رییس سازمان غذا و دارو: در جنگ ۴۰ روزه مجبور به استفاده از ذخایر استراتژیک دارویی شدیم


خبرگزاری مهر به نقل از مهدی پیرصالحی، رییس سازمان غذا و دارو، گزارش داد در جریان جنگ ۴۰ روزه بخشی از ذخایر استراتژیک دارو و تجهیزات پزشکی ایران برای تامین نیازهای کشور مصرف شد.
پیرصالحی گفت این ذخایر برای تامین دارو و تجهیزات پزشکی در شرایط بحرانی و اضطراری در نظر گرفته شده است. او افزود ایران در یک سال گذشته با دو جنگ و همچنین اعتراضات دیماه روبهرو بود و «مجروحان رخدادها دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز خود را رایگان دریافت کردند».
رییس سازمان غذا و دارو همچنین گفت بخش عمده دارو و تجهیزات پزشکی مورد نیاز در جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات دیماه از ذخایر موجود تامین شد، اما در جنگ ۴۰ روزه بخشی از ذخایر استراتژیک نیز برای پاسخ به نیازهای ایجادشده مورد استفاده قرار گرفت.






مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، در انتقادی کمسابقه، شماری از شهرکنشینان افراطی اسرائیلی را «تروریست» خواند و محاصره خانههای فلسطینیان در کرانه باختری را مصداق «اوباشگری» دانست.
شهرکنشینان اسرائیلی از ۱۸ مرداد دستکم دو خانه فلسطینیان را در نزدیکی نابلس محاصره کردهاند. ساکنان میگویند راه دسترسی آنان به مواد غذایی و دیگر اقلام ضروری بسته شده است.
یکی از این خانهها در منطقه قُصره به یک فلسطینی دارای تابعیت آمریکا تعلق دارد.
هاکبی پنجشنبه ۲۲ مرداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اقدام کسانی که برای ارعاب و آزار این خانواده دست به چنین عمل تروریستی هولناکی زدند، نفرتانگیز است. هیچ توجیهی برای این رفتار اوباشگرانه وجود ندارد.»
او در پاسخ به انتقادها درباره سکوت واشینگتن افزود سفارت آمریکا در اورشلیم این موضوع را با جدیت پیگیری کرده و ارتش و پلیس اسرائیل به درخواست ایالات متحده برای بیرون راندن «تروریستهای اسرائیلی» دخیل در این اقدام وارد عمل شدهاند.
این موضعگیری از آن رو کمسابقه است که هاکبی همواره یکی از سرسختترین حامیان اسرائیل و پروژههای شهرکسازی بوده است.
ادامه اقدامات شهرکنشینان با وجود مداخله ارتش
ارتش اسرائیل ۲۲ مرداد اعلام کرد نیروهایش شبانه برای دومین بار به منطقه اعزام شدند، دو اردوگاه موقت شهرکنشینان را برچیدند و یک اسرائیلی را بازداشت کردند.
با وجود این، شاهدان محلی گفتند شهرکنشینان همچنان در منطقه حضور دارند.
عایشه حسن که در یکی از خانههای محاصرهشده حضور دارد، گفت: «شهرکنشینان در مناطق اطراف و روی تپه مجاور پراکنده شدهاند. تاکنون هیچکس نتوانسته مواد غذایی و دیگر اقلام ضروری را به ما برساند، زیرا ارتش منطقه را کاملا مسدود کرده است.»
عبدالعظیم وادی، شهردار قُصره، گفت ارتش اسرائیل همزمان با تعقیب شهرکنشینان، برای خانههای فلسطینیان تحت محاصره دستور تخلیه موقت صادر کرده است.
نیروهای اسرائیلی ۲۱ مرداد بخش عمده یکی از اردوگاهها را جمعآوری کرده بودند، اما شهرکنشینان با سرپیچی از دستورها و در حالی که پتو همراه داشتند، در محل باقی ماندند.
احیای یک شهرک پس از دو دهه
همزمان با تحولات نابلس، شماری از مقامهای اسرائیلی، از جمله یسرائیل کاتز، وزیر دفاع، ۲۲ مرداد بازگشایی شهرک «گانیم» در شمال کرانه باختری را جشن گرفتند.
کاتز در این مراسم گفت: «اینجا سرزمین اسرائیل است. ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند.»
این شهرک بیش از ۲۰ سال پیش در چارچوب طرح خروج اسرائیل از بخشهایی از کرانه باختری برچیده شده بود؛ طرحی که با هدف کاهش تنشها از طریق ترک مناطق پرجمعیت فلسطینینشین به اجرا درآمد.
خبرگزاری فرانسه ۲۲ مرداد نوشت دولت بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخابات آبانماه با بازسازی این شهرک موافقت کرده است.
در شرایطی که نظرسنجیها از رقابتی فشرده میان احزاب گوناگون حکایت دارند، دولت نتانیاهو میکوشد حمایت پایگاه اجتماعی راستگرایان افراطی را حفظ کند.
موضعگیری هاکبی چه اهمیتی دارد؟
انتقاد آمریکا از محاصره خانههای فلسطینیان، بهویژه از زبان هاکبی، موضوعی قابل توجه است.
هاکبی بارها از شهرکسازی یهودیان در کرانه باختری حمایت و با تشکیل کشور مستقل فلسطین مخالفت کرده است. اسرائیل از سال ۱۹۶۷ کرانه باختری را در کنترل خود دارد.
عودد رویوی، رییس پیشین شورای افرات، شهرکی در نزدیکی اورشلیم، گفت نمیتوان به هاکبی که «بزرگترین حامی جنبش شهرکسازی در آمریکا» است، برچسب «چپگرا» زد.
او افزود: «اگر دوستی واقعی مانند هاکبی ناچار شده است مشت بر میز بکوبد، همه ما باید درنگ کنیم و از خود بپرسیم چگونه راه را گم کردیم و بیدرنگ آن را اصلاح کنیم.»
خشونت شهرکنشینان اسرائیلی علیه فلسطینیان در کرانه باختری پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس بهشدت افزایش یافته است.
محسن رضایی در شرایطی به دبیری شورای عالی امنیت ملی رسیده که آینده آتشبس و احتمال گسترش دوباره جنگ، از مهمترین مسائل امنیتی پیش روی جمهوری اسلامی است.
رضایی در ماههای اخیر بارها با ادامه آتشبس مخالفت کرده و از حمله به پایگاههای آمریکا و گسترش جغرافیای درگیری سخن گفته است. اما این نخستین بار نیست که او در موقعیتی قرار میگیرد که ادامه یا توقف جنگ، بخشی از مساله تصمیمگیری است.
چهار دهه پیش، رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر و ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق دفاع کرد. در سالهای بعد نیز در مرکز فرماندهی شماری از پرهزینهترین عملیاتهای جنگ قرار داشت که برخی از این عملیاتها به اهداف اصلی خود نرسیدند و هزاران کشته، مجروح و مفقود بر جا گذاشتند.
رضایی سالها بعد درباره بعضی از همان تصمیمها بازنگری کرد و گفت اگر امکان بازگشت به آن مقاطع را داشت، تصمیم دیگری میگرفت.
اکنون که او بار دیگر به یکی از مهمترین اتاقهای تصمیمگیری امنیتی جمهوری اسلامی بازگشته، کارنامه آن تصمیمها و هزینههایشان میتواند نشان دهد که چرا سابقه فرماندهی دبیر تازه شورای عالی امنیت ملی، در شرایط کنونی اهمیت دارد.
خرمشهر تا خاک عراق
یکی از مهمترین تصمیمهای جنگ ایران و عراق پس از آزادسازی خرمشهر در خرداد ۱۳۶۱ گرفته شد: توقف در مرز یا ادامه جنگ در خاک عراق.
روایت مقامهای وقت و اظهارات خود رضایی نشان میدهد فرمانده وقت سپاه پاسداران از مدافعان ادامه عملیات و ورود نیروهای ایرانی به عراق بوده است.
سالها بعد، رضایی در این تصمیم بازنگری کرد و گفت نیروهای ایران نباید بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر وارد خاک عراق میشدند.
نخستین عملیات بزرگ ایران پس از عبور از مرز، عملیات رمضان بود؛ عملیاتی برای پیشروی در شرق بصره که به هدف اصلی خود نرسید.
بر اساس سند قرارگاه مرکزی کربلا، این عملیات یکهزار و ۵۸۰ کشته، ۱۰ هزار و ۲۰۵ مجروح و دو هزار و ۱۰۳ مفقود و اسیر برای ایران بر جا گذاشت.
این نخستین عملیات از مجموعه نبردهایی بود که تصمیمهای فرماندهی در آنها، سالها بعد نیز مورد بحث و بازنگری قرار گرفت.
عملیاتی که رضایی گفت باید متوقف میشد
چند ماه بعد، عملیات والفجر مقدماتی آغاز شد. رضایی بهعنوان فرمانده سپاه پاسداران در طراحی و هدایت عملیات نقشی محوری داشت.
عملیات به اهداف اصلی خود نرسید و بر اساس آمار مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۵۰۱ کشته، هفت هزار و ۳۱۳ مجروح و سه هزار و ۱۱۶ مفقود بر جا گذاشت.
رضایی سالها بعد درباره این عملیات گفت اگر به آن مقطع بازمیگشت، پس از مرحله نخست دستور توقف آن را صادر میکرد.
به این ترتیب، در فاصلهای کمتر از یک سال پس از آزادسازی خرمشهر، دو عملیات بزرگ در خاک عراق بدون دستیابی به اهداف اصلی پایان یافته بود؛ در حالی که فرمانده وقت سپاه پاسداران بعدها، هم درباره اصل ورود سریع به خاک عراق و هم درباره ادامه یکی از این عملیاتها تشکیک کرد.
کربلای چهار؛ عملیات لو رفته
چهار سال بعد، رضایی در مرکز تصمیمگیری یکی دیگر از مناقشهبرانگیزترین عملیاتهای جنگ قرار گرفت.
کربلای چهار در دی ۱۳۶۵ با هدف شکستن خطوط دفاعی عراق و نزدیک شدن به بصره آغاز شد، اما تنها چند ساعت بعد متوقف شد.
روایتهای منتشرشده از فرماندهان دو طرف نشان میدهد نیروهای عراقی پیشاپیش برای مقابله با حمله آماده بودند.
گفتههای فرماندهان ایرانی حاکی از آن است که نشانههایی از هوشیاری عراق پیش از آغاز یا در مراحل نخست عملیات در اختیار فرماندهی قرار گرفته بود.
بر اساس آماری که اکبر هاشمی رفسنجانی از وضعیت عملیات ثبت کرده، حدود هزار نفر کشته، سه هزار و ۹۰۰ نفر مفقود و حدود ۱۱ هزار نفر مجروح شدند.
سالها بعد، رضایی کربلای چهار را در چارچوب فریب عراق برای عملیات بعدی توصیف کرد؛ روایتی که با اعتراض خانوادههای کشتهشدگان و انتقاد برخی فرماندهان جنگ روبهرو شد.
او بعدتر توضیح داد کربلای چهار در ابتدا بهعنوان عملیات اصلی آغاز شده بود و پس از توقف، از نتیجه آن برای فریب عراق استفاده شد.
دو هفته بعد؛ کربلای پنج
تنها دو هفته پس از کربلای چهار، عملیات کربلای پنج در محور شلمچه آغاز شد.
نیروهای ایرانی بخشی از خطوط مستحکم عراق را شکستند و تا نزدیکی بصره پیشروی کردند، اما هدف راهبردی نهایی، یعنی محاصره موثر بصره، محقق نشد.
رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران، از طراحان و فرماندهان اصلی عملیات بود.
کربلای پنج به یکی از پرهزینهترین نبردهای جنگ تبدیل شد.
یک آمار تفصیلی منتسب به مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، تنها برای یگانهای سپاه پاسداران از هفت هزار و ۶۵۱ کشته، ۵۳ هزار و ۲۹۹ مجروح و سه هزار و ۵۲۹ مفقود سخن میگوید.
بخشی از مواضعی که نیروهای ایران با این هزینه در محور شلمچه به دست آوردند، کمتر از یک سال و نیم بعد در حمله ارتش عراق از دست رفت.
رمضان، والفجر مقدماتی، کربلای چهار و کربلای پنج، عملیاتهایی با شرایط و نتایج متفاوت بودند و نمیتوان تمام تلفات آنها را به تصمیم یک فرمانده نسبت داد. اما در همه آنها یک عامل مشترک وجود داشت: رضایی در مقام فرمانده سپاه پاسداران در مرکز ساختار طراحی و فرماندهی جنگ قرار داشت.
اهمیت این سابقه اکنون بیش از آنکه به ارزیابی دوباره جنگ چهار دهه قبل مربوط باشد، به مواضعی بازمیگردد که رضایی درباره جنگ امروز مطرح میکند.
از بازنگری در گذشته تا مخالفت با آتشبس امروز
رضایی در ماههای اخیر بارها مواضعی در حمایت از ادامه یا گسترش درگیری مطرح کرده است.
او در اظهار نظری در بهمن ماه گفت اگر جنگ آغاز شود، «دیگر آتشبسی در کار نخواهد بود» و در بهار تصریح کرد: «به هیچ وجه موافق ادامه آتشبس نیستم.»
سناریوهای مطرحشده از سوی او تنها به ادامه جنگ محدود نبوده است.
رضایی از گسترش حملات به کشورهای منطقه سخن گفته و ورود زمینی نیروهای آمریکا را فرصتی برای گرفتن هزاران گروگان و مطالبه یک میلیارد دلار در برابر هر نفر توصیف کرده است.
او در گفتوگو با سیانان نیز هشدار داد ادامه جنگ یا محاصره میتواند جغرافیای درگیری را به اقیانوس هند، بابالمندب، دریای سرخ و مدیترانه بکشاند و کشورهای بیشتری را که در کنار آمریکا قرار گیرند، در معرض حمله قرار دهد.
این سخنان اکنون وزن متفاوتی دارند. رضایی دیگر تنها فرمانده سابقی نیست که درباره جنگ اظهارنظر میکند؛ او دبیر شورای عالی امنیت ملی است. نهادی که در تصمیمسازی درباره مهمترین مسائل دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی نقش دارد.
دوباره در اتاق تصمیم
چهار دهه پیش، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی فرماندهان جمهوری اسلامی این بود که پس از آزادی خرمشهر، جنگ متوقف شود یا به خاک عراق کشیده شود. رضایی از ادامه جنگ دفاع کرد و ایران برای هشت سال درگیر جنگ ماند.
اکنون جغرافیای بحران از بصره و شلمچه به تنگه هرمز و بابالمندب رسیده و پرسش ادامه یا توقف جنگ بار دیگر مطرح است.
رضایی دوباره در اتاق تصمیم نشسته است؛ این بار با تجربه تصمیمهایی که هزینه آنها ثبت شده، تردیدهایی که از زبان خود او بیان شده و مواضعی که بار دیگر از پایان آتشبس و گسترش میدان جنگ میگویند.
بنیاد جک وبستر، نگار مجتهدی، خبرنگار ایراناینترنشنال، را بهعنوان برنده سال ۲۰۲۶ جایزه «بیل گود»، معتبرترین جایزه روزنامهنگاری در غرب کانادا، معرفی کرد.
بنیاد جک وبستر در بیانیهای اعلام کرد مجتهدی «با گزارشگری درباره جنگ، خشونت حکومتی و نقض حقوق بشر، آن هم اغلب با پذیرش خطرهای جدی برای امنیت شخصی خود»، به درک بهتر غرب از مسائل ایران کمک کرده است.
این بنیاد همچنین مجتهدی را که از مهاجران نسل اول است، بهدلیل مقابله با کلیشههای منفی و تبدیل شدن به الگویی برای روزنامهنگارانی که در پی بازنمایی عادلانهتر جوامع خود هستند، ستود.
جایزه بیل گود به مناسبت بازنشستگی روزنامهنگاری به همین نام پایهگذاری شد. او یکی از معتبرترین چهرههای رسانهای کانادا بود و در طول ۵۰ سال فعالیت حرفهای خود با شبکههای سیتیوی، سیکیاندبلیو و سیبیسی همکاری داشت.
برخلاف بخشهای رقابتی جوایز جک وبستر که برندگان آنها را هیات داوران تعیین میکند، برنده جایزه بیل گود بهطور مستقیم از سوی هیاتمدیره بنیاد انتخاب میشود.
برندگان پیشین این جایزه نیز از میان روزنامهنگاران رسانههای باسابقه کانادا، از جمله سیبیسی و روزنامه ونکوور سان، برگزیده شده بودند.
به گفته بنیاد جک وبستر، دریافت جوایز این بنیاد از بزرگترین افتخارات حرفهای روزنامهنگاران در غرب کانادا محسوب میشود.
این بنیاد همچنین تام زیتاروک، خبرنگار نشریه «سِری نو-لیدر»، را بهعنوان برنده جایزه یک عمر دستاورد حرفهای «بروس هاچیسون» و آن پنمن، تهیهکننده سیبیسی، را بهعنوان برنده جایزه «شلی فرالیک» معرفی کرد.
جوایز برگزیدگان ۱۱ آبان در مراسمی در ونکوور به آنان اهدا خواهد شد.
مجتهدی، گزارشگر تحقیقی، مستندساز و مجری «نگاهی برای ایران» یا Eye for Iran، پادکست هفتگی انگلیسیزبان ایراناینترنشنال، است و در استان بریتیش کلمبیا سکونت دارد.
افتخارات بینالمللی ایراناینترنشنال و خبرنگاران آن
کسب جایزه بیل گود آخرین مورد از مجموعه افتخارات بینالمللی ایراناینترنشنال و روزنامهنگاران آن در کمتر از دو سال گذشته است.
آبان ۱۴۰۴، «شبکه رهبری فراآتلانتیک» در واشینگتن جایزه آزادی رسانه را به پاس فعالیتهای مجتهدی در گزارشگری بینالمللی به او اهدا کرد. مسیح علینژاد، روزنامهنگار مخالف جمهوری اسلامی، از دریافتکنندگان پیشین این جایزه بود.
ایراناینترنشنال نیز در همان مراسم مورد تقدیر قرار گرفت.
ایراناینترنشنال ۱۹ اردیبهشت موفق شد در چهار بخش، جوایز رسانههای دیجیتال خاورمیانه انجمن جهانی ناشران اخبار (WAN-IFRA) را از آن خود کند.
دو جایزه به ربات امن تلگرامی ایراناینترنشنال تعلق گرفت که به شهروندان ایرانی امکان میدهد تصاویر و گزارشهای خود را از داخل کشور ارسال کنند. نقشه تعاملی جنگ ۱۲ روزه و پوشش خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز دو جایزه دیگر را به خود اختصاص دادند.
ربات تلگرامی به مرحله جهانی رقابتها راه یافت و ایراناینترنشنال نیز در زمره موفقترین رسانههای خاورمیانه قرار گرفت.
۲۷ اردیبهشت، مستند کوتاه «هنر مقاومت»، تولید شرکت مادر ایراناینترنشنال، ولانت مدیا، جایزه بهترین مستند کوتاه جشنواره فیلم «خانه سینمای سوئد» را از آن خود کرد. مهران عباسیان، خبرنگار ایراناینترنشنال و کارگردان این اثر، نیز برنده جایزه بهترین کارگردانی شد.
پژوهشی تازه نشان میدهد مغز سگها میتواند برخی حالتهای منفی چهره انسان را از یکدیگر تشخیص دهد. اسکنهای مغزی حاکی از آن است که سگها چهرههای هراسان را از چهرههای خشمگین یا غمگین متمایز میکنند، هرچند بر اساس یافتههای موجود ظاهرا میان خشم و غم تفاوتی قائل نمیشوند.
به گزارش روزنامه گاردین، پژوهشگران با نمایش تصاویری از حالتهای گوناگون چهره انسان، فعالیت بخشهای مختلف مغز سگها را بررسی کردند.
لورا کوایا، از نویسندگان این پژوهش در دانشگاه وین، گفت مطالعات رفتاری پیشین نشان داده بودند سگها قادرند برخی حالتهای چهره انسان را از یکدیگر بازشناسند.
با این حال، در اغلب این مطالعات تنها دو حالت، یکی مثبت و دیگری منفی، همزمان بررسی میشد و روشن نبود آیا سگها میتوانند حالتهای مختلف چهره را که بار عاطفی مشابهی دارند، از یکدیگر تشخیص دهند یا نه.
اکنون یافتههای کوایا و همکارانش حاکی از آن است که مغز سگها نه تنها چهرههای شاد را از حالتهای منفی متمایز میکند، بلکه قادر است میان برخی حالتهای منفی نیز تفاوت بگذارد و ترس را از خشم یا غم بازشناسد.
کوایا گفت این نخستین بار است که نشان داده میشود مغز سگها میتواند حالتهایی با بار عاطفی یکسان را از یکدیگر متمایز کند.
بررسی واکنش مغزی سگها
پژوهشگران در مقالهای که در نشریه علمی «آیساینس» منتشر شد، توضیح دادند این آزمایشها روی سگهای خانگی انجام شده است. این سگها آموزش دیده بودند بدون اجبار، در حالت بیداری و بدون مهار حرکتی، داخل دستگاه امآرآی بیحرکت دراز بکشند.
در نخستین آزمایش، به هشت سگ پنج مجموعه چهره شاد و پنج مجموعه چهره خنثی نشان داده شد. هر مجموعه شامل چهار عکس از افرادی ناآشنا بود که جنسیتشان با مراقب اصلی سگ یکسان بود. این فرایند برای هر سگ پنج بار تکرار شد.
نتایج حاکی از آن بود که هنگام نمایش چهرههای شاد، در مقایسه با چهرههای خنثی، فعالیت بخشهای مشخصی از مغز سگها افزایش مییابد.
به گزارش گاردین، این نواحی با پردازش پیشرفته دیداری، تعاملات اجتماعی و دریافت پاداش ارتباط دارند و افزایش فعالیت آنها نشان میدهد مغز سگها چهره شاد را محرکی مثبت تلقی کرده است.
پژوهشگران سپس دومین آزمایش امآرآی را با شرکت ۱۲ سگ انجام دادند. این بار مجموعههای تازهای از چهرههای ناآشنا با چهار حالت شادی، غم، ترس و خشم به سگها نشان داده شد.
محققان با کمک یادگیری ماشینی، فعالیت نواحی مغزی شناساییشده در آزمایش نخست را تحلیل کردند. نتایج حاکی از آن بود که از روی این فعالیتها میتوان چهرههای شاد را از هر یک از حالتهای منفی تشخیص داد، اما تمایز میان حالتهای منفی مختلف ممکن نبود.
با این حال، بررسی فعالیت کل مغز سگها تصویر متفاوتی ارائه کرد. پژوهشگران دریافتند چهرههای غمگین و هراسان و همچنین چهرههای خشمگین و هراسان، الگوهای متفاوتی از فعالیت را در بخشهای گوناگون مغز ایجاد میکنند.
در مقابل، واکنش مغز سگها به چهرههای خشمگین و غمگین تفاوت مشخصی نداشت.
آیا زبان بدن حلقه مفقوده است؟
رائول هرناندز پرز، نویسنده اصلی پژوهش، گفت حالتهای منفی گوناگون ممکن است واکنشهای متفاوتی در سگها برانگیزند، زیرا هر یک بیانگر نوع متفاوتی از تهدید است.
به گفته پژوهشگران، تشخیص دو حالت چهره با بار عاطفی مشابه، یعنی دو حالت مثبت یا دو حالت منفی، احتمالا برای سگها دشوارتر است. آنها همچنین ممکن است برای تمایز میان خشم و غم به نشانههای بیشتری، از جمله زبان بدن، نیاز داشته باشند.
گاردین در ادامه نوشت این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت. شمار سگهای مورد بررسی اندک بود، بیشتر آنها به نژاد بوردر کولی تعلق داشتند و همه سالم و فاقد مشکلات رفتاری بودند.
کوایا گفت یافتههای این مطالعه میتواند کاربرد عملی داشته باشد. برای نمونه، ابراز شادی هنگام آموزش سگ ممکن است به بهبود روند یادگیری آن کمک کند.
بریجت والر، استاد تکامل و رفتار اجتماعی در دانشگاه ناتینگهام ترنت، نتایج پژوهش را «جالب توجه» خواند و گفت این یافتهها نشان میدهد فرایند اهلی شدن چگونه سگها را برای درک رفتار انسانها آماده کرده است.
او افزود: «لبخند رایجترین حالت چهره انسان است و نقشی حیاتی در تعاملات اجتماعی ما دارد؛ بنابراین منطقی است که سگها توانایی ویژهای برای تمایز آن از دیگر حرکات چهره پیدا کرده باشند.»
محمدرضا کنعانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران، اعلام کرد تراز آب دریای خزر سالانه حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر کاهش مییابد و این پهنه آبی اکنون به پایینترین تراز خود در حدود ۲۰۰ سال اخیر رسیده است.
کنعانی پنجشنبه ۲۲ مرداد در گفتوگو با خبرنگاران، تغییرات اقلیمی، افزایش دما و تشدید تبخیر را از عوامل اصلی بیلان منفی آب خزر دانست و گفت طی دو دهه گذشته دمای آب خزر حدود ۱.۵ درجه افزایش یافته و میزان تبخیر نیز ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر شده است.
او هشدار داد ادامه این روند افزون بر پیامدهای زیستمحیطی میتواند معیشت جوامع محلی، زیرساختهای ساحلی و زیستبومهای وابسته به خزر، از جمله تالابها، را با مخاطرات جدی مواجه کند.
به گفته کنعانی، حدود ۲۵ درصد آب خزر از بارشها و ۷۵ درصد آن از رودخانهها تامین میشود.
در این میان، رودخانه ولگا مهمترین منبع تغذیه دریای خزر است و به تنهایی حدود ۸۰ درصد آب ورودی آن را تامین میکند.
پیشتر نیز شینا انصاری، رییس سازمان حفاظت محیط زیست، به مناسبت ۲۱ مرداد، روز ملی دریای خزر، اعلام کرد تراز آب خزر طی یک دهه گذشته حدود ۲ تا ۲.۵ متر کاهش یافته و این پدیده به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی منطقه تبدیل شده است.
او تغییرات اقلیمی و کاهش آب ورودی رودخانهها را از عوامل این بحران برشمرد و هشدار داد در صورت نبود همکاری جمعی برای مهار آن، پیامدهای گستردهای متوجه اکوسیستم خزر، بنادر، معیشت جوامع ساحلی و ساکنان منطقه خواهد شد.
نام دریای خزر و سهم ایران از آن در روزهای اخیر بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی و رسانهها قرار گرفته است.
حسینعلی حاجیدلیگانی، نایبرییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی، ۱۹ مرداد از «عجله» دولت جمهوری اسلامی برای تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر انتقاد کرد و گفت این اقدام عملا سهم ایران را از ۲۰ تا ۲۵ درصد به ۳.۵ تا پنج درصد کاهش میدهد.
گسترش آلودگیها، تهدیدی جدی برای زیستبوم خزر
خبرگزاری ایسنا ۲۱ مرداد گزارش داد تشدید آلودگیها، کاهش ذخایر آبزیان، تخریب زیستگاهها و افت تراز آب، آینده دریای خزر را به خطر انداخته است؛ پهنهای آبی که هم نقشی حیاتی در اقتصاد و معیشت جوامع ساحلی دارد و هم زیستگاه گونههای منحصر به فرد است.
تورج صادقی، رییس اداره حفاظت از زیستبوم دریایی ادارهکل محیط زیست استان گیلان، در گفتوگو با ایسنا، ورود فاضلابهای شهری و صنعتی، تخلیه پسماندها، نشت فرآوردههای نفتی، مصرف بیرویه کودها و سموم شیمیایی در کشاورزی و صید غیرمجاز را از مهمترین عوامل تخریب محیط زیست خزر دانست.
او گفت بسیاری از شهرهای حاشیه خزر فاقد سامانه تصفیه فاضلاب شهریاند و رودخانهها نیز سالانه هزاران تن پسماند و فاضلاب خانگی، صنعتی و نفتی را وارد دریا میکنند.
صادقی هشدار داد ورود این آلایندهها کیفیت آب را کاهش میدهد، تعادل اکولوژیکی را بر هم میزند، زیستگاههای طبیعی را تخریب میکند و به افزایش تلفات آبزیان و پرندگان میانجامد.
به گفته او، دریای خزر زیستگاه گونههایی همچون ماهیان خاویاری، فوک خزری و پرندگان مهاجر است، اما گسترش آلودگیهای زیستمحیطی در دهههای اخیر پایداری این اکوسیستم منحصربهفرد را به خطر انداخته است.
بحران خزر تنها یکی از پیامدهای سیاستگذاری ناکارآمد جمهوری اسلامی، فساد ساختاری، بیتوجهی نهادینه و کمبود بودجه در حوزه محیط زیست است.
آلودگی شدید هوا، برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، آتشسوزی جنگلها و تخریب و آلودگی فزاینده زیستبومها از مهمترین نمودهای بحران محیط زیست در ایران محسوب میشوند.