سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس: حمله به قطر منطقی و بهموقع بود
ابراهیم رضایی حمله به «پایگاه آمریکا در قطر» را «درست، منطقی و بهنگام» توصیف کرد.
رضایی افزود قطر بیش از سایر کشورهای منطقه علیه تثبیت حاکمیت جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز کارشکنی کرده است. او همچنین درباره عمان نوشت این کشور باید میفهمید که قدرت اول منطقه کیست.
در پی انتشار خبر درگذشت لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکا، شماری از شهروندان در پیامهای ارسالی به ایراناینترنشنال از او بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند.
سناتور گراهام در جریان اعتراضهای دیماه سال گذشته و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت. حضور او در این مراسم از سوی حامیان جنبش اعتراضی ایران نشانهای از پشتیبانی سیاسی او از معترضان تلقی شد، هرچند مواضع گراهام درباره ایران همواره در چارچوب رویکرد سختگیرانه و مداخلهگرایانهاش در سیاست خارجی آمریکا قرار داشت.
بسیاری از مخاطبان با اشاره به مواضع گراهام در حمایت از معترضان ایرانی، نوشتند از شنیدن خبر درگذشت او شوکه و متاثر شدهاند و ابراز امیدواری کردند آرمان مشترک او و مردم ایران برای رسیدن به آزادی تحقق یابد.
شهروندان در پیامهای خود از او تحت عنوان «دوستی واقعی» برای ایران وایرانیان یاد کردند.
یکی از مخاطبان سناتور گراهام را مردی «آزادیخواه و میهنپرست» توصیف کرد که به گفته او برای آزادی مردم در کشورهای دیگر نیز تلاش میکرد.
یکی از مخاطبان نوشت در روزهایی که مطالبات مردم ایران در میان بازیهای سیاسی، مناقشهها و جنگها به حاشیه رانده میشد، لیندزی گراهام صدای آنان بود و نقشی کلیدی در دیدهشدن مردم ایران و شنیدهشدن خواستههایشان در عرصه بینالمللی ایفا کرد.
به گفته مخاطبان، حمایتهای او در دشوارترین روزهای اعتراضات و زمانی که جامعه جهانی در برابر کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سکوت کرده بود، برای مردم امیدبخش بوده است.
شهروندی به مقایسه واکنش افکار عمومی نسبت به درگذشت گراهام و مرگ علی خامنهای پرداخت و نوشت بسیاری از ایرانیان از درگذشت سناتور آمریکایی اندوهگین شدهاند، در حالی که از مرگ رهبر جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی کردهاند.
مخاطب دیگری هم عنوان کرد سناتور گراهام صدای بیصدایانی همچون مردم ایران و اوکراین بود و قطعا مخالفان بسیاری از سوی جمهوری اسلامی و روسیه داشته است.
شماری از شهروندان در پیامهای خود نوشتند برافراشتن پرچم شیر و خورشید از سوی لیندزی گراهام در تجمع ۱۴ فوریه ایرانیان، از صحنههایی است که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.
گراهام، در کنار حمایت صریح از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، از چهرههای باسابقه جریان اصلی و ساختار تثبیتشده سیاست آمریکا به شمار میرفت.
او طی بیش از دو دهه حضور در سنا، در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نفوذ داشت و از برجستهترین حامیان رویکرد مداخلهگرانه آمریکا، حضور نظامی گسترده در جهان، تقویت ائتلافهایی چون ناتو و حمایت نظامی از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین بود.
گراهام همچنین سالها از اعمال فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دفاع میکرد. حامیانش این مواضع را لازمه بازدارندگی و رهبری جهانی آمریکا میدانستند، اما منتقدانش این رویکرد را جنگطلبانه میخواندند و معتقد بودند ممکن است به گسترش درگیریها، افزایش کشتههای غیرنظامی و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه بینجامد.
مایک اوانز، تحلیلگر آمریکایی، در مقالهای در روزنامه اورشلیمپست هشدار داد تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و وعده انتقام در مراسم تشییع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نشان میدهد ایدئولوژی جمهوری اسلامی و تهدیدهای ناشی از آن همچنان پابرجاست.
اوانز در این مقاله که یکشنبه ۲۱ تیر منتشر شد، نوشت بسیاری از رسانههای غربی ماهیت این مراسم را بهدرستی درک نکردهاند، زیرا تشییع خامنهای صرفا مراسم خاکسپاری رهبر پیشین جمهوری اسلامی نبود، بلکه «تاکید دوباره بر ایدئولوژیای بود که انقلاب اسلامی را از سال ۱۳۵۷ به پیش رانده است».
او افزود تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نشان میدهد تقابل حکومت ایران با آمریکا و اسرائیل پس از کشته شدن خامنهای پایان نیافته و نادیده گرفتن این شعارها یا تقلیل آنها به یک نمایش سیاسی، به معنای نادیده گرفتن نزدیک به پنج دهه تاریخ جمهوری اسلامی است.
به نوشته این تحلیلگر، بسیاری از آمریکاییها همچنان جمهوری اسلامی را حکومتی میدانند که صرفا در پی تامین منافع متعارف ژئوپولیتیکی خود است، اما این برداشت چیزی جز «یک سوءتفاهم بنیادین» نیست.
اوانز تاکید کرد اقدامات شرکتکنندگان در مراسم خامنهای «صرفا فوران احساسات یک جمعیت خشمگین نبود»، بلکه اعلام موضع جریانی بود که نزدیک به نیمقرن هویت خود را بر پایه دشمنی با ایالات متحده و نابودی اسرائیل بنا کرده است.
در روزهای اخیر و همزمان با مراسم تشییع و دفن جنازه دیکتاتور پیشین ایران، مقامها، رسانهها و حامیان جمهوری اسلامی بارها از «گرفتن انتقام خون» خامنهای سخن گفته و بهویژه خواستار ترور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شدهاند.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، ۲۱ تیر گفت انتقام «بخشی از مسیر انقلاب» است و ترامپ و نتانیاهو به دلیل عبور از «خطوط قرمز» جمهوری اسلامی باید با «تنبیهی قاطع و متناسب» روبهرو شوند.
علی مطهری، نایبرییس پیشین مجلس، نیز ۲۱ تیر تهدید کرد «روحیه انتقام از دشمنان و خونخواهی رهبر و فرماندهان نظامی در میان همه مسلمانان وجود دارد» و «دشمنان همیشه باید نگران انتقام و قصاص باشند».
او همچنین اضافه کرد: «انتقام اصلی آزاد کردن قدس است.»
اوانز در ادامه مقاله خود در اورشلیمپست، به نقش جمهوری اسلامی در بمبگذاری سال ۱۹۸۳ بیروت که به کشته شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید، پرداخت.
به گفته این تحلیلگر، واکنش ناکافی آمریکا پس از آن حمله، رهبران جمهوری اسلامی را به این نتیجه رساند که تروریسم و گروگانگیری اهرمهایی موثر برای اعمال فشار هستند و آمریکا در نهایت به «مصالحه» تن میدهد.
او نوشت این برداشت به یکی از مهمترین پیروزیهای راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شد و حکومت ایران را برای ادامه استفاده از تروریسم بهعنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف خود جسورتر کرد.
اوانز هشدار داد کسانی که تصور میکنند حکومت ایران پس از چند دهه، صرفا بهدلیل تغییر رهبران، انجام مذاکرات یا تجربه شکستهای نظامی از سیاست انتقامجویانه و تعهد ایدئولوژیک خود دست خواهد کشید، «در توهمی خطرناک» به سر میبرند.
او تاکید کرد هدف جمهوری اسلامی همچنان نابودی اسرائیل، از میان بردن نفوذ آمریکا در خاورمیانه و صدور انقلاب اسلامی به سراسر منطقه است.
به نوشته این تحلیلگر، اگرچه تاکتیکها، زمانبندی و شیوههای حکومت ایران ممکن است تغییر کند، اما اهداف راهبردی آن طی بیش از ۴۵ سال گذشته بدون تغییر باقی مانده است.
۲۰ تیر، ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی تهدید خود را درباره «ترور یا تلاش برای ترور» رییسجمهوری آمریکا عملی کند، ایالات متحده با قاطعیت واکنش نشان خواهد داد.
او افزود دستورالعملهای لازم در این رابطه از پیش صادر شده و هزار موشک آماده شلیک به سوی ایران هستند.
وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، پس از احضار به دادگاه انقلاب تهران اعلام کرد دادگاه را به رسمیت نمیشناسد و از حضور در آن خودداری کرد. او سال ۱۴۰۳ از سوی ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شد و حکمش در سال ۱۴۰۴ نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به صلواتی ارجاع شده بود.
زمان برگزاری جلسه رسیدگی به پرونده این زندانی سیاسی، شنبه ۲۰ تیر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی تعیین شده بود.
حساب ایکس گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی همبندی مرادی در اوین، نوشت: «وریشه پس از سه سال حبس و تحمل پنج ماه انفرادی، بعد از ابلاغ حکم مرگ و نقض حکم اعدام بهدلیل نقص در تحقیقات پرونده از سوی دیوان عالی کشور، مجددا از سوی ابوالقاسم صلواتی به دادگاه فراخوانده شد. او اعلام کرد بهدلیل به رسمیت نشناختن دادگاه، از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرده است.»
بر اساس این گزارش، مرادی طی سالهای حبس بارها با انواع محدودیتها مواجه بوده است. او ماهها به دستور قاضی پرونده از تماس تلفنی محروم بود و مدتها نیز حق ملاقات با خانوادهاش را نداشت.
مقامهای امنیتی و قضایی همچنین همواره با اعزام او به بیمارستان، درمان، تحویل دارو و دسترسیاش به امکانات پزشکی مخالفت کردهاند.
با گذشت بیش از دو ماه از بازداشت سمیه آقایاری، شهروند ۴۴ ساله اهل سمیرم اصفهان، همچنان اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او در دست نیست و پیگیریهای خانوادهاش بینتیجه مانده است.
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، نیروهای اطلاعات سپاه روز ۳ اردیبهشتماه با یورش به منزل این شهروند، او را بازداشت کردند. بنا بر این گزارش، ماموران در جریان تفتیش منزل، تلفن همراه، کیس کامپیوتر، دوربینهای مداربسته، دستگاه ماهواره و مقداری پول نقد را ضبط و با خود بردهاند.
بنا بر این گزارش، بازداشت خانم آقایاری به دلیل «انتشار مطالب سیاسی در شبکههای اجتماعی» انجام شده است. او خانهدار بوده و در کنار همسرش در یک سوپرمارکت فعالیت میکرده و مادر یک دختر ۱۵ ساله است.
بر اساس این گزارش، سمیه آقایاری بیش از دو ماه است در سلول انفرادی و تحت بازجویی قرار دارد و خانوادهاش از محل نگهداری و وضعیت سلامتی او اطلاعی ندارند. پیگیریهای خانواده از دادگستری و نهادهای قضایی نیز تاکنون نتیجهای نداشته و تنها به آنان گفته شده است که او «تحت بازجویی» قرار دارد.
روزنامه گاردین گزارش داد که اروپا در حال بررسی پیشنهادهایی برای ایجاد ساز و کاری بهمنظور دریافت هزینه خدمات ناوبری در تنگه هرمز است.
به نوشته گاردین در گزارش شنبه ۲۰ تیر این روزنامه، طرح مورد نظر، تنها در صورت داوطلبانه بودن پرداختها و برخورداری از حمایت نهاد مسئول مقررات حملونقل دریایی سازمان ملل، قابل اجرا خواهد بود.
این در حالی است که شورای حکام سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، در مصوبهای غیرالزامآور از کشورهای عضو خواسته است ادعای جمهوری اسلامی درباره حاکمیت بر تنگه هرمز و تصمیم تهران برای ایجاد نهادی بهمنظور کنترل تردد کشتیها در این آبراه را به رسمیت نشناسند.
این رویکرد در حالی اتخاذ شده است که تنشها میان حکومت ایران و آمریکا بر سر حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و دولت آمریکا از جمهوری اسلامی خواسته است تا ۲۰ تیر با انتشار بیانیهای رسمی، باز بودن همه مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز را اعلام کند و متعهد شود حملات به کشتیها را متوقف میکند.
مقامهای آمریکایی هشدار دادهاند در صورت خودداری از این اقدام، تهران با «پیامدهای سخت» روبهرو خواهد شد.
بر اساس متن مصوبه غیرالزامآور شورای حکام سازمان بینالمللی دریانوردی که ۱۹ تیر تصویب شد، این شورا تصمیم جمهوری اسلامی را برای «ایجاد نهادی که مدعی کنترل تردد کشتیها در تنگه هرمز است» بهشدت محکوم کرد و از کشورهای عضو خواست هیچ یک از اقدامات تهران را برای اعمال کنترل بر این آبراه بینالمللی، به رسمیت نشناسند.
همزمان، عمان طرحی مبتنی بر الگوی تنگه مالاکا ارائه کرده که بر دریافت هزینه خدمات ناوبری - نه عوارض اجباری برای عبور کشتیها - استوار است.
مسقط با دریافت عوارض اجباری مخالفت کرده و تاکید دارد حقوق بینالملل اجازه دریافت هزینه «صرفا برای عبور از تنگه هرمز» را نمیدهد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۰ تیر برای گفتوگو درباره تنگه هرمز و ایمنی کشتیرانی، به عمان سفر کرد.
از سوی دیگر، ترکیه اعلام کرد اختلاف بر سر مسیر عبور کشتیها در تنگه هرمز میتواند در مذاکرات آخر هفته ایران و عمان، حل و فصل شود.
هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، گفت که یکی از عوامل آغاز درگیریهای اخیر، «نبود برداشت مشترک درباره محدودههای دریایی و مقررات عبور کشتیها» بوده است.
مشاور امنیتی نخستوزیر عراق: امنیت خلیج فارس مسئولیتی مشترک و جمعی است
قاسم الاعرجی، مشاور امنیتی نخستوزیر عراق، ۲۰ تیر در حساب خود در شبکه ایکس نوشت امنیت خلیج فارس «یک منفعت مشترک منطقهای و مسئولیتی جمعی» است که بر احترام به حاکمیت کشورها، پایبندی به اصول حسن همجواری، عدم مداخله در امور داخلی و اتکا به گفتوگو و همکاری برای مقابله با چالشهای مشترک استوار است.
الاعرجی افزود عراق با تکیه بر موقعیت راهبردی و نقش منطقهای خود، به حمایت از هر اقدامی که به تقویت ثبات منطقه، تقویت زنجیرههای تامین، توسعه کریدورهای تجاری و لجستیکی امن و گسترش همکاری با کشورهای همسایه و منطقه منجر شود، ادامه خواهد داد.
او همچنین تاکید کرد هدف از این رویکرد، تامین منافع مشترک، تحکیم امنیت و ثبات و دستیابی به توسعه پایدار در راستای پاسخگویی به خواستههای مردم منطقه برای آیندهای همراه با صلح و شکوفایی است.