• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها: تهران با استفاده از حوثی‌ها در پی گسترش جنگ با آمریکا است

۶ مرداد ۱۴۰۵، ۰۰:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۶:۱۳ (‎+۱ گرینویچ)

بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) در تحلیلی نوشت حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی، دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را به عرصه درگیری میان آمریکا و جمهوری اسلامی تبدیل کرده‌اند و با حمله به کشتی‌ها و زیرساخت‌های نفتی، انتقال میلیون‌ها بشکه نفت به بازارهای جهانی را مختل کرده‌اند.

به نوشته این اندیشکده، حوثی‌ها ۲۲ ژوییه مدعی شدند با پهپاد و موشک دو کشتی سعودی را در دریای سرخ هدف قرار داده‌اند. عربستان اعلام کرد یکی از کشتی‌ها آتش گرفته و در پاسخ، مواضع حوثی‌ها در سواحل غربی یمن را هدف قرار داده است. پس از آن، حوثی‌ها به زیرساخت‌های نفتی عربستان در ساحل دریای سرخ حمله کردند.

اف‌دی‌دی نوشت جمهوری اسلامی در اوایل ژوییه پروازهای مستقیم تهران و صنعا را از سر گرفت. به گزارش رویترز، پرواز ۱۳ ژوییه از تهران به صنعا حامل مشاوران سپاه پاسداران و قطعات مرتبط با موشک‌های کوتاه‌برد، میان‌برد و پهپادها برای حوثی‌ها بوده است.

این گزارش می‌افزاید جمهوری اسلامی از سال‌ها پیش برای ایجاد فشار همزمان بر دو گذرگاه راهبردی، یعنی تنگه هرمز و دریای سرخ، برنامه‌ریزی کرده است. به نوشته اف‌دی‌دی، پس از کاهش تردد کشتی‌ها در دریای سرخ، با بسته شدن تنگه هرمز، حجم انتقال نفت از مسیر دریای سرخ بار دیگر افزایش یافته است.

اف‌دی‌دی همچنین تاکید کرد حوثی‌ها بخش عمده توان موشکی و پهپادی خود را از جمهوری اسلامی دریافت کرده‌اند و تنها گروه غیردولتی جهان هستند که به موشک‌های بالستیک میان‌برد و موشک‌های سوخت جامد با برد بلند دسترسی دارند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران
۱

ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

۲
اختصاصی

لیلا ابوالحسنی، مادر ۲ دختر، به اعدام و آرزو کشوری، مادر دختری خردسال، به زندان محکوم شدند

۳

محسن نامجو از بازگشت به ایران و لغو کنسرت‌هایش خبر داد

۴

ایالات متحده برای توقیف نفت ایران دادگاه‌های «غنائم دریایی» را احیا می‌کند

۵

آمریکا ناو هواپیمابر روزولت را برای ماموریتی طولانی به خاورمیانه می‌فرستد

انتخاب سردبیر

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

  • مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

    مرگ راتکو ملادیچ، معروف به «قصاب بوسنی»، در بیمارستان زندان لاهه

  • تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

    تهدیدهای بی‌اثر تهران؛ همه کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران صادرات نفت خود را افزایش داده‌اند

  • ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت
    تحلیل

    ترامپ با تهران کاری را کرد که رهبران پیشین باید می‌کردند: دشمن را جدی گرفت

  • ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

    ماموری از امپراتوری اقتصادی رهبر جمهوری اسلامی در رأس بزرگ‌ترین خرده‌فروشی آنلاین ایران

  • آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

    آگهی‌های فروش قبر از شکل‌گیری بازاری پنهان خبر می‌دهند

•
•
•

مطالب بیشتر

آیا اسماعیل هنیه عامل دوجانبه بود؟ فرضیه یک تحلیلگر اسرائیلی درباره هفتم اکتبر

۴ مرداد ۱۴۰۵، ۰۲:۱۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یادداشتی در «اسرائیل نشنال‌نیوز» این فرضیه را مطرح کرد که اسماعیل هنیه ممکن است زمانی منبع اطلاعاتی اسرائیل بوده و سپس از اعتماد این کشور برای پنهان کردن حمله ۷ اکتبر استفاده کرده باشد. او تاکید کرد شواهد این نظریه غیرمستقیم‌اند و هیچ مدرک قطعی برای اثبات این همکاری ارائه نکرد.

آوی پری، تحلیلگر اسرائیلی، در این یادداشت تحلیلی خود این پرسش را مطرح کرده است که چرا اسرائیل با وجود توانایی و سابقه‌اش در هدف قرار دادن رهبران حماس، سال‌ها اسماعیل هنیه را نکشت، اما کمتر از ۱۰ ماه پس از حمله هفتم اکتبر او را در تهران هدف قرار داد.

پری با کنار هم قرار دادن مجموعه‌ای از رویدادها، احتمال داده است که زنده ماندن هنیه پیش از هفتم اکتبر به ارزش اطلاعاتی واقعی یا ادعایی او برای اسرائیل مربوط بوده باشد. به باور این تحلیلگر، اگر نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله به این نتیجه رسیده باشند که هنیه از اعتماد آنان برای فریب راهبردی استفاده کرده است، این ارزیابی می‌تواند تصمیم به کشتن او در تهران را توضیح دهد.

با این حال، نویسنده در پایان یادداشت خود می‌پذیرد که این نظریه بر شواهد غیرمستقیم استوار است و احتمال دارد زنده ماندن و سپس کشته شدن هنیه دلایل متعارف سیاسی، امنیتی و عملیاتی داشته باشد.

چرا هنیه سال‌ها هدف قرار نگرفت؟
پری برای توضیح فرضیه خود به سابقه اسرائیل در کشتن رهبران حماس اشاره کرده است. اسرائیل در سال ۲۰۰۴ شیخ احمد یاسین، بنیان‌گذار حماس، و ۲۶ روز بعد عبدالعزیز رنتیسی، جانشین او، را در غزه کشت. احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس، نیز در سال ۲۰۱۲ هدف قرار گرفت.

اسرائیل همچنین محمود المبحوح را در سال ۲۰۱۰ در هتلی در دبی و صالح العاروری، معاون رهبر حماس، را در ژانویه ۲۰۲۴ در بیروت هدف قرار داد.

  • اسماعیل هنیه در محل اقامتش در تهران کشته شد

    اسماعیل هنیه در محل اقامتش در تهران کشته شد

به نوشته پری، این عملیات‌ها نشان می‌دهند مرزهای جغرافیایی، پیامدهای دیپلماتیک و تدابیر امنیتی لزوما مانع اسرائیل برای حذف رهبران حماس نمی‌شدند. با وجود این، هنیه سال‌ها زنده ماند.

هنیه پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ نخست‌وزیر تشکیلات خودگردان فلسطینی شد و بعد از تسلط حماس بر غزه در سال ۲۰۰۷، ریاست سیاسی دولت این منطقه را بر عهده گرفت.

او در جریان جنگ‌های سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ در غزه حضور داشت. اسرائیل در ژوئیه ۲۰۱۴ خانه او را در اردوگاه شاطی ویران کرد، اما خود هنیه کشته نشد.

هنیه در اواخر سال ۲۰۱۹ غزه را ترک کرد و عمدتا در قطر اقامت گزید. او سپس به‌عنوان چهره اصلی سیاسی حماس میان قطر، ترکیه، مصر، لبنان و ایران سفر می‌کرد.

پری نوشته است هنیه چه در غزه و چه در سفرهای آشکار خارجی، در دسترس شبکه‌های اطلاعاتی اسرائیل قرار داشت، اما تا پس از حمله هفتم اکتبر هدف قرار نگرفت. هنیه سرانجام ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۴، پس از شرکت در مراسم تحلیف رییس‌ دولت جدید جمهوری اسلامی ایران، مسعود پزشکیان، در محل اقامتش در تهران کشته شد.

ارتباط خانوادگی هنیه با اسرائیل
یکی از محورهای استدلال پری، زندگی سه خواهر هنیه در اسرائیل است. این سه زن با اعضای جامعه بدوی اسرائیل ازدواج کرده و در تل‌السبع، در جنوب این کشور، اقامت داشتند. آنها مدارک شناسایی اسرائیلی و حقوق قانونی ناشی از آن را نیز در اختیار داشتند.

پری استدلال کرده است این پیوند خانوادگی می‌توانست مسیر دائمی و کم‌هزینه‌ای برای جمع‌آوری اطلاعات درباره هنیه فراهم کند. مقام‌های اسرائیلی امکان نظارت قانونی بر محل زندگی، تماس‌های تلفنی، سفرها و روابط مالی بستگان او را داشتند و می‌توانستند اطلاعاتی درباره نگرانی‌ها، نیازها و افراد مورد اعتماد هنیه به دست آورند.

  • چه کسی، با چه بودجه‌ای مسئول حفاظت از اسماعیل هنیه بود؟

    چه کسی، با چه بودجه‌ای مسئول حفاظت از اسماعیل هنیه بود؟

به نوشته این تحلیلگر، روابط اطلاعاتی لزوما با درخواست مستقیم برای خیانت آغاز نمی‌شوند و ممکن است از موضوعاتی چون صدور مجوز، بازجویی، کمک به یکی از بستگان، ارائه حمایت یا انجام یک خدمت شکل بگیرند.

او در عین حال تصریح کرده است وجود این ارتباط خانوادگی، جذب هنیه به‌عنوان منبع اطلاعاتی را ثابت نمی‌کند و تنها شرایط بالقوه مناسب برای ایجاد چنین رابطه‌ای را نشان می‌دهد.

درمان بستگان هنیه در اسرائیل
پری در بخش دیگری از یادداشتش به موارد متعدد درمان بستگان هنیه در بیمارستان‌های اسرائیل اشاره کرده است.

نوه نوزاد هنیه در نوامبر ۲۰۱۳ برای درمان از غزه به بیمارستانی در اسرائیل منتقل شد. مادر همسر او نیز در ژوئن ۲۰۱۴ در بیمارستانی در اورشلیم تحت درمان سرطان قرار گرفت.

یکی از دختران هنیه نیز اندکی پس از جنگ ۵۰ روزه غزه در سال ۲۰۱۴، در پی عوارض ناشی از یک اقدام پزشکی، حدود یک هفته در بیمارستان ایچیلوف تل‌آویو بستری شد.

در سال ۲۰۲۴ هم یکی از خواهران هنیه نوزاد خود را پیش از موعد در مرکز پزشکی سوروکا در بئرشبع به دنیا آورد و نوزاد در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد. گزارش‌هایی نیز از ورود بستگان دیگر او به اسرائیل برای دریافت خدمات درمانی منتشر شده است.

پری تاکید کرده که درمان انسان‌دوستانه بیماران با اصول اخلاق پزشکی اسرائیل سازگار است و بیماران، پزشکان و اعضای خانواده ممکن است از هرگونه فعالیت اطلاعاتی احتمالی بی‌خبر بوده باشند.

با این حال، او گفته است هماهنگی میان مقام‌های غزه، مسئولان اسرائیلی گذرگاه‌ها، مدیران بیمارستان‌ها و نهادهای امنیتی، کانال‌هایی برای ارتباط ایجاد می‌کرد که می‌توانست مورد توجه سازمان‌های اطلاعاتی قرار گیرد.

جایگاه هنیه چه ارزش اطلاعاتی داشت؟
پری نوشته است یک منبع اطلاعاتی موثر لزوما نباید فرمانده نیروهای مسلح باشد؛ دسترسی به فرایند تصمیم‌گیری اهمیت بیشتری دارد.

هنیه برای سال‌ها در بالاترین سطوح حماس حضور داشت و از منابع مالی، راهبرد سیاسی، حامیان خارجی، اختلافات داخلی و روابط این گروه با [حکومت] ایران، قطر، ترکیه و مصر آگاه بود. او پس از رسیدن به ریاست دفتر سیاسی حماس در سال ۲۰۱۷، هم با دولت‌های خارجی ارتباط داشت و هم نفوذ خود در داخل این جنبش را حفظ کرده بود.

  • بمب یا موشک؛ اسماعیل هنیه چگونه کشته شد

    بمب یا موشک؛ اسماعیل هنیه چگونه کشته شد

به باور پری، چنین منبعی می‌توانست درباره نیت رهبران حماس اطلاعاتی ارائه دهد که با پهپاد، تصاویر ماهواره‌ای یا شنود ارتباطات قابل دستیابی نبود؛ از جمله اینکه آیا این گروه واقعا برای جنگ آماده می‌شود یا تنها تهدید می‌کند، یحیی سنوار تا چه اندازه جدی است و آیا مشوق‌های اقتصادی و مجوزهای کار می‌توانند آرامش مرزی را حفظ کنند.

این تحلیلگر گفته است اگر هنیه واقعا به منبع اطلاعاتی تبدیل شده بود، می‌توانست یکی از ارزشمندترین منابع اسرائیل باشد.

اسرائیل هشدارهای پیش از حمله را در اختیار داشت
بخش اصلی فرضیه پری به این موضوع مربوط است که اسرائیل پیش از هفتم اکتبر اطلاعات متعددی درباره احتمال حمله حماس دریافت کرده، اما آنها را جدی نگرفته بود.

بر اساس گزارش‌های پیشین، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل بیش از یک سال پیش از حمله، سندی از طرح حماس با عنوان «دیوار اریحا» را در اختیار داشتند. این سند از شلیک گسترده موشک، استفاده از پهپاد برای از کار انداختن سامانه‌های نظارتی، شکستن حصار مرزی و ورود نیروهای مسلح با موتورسیکلت، پای پیاده و پاراگلایدر سخن می‌گفت.

یکی از تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل در ژوئیه ۲۰۲۳ نیز هشدار داده بود رزمایش‌های حماس با بخش‌هایی از این طرح مطابقت دارند، اما هشدار او رد شد.

  • اسماعیل هنیه پس از مرگ خواهرش در حمله اسرائیل گفت موضع حماس تغییر نمی‌کند

    اسماعیل هنیه پس از مرگ خواهرش در حمله اسرائیل گفت موضع حماس تغییر نمی‌کند

دیده‌بان‌های زن مستقر در مرز غزه هم بارها نزدیک شدن اعضای حماس به حصار، بررسی مواضع اسرائیل و تمرین حمله را گزارش کرده بودند. مشاهدات آنان نیز جدی گرفته نشد.

در ساعات اولیه هفتم اکتبر، اسرائیل فعالیت‌های غیرعادی دیگری، از جمله فعال شدن سیم‌کارت‌های اسرائیلی به دست عوامل حماس، را شناسایی کرد. افسران ارشد حدود ساعت سه بامداد تشکیل جلسه دادند، اما نیروهای مرزی به سطح آماده‌باش لازم برای مقابله با تهاجم گسترده نرسیدند. حماس ساعت شش‌ونیم صبح حمله را از ده‌ها مسیر آغاز کرد.

با وجود این هشدارها، این تصور در دستگاه‌های امنیتی اسرائیل پابرجا ماند که حماس مهار شده، به دنبال دریافت پول و مجوز کار برای ساکنان غزه است و نمی‌خواهد با آغاز جنگ، حکومت خود را به خطر بیندازد.

منبع مورد اعتماد می‌توانست شواهد را بی‌اهمیت جلوه دهد
پری استدلال کرده است وجود یک منبع مورد اعتماد در سطوح بالای حماس می‌تواند توضیح دهد که چرا اسرائیل برداشت خود از نیت این گروه را به شواهد قابل مشاهده ترجیح داد.

به نوشته او، چنین منبعی نیازی نداشت اطلاعات مربوط به طرح یا رزمایش‌ها را پنهان کند؛ کافی بود آنها را اقداماتی برای جنگ روانی، افزایش قدرت چانه‌زنی یا آمادگی برای آینده‌ای نامشخص معرفی کند و تاکید داشته باشد که آمادگی نظامی لزوما به معنای قصد حمله نیست.

  • گزینه‌های جمهوری اسلامی برای پاسخ به کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران

    گزینه‌های جمهوری اسلامی برای پاسخ به کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران

این تحلیلگر نوشته است یک عامل دوجانبه موفق ابتدا با ارائه سال‌ها اطلاعات درست اعتماد ماموران رابط خود را جلب می‌کند. این اطلاعات می‌توانند به اختلافات داخلی، منابع مالی ایران، مواضع حماس در مذاکرات، برنامه سفرها یا تحولات سازمانی مربوط باشند و امکان راستی‌آزمایی مستقل آنها نیز وجود داشته باشد.

پس از شکل‌گیری اعتماد، تحلیلگران ممکن است شواهد متناقض را نیز برای تفسیر نزد همان منبع ببرند. به گفته پری، بزرگ‌ترین موفقیت یک عامل دوجانبه کور کردن ماموران رابط نیست، بلکه متقاعد کردن آنها به بی‌اعتمادی به مشاهدات خودشان است.

هنیه ممکن است از طرح نهایی بی‌خبر بوده باشد
پری نوشته است حمله هفتم اکتبر با محرمانگی و تفکیک شدید اطلاعات طراحی شد. هزاران نفر در عملیات شرکت کردند، اما ظاهرا تنها حلقه محدودی از رهبران از تمام جزئیات آن اطلاع داشتند.

بر اساس یکی از فرضیه‌های مطرح‌شده در این یادداشت، اگر سنوار یا محمد ضیف به ارتباط احتمالی هنیه با اسرائیل مظنون بودند، ممکن بود او را افشا یا حذف نکنند؛ زیرا چنین اقدامی به اسرائیل هشدار می‌داد که یکی از کانال‌هایش لو رفته است.

در این سناریو، هنیه می‌توانست همچنان با دولت‌های خارجی ارتباط داشته باشد، نمایندگی سیاسی حماس را بر عهده بگیرد و به اسرائیل اطمینان دهد این گروه به دنبال جنگی گسترده نیست؛ در حالی که جزئیات عملیات نزد حلقه محدودی در غزه باقی می‌ماند.

  • خواهر اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در اسرائیل از سوی پلیس بازداشت شد

    خواهر اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در اسرائیل از سوی پلیس بازداشت شد

فرضیه دیگر پری این است که هنیه شاید آگاهانه در عملیات فریب مشارکت کرده باشد و از اعتماد اسرائیل برای پنهان نگه داشتن نیت واقعی حماس استفاده کرده باشد.

هیچ‌یک از این دو احتمال در یادداشت با اسناد یا شواهد مستقیم اثبات نشده است.

چرا اسرائیل هنیه را در تهران هدف قرار داد؟
پری نوشته است شرایط پس از هفتم اکتبر می‌تواند محاسبات اسرائیل درباره هنیه را تغییر داده باشد.

هنیه در زمان کشته شدن در غزه حضور نداشت، گروگان‌ها را نگهداری نمی‌کرد، فرماندهی گردان‌ها را بر عهده نداشت و عملیات میدانی را هدایت نمی‌کرد. او در خارج از غزه اقامت داشت و در مذاکراتی شرکت می‌کرد که قطر و مصر میانجی آن بودند.

کشتن او می‌توانست مذاکرات آزادی گروگان‌ها را دشوار کند، حکومت ایران را به واکنش وادارد، به روابط اسرائیل با قطر آسیب بزند و خطر گسترش جنگ منطقه‌ای را افزایش دهد. اسرائیل با وجود این پیامدها او را هنگام سفر به تهران هدف قرار داد.

پری احتمال داده است نهادهای اطلاعاتی اسرائیل پس از حمله هفتم اکتبر، اطلاعات منابع خود، هشدارهای پیشین و دلایل تداوم تصور بازدارندگی حماس را بازبینی کرده و شاید به این نتیجه رسیده باشند که فریب خورده‌اند.

در چارچوب این فرضیه، اگر بررسی‌ها نشان می‌داد هنیه در زمان افزایش هشدارها همچنان به اسرائیل اطمینان داده است که حماس قصد جنگ ندارد، او دیگر یک منبع شکست‌خورده نبود؛ بلکه فردی تلقی می‌شد که اعتماد اسرائیل را علیه این کشور به کار گرفته است.

این تحلیلگر محل کشته شدن هنیه را نیز معنادار دانسته است. هنیه برای شرکت در مراسم تحلیف رییس‌جمهوری جدید [حکومت] ایران به تهران رفته بود و در محلی حفاظت‌شده اقامت داشت. به گفته پری، هدف قرار گرفتن او زیر پوشش امنیتی جمهوری اسلامی می‌توانست پیامی به هنیه، حماس و [حکومت] ایران باشد.

رفتار اسرائیل با خانواده هنیه تغییر کرد
پری تغییر رفتار اسرائیل با خانواده هنیه پس از هفتم اکتبر را نشانه دیگری در حمایت از فرضیه خود دانسته است.

پلیس اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴ صباح هنیه، خواهر اسماعیل هنیه، را بازداشت کرد. او بعدا بر اساس پیام‌هایی که به ادعای مقام‌ها در آنها از حمله هفتم اکتبر تمجید کرده بود، به تحریک و حمایت از حماس متهم شد.

  • اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس، حمله اعضای گروهش به اسرائیل را تبریک گفت

    اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس، حمله اعضای گروهش به اسرائیل را تبریک گفت

به نوشته پری، پس از هفتم اکتبر گزارش‌های مشابه گذشته درباره درمان بستگان هنیه در اسرائیل نیز تا حد زیادی ناپدید شدند. او اذعان کرده است این موضوع ثابت نمی‌کند خدمات پزشکی متوقف شده‌اند و ممکن است اساسا درخواست تازه‌ای مطرح نشده باشد.

اسرائیل پس از هفتم اکتبر شماری از بستگان درجه‌یک هنیه را نیز مستقیما هدف قرار داد. سه پسر و چند نوه او کشته شدند و بستگان دیگری نیز در جریان جنگ جان باختند.

پری این تغییر را چشمگیر دانسته، اما خود آن را مدرکی قطعی برای اثبات رابطه اطلاعاتی هنیه با اسرائیل معرفی نکرده است.

فرضیه‌ای بدون شواهد مستقیم
آوی پری در جمع‌بندی یادداشت خود در اسرائیل نشنال‌نیوز تاکید کرده است استدلال او بر شواهد غیرمستقیم بنا شده است.

به گفته او، زنده ماندن طولانی هنیه، ارتباط خانوادگی‌اش با اسرائیل، درمان مکرر بستگانش در مراکز پزشکی اسرائیلی، جایگاه او در ساختار حماس، اعتماد نهادهای اسرائیلی به بازدارندگی این گروه و تغییر رفتار اسرائیل پس از هفتم اکتبر، در کنار یکدیگر پرسش‌هایی ایجاد می‌کنند.

در مقابل، خود این تحلیلگر احتمال داده است این رویدادها ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ هنیه ممکن است به دلایل سیاسی و عملیاتی متعارف برای سال‌ها هدف قرار نگرفته و بعدا صرفا به دلیل رهبری حماس کشته شده باشد.

فرضیه اصلی پری این است که هنیه شاید با ارائه اطلاعات درست طی سال‌های متمادی، اعتماد اسرائیل را به دست آورده و سپس در لحظه‌ای تعیین‌کننده از آن برای پنهان کردن نیت حماس استفاده کرده باشد.

به گفته او، هنیه برای ایفای چنین نقشی نیازی نداشت طرح حمله را در اختیار اسرائیل بگذارد؛ تنها کافی بود این کشور را متقاعد کند که حماس قصد اجرای آن را ندارد.

از مصادره ماسک تا احتکار گندم؛ شمارش معکوس برای جنگ جهانی نان و آب

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
پیام دریابی
100%

دوران ابتدایی کرونا را یادتان هست؟ زمانی که محموله‌های ماسک و دستگاه‌های تنفسی در فرودگاه‌ها توسط کشورهای به ظاهر دوست مصادره می‌شدند، مرزها بسته شد و تمام معاهدات بین‌المللی یک‌شبه بی‌اعتبار شدند.

کووید یک مانور آزمایشی بود، اما حالا تصور کنید به جای ماسک، دعوا بر سر «نان و آب» باشد.

گزارش‌های اخیر سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی بریتانیا یک هشدار تکان‌دهنده و آخرالزمانی داده‌اند: فروپاشی اکوسیستم‌های جهانی می‌تواند ظرف تنها ۵ سال آینده منجر به کمبود شدید مواد غذایی، افزایش قیمت‌ها، مهاجرت‌های میلیونی و حتی جنگ‌های داخلی و بین‌المللی شود. در این ارزیابی امنیتی صراحتا آمده است که اگر کشوری امروز برای این بحران برنامه‌ریزی نکند، عملا هیچ آینده‌ای نخواهد داشت.

بیایید مانند یک پازل، قطعات این بحران جهانی را کنار هم بگذاریم تا ببینیم داستان از کجا به کجا می‌رود.

نیاز موتور کشاورزی به سوخت‌های فسیلی
کشاورزی صنعتی به شدت به سوخت‌های فسیلی و کودهای شیمیایی وابسته است، به طوری که در برخی کشورها برای تولید یک کالری غذایی، چندین کالری سوخت فسیلی مصرف می‌شود. بنابراین، امنیت غذایی مستقیما به امنیت انرژی و ژئوپلیتیک گره خورده است. تنگه هرمز را در نظر بگیرید. حدود ۲۵ درصد از صادرات کودهای نیتروژنی (پایه اصلی کشاورزی) از کشورهای حوزه خلیج فارس تامین می‌شود. با شروع درگیری‌ها در این منطقه، تجارت کود و اوره مختل شد و قیمت‌ها به سرعت دو برابر شدند و از ۴۰۰ دلار به بیش از ۸۵۰ دلار در هر تن رسیدند. وقتی کود گران شود و مسیرهای کشتیرانی ناامن باشند، هزینه تولید غذا بالا رفته و زنجیره تامین جهانی مختل می‌شود.

خشم طبیعت: سوپر ال‌نینو و انبارهای خالی
همزمان با جنگ و گرانی کود، طبیعت هم در حال ضربه زدن است. سازمان جهانی هواشناسی پیش‌بینی کرده که دما در سال‌های پیش رو به رکوردهای بی‌سابقه‌ای خواهد رسید. پدیده آب و هوایی «سوپر ال‌نینو» می‌تواند شوک عظیمی به قیمت مواد غذایی وارد کند که اثرات آن تا سال ۲۰۲۸ ادامه خواهد داشت و تولیدات کشاورزی جهانی را تا ۱۴.۳ درصد (معادل ۳۴۲ میلیارد دلار) کاهش دهد. در اروپا، گرمای شدید باعث شده تا تولید گندم فرانسه با افت شدید روبرو شود.

100%

در آسیا، کاهش بارندگی و خشکسالی به شدت محصولات برنج و نیشکر هند را تهدید می‌کند. وقتی تولید کم می‌شود، کشورها چه می‌کنند؟ دقیقا مثل دوران کرونا، درها را می‌بندند و احتکار می‌کنند. امروز هند به عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان، ذخایر برنج خود را به رکورد تاریخی ۶۸.۴ میلیون تن رسانده است و اندونزی و تایلند نیز با سرعت در حال ذخیره‌سازی هستند تا با خطرات ال‌نینو مقابله کنند. در زمان قحطی، هیچ کشوری گندم و برنج خود را با دیگران تقسیم نخواهد کرد.

ایران: تقاطع مرگبار خشکسالی و جنگ
در این شرایط، وضعیت ایران به شدت نگران‌کننده است. ایران در حالی خود را درگیر جنگ‌های منطقه‌ای و تنش در مسیرهای انرژی کرده که در داخل، با بحرانی به مراتب کشنده‌تر روبروست: رسیدن به نقطه بی‌بازگشت آب یا «روز صفر».

برای درک عمق فاجعه باید بدانید که بخش کشاورزی در ایران به تنهایی ۹۱ درصد از کل آب کشور را می‌بلعد. در دهه‌های گذشته، به جای مدیریت منابع، سیستم‌های باستانی و هوشمند تامین آب مانند قنوات به حال خود رها شدند و برای توسعه ناپایدار کشاورزی، بیش از یک میلیون چاه عمیق حفر شد. این غارت آب‌های زیرزمینی باعث شد، نه‌تنها شریان‌هایی مثل زاینده‌رود به زمین‌های خشک تبدیل شوند، بلکه دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه آب شور خاورمیانه، امروز به نمک‌زاری تبدیل شود که کمتر از ۱۰ درصد وسعت سابق خود را دارد.

این بی‌آبی، مستقیما گلوی امنیت غذایی ایران را می‌فشارد. از یک طرف، به دلیل همین خشکسالی‌های خودساخته، تولید داخلی غذا به شدت افت کرده و از طرف دیگر، همسایگان نیز در حال بستن شیرهای آب بر روی کشور هستند، به طور مثال تکمیل سد پاشدان در افغانستان روی رودخانه هریرود، مستقیما تامین آب مناطق شرقی ایران از جمله مشهد را تهدید می‌کند.

100%

عدم توانایی در تولید داخلی، کشور را ناچار به واردات غذا می‌کند. در چنین بن‌بستی، حکومت وارد یک چرخه معیوب شده است: با تنش‌آفرینی، بازارهای جهانی انرژی و کود را ملتهب و گران می‌کند و سپس مجبور می‌شود تاوان همین بحران خودساخته را با خرید محصولات کشاورزی گران‌تر بدهد. رفتاری که چیزی جز شبیه خودکشی ساختاری نیست.

روزی که هر کس به فکر خویش است
این خطر فقط مختص ایران نیست. بریتانیا متوجه شده است که واردات ۴۰ درصدی مواد غذایی‌اش، یک نقطه ضعف مهلک امنیت ملی است. گزارش‌های امنیتی نشان می‌دهد اگر اکوسیستم‌های حیاتی مثل آمازون یا یخچال‌های هیمالیا فرو بپاشند، الگوهای آب‌وهوایی در سراسر زمین تغییر کرده، زمین‌های قابل کشت نابود می‌شوند و رقابت ژئوپلیتیک و جنگ برای به دست آوردن معدود منابع باقی‌مانده آغاز خواهد شد. در همان حال که برخی کشورها درگیر جنگ هستند، کشورهای دیگر در حال آماده‌سازی برای بقا می‌باشند. به عنوان مثال عربستان سعودی که با شرایط بیابانی مشابهی روبه‌روست، با استفاده از سیستم‌های آبیاری هوشمند و سنسورهای دیجیتال، موفق شده بهره‌وری آبیاری خود را از ۵۰ درصد به ۹۲ درصد برساند و مصرف آب در مزارع را به شکل چشمگیری کاهش دهد.

با ظهور تکنولوژی‌هایی مانند هوش مصنوعی، شاید مفهوم قحطی برای بسیاری از ما پدیده‌ای غیرواقعی و متعلق به گذشته‌های دور باشد. مفهومی که بیشتر تداعی‌کننده خواب فرعون و هفت سال خشکسالی در مصر باستان است تا دنیای مدرن. اما گرسنگی و کمبود غذا دیگر یک افسانه نیست. واقعیتی است که با ترکیب تغییرات اقلیمی، نابودی محیط زیست و جنگ‌های ژئوپلیتیک با سرعت به سمت ما می‌آید. درس بزرگ کرونا این بود که در بزنگاه‌های مرگ و زندگی، هیچ قرارداد همکاری و پیوند دوستی بین‌المللی کار نمی‌کند.

در آن روز، اگر کشوری اقتصاد و کشاورزی خود را مدرن نکرده باشد، آب‌های زیرزمینی‌اش را با هندوانه‌کاری و چاه‌های غیرمجاز غارت کرده باشد و به جای تعامل، به درگیری با جهان بپردازد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد کشتی‌های گندم و برنج از کشورهای دیگر برای نجاتش از راه برسند. بقا در دهه آینده، نه نیازمند موشک، بلکه نیازمند دیپلماسی هوشمندانه، قطره‌چکانی کردن مصرف آب، مدیریت منابع و خوداتکایی واقعی است. کشوری که نتواند برای روزهای سخت قطره‌های آب و دانه‌های گندمش را برنامه‌ریزی کند، در توفان تغییرات جهانی محکوم به نابودی خواهد بود.

اکبر عبدی؛ بازیگری که میان نبوغ، محبوبیت و انتخاب‌های ناهموار زیست

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۰۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
تهمینه رستمی
100%
اکبر عبدی در کنار محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دولت ابراهیم رئیسی

اکبر عبدی از معدود بازیگرانی بود که محبوبیت گسترده را با نوآوری در بازیگری کمدی پیوند زد. کارنامه او آمیزه‌ای از نبوغ، جسارت و انتخاب‌هایی بود که تا پایان عمر درباره آنها بحث شد.

او بیش از چهار دهه در سینما، تلویزیون و تئاتر حضور داشت و با هر نقش، مرزهای تازه‌ای را در بازیگری جابه‌جا کرد؛ مسیری که از تحسین آغاز شد، به شهرتی کم‌نظیر رسید و در سال‌های پایانی، زیر سایه حاشیه‌ها و مواضع سیاسی قرار گرفت.

مرگ او، فرصتی است برای بازخوانی میراث بازیگری که کمدی را از تیپ‌سازی فراتر برد و به شخصیت‌پردازی رساند.

فراتر از یک کمدین
محدود کردن اکبر عبدی به عنوان یک بازیگر کمدی، ساده‌سازی کارنامه اوست. مهم‌ترین ویژگی‌اش توانایی دگرگون شدن بود. تغییر صدا، زبان بدن، ریتم بیان و حتی کیفیت سکوت، در هر نقش هویتی تازه می‌ساخت. او شخصیت‌ها را به خود شبیه نمی‌کرد؛ خود را در خدمت شخصیت قرار می‌داد.

همین ویژگی، لقب «مرد هزارچهره» را برایش به ارمغان آورد؛ لقبی که بیش از گریم‌های متفاوت، به توانایی او در جان بخشیدن به انسان‌هایی کاملا متفاوت اشاره داشت.

از «مادر» تا «آدم‌برفی»
عبدی بارها نشان داد توانایی‌هایش به کمدی محدود نیست. بازی او در فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی، وجهی کمتر دیده‌شده از استعدادش را آشکار کرد و نشان داد در نقش‌های دراماتیک نیز همان اندازه دقیق و تاثیرگذار است.

100%
اکبر عبدی در گریم‌های مختلف

اگر «مادر» وجه دراماتیک بازی او را نمایان کرد، «آدم‌برفی» جسارتش را به نمایش گذاشت؛ فیلمی که سال‌ها توقیف ماند و پس از اکران به یکی از آثار بحث‌برانگیز و پرفروش دهه هفتاد تبدیل شد. عبدی در این فیلم، نقشی را به تصویر کشید که می‌توانست به یک کاریکاتور فروکاسته شود، اما با بازی کنترل‌شده او به یکی از ماندگارترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ سینمای ایران بدل شد.

محبوبیت و تاثیر
راز محبوبیت اکبر عبدی در این بود که شخصیت‌هایش از دل جامعه می‌آمدند؛ آدم‌هایی معمولی با ضعف‌ها، ترس‌ها و آرزوهای آشنا که تماشاگر می‌توانست خود را در آنها ببیند. او به مردم نمی‌خندید؛ با مردم به تناقض‌های زندگی می‌خندید.

تاثیر او بر کمدی ایران نیز از همین‌جا آغاز شد. پیش از عبدی، بخش مهمی از کمدی سینمای ایران بر تیپ‌های ثابت استوار بود. او نشان داد بازیگر کمدی می‌تواند هر بار شخصیتی مستقل با منطق و جهان مخصوص به خود خلق کند؛ تاثیری که هنوز در شیوه بازی بسیاری از کمدین‌های نسل‌های بعد دیده می‌شود.

فراز و فرودهای یک کارنامه
کارنامه اکبر عبدی، مانند بسیاری از بازیگران بزرگ، کاملاً یکدست نبود. در کنار آثار ماندگار، فیلم‌های تجاری و کم‌رمقی نیز در کارنامه او دیده می‌شود که بیش از آنکه بر کیفیت هنری متکی باشند، از محبوبیت نام او بهره می‌بردند.

با این حال، هر زمان که فیلمنامه‌ای قدرتمند و کارگردانی دقیق در اختیارش قرار گرفت، دوباره فاصله میان توانایی واقعی خود و کیفیت برخی انتخاب‌هایش را یادآوری کرد.

حاشیه‌ها
سال‌های پایانی فعالیت عبدی تنها با آثارش تعریف نمی‌شود. اظهارنظرهای حمایتی او درباره علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حضور در پروژه‌های وابسته به نهادهای حکومتی و دفاع از برخی سیاست‌های رسمی، واکنش‌های گسترده‌ای در میان افکار عمومی برانگیخت.

100%
اکبر عبدی در کنار مسعود ده‌نمکی از چهره‌های شناخته شده گروه‌های فشار در دهه هفتاد که بعدها به فیلم‌سازی روی آورد

در کنار این موضوع، برخی شوخی‌ها و اظهارات عبدی درباره زنان و مسائل اجتماعی نیز با انتقادهایی روبه‌رو شد. بیماری، کاهش حضور در آثار شاخص و فاصله گرفتن از دوران اوج نیز باعث شد بحث درباره میراث هنری و انتخاب‌های حرفه‌ای او بیش از گذشته مطرح شود.

میراث
جایگاه اکبر عبدی را نمی‌توان تنها با تعداد فیلم‌ها یا جوایزش سنجید. میراث او در تغییر نگاه به بازیگری کمدی است. او نشان داد خنداندن، نتیجه تکرار شوخی‌های آشنا نیست، بلکه از باورپذیر شدن شخصیت آغاز می‌شود.

شاید همه انتخاب‌های حرفه‌ای او موفق نبود و شاید بخشی از سال‌های پایانی زندگی‌اش بیش از آثارش با حاشیه‌ها شناخته شد، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهد که او یکی از تاثیرگذارترین بازیگران سینمای پس از انقلاب ایران بود.

شاید به همین دلیل است که اکبر عبدی بیش از آنکه با یک نقش در حافظه سینمای ایران بماند، با توانایی کم‌نظیرش در دگرگون شدن به یاد آورده خواهد شد؛ ویژگی‌ای که لقب «مرد هزارچهره» را به دقیق‌ترین توصیف میراث هنری او تبدیل کرده است.

شمارش معکوس برای دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سنگری که در ۱۵ ماه فرو ریخت

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان
100%

۱۵ سال طول کشید تا دلار از هزار تومان به صد هزار تومان برسد؛ از حدود سال ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۴۰۴. اما فاصله ۱۰۰ هزار تومان تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان را در ۱۵ ماه پیمود.

اکنون نرخ بازار آزاد حوالی ۱۹۰ هزار تومان در نوسان است، حکومت برای دفاع از مرز ۲۰۰ هزار تومان سنگربندی کرده و مردم، با کوله‌باری از خاطرات تلخ، با ناباوری خود را برای مواجهه با آن آماده می‌کنند. پرسش این نیست که آیا این مرز سقوط می‌کند؛ پرسش، تقویم سقوط است.

همراهان چرتکه، روش محاسبه ارزش دلار در اقتصاد تورمی ایران را می‌شناسند: نرخ سال گذشته را برمی‌داریم و تورمی را که در طول این مدت بر قیمت‌ها نشسته، به آن اضافه می‌کنیم.

تازه‌ترین آمار رسمی مرکز آمار می‌گوید تورم نقطه‌به‌نقطه خرداد، یعنی فاصله قیمت‌های خرداد امسال از خرداد پارسال، ۸۸.۶ درصد است. دلار در روزهای جنگ خرداد پارسال حدود ۹۳ هزار تومان بود. حاصل‌ضرب ۹۳ در ۱.۸۹ می‌شود حدود ۱۷۵ هزار تومان؛ یعنی ارزش دلار در پایان خرداد امسال. نرخ واقعی بازار در همان روزها حدود ۱۸۰ هزار تومان بود: بازار با اختلافی جزیی، درست روی خطی حرکت می‌کرد که تورم کشیده بود.

این فرمول در نوسان‌های هیجانی نیز راهنمای قابل اعتمادی است. خرداد امسال، به واسطه آتش‌بس و اعلام تفاهم‌نامه، نرخ دلار تا ۱۵۳ هزار تومان پایین آمد و ناظرانی که نرخ دلار را برآیند هیجان و شوک جنگ تلقی می‌کردند، سقوط دلار را نزدیک می‌دانستند. اما افزودن رشد تورمی سطح عمومی قیمت‌ها همان موقع می‌گفت ارزش دلار از ۱۷۵ هزار تومان پایین‌تر نخواهد ماند؛ و نماند.

از خرداد تا امروز یک ماه تورم دیگر به این حساب اضافه شده است. آمار رسمی تیر هنوز منتشر نشده، اما اگر با روند ماه‌های اخیر تورمی بین ۷ تا ۹ درصد برای آن در نظر بگیریم، ارزش دلار به ۱۸۷ تا ۱۹۱ هزار تومان می‌رسد.

این در حالی است که دلار در طول هفته گذشته بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان در نوسان بوده است. نتیجه روشن است: دو برابر شدن دلار در یک سال گذشته را نمی‌شود با ملامت دلال‌ها، هیجان بازار، یا توطئه رسانه‌های مخالف حکومت توضیح داد.

نرخ دلار، آینه قیمت‌هایی است که در یک سال اخیر دو برابر شده‌اند. دلار به دنبال تورم حرکت می‌کند و در نرخ کنونی حبابی وجود ندارد.

دو نکته این برآورد را محافظه‌کارانه می‌نماید. نخست اینکه در این معادله همه متغیرهای دیگر کنار گذاشته شده و تنها اثر تورمی تعقیب شده است؛ در حالی که از سرگیری درگیری، آسیب به زیرساخت‌ها و توقف صادرات، ریسک و نااطمینانی و هزینه بازسازی را بالا می‌برد.

دوم اینکه ۸۸.۶ درصد رقم رسمی است و تورمی که مردم بر سر سفره لمس می‌کنند بالاتر از این است؛ اگر ارزش دلار را با تورم حس‌شده حساب کنیم، همین امروز باید از ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده باشد. به این ترتیب ۱۹۰ هزار تومان کف ارزش دلار است، نه سقف قیمت آن.

آخرین سنگر

با عبور نرخ از یک کانال مهم، مثل ۲۰۰ هزار تومان، انتظارات کل بازار یک پله بالا می‌رود، قیمت‌گذاری‌ها جابه‌جا می‌شود و بازگرداندن نرخ به کانال قبلی، حتی در صورت تغییر شرایط، چند برابر سخت‌تر و پرهزینه‌تر از نگه داشتن آن می‌شود. به همین دلیل نگه داشتن دلار زیر ۲۰۰ هزار تومان به اولویت و مساله حیثیتی حکومت تبدیل شده است.

بانک مرکزی وقتی نتواند جلوی بالا رفتن دلار را بگیرد، می‌کوشد باختن کانال را تا جای ممکن عقب بیندازد و در صورت امکان از این آب گل‌آلود ماهی بگیرد؛ و این تلاش معمولا در کانال ۹ هر مرز به اوج می‌رسد.

زمستان ۱۴۰۳ در کانال ۹۰ همین اتفاق افتاد و عبور از کانال ۱۰۰ هزار تومان به بعد از عید ۱۴۰۴ موکول شد. تفاوت آن دفاع با امروز این است که آن عملیات با ریخت‌وپاش درآمدهای نفتی انجام شد.

این بار نبرد حکومت با دلار در میانه درگیری، محاصره دریایی و سقوط دوباره درآمدهای نفتی جریان دارد. مقاومت ارز می‌خواهد، ارز از صادرات می‌آید و صادرات دوباره متوقف شده است. بانک مرکزیِ بی‌نفت تنها می‌تواند چند هفته زمان بخرد و هر هفته‌ای که با تزریق می‌خرد، فنر جهش بعدی را فشرده‌تر می‌کند.

  •  تشدید تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا ارزش دلار را تقویت کرد

    تشدید تنش میان جمهوری اسلامی و آمریکا ارزش دلار را تقویت کرد

سه سناریو، یک تقویم

در سناریو نخست، یعنی ادامه فرسایش نیمه‌جنگی کنونی، تورم ماهانه در محدوده ۷ تا ۸ درصد می‌ماند و دلار در مرداد از ۲۰۰ هزار تومان عبور می‌کند. اما ۲۰۰، پایان راه نیست: اگر تورم ماهانه ۷ درصد بماند، دلار زمستان امسال به ۳۰۰ هزار تومان خواهد رسید؛ با ۶ درصد، حوالی نوروز؛ و حتی اگر تورم تا ماهی ۵ درصد پایین بیاید، بهار ۱۴۰۶.

به این ترتیب، ۱۵ سال تا صد هزار تومان، پانزده ماه تا آستانه ۲۰۰ هزار تومان، و در صورت ادامه وضع کنونی تنها ۵ تا ۸ ماه تا ۳۰۰ هزار تومان فاصله است.

در سناریو دوم، یعنی گسترش جنگ، جنوب کشور، شاهرگ اقتصاد ایران در معرض قطع شدن قرار می‌گیرد: حدود ۹۰ درصد ورودی و خروجی تجارت کشور از دریا می‌گذرد و بندرها و پایانه‌های نفتی و عسلویه همه در جنوب‌اند.

برنامه توسعه سازمان ملل برای همین وضعیت، یعنی توقف کامل صادرات نفت و فروپاشی مسیرهای تجاری، برآورد کرده که رشد اقتصادی ایران حدود ۱۰ درصد سقوط می‌کند و حدود چهار میلیون نفر دیگر به زیر خط فقر می‌روند.

در این سناریو دلار تا اول مهر به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسد؛ هرچند اگر گسترش جنگ به تعطیلی کامل بازارها بینجامد، نرخ ممکن است در طول تعطیلی منجمد شود. این پارادوکس را دو بار دیده‌ایم: در جنگ پارسال و در نیمه‌تعطیلی امسال. سکوت نرخ در میانه جنگ علامت کنترل اوضاع نیست؛ فنری است که جمع می‌شود و با بازگشایی یک‌جا آزاد خواهد شد.

هرچه تخریب بیشتر باشد، بازسازی گران‌تر و تولید پس از جنگ کمتر خواهد بود؛ در صورت تخریب گسترده، دلار مرزهای جدید را با سرعت طی می‌کند و اقتصاد ایران به آستانه ابرتورم وارد می‌شود.

در سناریو سوم، یعنی توقف درگیری و بازگشت به میز مذاکره، برزخ مذاکره تکرار خواهد شد. تجربه اخیر نشان داد حتی اگر روی کاغذ تحریم‌ها برداشته شود، ورود پول واقعی و لغو کامل تحریم‌ها به استحاله نظام گره خورده است.

در برزخ، سرمایه‌گذاری متوقف می‌ماند، تولید لنگ می‌زند و کسری بودجه و چاپ پول ادامه می‌یابد؛ رکوردهای تورمی اردیبهشت و خرداد در دل همین برزخ ثبت شدند.

در این سناریو رسیدن دلار به ۲۰۰ هزار تومان اندکی عقب می‌افتد، اما پس از ماه عسل مذاکرات دوباره به صعود ادامه خواهد داد.

  • دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

    دولت ورشکسته، بابت کالابرگ به مغازه‌داران بدهکار است

دفاع از عدد ثابت در برابر خطی که حرکت می‌کند

در روزهای اخیر نرخ بین ۱۸۸ تا ۱۹۵ هزار تومان نوسان کرده است؛ نوسانی که بخشی از آن حاصل تلاش آگاهانه سیاست‌گذار برای ناامن کردن پس‌اندازهای خرد مردم و نوسان‌گیری از بازار است.

اما مداخله، خط ارزش را عوض نمی‌کند؛ فقط بازار را موقتا از آن عقب می‌اندازد و خط، با اندکی تاخیر، همراه تورم جلو می‌آید. دفاع از یک عدد ثابت در برابر خطی که حرکت می‌کند خریدن زمان است و هر بار که این جهش عقب افتاده، جهش بعدی بزرگ‌تر بوده است.

این دفاع این بار در شرایطی انجام می‌شود که هر دلارِ تزریقی از ته‌مانده ذخایری برداشته می‌شود که فردا برای واردات دارو و کالاهای اساسی به آن نیاز داریم.

با این اوصاف، اگر فرسایش کنونی ادامه یابد، دلار ۲۰۰ هزار تومانی در مرداد محقق خواهد شد. اگر جنگ گسترش یابد، توقف کامل اقتصاد عبور از این مرز را عقب می‌اندازد و دلار می‌تواند تا شهریور و حتی مهر زیر ۲۰۰ هزار تومان بماند، اما پس از بازگشایی به صورت انفجاری بالا خواهد رفت.

در صورت آتش‌بس، این تقویم تنها چند هفته جابه‌جا می‌شود. سنگری که روزی ۱۵ سال مقاومت کرده بود، این بار ۱۵ ماه دوام آورد و در صورت ادامه روند کنونی، سنگر بعدی در نصف این مدت سقوط خواهد کرد. بازنده اصلی در هر سه مسیر کسی است که دارایی‌اش را به ریال نگه داشته است.

برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید خود حکومت را شناخت که لانه افعی‌هاست

۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

متیو گولد، سفیر پیشین بریتانیا در اسرائیل و معاون پیشین سفیر بریتانیا در ایران در مقاله‌ای در روزنامه واشینگتن‌پست جمهوری اسلامی را «لانه افعی‌هایی» خوانده که درگیر نبرد با هم بر سر قدرت هستند. او نوشته است که کشورهای غربی برای مذاکره با جمهوری اسلامی، ابتدا باید آن را بشناسند.

متیو گولد (Matthew Gould) در فاصله سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ سفیر بریتانیا در اسرائیل بود. او که اولین سفیر یهودی بریتانیا در اسرائیل محسوب می‌شود از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ معاون سفیر بریتانیا در تهران بود.

او در آغاز این مقاله نوشته است: در اواسط تیر ماه، حکومت ایران با حمله به سه کشتی تجاری در تنگه هرمز، توافق آتش‌بسی را که با ایالات متحده به دست آورده بود، عملا زیر پا گذاشت. تهران پس از مذاکره بر سر بسته‌ای فوق‌العاده، شامل پایان تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده و ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای پرداخت غرامت، تصمیمی ظاهرا بی‌معنا گرفت و به جای آن وارد درگیری شد. درک اینکه چرا جمهوری اسلامی چنین کاری کرد، برای فهمیدن نحوه برخورد با این حکومت ضروری است.

گولد افزوده است: «وقتی ۲۰ سال پیش از سوی وزارت امور خارجه بریتانیا در ایران مامور بودم، دو قاعده برای توضیح رفتار حکومت ایران برای خودم شکل دادم. قاعده نخست: رهبران ایران به شکلی یک‌جانبه و تمام‌عیار بر حفظ قدرت خود متمرکزند. آنها می‌دانند که اکثریت قاطع ایرانیان از آنها بیزارند و اگر سرانجام حکومت کنار زده شود، مردم با آنها با گذشت و بخشش برخورد نخواهند کرد.»

  • بریتانیا کارکنان سفارت خود را از ایران خارج کرده است

    بریتانیا کارکنان سفارت خود را از ایران خارج کرده است

به‌نوشته معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران،‌ عزم ماندن در قدرت، هدایت‌کننده اقدامات حکومت است. از این منظر، رهبران جمهوری اسلامی عقلانی رفتار می‌کنند، اما این به معنای میانه‌رو بودن آنها نیست. جمهوری اسلامی در دی ماه سال گذشته برای سرکوب اعتراضات، هزاران ایرانی را قتل‌عام کرد. حملات موشکی ایران به همسایگانش ممکن است شبیه واکنشی کور و بی‌هدف به نظر رسیده باشد، اما در واقع تجلی دکترین حکومت موسوم به «تشدید افقی» بود؛ یعنی ایجاد اهرم فشار از طریق ادامه دادن روند تشدید تنش.

سفیر سابق بریتانیا در اسرائیل در ادامه یادداشت خود در توضیح قاعده دوم برای درک رفتار رهبران جمهوری اسلامی نوشته است: «اقدامات ایران اغلب بیش از آنکه به سیاست‌ورزی میان دولت‌ها مربوط باشد، ناشی از پویایی‌های داخلی حکومت است. دولت‌های غربی معمولا اقدامات حکومت ایران را به‌عنوان اقداماتی تفسیر می‌کنند که متوجه آنهاست. اما در بسیاری از موارد، مخاطب واقعی این اقدامات در داخل خود حکومت است.»

به‌نوشته متیو گولد، رهبری جمهوری اسلامی یک‌پارچه و یک‌دست نیست. ساختارهای غیررسمی قدرت دست‌کم به اندازه ساختارهایی که در قانون اساسی تعریف شده‌اند اهمیت دارند و این ساختارها دائما در حال تغییرند. حکومت همیشه بر پایه ترس بنا شده است؛ حتی رهبران آن نیز دائما مراقب پشت سر خود هستند، از اعتبار انقلابی‌شان محافظت می‌کنند و به شیوه‌هایی مبهم برای یکدیگر پیام می‌فرستند. حتی خود آنها نیز برای درک یکدیگر مشکل دارند. فهمیدن پویایی‌های درونی حکومت از بیرون تقریبا غیرممکن است.

او افزوده است: «وقتی برای نخستین بار در سال ۲۰۰۳ وارد تهران شدم، تا حدی با این ظرافت‌ها آشنا شدم. علی خامنه‌ای، رهبر وقت جمهوری اسلامی، در خطبه‌های نماز جمعه با لحنی بسیار تند به بریتانیا حمله کرد. من نزد رییس یک اندیشکده نزدیک به دفتر رهبر رفتم و پرسیدم چه چیزی باعث این حمله لفظی شده است. او طوری به من نگاه کرد که انگار احمق هستم. از نظر او باید متوجه چیزهایی می‌شدم که خامنه‌ای نگفته بود و درمی‌یافتم که آن سخنرانی در واقع نشانه‌ای از نرم‌تر شدن رویکرد او بوده است.»

  • واکنش بریتانیا به تهدید سپاه پاسداران: در هماهنگی با ناتو آماده دفاع از خود هستیم

    واکنش بریتانیا به تهدید سپاه پاسداران: در هماهنگی با ناتو آماده دفاع از خود هستیم

به‌نوشته گولد، از آن زمان تاکنون، رهبران جمهوری اسلامی بدگمان‌تر، دو روتر و بیشتر اهل خنجر زدن از پشت شده‌اند. موج‌های اعتراضات مردمی که هر بار با خشونتی فزاینده سرکوب شده‌اند، حکومت را متزلزل‌تر کرده‌اند. حملات آمریکا و اسرائیل در اسفند ماه سال گذشته که به حذف سران حکومت انجامید، ساختارهای قدرت را در هم شکست و رهبری جمهوری اسلامی را وارد هرج‌ومرج کرد.

متیو گولد در ادامه مقاله خود نوشته است: «خامنه‌ای تقریبا چهار دهه رهبر جمهوری اسلامی بود. با وجود عنوان "رهبر معظم"، حتی او نیز همواره ناچار بود میزان و نحوه اعمال اقتدار خود را در داخل حکومت تنظیم کند. این کار بسیار پیچیده‌تر از صدور فرمان بود. او داور اصلی میان جناح‌های مختلف حکومت بود و محافظه‌کاران و اصلاح‌طلبان را "مانند دو بال یک پرنده" توصیف می‌کرد. از زمان مرگ او، حکومت داور خود را از دست داده است. پسرش مجتبی عنوان رهبری را در اختیار گرفته، اما نقش پدرش را نه. او در همان حملاتی که پدرش و همسر خودش را کشت، مجروح شد و از آن زمان تاکنون حتی در مراسم خاکسپاری پدرش نیز دیده نشده است. روایت رسمی حکومت این است که او در مکانی امن قرار دارد و برای جلوگیری از افشای محل اقامتش، تنها از طریق پیک‌ها ارتباط برقرار می‌کند. حتی اگر این روایت درست باشد، معنایش این است که رهبر جدید بسیار کمتر از پدرش قادر به تثبیت نظام است.»

به‌نوشته این دیپلمات بریتانیایی، حکومت همچنین چهره‌های دیگری را از دست داده که می‌توانستند به حفظ انسجام اجزای پراکنده آن کمک کنند. علی لاریجانی حلقه ارتباطی میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، روحانیون و سیاستمداران بود. پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، او عملا اداره امور را در دست داشت، اما خودش کمتر از دو هفته بعد در یک حمله کشته شد. او به هیچ وجه میانه‌رو نبود، اما سیاستمداری عملگرا بود که می‌توانست معامله کند و حکومت را نیز با خود همراه سازد.

  • ترامپ: به تصمیم‌گیری برای انجام عملیاتی بزرگ‌تر از هر عملیات قبلی در ایران نزدیکم

    ترامپ: به تصمیم‌گیری برای انجام عملیاتی بزرگ‌تر از هر عملیات قبلی در ایران نزدیکم

متیو گولد تاکید کرده که مرگ این افراد حکومت را در آشفتگی فرو برده است. در میان این هرج‌ومرج، رهبران جمهوری اسلامی بیش از گذشته در معرض اتهام وفاداری ناکافی قرار دارند و نیاز شدیدتری احساس می‌کنند که قدرت خود را به نمایش بگذارند. سپاه پاسداران در حال قدرت گرفتن است و حکومت را به سوی مواضع سختگیرانه‌تری سوق می‌دهد؛ در عین حال، اعضای خود سپاه نیز میان جناح‌های مختلف تقسیم شده‌اند.

به‌نوشته او مجموعه این عوامل به توضیح این مساله کمک می‌کند که چرا حکومت تصمیم گرفت توافقی بسیار جذاب را خراب کند، نه در درجه اول به‌عنوان اقدامی در عرصه سیاست خارجی یا با نگاه به واشینگتن، بلکه در نتیجه رقابت و کشمکش داخلی رهبران آن که نگاهشان به یکدیگر بود.

معاون پیشین سفیر بریتانیا در تهران در پایان مقاله خود تاکید کرده است که اگر ایالات متحده و متحدانش می‌خواهند به شکلی موثر با حکومت ایران برخورد کنند و تهدیدها، حملات و مشوق‌ها را با نسبت‌های درست تنظیم کنند، ابتدا باید درک کنند که این حکومت لانه‌ای از افعی‌ها متشکل از رهبران و گروه‌هایی رقیب با ادعای تصاحب کامل قدرت است. در بسیاری از مواقع، آنها پیش از آنکه به غرب فکر کنند، به جایگاه خود در داخل حکومت می‌اندیشند.