجتالاسلام» که عنوان حوزوی او بود.
۳۷ سال بعد، همین روحانی روایت شعری را علنی کرد که پیام پنهانش خامنهای را «زاده شیطان» میخواند.
این تعبیر پیشتر نیز علیه خامنهای به کار رفته بود. مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، دیماه در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، خامنهای را «فرزند حقیقی شیطان» خواند.
آنچه این بار تازگی داشت، جایی بود که ایرانیان این عبارت را در آن یافتند: در دل شعری که هواداران خامنهای آن را چون متنی مقدس و نشانهای از پیشگویی مرگش دستبهدست میکردند.
دو مقام ارشد امارات متحده عربی روز چهارشنبه ۱۹ اوت اعلام کردند که این کشور در حال حاضر برنامهای برای ازسرگیری روابط تجاری و مالی با جمهوری اسلامی ایران ندارد. اگر این توقف ادامه پیدا کند، میتواند یکی از مهمترین مجاری تجارت خارجی ایران را بهشدت مختل کند.
افرا الهاملی، مدیر ارتباطات راهبردی وزارت امور خارجه امارات، و انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رییس امارات، هرگونه تجارت دوجانبه، تراکنش مالی یا ارائه تسهیلات مالی به جمهوری اسلامی را رد کردند.
امارات پس از آغاز حملات گسترده جمهوری اسلامی به این کشور و بسته شدن تنگه هرمز از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اوایل ماه مارس، روابط تجاری و مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد.
این موضع در حالی اعلام شد که محمدصادق قنادزاده، معاون خدمات تجاری سازمان توسعه تجارت ایران، پیشتر در ماه ژوئیه گفته بود مبادلات تجاری ایران و امارات از طریق بندر جبلعلی دوباره فعال شده است.
با این حال، تازهترین اظهارات مقامهای اماراتی نشان میدهد که دستکم در کوتاهمدت، چنین مسیری همچنان در دسترس ایران نخواهد بود.
الهاملی همچنین تأکید کرد که امارات همچنان به حفظ یکپارچگی نظام مالی بینالمللی، رعایت قوانین بینالمللی و اجرای بالاترین استانداردهای جهانی متعهد است.
این موضع از آن جهت اهمیت دارد که حتی در صورت کاهش تنشهای سیاسی و ازسرگیری بخشی از تجارت، ایران همچنان با محدودیتهای جدی ناشی از تحریمهای آمریکا و تداوم حضورش در فهرست سیاه گروه ویژه اقدام مالی، افایتیاف، روبهرو خواهد بود.
امارات؛ یکی از مهمترین شرکای تجاری ایران
اهمیت تصمیم امارات برای ایران را میتوان در حجم تجارت دوجانبه در سال مالی گذشته ایران مشاهده کرد.
بر اساس دادههای اتاق بازرگانی ایران، در سال مالی منتهی به ۲۱ مارس، ایران حدود ۶.۵ میلیارد دلار کالای غیرنفتی به امارات صادر کرد و در مقابل، نزدیک به ۱۴.۸ میلیارد دلار کالا از این کشور وارد کرد.
با وجود کاهش ۳۲ درصدی صادرات امارات به ایران، این کشور همچنان حدود ۳۰ درصد از کل واردات ایران را تامین میکرد.
کاهش واردات ایران از امارات نیز تا حد زیادی بخشی از افت کلی واردات ایران در شرایط محدودیت شدید ارزی و مالی بود.
در بخش صادرات نیز امارات مقصد حدود ۱۵ درصد از کل صادرات غیرنفتی ایران بود.
پیش از جنگ، امارات بزرگترین تامینکننده کالا برای ایران و سومین مقصد بزرگ صادرات غیرنفتی این کشور بود.
اهمیت این رابطه بسیار فراتر از تجارت دوجانبه کالا بود. امارات همچنین بزرگترین بازار نفت کوره یا مازوت ایران و یکی از مهمترین خریداران گاز مایع (LPG) این کشور به شمار میرفت.
ضربه به صادرات مازوت و درآمدهای ارزی
دادههای شرکت اطلاعات کالایی کپلر که ایراناینترنشنال بررسی کرده است، نشان میدهد ایران در سال گذشته بهطور متوسط روزانه حدود ۲۵۶ هزار بشکه مازوت صادر کرده است.
حدود ۷۰ درصد از این محمولهها راهی امارات میشد.
بنابراین، توقف تجارت با امارات صرفا به معنای از دست رفتن بخشی از بازار صادرات غیرنفتی ایران نیست. یکی از مهمترین مقاصد صادرات فرآوردههای نفتی کشور نیز عملا از دسترس خارج شده است.
امارات همچنین یکی از بازارهای عمده گاز مایع ایران است؛ محصولی که سالانه حدود ۱۱ میلیارد دلار درآمد ارزی برای ایران ایجاد میکند.
این تجارت از مارس ۲۰۲۶، همزمان با آغاز حملات گسترده جمهوری اسلامی به امارات، متوقف شده است.
پیامد این وضعیت از آن جهت مهمتر است که بنا بر گزارشها، بخشی از صادرات مازوت ایران ــ بهویژه محمولههایی با میزان گوگرد بسیار بالا، در حد ۳.۵ درصد ــ در قالب معاملات تهاتری با بنزین امارات مبادله میشد.
ایران اکنون همزمان با قطع دسترسی به این مسیر تجاری، با کمبود فزاینده بنزین نیز روبهرو است.
در هفتههای اخیر، مقامهای ایرانی همچنین درباره احتمال بازگشت سهمیهبندی بنزین یا افزایش قابل توجه قیمت سوخت سخن گفتهاند.
بنابراین، از دست رفتن مسیر تجاری امارات میتواند نهتنها بر درآمدهای صادراتی ایران، بلکه بر تامین کالاهای حیاتی و سوختهای پالایششده مورد نیاز بازار داخلی نیز تأثیر بگذارد.
پایان نقش دبی بهعنوان «دروازه تجارت جهانی» ایران؟
اهمیت امارات برای جمهوری اسلامی هرگز به تجارت مستقیم دوجانبه محدود نبوده است.
دبی برای دههها یکی از مهمترین مراکز صادرات مجدد کالا به ایران بوده است. این شبکه به شرکتهای ایرانی امکان میداد کالاهای تولیدشده در کشورهای دیگر را از طریق بازار امارات تهیه کنند.
واردات مستقیم از کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و کشورهای اروپایی برای شرکتهای ایرانی به دلیل تحریمهای آمریکا و محدودیتهای مرتبط با حضور ایران در فهرست سیاه افایتیاف دشوار یا پرهزینه است.
در چنین شرایطی، امارات عملا به یکی از مراکز اصلی تجاری برای واردات و صادرات مجدد کالا به ایران تبدیل شده بود.
همین شبکه در بخش صادرات نیز مورد استفاده قرار میگرفت و به شرکتهای ایرانی امکان میداد از طریق زیرساختهای تجاری و لجستیکی امارات به دیگر بازارهای بینالمللی دسترسی پیدا کنند.
امارات همچنین یکی از مراکز مهم ثبت و فعالیت شرکتهایی بوده که جمهوری اسلامی و شبکههای تجاری مرتبط با آن برای دور زدن تحریمها از آنها استفاده میکردند.
در چند سال گذشته، شمار زیادی از بستههای تحریمی آمریکا علیه شبکههای دخیل در صادرات نفت و محصولات پتروشیمی ایران و همچنین شبکههای تأمین کالا، شرکتها و افرادی مستقر در امارات را نیز هدف قرار دادهاند.
از این منظر، از دست رفتن یا محدود شدن تجارت با امارات صرفاً به معنای از دست دادن یک شریک تجاری دیگر نیست. این وضعیت میتواند یکی از مهمترین مسیرهای مالی، لجستیکی و تجاری ایران برای ارتباط با اقتصاد جهانی را تضعیف کند.
شکافی بزرگ و تازه در اقتصاد ایران
ایران در شرایطی با این شوک مواجه شده که اقتصادش از پیش زیر فشار تحریمها، محدودیت دسترسی به ارز خارجی، کاهش تجارت خارجی و اختلال در صادرات انرژی قرار دارد.
حجم تجارت کالایی امارات با ایران در سال گذشته حدود ۲۱.۳ میلیارد دلار بود و نقش این کشور بسیار فراتر از یک شریک تجاری متعارف دوجانبه میرفت.
از دست دادن چنین بازاری، همزمان با کاهش دسترسی ایران به شبکههای تجاری و مالی امارات، هزینه تجارت خارجی را افزایش خواهد داد و مسیرهای جایگزین را محدودتر و پرهزینهتر خواهد کرد.
با توجه به موضع صریح مقامهای امارات، ازسرگیری کامل روابط تجاری و مالی تهران و ابوظبی، دستکم در میانمدت، بعید به نظر میرسد.
برای جمهوری اسلامی، مساله صرفا از دست دادن چند میلیارد دلار تجارت با امارات نیست؛ مساله مهمتر از دست رفتن یکی از مهمترین دروازههای ایران به بازارهای جهانی است.
وقتی از یک زوج جوان درباره فرزندآوری میپرسیم، پاسخ همیشه یک بله یا نه ساده نیست. ممکن است زن و مرد هر دو فرزند بخواهند، اما همزمان درباره آینده شغلی، اجاره خانه، هزینههای درمان و آموزش، وضعیت اقتصادی و حتی توان روانی خود برای والد شدن نگران باشند.
ممکن است بگویند: بچه دوست داریم، اما الان نه؛ و این الان نه گاهی ماهها و سالها ادامه پیدا کند.در چنین شرایطی، فرزندآوری فقط تصمیمی درباره داشتن یک کودک نیست؛ تصمیمی درباره آیندهای است که خود والدین هنوز نمیدانند تا چه اندازه میتوانند آن را بسازند.
برای بسیاری از جوانان، پیش از فرزندآوری مسائل دیگری وجود دارد: تمام کردن تحصیل، پیدا کردن شغل، تامین مسکن، رسیدن به ثبات مالی و ساختن یک رابطه پایدار. در کنار این مسائل، نگرانیهایی مانند ترس از بارداری و زایمان، مسئولیت والدگری، از دست دادن استقلال و تغییر مسیر شغلی نیز میتواند تصمیمگیری را پیچیدهتر کند.
با این حال، این تجربهها را نمیتوان صرفا به بیمیلی به فرزندآوری تعبیر کرد. گاهی مساله، نبود احساس آمادگی یا امنیت برای ساختن آینده است. ممکن است فرد فرزند بخواهد، اما احساس کند شرایط فعلی زندگی برای پذیرفتن مسئولیت یک زندگی دیگر مناسب نیست.
در این مقاله میخواهیم از زاویهای متفاوت به مساله نگاه کنیم: وقتی زندگی برای بخشی از نسل جوان با ناامنی، فشار اقتصادی و نگرانی درباره آینده همراه است، این شرایط چگونه با تصمیم آنها برای تشکیل خانواده و فرزندآوری ارتباط پیدا میکند؟ آیا ممکن است بخشی از بحران فرزندآوری، بازتابی از بحران امید، امنیت و احساس کنترل بر آینده باشد؟
برای پاسخ به این پرسش، در ادامه به سراغ پژوهشهای انجامشده در ایران میرویم تا با تجربه زنان و مردانی که باید میان تحصیل، اشتغال، ازدواج، استقلال، والدگری و آینده خود تصمیم بگیرند و مشخص کنند آیا در این شرایط میتوانند مسئولیت ساختن یک زندگی دیگر را نیز بر عهده بگیرند یا نه.
پژوهشها و دادهها درباره تصمیم فرزندآوری چه می گویند؟
وقتی به سراغ دادههای علمی میرویم، تصویر روشنتری از رابطه میان شرایط اجتماعی، احساس امنیت و تصمیم فرزندآوری به دست میآوریم. فرزندآوری تصمیمی بلندمدت درباره آینده است و تصویری که افراد از آینده خود و جامعه دارند، میتواند در این تصمیم نقش داشته باشد.
یک پژوهش کیفی جدید که تجربه زوجها در ایران را بررسی کرده است، نشان میدهد تصمیم فرزندآوری حاصل یک عامل واحد نیست. عوامل اقتصادی، مسکن و اشتغال در کنار عوامل فرهنگی و اجتماعی، تجربههای شخصی، سبک زندگی و نگرش افراد به آینده در این تصمیم نقش دارند.
در این مطالعه، امنیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و آینده فرزندان نیز مورد توجه زوجها بوده و ناامنی و کاهش اعتماد اجتماعی میتواند با کاهش تمایل به فرزندآوری همراه باشد.
در یک مطالعه روی زوجهای متاهل بدون فرزند یا دارای یک فرزند نیز عوامل اقتصادی و اجتماعی مرتبط با بیمیلی به فرزندآوری بررسی شده است. یکی از یافتههای قابل توجه، سطح پایین اعتماد و امید بخشی از پاسخدهندگان به بهبود شرایط کشور بود. در این مطالعه، عوامل اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی و شخصی با بیمیلی به فرزندآوری ارتباط داشتند.
در مطالعهای دیگر، قصد فرزندآوری و میزان عدمقطعیت درباره این تصمیم بررسی شده است. یافتهها نشان میدهد بخشی از افراد با نوعی بلاتکلیفی مواجهاند و تصمیم به فرزندآوری همیشه در قالب خواستن یا نخواستن قطعی شکل نمیگیرد و ممکن است در شرایط نامطمئن به آینده موکول شود.
پژوهش دیگری رابطه میان امید، حمایت اجتماعی، رضایت زناشویی و نگرش به فرزندآوری را بررسی کرده است. نتایج نشان میدهد امید بیشتر، حمایت اجتماعی و رضایت زناشویی بالاتر با قصد بیشتر برای فرزندآوری همراه هستند. بنابراین، تصمیم فرزندآوری فقط به درآمد و امکانات مادی محدود نمیشود و حمایت عاطفی، اجتماعی و کیفیت رابطه نیز اهمیت دارد.
مطالعه دیگری روی زنان در سن باروری، نقش اضطراب مرتبط با فرزندآوری و والدگری را بررسی کرده است. یافتهها نشان میدهد اضطراب بارداری، زایمان و والدگری با قصد کمتر برای فرزندآوری همراه است؛ در همین مطالعه، امید و حمایت اجتماعی نیز با قصد فرزندآوری ارتباط مثبت داشتند. بنابراین، ممکن است فرد از نظر عاطفی فرزند بخواهد، اما از نظر روانی خود را برای بارداری یا پذیرش مسئولیت والدگری آماده نبیند.
در پژوهشی درباره دانشجویان متاهل نیز حمایت اجتماعی، بهویژه حمایت عاطفی و همراهی اطرافیان، با تمایل بیشتر به فرزندآوری ارتباط داشت. همچنین وضعیت اقتصادی بهتر با تمایل بیشتر به فرزندآوری همراه بود.
پژوهش دیگری روی زنان متاهل و شاغل نشان داد تعارض بیشتر میان نقشهای شغلی و خانوادگی با قصد کمتر برای فرزندآوری همراه است؛ در مقابل، کیفیت بهتر رابطه زناشویی با قصد بیشتر برای فرزندآوری ارتباط داشت. برای بسیاری از زنان، مسئله فقط داشتن فرزند نیست؛ تعادل میان کار، درآمد، مراقبت از کودک و زندگی شخصی نیز اهمیت دارد.
در مجموع، این پژوهشها نشان میدهند تصمیم فرزندآوری حاصل یک عامل واحد نیست؛ اقتصاد، مسکن و اشتغال در کنار امید، اضطراب، کیفیت رابطه زوجین، حمایت اجتماعی و تصویر فرد از آینده، در شکلگیری این تصمیم نقش دارند. از این منظر، فرزندآوری یکی از نشانههای رابطه جامعه با آینده است. هرچه احساس امنیت، کنترل و امید به آینده ضعیفتر شود، تصمیمهایی که مستلزم تعهد بلندمدتاند، از جمله فرزندآوری، میتوانند دشوارتر و نامطمئنتر شوند.
البته کاهش فرزندآوری مسالهای مختص ایران نیست و بسیاری از کشورهای جهان نیز با کاهش نرخ باروری و به تعویق افتادن فرزندآوری مواجه شدهاند؛ تغییر سبک زندگی، افزایش سن ازدواج و فرزندآوری، گسترش تحصیلات و اشتغال زنان و تغییر نگرش نسبت به خانواده و والدگری نیز در این روند نقش دارند.
با این حال، جهانی بودن این روند به معنای یکسان بودن تجربه آن در همه جوامع نیست. در جامعه ما، تصمیم به فرزندآوری در بستری از ناامنی اقتصادی، دشواری تأمین مسکن، بیثباتی شغلی، افزایش هزینههای زندگی و نگرانی درباره آینده شکل گرفته است. بنابراین، تعویق فرزندآوری ممکن است فقط بازتاب تغییر ارزشها یا ترجیحات فردی نباشد و بخشی از آن با احساس ناتوانی در پیشبینی و کنترل آینده ارتباط داشته باشد.
مساله روان شناختی؛ اضطراب آینده
پژوهشهای مرورشده نشان میدهند که در تصمیم فرزندآوری، فقط شرایط بیرونی مهم نیست؛ تصویری که فرد از آینده خود دارد نیز اهمیت دارد.از اینجا میتوان مساله را از زاویه روانشناختی دنبال کرد: وقتی آینده قابل پیشبینی و قابل کنترل به نظر میرسد، برنامهریزی برای تصمیمهای بلندمدت آسانتر است؛ اما وقتی فرد آینده را نامطمئن میبیند، تصمیمهایی مانند ازدواج و فرزندآوری میتوانند دشوارتر شوند.
در شرایط نسبتا پایدار، افراد معمولا آینده را مجموعهای از امکانها میبینند؛ ازدواج، تشکیل خانواده، داشتن فرزند، ادامه تحصیل یا ساختن یک مسیر شغلی. حتی اگر هیچکدام قطعی نباشند، فرد احساس میکند میتواند برای آنها برنامهریزی کند و در صورت تغییر شرایط، مسیر خود را اصلاح کند.احساس اختیار و کنترل بر زندگی به فرد اجازه میدهد برای آینده تصمیمهای بلندمدت بگیرد.
اما وقتی زندگی با بیثباتی و تغییرات پیشبینیناپذیر همراه میشود، رابطه فرد با آینده نیز میتواند تغییر کند. فرد دیگر فقط نمیپرسد چه آیندهای میخواهم؟ ممکن است از خود بپرسد: اصلا آیا میتوانم چنین آیندهای داشته باشم؟ در این شرایط، آینده به جای آنکه صرفا فضایی برای برنامهریزی باشد، میتواند به منبعی از نگرانی تبدیل شود.
این وضعیت میتواند نگاه فرد به والدگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد. فرزندآوری دیگر فقط به معنای داشتن یک کودک نیست؛ بلکه تصمیمی درباره پذیرفتن مسئولیتی بلندمدت در آیندهای است که خود فرد هنوز نسبت به آن اطمینان ندارد. به همین دلیل، ممکن است فرد فرزند بخواهد، اما برای فرزندآوری احساس آمادگی نکند.
در چنین شرایطی، فاصله میان خواستن و توانستن اهمیت پیدا میکند. فرد ممکن است خانواده و فرزند را بخواهد، اما احساس کند هنوز امکان ساختن شرایطی را که برای این زندگی لازم میداند ندارد. این فاصله میتواند تصمیم را به تعویق بیندازد؛ نه لزوماً به دلیل تغییر خواسته، بلکه به دلیل تردید درباره امکان تحقق آن.
از این منظر، مساله فرزندآوری فقط درباره نگرش افراد به بچهدار شدن نیست؛ باید دید افراد در چه شرایطی درباره آینده خود تصمیم میگیرند و تا چه اندازه احساس میکنند اختیار ساختن آن را دارند.وقتی این احساس ضعیف شود، تصمیمی مانند فرزندآوری که ذاتا به آیندهای بلندمدت مربوط است، میتواند به تصمیمی سنگین و پرریسک تبدیل شود.
و شاید همینجا است که مساله جمعیت به مسالهای روانشناختی نیز تبدیل میشود: آیا نسل جوان آینده را چیزی میبیند که میتواند بسازد، یا چیزی که پیش از برنامهریزی برای آن باید از آن مطمئن شود؟
پیامدهای روان شناختی- اجتماعی
برای بسیاری از زوجها، صبر کردن تا رسیدن به شرایط مناسب، تصمیمی آگاهانه و بخشی طبیعی از برنامهریزی زندگی است. اما وقتی این تعویق طولانی و همراه با ابهام درباره آینده شود، خودِ بلاتکلیفی میتواند به منبع فشار روانی تبدیل شود.
فرد ممکن است برای مدت طولانی میان دو وضعیت باقی بماند؛ از یک سو فرزند میخواهد و آن را بخشی از آینده مطلوب خود میداند و از سوی دیگر، خود را برای پذیرفتن این مسئولیت آماده نمیبیند. ادامه این وضعیت میتواند با تردید، اضطراب و فرسودگی ذهنی همراه شود.
اما شاید مهمترین مساله، تعویق تحمیلشده باشد؛ زمانی که فرد نه از روی انتخاب و رضایت، بلکه به دلیل شرایط اقتصادی، مسکن، اشتغال یا نااطمینانی درباره آینده، ناچار به عقب انداختن تصمیم خود میشود.
در این حالت، ممکن است احساس کند کنترل بخشی از مهمترین تصمیمهای زندگی از اختیارش خارج شده است؛ وضعیتی که میتواند با اضطراب، ناامیدی و کاهش احساس کنترل همراه شود.
اینجاست که یافتههای پژوهشهای مختلف درباره امید، حمایت اجتماعی، شرایط اقتصادی و عدمقطعیت در قصد فرزندآوری به یکدیگر پیوند میخورند.
مساله فقط این نیست که افراد چه تصمیمی درباره فرزندآوری میگیرند؛ بلکه این است که در چه شرایط روانی و اجتماعی مجبور به گرفتن این تصمیم میشوند.
در سطح اجتماعی نیز، اگر بخش بزرگی از یک نسل برای سالهای طولانی در چنین وضعیتی باقی بماند، پیامدها فقط به تجربه فردی زوجها محدود نمیشود. تاخیر در ازدواج و فرزندآوری میتواند الگوی تشکیل خانواده و ساختار جمعیتی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، مساله طولانی شدن وضعیتی است که فرد خواهان فرزندآوری است، اما نمیتواند زمان مشخصی برای تحقق این خواسته تعیین کند. وقتی این تجربه در مقیاس گسترده تکرار شود، فرزندآوری از یک تصمیم شخصی فراتر میرود و به مسالهای مرتبط با سلامت روان، روابط اجتماعی و آینده جمعیتی کشور تبدیل میشود.
جمع بندی
فرزندآوری فقط به خواستن یا نخواستن فرزند محدود نمیشود؛ تصمیمی است که به امکان ساختن یک زندگی پایدار گره خورده است. وقتی فرد برای تحصیل، شغل، مسکن و آینده خود با عدمقطعیت روبهروست، تصمیم برای فرزندآوری نیز به آیندهای گره میخورد که نمیتواند با اطمینان آن را پیشبینی کند.
بنابراین، شاید پرسش اصلی فقط این نباشد که چگونه مردم را بیشتر به فرزندآوری ترغیب کنیم؟ بلکه این باشد که چه شرایطی لازم است تا تشکیل خانواده و فرزندآوری دوباره به گزینهای قابلتصور و قابلبرنامهریزی تبدیل شود؟
مساله این است که چه باید کرد تا شرایطی فراهم شود که یک نسل بتواند با اطمینان بیشتری برای ساختن آینده خود تصمیم بگیرد.
موجهای پیدرپی گرما در تابستان سال جاری هزاران قربانی در اروپا گرفته است. مقامهای بهداشتی آلمان شمار مرگهای مرتبط با گرما را حدود ۱۴ هزار نفر برآورد کردهاند. در اسپانیا نیز آمار مرگهای ناشی از گرما از ابتدای خرداد تا ۲۸ مرداد، چهار هزار و ۴۵۸ مورد برآورد شده است.
موسسه روبرت کخ، نهاد فدرال بهداشت عمومی آلمان، پنجشنبه ۲۹ مرداد اعلام کرد برآورد میشود حدود ۹ هزار و ۶۰۰ مرگ مرتبط با گرما تنها در فاصله اول تا هفتم تیر رخ داده باشد؛ دورهای که دما در بخشهایی از آلمان به حدود ۴۰ درجه سانتیگراد رسید. این موارد بخش عمده مرگهای مرتبط با گرما در سال جاری را تشکیل میدهند.
برآورد این موسسه تا چهارم مرداد حدود ۱۱ هزار و ۹۰۰ مورد بود و با دریافت دادههای تازهتر، شمار کل این مرگها در سال جاری به حدود ۱۴ هزار نفر رسیده است.
بیشترین میزان مرگومیر مرتبط با گرما در میان سالمندان برآورد شده است. این آمار بر اساس مدلهای آماری و مقایسه مرگومیر در دورههای گرمای شدید با میزان مورد انتظار محاسبه میشود، زیرا گرما در بسیاری از موارد بهعنوان علت مستقیم مرگ در گواهی فوت ثبت نمیشود.
آمار سال جاری در آلمان بهطور محسوسی از سالهای گذشته بالاتر رفته است. پیش از ۲۰۲۶، بیشترین شمار مرگهای مرتبط با گرما در یک سال طی دهه گذشته مربوط به سال ۲۰۱۸ بود که حدود ۹ هزار مورد برآورد شد.
گرمای شدید در اسپانیا و فرانسه
در اسپانیا نیز سامانه پایش مرگومیر موسسه بهداشت کارلوس سوم، از ۱۱ خرداد تا ۲۸ مرداد، چهار هزار و ۴۵۸ مرگ مرتبط با گرما برآورد کرده است؛ بالاترین رقم برای این دوره از سال ۲۰۲۲ تاکنون.
فرانسه نیز تابستانی کمسابقه را پشت سر میگذارد. از اواخر ماه مه تا پایان تیر حدود هفت هزار و ۳۰۰ مرگ مازاد در دورههای موج گرما در این کشور ثبت شده است؛ آماری که هنوز مرگومیر موج گرمای مرداد را دربر نمیگیرد.
بر اساس محاسبات میکا رانتانن، پژوهشگر موسسه هواشناسی فنلاند، فرانسه از ماه مه تا ژوئیه بیشترین افزایش دما نسبت به میانگین بلندمدت را در جهان تجربه کرد.
میانگین دمای این کشور در این دوره ۲.۸ درجه سانتیگراد بالاتر از متوسط سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰ بود. پس از فرانسه، لوکزامبورگ، سوئیس، بلژیک و اسپانیا قرار گرفتند.
پژوهشگران گروه «انتساب آبوهوای جهان» در بررسی موج گرمای ژوئن اعلام کردند دما در بخشهایی از فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسپانیا و جنوب بریتانیا بین پنج تا ۱۲ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین فصلی بوده است.
این پژوهشگران افزایش شدت موجهای گرما در اروپا را با انتشار گازهای گلخانهای ناشی از مصرف سوختهای فسیلی مرتبط دانستند.
گرما و آتشسوزیها در اروپا
پیامدهای تابستان گرم اروپا به افزایش مرگومیر محدود نمانده است. موجهای پیاپی گرما و خشکسالی، پوشش گیاهی بخشهای وسیعی از قاره را خشک کرده و زمینه گسترش آتشسوزیهای جنگلی را فراهم کرده است.
بر اساس دادههای سامانه اطلاعات آتشسوزی جنگلی اروپا، تا میانه اوت بیش از ۵۷۶ هزار هکتار از اراضی این قاره در آتش سوخته است؛ مساحتی بیش از دو برابر لوکزامبورگ. آتشسوزیها در کشورهایی از جمله اسپانیا، فرانسه، یونان، کرواسی و بلژیک به تخلیه گسترده ساکنان منجر شدهاند.
بلژیک نیز امسال با بزرگترین آتشسوزی جنگلی ثبتشده در این کشور روبهرو شد. آتش در منطقه طبیعی «های فنس» در شرق بلژیک حدود سه هزار هکتار را سوزاند و صدها آتشنشان، نیروی نظامی و کشاورز برای مهار آن بسیج شدند.
سازمان جهانی هواشناسی هشدار داده موجهای گرمای شدید سال ۲۰۲۶ ضرورت گسترش سامانههای هشدار زودهنگام و برنامههای مقابله با گرما را در اروپا افزایش داده است. به گفته این سازمان، افزایش دما علاوه بر سلامت انسان، منابع آب، کشاورزی، زیرساختها و بهرهوری نیروی کار را نیز تحت فشار قرار میدهد.
شرکت داروسازی «اِنوِدا» از نتایج مثبت نخستین مرحله آزمایش بالینی داروی «ایانوی-۳۰۸» خبر داد؛ قرصی که با تقلید از عملکرد یکی از مولکولهای تولیدشده هنگام ورزش میتواند بهمنظور کمک به درمان چاقی و حفظ توده عضلانی مورد استفاده قرار گیرد.
این شرکت بهتازگی اعلام کرد نتایج آزمایش روی داوطلبان سالم نشان میدهد داروی ایانوی-۳۰۸ احتمالا ایمن است و بدن آن را بهخوبی تحمل میکند.
انودا امیدوار است این دارو بدون عوارض گوارشی رایج داروهای خانواده «جیالپی-۱»، مانند سماگلوتاید، در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل عضلات موثر باشد.
ویسوا کولورو، بنیانگذار و مدیرعامل انودا، گفت هدف این شرکت ارائه بخشی از «سازوکار شیمیایی ورزش» در قالب قرصی روزانه است؛ راهکاری آسان و پایدار که بتوان آن را با زندگی روزمره هماهنگ کرد.
تقلید از مولکولی که هنگام ورزش تولید میشود
ایانوی-۳۰۸ عملکرد مولکولی تازهکشفشده به نام «ان-لاکتویل فنیلآلانین» یا «Lac-Phe» را تقلید میکند. بدن هنگام ورزش شدید و همچنین پس از صرف غذا، مقدار بیشتری از این مولکول تولید میکند.
پژوهشها نشان دادهاند این مولکول در کاهش اشتها نقش دارد و تجویز آن به موشهای چاق، به کاهش وزن آنها منجر شده است.
همین یافتهها دانشمندان را به بررسی ظرفیت آن برای تولید دارویی تازه علیه چاقی ترغیب کرد.
مولکول طبیعی لاکفه مدت کوتاهی در بدن باقی میماند، اما داروی ایانوی-۳۰۸ بهگونهای ساخته شده است که ماندگاری بیشتری داشته باشد و مصرف روزانه یک قرص از آن کفایت کند.
بهگفته انودا، این دارو با بهرهگیری از مدل اختصاصی هوش مصنوعی شرکت موسوم به «پریسم» کشف شده است.
در نخستین آزمایش انسانی، ۸۸ بزرگسال سالم دوزهای متفاوتی از این دارو را دریافت کردند. آزمایشهای مرحله نخست بیش از هر چیز برای سنجش ایمنی داروها و واکسنهای آزمایشی انجام میشوند و نتایج اولیه ایانوی-۳۰۸ امیدوارکننده بود.
هیچ عارضه جانبی جدی در داوطلبان گزارش نشد و هیچیک از آنان مصرف دارو را متوقف نکرد.
انودا همچنین اعلام کرد این دارو از «نمایه ایمنی گوارشی استثنایی» برخوردار بوده است.
نشانههای اولیه از کاهش لپتین
این آزمایش همچنین شواهد اولیهای از تاثیر احتمالی دارو بر بدن به دست داد.
افراد مبتلا به چاقی معمولا سطح بالاتری از هورمون لپتین دارند؛ هورمونی که پیام سیری را به مغز منتقل میکند.پژوهشگران معتقدند بالا بودن لپتین در این افراد ممکن است ناشی از کاهش حساسیت بدن به این هورمون باشد.
ایانوی-۳۰۸ در آزمایشهای حیوانی، سطح لپتین را بهسرعت کاهش داد و در آزمایش انسانی نیز کاهش این هورمون در خون داوطلبان مشاهده شد.
با این حال، پژوهش درباره این دارو هنوز در مراحل ابتدایی است و نتایج مرحله نخست، اثربخشی آن در کاهش وزن یا حفظ عضلات را ثابت نمیکند.
حتی در صورت موفقیت مراحل بعدی، این قرص نمیتواند جای ورزش را بگیرد، زیرا لاکفه تنها یکی از تغییرات مثبت فراوانی است که فعالیت بدنی در بدن ایجاد میکند.
با وجود این، یافتن درمانهای تازه برای چاقی و اختلالات سوختوساز اهمیت دارد.
چنین دارویی ممکن است در آینده برای افرادی مناسب باشد که عوارض گوارشی داروهای جیالپی-۱ را تحمل نمیکنند، قرص روزانه را به تزریق هفتگی ترجیح میدهند یا مانند برخی سالمندان، بیشتر در معرض تحلیل عضلات قرار دارند.