حمله راکتی ارتش اوکراین به مواضع نیروهای روسیه، منطقه دنیپروپتروفسک، اول تیر
همزمان با ادامه حملات روسیه به شهرهای اوکراین، کییف نیز حملات پهپادی خود را به زیرساختهای انرژی روسیه گسترش داده. روندی که به گفته مقامهای روسیه، باعث کمبود سوخت در برخی مناطق این کشور شده است.
مقامهای محلی اوکراین اعلام کردند در تازهترین حملات روسیه به مناطق جنوبشرقی و شمالشرقی این کشور در یکشنبه هفتم تیر، دستکم پنج نفر کشته شدند.
به گفته مقامهای اوکراینی، حمله به شهر زاپوریژیا دو کشته و ۱۶ زخمی بر جا گذاشت. در منطقه خارکیف نیز یک نفر در حمله موشکی به شهر زمییف جان خود را از دست داد و هشت نفر، از جمله دو کودک، زخمی شدند.
ویرانیها پس از حمله هوایی روسیه به شهر زاپوریژیا در جنوبشرقی اوکراین، هفتم تیر
راهبرد کییف، انتقال فشار به عمق خاک روسیه
در سوی دیگر، اوکراین حملات دوربرد خود به پالایشگاهها و زیرساختهای انرژی روسیه را افزایش داده است.
مقامهای اوکراینی اعلام کردند دو پالایشگاه در مناطق کراسنودار و یاروسلاول هدف قرار گرفتهاند. اهدافی که به گفته ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهوری اوکراین، حدود ۳۰۰ و ۷۰۰ کیلومتر از خاک این کشور فاصله دارند.
در پی حمله به پالایشگاه اسلاویانسک-نا-کوبانی در جنوب روسیه، آتشسوزی رخ داد و مقامهای محلی از کشته شدن یک نفر و زخمی شدن فردی دیگر خبر دادند.
اهمیت این حملات تنها در خسارت مستقیم به چند پالایشگاه خلاصه نمیشود.
کییف با این حملات تلاش میکند جنگ را از میدانهای نبرد شرق و جنوب اوکراین به عمق خاک روسیه منتقل کند. جایی که کرملین در سالهای نخست جنگ تلاش داشت آن را از پیامدهای مستقیم تهاجم به اوکراین دور نگه دارد.
به بیان دیگر، کییف میکوشد این پیام را منتقل کند که ادامه جنگ برای روسیه فقط هزینه نظامی در خط مقدم ندارد، بلکه میتواند به بحران در سوخت، حملونقل، کشاورزی و زنجیره تامین داخلی نیز منجر شود.
زلنسکی این حملات را بخشی از تلاش برای کاهش توان مالی و لجستیکی ماشین جنگی روسیه توصیف کرده است.
آسوشیتدپرس نیز گزارش داده حملات پهپادی اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه بخشی از راهبرد گستردهتر کییف برای تضعیف ظرفیت نظامی و صنعتی مسکو است.
دود ناشی از حمله پهپادی اوکراین به پالایشگاه مسکو، ۲۸ خرداد
پوتین و اعتراف کمسابقه به کمبود سوخت
ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، برای نخستین بار بهطور علنی اذعان کرد حملات اوکراین به تاسیسات انرژی روسیه باعث «کمبود مشخص» در عرضه سوخت شده است.
او کوشید این وضعیت را بحرانی جلوه ندهد، اما همزمان از تشکیل کارگروهی ویژه برای تامین سوخت، کنترل قیمتها و رسیدگی شبانهروزی به مشکل خبر داد.
پوتین افزود کرملین در حال بررسی ممنوعیت کامل صادرات دیزل است تا عرضه داخلی سوخت حفظ شود.
این اعتراف از نظر سیاسی برای کرملین هم هزینه دارد و هم اهمیت. روسیه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان است و کمبود سوخت در داخل این کشور، آن هم در میانه جنگ، تصویری متناقض از قدرت انرژی روسیه ارائه میدهد.
گزارشها از برخی مناطق این کشور، از جمله ایرکوتسک در سیبری، حاکی از محدودیت در فروش سوخت و تشکیل صف در جایگاههاست.
از منظر جنگ فرسایشی، همین نقطه میتواند برای اوکراین مهم باشد. اگر کییف نتواند در کوتاهمدت پیشروی میدانی بزرگی در جبهه داشته باشد، میتواند با هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی روسیه، هزینه سیاسی و اقتصادی جنگ را برای مسکو بالا ببرد. بهویژه در این شرایط، فشار بر سوخت و حملونقل روسیه میتواند بر کشاورزی، قیمتها و نارضایتی عمومی اثر بگذارد.
روسیه عقبنشینی نمیکند
با وجود این فشارها، پوتین تاکید کرده روسیه از اهداف میدانی خود عقبنشینی نخواهد کرد.
او پیشنهاد اوکراین برای توقف متقابل حملات دوربرد را رد کرده و گفته مسکو همچنان هدف «تصرف کامل» چهار منطقه دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا را دنبال میکند؛ مناطقی که روسیه در سال ۲۰۲۲ الحاق آنها را اعلام کرد، اما هنوز کنترل کامل آنها را در اختیار ندارد.
این موضع نشان میدهد کرملین هنوز تصور میکند که زمان، دستکم در کوتاهمدت، میتواند به سود روسیه عمل کند.
مسکو در تلاش است با فشار در خطوط مقدم، حملات هوایی گسترده و فرسایش توان دفاعی اوکراین، کییف را به پذیرش شروط سختتر در هر مذاکره احتمالی وادار کند.
در مقابل، اوکراین میکوشد نشان دهد حتی اگر مسکو در خط مقدم فشار نظامی وارد کند، خاک روسیه از پیامدهای جنگ در امان نخواهد بود.
این همان تغییری است که جنگ را وارد مرحلهای چندلایهتر کرده است: نبرد زمینی در شرق و جنوب اوکراین، جنگ پهپادی در عمق خاک روسیه و فشار اقتصادی بر زیرساختهای انرژی.
وقوع آتشسوزی در خانهای مسکونی در پی حمله روسیه، زاپوریژیا، اول تیر
بنبست در مسیر دیپلماسی
در سطح دیپلماتیک نشانهای از پیشرفت فوری دیده نمیشود. پوتین گفته انتظار دارد پس از کاهش تنشها در ایران و خاورمیانه، نمایندگان آمریکا بار دیگر برای گفتوگو درباره جنگ اوکراین به مسکو سفر کنند.
او در عین حال تاکید کرده هیچ توافق رسمی در گفتوگوهای پیشین با واشینگتن امضا نشده است.
این اظهارات نشان میدهد مسکو هنوز مسیر دیپلماسی را کاملا بسته نمیداند، اما آن را جایگزین فشار نظامی نکرده است.
به بیان دیگر، کرملین میخواهد پیش از ورود جدیتر به هر مذاکرهای، موقعیت میدانی خود را تقویت کند.
اوکراین نیز با حملات دوربرد به خاک روسیه، در پی آن است که توازن فشار را تغییر دهد و نشان دهد ادامه جنگ برای مسکو بدون هزینه داخلی نخواهد بود.
لوکاشنکو، متحد روسفید پوتین در روسیه سفید
در کنار مسکو و کییف، نقش بلاروس همچنان یکی از عوامل مهم در محاسبات جنگ اوکراین است.
الکساندر لوکاشنکو، رهبر اقتدارگرای بلاروس و از نزدیکترین متحدان پوتین، از زمان آغاز جنگ اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، خاک کشورش را در اختیار بخشی از عملیات نظامی روسیه قرار داد.
این اقدام به نیروهای روسیه امکان داد از محور شمالی و از مسیر بلاروس به سمت اوکراین حرکت کنند.
هرچند لوکاشنکو بارها گفته نیروهای بلاروس مستقیما وارد جنگ اوکراین نخواهند شد، اما نقش مینسک تنها به بیطرفی ظاهری محدود نمانده است.
بلاروس در سالهای اخیر از تسلیحات تاکتیکی هستهای روسیه میزبانی کرده و به گزارش رویترز، استقرار موشکهای مافوق صوت «اورشنیک» روسیه نیز در این کشور مطرح بوده است.
این موضوع موقعیت بلاروس را از یک متحد سیاسی روسیه به بخشی از معماری بازدارندگی و فشار نظامی مسکو علیه اوکراین و ناتو تبدیل کرده است.
از نگاه کییف، خطر اصلی این نیست که ارتش بلاروس در کوتاهمدت بهطور مستقیم وارد جنگ شود، بلکه این است که خاک بلاروس به پایگاهی پایدار برای عملیات روسیه تبدیل شود.
زلنسکی در روزهای اخیر از مینسک خواسته است ایستگاههایی را که به هدایت حملات پهپادی روسیه علیه اوکراین کمک میکنند، برچیند.
او همچنین گفته اوکراین از وجود چند ایستگاه از این نوع و کارخانههایی در بلاروس که به اقدامات نظامی روسیه کمک میکنند، آگاه است.
با این حال، لوکاشنکو در هفتههای اخیر تلاش کرده تصویری میانجیگرانه از خود ارائه دهد و گفته است مسکو و کییف هر دو باید برای پایان جنگ «مصالحه» کنند.
او تاکید کرده اوکراین «هیچ دلیلی برای ترس از بلاروس ندارد» و نیروهای این کشور وارد جنگ نخواهند شد.
اما این موضع با وابستگی عمیق مینسک به مسکو و نقش بلاروس در پشتیبانی از ماشین جنگی روسیه در تضاد قرار دارد.
در نتیجه، بلاروس را میتوان «جبهه خاموش» جنگ اوکراین دانست؛ کشوری که رسما خود را طرف مستقیم جنگ معرفی نمیکند، اما خاک، زیرساخت و موقعیت ژئوپولیتیک آن بخشی از فشار راهبردی روسیه بر اوکراین است.
برای کییف، این وضعیت به معنای آن است که دفاع از شمال کشور همچنان باید در کنار جبهههای شرق و جنوب حفظ شود. موضوعی که منابع نظامی، سامانههای پدافندی و توان انسانی اوکراین را بیش از پیش پراکنده میکند.
جنگی که فرسایشیتر شده است
تحولات اخیر نشان میدهد جنگ روسیه و اوکراین وارد مرحلهای فرسایشیتر شده است.
در این مرحله، حملات زمینی در امتداد خط درگیریها با حملات پهپادی و موشکی در عمق خاک دو کشور همراه شده و زیرساختهای انرژی، نظامی و لجستیکی به یکی از محورهای اصلی درگیری تبدیل شدهاند.
هیچ یک از دو طرف در مقطع کنونی نشانهای از پیروزی سریع در اختیار ندارد.
روسیه همچنان از برتری در حجم آتش، توان موشکی و فشار زمینی استفاده میکند، اما اوکراین با پهپادهای دوربرد و حملات هدفمند به زیرساختهای انرژی روسیه، تلاش دارد نقاط آسیبپذیر مسکو را برجسته کند.
برای روسیه، چالش اصلی این است که چگونه همزمان جبهه اوکراین را حفظ کند، به دفاع از پالایشگاهها و مسیرهای سوخترسانی خود بپردازد و فشار اقتصادی داخلی را کنترل کند.
برای اوکراین نیز چالش اصلی، حفظ خطوط دفاعی، محافظت از شهرها و ادامه عملیات دوربرد بدون تشدید بیش از حد هزینههای انسانی و زیرساختی در داخل کشور است.
از تهاجم ۲۰۲۲ تا جنگ فرسایشی امروز
نیروهای روسی در فوریه ۲۰۲۲ از خاک روسیه، بلاروس و شبهجزیره کریمه وارد اوکراین شدند و حمله گسترده نظامی خود را به این کشور آغاز کردند.
بیش از چهار سال پس از آغاز جنگ، نه مسکو به اهداف اعلامشده خود در اوکراین رسیده و نه کییف توانسته همه مناطق اشغالی را بازپس بگیرد.
در ماههای اخیر، بنبست در مذاکرات صلح، ادامه حملات هوایی روسیه به شهرهای اوکراین و افزایش حملات دوربرد اوکراین به خاک روسیه، چشمانداز پایان جنگ را مبهمتر کرده است.
جنگ اکنون بیش از آن که در آستانه حلوفصل سیاسی باشد، به رقابتی برای افزایش هزینههای طرف مقابل تبدیل شده است. رقابتی که هم در میدان نبرد جریان دارد و هم در پالایشگاهها، مسیرهای سوخترسانی و میزهای احتمالی مذاکره.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.