کتائب حزبالله عراق: پاسخ به حملات آمریکا و عربستان سعودی اجتنابناپذیر است


کتائب حزبالله عراق اعلام کرد که پاسخ به حملات آمریکا و عربستان سعودی «اجتنابناپذیر» است.
این گروه افزود که پاسخ آنها میتواند مواضع و «ابزارهای آمریکا» در عربستان سعودی را هدف قرار دهد.
این گروه همچنین اعلام کرد تا ۱۵ مرداد به دولت عراق فرصت میدهد تا نشان دهد توانایی دفاع از حاکمیت این کشور را دارد.






جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان با حضور در خانه خانواده توکلی، با بستگان مهدی توکلی، خواهرش سمیه و مادرشان مریم اصلانی دیدار کردند و بر ادامه دادخواهی و اجرای عدالت تاکید کردند. این سه نفر در تیراندازی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در جاده بانه–مریوان کشته شدند.
سازمان حقوق بشری هانا چهارشنبه هفتم مرداد با انتشار ویدیویی از حضور جمعی از مادران و خانوادههای دادخواه کردستان در منزل این خانواده خبر داد.
شرکتکنندگان در این دیدار با بستگان مهدی و سمیه توکلی و مریم اصلانی اعلام همبستگی کردند و یاد آنان را گرامی داشتند.
ویدیوی منتشرشده نشان میدهد حاضران با سر دادن شعار کردی «شەهید نامرێ» به معنای «شهید نمیمیرد»، بر ادامه دادخواهی، پاسداری از راه و آرمان جانباختگان، تحقق عدالت و پاسخگو شدن عاملان این کشتار تاکید کردند.
شبکه حقوق بشر کردستان پیشتر گزارش داد نیروهای وزارت اطلاعات شامگاه چهارم مرداد خودروی حامل این خانواده را در جاده بانه–مریوان به رگبار بستند و هر سه درجا جان باختند.
مهدی توکلی، عکاس و فعال فرهنگی و هنری کرد، مدیر خانه عکاسان کردستان و موسس خانه هنری «چاو» بود و پیشتر به دلیل فعالیتهای خود بازداشت و محکوم شده بود.
کردپا نیز به نقل از یک منبع مطلع گزارش داد پیکرهای این سه نفر در بیمارستان، بدون ثبت هویت و تشکیل پرونده، مخفیانه بررسی شدند و اجازه نزدیک شدن کسی به آنها داده نشد.
به گفته این منبع، همه گلولهها از روبهرو شلیک شده بودند، مهدی توکلی سه گلوله، مریم اصلانی دو گلوله و سمیه توکلی چندین گلوله خورده بود و پیکر و صورت او بهشدت آسیب دیده و صورتش «کاملا متلاشی شده بود».
به نوشته شبکه حقوق بشر کردستان و سازمان حقوق بشری ههنگاو، نهادهای امنیتی خانواده آنان را برای خودداری از اطلاعرسانی تحت فشار گذاشته و از آنان خواستهاند علت مرگ این سه نفر را «تصادف» اعلام کنند.
در مقابل، سعید منتظرالمهدی، سخنگوی فراجا، گفت نیروهای مرزبانی و ماموران وزارت اطلاعات در نوار مرزی بانه با سرنشینان یک خودروی سمند وارد «درگیری مسلحانه» شدند و کشتهشدگان را اعضای پژاک معرفی کرد.
ههنگاو این روایت را «قاطعانه» رد کرد و خواستار واکنش فوری نهادهای بینالمللی حقوق بشری برای حقیقتیابی و پاسخگو کردن عاملان این تیراندازی شد.
پیکر سه عضو کشتهشده خانواده توکلی پنجم مرداد در فضایی امنیتی در آرامستان بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شد.
مراسم خاکسپاری آنان با حضور اعضای خانواده، بستگان و شماری از فعالان و چهرههای هنری کردستان برگزار شد.
تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی به خودروهای غیرنظامی، بهویژه در مناطق مرزی غرب ایران، پیش از این نیز بارها به کشته یا زخمی شدن شهروندان منجر شده است.
پس از پلمب چندین کافه در مرکز تهران، باغچهها و پیادهروهای مقابل کافههای خیابان سنایی که به پاتوقی برای شهروندان تبدیل شده بود، شبانه تخریب شدند. همزمان، در ادامه روند محدودسازی فضاهای شهری، از حضور و فعالیت چند نوازنده خیابانی و هنرمندان دستفروش در تجریش نیز جلوگیری شده است.
نبرد بر سر فضاهای شهری در ایران، مدتهاست که از یک رویارویی صرفا اجتماعی یا فرهنگی فراتر رفته و به هسته مرکزی سیاستهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شده است. سیستمی که در دهههای گذشته تلاش کرده تمام ابعاد زندگی خصوصی و عمومی شهروندان را تحت کنترل خود درآورد، اکنون در میانه بحرانهای عمیق داخلی، خارجی، نظامی و اقتصادی، جنگ در زمین شهروندان را شدت بخشیده است.
سکوهای شکسته و تصاحب همنشینی
خیابانها، پیادهروها، کافهها و میدانهای شهر، دیگر تنها مکانهایی برای عبور و مرور یا وقتگذرانی نیستند؛ آنها به زمین مبارزهای تبدیل شدند که یک سوی آن شهروندانی قرار دارند که برای حفظ حداقلهای زندگی و ارتباطات اجتماعی میجنگند و در سوی دیگر، سازوکار نظاممندی در جریان است که در میانه هر بحران، با ترکیب ابزارهای رسمی قضایی و بازوهای غیررسمی سرکوب، تلاش میکند سلطه خود را بر عرصه عمومی تحمیل کند.
ویدیویی که صبح چهارشنبه هفتم مرداد در رسانههای اجتماعی منتشر شد، نمونهای از همین رویارویی است؛ پس از پلمب کافههای «۱۴۰۱، تئوری، جو کافه، دو بار، سام کافه، مان و نووک» در خیابان سنایی تهران، باغچههای مقابل آنها نیز شبانه تخریب شدند. از جدولهایی که تا پیش از این با چیدمان چند صندلی، فضایی برای تعاملات اجتماعی و دورهمیهای روزمره ایجاد کرده بودند، دیگر خبری نیست.
جمهوری اسلامی پاتوقهای شهری را تنها فضاهایی برای تفریح و معاشرت نمیبیند، بلکه چنین مکانهایی را بالقوه بستری برای شکلگیری شبکههای اجتماعی و مقاومت مدنی میداند. از این منظر، تشدید فشار بر فضاهای عمومی در دورههای بحرانی را میتوان تلاشی برای بازسازی اقتدار حکومت و محدود کردن سبکهای زندگی ناسازگار با ایدئولوژی رسمی دانست. این روند، که میتوان آن را «پاتوقزدایی» نامید، هزینه حضور اجتماعی را افزایش میدهد و بر تداوم کنترل حکومت بر خیابان و زندگی روزمره تاکید میکند.
گزارشهای میدانی و روایتهای شهروندان در روزها و هفتههای اخیر، تصویر روشنی از یک پروژه هماهنگ و چندلایه ترسیم میکند؛ طرحی که میتوان آن را پاکسازی سیستماتیک عرصههای عمومی و سرکوب خردهفرهنگهای مستقل شهری ارزیابی کرد.
مرکز تهران با بافت قدیمی و فرهنگی خود، در سالهای اخیر میزبان کافههایی بوده که به مرور به مقاصد اصلی جوانان و دانشجویان تبدیل شدهاند. خیابانهایی چون سنایی و ایرانشهر، شریانهای تنفسی شهری محسوب میشوند که زیر بار فشارهای مداوم سیاسی و اقتصادی، در جستوجوی امکانی برای گفتوگو، شنیدن موسیقی و برگزاری رویدادهای مستقل فرهنگی است.
روایت کافهدارها، مشتریان ثابت و شهروندانی که زیست روزمرهشان با این فضاها گره خورده، نشان میدهد که دلیل اصلی این هجوم، مسائلی چون رعایت نشدن «حجاب اجباری»، پخش موسیقی زنده و برگزاری رویدادها و تفریحاتی است که با چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی همخوانی ندارند.
تجریش؛ تقابل دستفروشان هنر و نیروهای بیسیمبهدست
دامنه این تغییرات و سرکوبهای شهری در پایتخت، به مرکز تهران محدود نمانده است. در روزهای گذشته، شمال تهران، به ویژه محدوده میدان تجریش، بازار سنتی آن و خیابانهای منتهی به کاخ سعدآباد که از شلوغترین و زندهترین محورهای پیادهروی شهروندان محسوب میشوند نیز شاهد دگرگونیهای معناداری بودهاند. هرچند این تغییرات از جنس محدودیتهای تحمیلشده به خیابان سنایی نیست، اما در یک نقطه با آن اشتراک دارد: پاکسازی چهره شهر از نشانههای زندگی، هنر و موسیقی.
یک نوازنده هنگدرام که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و در روزهای منتهی به نوروز در یکی از پیادهروهای میدان تجریش ساز مینواخت، در گفتوگو با ایراناینترنشنال میگوید از هفته گذشته «افرادی بیسیمبهدست با لباس شخصی و با برخورد کلامی خشن»، مانع از حضور او در این محدوده شدهاند.
این نوازنده جوان میگوید لباسشخصیها به او گفتند «زمان این ادا و اصولها تمام شده» و «دیگر در خیابان از این خبرها نیست».
او میافزاید: «از روزهای منتهی به نوروز تا هفته گذشته، با اینکه حال هیچکس واقعا خوب نبود اما آدمها تلاش میکردند چیزی را ادامه دهند. هرچند در همین پیادهروها من شخصا بارها و بارها شاهد این بودم که با شنیدن صدای ساز من، بغض عابران ترکیده و گریه کردهاند.»
پس از اعتراضهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و به دنبال آن شرایط جنگی، یکی از نخستین اقدامات امنیتی جمهوری اسلامی، اعمال قطعیهای طولانیمدت و محدودیتهای بیسابقه بر اینترنت بود. این جنگ در فضای آنلاین، به نابودی هزاران کسبوکار مجازی و صفحات فروش محصولات هنری و خانگی منجر شد.
بخش قابل توجهی از جوانان، زنان سرپرست خانوار و افرادی که تا پیش از آن محصولات خود را از طریق شبکههای اجتماعی میفروختند، با از دست دادن پلتفرمهای آنلاین و در میان بیثباتی اینترنت، چارهای جز روی آوردن به دستفروشی پیدا نکردند. حالا به نظر میرسد در ادامه اعمال محدودیت بر فضاهای شهری، این پناهگاه خیابانی نیز امن نمانده است.
شهروند هنرمندی که در حوالی «امامزاده صالح» از ابتدای سال به فروش مهرهها و سنجاقهای دستساز مو مشغول بود، میگوید سهشنبه (۳۰ تیر) دو خانم نسبتا مسن همراه با دو مرد جوان از او خواستهاند «بساط گناهش» را جمع کند و تهدید کردهاند که «دفعه بعد با مشت و لگد از خیابان جمع خواهد شد».
این دختر جوان تاکید میکند دستکم از ۱۰ روز گذشته، افرادی بهصورت دورهای با نوازندگان و هنرمندانی که محصولات دستساز خود را در محدوده تجریش عرضه میکنند، برخورد خشنی داشتهاند.
تسخیر هندسی شهر؛ از تجمعات ایدئولوژیک تا حسینیه کردن پایتخت
آنچه برخورد با کافهها و هنرمندان خیابانی را تبعیضآمیزتر جلوه میدهد، تضاد آشکار آن با رفتاری است که حاکمیت با نیروهای حامی خود در همان فضاهای شهری دارد.
در حالی که جوانان برای نشستن در یک کافه یا نواختن ساز با بقایای تخریبشده جدولهای کنار پیادهرو و نیروهای امنیتی مواجه میشوند، بیش از ۱۵۰ روز است که گروههای نزدیک به حکومت با حمایت مالی و لجستیکی جمهوری اسلامی، تجمعهای شبانه، مراسم پرچمگردانی و برنامههای مداحی با صدای بلند برگزار میکنند.
این تجمعات که با هدف قدرتنمایی و تصرف روانی خیابانها سازماندهی شدهاند، زیست روزمره شهروندان را مختل کردهاند. راهبندان، آلودگی صوتی، مسدود کردن پیادهروها و ایجاد فضای رعب و وحشت، تنها بخشی از پیامدهای این اشغالگری شهری است.
اوج این تصرف اما در جریان مراسم تشییع و خاکسپاری علی خامنهای رخ داد. به روایت بسیاری از شهروندان در رسانههای اجتماعی، در آن روزها چهره تهران و دیگر شهرهای بزرگ، «ترسناک و غیرقابل تحمل» شده بود.
انتقام پس از بحران؛ بازگشت اعدامها به خیابان
برای درک بهتر چرایی تشدید این فشارهای اجتماعی در مقطع کنونی، باید به الگوی رفتاری جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته نگاه کرد.
تاریخ نشان داده است که این حکومت هرگاه از پس یک بحران بزرگ، چه اعتراضات سراسری و چه تهدیدهای جنگی، مجالی برای تنفس مییابد، بلافاصله برای بازسازی سلطه از دسترفته و تزریق ترس به جامعه، ماشین سرکوب اجتماعی خود را روشن میکند.
فشاری که امروز بر کافهها، هنرمندان و جوانان اعمال میشود، روی دیگر سکه سرکوبهای خشونتباری است که در ابعاد قضایی در حال وقوع است. همزمان با این پاتوقزداییها، حاکمیت بار دیگر حربه رعبافکنی از طریق اعدام را به کار گرفته است.
در هفتههای اخیر با افزایش شمار اعدامها در زندانها، اجرای احکام اعدام دو تن از بازداشتشدگان انقلاب ملی دی ۱۴۰۴ در پرونده «میدان علیخانی» اصفهان، بار دیگر به فضای عمومی و خیابانهای شهر کشیده شد تا بهطور مستقیم روان جامعه را هدف قرار دهد.
پیروزی نور زندگی بر پرچمهای انتقام
با وجود تمام فشارها، خفقان و تلاشهای سیستماتیک برای تحمیل افسردگی جمعی، جامعه نشان داده است که میل به زندگی و رسیدن به زیست آزاد حتی در پس سیاهترین روزها نیز جریان دارد.
با وجود سرکوبهای دیماه و محدودیتهای اعمالشده بر فضاهای شهری، بسیاری از شهروندان همچنان کوشیدهاند شیوه زندگی و آیینهای فرهنگی خود را حفظ کنند. برگزاری نوروز در اوج جنگ در اواخر اسفند نمونهای از این تلاش بود. تداوم حضور در فضاهایی چون سنایی و تجریش نیز نشان میدهد محدودیتها نتوانستهاند زندگی روزمره و شکلهای کمصداتر کنش مدنی را بهطور کامل از میان ببرند.
برخورد حکومت با کافهها در سنایی، نوازندگان خیابانی در تجریش و دستفروشان نشان میدهد این موارد از نگاه نهادهای رسمی تنها پدیدههایی معمول در زندگی شهری نیستند و ممکن است نمود سبکهای زندگی خارج از چارچوبهای مورد تایید حکومت تلقی شوند. از این منظر، اقداماتی مانند تخریب باغچهها و جمعآوری دستفروشان را میتوان بخشی از مناقشهای گستردهتر بر سر شیوه استفاده از فضای عمومی و حدود اختیار شهروندان در زندگی روزمره دانست.
با آغاز چهارمین موج گرمای تابستان در اروپا، افزایش دما در فرانسه و اسپانیا خطر گسترش حریقهای جنگلی را تشدید کرده است. این آتشسوزیها تاکنون صدها هزار نفر را ناچار به ترک خانههایشان کرده، دهها هزار هکتار از جنگلها را سوزانده و جان شمار زیادی از حیوانات وحشی را گرفتهاند.
خبرگزاری رویترز چهارشنبه هفتم مرداد گزارش داد آتشنشانان در فرانسه و اسپانیا همچنان در تلاش برای مهار چندین آتشسوزی گستردهاند. همزمان، مقامهای هواشناسی درباره افزایش دما و وزش بادهای خشک هشدار دادهاند.
سازمان هواشناسی اسپانیا پیشبینی کرد دمای هوا چهارشنبه در دستکم شش منطقه این کشور به ۴۰ درجه سانتیگراد برسد. برای این مناطق هشدار نارنجی صادر شده است که پس از هشدار قرمز، دومین سطح هشدار به شمار میرود.
پیشبینی میشود دمای هوا در مناطق گرفتار آتش در جنوبغرب فرانسه از حدود ۳۳ درجه سانتیگراد در روز سهشنبه، به ۴۲ درجه برسد.
سازمان هواشناسی فرانسه هشدار داد وزش بادهای خشک از جنوبغرب در صبح و از غرب در بعدازظهر میتواند شعلههای آتش را تشدید کند.
آتشنشانان فرانسوی توانستند وضعیت آتشسوزی بزرگ در غرب بوردو را در طول شب باثبات نگه دارند، اما اعلام کردند آتش هنوز مهار نشده است.
این حریق در منطقه لاند تاکنون ۴۲ هزار هکتار را نابود کرده است. بخش عمده این مناطق جنگلهای کاج هستند. همچنین، حدود ۲۴۰ خانه بهطور کامل یا جزئی تخریب شده و نزدیک به ۲۲۰ هزار نفر، از جمله ساکنان محلی و گردشگران، وادار به تخلیه محل زندگی یا اقامت خود شدهاند.
این حریق بزرگترین آتشسوزی جنگلی ثبتشده در فرانسه از زمان آغاز ثبت آمار در سال ۲۰۰۶ به شمار میرود.
با وجود باز ماندن فرودگاه بوردو و ازسرگیری خدمات تراموا و فعالیت هتلها، مقامها هشدار دادند بحران آتشسوزی هنوز پایان نیافته است.
رویترز پنجم مرداد گزارش داد در مجموع بیش از ۳۲۰ هزار نفر در فرانسه و اسپانیا بهدلیل آتشسوزیها خانهها یا محل اقامت خود را ترک کردند یا دستور تخلیه گرفتند.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، گفت ۱۰ آتشسوزی همچنان در نقاط مختلف این کشور فعال است، اما ابراز امیدواری کرد اوضاع در مسیر بهبود قرار داشته باشد.
مقامها اعلام کردند وضعیت در استانهای آویلا و مادرید بهتر شده، اما آتشسوزی در استان شرقی کاستلون، پس از سوزاندن بیش از ۱۰ هزار هکتار، همچنان از کنترل خارج است.
حدود ۱۰ هزار نفر از ساکنان تخلیهشده این منطقه نیز هنوز اجازه بازگشت به خانههای خود را ندارند.
مرکز هماهنگی واکنش اضطراری اتحادیه اروپا نیز هشدار داد یونان، ایتالیا و بخشهایی از اروپای مرکزی در هفتههای آینده با خطر بیشتری از آتشسوزیهای جنگلی روبهرو خواهند شد.
تصاویر پهپادی رویترز از منطقه التیمبلو در نزدیکی مادرید، لاشههای سوخته گوزنها را در جنگلهایی نشان میدهد که به خاکستر تبدیل شدهاند؛ تصاویری که ابعاد خسارت واردشده به حیاتوحش را آشکار میکند.
اروپا که سریعترین قاره در حال گرم شدن جهان است، امسال موجهای گرمای بیسابقهای را تجربه کرده است.
دانشمندان میگویند تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، گرما و خشکسالی را تشدید کرده و همین شرایط زمینه گسترش سریعتر آتشسوزیهای جنگلی را فراهم میکند.
برخی رسانهها در ایران و کانالهای مرتبط با سپاه پاسداران گزارش دادند چهار عضو سپاه در حمله مشترک آمریکا و عربستان سعودی به کربلا کشته شدند. حشد شعبی شمار کل کشتهشدگان حملات به عراق را ۲۰ نفر اعلام کرد.
بر اساس این گزارشها، علیاصغر آستانه، ابوالفضل متقی، مرتضی اکبری و امیرعباس درهمفروش، از جمله کشتهشدگان هستند.
پس از انتشار این گزارشها، سرکنسولگری جمهوری اسلامی در کربلا این موضوع را رد و اعلام کرد در این حملات هیچکس کشته نشده است.
بر اساس اعلام این سرکنسولگری، ساختمانی خالی از سکنه هدف قرار گرفته است.
پیشتر حشد شعبی، از گروههای مورد حمایت جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که دستکم ۲۰ نیروی این گروه در حملات عربستان سعودی و آمریکا کشته شدند.
این گروه اعلام کرد چند پایگاه وابسته به آن در نقاط مختلف عراق، بامداد چهارشنبه هفتم مرداد هدف حملات هوایی قرار گرفتند.
حشد شعبی شمار اولیه زخمیشدگان را ۳۲ نفر اعلام کرد و خبر داد چند ساختمان در جریان حملات آسیب دیدند، اما درباره محل دقیق پایگاهها و میزان خسارتها جزییات بیشتری ارائه نکرد.
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، این حملات را تایید و اعلام کرد مواضع لجستیکی و تسلیحاتی گروههای همسو با جمهوری اسلامی را در شرق عراق هدف قرار داده است.
آمار اعلامشده از سوی حشد شعبی بهطور مستقل تایید نشده است.
سنتکام حملات مشترک در شرق عراق را تایید کرد
سنتکام در بیانیهای اعلام کرد نیروهای آمریکا و عربستان سعودی سهشنبه شب به وقت شرق آمریکا (بامداد چهارشنبه به وقت ایران) حملات دقیقی را در عراق انجام دادهاند.
بر اساس این بیانیه، جنگندههای آمریکا و عربستان سعودی چند مرکز لجستیکی و انبار تسلیحاتی متعلق به «تروریستهای همسو با ایران» را در شرق عراق هدف قرار دادند.
سنتکام تاکید کرد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این گروهها را برای حمله به نیروهای آمریکایی و زیرساختهای انرژی عربستان سعودی هدایت کرده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا این عملیات را پاسخی به بیش از ۳۰ حمله پهپادی در ۷۲ ساعت گذشته دانست که به گفته این نهاد، با هدایت سپاه پاسداران انجام شدهاند.
سنتکام گفت حملات علیه نیروهای آمریکایی موفق نبودهاند.
این بیانیه درباره تلفات احتمالی حملات آمریکا و عربستان سعودی یا ارتباط دقیق پایگاههای هدف قرارگرفته با تشکیلات حشد شعبی جزییاتی ارائه نکرد.
تا لحظه تنظیم این گزارش، تهران به این حملات واکنشی نشان نداده است.
حشد شعبی حملات را «نقض حاکمیت عراق» خواند
حشد شعبی این حملات را «تشدید بسیار خطرناک تنشها» توصیف کرد و آن را «نقض حاکمیت عراق» دانست.
در بیانیه این گروه آمده است: «این حمله را تشدید بسیار خطرناک تنشها، نقض حاکمیت عراق و حمله به نهادهای رسمی امنیتی کشور میدانیم.»
حشد شعبی از مجموعهای از گروههای مسلح عراقی تشکیل شده است و بخشهای عمدهای از آن با جمهوری اسلامی ارتباط دارند.
حملات گروههای نیابتی تهران در عراق علیه منافع آمریکا
سنتکام در تشریح سابقه تنشها تاکید کرد از فوریه تا آوریل ۲۰۲۶ (از اسفند سال گذشته تا اواخر فروردین ۱۴۰۵)، بیش از ۶۰۰ حمله یا تلاش برای حمله علیه شهروندان و تاسیسات آمریکا از سوی شبهنظامیان همسو با حکومت ایران در عراق انجام شده است.
فرماندهی مرکزی آمریکا جزییات این حملات، محل وقوعشان یا میزان تلفات و خسارتهای احتمالی را در بیانیه ارائه نکرد.
سنتکام هشدار داد سپاه پاسداران و گروههای نیابتی آن باید این حملات را متوقف کنند تا با واکنشهای نظامی بیشتر آمریکا روبهرو نشوند.
سفارت آمریکا درباره سفر به عراق هشدار داد
سفارت آمریکا در بغداد هفتم مرداد هشدار امنیتی تازهای صادر کرد و بار دیگر از شهروندان آمریکایی خواست به عراق سفر نکنند.
این هشدار پس از حملات مشترک واشینگتن و ریاض و با توجه به افزایش تنشهای امنیتی در عراق منتشر شد.
مقتدی صدر از طرفها خواست عراق را وارد جنگ نکنند
مقتدی صدر، رهبر جریان صدر، حمله هر کشور یا طرفی به خاک عراق را محکوم کرد و همزمان از سپاه پاسداران خواست این کشور را هدف قرار ندهد.
صدر گفت عراق مبدا حمله به جمهوری اسلامی نبوده است و از گروههای مسلح خارج از کنترل دولت نیز خواست با اقدامات خود، به کشورهای خلیج فارس برای حمله به عراق «بهانه» ندهند.
او این گروهها را به تلاش برای کشاندن عراق به «جنگی بیحاصل» متهم کرد و از دولت عراق خواست امنیت را برقرار، حاکمیت کشور را اعمال و از جان مردم و اماکن مذهبی محافظت کند.
صدر همچنین نسبت به فعالیت «هستههای خفته تروریستی» و استفاده از اختلافهای فرقهای برای بر هم زدن امنیت عراق هشدار داد و خواستار صلح میان کشورهای همسایه شد.
چهار کشور عربی اقدامات جمهوری اسلامی و گروههای وابسته را محکوم کردند
همزمان، وزارت امور خارجه عربستان سعودی در بیانیهای از تماسهای جداگانه فیصل بن فرحان بن عبدالله، وزیر خارجه این کشور، با همتایانش در کویت، قطر و بحرین خبر داد.
بر اساس این بیانیه، وزیران خارجه چهار کشور آخرین تحولات منطقه را بررسی و حملات جمهوری اسلامی و گروههای شبهنظامی وابسته به آن در عراق و یمن را محکوم کردند.
وزیران خارجه بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت بر ادامه تلاشها برای کاهش تنش و حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و تنگه بابالمندب تاکید کردند.
این کشورها حفاظت از این دو مسیر را برای کاهش پیامدهای امنیتی و اقتصادی بحران ضروری دانستند.
کشورهای خلیج فارس بر هماهنگی امنیتی تاکید کردند
بر اساس بیانیه وزارت خارجه عربستان سعودی، چهار کشور بر «همبستگی کامل» در مقابله با هرگونه تهدید علیه امنیت و ثبات منطقه تاکید و اقداماتی را که به تضعیف امنیت منطقه منجر شود، رد کردند.
آنها همچنین خواستار ادامه هماهنگی و رایزنی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس و تقویت همکاریهای مشترک برای حفظ امنیت و ثبات منطقه شدند.
دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس نیز همبستگی کامل کشورهای عضو با عربستان سعودی را اعلام کرد و آنچه را «ادامه حملات تروریستی شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق» خواند، محکوم کرد.
ادامه تهدیدات حوثیها علیه ریاض
ضیفالله الشامی، عضو دفتر سیاسی حوثیهای یمن، اعلام عربستان سعودی درباره ارتباط عراق با حملات پهپادی را رد کرد و گفت حوثیها هر عملیاتی را که انجام دهند، بهطور رسمی اعلام میکنند.
شامی گفت حوثیها عملیات موسوم به «شکستن محاصره عربستان» را آغاز کردهاند و تا رفع کامل «محاصره یمن»، به مقابله ادامه خواهند داد.
او هشدار داد مسیرهای اقتصادی و خطوط انتقال نفت عربستان سعودی در تیررس حوثیها قرار دارند.
شامی همچنین تاکید کرد سامانههای پدافندی عربستان سعودی نتوانستهاند مانع حملات موشکی و پهپادی یمن شوند.
این مقام حوثیها متهم کردن بغداد را تلاشی برای «پنهان کردن ناکامیهای ریاض» و فراهم آوردن زمینه خلع سلاح گروههای همسو با حکومت ایران در عراق دانست.
حملات به مواضع حشد شعبی در عراق، هشدار امنیتی سفارت آمریکا و مواضع متقابل کشورهای عربی، مقتدی صدر و حوثیها نشان میدهد خطر گسترش درگیری به عراق و مسیرهای انرژی منطقه افزایش یافته است.
همزمان، درخواستها برای کاهش تنش و جلوگیری از تبدیل شدن عراق به میدان رویارویی طرفهای منطقهای ادامه دارد.
حملات مشترک آمریکا و عربستان سعودی در عراق، پس از موج حملات پهپادی منتسب به نیابتیهای جمهوری اسلامی، از گسترش رویارویی نظامی به مواضع گروههای همسو با حکومت ایران در شرق این کشور حکایت دارد.
تهدید سنتکام به واکنشهای بیشتر و تاکید کشورهای عربی بر کاهش تنش نیز نشان میدهد تلاشهای نظامی و دیپلماتیک بهطور همزمان ادامه دارند.
در سالهای اخیر چهره شهرها تغییر کرده است و کافهها، کتابفروشیها و فضاهای اجتماعی، بیش از گذشته، محل قرار، گفتوگو و حضور مردم شدهاند.
شاید برای بسیاری این پرسش پیش آمده باشد که چگونه جامعهای که سالها با بحرانهای اقتصادی، تورم، ناامنی، تروماهای جمعی، سرکوب و آیندهای نامطمئن دستوپنجه نرم میکند، چنین فضاهایی گاه تا این اندازه پررونق و پررفتوآمد هستند؟
همین تصویر بارها مبنایی برای قضاوتهای سادهانگارانه شده است؛ اینکه اگر کافهها و رستورانها شلوغ است، پس حال جامعه آنقدرها هم بد نیست. گویی ظاهر شهر، معیار سنجش سلامت روان و کیفیت زندگی مردم است. اما آیا حضور مردم در این فضاها الزاما به معنای رفاه و رضایت است یا معنایی کاملا متفاوت دارد؟
برای پاسخ باید از ظاهر فراتر رفت. کافه، کتابفروشی یا پارک، فقط محل نوشیدن قهوه یا گذراندن اوقات فراغت نیستند. این مکانها فضاهایی برای تجربه احساس تعلق، شکلگیری روابط انسانی، بازسازی هویت و حفظ سلامت رواناند. در جامعهای که فرصت تجربه امنیت و ثبات روانی کاهش یافته، این فضاها گاه به آخرین مکانهایی تبدیل میشوند که افراد میتوانند ساعتی از فشارها فاصله بگیرند و احساس کنند هنوز بخشی از یک جامعه زنده هستند.
از سوی دیگر، پلمب و اعمال محدودیتهای مداوم بر این فضاهای مستقل، پرسش دیگری را ایجاد میکند: چرا چنین مکانهایی برای حکومتهای استبدادی تا این حد حساسیتبرانگیز هستند؟ آیا این حساسیت تنها مربوط به یک فعالیت صنفی است یا کارکردی فراتر در زندگی روانی و اجتماعی مردم دارد؟
این مقاله تلاشی است برای پاسخ به این پرسشها از منظر روانشناسی اجتماعی؛ اینکه چرا کافهها به فضاهای سوم و تنفسگاههای روانی جامعه تبدیل شدهاند، چرا در دوران بحران نه تنها خلوت نمیشوند، بلکه گاهی شلوغتر نیز میشوند، و چگونه در شکلگیری اعتماد، سرمایه اجتماعی و سلامت روان جمعی نقش دارند.
در نهایت، شاید روشن شود فضای اجتماعی پیش از آن که درباره خدمات یا عملکردش باشد، درباره خودِ انسان است. انسانی که در سختترین شرایط هم به جایی برای نفس کشیدن، پیدا کردن معنا و حفظ امید نیاز دارد.
چرا انسان در دل بحران، بیشتر به فضاهای اجتماعی نیاز پیدا میکند؟
در نگاه نخست، شاید انتظار داشته باشیم هرچه بحران عمیقتر میشود، کافهها، پارکها، کتابفروشیها، مراکز خرید و دیگر فضاهای اجتماعی نیز خلوتتر شوند. اما تجربه انسان در مواجهه با بحرانهای طولانیمدت نشان میدهد واقعیت همیشه چنین نیست. انسانها در شرایط دشوار، بیش از هر زمان دیگری به فضاهایی نیاز پیدا میکنند که بتوانند در آنها ارتباط برقرار کنند، احساس تعلق داشته باشند و بخشی از زندگی عادی خود را حفظ کنند. این رفتار نه یک تناقض، بلکه پاسخی طبیعی به نیازهای روانی و اجتماعی انسان در مواجهه با بحرانهای طولانیمدت است.
اما این برداشت، تفاوت مهمی را نادیده میگیرد؛ تفاوت میان ادامه دادن زندگی و خوب بودن شرایط.
یک جامعه میتواند همزمان نشانههایی از زندگی اجتماعی فعال داشته باشد و در عمق خود با اضطراب، ناامیدی و فشارهای اقتصادی دستوپنجه نرم کند.
انسان میتواند در شرایط دشوار همچنان کار کند، خرید کند، به کافه برود، با دوستانش دیدار کند و لحظاتی از زندگی عادی را تجربه کند. این رفتارها به معنای نبود فشار یا رضایت از شرایط نیست؛ آنها بخشی از تلاش انسان برای حفظ پیوند خود با زندگی و ادامه دادن در شرایط دشوار هستند.
انسان میتواند همزمان نگران آینده باشد، از شرایط ناراضی باشد و فشارهای روانی را تجربه کند، اما همچنان نیاز داشته باشد با دیگران دیدار کند، گفتوگو کند، بخندد و ساعاتی را از فشارهای بیرونی فاصله بگیرد.
همین نیازهاست که او را به سوی فضاهای اجتماعی میکشاند.
وقتی این بحرانها طولانیتر شوند، این نیازها نه تنها از بین نمیروند، بلکه پررنگتر میشوند.
انسان در مواجهه با خطرات مزمن و بحرانهای طولانیمدت، نوعی مقاومت زیسته را تجربه میکند؛ یعنی برای جلوگیری از فرسودگی و فروپاشی درونی، تلاش میکند بخشهایی از زندگی روزمره و روابط اجتماعی خود را حفظ کند.
حضور در کافه، خرید کردن، گفتوگو با دیگران یا وقت گذراندن در فضاهای عمومی، رفتارهایی انطباقی هستند که به فرد کمک میکنند در کنار تحمل فشارهای روانی، همچنان احساس ارتباط، تعلق و زنده بودن داشته باشد.
جامعه نیز به مرور یاد میگیرد چگونه در عین تحمل بار سنگین بحران، عملکرد روزمره خود را حفظ کند.
این توانایی، راهی برای بقا و سازگاری با شرایط دشوار است، نه نشانه رضایت از آن.
در جامعه ما که بحرانها سالهاست ادامه دارند، افراد میان دو تجربه همزمان حرکت میکنند: از یک سو رنج، ناامنی و نگرانی نسبت به آینده، و از سوی دیگر تلاش برای حفظ ارتباط، شادی، امید و معنا.
این دو وضعیت در تضاد با یکدیگر نیستند. انسان میتواند آسیبدیده باشد و همچنان برای حفظ زندگی اجتماعی خود تلاش کند. او میتواند از شرایط ناراضی باشد و در عین حال، به دنبال دیدار با دیگران، تجربه لحظاتی از آرامش و حفظ بخشی از زندگی عادی خود بگردد.
از سوی دیگر، انباشت بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی زیستمحیطی، احساس کنترل انسان بر آینده را کاهش میدهد. زمانی که امکان برنامهریزی بلندمدت محدود میشود، ذهن انسان بهطور طبیعی بر اکنون و فضاهایی متمرکز میشود که هنوز احساس کنترل بر آنها دارد. رفتن به کافه، قدم زدن در پارک، دیدار با دوستان یا حتی ساعتی نشستن در یک فضای عمومی، میتواند تجربهای کوچک اما واقعی از بازپسگیری کنترل بر بخشی از زندگی روزمره باشد.
به همین دلیل، کافهها فقط مکانهایی برای نوشیدن قهوه نیستند. این فضاها که در علوم اجتماعی از آنها با عنوان فضاهای سوم یاد میشود، میان خانه و محل کار قرار دارند؛ نه کاملا خصوصیاند و نه رسمی و وظیفهمحور. اهمیت آنها در فراهم کردن امکان ارتباط، گفتوگو، شکلگیری روابط انسانی و تجربه احساس تعلق است. در جامعهای که اضطراب، ناامنی و بیثباتی، تجربهای مداوم است، چنین فضاهایی به یکی از ارکان سلامت روان جمعی تبدیل میشوند.
بنابراین، تحلیل سلامت یک جامعه تنها با نگاه کردن به ظاهر خیابانها، کافهها یا مراکز خرید امکانپذیر نیست. برای شناخت وضعیت واقعی جامعه باید به میزان اضطراب، اعتماد اجتماعی، احساس امنیت، امید به آینده و کیفیت روابط انسانی نیز توجه کرد.
کافهها و فضاهای اجتماعی شلوغ، نشانه بیمشکل بودن جامعه نیستند؛ آنها بخشی از تلاش انسانها برای بازسازی احساس تعلق، مقاومت در برابر فرسودگی روانی و ادامه دادن زندگی در دل بحران هستند.
چرا فضاهای اجتماعی مستقل در حکومتهای استبدادی حساسیتبرانگیز میشوند؟
یکی از ویژگیهای جوامع سالم، وجود فضاهایی است که افراد بتوانند خارج از ساختارهای رسمی قدرت با یکدیگر تعامل داشته باشند.
همین ویژگی، فضاهای اجتماعی مستقل را برای حکومتهای استبدادی حساسیتبرانگیز میکند. این حکومتها معمولا میکوشند بر جریان اطلاعات، ارتباطات اجتماعی و سازمانیابی شهروندان کنترل داشته باشند؛ زیرا هر فضایی که خارج از نظارت مستقیم قدرت، امکان شکلگیری اعتماد، گفتوگو و پیوندهای اجتماعی را فراهم کند، میتواند بخشی از انحصار حکومت بر عرصه عمومی را کاهش دهد.
از همین رو، محدودیتهایی که بر این فضاها اعمال میشود، در عمل به کنترل روابط اجتماعی و کاهش ظرفیت جامعه برای ایجاد شبکههای مستقل ارتباطی نیز میانجامد.
در چنین شرایطی، حتی فضاهایی که در ظاهر تنها بخشی از زندگی روزمرهاند، کارکردی فراتر پیدا میکنند. کافهها، کتابفروشیها و دیگر فضاهای اجتماعی مستقل، تنها محل ارائه خدمات یا گذران اوقات فراغت نیستند. آنها امکان دیدار، گفتوگو، تعامل و شکلگیری روابط انسانی را فراهم میکنند و احساس تعلق به یک جامعه را زنده نگه میدارند.
پاسخ این حساسیتها را نیز باید در همین کارکرد اجتماعی جستوجو کرد. جامعهای که افراد آن بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، گفتوگو کنند و روابط مبتنی بر اعتماد بسازند، از ظرفیت بیشتری برای تابآوری روانی و اجتماعی برخوردار خواهد بود.
پیامدهای محدود شدن فضاهای ارتباطی برای سلامت روان جمعی
محدود شدن فضاهای اجتماعی صرفا به معنای تعطیلی یک کسبوکار یا از دست رفتن یک مکان شهری نیست. زمانی که یک کافه، کتابفروشی یا فضای فرهنگی به دلایل مختلف، از جمله محدودیتهای مرتبط با سبک زندگی، مسائل فرهنگی یا مقررات رسمی، تعطیل یا محدود میشود، پیامدهای آن فراتر از یک زیان اقتصادی است.
هر فضای اجتماعی که از دست میرود، بخشی از فرصتهای جامعه برای دیدار، گفتوگو، شکلگیری اعتماد و تجربه تعلق اجتماعی را نیز از میان میبرد.
در جامعهای که سالها با بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و تروماهای جمعی روبهرو بوده است، کاهش این فضاها میتواند احساس انزوا، بیاعتمادی و فرسودگی روانی را تشدید کند.
انسانها بخش مهمی از تجربههای دشوار خود را در ارتباط با دیگران پردازش میکنند و گفتوگو، همدلی و حضور در کنار یکدیگر، از مهمترین سازوکارهای طبیعی مقابله با فشارهای روانی است. محدود شدن این امکان، ظرفیت جامعه برای ترمیم و بازیابی روانی را نیز کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، سلامت روان جمعی تنها به خدمات درمانی یا مداخلات فردی وابسته نیست. حفظ فضاهایی که امکان ارتباط، تعامل و تجربه زندگی اجتماعی را فراهم میکنند نیز بخشی از مراقبت از سلامت روان جامعه است.
این فضاها بحرانها را از میان نمیبرند، اما میتوانند از عمیقتر شدن پیامدهای روانی و اجتماعی آنها جلوگیری کنند.
جامعهای که افراد آن بتوانند یکدیگر را ببینند، گفتوگو کنند و پیوندهای انسانی خود را حفظ کنند، ظرفیت بیشتری برای تابآوری و عبور از بحرانها خواهد داشت.
فضاهای اجتماعی مستقل بخشی از روایت زنده هر جامعهاند. روایتی از انسانهایی که حتی در دل بحران نیز، پیوند خود را با زندگی و با یکدیگر حفظ میکنند.