شاهزاده رضا پهلوی: جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را پنهان کند
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند.»
او افزود: «حکومتی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران تامین میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین گفت: «حقیقت ایران جای دیگری است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.»
او افزود: «بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند.»
شاهزاده رضا پهلوی در پایان گفت: «خانوادههای جاویدنامان تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند و مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند.»
شورای سردبیری روزنامه واشینگتنپست ساعاتی پس از آنکه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد که آتشبس با جمهوری اسلامی به پایان رسیده، در یادداشتی نوشت سیاست مماشات، همانگونه که قابل پیشبینی بود، شکست خورد؛ اما این بار حفظ موضع سختگیرانه نیز آسان نخواهد بود.
بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست بهترین چیزی که میتوان درباره آزمایش ترامپ در پیش گرفتن سیاست مماشات با جمهوری اسلامی گفت، این است که این آزمایش چندان دوام نیاورد. اکنون پرسش این است که آیا دولت او این استقامت را خواهد داشت که وقتی شرایط آنگونه که قابل پیشبینی است دشوار شد، به یک راهبرد بهتر پایبند بماند؟
ترامپ چهارشنبه گفت: «به نظر من دیگر همه چیز تمام شده است. دیگر نمیخواهم با آنها سروکار داشته باشم.» این صریحترین نشانه آن است که آتشبس شکننده میان دو کشور، پس از هفتهها تبادل دیپلماتیک پرتنش و حملات نظامی پراکنده، عملا فروپاشیده است.
او افزود: «اگر مذاکرهکنندگان فوقالعاده ما بخواهند، میتوانند به گفتوگو ادامه دهند، اما من آیندهای برای آن نمیبینم.»
ایالات متحده سهشنبه معافیت از تحریمهای نفتی ایران را لغو کرد؛ اقدامی که پس از آن صورت گرفت که نیروهای سپاه به سوی سه نفتکش در تنگه هرمز آتش گشودند. این وضعیت بهسرعت به رویارویی مستقیم تبدیل شد و آمریکا حدود ۸۰ هدف را در امتداد سواحل جنوبی ایران مورد حمله قرار داد. تهران نیز با حملات پهپادی و موشکی به کویت و بحرین، که میزبان نیروهای نظامی آمریکا هستند، پاسخ داد.
بهنوشته شورای سردبیری واشینگتنپست ممکن است چنین به نظر برسد که مجموعهای از اشتباهات و محاسبات نادرست باعث شکست تفاهمنامه میان کاخ سفید و جریان تندرو حاکم بر تهران شد، اما واقعیت این است که دیپلماسی از همان ابتدا محکوم به شکست بود.
حکومت ایران تصمیم کاخ سفید برای پایان دادن به درگیریها تحت فشارهای سیاسی و پیشنهاد کاهش تحریمها به ارزش چندین میلیارد دلار را نه نشانه حسن نیت، بلکه نشانه ضعف تلقی کرد.
جیدی ونس، معاون رییسجمهور یآمریکا، که همراه با استیو ویتکاف و جرد کوشنر ، فرستادگان ویژه ترامپ مسئولیت مذاکرات را بر عهده داشت، دیپلماسی را بهترین مسیر پیش رو معرفی کرده بود. او ماه گذشته در گفتوگو با شبکه سیانبیسی گفت: «روابط ما با ایران بهطور بنیادین دگرگون شده است».
او افزود: «ما هرگز تا این اندازه ارتباط مستقیم با رهبران ایران نداشتهایم.»
اما ظاهرا گفتوگوهای مستقیم نیز برای متقاعد کردن افرادی که کنترل نیروهای نظامی جمهوری اسلامی را در اختیار دارند، کافی نبوده است تا به این نتیجه برسند که توقف حمله به کشتیهای تجاری یا پایان دادن به اعدام مخالفان سیاسی به نفع آنهاست.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی، این هفته گفت: «دوران زورگویی و باجخواهی به پایان رسیده است. این روش به جایی نمیرسد. ما تسلیم نمیشویم.»
بهنوشته واشینگتنپست کاخ سفید باید هنگام تصمیمگیری درباره راهبرد خود پس از فروپاشی آتشبس، این سرسختی و رویکرد خشونتآمیز را در نظر داشته باشد.
ترامپ در ماه مارس گفته بود که آمریکا در قبال ایران چهار هدف اصلی دارد: نابودی توان موشکی ایران، نابودی نیروی دریایی این کشور، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای و جلوگیری از تامین مالی گروههای نیابتی ایران در خاورمیانه.
شورای سردبیری واشینگتنپست در سرمقاله خود افزوده است که هیچیک از این اهداف هنوز بهطور کامل محقق نشده است، اما تفاهمنامهای که ماه گذشته امضا شد، در صورت بازگشایی تنگه هرمز، امتیازات مالی در اختیار چمهوری اسلامی قرار میداد. آزاد کردن دهها میلیارد دلار برای حکومتی که به تعهدات خود پایبند نیست، تنها آن را جسورتر خواهد کرد تا خواستههای بیشتری مطرح کند.
در این یادداشت گفته شده است این به آن معنا نیست که آمریکا باید دوباره وارد یک جنگ تمامعیار شود، اما دولت میتواند فشار تحریمها را افزایش دهد، صادرات نفت ایران را تحت محاصره قرار دهد و در صورت لزوم، دست به اقدامات نظامی محدود بزند.
واشینگتنپست افزوده چنین رویکردی باعث نخواهد شد که ایران یکشبه به کشوری مانند سوییس تبدیل شود، و احتمالا این رویکرد افزایش قیمت نفت را نیز در پی خواهد داشت، اما ممکن است مانع از آن شود که حکومتی که در اثر جنگ تضعیف شده، در مرحله پس از درگیریهای شدید، بار دیگر بیثباتی و آشوب بیشتری ایجاد کند.
در این یادداشت گفته شده است ترامپ به دلایل سیاسی مایل است که ایران از صدر اخبار خارج شود، اما رهبران جمهوری اسلامی ممکن است چنین فرصتی را در اختیار او قرار ندهند.
شورای سردبیری واشینگتنپست در پایان سرمقاله خود تاکید کرده است فشارهایی برای بازگشت به همان الگوی قدیمی، یعنی امتیاز دادن به حکومت ایران با این امید که رفتار خود را تغییر دهد، وجود خواهد داشت. اما این سیاست در گذشته نزدیک نتیجهای نداشته است و این بار نیز نتیجهای نخواهد داشت.
گاردین گزارش داده که رهبران کشورهای عضو ناتو به صورت غیررسمی توافق کردهاند که در نشست این ائتلاف در آنکارا، از مطرح کردن موضوع جام جهانی در گفتوگو با دونالد ترامپ خودداری کنند؛ اقدامی که هدف آن جلوگیری از ناراحتی رییسجمهور آمریکا در مقطع حساسی برای ناتو عنوان شده است.
بر اساس گزارش گاردین، مقامهای اروپایی در حاشیه این نشست درباره راههای حفظ حمایت ترامپ از ناتو گفتوگو کردهاند. آنها همزمان تلاش میکنند با تاکید بر افزایش بودجه دفاعی و حرکت اعضا به سمت اختصاص ۵ درصد تولید ناخالص داخلی به هزینههای دفاعی تا سال ۲۰۳۵، رضایت رئیسجمهور آمریکا را جلب کنند.
بارت دِ وِوِر، نخستوزیر بلژیک، نخستین مقام اروپایی بود که به این رویکرد اشاره کرد. او گفت قصد ندارد پیروزی ۴ بر یک تیم ملی بلژیک مقابل آمریکا در جام جهانی را پیش بکشد، زیرا ترامپ «گاهی نسبت به اتفاقاتی که دوست ندارد، واکنش تندی نشان میدهد.»
این حساسیت پس از آن افزایش یافت که ترامپ از جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، خواست کارت قرمز فولارین بالوگان، مهاجم آمریکا، بازبینی شود؛ تصمیمی که در نهایت به تعلیق محرومیت این بازیکن و امکان حضورش در دیدار برابر بلژیک منجر شد.
نخستوزیر بلژیک همچنین گفت پیروزی «شیاطین سرخ» به موضوع اصلی گفتوگوها در آنکارا تبدیل شده، اما با توجه به حضور آمریکا در نشست، ترجیح میدهد شخصا این موضوع را با ترامپ مطرح نکند. او افزود اگر ترامپ خودش درباره فوتبال صحبت کند، آن زمان واکنش نشان خواهد داد.
ترامپ تاکنون واکنشی به شکست تیم ملی آمریکا برابر بلژیک نشان نداده است؛ هرچند برخی بازیکنان بلژیک پس از به ثمر رساندن گل چهارم، با تقلید از رقص معروف او، رئیسجمهور آمریکا را به تمسخر گرفتند.
همچنین کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در دیدار با همتای نروژی خود نیز با شوخی گفت: «انگلیس فقط زمانی قهرمان جام جهانی میشود که حزب کارگر در قدرت باشد.»
به گزارش رویترز، رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، در پایان اجلاس سران ناتو در آنکارا گفت: «آنچه در تنشهای خاورمیانه اهمیت دارد، حفظ اراده برای حلوفصل اختلافات است.»
اردوغان گفت: «ما از توافق اسلام آباد خرسندیم و باور دارم که در نهایت عقل سلیم پیروز می شود.»
در حافظه جمعی شیراز، نام «بیمارستان نمازی» تنها یک مرکز درمانی نیست، بلکه یادگار یکی از بزرگترین سنتهای نیکوکاری در ایران معاصر است؛ میراثی که دههها پیش از انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت و به نمادی از پیوند میان ثروت، مسئولیت اجتماعی و توسعه عمومی تبدیل شد.
در پس این نام، تاریخ خانوادهای قرار دارد که بخش بزرگی از دارایی خود را در قالب موقوفه و فعالیتهای عامالمنفعه در اختیار جامعه قرار داد، اما با پیروزی انقلاب، این میراث نیز مانند بسیاری از اموال و نهادهای خصوصی، سرنوشتی متفاوت پیدا کرد.
حسن نمازی، از اعضای این خانواده، در واشینگتن متولد شد و تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد ادامه داد. او در ۲۲ سالگی و در غیاب پدر، برای اداره موقوفه خانوادگی به ایران بازگشت؛ مجموعهای که از مهمترین نهادهای خیریه کشور به شمار میرفت.
اما انقلاب ۱۳۵۷ مسیر زندگی او و خانوادهاش را دگرگون کرد. داراییهای خانواده، شرکتها، املاک و حتی موقوفههایی که با هدف خدمات عمومی ایجاد شده بودند، مصادره شدند و مدیریت آنها به ساختار جدید قدرت واگذار شد.
نمازی پس از بازگشت به آمریکا فعالیت خود را در حوزه اقتصاد، امور خیریه و سیاست از سر گرفت.
او طی سالهای بعد به یکی از چهرههای شناختهشده در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شد و با شماری از سیاستمداران برجسته، از جمله بیل کلینتون، همکاری و ارتباط نزدیک داشت. حضور در فضای سیاسی واشینگتن، فعالیتهای اقتصادی و مشارکت در امور خیریه، او را به یکی از ایرانیان- آمریکاییهای شناختهشده در این حوزه تبدیل کرد.
اما مسیر زندگی او بار دیگر تغییر کرد. بازداشت و محکومیت به زندان در آمریکا، تجربهای بود که بهگفته او نگاهش را به عدالت، نظام کیفری و مفهوم آزادی دگرگون ساخت.
سالهایی که پشت میلههای زندان سپری کرد، زمینهساز تغییر مسیر فعالیتهایش شد و پس از آزادی در سال ۲۰۱۹ با فرمان اجرایی دونالد ترامپ، بخش عمده توان خود را صرف حمایت از زندانیان، اصلاح نظام قضایی و زندانهای آمریکا و کمک به افرادی کرد که پس از آزادی با دشواریهای بازگشت به جامعه روبهرو هستند.
روایت زندگی حسن نمازی، تنها داستان فراز و فرود یک خانواده ثروتمند یا یک فعال سیاسی نیست، بلکه بخشی از تاریخ معاصر ایران را نیز بازتاب میدهد؛ از شکلگیری یکی از بزرگترین موقوفههای کشور و مصادره آن پس از انقلاب، تا پیامدهای سیاسی و اقتصادی استقرار جمهوری اسلامی.
او معتقد است تصمیمهایی که در نخستین سالهای پس از انقلاب، به رهبری روحالله خمینی گرفته شد، هزینههای سنگینی بر جامعه ایران تحمیل کرد؛ هزینههایی که آثار آن همچنان در ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور دیده میشود.
با وجود این تجربهها، نگاه او به آینده، نگاهی مبتنی بر امید است. نمازی بر این باور است که نسل جدید ایرانیان، با تجربهای متفاوت از گذشته و ارتباطی گستردهتر با جهان، ظرفیت آن را دارد که مسیر تازهای برای ایران رقم بزند.
از نگاه او، آینده کشور در گرو استقرار حاکمیت قانون، احترام به حقوق شهروندان، حفظ نهادهای مستقل، بازگرداندن اعتماد عمومی و مشارکت نسلی است که خواهان عبور از چرخه انقلاب، مصادره و استبداد است.
سرگذشت حسن نمازی، از مدیریت یکی از مهمترین موقوفههای ایران تا حضور در بالاترین سطوح سیاست آمریکا، از مصادره داراییهای خانوادگی تا تجربه زندان و فعالیت برای اصلاح نظام قضایی، روایتی است که در آن زندگی یک فرد با مهمترین تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در نیمقرن گذشته گره خورده است؛ روایتی که از گذشته آغاز میشود، اما پرسش اصلی آن همچنان به آینده ایران بازمیگردد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، دادگاه تجدیدنظر استان فارس ۲۶ شهروند بهائی ساکن شیراز را در پروندهای که حدود یک دهه در جریان بوده و پیشتر در آن تبرئه شده بودند، احضار کرده است. زمان جلسه رسیدگی از سوی دادگاه پنجم مرداد اعلام شده است.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در چهارشنبه ۱۷ تیر حاکی است این شهروندان با اتهامهایی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «تشکیل گروه»، «ارتباط با دولتهای متخاصم» و «عضویت در گروههای معاند» روبهرو هستند.
این پرونده علیه ۲۶ شهروند بهائی از جمله ثمره آشنایی، شمیم اخلاقی، مریم اسلامی مهدیآبادی، سروش ایقانی صغادی، نبیل تهذیب، سعید حسنی، پریسا روحیزادگان، اسماعیل روستا، نوشین زنهاری، مهیار سفیدی میاندوآب، فربد شادمان، فرزاد شادمان و رامین شیروانی تشکیل شده است.
شادی صادقاقدم، لالا صالحی، بهنام عزیزپور، عهدیه عنایتی، مرجان غلامپور، مژگان غلامپور سعدی، صهبا فرحبخش، یکتا فهندژ سعدی، نسیم کاشانینژاد، ورقا کاویانی، صهبا مصلحی، بهاره نوروزی و رضوان یزدانی دیگر متهمان این پرونده هستند.
پرونده این شهروندان پس از صدور حکم برائت مختومه شده بود، اما در سالهای بعد با اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری دوباره به جریان افتاد.
بر اساس این ماده، رییس قوه قضاییه میتواند در صورت تشخیص «خلاف شرع بین» بودن آرای قطعی، از دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی کند.
ایراناینترنشنال خرداد ۱۴۰۴ گزارش داده بود این پرونده، با وجود صدور رای برائت، پس از اعتراض مقامهای قضایی استان فارس در دیوان عالی کشور پذیرفته شده و به مرحله رسیدگی مجدد رسیده است.
پیش از آن، شعبه همعرض دادگاه تجدیدنظر استان فارس ۲۴ دی ۱۴۰۱ تمامی متهمان را از اتهامهای انتسابی تبرئه کرده و در رای خود نوشته بود صرف اعتقاد به آیین بهائی و ارتباط میان این افراد، حتی با وجود «غیرقانونی» بودن تشکیلات بهائی در ایران، مصداق «اقدام علیه امنیت کشور» نیست.
دیوان عالی کشور نیز پیشتر با پذیرش درخواست اعاده دادرسی اعلام کرده بود صرف عضویت در جامعه بهائی نمیتواند مصداق «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» باشد. این پرونده پیش از آن، پس از صدور احکام اولیه، در دادگاه تجدیدنظر نیز تایید شده بود.
این ۲۶ شهروند هشتم خرداد ۱۴۰۱ در مجموع به ۸۵ سال حبس، ۲۴ سال تبعید، ۵۲ سال منع خروج از کشور و معرفی روزانه به اداره اطلاعات استان فارس به مدت دو سال محکوم شدند.
آنها بین خرداد ۱۳۹۹ تا اردیبهشت ۱۴۰۱ در سه جلسه در شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست محمود ساداتی، با اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی کشور» محاکمه شدند.
دادگاه حضور و فعالیت آنان در محلههای کمبرخوردار شیراز، برگزاری گردهمایی در مکانهایی از جمله شاهچراغ، حافظیه، تختجمشید و نارنجستان، فعالیتهای مرتبط با محیطزیست و بحران آب و همچنین عضویت در جامعه بهائی را از مصادیق اتهامهای انتسابی دانست.
اغلب این شهروندان بهائی در سال ۱۳۹۵ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در شیراز بازداشت و پس از مدتی با قرار وثیقه بهطور موقت آزاد شدند.
اکنون، با گذشت نزدیک به یک دهه از آغاز این پرونده، متهمان برای ادامه رسیدگی به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان فارس فراخوانده شدهاند.
افزایش فشار بر بهائیان
جامعه جهانی بهائی اول خرداد در بیانیهای اعلام کرد از زمان آغاز جنگ اخیر، حدود ۸۰ شهروند بهائی در ایران بازداشت یا زندانی شدهاند.
بر اساس این بیانیه، در همین بازه زمانی بیش از ۴۰۰ مورد نقض حقوق بشر علیه بهائیان، از جمله یورش به خانهها، مصادره اموال، بازداشت و محرومیت از دادرسی عادلانه ثبت شده است.
این آمارها در حالی منتشر شده که در ماههای گذشته فشارهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی علیه جامعه بهائی در شهرهای مختلف ایران، از جمله احضار، بازداشت، تفتیش خانهها، ضبط اموال و اجرای احکام حبس شدت گرفته است.
طبق اعلام منابع غیررسمی، جمعیت بهائیان ایران بیش از ۳۰۰ هزار نفر برآورد میشود، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
بهائیان بهعنوان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران، از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک با بازداشت، حبس، محرومیت از تحصیل، مصادره و تخریب اموال، تعطیلی کسبوکارها، یورش به منازل و نفرتپراکنی حکومتی روبهرو بودهاند.