مقام سابق پنتاگون: جمهوری اسلامی گمان میبرد از «موضع قدرت» مذاکره میکند
یک مقام پیشین وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد جمهوری اسلامی حاضر است خطر برهم خوردن مذاکرات هستهای و بستن تنگه هرمز را بپذیرد، زیرا معتقد است در شرایط کنونی «دست بالا» را در اختیار دارد.
میک مولروی بامداد یکشنبه ۳۱ خرداد در مصاحبه با ایبیسینیوز، به استفاده جمهوری اسلامی از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار اشاره کرد و گفت تهران معتقد است از «موضع قدرت» مذاکره میکند.
به گفته او، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، با فشارهای اقتصادی و افزایش قیمت بنزین در آستانه انتخابات میاندورهای روبهرو است و در سوی دیگر، حکومت ایران از هماکنون در حال بهرهمندی از کاهش تحریمها و امکان فروش نفت خود است، آن هم پیش از آنکه مذاکرات اساسی و جدی حتی آغاز شده باشد.
مولروی افزود: «آنها در حال دریافت بخش عمدهای از امتیازاتی هستند که هرگز تصور نمیکردیم در هیچ دولتی [در آمریکا] پیش از ورود به مذاکرات هستهای حاضر به واگذاری آنها باشیم.»
مولروی در دولت نخست ترامپ بر سیاستهای دفاعی پنتاگون نظارت داشت.
انتخابات سراسری آمریکا قرار است سوم نوامبر (۱۳ آبان) برگزار شود. در این رقابت، سرنوشت تمامی کرسیهای مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای سنا مشخص خواهد شد.
سپاه پاسداران ۳۰ خرداد اعلام کرد بهدلیل ادامه حملات اسرائیل به لبنان و «نقض» تفاهم اخیر، تنگه هرمز مجددا مسدود شده است.
با این حال، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، تاکید کرد کنترل این آبراه در اختیار جمهوری اسلامی نیست و تردد کشتیها همچنان ادامه دارد.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای ترامپ و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است؛ مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
ترامپ ۳۰ خرداد در پیامی در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت در طول دوره ۶۰ روزه آتشبس و پس از آن، هیچ عوارضی در تنگه هرمز وجود نخواهد داشت، «مگر اینکه توسط و به نفع ایالات متحده اعمال شود».
این در حالی است که انبیسینیوز تاکید کرد بندی در خصوص دریافت عوارض به نفع واشینگتن در تفاهمنامه اخیر وجود ندارد.
مناقشه لبنان و رویکرد انتقادی اسرائیل
به گزارش انبیسینیوز، مناقشه لبنان دیگر عاملی است که میتواند توافق در حال ظهور میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده را بر هم بزند.
مولروی گفت اسرائیل که نقش پررنگی در تاثیرگذاری بر تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ اخیر داشت، «اکنون از توافقی کنار گذاشته شده که خواهان آن نیست».
او افزود بهجای تغییر رژیم در ایران، «نسخهای جوانتر از همان حکومت» باقی مانده است و اسرائیل استدلال میکند که تسهیلات مالی یادداشت تفاهم اخیر به تهران امکان خواهد داد توان نظامی خود را در سطحی فراتر از دوره پیش از جنگ بازسازی کند.
انبیسینیوز در ادامه نوشت شکاف و اختلاف نظر میان ایالات متحده و اسرائیل اکنون بهطور فزایندهای علنی شده است.
۲۹ خرداد، روزنامه واشینگتنپست گزارش داد نهادهای اطلاعاتی آمریکا به کاخ سفید هشدار دادهاند بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، احتمالا در جهت تضعیف روند مذاکرات تهران و واشینگتن اقدام خواهد کرد.
این مذاکرات قرار است ۳۱ خرداد آغاز شود و جیدی ونس، معاون ترامپ، به همین منظور راهی سوئیس شده است.
ونس پیشتر نسبت به پیشرفت در روند گفتوگوها ابراز خوشبینی کرده بود.
با این حال، ایبیسینیوز نوشت جمهوری اسلامی سابقهای طولانی در وقتکشی دارد و احتمال میرود این بار نیز همین شیوه را در مذاکرات در پیش گیرد.
مولروی در همین رابطه گفت: «آنها میتوانند ما را معطل نگه دارند و امیدوار باشند در آینده دولتی [در آمریکا] روی کار بیاید که بیشتر با خواستههایشان همسو باشد، زیرا تاکنون حتی موافقت نکردهاند برنامه غنیسازی اورانیوم خود را کنار بگذارند.»
سایمون گس، سفیر سابق بریتانیا در تهران و مذاکرهکننده ارشد این کشور در گفتوگوهای هستهای سال ۲۰۱۵، پیشتر هشدار داد دستیابی به یک توافق هستهای جدید با جمهوری اسلامی در شرایط کنونی بهمراتب دشوارتر از زمان برجام خواهد بود، زیرا سطح بیاعتمادی میان طرفهای مذاکره افزایش یافته و دامنه اختلافات نیز گستردهتر شده است.
روزنامه اورشلیمپست در سرمقاله خود نوشت یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران، با وجود خسارتهای نظامی واردشده به جمهوری اسلامی، در عمل زمان، منابع مالی و فرصت لازم را برای بازسازی توان این حکومت و ادامه حمایت از گروههای نیابتیاش فراهم میکند.
اورشلیمپست در سرمقاله خود نوشت که تفاهم اخیر میان واشینگتن و تهران، برخلاف ادعای دولت دونالد ترامپ، میتواند به تقویت جمهوری اسلامی بینجامد و به این حکومت فرصت دهد تا پس از هفتهها حملات نظامی و فشار اقتصادی، توان خود را بازسازی کند. به نوشته این روزنامه، بسیاری از مخالفان حکومت ایران نیز با ناباوری به این توافق نگاه میکنند و آن را عاملی برای افزایش «فضای تنفس» جمهوری اسلامی میدانند.
در این سرمقاله به اظهارات جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، اشاره شده که در دفاع از یادداشت تفاهم، از منتقدان اسرائیلی پرسیده بود «پیشنهاد دقیق شما چیست؟» اورشلیمپست در پاسخ مینویسد اسرائیلیها طی دههها شاهد گسترش شبکه نیروهای نیابتی [حکومت] ایران در لبنان، سوریه، عراق، یمن و غزه بودهاند و تجربه توافقهای پیشین و لغو تحریمها، دلیل نگرانی آنها از پیامدهای این توافق است.
این روزنامه همچنین به نقل از یکی از ساکنان تهران نوشت که فضای عمومی در ایران سرشار از ناامیدی و احساس خیانت است و هر اظهارنظر تازه مقامهای آمریکایی درباره توافق، این احساس را تشدید میکند. به نوشته اورشلیمپست، نگرانی اصلی منتقدان این نیست که [حکومت] ایران بلافاصله خطرناکتر شود، بلکه این است که توافق دو ابزار حیاتی، یعنی زمان و پول، را در اختیار جمهوری اسلامی قرار میدهد.
به باور نویسنده، زمان به حکومت ایران امکان میدهد نفس تازه کند، ساختارهای خود را بازسازی و موقعیتش را تثبیت کند و منابع مالی نیز به ادامه حمایت از گروههای نیابتی، بهویژه حزبالله لبنان، کمک خواهد کرد. در همین زمینه، تام کاتن، سناتور جمهوریخواه آمریکا، هشدار داده است که لغو تحریمهای صادرات نفت ایران میتواند روزانه تا ۲۰۰ میلیون دلار درآمد در اختیار تهران قرار دهد؛ پولی که به اعتقاد او صرف خدمات عمومی نخواهد شد، بلکه به تقویت نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی اختصاص مییابد.
اورشلیمپست در ادامه مینویسد دونالد ترامپ با سیاست «فشار حداکثری» توانسته بود اقتصاد ایران را به شدت تضعیف کند و حتی برخی مقامهای امنیتی اسرائیل از احتمال فروپاشی اقتصادی جمهوری اسلامی سخن گفته بودند، اما توافق جدید این روند را متوقف کرده است. به نوشته این روزنامه، نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ، از جمله افزایش قیمت سوخت و فشارهای سیاسی داخلی در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، از عوامل اصلی گرایش دولت ترامپ به توافق بوده است.
سرمقاله در پایان هشدار میدهد که تجربه گذشته نشان داده است محاسبات کوتاهمدت اقتصادی در قبال جمهوری اسلامی، اغلب به چالشهای راهبردی بلندمدت منجر میشود. به باور نویسنده، جمهوری اسلامی اکنون در آستانه دستیابی به همان چیزی قرار دارد که بیش از هر چیز به آن نیاز دارد؛ زمان بیشتر، منابع مالی بیشتر و فرصتی تازه برای دوام آوردن در برابر مخالفان خود.
روزنامه هاآرتص در یادداشتی نوشت که بنیامین نتانیاهو ممکن است برای جلوگیری از اجرای تفاهم آمریکا و ایران، به دنبال آغاز یک درگیری نظامی جدید باشد و از مخالفان دولت خواست این بار از حمایت بیقیدوشرط از تصمیمهای جنگی او خودداری کنند.
هاآرتص که از روزنامههای منتقد نتانیاهو است، در این یادداشت تحلیلی نوشت که رویدادهای اخیر نشان دادهاند جایگاه بینالمللی اسرائیل بیش از هر زمان دیگری تضعیف شده و حتی نزدیکترین متحد این کشور، یعنی ایالات متحده، اکنون اسرائیل را عامل بیثباتی در منطقه میبیند. نویسنده با اشاره به اظهارات جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نوشت که سخنان او بازتاب نگاه بخشی از افکار عمومی جهان به اسرائیل است؛ کشوری که به گفته ونس، برای حل هر مشکلی به استفاده از نیروی نظامی متوسل میشود و بخش عمده توان دفاعی خود را مدیون کمکهای مالی و تسلیحاتی آمریکا است.
در این یادداشت آمده است که اگرچه بنیامین نتانیاهو از احتمال مقابله با [حکومت] ایران بدون حمایت آمریکا سخن گفته، اما اسرائیل نمیتواند سیاستی را ادامه دهد که حتی دولت دونالد ترامپ نیز با آن همراه نیست. به نوشته هاآرتص، سیاست خارجی دولت اسرائیل به جای پاسخ دادن به انتقادهای بینالمللی، در عمل به حذف و نادیده گرفتن آنها روی آورده است؛ در حالی که از نگاه بسیاری از کشورها، اسرائیل از زمان حمله هفتم اکتبر به یکی از عوامل اصلی بیثباتی منطقه تبدیل شده و سیاستهایش در کرانه باختری با تعریف آپارتاید همخوانی دارد.
هاآرتص همچنین یادداشت تفاهم اخیر میان آمریکا و [حکومت] ایران را توافقی نامطلوب برای اسرائیل توصیف کرد، اما تاکید کرد که نتانیاهو خود سهم عمدهای در شکلگیری این وضعیت داشته است. به نوشته این روزنامه، حتی بسیاری از مخالفان جنگ در آمریکا نیز این تفاهم را نوعی عقبنشینی واشینگتن در برابر تهران و نشانه شکست راهبردی دولت آمریکا میدانند.
در ادامه این تحلیل، نویسنده توافق هستهای سال ۲۰۱۵ را با تفاهم کنونی مقایسه کرده و نوشته است که توافق دوران باراک اوباما بر محدود کردن برنامه هستهای ایران و ایجاد سازوکار نظارتی متمرکز بود، نه تلاش برای محروم کردن ایران از تسلیحات متعارف مانند موشکهای بالستیک. به اعتقاد نویسنده، دولت آمریکا اکنون نیز نگران تلاشهای احتمالی نتانیاهو برای برهم زدن روند توافق است و نهادهای اطلاعاتی این کشور نسبت به چنین احتمالی هشدار دادهاند.
هاآرتص در پایان این پرسش را مطرح میکند که آیا مخالفان دولت اسرائیل بار دیگر از هر اقدام نظامی نتانیاهو حمایت خواهند کرد یا این بار در برابر آن خواهند ایستاد. نویسنده هشدار میدهد که احتمال آغاز یک عملیات نظامی جدید، از جمله در کرانه باختری، برای برهم زدن فضای سیاسی و امنیتی منتفی نیست و از احزاب مخالف میخواهد پیش از انتخابات، با صدور بیانیهای مشترک، مخالفت خود را با هرگونه «جنگ انتخابی» اعلام کنند تا به گفته او، از ادامه روند خودویرانگر دولت نتانیاهو جلوگیری شود.
وبسایت واینت در تحلیلی نوشت که حملات اسرائیل و آمریکا برنامه هستهای و موشکی حکومت ایران را چند سال به عقب انداخت، اما توافق دولت ترامپ با تهران، دستاوردهای نظامی را تا حد زیادی به زیان راهبردی اسرائیل تبدیل کرد و به جمهوری اسلامی فرصت بازسازی داد.
وبسایت اسرائیلی واینت در تحلیلی مفصل نوشت که اگرچه عملیات نظامی مشترک اسرائیل و آمریکا علیه حکومت ایران ضربات سنگینی به برنامه هستهای، توان موشکی، صنایع دفاعی و سامانههای پدافندی جمهوری اسلامی وارد کرد، اما یادداشت تفاهمی که دولت دونالد ترامپ با تهران امضا کرد، بسیاری از این دستاوردها را از نظر راهبردی تضعیف کرد و [حکومت] ایران را در موقعیتی برتر قرار داد.
رون بنیشای، تحلیلگر نظامی واینت، عملیات «شیر خیزان» را نقطه اوج موفقیتهای نظامی اسرائیل در جنگ با [حکومت] ایران توصیف کرد، اما نوشت یادداشت تفاهمی که با میانجیگری آمریکا به امضا رسید و به عملیات «شیر غران» پایان داد، اسرائیل را به پایینترین جایگاه راهبردی خود در سالهای اخیر رساند. به نوشته او، [حکومت] ایران توانست شکست نظامی خود را به یک پیروزی سیاسی و روانی تبدیل کند، در حالی که آمریکا و اسرائیل بخشی از دستاوردهای نظامی خود را در عرصه دیپلماتیک از دست دادند.
این تحلیل میگوید عملیات نظامی، برنامه هستهای ایران را بین سه تا پنج سال به عقب انداخته است. به نوشته واینت، تاسیسات اصلی غنیسازی از کار افتاده، تاسیسات فردو با بمبافکنهای آمریکایی به شدت آسیب دیده، شماری از دانشمندان هستهای کشته شدهاند و حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی در سایتهای نطنز، فردو و اصفهان زیر آوار مدفون شده است. با این حال، نویسنده تاکید میکند که اورانیوم غنیشده همچنان از بین نرفته و دانش فنی ایران نیز حفظ شده است؛ بنابراین تهدید هستهای به طور کامل برطرف نشده، بلکه تنها برای چند سال به تعویق افتاده است.
بنیشای معتقد است [حکومت] ایران در آینده نزدیک قادر نخواهد بود ظرف چند هفته یا چند ماه به سلاح هستهای دست یابد، زیرا علاوه بر مواد شکافتپذیر، برای تولید یک سلاح قابل اتکا به آزمایشهای هستهای، تولید چندین کلاهک و اطمینان از عملکرد آنها نیاز دارد؛ فرآیندی که به گفته او از دید نهادهای اطلاعاتی و آژانس بینالمللی انرژی اتمی پنهان نخواهد ماند. او میافزاید موساد، اطلاعات نظامی اسرائیل و نهادهای اطلاعاتی آمریکا همچنان برنامه هستهای ایران را به دقت زیر نظر دارند.
به نوشته واینت، عملیات نظامی همچنین بیش از نیمی از موشکهای بالستیک و پرتابگرهای ایران را نابود کرد و کارخانههای تولید موشک، مجتمعهای فولاد، صنایع پتروشیمی و مراکز تحقیق و توسعه مرتبط با برنامههای نظامی جمهوری اسلامی تقریباً به طور کامل منهدم شدند. نویسنده این بخش را مهمترین دستاورد راهبردی عملیات میداند، زیرا معتقد است بازسازی صنایع دفاعی ایران حتی در صورت لغو تحریمها و دسترسی تهران به منابع مالی، دستکم دو تا سه سال زمان خواهد برد.
با وجود این، تحلیلگر واینت هشدار میدهد که تهدید موشکی همچنان پابرجاست. به نوشته او، [حکومت] ایران هنوز بیش از هزار موشک بالستیک و چند هزار پهپاد انفجاری در اختیار دارد و هرچند دیگر قادر به اجرای طرح اولیه خود برای تولید هشت هزار موشک و اشباع سامانههای دفاعی اسرائیل نیست، اما همچنان میتواند اسرائیل، کشورهای منطقه و حتی اروپا را تهدید کند.
این گزارش همچنین از نابودی گسترده سامانههای پدافند هوایی ایران به عنوان یکی دیگر از موفقیتهای مهم اسرائیل یاد میکند. به گفته نویسنده، نیروی هوایی اسرائیل اکنون آزادی عمل قابل توجهی در آسمان ایران دارد و تهران میداند تقریباً همه زیرساختهای حیاتی نظامی، هستهای، صنعتی و اقتصادیاش در معرض حمله قرار دارند. با این حال، او هشدار میدهد که اگر ایران با کمک چین یا روسیه سامانههای پدافندی خود را بازسازی کند، این برتری ممکن است از میان برود.
بنیشای در ادامه به روند مذاکرات منتهی به تفاهم نیز میپردازد و تاکید میکند ایران با بستن تنگه هرمز و ایجاد فشار اقتصادی بر آمریکا و جهان، توانست ترامپ را به پذیرش توافقی سوق دهد که بیش از آنکه منافع اسرائیل را تامین کند، به بقای حکومت ایران کمک میکند. او مینویسد تهران از این توافق برای دریافت منابع مالی، بازسازی توان نظامی و محدود کردن آزادی عمل ارتش اسرائیل در ایران و لبنان استفاده خواهد کرد و همچنین موفق شده میان واشینگتن و تلآویو شکاف سیاسی ایجاد کند.
در بخش دیگری از این تحلیل، نویسنده به وضعیت داخلی ایران پرداخته و مینویسد موساد همچنان سقوط حکومت جمهوری اسلامی را محتمل میداند. به گفته او، بحران آب، برق، تورم، بیکاری و مشکلات اقتصادی میتواند در دو تا سه سال آینده حکومت را با فشارهای داخلی بیشتری روبهرو کند، اما اگر آمریکا تحریمها را لغو و داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کند، این روند ممکن است متوقف شود.
واینت همچنین وضعیت گروههای نیابتی حکومت ایران را بررسی کرده و نوشته است که جمهوری اسلامی در جریان جنگ دریافت حزبالله، حوثیها و گروههای مسلح عراقی آنگونه که انتظار میرفت از تهران حمایت نکردند. با این حال، در مراحل بعدی درگیری، حزبالله بار دیگر به درخواست [حکومت] ایران حملات خود علیه اسرائیل را از سر گرفت و همین امر، به گفته نویسنده، بهانهای شد تا ترامپ آزادی عمل اسرائیل در لبنان را نیز محدود کند.
به نوشته این تحلیل، اگرچه حزبالله بخش بزرگی از توان موشکی و هزاران نیروی خود را از دست داده و با مخالفت فزاینده در داخل لبنان روبهرو است، اما همچنان قادر است با راکت، موشکهای ضدتانک، پهپادها و عملیات چریکی زندگی در شمال اسرائیل را مختل کند. نویسنده تاکید میکند که خلع سلاح کامل حزبالله تنها با عملیات گسترده زمینی در لبنان امکانپذیر است، اما ارتش اسرائیل در حال حاضر توان انسانی و لجستیکی لازم برای چنین جنگی را ندارد.
بنیشای در پایان جمعبندی میکند که اگرچه وضعیت امنیتی اسرائیل نسبت به پیش از آغاز جنگ بهتر شده و تهدیدهای حکومت ایران و حزبالله تا حدی به عقب رانده شدهاند، اما این تهدیدها از میان نرفتهاند. او مینویسد اسرائیل در عرصه نظامی به موفقیتهای مهمی دست یافته، اما فاقد راهبرد سیاسی و دیپلماتیک برای تبدیل این موفقیتها به دستاوردهای پایدار است. به اعتقاد نویسنده، بعید است جنگ با [حکومت] ایران در آینده نزدیک از سر گرفته شود، زیرا هم آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۶ تمایلی به بازگشت به درگیری ندارد و هم جمهوری اسلامی برای دستیابی به لغو تحریمها، فعلاً از تشدید تنش با واشینگتن پرهیز خواهد کرد. با این حال، او نتیجه میگیرد که هرچند شهروندان اسرائیل امروز نسبت به قبل امنیت بیشتری دارند، اما این کشور از منظر راهبردی در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است.
واینت در یادداشتی نوشت که تفاهم دولت دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی، ابتکار عمل را به تهران واگذار کرده و ایران توانسته است شکست نظامی خود را به یک «پیروزی راهبردی» تبدیل کند؛ تحولی که به باور نویسنده، جایگاه آمریکا و اسرائیل را تضعیف و موقعیت ایران و حزبالله را تقویت کرده است.
بندرور یمینی، نویسنده این یادداشت، با انتقاد از رویکرد ترامپ در قبال ایران، نوشت که رییسجمهوری آمریکا عملاً کنترل اوضاع را به تهران سپرده است. او مدعی شد [حکومت] ایران، در حالی که هنوز توافق به طور کامل اجرایی نشده، با تهدید به بستن تنگه هرمز و شلیک موشکهای بالستیک به اسرائیل، مفاد تفاهم را نقض کرده و همزمان از حزبالله برای افزایش فشار بر اسرائیل و ایجاد شکاف میان واشینگتن و تلآویو بهره میبرد.
به نوشته واینت، تهران با استفاده از حزبالله، اسرائیل را در برابر یک دوراهی قرار داده است؛ به گونهای که پاسخ نظامی اسرائیل به حملات حزبالله، همان نتیجهای است که [حکومت] ایران به دنبال آن است و در مقابل، خودداری از واکنش نیز میتواند به افزایش جسارت [حکومت] ایران و حزبالله منجر شود.
نویسنده معتقد است اسرائیل باید پیش از هر اقدام نظامی، از ظرفیتهای دیپلماتیک برای برجسته کردن نقض آتشبس از سوی حزبالله استفاده کند تا افکار عمومی جهانی مسئولیت تنشها را متوجه این گروه بداند.
در بخش دیگری از این یادداشت، به برگزاری مذاکرات در اقامتگاه بورگناشتوک سوئیس اشاره شده و نقش قطر در میزبانی این گفتوگوها مورد انتقاد قرار گرفته است. نویسنده تاکید کرده که با توجه به مالکیت محل مذاکرات توسط «صندوق ثروت ملی قطر»، این کشور به اطلاعات مذاکرات دسترسی خواهد داشت و این موضوع در نهایت به سود [حکومت] ایران تمام میشود.
نویسنده همچنین استدلالهای دولت ترامپ درباره ضرورت توافق برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت و بحران اقتصادی جهانی را رد کرده و نوشته است که آمریکا به اندازهای در این توافق سرمایهگذاری سیاسی کرده که حتی در صورت بستن تنگه هرمز یا حمله موشکی [حکومت] ایران به اسرائیل نیز از آن عقبنشینی نخواهد کرد. به اعتقاد او، تفاهم کنونی نه تنها موجب مهار حکومت ایران نشده، بلکه موقعیت راهبردی تهران را تقویت کرده است.
بندرور یمینی در پایان هشدار داده است که حتی اگر بحران کنونی پایان یابد، اسرائیل ناچار خواهد بود برای بازسازی جایگاه خود در روابط با ایالات متحده تلاش کند؛ زیرا در غیر این صورت، چالشهای آینده به مراتب بزرگتر از مشکلات امروز خواهند بود.
در پی سخنان محمود نبویان، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در یک برنامه تلویزیونی، معاونت سیاسی صداوسیما اعلام کرد سخنان او و اشارهاش به برخی اسناد دارای طبقهبندی و مکاتبات مسئولان عالی کشور، مصداق تخلف قانونی و مستوجب پیگرد قضایی است.
او شنبه ۳۰ خرداد گفت سازمان صداوسیما پیگیریهای لازم را در این خصوص در دستور کار قرار میدهد.
معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرد در همین رابطه یک مدیرکل این سازمان استعفا کرده و «برخوردهای انضباطی لازم» در این خصوص به عمل خواهد آمد.
محمود نبویان در این برنامه تلویزیونی گفته بود که مجتبی خامنهای ۱۱ شرط درباره مذاکرات مشخص کرده بود که گرفتن غرامت از آمریکا، حق غنیسازی، رفع تحریمها، آزادی اموال مسدودشده و اعمال حاکمیت در تنگه هرمز از جمله آنها بوده است. او همچنین گفته که مجتبی خامنهای خواسته بود اخذ عوارض از تنگه هرمز از همین حالا آغاز شود.
نبویان با خواندن متونی که نامههای بهکلی سری مجتبی خامنهای خوانده شده، اضافه کرد که پس از مذاکرات اسلامآباد، مجتبی خامنهای برای تیم مذاکرهکننده نوشته است: «آنچه در مذاکرات پاکستان رقم خورده با آنچه قرار بود بشود و شرط مشروعیت مذاکرات بوده، تفاوت کلی دارد و مذاکرات باید متوقف شود.»
نبویان تاکید کرد که مجتبی خامنهای گفته بود در مورد موضوع هستهای مذاکره نکنید؛ یا باید به پیروزی برسید که یعنی دشمن حق شما را به رسمیت بشناسد، یا اینکه مساله هستهای برای همیشه از دستورکار مذاکرات خارج شود.
در پی این اظهارات، برخی رسانههای نزدیک به مسعود پزشکیان ومحمدباقر قالیباف اعلام کردند که نبویان بخشی از نامههای «بهکلی سری» مربوط به مجتبی خامنهای را قرائت کرده و «نقلقولهایی ناقص و تقطیعشده» منسوب به رهبر جمهوری اسلامی را خوانده است.
سایت انتخاب در این رابطه نوشت: «مشخص نیست نبویان چگونه به نامههای محرمانه دسترسی پیدا کرده و البته برنامه مربوطه در صداوسیما قطع شده است.»
پس از سخنان نبویان، سعید آجرلو، از اعضای رسانهای تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، گفت که نبویان مطالب قدیمی را بهصورت «تحریفشده» بیان کرده و عمدا متن را ناقص خوانده است تا از پاسخگویی درباره ادعاهای خود پیرامون متن یادداشت تفاهم فرار کند.
او گفت صداوسیما نباید به محلی برای سیاسیکاری تبدیل شود. نبویان پس از آنکه ادعاهایش درباره «مستعمره شدن ایران» و «واگذاری تنگه هرمز» نادرست از آب درآمد، به سراغ انتشار متنهای محرمانه و قدیمی رفت؛ آن هم بهصورت تقطیعشده. لازم است نهادهای ذیربط به این موضوع ورود کنند.
محمود نبویان و شمار دیگری از چهرههای نزدیک به جبهه پایداری، در روزهای اخیر بهتندی از یادداشت تفاهم و روند توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا انتقاد و محمدباقر قالیباف، مسعود پزشکیان و عباس عراقچی را به خیانت متهم و آنها را تهدید کردهاند.
مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییسجمهور، در شبکه اجتماعی ایکس در واکنش به تهدید به قتل مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، از سوی یک مداح به نام محمدعلی بخشی، او را «فرد گستاخ» نامید.
او خواستار «برخورد قاطع و قانونی مسئولان ذیربط با عناصر مشکوک، خودسر و متجاسری» شد که به دومین مقام کشور «چنین بیپروا» اهانت میکنند.
بخشی در یک سخنرانی در شهرری تهران گفت: «آقای رییسجمهور اگر شروطی که رهبری گفتند محقق نشه، ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما. پدرت رو درمیآریم.»
ساعاتی پیش از انتشار بیانیه صدا وسیما در محکومیت اقدام محمود نبویان، شورایعالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در دستورالعملی جدید، رسانهها را از القای آنچه «دوگانه میدان- دیپلماسی» نامید بر حذر داشت و تاکید کرد رسانهها باید از هرگونه روایتسازی مبتنی بر تعارض میان این دو حوزه خودداری کنند.
در دستورالعمل شورایعالی امنیت ملی که ایراناینترنشنال به نسخهای از آن دست یافته، آمده است: «با توجه به مسدود شدن مجدد تنگه هرمز در واکنش به تداوم نقض آتشبس و تجاوزات رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و در عین حال حضور همزمان هیات مذاکرهکننده کشورمان در گفتوگوهای ژنو، رسانهها در پوشش اخبار و تحلیلها از القای دوگانه «میدان/ دیپلماسی» بهطور جدی پرهیز نمایند.»