قرص شبیهساز ورزش نخستین آزمایش انسانی را با موفقیت پشت سر گذاشت
شرکت داروسازی «اِنوِدا» از نتایج مثبت نخستین مرحله آزمایش بالینی داروی «ایانوی-۳۰۸» خبر داد؛ قرصی که با تقلید از عملکرد یکی از مولکولهای تولیدشده هنگام ورزش میتواند بهمنظور کمک به درمان چاقی و حفظ توده عضلانی مورد استفاده قرار گیرد.
این شرکت بهتازگی اعلام کرد نتایج آزمایش روی داوطلبان سالم نشان میدهد داروی ایانوی-۳۰۸ احتمالا ایمن است و بدن آن را بهخوبی تحمل میکند.
انودا امیدوار است این دارو بدون عوارض گوارشی رایج داروهای خانواده «جیالپی-۱»، مانند سماگلوتاید، در حفظ کاهش وزن و جلوگیری از تحلیل عضلات موثر باشد.
ویسوا کولورو، بنیانگذار و مدیرعامل انودا، گفت هدف این شرکت ارائه بخشی از «سازوکار شیمیایی ورزش» در قالب قرصی روزانه است؛ راهکاری آسان و پایدار که بتوان آن را با زندگی روزمره هماهنگ کرد.
تقلید از مولکولی که هنگام ورزش تولید میشود
ایانوی-۳۰۸ عملکرد مولکولی تازهکشفشده به نام «ان-لاکتویل فنیلآلانین» یا «Lac-Phe» را تقلید میکند. بدن هنگام ورزش شدید و همچنین پس از صرف غذا، مقدار بیشتری از این مولکول تولید میکند.
پژوهشها نشان دادهاند این مولکول در کاهش اشتها نقش دارد و تجویز آن به موشهای چاق، به کاهش وزن آنها منجر شده است.
همین یافتهها دانشمندان را به بررسی ظرفیت آن برای تولید دارویی تازه علیه چاقی ترغیب کرد.
مولکول طبیعی لاکفه مدت کوتاهی در بدن باقی میماند، اما داروی ایانوی-۳۰۸ بهگونهای ساخته شده است که ماندگاری بیشتری داشته باشد و مصرف روزانه یک قرص از آن کفایت کند.
بهگفته انودا، این دارو با بهرهگیری از مدل اختصاصی هوش مصنوعی شرکت موسوم به «پریسم» کشف شده است.
در نخستین آزمایش انسانی، ۸۸ بزرگسال سالم دوزهای متفاوتی از این دارو را دریافت کردند. آزمایشهای مرحله نخست بیش از هر چیز برای سنجش ایمنی داروها و واکسنهای آزمایشی انجام میشوند و نتایج اولیه ایانوی-۳۰۸ امیدوارکننده بود.
هیچ عارضه جانبی جدی در داوطلبان گزارش نشد و هیچیک از آنان مصرف دارو را متوقف نکرد.
انودا همچنین اعلام کرد این دارو از «نمایه ایمنی گوارشی استثنایی» برخوردار بوده است.
نشانههای اولیه از کاهش لپتین
این آزمایش همچنین شواهد اولیهای از تاثیر احتمالی دارو بر بدن به دست داد.
افراد مبتلا به چاقی معمولا سطح بالاتری از هورمون لپتین دارند؛ هورمونی که پیام سیری را به مغز منتقل میکند.پژوهشگران معتقدند بالا بودن لپتین در این افراد ممکن است ناشی از کاهش حساسیت بدن به این هورمون باشد.
ایانوی-۳۰۸ در آزمایشهای حیوانی، سطح لپتین را بهسرعت کاهش داد و در آزمایش انسانی نیز کاهش این هورمون در خون داوطلبان مشاهده شد.
با این حال، پژوهش درباره این دارو هنوز در مراحل ابتدایی است و نتایج مرحله نخست، اثربخشی آن در کاهش وزن یا حفظ عضلات را ثابت نمیکند.
حتی در صورت موفقیت مراحل بعدی، این قرص نمیتواند جای ورزش را بگیرد، زیرا لاکفه تنها یکی از تغییرات مثبت فراوانی است که فعالیت بدنی در بدن ایجاد میکند.
با وجود این، یافتن درمانهای تازه برای چاقی و اختلالات سوختوساز اهمیت دارد.
چنین دارویی ممکن است در آینده برای افرادی مناسب باشد که عوارض گوارشی داروهای جیالپی-۱ را تحمل نمیکنند، قرص روزانه را به تزریق هفتگی ترجیح میدهند یا مانند برخی سالمندان، بیشتر در معرض تحلیل عضلات قرار دارند.
نتایج یک آزمایش گسترده نشان میدهد واکسن شخصیسازیشده «مدرنا» و «مرک» خطر بازگشت و گسترش ملانوما را کاهش میدهد. کارشناسان میگویند این دستاورد میتواند زمینه را برای درمان انواع دیگری از سرطان فراهم کند.
شرکتهای داروسازی مدرنا و مرک چهارشنبه ۲۸ مرداد اعلام کردند واکسن شخصیسازیشده آنها در یک آزمایش مرحله پایانی با مشارکت بیش از هزار بیمار مبتلا به ملانوما، به جلوگیری از بازگشت و گسترش این سرطان کمک کرده است.
تومورهای موضعی شرکتکنندگان در این آزمایش پیشتر با جراحی برداشته شده بود، اما خطر بازگشت بیماری در آنها بالا ارزیابی میشد. مدرنا پیشبینی میکند در صورت دریافت مجوز، هزاران بیمار مبتلا به ملانوما بتوانند در نخستین سالهای عرضه این واکسن از آن بهرهمند شوند.
این روش درمانی که «اینتیسمِران اتوژن» نام دارد، یک واکسن مبتنی بر پیامرسان آرانای یا امآرانای است که متناسب با ویژگیهای تومور هر بیمار ساخته میشود. واکسن به دستگاه ایمنی آموزش میدهد جهشهای اختصاصی سلولهای سرطانی را شناسایی کند و به آنها حملهور شود.
این ویژگی، واکسن شخصیسازیشده را از درمانهایی مانند شیمیدرمانی متمایز میکند. شیمیدرمانی علاوه بر سلولهای سرطانی، ممکن است به سلولهای سالم نیز آسیب برساند؛ اما واکسن جدید برای هدفگرفتن ویژگیهای مختص تومور هر بیمار طراحی شده است.
واکسن همراه با کیترودا تجویز میشود درمان آزمایششده مدرنا و مرک از ترکیب واکسن شخصیسازیشده و داروی ایمنیدرمانی «کیترودا» تشکیل شده است. بیماران میتوانند حداکثر ۹ دوز واکسن و ۹ دوز کیترودا دریافت کنند. کیترودا هر شش هفته یکبار تزریق میشود و با فعالکردن دستگاه ایمنی، توان بدن برای مقابله با سرطان را افزایش میدهد.
کیترودا در حال حاضر پس از جراحی ملانوما نیز بهتنهایی استفاده میشود و ممکن است تا یک سال، هر سه تا شش هفته یکبار، به بیمار داده شود. این دارو میتواند عوارضی مانند خستگی، اسهال، بثورات پوستی و التهاب مفاصل، عضلات یا اندامهای سالم ایجاد کند.
مدرنا و مرک گفتهاند افزودن واکسن به این درمان، عارضه جانبی تازهای ایجاد نکرده است. به گفته استیون هوگ، رییس مدرنا، واکنشهای مشاهدهشده به واکسن بهطور عمده شبیه عوارضی بوده که پس از تزریق واکسن آنفلوآنزا یا کووید-۱۹ بروز میکند.
این آزمایش همچنان ادامه دارد و شرکتها هنوز جزئیات کامل نتایج آن را منتشر نکردهاند. پژوهشگران شرکتکنندگان را در سالهای آینده نیز زیر نظر خواهند داشت تا مشخص شود این درمان تا چه اندازه میتواند طول عمر آنها را افزایش دهد.
نتایج پنجساله از کاهش چشمگیر خطر حکایت دارد دادههای پنجساله یک آزمایش مرحله میانی که در ماه ژوئن منتشر شد، نشان داد ترکیب واکسن و کیترودا در مقایسه با استفاده صرف از کیترودا، خطر بازگشت سرطان را ۵۰ درصد کاهش داده است. خطر گسترش سرطان به دیگر نقاط بدن نیز ۵۹ درصد کمتر گزارش شد.
دکتر رایان سالیوان، مدیر مرکز ملانوما در موسسه سرطان «مسجنرال بریگام»، نتیجه این مطالعه را رویدادی مهم برای حوزه درمان سرطان توصیف کرد. به گفته او، موفقیت این آزمایش امیدها و احتمالاً سرمایهگذاریها را برای گسترش چنین رویکردی به انواع دیگر سرطان افزایش خواهد داد.
دکتر جولی گرالو، مدیر ارشد پزشکی انجمن انکولوژی بالینی آمریکا، نیز این دستاورد را «جهشی بزرگ» دانست که ظرفیت فناوری امآرانای را در درمان سرطان تایید میکند.
آزمایش درمان سرطانهای دیگر آغاز شده است شرکتهای مرک و مدرنا اکنون چند آزمایش بزرگ را روی مبتلایان به سرطان ریه سلول غیرکوچک انجام میدهند که تومور آنها با جراحی برداشته شده است. این ترکیب درمانی همچنین در آزمایشهای مرحله میانی برای سرطانهای مثانه و کلیه و در مطالعات اولیه برای سرطانهای معده و لوزالمعده بررسی میشود.
به گفته رییس مدرنا، نتایج شماری از این مطالعات طی یک تا دو سال آینده منتشر خواهد شد.
شرکتهای «روش» و «بایونتک» نیز درمان رقیبی با نام «اتوژن سوومران» را برای بیماران مبتلا به سرطانهای روده بزرگ و لوزالمعده آزمایش میکنند. انتظار میرود نتایج مطالعه سرطان روده بزرگ در سال ۲۰۲۷ و نتیجه آزمایش سرطان لوزالمعده در سال ۲۰۳۱ منتشر شود.
دکتر رابرت واندرهاید، مدیر مرکز سرطان «آبرامسون» در پن مدیسین، گفته است طی چند سال آینده نتایج مطالعات متعددی در این زمینه منتشر خواهد شد و دستاورد مدرنا و مرک، امید به موفقیت برخی از آنها را افزایش داده است.
چرا ملانوما برای این آزمایش انتخاب شد؟ متخصصان میگویند ملانوما جهشهای ژنتیکی فراوانی ایجاد میکند و همین ویژگی، شناسایی سلولهای سرطانی را برای دستگاه ایمنی آسانتر میسازد. از آنجا که بسیاری از سرطانهای دیگر نیز دارای جهشهای متعدد هستند، پژوهشگران احتمال میدهند این فناوری در برابر طیف گستردهتری از تومورها کاربرد داشته باشد.
دکتر الیزابت بوکبایندر، متخصص ملانوما در موسسه سرطان مسجنرال بریگام، گفت پزشکان معمولا مزایای درمان با کیترودا را با عوارض احتمالی آن مقایسه میکنند؛ بهویژه برای بیمارانی که خطر بازگشت سرطان در آنها نسبتا پایین است. به گفته او، مزیت افزوده واکسن میتواند این موازنه را به سود آغاز درمان تغییر دهد.
بااینحال، متخصصان تاکید میکنند که برای ارزیابی اثر واکسن بر طول عمر بیماران و تعیین میزان کارایی آن در سایر سرطانها، باید نتایج کامل آزمایشها و دادههای بلندمدت منتشر شود.
بازارهای مالی به نتایج واکنش نشان دادند انتشار خبر موفقیت آزمایش، واکنش چشمگیری در بازار سهام آمریکا داشت. سهام مدرنا نزدیک به ۱۷۷ درصد افزایش یافت و بزرگترین رشد روزانه تاریخ این شرکت را ثبت کرد. سهام مرک نیز ۱۲.۶ درصد و سهام بایونتک در بازار آمریکا ۲۲ درصد بالا رفت.
رشد سهام شرکتهای فعال در حوزه واکسن و زیستفناوری، شاخص بخش سلامت اساندپی ۵۰۰ را ۳.۵ درصد افزایش داد و آن را به رکورد تازهای رساند. این بخش بزرگترین رشد یکروزه خود را از آوریل ۲۰۲۵ ثبت کرد.
واکنش بازار نشان میدهد سرمایهگذاران نتایج این آزمایش را نهتنها پیشرفتی برای درمان ملانوما، بلکه نشانهای از ظرفیت تجاری گستردهتر واکسنهای شخصیسازیشده سرطان ارزیابی کردهاند. با وجود این خوشبینی، موفقیت نهایی این فناوری به تایید نهادهای ناظر، انتشار نتایج کامل و اثبات کارایی آن در درمان سرطانهای دیگر بستگی خواهد داشت.
انتشار فیلم «بیداد» در یوتیوب، بحثی فراتر از عبور آن از خطوط قرمز سینمای رسمی به راه انداخته است: آیا این فیلم تصویری جسورانه و واقعی از زندگی امروز ایرانیان ارائه میکند یا جامعه ایران پیشتر از مرزهایی عبور کرده است که فیلم تازه میکوشد آنها را بشکند؟
چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی برای گروهی از تماشاگران، یکی از معدود آثار سالهای اخیر است که تصویری آشنا از ایران را نشان میدهد: زنانی بدون حجاب اجباری، همآغوشی زنان و مردان، موسیقی زیرزمینی و خواننده جوانی که حاضر نیست بپذیرد صدایش نباید شنیده شود.
در مقابل، گروهی دیگر میگویند فیلم از جامعهای که قصد به تصویر کشیدن آن را دارد عقب مانده است. از نگاه این منتقدان، انباشت مواد مخدر، الکل، روابط جنسی و روابط ازهمگسیخته در فیلم نیز توجه را از واقعیتهایی منحرف میکند که ایرانیان در عمل با آنها زندگی میکنند.
یکی از کاربران در صفحه اینستاگرام ایراناینترنشنال نوشت: «فیلم را دیدم. داستان عمیقا تاثیرگذار و بازتابدهنده چیزی است که ما بهعنوان یک جامعه در حال تجربه آن هستیم.»
او ضمن ستایش فیلم بهدلیل شکستن تابوها، از برخی دیالوگها و ریتم آن انتقاد کرد.
کاربر دیگری فیلم را صرفا «عقبتر از جامعه» توصیف کرد و گفت ایرانیان اکنون دغدغههایی «بسیار بسیار جدیتر» از مسائلی دارند که در فیلم به نمایش درآمده است.
این اختلاف نظر، «بیداد» را به موضوع بحثی فراتر از سینما تبدیل کرده است: شکاف فزاینده میان آنچه حکومت همچنان نمایش آن را ممنوع میکند، آنچه فیلمسازان با نادیده گرفتن سانسور به تصویر میکشند و آنچه مدتهاست برای بخشی از جامعه به واقعیتی عادی تبدیل شده است.
صحنهای از فیلم بیداد
وقتی خیابان به صحنه تبدیل میشود
«بیداد» داستان ستی، با بازی سروین ضابطیان، را روایت میکند؛ خوانندهای جوان و مشتاق که آرزوهایش با محدودیتهای اعمالشده بر صدای زنان روبهرو میشود.
او در ابتدای فیلم، در اعتراض به یک مدرس موسیقی، میگوید: «صدای من را نمیشنوی!» در پاسخ به او گفته میشود صدای خوانندگان زن نباید از صدای مردانی که آنها را همراهی میکنند بلندتر باشد.
ستی حاضر نیست این سازشکاری را بپذیرد. سرانجام به خیابان میرود و آواز میخواند. رهگذران از او فیلم میگیرند، تصاویرش را منتشر میکنند و او به نماد نسلی تبدیل میشود که میکوشد آنچه را نهادهای رسمی از او دریغ کردهاند، در فضای عمومی به دست آورد.
ساخت فیلم بدون هزینه نبود. ماموران امنیتی به دفتر تولید آن یورش بردند، تجهیزات و تصاویر ضبطشده را توقیف کردند و بیرقی، شماری از بازیگران و اعضای گروه تولید تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند.
کارگردان ابتدا به حبس محکوم شد. این حکم بعدتر به جریمه نقدی تبدیل شد. ضابطیان و لیلی رشیدی، بازیگر نقش مادر ستی، نیز محکوم شدند. قوه قضاییه در نهایت دیگر متهمان پرونده را تبرئه کرد.
آیا جامعه پیشتر از این تابوها عبور کرده است؟
برای گروهی از تماشاگران، ارزش «بیداد» در به تصویر کشیدن بخشهایی از زندگی ایرانیان است که جایی در سینمای رسمی و مورد تایید حکومت ندارند.
یکی از کاربران اینستاگرام نوشت: «همین که در خانه روسری یا شال سرشان نبود خیلی خوب بود.»
او افزود اینکه فیلم از دل زندگی واقعی آمده، آن را تلختر میکند.
کاربر دیگری آن را «واقعیت زندگی ما زنان» در ایران خواند.
با این حال، برخی تماشاگران این پرسش را مطرح کردند که آیا نمایش چنین صحنههایی همچنان شکستن تابو محسوب میشود؟ یکی از کاربران نوشت فیلم به دغدغههای مرحلهای پیشین از جامعه ایران میپردازد و نتوانسته خود را با خواستههای کنونی مردم متناسب کند.
محمد عبدی، نویسنده و منتقد سینما، «بیداد» را در چارچوب سینمای زیرزمینی ایران قرار میدهد، اما معتقد است بیرقی با کنار گذاشتن محدودیتهای تحمیلی از سوی سیاستگذاران فرهنگی جمهوری اسلامی، از دیگر فیلمسازان این جریان فراتر رفته است.
عبدی به ایراناینترنشنال گفت: «نکته مهم این است که فیلم وقتی به حکومت میرسد، دیگر سازش نمیکند و بسیار مستقیم درباره نسلی حرف میزند که خسته شده و مطالباتش را به خیابان آورده است.»
او برداشت برخی کاربران مبنی بر بازتاب یافتن رویکرد اصلاحطلبانه در این فیلم را رد و به مسیر ستی اشاره کرد؛ مسیری که با مذاکره در چارچوب قواعد آغاز میشود و در نهایت به طرح علنی خواستههای او در فضای عمومی میرسد.
عبدی گفت: «فیلم در واقع درباره عبور از اصلاحطلبی است. او همه این آزمونها را پشت سر میگذارد تا در نهایت به این نتیجه برسد که طلب کردن اصلاح درون ساختار موجود دیگر معنایی ندارد و باید در خیابان مقابل محدودیتهای اعمالشده از سوی قدرت مسلط ایستاد.»
بخش تندتری از انتقادها به تصویر ارائه شده در فیلم از افرادی وارد میشود که از قواعد سرپیچی میکنند. یکی از کاربران به حضور پررنگ الکل، ماریجوانا، روابط جنسی و روابط ناکارآمد در فیلم اعتراض کرد و هشدار داد چنین انتخابهایی ممکن است در ذهن مخاطبان، هنرمند و معترض را با نابسامانیهای اجتماعی پیوند بزند.
هالیوود ریپورتر همین مساله را به شکلی متفاوت تفسیر کرده و بیداد را فیلمی مملو از «شورشیان و طردشدگان» توصیف کرده است.
بهنوشته این نشریه، ستی در این جهان تنها نیست. هرچند بیداد داستان یک خواننده را دنبال میکند، اما اهمیت گستردهتر آن در قرار دادن او در میان شمار فزایندهای از جوانان ایرانی است که در برابر محدودیتهای اعمالشده بر آزادی بیان و ابراز فردی مقاومت میکنند.
همین نکته انتقادهایی را نیز به همراه داشته است. یکی از کاربران، ضمن تحسین فیلم بهدلیل ارائه تصویری آشنا از زندگی در ایران، نوشت که فیلم میکوشد بیعدالتیهای بسیار زیادی را یکجا به تصویر بکشد. این کاربر پرداختن به آزار جنسی، خط داستانی مادر ستی که برای آزادی دختر بازداشتشدهاش وادار به رابطه جنسی با بازجو میشود و پریود شدن ستی در بازداشت را غیرضروری دانست.
این بحث موقعیت دشوار و دوگانه «بیداد» را نشان میدهد: رهایی از سانسور به فیلم امکان داده است از خطوط قرمزی عبور کند که سینمای مورد تایید حکومت قادر به عبور از آنها نیست. با این حال، عبور از این خطوط در نگاه مخاطبانی که زندگیشان سریعتر از قوانین تغییر کرده است، دیگر لزوما رادیکال به نظر نمیرسد.
مواجهه دو نسل
این شکاف در خود فیلم نیز در رابطه ستی با مردی مسنتر و بینام، با بازی امیر جدیدی، دیده میشود؛ مردی که از ستی میخواهد او را فقط «ببین» صدا بزند.
بهگفته عبدی، این مرد با بدن خالکوبیشدهاش، در حالی که اغلب نشئه است و ظاهرا از آرمانهای گذشته خود تهی شده، در نقطه مقابل ستی قرار دارد که مصمم است راهش را به عرصه عمومی باز کند.
رابطه صمیمانه اما نامتعارف این دو، به مواجهه دو نسل تبدیل میشود: یک نسل بار سرخوردگی را به دوش میکشد و نسل دیگر حاضر نیست با محدودیتها کنار بیاید.
صدای خواننده فیلم نیز روایت داستانی آن را به زمان حال پیوند میدهد. قطعات آوازی «بیداد» با صدای پرستو احمدی اجرا شدهاند؛ خوانندهای که بهدلیل اجرای موسیقی بدون رعایت حجاب اجباری تحت پیگرد قضایی قرار گرفته است.
در خرداد ۱۴۰۵، دادگاهی در قم احمدی و هشت نفر از نوازندگان و اعضای گروه او را بهدلیل «کنسرت کاروانسرا» در سال ۲۰۲۴، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت فعالیت هنری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرد.
«بیداد» تصویری از ایران به مخاطب غیرایرانی ارائه میدهد که در چارچوب قواعد سینمای مورد تایید حکومت امکان نمایش ندارد. واکنشها به انتشار آنلاین فیلم، شکاف دیگری را نیز آشکار کرده است: گروهی از تماشاگران از دیدن زیر پا گذاشته شدن این قواعد استقبال میکنند و گروهی دیگر میپرسند چرا پرده سینما همچنان میکوشد خود را به جامعهای برساند که پیشتر از این قواعد عبور کرده است.
کووید-۱۹ ممکن است افزون بر ایجاد عفونت شدید، ویروسهایی را که سالها بیسروصدا در بدن پنهان ماندهاند، دوباره فعال کند؛ پدیدهای که احتمالا با کووید طولانی و ناتوانی پایدار برخی بیماران ارتباط دارد.
به گزارش پایگاه خبری ساینسدیلی، پژوهشگران بیمارستان کودکان بوستون و چند مرکز علمی دیگر دریافتند ابتلا به کووید-۱۹ میتواند به فعالیت مجدد ویروسهای نهفتهای مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و چند نوع ویروس هرپس در بیماران بینجامد.
این پژوهش با مشارکت ۱۵ موسسه زیستپزشکی در سراسر آمریکا انجام گرفت و نتایج آن در نشریه «نیچر» منتشر شد.
این یافتهها درک تازهای از چگونگی فعالیت ویروسهای ماندگار در بدن به دست میدهد و میتواند زمینه را برای یافتن راههایی بهمنظور جلوگیری از فعال شدن دوباره ویروسها یا درمان پیامدهای آن فراهم کند.
ویروسهایی مانند اپشتینبار، سیتومگالوویروس و هرپس بسیار شایع هستند و پس از ورود به بدن میتوانند سالها در حالت نهفته باقی بمانند.
این ویروسها در بسیاری از افراد هیچ علائمی ایجاد نمیکنند، اما شواهد فزاینده نشان میدهد فعال شدن دوباره آنها ممکن است در بروز بیماریهای خودایمنی و دیگر عوارض طولانیمدت نقش داشته باشد.
بررسی بیش از هزار بیمار در ۲۰ مرکز پژوهشی
اوفر لوی، مدیر بخش واکسیناسیون هدفمند در بیمارستان کودکان بوستون، سرپرستی تحقیقات این مرکز را بر عهده داشت.
در این مطالعه، وضعیت ۱۱۵۴ بیمار بستری در ۲۰ بیمارستان آمریکا بررسی شد. هدف پژوهشگران، شناسایی نشانگرهای زیستی مرتبط با شدت کووید-۱۹ و پیامدهای آن برای بیماران بود.
پژوهشگران با بهرهگیری از توالییابی ژنومی، نمونههای جمعآوریشده را برای یافتن نشانههای فعال شدن ویروسهای نهفته مورد بررسی قرار دادند.
جوآن دیرای آرس، مدیر بخش تحلیل داده برنامه واکسیناسیون هدفمند، این تحقیق را بزرگترین و جامعترین مطالعه درباره نشانگرهای زیستی کووید-۱۹ توصیف کرد.
به گفته او، پژوهشگران بیش از هزار بیمار را زیر نظر گرفتند و بیش از ۲۰۰ هزار نمونه جمعآوری کردند.
کشف نشانهای تازه از عوامل موثر بر کووید طولانی
پژوهشگران در ۴۰ روز نخست پس از بستری شدن بیماران، نشانههای فعالیت مجدد ۱۱ ویروس را شناسایی کردند.
اپشتینبار، هرپس سیمپلکس نوع یک، سیتومگالوویروس و ویروسهای خانواده آنلوویریده از شایعترین موارد بودند.
در میان یافتهها، ارتباط فعال شدن آنلوویریده با ناتوانی جسمی بلندمدت و کووید طولانی بیش از همه توجه پژوهشگران را جلب کرد.
آنلوویریده خانوادهای کمتر شناختهشده از ویروسهاست که در بدن حدود ۹۰ درصد جمعیت جهان وجود دارد و معمولا بهصورت نهفته باقی میماند.
لوی ارتباط این ویروسها با کووید طولانی را یافتهای مهم خواند، زیرا میلیونها نفر در سراسر جهان با عوارض مزمن این بیماری دستوپنجه نرم میکنند.
نقش التهاب در فعال شدن ویروسهای نهفته
بررسی نمونههای خون همچنین الگویی غیرمنتظره را درباره اپشتینبار و سیتومگالوویروس آشکار کرد.
به نظر میرسد فعال شدن دوباره این ویروسها نه در نتیجه تضعیف سیستم ایمنی، بلکه در واکنش به التهاب رخ میدهد.
این یافته دیدگاه غالب را مبنی بر اینکه ویروسهای نهفته عمدتا در پی سرکوب سیستم ایمنی فعال میشوند، به چالش میکشد.
بر پایه نتایج تحقیق، هنگام ابتلا به بیماری شدید، بهویژه در شرایط التهاب گسترده در بدن، ویروسهای نهفته ممکن است حتی در افرادی که ظاهرا سیستم ایمنی سالمی دارند، بارها فعال شوند.
لوی گفت اگرچه بسیاری دیگر کرونا را معضلی جدی نمیدانند، در فصل بیماریهای تنفسی ۲۰۲۵ تا ۲۰۲۶ تا ۵۰ هزار آمریکایی بر اثر این بیماری جان باختند و برخی برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون بزرگسال در آمریکا با کووید طولانی دستوپنجه نرم میکنند.
او افزود دیر یا زود ممکن است همهگیری دیگری از ویروسهای کرونا رخ دهد و باید از تجربه کووید-۱۹ برای آمادگی بیشتر درس گرفت.
به گزارش ساینسدیلی، پژوهشگران در مرحله بعد، واکنش سیستم ایمنی به ویروسهای دوباره فعالشده را در طول دوره ابتلا بررسی خواهند کرد.
هدف آنها شناسایی درمانهای موثر و تعیین مناسبترین زمان برای مداخلات احتمالی است.
بررسیهای تازه نشان میدهد دورههای خشکسالی میتوانند از طریق تغییر رفتار میمونها و پشهها، به گسترش بیماری تب زرد بینجامند؛ یافتهای که با توجه به تشدید و تکرار خشکسالیها در پی تغییرات اقلیمی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به گزارش پایگاه علمی «ساینسنیوز»، بارندگی معمولا با افزایش جمعیت پشههای ناقل بیماری همراه است، اما کمبود باران نیز ممکن است در وقوع همهگیری تب زرد در تاریخ معاصر برزیل نقش داشته باشد.
در سال ۲۰۱۵، پدیده النینو خشکسالی کمسابقهای در مناطق مرکزی آمریکای جنوبی پدید آورد. بر اساس نتایج یک تحقیق جدید، میمونها و پشههایی که در جستوجوی منابع آب بودند، احتمالا ویروس تب زرد را از جنگلها به شهرهای برزیل رساندند.
یافتههای این پژوهش بهتازگی در نشریه «ساینس ادونسز» منتشر شد.
شبیهسازیهای رایانهای نشان داد ورود نخستیسانان آلوده از جنگلهای درگیر خشکسالی به مناطق شهری، همراه با افزایش خونخواری پشههایی که برای مقابله با کمآبی، میزبانان بیشتری را نیش میزدند، ممکن است زمینه گسترش بیماری را فراهم کرده باشد.
همهگیری تب زرد برزیل از اواخر سال ۲۰۱۶ آغاز شد و تا سال ۲۰۱۹ ادامه یافت. در این دوره، بیش از دو هزار نفر به بیماری مبتلا شدند و نزدیک به ۷۵۰ نفر جان باختند.
تب زرد بیماری ویروسی و گاه مرگباری است که از طریق نیش پشه منتقل میشود. مبتلایان ممکن است دچار تب، سردرد، درد عضلانی، تهوع و ضعف شوند. در موارد شدید، بیماری به زردی، خونریزی، نارسایی اندامها و مرگ میانجامد.
به گزارش ساینسنیوز، عوامل متعددی در شکلگیری همهگیری برزیل نقش داشتند. تغییر رفتار حیوانات در دوره خشکسالی احتمالا با پایین بودن میزان واکسیناسیون و ادامه جنگلزدایی همراه شد و شرایط مناسبی برای گسترش ویروس پدید آورد.
جوئل راسر، پزشک متخصص بیماریهای عفونی و همهگیرشناس دانشگاه استنفورد، گفت: «به نظر من، خشکسالی جرقه ماجرا بود؛ زمینه از پیش فراهم شده بود.»
خشکسالی میتواند احتمال ابتلا به شماری از بیماریهای عفونی، بهویژه بیماریهای ویروسی منتقلشونده توسط پشهها را افزایش دهد. برای نمونه، ویروس نیل غربی ممکن است در دورههای کمبارش بیشتر گسترش یابد، زیرا پرندگان آلوده و پشهها در اطراف منابع محدود آب متمرکز میشوند.
برزیل از سال ۱۹۴۲ با شیوع شهری تب زرد روبهرو نشده بود. پشه آئدس اجیپتی که به «پشه تب زرد» شهرت دارد، زمانی ویروس را بهطور گسترده در بخشهایی از قاره آمریکا و آفریقا میان انسانها منتقل میکرد.
کنترل پشهها با حشرهکش و واکسیناسیون موثر، شیوع این بیماری را در قاره آمریکا تا حد زیادی مهار کرد و اکنون بیشتر موارد آن در آفریقا گزارش میشود.
با این حال، تب زرد چرخه انتقال دیگری نیز در جنگلها دارد. در این چرخه، پشههای سرده «هماگوگوس» و گونههای دیگر، ویروس را عمدتا میان میمونهای زوزهکش، مارموستها و سایر نخستیسانان غیرانسانی منتقل میکنند.
بیماری و مرگ میمونها معمولا زنگ خطری برای گسترش تب زرد است. این اتفاق نشان میدهد ویروس در منطقه گردش دارد و در صورت انتقال آن به پشههای نزدیک به مناطق مسکونی، ممکن است سلامت انسانها نیز به خطر بیفتد.
پژوهشها حاکی از آن است که در همهگیری برزیل، آئدس اجیپتی ناقل اصلی بیماری نبود. جمعیت این پشه بهدنبال برنامههای مقابله با همهگیری ویروس زیکا که اندکی پیش منطقه را درگیر کرده بود، بهشدت کاهش یافته بود.
در عوض، به نظر میرسد پشههای هماگوگوس ساکن جنگل نقش اصلی را در انتقال تب زرد داشتند.
تصویری از یک میمون زوزهکش
جابهجایی میمونها و افزایش خونخواری پشهها
جیمی کالدول، بومشناس بیماریها در دانشگاه پرینستون، گفت برزیل همزمان شاهد خشکسالی و همهگیری نامعمولی بود که احتمال وقوع هر یک تنها یکبار در ۱۰۰ سال برآورد میشود.
کالدول، راسر و همکارانشان با استفاده از دادههای مربوط به مرگ نخستیسانان، موارد ابتلای انسانها و شدت خشکسالی، مسیر احتمالی گسترش همهگیری را شبیهسازی کردند.
آنان دو تغییر رفتاری را مورد بررسی قرار دادند: نزدیک شدن حیوانات جنگلی به شهرها برای یافتن آب و افزایش دفعات نیش زدن پشههای جنگلی برای جلوگیری از کمآبی.
نتایج شبیهسازیهایی که هر دو عامل را در نظر میگرفتند، بیشترین تطابق را با دادههای واقعی همهگیری سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ در ایالت میناس ژرایس برزیل داشتند.
بر پایه یافتههای پژوهش، کاهش منابع آب سبب شد جانوران جنگلی و ویروس تب زرد به مناطق شهری نزدیکتر شوند.
سیدی رایان، جغرافیدان پزشکی دانشگاه فلوریدا، گفت افزایش خونخواری پشهها تنها تغییر رفتاری موثر نبود و میمونهای آلوده نیز احتمالا ناچار شدند به سوی مناطق شهری حرکت کنند.
افزایش واکسیناسیون و اجرای برنامههای کنترل پشههای ناقل سرانجام به مهار همهگیری کمک کرد.
به گفته رایان، رویدادی که پیشتر شاید هر ۱۰۰ سال یکبار اتفاق میافتاد، ممکن است اکنون در هر قرن چهار بار رخ دهد؛ زیرا خشکسالیهای شدید و طولانی، احتمال همزمانی چنین شرایطی را افزایش میدهند.
تازهترین ساخته عبدالرضا کاهانی با نام «بهشت خالی» که در کانادا ساخته شده، در هفتاد و نهمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم ادینبورگ به نمایش درآمد. این فیلم سومین قسمت از سهگانه کاهانی پس از «یک زیارتگاه» و «مردهشور» است که با حضور همان بازیگر (نیما صدر) ساخته شده است.
هر سه فیلم به شکل «سینمای تک نفره» و با دوریین موبایل ساخته شدهاند و در آنها کارگردان، فیلمنامهنویس، فیلمبردار و تدوینگر آثار تنها خود کاهانی است و فقط بازیگران فیلمها تنها عواملی هستند که به جز کارگردان در پشت صحنه حضور داشتهاند.
این فیلمها بدون بودجه و بدون دریافت کمک ساخته شدهاند و در واقع کاهانی در سه سال اخیر در پاسخ به مشکلات تولید و موانع مختلف برای فراهم کردن یک گروه فیلمسازی عظیم در کانادا، به این راهکار خلاقه رسیده است؛ راهکاری که خودش هر بار در عنوانبندی انتهایی فیلم درباره آن توضیح میدهد، در نتیجه فیلمها به جای فهرست عوامل با یک نامه صمیمی از طرف کارگردان پایان مییابند.
بهشت خالی هم به مانند دو فیلم قبلی موضوعی سیاسی- اجتماعی را پی میگیرد و درباره مهاجران ایرانی در کانادا و نفوذ عوامل حکومت در آنجا حرف میزند.
بهشت خالی بدون تعارف به سراغ مامورانی حکومتی میرود که در کار قاچاق قطعات نظامی هستند. آنها یک مرد سادهدل به نام سعید را استخدام کردهاند تا بستههایشان را جابهجا کند. همه چیز به خوبی پیش میرود و به نظر میرسد سعید که آدم مجردی است و خواستار یافتن یک زن در زندگیاش، کاملا به حرفهای آنها بدون چون و چرا گوش میدهد و سادهدلانه به بهانه دیدار پنج زن این بستهها را جابهجا میکند.
نیما صدر در نقش سعید این بار هم بازی به یادماندنی و جذابی ارائه میدهد؛ آدم ظاهرا سادهدل و تنهای ایرانی در غربت که پی آرامش، زن و عشق میگردد. این شخصیت در پی دو فیلم قبلی حالا به یک کاراکتر دوستداشتنی بدل شده که تماشاگران فیلمهای قبلی خودبهخود با او ارتباط برقرار میکنند و همراهش میشوند.
اینجا اما فیلم بر خلاف دو فیلم قبلی یک پیچ داستانی دارد که شخصیت سعید را تغییر میدهد. تا نزدیک به انتها تماشاگر هیچ شک و شبههای نسبت به سعید ندارد و او را بهعنوان همان سادهدل تنها میپذیرد، اما این بار، همه چیز آنطور نیست که تماشاگر انتظارش را دارد.
کاهانی محدودیتهای بودجه و امکانات را به یک ویژگی فیلم بدل میکند، جایی که همه چیز به سادگی برگزار میشود و فیلم ساختاری مستندگونه مییابد. در عین حال اما دغدغههای تکنیکی خود را دنبال میکند و این بار با زوایای دوربین متفاوتی روبهرو هستیم که فضای ساده محیط را درهم میشکند.
برف و سرمای کانادا به موتیف فیلم بدل میشود و فیلم در غالب تصاویر بر آن تکیه میکند. از همان اولین نماها تا انتها برف حضور سهمگینی دارد و بخشی از جهان فیلم را پیش میبرد و در عین حال با مضمون فیلم ارتباط مییابد: جهان یک آدم تنها که همیشه در دل بوران و برف بیانتها به دنبال مامن گرمی برای آرامش میگردد. او حتی بهشت را خالی میبیند و گمان میبرد که خداوند موجود تنهایی است. حالا نگران به نظر میرسد که بهشت او خالی خواهد ماند و تنهایی در آنجا هم ادامه خواهد داشت.
فیلم در عین حال در ادامه آثار قبلی بدون تعارف درباره حکومت جمهوری اسلامی و فساد آن حرف میزند. در فیلم قبلی(مردهشور) ماموران حکومتی برای کشتن یک خواننده زن مخالف حکومت دست به کار شده بودند و حالا همان ماموران در حال پولسازی و غارت ثروت مردم از طریق فعالیتهای غیرقانونی در حیطه قطعات نظامی در کانادا هستند.
فیلمساز اما تلخی و خشونت جهان اطرافش را در صحنههای انتهایی تقلیل میدهد و به نوعی پایان خوش میرسد، در حالی که واقعیت سهمگین جاری در فیلم و فضای آن شاید پایانی از نوع دیگر را میطلبید.