مسعود پزشکیان و حسین طائب، رییس جدید سازمان بسیج، دیدار کردند


مسعود پزشکیان چهارشنبه ۲۱ مرداد در نشست «هیات اندیشهورز بسیج جامعه پزشکی» با حسین طائب، رییس جدید سازمان بسیج دیدار کرد.
مسعود پزشکیان در این نشست گفت: «جنگ کنونی پیچیدهتر از گذشته است و دشمن به دنبال فروپاشی از داخل کشور است.»
بر اساس احکام صادرشده از سوی مجتبی خامنهای در روز دوشنبه، ریاست سازمان بسیج به حسین طائب سپرده شد.
طائب پیشتر ریاست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و همچنین سمت مشاور عالی فرمانده کل سپاه را بر عهده داشت.






برخورد با کسبوکارها بهدلیل رعایت نکردن حجاب اجباری و آنچه مقامهای جمهوری اسلامی «هنجارشکنی» و «عدم رعایت شئونات» میخوانند، با موج تازهای همراه شده است. از ابتدای مرداد، دهها کافه، رستوران، فروشگاه، باشگاه ورزشی و مجموعه فرهنگی در شهرهای مختلف ایران پلمب شدهاند.
بررسیهای ایراناینترنشنال نشان میدهد از ابتدای مرداد تا صبح چهارشنبه ۲۱ مرداد، دستکم ۴۲ مورد پلمب واحدهای صنفی، فرهنگی و ورزشی در شهرهای مختلف ایران گزارش شده است. این رقم از جمعبندی مواردی به دست آمده که در این بازه زمانی بهطور جداگانه گزارش شدهاند.
این پلمبها در آباده، اردبیل، بابل، بجنورد، بروجرد، بیرجند، تنکابن، تهران، خمین، دزفول، سمنان، قائنات، کرمان، مشهد، مینودشت، یاسوج و یزد گزارش شدهاند و کافهها و کافهرستورانها، باشگاههای ورزشی، فروشگاهها و یک مجموعه فرهنگی را در بر میگیرند.
سایت حقوق بشری هرانا اواخر اسفند ۱۴۰۴ بر اساس آمار سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گزارش داد در آن سال دستکم ۱۹۱ مورد پلمب اماکن تجاری و صنفی ثبت شده است.
به این ترتیب، ۴۲ مورد ثبتشده تنها در سه هفته نخست مرداد، حدود ۲۲ درصد، یا بیش از یکپنجم کل موارد گزارششده در سراسر سال گذشته را تشکیل میدهد.
موارد پلمب در مرداد
در تازهترین موارد، صداوسیما چهارشنبه ۲۱ مرداد از پلمب یک عینکفروشی در قائنات خبر داد و نوشت این واحد صنفی پیشتر نیز اخطار دریافت کرده بود. همان روز، کافه «یین یانگ» در خمین و فروشگاه لباس زنانه «مزون شبنم» در کرمان پلمب شدند.
۲۰ مرداد نیز کافهرستوران «بُل» در ولنجک تهران پلمب شد. در همان روز، حسین سالاری، معاون دادستان اردبیل، از پلمب سه کافیشاپ و بازداشت ۱۶ نفر در ارتباط با این واحدها خبر داد.
سالاری همچنین از تشدید نظارت بر کافهها خبر داد و گفت دادستانی طی روزهای آینده با فروش لباسهایی که به گفته او «خلاف شرع» است یا «عفت عمومی» را جریحهدار میکند، برخورد خواهد کرد.
سه کافه در مشهد، بجنورد و بیرجند نیز ۱۹ مرداد پلمب شدند. تنها نام یکی از آنها، کافهرستوران «آرکیا» در بجنورد، در گزارشها اعلام شده است.
۱۸ مرداد، اداره نظارت بر اماکن مینودشت کافه «ژوان» را پلمب کرد و ۱۴ مرداد نیز کافهکتاب «ارغوان» در مشهد پلمب شد.
از باشگاههای ورزشی تا شهر کتاب
دو باشگاه ورزشی در بروجرد ۱۳ مرداد با دستور قضایی پلمب و برای آنها پرونده تشکیل شد. همان روز، خبر پلمب مجموعه «شهر کتاب» بابل از سوی اداره نظارت بر اماکن عمومی و با دستور قضایی منتشر شد.
۱۱ مرداد، پنج واحد صنفی در آباده پلمب شدند و متصدی یک کافه نیز بازداشت شد. فرماندهی انتظامی این شهرستان اعلام کرد در بازرسی از ۲۷ باغتالار، کافه و کافهرستوران، برای ۱۱ واحد اخطار پلمب صادر شده است. مجوز فعالیت کافه مربوط نیز با دستور قضایی لغو و متصدی آن از فعالیت در این رسته منع شد.
همان روز، چهار باشگاه ورزشی زنان در یزد نیز با مجوز قضایی پلمب شدند.
هفت مرداد، یک واحد صنفی در استان سمنان پلمب و گرداننده صفحه مجازی آن به پلیس احضار شد. سوم مرداد نیز یک فروشگاه مواد غذایی در یاسوج پلمب و یک فعال فضای مجازی در ارتباط با این پرونده به دادسرا احضار شد.
دوم مرداد، کافهرستوران «کاسپین» در تنکابن پس از انتشار ویدیویی از مراسم تماشای دیدار پایانی جام جهانی پلمب شد. اول مرداد نیز دادستان دزفول از پلمب ۱۵ کافه و قلیانسرا خبر داد.
حجاب اجباری، محتوای مجازی و افزایش ۲۰ برابری پلمبها در مشهد
دلایل اعلامشده برای این برخوردها طیف گستردهای را در بر میگیرد؛ از رعایت نکردن حجاب اجباری و آنچه مقامها «عدم رعایت شئونات اسلامی»، «هنجارشکنی»، «ترویج بیبندوباری» و «خدشهدار کردن عفت عمومی» میخوانند تا انتشار محتوای اینستاگرامی و آنچه «تمسخر حجاب اسلامی» و انتشار محتوای «مغایر با شئونات» در فضای مجازی عنوان شده است.
در برخی موارد دلایل دیگری نیز مطرح شده است. معاون دادستان اردبیل «دایر کردن بساط قمار» و «ترویج فساد» را نیز در شمار دلایل پلمب سه کافیشاپ این شهر قرار داد.
درباره یک کافه در مشهد نیز مواردی مانند درج نشدن نوشیدنی ماچا در نرخنامه و نداشتن «سیب سلامت» برای کیک و دسر مطرح شد و پلیس در یزد علت پلمب چهار باشگاه ورزشی زنان را بدون ارائه جزئیات «تخلفات انتظامی» عنوان کرد.
آمار منتشرشده درباره مشهد ابعاد گستردهتری از برخورد با کسبوکارها را نشان میدهد.
محسن صیادی، مدیر بازرسی و نظارت بر اصناف مشهد، ۱۶ مرداد اعلام کرد در چهار ماه نخست سال جاری ۱۰۴ واحد صنفی در این شهر پلمب شدهاند؛ در حالی که در مدت مشابه سال گذشته این رقم تنها پنج واحد بود.
به گفته صیادی، شمار واحدهای پلمبشده در مشهد در این مدت حدود ۲۰ برابر شده است.
فشار همزمان بر کسبوکارها و فضای مجازی
گزارش هرانا در ۱۰ مرداد نیز نشان میدهد دامنه این برخوردها به پلمب واحدهای صنفی محدود نبوده است.
این سایت حقوق بشری در بررسی رخدادهای ۲۰ تیر تا ۱۰ مرداد، از پلمب دستکم ۲۳ واحد صنفی، مسدود یا توقیف شدن دستکم ۷۲ صفحه و حساب در شبکههای اجتماعی و الزام گردانندگان ۲۱ صفحه به انتشار تعهدنامه خبر داد.
برخوردها طیف گستردهای از بلاگرها و تولیدکنندگان محتوا تا ورزشکاران، هنرمندان، فعالان مد و زیبایی، کسبوکارهای اینترنتی، آژانسهای گردشگری، کافهها و دیگر واحدهای صنفی را در بر گرفته است.
در شماری از موارد، مسدودسازی صفحه، حذف محتوا، گرفتن تعهد و پلمب محل کسب همزمان یا در فاصله کوتاهی از یکدیگر انجام شده است.
این گزارش همچنین از «شناسایی و پاکسازی» ۵۶ صفحه اینستاگرامی در قزوین و حذف سه هزار و ۲۵۸ محتوا از صفحات متعلق به ۳۲ واحد صنفی در رشت خبر داد؛ مواردی که به دلیل مشخص نبودن نام صفحات یا نوع دقیق اقدام، در آمار موارد مشخص هرانا محاسبه نشدهاند.
فشار اقتصادی و سابقه برخورد سیاسی با کافهها
بحران اقتصادی در ایران نیز کافهها و فرهنگ کافهنشینی را تحت فشار قرار داده است. تا چند ماه پیش، تنها در تهران حدود شش هزار کافه در اندازههای مختلف فعال بودند، اما کاهش قدرت خرید مردم ادامه فعالیت بسیاری از آنها را دشوار کرده است.
در ماههای اخیر، کتابفروشیها نیز با موج تعطیلی و تغییر کاربری روبهرو شدهاند؛ روندی که فشارهای اقتصادی بر ناشران، فروشندگان و شهروندان در شهرهای مختلف کشور به آن دامن زده است.
در کنار فشار اقتصادی، برخورد با کافهها و دیگر کسبوکارها به دلایل سیاسی و امنیتی نیز سابقه دارد.
در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و پیش از آن، همزمان با خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از کسبوکارهایی که در اعتصابها شرکت کرده یا از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی حمایت کرده بودند، پلمب شدند.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، ۱۷ مرداد گزارشها درباره رفع پلمب کافههای متعلق به صادق ساعدینیا، مدیرعامل «املاک و صنایع ساعدینیا»، را رد کرد. ساعدینیا پیشتر به دلیل حمایت از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بازداشت و محاکمه شده بود.
جهانگیر گفت ساعدینیا تا زمان بررسی فرجامخواهی و اعلام نظر نهایی دیوان عالی کشور، رسما از فعالیت در حوزه کافهداری محروم است.
این روند نشان میدهد پلمب کسبوکارها همچنان برای اجرای حجاب اجباری، برخورد با محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و مجازات واحدهایی که از اعتراضات حمایت میکنند، به کار گرفته میشود.
ادامه این برخوردها در شرایطی است که بسیاری از همین کسبوکارها همزمان با کاهش قدرت خرید مردم و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد جمهوری اسلامی گزارش داد هیچ مذاکرهای میان تهران و واشینگتن برای تمدید آتشبس ۶۰ روزه در جریان نیست، زیرا از دید حکومت ایران، توافق آتشبس تاریخ شروع مشخصی نداشته و در نتیجه، چیزی برای تمدید وجود ندارد.
این منبع چهارشنبه ۲۱ مرداد گفت: «صحبتی از تمدید در میان نیست، زیرا از نظر ایران هیچ دورهای آغاز نشده است که بتوان آن را تمدید کرد. ایالات متحده ۴۸ ساعت پس از دستیابی به توافق موقت، آن را نقض کرد و چند روز بعد نیز از آن خارج شد.»
او افزود یکی از موضوعهایی که از طریق میانجیها بررسی میشود، بازگشت آمریکا به توافق موقت و تعیین جدول زمانی برای اجرای تعهدات است، اما در این زمینه «مطلقا هیچ پیشرفتی» حاصل نشده است.
این اظهارات ساعاتی پس از آن مطرح شد که خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از منابع دولتی پاکستان گزارش داد تهران و واشینگتن بر سر تمدید آتشبس ۶۰ روزه در چارچوب یادداشت تفاهم اسلامآباد توافق کردهاند.
تهران و واشینگتن ۲۵ خرداد بر سر خاتمه جنگ به تفاهم دست یافتند، اما تنشهای منطقهای پس از آن ادامه یافت.
۱۷ تیر، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مقامهای جمهوری اسلامی را «متقلب»، «دروغگو» و «بیمار» خواند و با اشاره به حملات سپاه پاسداران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، از پایان آتشبس با تهران خبر داد.
طبق یادداشت تفاهم، برقراری آتشبس در لبنان و تضمین آزادی کشتیرانی در خلیج فارس از جمله شروطی بودند که باید پیش از ورود به مرحله بعدی مذاکرات بر سر پرونده هستهای و لغو تحریمهای جمهوری اسلامی تحقق مییافتند.
ادامه لفاظیهای مقامهای حکومت ایران
در روزهای اخیر، مقامهای جمهوری اسلامی بر شدت لفاظیهای تهدیدآمیز خود علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای منطقه افزودهاند.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، ۲۱ مرداد در مصاحبهای اعلام کرد انتصاب محسن رضایی به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، حامل «پیامی خاص» برای آمریکا است.
۲۰ مرداد، سیانان گزارش داد انتصاب شش چهره تندرو در سمتهای ارشد نظامی و امنیتی از سوی مجتبی خامنهای، از حرکت حکومت به سوی سیاست خارجی تهاجمیتر و تشدید فضای امنیتی در داخل ایران حکایت دارد.
رضایی ۲۰ مرداد در دیدار با سفیر چین در تهران تهدید کرد تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط جمهوری اسلامی را نپذیرد، تنگه هرمز بازگشایی نخواهد شد.
او اضافه کرد: «آمریکا باید جنگ را پایان دهد، پولهای مسدودشده ایران را بپردازد و جنگ در کل منطقه از جمله لبنان و غزه پایان یابد. شروط دیگر تهران نیز از طریق واسطهها به آنها منتقل شده است.»
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که پیش از آغاز جنگ ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد.
بهدنبال گسترش دامنه تنشها و ورود حوثیهای یمن به درگیریهای منطقهای، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز به کانون نگرانیهای امنیتی تبدیل شدهاند.
آژانس بینالمللی انرژی ۲۱ مرداد هشدار داد تشدید درگیریها و اختلال در کشتیرانی در تنگههای هرمز و بابالمندب، بازار جهانی نفت را در سهماهه سوم سال جاری میلادی با کسری روزانه ۱.۸ میلیون بشکه روبهرو خواهد کرد و ذخایر نفت با سرعتی بیش از دو برابر برآورد قبلی کاهش خواهد یافت.
این نهاد پیشبینی کرد کسری عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ به بالاترین سطح در پنج سال گذشته برسد.
همزمان، افزایش قیمت سوخت به کاهش تقاضای جهانی انجامیده و انتظار میرود مصرف نفت در سال جاری روزانه ۱.۶ میلیون بشکه افت کند.
یکی از انتخابهای مجتبی خامنهای در تغییرات فرماندهی نیروهای مسلح، کیومرث حیدری است؛ فرمانده پیشین نیروی زمینی ارتش که به جانشینی رییس ستاد کل نیروهای مسلح رسیده و حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، بخشی از کارنامه اوست. حیدری برای این کارنامه، نشان نظامی نیز دریافت کرده است.
انتصاب او همزمان با پنج انتصاب دیگر در سطوح عالی ستاد کل نیروهای مسلح و سپاه پاسداران اعلام شد.
رد این مسیر را میتوان از سوریه دنبال کرد؛ زمانی که حیدری هنوز جانشین فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بود.
اسفند ۱۳۹۴، حیدری از تیمهای آماده اعزام به سوریه بازدید و آنها را بدرقه کرد. چند ماه بعد، حضور نیروهای ارتش، از جمله تکاوران تیپ ۶۵ نوهد، در سوریه علنی شد.
این نخستین بار بود که حضور نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در جنگ سوریه به این شکل آشکار میشد؛ میدانی که تا آن زمان حضور نظامی حکومت ایران در آن بیش از همه با نیروی قدس سپاه پاسداران و نیروهای نیابتی شناخته میشد.
آبان ۱۳۹۵، چند ماه پس از علنیشدن حضور نیروهای ارتش در سوریه، فرماندهی نیروی زمینی به حیدری سپرده شد.
حیدری بعدها نه تنها از این حضور دفاع کرد، بلکه جزییاتی از نقش نیروهای تحت فرمان خود در سوریه ارائه داد. او سال ۱۳۹۹ گفت توپخانه نیروی زمینی ارتش در این کشور حضور داشته و در «نبرد با داعش» عملیات انجام داده است.
به این ترتیب، حضور ارتش در سوریه تنها به اعزام تکاوران محدود نبود و بخشی از توان رزمی نیروی زمینی نیز وارد این جنگ شده بود.
ماموریتهای برونمرزی نیروهای تحت فرمان حیدری به سوریه محدود نماند.
او بعدها تایید کرد نیروی زمینی ارتش در جریان «مقابله با داعش» وارد اقلیم کردستان عراق شده و در آن سوی مرز ایران قرارگاهی ایجاد کرده بود؛ اقدامی که به گفته حیدری، با هدف «مقابله با داعش پیش از رسیدن این گروه به مرزهای ایران» انجام شد.
تیرماه سال جاری نیز رسانهها در ایران گزارشی درباره ۱۱ عملیات تیپ ۶۵ نوهد در مناطق سلیمانیه و اربیل منتشر کردند؛ گزارشی که در آن از کشتهشدن هشت فرمانده میانی گروههای مخالف جمهوری اسلامی و انهدام سه مقر آنها به دست تکاوران ارتش خبر داده شد.
با این حال، روشنترین سند درباره جایگاه حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در کارنامه حیدری، نه این گزارشها، بلکه اعلام رسمی خود ارتش است.
حیدری و نشان درجه یک فتح
سال ۱۴۰۰، علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، نشان درجه یک فتح را به حیدری اعطا کرد. روابط عمومی ارتش در تشریح دلایل اعطای این نشان، صراحتا «پشتیبانی از نیروهای جبهه مقاومت» را در کارنامه فرمانده نیروی زمینی ذکر کرد؛ اصطلاحی که جمهوری اسلامی برای نیروهای نیابتی و همپیمانان خود در منطقه به کار میبرد.
نشان فتح از نشانهای نظامی جمهوری اسلامی است که فرمانده کل نیروهای مسلح آن را به فرماندهان و نیروهایی با عملکرد برجسته نظامی اعطا میکند.
قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده نیروی قدس سپاه پاسداران، نیز پیشتر درجات مختلف این نشان را دریافت کرده بود.
به این ترتیب، حمایت از نیروهای نیابتی دیگر صرفا نتیجهای نبود که از حضور نیروهای ارتش در سوریه یا عراق گرفته شود؛ خود ارتش آن را بهعنوان بخشی از کارنامه حیدری ثبت کرده بود و فرمانده کل قوا نیز برای همین مجموعه عملکرد به او نشان درجه یک فتح داده بود.
چابکسازی نیروی زمینی چه شد؟
اما در همان دورهای که حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی به بخش برجستهای از کارنامه حیدری تبدیل شد، طرح چابکسازی بخشی از نیروی زمینی به اهداف خود نرسید.
«طرح ثامن» با ایجاد تیپهای مستقل قرار بود تحرک، انعطافپذیری و سرعت عمل نیروی زمینی را افزایش دهد. با این حال، پژوهشی تخصصی که سال ۱۴۰۰ منتشر شد، نشان داد دستکم در تیپهای مستقل زرهی، این اهداف محقق نشده است.
پژوهشگران به مشکلاتی از جمله فرسودگی تجهیزات، کمبود نیروی متخصص و کاستیهای پشتیبانی اشاره کردند و نتیجه گرفتند پاسخگویی، انعطافپذیری و سرعت عمل مورد انتظار در این تیپها به دست نیامده است.
در نتیجه، تصویری دوگانه از بخشی از دوره فرماندهی حیدری شکل گرفت: در داخل، چابکسازی تیپهای مستقل زرهی به نتیجه مورد انتظار نرسید؛ در خارج از مرزها، حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی چنان در کارنامه فرمانده نیروی زمینی برجسته شد که در شمار دلایل اعطای نشان فتح به او قرار گرفت.
این کارنامه مانعی برای ادامه مسیر حیدری در سلسلهمراتب نظامی نبود.
آذر ۱۴۰۴، پس از حدود ۹ سال فرماندهی نیروی زمینی، او به جانشینی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا رسید؛ قرارگاهی که خود حیدری بعدها آن را، پس از فرمانده کل قوا، بالاترین رده طراحی و هدایت جنگ و عملیات توصیف کرد.
اکنون همان فرمانده که نشان فتح را از خامنهای پدر دریافت کرد، از انتخابهای خامنهای پسر در بازآرایی تازه راس نیروهای مسلح است.
حیدری از بدرقه نیروهای اعزامی به سوریه به فرماندهی نیروی زمینی، سپس به قرارگاه خاتم و در نهایت به جانشینی ستاد کل رسیده است.
حمایت از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی اکنون با ارتقای حیدری به یکی از بالاترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح پیوند خورده است؛ جایی که حوزه مسئولیت او دیگر به نیروی زمینی ارتش محدود نیست.
حمله حوثیهای یمن به یک کشتی در بابالمندب شش کشته بر جای گذاشت. کارشناسان میگویند تشدید حملات حوثیها نه گشایش جبههای تازه در جنگ ایران، بلکه همزمانی دو مناقشه است که طی آن، این گروه نیابتی جمهوری اسلامی ضمن پیگیری اهداف خود، فشار بر دشمنان تهران را نیز افزایش میدهد.
تحلیلگران درباره میزان دخالت مستقیم تهران و دلایل ازسرگیری فعالیت حوثیها پس از آنکه این گروه تا حد زیادی از جنگ ایران دور مانده بود، اختلاف نظر دارند.
با این حال، چه تهران مستقیما حوثیها را هدایت کند و چه از تصمیمهای مستقل آنها سود ببرد، ازسرگیری حملات این گروه فشار بیشتری بر رقبای جمهوری اسلامی، بهویژه عربستان سعودی، وارد میکند.
حوثیها ۲۰ مرداد کشتی باری «تهامه» با پرچم تانزانیا را در تنگه بابالمندب با موشک هدف قرار دادند.
به گفته مقامهای یمنی، در این حمله چهار تن از خدمه کشتی و دو عضو نیروهای مقاومت ملی همسو با دولت یمن کشته شدند.
شبکه المسیره، وابسته به حوثیها، سپس اعلام کرد این گروه کشتی دیگری را نیز در بابالمندب هدف قرار داده که حامل «تجهیزات نظامی» عربستان سعودی بوده است.
حوثیها جنگ خود را دنبال میکنند
به نظر میرسد بازگشت حوثیها به عملیات تهاجمی، پیش از هر چیز ریشه در محاسبات خود این گروه در داخل یمن داشته باشد.
کامران بخاری، پژوهشگر ارشد شورای سیاستگذاری خاورمیانه و تحلیلگر راهبردی، «محور مقاومت» جمهوری اسلامی را به یک مجموعه تجاری تشبیه کرد که برخی گروههای آن مانند شرکتهای زیرمجموعه تحت کنترل تهران عمل میکنند، در حالی که حوثیها بیشتر به یک مجموعه مستقل تحت همان برند شباهت دارند.
بخاری به ایراناینترنشنال گفت: «آنها هر وقت تشخیص دهند ورود به یک درگیری و مشارکت در آن به نفعشان است، وارد عمل میشوند. اینطور نیست که ایران بگوید بپر و آنها بپرسند چقدر؟»
برای ماهها، به نظر میرسید حوثیها تا زمانی که مسیر جنگ ایران نامشخص بود، ترجیح میدادند از آن دور بمانند.
این محاسبه پس از رویارویی بر سر یک هواپیمای ایرانی که عازم مناطق تحت کنترل حوثیها بود، تغییر کرد.
پس از آنکه این هواپیما برای فرود در یمن تلاش کرد، عربستان سعودی فرودگاه را هدف قرار داد؛ رخدادی که به آغاز دور تازهای از حملات میان حوثیها و ریاض انجامید.
تشدید تنشها همزمان با افزایش فعالیت نیروهای حکومتی مورد حمایت عربستان سعودی و جداییطلبان جنوب یمن مورد حمایت امارات متحده عربی صورت گرفته است.
بخاری درباره محاسبات کنونی حوثیها گفت: «چیزی که میخواهم بگویم این است که همه اینها داخلی است. هیچ ارتباطی با ایران ندارد.»
با این حال، این مناقشه در شرایطی جریان دارد که جنگ ایران معادلات منطقه را تغییر داده است.
اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز پیشتر فشار بر عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس را افزایش داده است.
ازسرگیری فعالیت حوثیها در بابالمندب نیز ریاض را با تهدیدهایی در دو آبراه حیاتی روبهرو کرده است.
ریاض همچنین در تلاش است سازوکار امنیتی گستردهتری برای خود ایجاد کند. پیمان دفاعی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه که بهتازگی امضا شده، میتواند در مقابله با این تهدیدها حمایت منطقهای بیشتری برای ریاض فراهم کند.
این شرایط ممکن است حوثیها را ترغیب کند پیش از تقویت این سازوکار، فشار بر ریاض را افزایش دهند.
بخاری گفت: «حوثیها میخواهند پیش از آنکه این شبکه شکل بگیرد، از سعودیها امتیاز بگیرند.»
به گفته او، هدف نهایی حوثیها همچنان تبدیل شدن به قدرت سیاسی و نظامی مسلط در یمن و وادار کردن ریاض به پذیرش این واقعیت است که نمیتوان آنها را بهسادگی حذف کرد.
جمهوری اسلامی سود میبرد
پیگیری اهداف مستقل حوثیها به این معنا نیست که تهران صرفا نظارهگر است.
فاطمه الاسرار، متخصص امور یمن و ایران، معتقد است فشار تازه حوثیها بیش از پیش با راهبرد گستردهتر جمهوری اسلامی علیه آمریکا پیوند خورده است.
الاسرار به ایراناینترنشنال گفت: «البته که آنها [جمهوری اسلامی] حوثیها را امتداد خود میدانند. دیگر این موضوع را پنهان نمیکنند.»
او در این زمینه به مواضع مقامهای جمهوری اسلامی اشاره کرد که فشار در تنگه هرمز و بابالمندب را به یکدیگر مرتبط میکنند.
الاسرار گفت تهران خستگی فزاینده آمریکا از جنگ ایران را از نزدیک دنبال میکند و انتخابات میاندورهای آتی را فرصتی برای تشدید فشار بر واشینگتن میبیند.
او افزود: «آنها بسیار شفاف و حسابشده عمل میکنند و از حوثیها در این جبهه بهره میگیرند تا از موقعیت موجود بیشترین بهره را ببرند.»
روزنامه سعودی الشرقالاوسط در گزارشی تازه، از احتمال نقش عملیاتی مستقیمتر جمهوری اسلامی خبر داد.
این روزنامه ۲۰ مرداد به نقل از منابع امنیتی یمن گزارش داد افسران سپاه پاسداران در بخشهایی از حملات حوثیها نقش نظارتی دارند و یک مقام حکومت ایران به نام علی محمد رضایی نیز بر اتاق عملیاتی مسئول امور نظامی و امنیتی در مناطق تحت کنترل حوثیها نظارت میکند.
بر اساس این گزارش، افسران جمهوری اسلامی همچنین در ایجاد پایگاههای جدید پرتاب موشک و پهپاد نقش داشتهاند.
ایراناینترنشنال نتوانسته است این اطلاعات را بهطور مستقل تایید کند.
این تحولات به کجا خواهد انجامید؟
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشتر هشدار داد واشینگتن تهران را مسئول ازسرگیری حملات حوثیها خواهد دانست.
او این گروه را عامل و نیروی نیابتی جمهوری اسلامی توصیف کرد و تهران و حوثیها را به مجازات نظامی تهدید کرد.
تام شارپ، فرمانده بازنشسته نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا که ۲۷ سال خدمت کرده و فرماندهی چهار ناو جنگی را بر عهده داشته است، به ایراناینترنشنال گفت تردید دارد ترامپ بخواهد کارزار نظامی گسترده دیگری علیه حوثیها آغاز کند.
شارپ گفت: «او قطعا نمیخواهد همزمان درگیر یک جبهه دیگر شود.»
به گفته شارپ، بابالمندب اهمیت راهبردی تنگه هرمز را ندارد، زیرا کشتیها میتوانند از مسیرهای جایگزین استفاده کنند؛ هرچند این مسیرها به میزان قابل توجهی طولانیتر و پرهزینهترند.
دادههای شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر نشان میدهد شمار کشتیهای ردیابیشده در تنگه هرمز ۲۰ مرداد به هشت فروند کاهش یافت که پایینترین میزان روزانه از ۱۴ مرداد بود و از میانگین حدود ۱۲ کشتی در ۱۰ روز گذشته نیز کمتر محسوب میشد.
در مقابل، شمار کشتیهایی که ۲۰ مرداد از تنگه بابالمندب در جنوب دریای سرخ عبور کردند به ۳۰ فروند رسید؛ رقمی بالاتر از میانگین ۲۵ کشتی در ۱۰ روز گذشته.
بر اساس دادههای کپلر، پیش از آغاز درگیریهای جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، روزانه معمولا حدود ۱۳۰ کشتی از تنگه هرمز عبور میکردند.
با این حال، جمهوری اسلامی همچنان میتواند از این وضعیت سود ببرد.
افزایش حملات حوثیها میتواند کشتیرانی را با اختلال بیشتری روبهرو کند و آمریکا و شرکایش را ناچار سازد بخشی از منابع خود را به یک آبراه راهبردی دیگر اختصاص دهند.
شارپ درباره واکنش احتمالی تهران گفت: «فکر میکنم از این وضعیت خشنود خواهند بود. اگر این موضوع باعث شود بخشی از منابع آمریکا از خلیج عمان به جای دیگری منتقل شود، به نفع ایران است.»
با گذشت هفت ماه از بزرگترین کشتار خیابانی تاریخ معاصر ایران، روند شناسایی جانباختگان اعتراضات دیماه همچنان ادامه دارد.
ایراناینترنشنال در این مدت هویت هزاران نفر از کشتهشدگان را ثبت کرده و همزمان، اطلاعات تازهای درباره زندگی، آخرین لحظات و نحوه کشتهشدن شماری دیگر از آنان را از خانوادهها، نزدیکان و شاهدان دریافت کرده است.
بر پایه بیانیه شورای سردبیری ایراناینترنشنال، بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی، به دستور علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، کشته شدند.
هفت ماه پس از آن سرکوب، با وجود فشارهای امنیتی بر بسیاری از خانوادهها، روایتها متوقف نشدهاند. خانوادهها و نزدیکان جانباختگان همچنان درباره عزیزان خود، زندگی آنها، محل و چگونگی کشتهشدنشان و آنچه پس از تحویل پیکرها بر آنان گذشته است، اطلاعرسانی میکنند.
اطلاعات تازهرسیده به ایراناینترنشنال نیز نامهای بیشتری را به مجموعه جاویدنامان اعتراضات دیماه در شهرهای مختلف ایران اضافه کرده است؛ از تهران و کرج، اسلامشهر و ساوه تا مشهد، اصفهان، دزفول، سنندج و شهرهای دیگر.
از شلیک گلوله به قلب و سر تا تیر خلاص؛ روایتهایی از کشتهشدگان دیماه
فرهاد محدودی، ۲۹ ساله، یکی از این جانباختگان است. او ۱۸ دیماه در محمدشهر کرج با اصابت گلوله به قلبش کشته شد.
وحید نوروزی، ۳۹ ساله، همان روز در تهرانسر هدف گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
مسعود رنگرزانی، ۳۰ ساله، ۱۹ دیماه در فلکه دوم قائمیه اسلامشهر با اصابت گلوله به قلبش کشته شد.
امیررضا میرزایی، ۲۸ ساله و اهل سنندج، نیز ۱۹ دیماه در شهرک واوان تهران کشته شد. بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، او در کنار مادر و خواهرش مشغول صحبت بود که هدف گلوله جنگی قرار گرفت.
شهروز مهرابی، ۳۶ ساله، اهل بروجرد و ساکن ساوه، مهندس برق بود و تنها یک سال و نیم از ازدواجش میگذشت. او شامگاه ۱۸ دیماه، درست در شب تولد همسرش، با اصابت گلوله جنگی به شکم کشته شد.
علی محمدی ۱۸ دیماه در مهرشهر کرج با اصابت سه گلوله به سر و قلبش از فاصله نزدیک کشته شد.
پریسا جهانی، ۳۲ ساله، همان روز در مشهد با اصابت گلوله به سر جان باخت.
رضا قلیپور، ۳۱ ساله، نیز ۱۸ دیماه در منطقه هفتتیر مشهد با اصابت گلوله جنگی به گلویش کشته شد.
مهدی جمشیدی، ۲۴ ساله، ۱۸ دیماه در رستمآباد گیلان کشته شد و امیرحسین نجات، ۱۹ ساله، نیز از دیگر جانباختگان همان روز بود.
مردعلی حاتمی، ۵۷ ساله، ۱۹ دیماه در گلشهر کرج با اصابت گلوله به پهلو جان باخت.
سید پرویز محمدی ۲۰ دیماه در اصفهان، در حالی که بر پشتبام خانه خود بود، با اصابت گلوله به پیشانی کشته شد.
رضا رحمتی، ۲۲ ساله، ۱۷ دیماه در مارلیک ملارد جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مصیب نظامی، ۳۲ ساله و اهل بروجرد، پس از انتقال به بیمارستان با شلیک تیر خلاص به قلبش کشته شد.
علیرضا قسیمی، ۲۳ ساله، ۱۸ دیماه در منطقه هفتتیر مشهد از پشت هدف گلوله قرار گرفت و گلوله به شکمش اصابت کرد.
امیرحسین سعیدی، ۱۹ ساله و دانشجوی کامپیوتر، ۱۹ دیماه در خیابان پیروزی تهران کشته شد.
مجتبی روستایی، ۴۰ ساله، در خیابان سوم افسریه با شلیک مستقیم از پشت سر هدف قرار گرفت و گلوله به صورتش اصابت کرد.
یاسر اسکندرزاده، ۳۰ ساله و ساکن بهارستان تهران، ۱۸ دیماه در گلستان اسلامشهر با اصابت گلوله به ناحیه شکم کشته شد.
محمد اسماعیلی لیوسی، ۳۳ ساله و مجرد، ۱۸ دیماه در دزفول کشته شد.
احمد عشیری، ۳۴ ساله، ۱۹ دیماه در دزفول با اصابت گلوله به پهلو جان باخت.
بهنام ابراهیمیان، ۳۲ ساله، ۱۹ دیماه در فاز یک اندیشه هدف گلوله قرار گرفت. گلوله به سینه او اصابت کرد و او پس از چند روز، در ۲۵ دیماه، جان باخت.
محسن رشیدی خانیآبادی، ۴۲ ساله و اهل بختیاری، ۱۹ دیماه در بهارستان اصفهان با اصابت دو گلوله کشته شد.
یسنا اسکندری، ۴۴ ساله، دانشآموخته حقوق و نقاش، ۱۸ دیماه در آریاشهر تهران از پشت هدف قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به کمرش جان باخت.
مجید جلیلیان، متولد ۲۱ خرداد ۱۳۶۵، اهل کرمانشاه و ساکن تهران، سازنده ساختمان و ورزشکار بود. او ۱۹ دیماه در بلوار مرزداران تهران با شلیک گلوله به سینه کشته شد.
سوران فیضیزاده، ۴۱ ساله، پدر یک پسر ۱۴ ساله، متولد سقز و ساکن بیجار، ۱۸ دیماه هدف شلیک ساچمه قرار گرفت. بر اساس اطلاعات رسیده، او بینایی خود را از دست داد و در پی ضربات باتوم دچار مرگ مغزی شد و یک روز بعد در بیمارستان کوثر سنندج جان باخت.
سعید ابراهیمی، ۲۲ ساله، ۱۸ دیماه در امامشهر استان فارس با اصابت گلوله به شکمش کشته شد.
نام احسان رضاپور، ۳۵ ساله و ساکن آلمان که اطلاعات مربوط به او به فاز یک اندیشه اشاره دارد و مهران تاجداری، ۲۶ ساله، نیز در میان اطلاعات تازهای است که درباره جانباختگان به ایراناینترنشنال رسیده است.
سعید شهگلی، ۳۸ ساله، متاهل، پدر یک پسر ۱۲ ساله و اهل شهریار، نیز از دیگر جانباختگانی است که هویت او ثبت شده است.
نوجوانانی که در کنار خانوادههایشان کشته شدند
بخشی از نامهایی که همچنان از دل روایت خانوادهها و شاهدان بیرون میآید، متعلق به کودکان و نوجوانانی است که هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بودند؛ نوجوانانی که شماری از آنان همراه پدر، مادر، خواهر یا برادرشان به خیابان رفته بودند و در برابر چشمان نزدیکترین اعضای خانواده خود کشته شدند.
محمدرضا قلیوند تنها ۱۷ سال داشت. او ۱۹ دیماه در محمدشهر کرج از پشت هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش برادرش جان باخت.
امیرعلی قنبرزاده، نوجوان ۱۶ ساله و بسکتبالیست، ۱۹ دیماه در جریان اعتراضات هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش مادرش جان باخت. خاکسپاری و مراسم عزاداری او نیز تحت تدابیر امنیتی برگزار شد.
سعید رضایی، ۱۷ ساله، ۱۹ دیماه در اصفهان بر اثر اصابت گلوله کشته شد. بر اساس روایت رسیده، آخرین کلماتی که او بر زبان آورده، اینها بودهاند: «مامان، دلم .... تیر خوردم.»
مادر سعید پس از مرگ فرزندش، گردنبند شیر و خورشیدی را که او بر گردن داشت، بر مزارش آویخت؛ نشانی کوچک از زندگی نوجوانی که حالا روایت او نیز بخشی از اسناد سرکوب دیماه است.
امیرمحمد حاتمی، ۱۸ ساله، نیز ۱۹ دیماه کشته شد؛ یکی دیگر از جوانترینهایی که در میان فهرست جانباختگان آن روزها ثبت شده است.
ثبت حقیقت ادامه دارد
آنچه تاکنون منتشر شده، پایان روند شناسایی قربانیان و مستندسازی سرکوب دیماه نیست. ایراناینترنشنال طی ماههای گذشته هویت هزاران جانباخته را ثبت کرده و بررسی اطلاعات درباره شمار دیگری از کشتهشدگان همچنان ادامه دارد.
با گذشت ماهها، خانوادهها و نزدیکان جانباختگان، با وجود فشارهای امنیتی و تلاش برای جلوگیری از اطلاعرسانی، همچنان روایت عزیزان خود را ثبت و منتشر میکنند؛ روایتهایی که در بسیاری موارد تنها منبع برای بازسازی آخرین ساعات زندگی قربانیان و چگونگی کشتهشدن آنان است.
هر نام تازه، قطعه دیگری از تصویری است که ابعاد سرکوب دیماه را روشنتر میکند؛ از نوجوانی که در آغوش مادرش جان داد تا پدری که فرزند ۱۲ سالهاش را پشت سر گذاشت و جوانی که شب تولد همسرش با گلوله کشته شد.
خانوادهها، نزدیکان، دوستان، همکاران و شاهدانی که درباره جانباختگان دیماه اطلاعات، تصویر، ویدیو یا روایت دارند، همچنان میتوانند از طریق مدیابات ایراناینترنشنال با این شبکه در ارتباط باشند و اطلاعات خود را ارسال کنند.
روند ثبت هویت جانباختگان و مستندسازی آنچه در روزهای سرکوب رخ داد ادامه دارد؛ تلاشی برای ثبت نامها، حفظ روایتها و جلوگیری از فراموش شدن حقیقت.