واینت: اسرائیل انتخابات میاندورهای آمریکا را فرصتی برای اقدام مجدد علیه تهران میداند
به گزارش پایگاه خبری واینت، مقامهای اسرائیلی معتقدند مذاکرات واشینگتن و تهران به یک توافق نهایی منجر نخواهد شد و بر همین اساس، امیدوارند انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر امکان اقدام مجدد علیه جمهوری اسلامی را فراهم آورد.
واینت پنجشنبه ۲۸ خرداد نوشت برآوردهای نهادهای اسرائیلی نشان میدهند بعید است مذاکرات ۶۰ روزه میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده، به یک توافق بینجامد.
بر اساس این گزارش، دومین فرض اسرائیل این است که حفظ جایگاهی مستحکم در لبنان، دستکم تا ماه نوامبر، از اهمیت فراوانی برخوردار است، زیرا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است شرایط برای اقدام دوباره علیه حکومت ایران فراهم شود.
به باور مقامهای اسرائیلی، این همان «پنجره فرصت» مورد نظر آنهاست؛ این فرصت بر این فرض بنا شده که تا آن زمان، واشینگتن و تهران به توافق دائمی دست نخواهند یافت.
به گزارش واینت، ارزیابی غالب در اسرائیل این است که جمهوری اسلامی با حسن نیت وارد مذاکرات نمیشود، بلکه از روند گفتوگوها برای خرید زمان بهره میگیرد و قصدی برای اجرای تعهدات خود در چارچوب یادداشت تفاهم ندارد.
مقامهای اسرائیلی بر این باورند که اگر این ارزیابی محقق شود، نوامبر میتواند «نقطه آغاز مرحلهای تازه» باشد.
انتخابات سراسری آمریکا قرار است سوم نوامبر (۱۳ آبان) برگزار شود. در این رقابت، سرنوشت تمامی کرسیهای مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای سنا مشخص خواهد شد.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم بامداد ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
بر اساس این سند، یک دوره ۶۰ روزه برای گفتوگوهای تخصصی در نظر گرفته شده است. مذاکراتی که قرار است بر موضوعات حساسی همچون سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران و چگونگی رفع تحریمها تمرکز داشته باشد.
خط قرمز نتانیاهو
واینت در ادامه گزارش داد از نگاه اسرائیل، اصلیترین اختلاف به موضوع خروج نیروهای ارتش این کشور از منطقه حائل در جنوب لبنان مربوط میشود.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این موضوع را خط قرمز خود میداند و انتظار میرود برای جلوگیری از تحقق آن، تلاشهای دیپلماتیک گستردهای صورت گیرد.
مقامهای ارشد اسرائیلی به تداوم فشارها برای خروج نیروهای این کشور از جنوب لبنان اذعان دارند و در عین حال معتقدند در حال حاضر تفاهمی میان آمریکا و اسرائیل وجود دارد که طبق آن، اسرائیل آزادی عمل خود را در لبنان حفظ خواهد کرد.
واینت با اشاره به موضع روشن نتانیاهو در قبال تحولات لبنان افزود بر پایه این رویکرد، هرگونه حمله حزبالله به شهرهای شمالی اسرائیل، با پاسخ مستقیم علیه بیروت همراه خواهد شد.
همچنین در صورتی که تهران در حمایت از حزبالله اقدامی علیه اسرائیل انجام دهد، مواضع جمهوری اسلامی هدف حملات اسرائیل قرار خواهند گرفت.
مقامهای اسرائیلی در روزهای گذشته بارها تاکید کردهاند با وجود تفاهم تهران و واشینگتن، نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهند کرد.
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست ۲۸ خرداد در سرمقالهای نوشت توافق اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده نباید شامل معاملهای بر سر امنیت مرزهای شمالی اسرائیل باشد، زیرا برقراری آرامش پایدار تنها در گرو خلع سلاح و حذف تهدیدهای حزبالله لبنان است.
بند جنجالی تفاهمنامه
به گزارش واینت، یکی از بندهای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی و آمریکا به کانون اصلی اختلافات تبدیل شده است.
در بند نخست این تفاهمنامه آمده است ایالات متحده و جمهوری اسلامی و متحدان آنها در جنگ جاری پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، را اعلام میکنند و متعهد میشوند دست به اقدام نظامی علیه یکدیگر نزنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.
پیشتر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بر حق اسرائیل برای دفاع از خود تاکید کرده و در عین حال، خواستار خویشتنداری و پرهیز از تشدید تنشها شده بود.
واینت نوشت این اظهارات بدان معناست که هر حملهای به اسرائیل لزوما مستوجب پاسخی شدید نیست و سطح واکنش متناسب با میزان تلفات تعیین میشود.
رویکردی که به نوشته این رسانه، برای اسرائیل قابل قبول نیست.
بر اساس این گزارش، ارتش اسرائیل ممکن است با هدف واداشتن جمهوری اسلامی به واکنش و در نهایت بر هم زدن توافق، منطقه ضاحیه در جنوب بیروت را هدف قرار دهد.
در سوی دیگر، مقامهای آمریکایی از احتمال وقوع چنین سناریویی آگاه هستند و انتظار میرود برای جلوگیری از آن، فشارهایی را بر اسرائیل وارد کنند.
واینت در پایان نوشت راهبرد اسرائیل در دوره پیش رو بر حفظ حضور نظامی در لبنان استوار خواهد بود و در صورت حمله به شهرهای شمالی اسرائیل، بیروت هدف قرار خواهد گرفت.
همچنین اسرائیل قصد دارد تا زمان برگزاری انتخابات آمریکا در نوامبر، در انتظار فراهم شدن فرصت جدیدی برای اقدام علیه جمهوری اسلامی بماند.
خبرگزاری رویترز گزارش داد افزایش قیمت سوخت در پی جنگ ایران، تقاضا برای خودروهای برقی نو و دستدوم را در سراسر اروپا افزایش داده است.
رویترز پنجشنبه ۲۸ خرداد با استناد به دادههای گروه تحقیقاتی «نیو اتوموتیو» و انجمن صنعتی «ای-موبیلیتی اروپا» نوشت شمارهگذاری خودروهای برقی جدید در ماه مه (۱۱ اردیبهشت تا ۱۰ خرداد)، در ۱۷ بازار اصلی اروپا نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۳۴ درصد رشد کرده است.
این بازارها بیش از ۹۰ درصد فروش خودرو در اتحادیه اروپا و کشورهای عضو انجمن تجارت آزاد اروپا را در بر میگیرند.
طبق این گزارش، خودروهای تمامبرقی اکنون نزدیک به یکچهارم شمارهگذاریهای جدید در این بازارها را تشکیل میدهند.
کارشناسان صنعت خودرو معتقدند توسعه زیرساختهای شارژ و عرضه مدلهای مقرونبهصرفهتر، بهویژه از سوی خودروسازان چینی، نقش مهمی در گسترش استفاده از خودروهای برقی و افزایش تقاضا برای این محصولات داشته است.
فرانسوا پروو، مدیرعامل رنو، پیشتر در مصاحبه با رویترز گفت از زمان آغاز جنگ ایران، سفارش خودروهای برقی این شرکت در برخی کشورها تا ۵۰ درصد افزایش یافته است.
با این حال، او پیشبینی کرد در صورت کاهش قیمت سوخت، احتمالا از شتاب رشد تقاضا برای خودروهای برقی نیز کاسته خواهد شد.
همچنین جیم بامبیک، رییس بخش اروپایی شرکت فورد، اعلام کرد جنگ ایران «علاقه مشتریان به خودروهای برقی را افزایش داده است»، اما هشدار داد نباید این موضوع را نشانه یک تغییر پایدار و بلندمدت در رفتار مصرفکنندگان دانست.
پیش از آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۲۰ درصد نفت و گاز طبیعی مایع (الانجی) جهان از تنگه هرمز عبور میکرد.
جمهوری اسلامی در جریان جنگ با مختل کردن تردد کشتیها در تنگه هرمز، یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان را تحت تاثیر قرار داد. رخدادی که به افزایش قیمت جهانی سوخت منجر شد.
عرضه خودروهای برقی ارزانتر
رویترز در ادامه گزارش داد خودروسازان با عرضه خودروهای برقی ارزانتر در بازار اروپا میکوشند یکی از مهمترین موانع گسترش این خودروها، یعنی قیمت اولیه بالاتر نسبت به مدلهای مجهز به موتورهای احتراق داخلی، را برطرف کنند.
همزمان، خودروسازان چینی نیز دامنه محصولات خود را در اروپا گسترش دادهاند و علاوه بر خودروهای بزرگتر، به بازار هاچبکهای کوچک نیز وارد شدهاند. در همین راستا، شرکت بیوایدی هفته گذشته از مدل «دلفین جی» در برلین رونمایی کرد.
اندی پالمر، مدیر سابق نیسان و از چهرههای کلیدی عرضه خودروی برقی «لیف»، معتقد است ورود خودروهای چینی ارزانقیمت و در عین حال باکیفیت، نقش مهمی در افزایش تمایل مصرفکنندگان به خودروهای برقی داشته است.
رویترز نوشت با وجود توافق تهران و واشینگتن بر سر تمدید آتشبس، اختلالها در حملونقل دریایی سبب شده است احیای کامل جریان نفت از مسیر تنگه هرمز چند هفته زمان ببرد و در نتیجه، قیمت سوخت احتمالا برای ماهها در سطح بالایی باقی میماند.
افزایش تقاضا برای خودروهای برقی دستدوم
به گزارش رویترز، در بازار خودروهای برقی دستدوم نیز نشانههای مثبتی دیده میشود و با افزایش عرضه، تقاضا همچنان در سطح بالایی قرار دارد.
پلتفرم «او ال ایکس» اعلام کرد میزان مراجعه مشتریان برای خرید برندهای چینی در فرانسه طی ماه مه بیش از چهار برابر نسبت به سال گذشته افزایش یافته است.
دادههای «کارواو»، پلتفرم فروش آنلاین خودروهای برقی در آلمان، نیز نشان میدهد علاقه به خودروهای برقی، بر اساس میزان جستوجو و درخواست خرید، در سطح ۷۰ تا ۷۵ درصد تثبیت شده. رقمی که در ابتدای سال حدود ۴۰ درصد بود.
به گفته فیلیپ زایلر فون آمنده، مدیرعامل کارواو، این رشد دیگر یک پدیده مقطعی نیست و به یک روند پایدار در بازار تبدیل شده است.
پلتفرم دانمارکی «بیلباسن» پیشبینی کرد قیمت خودروهای برقی دستدوم در سال جاری میلادی حدود ۱۰ درصد افزایش یابد. با این حال، این خودروها همچنان ارزانتر از نمونههای مشابه بنزینی و دیزلی هستند.
کارشناسان معتقدند افزایش عرضه خودروهای برقی نو و دستدوم با قیمت مناسب، حتی در صورت کاهش قیمت سوخت، میتواند از تداوم رشد تقاضا حمایت کند.
به گفته فیلیپ نوتارد، مدیر بخش تحلیل «کاکس اتوموتیو»، بازار خودروهای برقی در مسیر ثبات قرار گرفته و احتمال وقوع رکود یا افت جدی در آن پایین است.
شورای سردبیری روزنامه اورشلیمپست در سرمقالهای نوشت توافق اخیر میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده نباید شامل معاملهای بر سر امنیت مرزهای شمالی اسرائیل باشد، زیرا برقراری آرامش پایدار تنها در گرو خلع سلاح و حذف تهدیدهای حزبالله لبنان است.
بر اساس این سرمقاله که پنجشنبه ۲۸ خرداد منتشر شد، یادداشت تفاهم میان تهران و واشینگتن میتواند خطر فوری گسترش جنگی فراگیر در منطقه را کاهش دهد و در چارچوب یک مسیر دیپلماتیک جدی، برای اسرائیل نیز سودمند باشد؛ بهویژه اگر این دیپلماسی بتواند مانع نزدیکتر شدن جمهوری اسلامی به توانایی تولید سلاح هستهای شود.
اورشلیمپست نوشت با این حال، دیپلماسی نمیتواند جایگزین امنیت شود؛ در مرزهای شمالی اسرائیل، این موضوع دیگر یک بحث نظری نیست، بلکه بهطور مستقیم با زندگی روزمره شهروندان گره خورده است.
تفاوت میان بازگشت خانوادهها به متولا، کریات شمونا، شلومی و الجلیل، یا ادامه یک سال دیگر از خیابانهای خالی، کسبوکارهای تعطیل، آموزشهای موقت و زندگیهای معلق و بلاتکلیف، در گرو تامین امنیتی پایدار در منطقه است.
به گزارش اورشلیمپست، به اسرائیل اجازه داده نشده بود پیش از نهایی شدن یادداشت تفاهم، از جزییات آن آگاه شود و آن را مورد بررسی قرار دهد. این در حالی است که مفاد تفاهم تاثیری مستقیم بر امنیت ملی اسرائیل خواهند داشت.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند. این یادداشت تفاهم بامداد ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
در بند نخست این تفاهمنامه آمده است ایالات متحده و جمهوری اسلامی و متحدان آنها در جنگ جاری پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها، از جمله لبنان، را اعلام میکنند و متعهد میشوند دست به اقدام نظامی علیه یکدیگر نزنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.
پرونده لبنان، ابزار چانهزنی تهران
شورای سردبیری اورشلیمپست در ادامه به نقل از دیپلماتهای غربی نوشت انتظار میرود تفاهم اخیر بر روند مذاکرات اسرائیل و لبنان تاثیر بگذارد.
طبق تفاهمات قبلی میان اسرائیل، لبنان و آمریکا، برقراری آتشبس منوط به خروج حزبالله از جنوب لبنان و خلع سلاح این گروه نیابتی جمهوری اسلامی بود و در مقابل، ارتش لبنان میبایست همزمان با عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از مناطق تعیینشده، کنترل آن مناطق را به دست بگیرد.
اورشلیمپست افزود: «این همان مسیر درست بود: تقویت دولت لبنان، تضعیف حزبالله، و جدا کردن آینده لبنان از دستورکار تهران. چارچوب تفاهم جدید میان آمریکا و ایران ممکن است نتیجهای معکوس به بار آورد. وقتی موضوع لبنان به پرونده مذاکرات ایران گره بخورد، آینده حزبالله نیز به اهرم چانهزنی تهران وابسته میشود.»
به همین دلیل، مقامهای جمهوری اسلامی و متحدان سیاسی حزبالله از هماکنون خروج اسرائیل از لبنان را بخشی از مرحله بعدی مذاکرات میان آمریکا و ایران تلقی میکنند.
این در حالی است که مقامهای اسرائیلی تاکید کردهاند با وجود تفاهم تهران و واشینگتن، نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان عقبنشینی نخواهند کرد.
در ادامه سرمقاله اورشلیمپست آمده است: «خطر اصلی این است که مرز شمالی اسرائیل به یک ابزار چانهزنی دیگر در توافقی تبدیل شود که طرفهای اصلی آن، مردمی نیستند که زیر تهدید موشکهای حزبالله زندگی میکنند.»
با این حال، این بدان معنا نیست که اسرائیل باید هر ابتکار دیپلماتیکی را رد کند. اسرائیل به آمریکا و روابط کاری با کشورهای همسایه نیاز دارد و باید از هر تلاش جدی برای تبدیل لبنان به یک دولت دارای حاکمیت که قادر به اعمال کنترل بر قلمرو خود باشد، حمایت کند، زیرا اگر نیروهای مسلح لبنان بتوانند جایگزین حزبالله در جنوب رود لیتانی شوند، این به نفع اسرائیل خواهد بود.
اما آتشبسی که حزبالله را همچنان مسلح، از نظر سیاسی جسورتر و تحت حمایت حکومت ایران باقی بگذارد، نمیتواند راهحلی پایدار تلقی شود.
ساکنان شمال اسرائیل از هفتم اکتبر تاکنون بهای سنگینی پرداختهاند. آنها تخلیه اجباری از خانههای خود، حملات موشکی و پهپادی، ویرانی منازل، فروپاشی اقتصادهای محلی و نیز فرسایش روانی ناشی از بلاتکلیفی مداوم را تجربه کردهاند.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی تاکید کردهاند توافق اخیر با واشینگتن به معنای تغییر سیاستهای منطقهای حکومت ایران نیست و حمایت از حزبالله و «محور مقاومت» همچنان ادامه خواهد داشت.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
اسرائیل نمیتواند به چیزی کمتر از برچیدن حزبالله رضایت دهد
شورای سردبیری اورشلیمپست در ادامه سرمقاله خود هشدار داد زمانی که یک سازوکار بینالمللی حفظ آرامش در منطقه را بر رفع تهدید حزبالله ترجیح میدهد، ساکنان شمال اسرائیل همان پیام تکراری را دریافت میکنند: صبر بیشتری داشته باشید، به وعدهها اعتماد کنید و به حداقلها رضایت دهید.
به گفته این روزنامه، اسرائیل نمیتواند با رویکردی کنار بیاید که ثبات منطقهای را بر حذف تهدید حزبالله مقدم بداند.
در ادامه این مطلب آمده است: «موضع مسئولانه اسرائیل باید قاطع باشد، نه بیپروا. هرگونه توافقی باید شامل شاخصها و معیارهای اجرایی برای عقبنشینی و خلع سلاح حزبالله، یک سازوکار میدانی معتبر از سوی لبنان یا نهادهای بینالمللی، و به رسمیت شناختن صریح این حق برای اسرائیل باشد که بتواند در برابر تهدیدات قریبالوقوع دست به اقدام بزند.»
چنین توافقی نباید به جمهوری اسلامی اجازه دهد ثبات لبنان را با امتیازات هستهای معامله کند و نباید از شهروندان اسرائیلی بخواهد صرفا بر پایه وعدههای دیپلماتیکی که حزبالله تاکنون به آنها عمل نکرده است، به خانههای خود بازگردند.
در حالی که جمهوری اسلامی از تفاهم با آمریکا به عنوان دستاوردی دیپلماتیک یاد میکند، مقامهای ارشد تهران میگویند این توافق به معنای تغییر سیاستهای منطقهای حکومت ایران نیست و حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت» همچنان ادامه خواهد داشت.
دو مقام جمهوری اسلامی در گفتوگو با صداوسیما، «تفاهمنامه اسلامآباد» با آمریکا را نه نشانه تغییر راهبرد تهران، بلکه ادامه سیاست تقابل با واشینگتن و اسرائیل در قالبی تازه توصیف کردند.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، در اظهاراتی جداگانه کوشیدند امضای تفاهمنامه با آمریکا را برای افکار عمومی در ایران توجیه کنند. محور مشترک سخنان آنها تاکید بر بیاعتمادی کامل به آمریکا، حفظ حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت»، ادامه سیاست منطقهای جمهوری اسلامی و محدود ماندن مذاکرات آینده به رفع تحریمها و موضوع هستهای بود.
بیاعتمادی به آمریکا محور اصلی روایت بود بقایی گفت ایران خواسته است متن تفاهمنامه به امضای «رؤسای جمهوری دو کشور» برسد تا نقض آن برای آمریکا هزینه بیشتری داشته باشد. او در عین حال تاکید کرد که تهران به تجربههای گذشته توجه دارد و اجرای توافق را دشوارتر از تدوین آن میداند.
قالیباف نیز صریحتر سخن گفت و خود را «بیاعتمادترین فرد به آمریکا» توصیف کرد. او گفت حتی اگر توافق نهایی به تصویب شورای امنیت برسد، باز هم آمریکا قابل اعتماد نیست و تضمین اصلی از نگاه جمهوری اسلامی، «قدرت ایران» است، نه تعهدات حقوقی بینالمللی.
مذاکره به عنوان «روش مبارزه» معرفی شد قالیباف بارها تاکید کرد که مذاکره از نگاه او نوعی «روش مبارزه» است، نه نشانه عقبنشینی. او گفت در چنین مذاکرهای «وادادگی» و «شعارزدگی» جایی ندارد و موفقیت دیپلماتیک تنها زمانی ممکن است که پشتوانه نظامی وجود داشته باشد.
او تفاهمنامه را نتیجه همزمان چهار «میدان» دانست: میدان نظامی، میدان خیابان، میدان دیپلماسی و میدان خدمت. به گفته قالیباف، مذاکره زمانی موثر بوده که همزمان «شمشیر» جمهوری اسلامی آماده بوده است.
حمایت از حزبالله و «جبهه مقاومت» ادامه دارد یکی از مهمترین بخشهای اظهارات هر دو مقام، تاکید بر لبنان و حزبالله بود. بقایی گفت آتشبس در لبنان برای جمهوری اسلامی به اندازه آتشبس در ایران اهمیت داشته و ایران «دوستان خود را در هیچ شرایطی تنها نمیگذارد.»
قالیباف نیز لبنان را بخشی از «جبهه مقاومت» خواند و گفت [حکومت] ایران در تفاهمنامه، پشتیبان «جبهه مقاومت» و آمریکا حامی اسرائیل است. او از حزبالله و شیعیان لبنان قدردانی کرد و گفت آنان در جریان جنگ اخیر به میدان آمدند و هزاران کشته دادند.
این اظهارات نشان میدهد که از نگاه مقامهای جمهوری اسلامی، تفاهم با آمریکا به معنای کاهش حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای نیست؛ بلکه تهران میکوشد آن را به عنوان «تثبیت موقعیت حزبالله و جبهه مقاومت» معرفی کند.
اسرائیل همچنان دشمن اصلی معرفی شد در بخشهای مختلف این گفتوگوها، اسرائیل با ادبیاتی کاملاً خصمانه توصیف شد. بقایی از «رژیم صهیونیستی» و حمله به ضاحیه سخن گفت و قالیباف نیز گفت [حکومت] ایران پس از حمله اسرائیل به ضاحیه، آمریکا را تهدید کرده و آماده پاسخ نظامی بوده است.
قالیباف همچنین گفت «صد نتانیاهو بند کفش امام شهید ما هم نمیشود» و مدعی شد فشار نظامی و تهدید ایران باعث شد ترامپ به نتانیاهو پیام دهد که حملات به ضاحیه را متوقف کند.
برنامه موشکی از دستور کار خارج دانسته شد اگرچه در مصاحبهها اشاره مستقیم به برنامه موشکی نشده، اما قالیباف و بقایی هر دو بر این نکته تاکید کردند که مذاکرات آینده فقط درباره دو موضوع خواهد بود: رفع تحریمها و موضوع هستهای.
بقایی گفت مذاکرات ۶۰ روزه «منحصراً» درباره رفع تحریمها و موضوع هستهای خواهد بود. این تاکید، در چارچوب روایت رسمی جمهوری اسلامی، به معنای کنار گذاشتن موضوعاتی مانند برنامه موشکی، پهپادی و سیاست منطقهای از دستور کار مذاکرات آینده است.
تهران میگوید در موضوع هستهای عقبنشینی نکرده است بقایی تاکید کرد که [حکومت] ایران در مرحله اول درباره موضوع هستهای مذاکره نکرده و تصمیم جمهوری اسلامی این بوده که ابتدا جنگ پایان یابد و محاصره دریایی برداشته شود. او گفت پس از امضای تفاهمنامه، در بازه ۶۰ روزه درباره رفع تحریمها و موضوع هستهای گفتوگو خواهد شد.
این روایت نشان میدهد تهران تلاش دارد تفاهمنامه را نه به عنوان عقبنشینی هستهای، بلکه به عنوان انتقال پرونده هستهای به مرحلهای بعدی و مشروط به اجرای تعهدات آمریکا معرفی کند.
تنگه هرمز به عنوان «اهرم قدرت ایران» معرفی شد قالیباف گفت تنگه هرمز «هرگز به شرایط قبل بازنخواهد گشت» و تاکید کرد ایران در این تنگه «حق حاکمیتی» دارد و در قبال خدمات دریایی، هزینه دریافت خواهد کرد. او گفت «دشمنان ایران باعث شدند ظرفیت بالقوه ایران در تنگه هرمز بالفعل شود.»
بقایی نیز گفت بازگشایی تنگه هرمز متناظر با رفع محاصره دریایی آمریکا انجام میشود و [حکومت] ایران صرفاً بر اساس قول طرف مقابل عمل نمیکند، بلکه اجرای تعهدات آمریکا را رصد خواهد کرد.
تهدید نظامی همچنان بخشی از زبان رسمی است قالیباف در چند بخش از سخنان خود تاکید کرد که اگر آمریکا به تعهداتش عمل نکند، جمهوری اسلامی نیز اقدامی انجام نخواهد داد. او گفت سیاست تهران «بچرخ تا بچرخیم» است و اگر طرف مقابل خیانت کند، فاصله او از «میدان دیپلماسی» تا «میدان نظامی» زیاد نیست.
او همچنین گفت «دستمان روی ماشه است» و اگر طرف مقابل منطق را نفهمد، جمهوری اسلامی با قدرت به او منطق را تفهیم خواهد کرد.
اظهارات بقایی و قالیباف نشان میدهد جمهوری اسلامی تفاهمنامه نه نقطه پایان تقابل، بلکه مرحلهای تازه از «مبارزه» جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل میداند.
جمهوری اسلامی در پیانتشار متن تفاهمنامه، تفسیری از مفاد مورد توافق را در خبرگزاریهای رسمی ایران منتشر کردند. این متن که از سوی «کمیته رسانه مذاکرات» و تحت عنوان «متن تبیینی یادداشت تفاهم» منتشر شده، تلاش دارد تفسیر جمهوری اسلامی از بندهای این تفاهمنامه را «تبیین» کند.
مقایسه «متن تبیینی» منتشرشده از سوی جمهوری اسلامی با توضیحات مقامهای آمریکایی نشان میدهد دو طرف اگرچه به یک متن واحد استناد میکنند، اما برداشتهای کاملاً متفاوتی از مفاد کلیدی آن دارند. تهران این تفاهمنامه را نشانه عقبنشینی آمریکا و تثبیت قدرت ایران معرفی میکند، در حالی که مقامهای آمریکایی آن را چارچوبی مشروط، مرحلهای و قابل بازگشت برای آزمودن رفتار ایران میدانند.
انتقام خون خامنهای؛ ادامه مبارزه تا تحقق «هدف انقلاب» در مقدمه این متن تبیینی، کمیته رسانه مذاکرات تاکید کرده است که حتی اجرای کامل تفاهمنامه نیز به معنای پایان مسیر «انتقام خون علی خامنهای» نیست. در این متن، خروج احتمالی نیروهای آمریکایی از منطقه، تثبیت موقعیت ایران، تضعیف آمریکا و اسرائیل و تقویت «جبهه مقاومت» به عنوان گامهایی در مسیر این انتقام توصیف شده، اما تصریح شده است که انتقام کامل تنها زمانی محقق خواهد شد که هدف نهایی خامنهای، یعنی برتری جهانی «اسلام سیاسی انقلاب» بر «نظام سلطه» و در نهایت آزادی قدس محقق شود. این متن همچنین تاکید میکند که مبارزه برای تحقق این هدف در همه عرصهها، از جمله نظامی، دیپلماتیک و مردمی، ادامه خواهد داشت و تفاهمنامه صرفاً یکی از مراحل این مسیر به شمار میرود.
ماهیت تفاهمنامه؛ «پیروزی ایران» یا آزمون مشروط آمریکا؟ در روایت جمهوری اسلامی، تفاهمنامه نتیجه شکست آمریکا در جنگ و ناکامی واشینگتن در تحمیل «تسلیم بدون قید و شرط» معرفی شده است. این متن میگوید آمریکا به اقدامات عینی و بازگشتناپذیر متعهد شده و [حکومت] ایران تنها پس از اجرای آنها وارد مراحل بعدی میشود.
اما مقامهای آمریکایی روایت معکوسی ارائه کردند. آنها گفتند تفاهمنامه هنوز توافق نهایی نیست، هیچ امتیاز قطعی و رایگانی به [حکومت] ایران نمیدهد و هرگونه کاهش فشار یا آزادسازی منابع فقط در برابر «رفتار خوب»، اقدامات قابل راستیآزمایی و پیشرفت در موضوع هستهای انجام خواهد شد.
مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم؟ متن جمهوری اسلامی تاکید دارد که به جز نشست سهجانبه اسلامآباد، هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا انجام نشده و متن از طریق میانجی ردوبدل شده است.
در مقابل، مقام آمریکایی در نشست توجیهی اخیر گفت پس از جنگ، کانالهای ارتباطی مستقیمتری میان دو طرف شکل گرفته و تماسهایی در سطوح مختلف، از جمله با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه و برخی شخصیتهای مذهبی برقرار شده است. این یکی از روشنترین اختلافهای روایی دو طرف است: تهران بر غیرمستقیم بودن روند تاکید میکند، واشینگتن از افزایش تماسهای مستقیم سخن میگوید.
موضوع هستهای؛ بدون تعهد تازه یا دستاورد بزرگ آمریکا؟ جمهوری اسلامی میگوید [حکومت] ایران در تفاهمنامه هیچ تعهد تازهای درباره برنامه هستهای خود نداده و فقط پذیرفته بعداً درباره «موضوع غنیسازی» و رقیقسازی مواد غنیشده گفتوگو کند. این روایت تاکید دارد که اصل غنیسازی پذیرفته شده و بحث فقط درباره ترتیبات آن است.
اما مقامهای آمریکایی بند هستهای را یکی از مهمترین دستاوردهای واشینگتن دانستند. آنها گفتند متن، [حکومت] ایران را دستکم به تعیین تکلیف ذخایر غنیشده از طریق رقیقسازی تحت نظارت آژانس متعهد میکند و رفع تحریمها نیز به حل موضوع هستهای گره خورده است. از نگاه آمریکا، رقیقسازی کف خواستههاست و واشینگتن در مذاکرات نهایی به دنبال محدودیتهای بیشتر خواهد بود.
مواد غنیشده؛ ماندن در ایران یا نابودی ذخایر؟ در متن جمهوری اسلامی تاکید شده که آمریکا ابتدا خواهان خروج مواد غنیشده از ایران بود، اما عقبنشینی کرده و پذیرفته این مواد در خاک ایران رقیقسازی شود.
مقامهای آمریکایی نیز پذیرفتند که حداقل روش، رقیقسازی در محل و تحت نظارت آژانس است، اما آن را به عنوان «نابودی ذخایر غنیشده» توصیف کردند. تفاوت اصلی در بار سیاسی تفسیر است: تهران آن را حفظ اصل حق و جلوگیری از انتقال مواد میداند؛ واشینگتن آن را پذیرش نابودی ذخایر از سوی ایران معرفی میکند.
رفع تحریمها؛ لغو جامع یا امتیاز مشروط؟ روایت جمهوری اسلامی میگوید در توافق نهایی همه تحریمها، بدون تفکیک موضوعی، لغو خواهد شد؛ از تحریمهای هستهای تا تروریسم، موشکی، پهپادی و حقوق بشری. همچنین متن روایت جمهوری اسلامی از امکان درآمد بیش از ۱۰ میلیارد دلار در دوره ۶۰ روزه از محل معافیتهای نفتی سخن میگوید.
در توضیح مقامهای آمریکایی، رفع تحریمها قطعی و فوری نیست. آنها تاکید کردند که بند تحریمها به بند هستهای متصل است و هر میزان رفع تحریم به میزان اجرای تعهدات [حکومت] ایران بستگی دارد. همچنین صدور معافیت نفتی را اقدامی موقت و قابل بازگشت دانستند که در صورت شکست مذاکرات میتواند متوقف و با فشارهای شدیدتر جایگزین شود.
داراییهای بلوکهشده؛ آزادسازی کامل یا آزادسازی مرحلهای؟ متن جمهوری اسلامی مدعی است آمریکا به آزادسازی کامل اموال بلوکهشده طی ۶۰ روز متعهد شده و حتی قطر ۱۲ میلیارد دلار را پس از امضای تفاهم در دسترس ایران قرار خواهد داد.
مقامهای آمریکایی اما گفتند [حکومت] ایران خواهان دسترسی به داراییها بلافاصله پس از امضا بود، ولی در نهایت پذیرفت که پولی دریافت نکند مگر در برابر اجرای تعهدات و نشان دادن رفتار مثبت. از نگاه آمریکا، داراییهای بلوکهشده اهرمی برای واداشتن ایران به اجرای تفاهم است، نه امتیازی فوری و تضمینشده.
برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی؛ تعهد مالی آمریکا یا مجوز سرمایهگذاری؟ در روایت جمهوری اسلامی، آمریکا متعهد شده با شرکای منطقهای طرحی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران ارائه کند و موانع انتقال منابع مالی آن را بردارد.
مقامهای آمریکایی این برداشت را رد کردند. آنها گفتند این بند آمریکا را متعهد به پرداخت حتی یک سنت به ایران نمیکند و فقط در صورت توافق نهایی و تغییر رفتار [حکومت] ایران، امکان صدور مجوز برای سرمایهگذاری کشورهای منطقه، مانند امارات، در ایران فراهم میشود. اختلاف اصلی اینجاست: تهران این بند را تعهد اقتصادی بزرگ آمریکا میداند؛ واشینگتن آن را صرفاً اجازه مشروط برای سرمایهگذاری دیگران معرفی میکند.
تنگه هرمز؛ تثبیت کنترل ایران یا عبور رایگان و بدون عوارض؟ متن جمهوری اسلامی بند تنگه هرمز را مهمترین بند تفاهمنامه معرفی کرده و میگوید واژههایی مانند «arrangements»، «best efforts» و «commercial vessels» به ایران امکان میدهد نظم و قواعد خود را بر عبور کشتیها اعمال کند، شناورها را طبقهبندی کند و پس از ۶۰ روز از آنها هزینه بگیرد.
اما مقامهای آمریکایی تاکید کردند که اصل مهم این بند، عبور ایمن و بدون هزینه کشتیهای تجاری برای ۶۰ روز است و کشورهای خلیج فارس هرگز با سازوکاری که عبور رایگان از تنگه را محدود کند موافقت نخواهند کرد. از نگاه آمریکا، این بند نشانه بازگشایی تنگه و توقف اخلال ایران است؛ از نگاه تهران، مقدمه تثبیت نقش مدیریتی ایران در تنگه هرمز.
لبنان و حزبالله؛ تضمین قدرت مقاومت یا مهار حزبالله؟ روایت جمهوری اسلامی میگوید آمریکا خواهان قطع رابطه [حکومت] ایران با گروههای مقاومت بود، اما این خواسته حذف شد و تفاهمنامه پایان جنگ علیه متحدان منطقهای ایران، بهویژه حزبالله، را پذیرفته است. متن تفسیر جمهوری اسلامی همچنین عبارت مربوط به حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را تضمینی برای خروج اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان میداند.
اما مقامهای آمریکایی توضیح دادند که [حکومت] ایران باید حزبالله را مهار کند و اگر حزبالله به اسرائیل حمله کند، اسرائیل حق پاسخ نظامی خواهد داشت. آنها همچنین گفتند موضوع لبنان در چارچوب مذاکرات مستقیم اسرائیل و لبنان دنبال میشود. بنابراین تهران بند لبنان را تثبیت جایگاه حزبالله میخواند، اما واشینگتن آن را ابزاری برای جلوگیری از حملات حزبالله و تقویت روند اسرائیل-لبنان میداند.
خروج نیروهای آمریکا؛ تعهد منطقهای یا بازگشت به وضعیت پیش از جنگ؟ جمهوری اسلامی خروج نیروهای آمریکایی از پیرامون ایران را نشانه «شکستن هیمنه آمریکا» و دستاورد راهبردی خود معرفی کرده است.
مقامهای آمریکایی تفسیر محدودتری ارائه کردند. آنها گفتند این بند فقط در صورت رسیدن به توافق نهایی اجرا میشود و معنای آن بازگرداندن آرایش نیروهای آمریکا به وضعیت پیش از آغاز درگیری است، نه خروج کامل آمریکا از منطقه. این تفاوت، یکی از مهمترین اختلافهای سیاسی در خوانش بند امنیتی تفاهمنامه است.
عدم مداخله؛ پایان حمایت آمریکا از اپوزیسیون یا اصل کلی حقوقی؟ متن جمهوری اسلامی بند عدم مداخله را پیروزی سیاسی میداند و آن را به معنای تضعیف جریانهای مخالف جمهوری اسلامی و پایان حمایت آمریکا از اپوزیسیون خارج از کشور تفسیر میکند.
اما مقامهای آمریکایی این بند را صرفاً یکی از اصول کلی و نسبتاً ساده تفاهمنامه معرفی کردند که چارچوب حقوقی احترام متقابل به حاکمیت را بیان میکند. آنها هیچ اشارهای به توقف حمایت از اپوزیسیون یا تغییر سیاست حقوق بشری آمریکا نکردند.
موشکها و نیروهای نیابتی؛ خروج کامل از دستورکار یا موضوع مرحله بعد؟ جمهوری اسلامی تاکید میکند که برنامه موشکی، پهپادی و حمایت از گروههای مقاومت کاملاً از دستورکار مذاکرات خارج شده است و فقط درباره بندهای تفاهمنامه مذاکره خواهد شد.
در مقابل، مقام آمریکایی گفت پس از موضوع هستهای، مساله ثبات منطقهای و تامین مالی نیروهای نیابتی نیز در مذاکرات مطرح خواهد شد. هرچند مقامهای آمریکایی نگفتند برنامه موشکی مستقیماً در متن تفاهمنامه آمده، اما روشن کردند که موضوع نیروهای نیابتی و ثبات منطقهای از نگاه واشینگتن حذف نشده است.
قطعنامه شورای امنیت؛ تضمین حقوقی کافی یا ابزار نهاییسازی مشروط؟ متن جمهوری اسلامی قطعنامه الزامآور شورای امنیت را بالاترین تضمین ممکن در حقوق بینالملل معرفی میکند، هرچند همزمان میگوید تضمین اصلی، قدرت جمهوری اسلامی است.
مقامهای آمریکایی نیز تایید کردند که توافق نهایی با قطعنامه الزامآور شورای امنیت پشتیبانی خواهد شد، اما آن را مربوط به مرحله بعد و منوط به دستیابی به توافق نهایی دانستند. اختلاف در اینجاست که تهران این بند را دستاورد حقوقی مهم میداند، در حالی که واشینگتن آن را سازوکاری مشروط برای مرحله نهایی معرفی میکند.
دو روایت از یک متن اختلاف اصلی دو روایت در این است که جمهوری اسلامی تفاهمنامه را سندی برای تثبیت پیروزی، گرفتن امتیازهای عینی از آمریکا و حفظ خطوط قرمز خود معرفی میکند. در مقابل، مقامهای آمریکایی آن را توافقی مقدماتی، مشروط و قابل بازگشت میدانند که هدف آن آزمودن رفتار [حکومت] ایران، محدود کردن برنامه هستهای، بازگشایی تنگه هرمز و حفظ اهرم فشار واشینگتن است.
در بسیاری از بندها، متن واحد به دو زبان سیاسی متفاوت تفسیر شده است: تهران بر «تعهدات آمریکا» و «دستاوردهای ایران» تاکید دارد؛ واشینگتن بر «مشروط بودن امتیازها»، «راستیآزمایی» و «حفظ گزینههای فشار». همین شکاف تفسیری میتواند در مرحله اجرای تفاهمنامه، به یکی از اصلیترین منابع تنش میان دو طرف تبدیل شود.
چند مقام ارشد دولت آمریکا در یک نشست توجیهی با خبرنگاران، همزمان با انتشار متن تفاهمنامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، جزئیات هر یک از بندهای این سند را تشریح کردند و کوشیدند به انتقادهای مطرحشده درباره مفاد آن پاسخ دهند.
آنها تاکید کردند که هیچیک از امتیازهای اقتصادی پیشبینیشده در این تفاهمنامه بدون اجرای تعهدات حکومت ایران عملی نخواهد شد و همه مراحل به صورت تدریجی، قابل راستیآزمایی و مشروط به رفتار تهران خواهد بود.
بند اول؛ پایان جنگ و آغاز چارچوبی برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی مقامهای آمریکایی در این نشست تاکید کردند که هدف اصلی این تفاهمنامه، پایان فوری درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد سازوکاری است که در آن هرگونه کاهش فشار بر حکومت ایران تنها در ازای تغییر رفتار جمهوری اسلامی انجام شود.
بر اساس بند نخست تفاهمنامه، ایالات متحده، جمهوری اسلامی ایران و متحدان آنها در جنگ جاری با امضای این سند، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها از جمله لبنان را اعلام میکنند و متعهد میشوند از آغاز هرگونه جنگ یا عملیات نظامی علیه یکدیگر خودداری کرده و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را محترم بشمارند. همچنین توافق نهایی قرار است این آتشبس دائمی را تثبیت کند.
به گفته مقامهای آمریکایی، برخلاف برخی روایتهای رسانهای، این بند هیچ تعهد تازهای برای واشینگتن ایجاد نمیکند، بلکه چارچوبی طراحی شده است که هرگونه گشایش اقتصادی در آینده تنها در صورتی اتفاق بیفتد که حکومت ایران به تعهدات خود عمل کند.
بند دوم؛ احترام متقابل به حاکمیت مقامهای آمریکایی این بند را یکی از سادهترین بخشهای تفاهمنامه توصیف کردند و گفتند هدف آن ایجاد پایهای برای کاهش تنشهای دوجانبه است.
در این بند، دو کشور متعهد میشوند به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند.
به گفته آنها، این بند بیش از آنکه تعهد عملیاتی جدیدی ایجاد کند، چارچوب حقوقی مذاکرات آینده را مشخص میکند.
بند سوم؛ ضربالاجل ۶۰ روزه برای توافق نهایی مقامهای آمریکایی تاکید کردند که تفاهمنامه، خود توافق نهایی نیست و هر یک از طرفین تا زمان دستیابی به توافق جامع میتوانند از مذاکرات خارج شوند.
بر اساس این بند، دو طرف متعهد میشوند حداکثر ظرف ۶۰ روز - با امکان تمدید از طریق توافق متقابل - مذاکرات را به پایان رسانده و توافق نهایی را امضا کنند.
به گفته آنها، این بازه زمانی برای جلوگیری از فرسایشی شدن مذاکرات در نظر گرفته شده و اگر مشخص شود حکومت ایران صرفاً در حال وقتکشی است، آمریکا روند مذاکرات را متوقف خواهد کرد.
بند چهارم؛ رفع تدریجی محاصره دریایی مقامهای آمریکایی تاکید کردند که این بند به معنای خروج فوری نیروهای آمریکا از منطقه نیست.
مطابق این بند، ایالات متحده بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه روند رفع محاصره دریایی ایران را آغاز میکند و ظرف ۳۰ روز آن را تکمیل خواهد کرد. همچنین آمریکا متعهد میشود ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مجاورت ایران خارج کند.
به گفته مقامهای آمریکایی، منظور از این بند صرفاً بازگرداندن آرایش نظامی آمریکا به وضعیت پیش از آغاز جنگ است و این اقدام تنها در صورت رسیدن به توافق نهایی انجام خواهد شد.
بند پنجم؛ عبور رایگان کشتیها از تنگه هرمز مقامهای آمریکایی این بند را یکی از مهمترین دستاوردهای تفاهمنامه توصیف کردند و گفتند حکومت ایران عملاً پذیرفته است برای ۶۰ روز هیچ عوارضی از کشتیهای تجاری دریافت نکند.
بر اساس این بند، ایران متعهد میشود عبور ایمن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هزینه میان خلیج فارس و دریای عمان تضمین کند و همزمان با عمان و سایر کشورهای ساحلی درباره مدیریت آینده تنگه هرمز گفتوگو کند.
به گفته آنها، نشانههای اولیه اجرای این تعهد حتی پیش از امضای رسمی توافق نیز مشاهده شده و برای نخستین بار طی حدود صد روز گذشته، حکومت ایران حملهای به کشتیهای عبوری انجام نداده است. آنها کاهش قیمت نفت را نیز یکی از پیامدهای همین تحول دانستند و پیشبینی کردند کشورهای منطقه نیز با هرگونه سازوکاری که عبور رایگان از تنگه را محدود کند مخالفت خواهند کرد.
بند ششم؛ برنامه ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی ایران مقامهای آمریکایی تاکید کردند که برخلاف برخی برداشتها، این بند آمریکا را متعهد به پرداخت هیچ پولی به ایران نمیکند.
بر اساس این بند، آمریکا با همکاری شرکای منطقهای برنامهای حداقل ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران تدوین خواهد کرد و سازوکار اجرای آن در توافق نهایی مشخص میشود.
به گفته آنها، نقش آمریکا صرفاً فراهم کردن امکان سرمایهگذاری و صدور مجوزهای لازم خواهد بود و اگر حکومت ایران به تعهدات خود عمل کند، کشورهای دیگر خواهند توانست در پروژههای اقتصادی ایران سرمایهگذاری کنند. مقامهای آمریکایی تاکید کردند که این بند صرفاً امکان کاهش تحریمها برای تسهیل چنین سرمایهگذاریهایی را فراهم میکند و به معنای اختصاص منابع مالی آمریکا به ایران نیست.
بند هفتم؛ رفع تحریمها، مشروط به اجرای تعهدات هستهای مقامهای آمریکایی گفتند مهمترین سوءبرداشت درباره تفاهمنامه این است که تصور شود همه تحریمها بلافاصله لغو خواهند شد.
بر اساس این بند، آمریکا متعهد میشود در چارچوب توافق نهایی و طبق جدول زمانی مورد توافق، تحریمهای مرتبط با ایران، از جمله تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا و محدودیتهای بینالمللی را لغو کند.
اما مقامهای آمریکایی تاکید کردند که این بند به صورت مستقیم به بند هشتم گره خورده و هیچ رفع تحریمی بدون اجرای تعهدات هستهای ایران انجام نخواهد شد.
بند هشتم؛ تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده به گفته مقامهای آمریکایی، این بند مهمترین دستاورد مذاکرات برای واشینگتن محسوب میشود.
در این بند، جمهوری اسلامی بار دیگر اعلام میکند که به دنبال تولید یا دستیابی به سلاح هستهای نخواهد رفت و دو طرف توافق میکنند درباره نحوه تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده و سایر موضوعات هستهای مذاکره کنند. حداقل اقدام مورد توافق، رقیقسازی ذخایر اورانیوم در داخل ایران تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی است.
مقامهای آمریکایی گفتند برخلاف ادعای برخی رسانههای ایرانی، موضوع هستهای به طور کامل در متن تفاهمنامه گنجانده شده است. آنها همچنین تاکید کردند که رقیقسازی تنها «حداقل» تعهد ایران است و آمریکا در مذاکرات نهایی به دنبال محدودیتهای گستردهتر، بازرسیهای شدیدتر و برچیدن بخشهای بیشتری از برنامه هستهای خواهد بود.
بند نهم؛ توقف تحریمهای جدید و آغاز معافیت صادرات نفت مقامهای آمریکایی تاکید کردند که این بند به معنای لغو کامل تحریمهای نفتی ایران نیست، بلکه صرفاً آغاز یک دوره موقت برای حفظ وضعیت موجود و فراهم کردن فضای مذاکرات است.
بر اساس این بند، تا زمان دستیابی به توافق نهایی، حکومت ایران متعهد میشود وضعیت فعلی برنامه هستهای خود را حفظ کند و آمریکا نیز هیچ تحریم جدیدی اعمال نکند و نیروی نظامی تازهای به منطقه اعزام نکند. همچنین وزارت خزانهداری آمریکا موظف خواهد بود مجوزهای لازم برای صادرات نفت خام، فرآوردههای نفتی، خدمات بانکی، بیمه و حملونقل مرتبط با صادرات نفت ایران را صادر کند.
در توضیح این بند، مقامهای آمریکایی گفتند سیاست تحریمهای نفتی در سالهای اخیر عملاً بیش از آنکه به ایران آسیب بزند، به نفع چین تمام شده بود؛ زیرا پکن نفت ایران را با تخفیفهای قابل توجه خریداری میکرد. به گفته آنها، صدور این معافیتها ضمن افزایش شفافیت در تجارت نفت ایران، موجب کاهش قیمت جهانی نفت نیز خواهد شد. آنها تاکید کردند اگر مذاکرات ظرف ۶۰ روز شکست بخورد، آمریکا همچنان توانایی بازگرداندن کامل تحریمها و حتی تشدید آنها را حفظ خواهد کرد.
بند دهم؛ مرحله حفظ وضعیت موجود هرچند متن قرائتشده در نشست به دلیل اشکالات نسخه پیادهشده، شمارهگذاری دقیقی برای این بند نداشت، اما مقامهای آمریکایی توضیح دادند که هدف این مرحله جلوگیری از هرگونه اقدام تحریکآمیز از سوی دو طرف تا زمان آغاز مذاکرات نهایی است.
به گفته آنها، این دوره انتقالی فرصتی ایجاد میکند تا بدون تشدید تنش، مذاکرات درباره مسائل اصلی، بهویژه پرونده هستهای، آغاز شود.
بند یازدهم؛ آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران مقامهای آمریکایی این بند را یکی از بحثبرانگیزترین بخشهای تفاهمنامه دانستند، اما تاکید کردند که حکومت ایران با خواسته اولیه خود برای دسترسی فوری به داراییهای بلوکهشده موافقت آمریکا را به دست نیاورده است.
بر اساس این بند، آمریکا متعهد میشود پس از اجرای تفاهمنامه، امکان استفاده از داراییها و منابع مالی مسدودشده ایران را فراهم کند و دو طرف در جریان مذاکرات درباره نحوه آزادسازی این منابع توافق خواهند کرد.
به گفته مقامهای آمریکایی، تفاوت اساسی میان خواسته اولیه ایران و متن نهایی این است که تهران تنها پس از اجرای تعهدات خود و نشان دادن آنچه واشینگتن «رفتار مثبت» مینامد، به بخشی از این داراییها دسترسی خواهد یافت. آنها تاکید کردند این منابع متعلق به ایران است، اما دسترسی به آنها به عنوان اهرمی برای تضمین اجرای تعهدات تهران طراحی شده است.
بند دوازدهم؛ ایجاد سازوکار نظارت بر اجرای توافق مقامهای آمریکایی اعلام کردند که تجربه توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نشان داده است صرف امضای توافق برای تضمین اجرای آن کافی نیست.
بر اساس این بند، دو طرف توافق کردهاند سازوکاری اجرایی برای نظارت بر اجرای تفاهمنامه و همچنین پایبندی طرفین به توافق نهایی ایجاد کنند.
به گفته آنها، این سازوکار علاوه بر نظارت بر اجرای تعهدات، ابزارهای لازم برای راستیآزمایی و پیگیری نقض احتمالی توافق را نیز در بر خواهد گرفت.
بند سیزدهم؛ آغاز مذاکرات توافق نهایی مقامهای آمریکایی گفتند اجرای برخی تعهدات اولیه، پیششرط ورود به مذاکرات اصلی خواهد بود.
طبق این بند، پس از آغاز اجرای بندهای مشخصی از تفاهمنامه، دو طرف مذاکرات درباره سایر بخشهای توافق نهایی را آغاز خواهند کرد.
به گفته آنها، این ساختار مرحلهبندیشده باعث میشود هیچیک از طرفین همه امتیازهای خود را در ابتدای مسیر واگذار نکند و اجرای هر مرحله به پیشرفت مرحله قبل وابسته باشد.
بند چهاردهم؛ تضمین شورای امنیت آخرین بند تفاهمنامه پیشبینی میکند که توافق نهایی با تصویب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل رسمیت پیدا کند.
مقامهای آمریکایی توضیح دادند که هدف از این بند، تبدیل توافق نهایی به سندی دارای پشتوانه حقوق بینالمللی و ایجاد ضمانت اجرایی بیشتر برای اجرای تعهدات دو طرف است.
پاسخ به انتقادها؛ «تفاهمنامه هیچ امتیاز رایگانی به ایران نمیدهد» بخش قابل توجهی از نشست توجیهی به پاسخ دادن به انتقادهایی اختصاص یافت که در روزهای گذشته درباره این تفاهمنامه مطرح شده بود.
مقامهای آمریکایی بارها تاکید کردند برخلاف برخی گزارشها، تفاهمنامه نه تنها موضوع هستهای را کنار نگذاشته، بلکه برای نخستین بار ایران را متعهد کرده است درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده مذاکره کند و حداقل آنها را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی رقیقسازی کند.
آنها همچنین گفتند هیچیک از امتیازهای اقتصادی پیشبینیشده در این سند، از جمله کاهش تحریمها یا آزادسازی داراییهای بلوکهشده، بدون اجرای تعهدات ایران عملی نخواهد شد و همه این اقدامات مرحلهای، قابل راستیآزمایی و برگشتپذیر طراحی شدهاند.
«رفتار خوب ایران»؛ معیار واشینگتن برای اجرای تدریجی توافق
در پاسخ به پرسشی درباره اینکه دولت ترامپ بر چه اساسی «رفتار خوب» ایران را ارزیابی خواهد کرد، مقامهای آمریکایی گفتند مبنای این ارزیابی صرفاً اظهارات سیاسی نخواهد بود، بلکه بر اساس تعاملات مستمر، اقدامات عملی و میزان پایبندی تهران به تعهداتش انجام خواهد شد.
به گفته این مقامها، پس از امضای تفاهمنامه، ارتباط میان دو طرف از طریق کانالهای مختلف تقریباً به صورت روزانه و در برخی موارد به صورت ساعتی ادامه خواهد داشت. آنها اذعان کردند که میان دو کشور همچنان اعتماد اندکی وجود دارد، اما تاکید کردند که در جریان جنگ و مذاکرات اخیر، کانالهای ارتباطی تازهای در سطوح مختلف میان دولت آمریکا و مقامهای ایرانی شکل گرفته است.
به گفته مقامهای آمریکایی، برخلاف گذشته که ارتباطات عمدتاً از مسیرهای رسمی و غیرمستقیم، از جمله از طریق عمان، انجام میشد، اکنون گفتوگوها مستقیمتر شده و تماسهایی در سطوح مختلف، از جمله با مقامهای ارشد جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران و برخی شخصیتهای مذهبی برقرار شده است.
آنها همچنین گفتند هر دو طرف انتظارات و خواستههای خود را به طور شفاف مطرح کردهاند و هدف از این ارتباطات مستمر، سنجش میزان پایبندی حکومت ایران به تعهدات، ایجاد اعتماد تدریجی و ارزیابی امکان دستیابی به توافقی است که بتواند روابط تهران و واشینگتن و همچنین جایگاه ایران در منطقه و جهان را تغییر دهد.
راستیآزمایی؛ «برجام کف استاندارد خواهد بود» در پاسخ به پرسشی درباره نحوه راستیآزمایی اجرای توافق، مقامهای آمریکایی اعلام کردند که همکاری نزدیکی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نظر گرفته شده است.
به گفته آنها، استانداردهای نظارتی توافق هستهای سال ۲۰۱۵ تنها نقطه آغاز خواهد بود و واشینگتن به دنبال پروتکلهای نظارتی سختگیرانهتر است. آنها همچنین گفتند آمریکا از توان اطلاعاتی و ظرفیتهای فنی خود برای نظارت بر اجرای تعهدات ایران استفاده خواهد کرد و هیچ بخشی از توافق بر پایه اعتماد متقابل بنا نشده است.
لبنان و حزبالله؛ آتشبس به معنای مصونیت حزبالله نیست در بخش دیگری از نشست، مقامهای آمریکایی درباره بند مربوط به لبنان توضیح دادند که این تفاهمنامه به معنای توقف حق دفاع اسرائیل نیست.
به گفته آنها، حکومت ایران باید نفوذ خود بر حزبالله را برای جلوگیری از حملات این گروه به کار گیرد و اگر حزبالله به اسرائیل حمله کند، اسرائیل همچنان حق پاسخ نظامی خواهد داشت.
مقامهای آمریکایی همچنین ابراز امیدواری کردند که مذاکرات مستقیم میان لبنان و اسرائیل، که همزمان در جریان است، بتواند به کاهش تنشهای مرزی و افزایش ثبات منطقه کمک کند.
اسرائیل؛ در جریان مذاکرات بوده اما همچنان تردید دارد در پاسخ به پرسشی درباره موضع اسرائیل، مقامهای آمریکایی گزارشهای منتشرشده درباره بیاطلاعی دولت اسرائیل از متن تفاهمنامه را رد کردند.
آنها گفتند واشینگتن در تمام مراحل مذاکرات، مقامهای اسرائیلی را در جریان روند گفتوگوها قرار داده و به طور مرتب با آنها مشورت کرده است.
به گفته این مقامها، دولت اسرائیل معتقد است اگر ایران همه تعهدات مطرحشده را اجرا کند، نتیجه مذاکرات میتواند دستاوردی تاریخی باشد، هرچند همچنان نسبت به پایبندی تهران به این تعهدات تردید جدی وجود دارد.
آینده مذاکرات؛ آزمونی ۶۰ روزه برای جمهوری اسلامی در پایان نشست، مقامهای آمریکایی تاکید کردند که تفاهمنامه صرفاً نقطه آغاز مذاکرات است و تا زمان دستیابی به توافق نهایی، هر یک از طرفین میتواند از روند گفتوگوها خارج شود.
آنها گفتند دولت آمریکا تلاش خواهد کرد ظرف ۶۰ روز تکلیف مذاکرات روشن شود و اگر مشخص شود حکومت ایران صرفاً در حال خریدن زمان است یا به تعهدات خود عمل نمیکند، واشینگتن به سرعت مسیر مذاکرات را متوقف کرده و فشارهای اقتصادی و سایر گزینههای خود را دوباره به کار خواهد گرفت.
به گفته مقامهای آمریکایی، از نگاه واشینگتن، هدف اصلی این روند همچنان جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای است و همه امتیازهای پیشبینیشده در تفاهمنامه نیز به تحقق همین هدف وابسته خواهد بود.