اسماعیل خانبابا، معترض مجروح دزفولی، پیش از انتقال به بیمارستان دوباره بازداشت شد
اسماعیل خانبابا، شهروند معترض اهل دزفول که در جریان انقلاب ملی ایرانیان دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک ماموران مجروح شده بود، پس از آزادی موقت از زندان دزفول برای ادامه درمان، بار دیگر از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، خانواده خانبابا پس از پیگیریهای گسترده موفق شدند وثیقهای ۲۰ میلیارد تومانی برای آزادی موقت او تامین کنند تا روند درمان جراحاتش در بیمارستان ادامه یابد.
با این حال، نیروهای امنیتی اسماعیل خانبابا را پس از آزادی از زندان دزفول بار دیگر بازداشت کردند.
تاکنون اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت جسمانی اسماعیل خانبابا منتشر نشده است.
متن توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا، با خشم و ناامیدی گسترده شهروندان مواجه شده است. شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی، این سند را در بهبود وضعیت مردم بیاثر خواندند و آن را مصداق نادیده گرفتن کشتار معترضان از سوی حکومت توصیف کردند.
بسیاری از پیامها با انتقاد از نادیده گرفته شدن مطالبات مردم ایران در روند مذاکرات همراه شده و شماری از شهروندان نیز گفتند تجربه سالهای گذشته باعث شده امیدی به بهبود وضعیت معیشتی در سایه این توافق نداشته باشند.
ناامیدی از ترامپ و جامعه جهانی
بخش قابل توجهی از پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال متوجه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در ماههای اخیر درباره جمهوری اسلامی است.
برخی از مخاطبان گفتند ترامپ با آغاز اعتراضات دیماه و پس از آن، بارها از «کمک به مردم» صحبت کرده و از کشتهشدگان اعتراضات و حمایت از مطالبات آنان سخن به میان آورده بود، اما در نهایت توافقی حاصل شد که به گفته این شهروندان، جایی برای حقوق بشر و خواستههای مردم ایران در آن دیده نمیشود.
یکی از مخاطبان نوشت: «ترامپ یک تاجر است که در درجه اول سود و منفعت خود و کشورش را میبیند و برایش اهمیتی ندارد در ایران چه اتفاقاتی افتاده یا در آینده خواهد افتاد.»
به گفته او، این تفاهمنامه با «پا گذاشتن بر خون هزاران فرزند ایران» امضا شده است.
شهروند دیگری نوشت: «آقای ترامپ، خیانت شما چنان در قلب و ذهنمان ماند که اگر روزی آمریکا به یاری مردم ایران نیاز داشته باشد، هرگز حتی یک نفر سمتتان نخواهد آمد.»
مخاطب دیگری هم گفت: «جاویدنام دادیم، قحطی و فقر بیشتر را تحمل کردیم، جنگ شد، بیشتر از آرزوهایمان دور شدیم، آسیب دیدیم، به ناحق کشته شدیم، اما اورانیوم هدف اصلی بود. در این چند بند توافقنامه، هیچ حرفی از مردم ایران به میان نیامد.»
یک مقام ارشد دولت آمریکا چهارشنبه ۲۷ خرداد متن سند ۱۴ مادهای تفاهم آمریکا و جمهوری اسلامی را قرائت کرد. سندی که مفاد مربوط به بازگشایی تنگه هرمز، کاهش برخی محدودیتهای مالی علیه جمهوری اسلامی و همچنین انتظارات مربوط به رسیدگی به برنامه هستهای ایران در مذاکرات فنی آینده را مشخص میکند.
انتشار بخشهایی از این متن در رسانهها بازتابی بسیار گسترده یافت و انتقادهایی از رییسجمهوری آمریکا را در پی داشت.
شماری از مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهای خود به نقش محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، در روند مذاکرات و توافق میان جمهوری اسلامی و آمریکا اشاره کردند.
نقش قالیباف بهعنوان رییس هیات مذاکره کننده در دور پیشین مذاکرات به میانجیگری پاکستان، قبلا نیز واکنشبرانگیز شده بود.
از جمله مواردی که طی ماههای اخیر در خصوص این چهره سیاسی مطرح میشود، نقش او در حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ است.
شماری از مخاطبان با یادآوری سابقه قالیباف در سرکوب اعتراضات دانشجویی، نسبت به قرار گرفتن او در جایگاه مذاکره و توافق، انتقاد کردند.
یکی از شهروندان خطاب به ترامپ نوشت: «قالیباف همان کسی است که دانشجویان را با چشم و دست بسته از بالای ساختمان به پایین پرت کرد.»
او ادامه داد ترامپ باید دستکم بداند با چه کسی عکس یادگاری میگیرد و توافق میکند.
مخاطبی هم قالیباف را به «معامله با آمریکا و اسرائیل» متهم کرد و گفت او تمام خاندان خامنهای و سران مهم را «به کشتن داد تا کودتا کند».
او خطاب به حامیان حکومت یادآور شد پس از توافق نیز قالیباف حذف فیزیکی سران جریان پایداری و تندروها را آغاز میکند.
مخاطب دیگری با اشاره به سخنان قالیباف درباره اقتصاد ایران نوشت: «آقای قالیباف، در همین بخش سخنرانی که به معیشت مردم اختصاص داشت و به مردم وعده دادی، باز هم چندین برابر از لبنان حرف زدی و گفتی اولین بند توافقنامه، لبنان است.»
در پیام دیگری هم مخاطبی با اشاره به سخنان قالیباف در خصوص «آبادانی ایران» نوشت: «هرچه در ۴۷ سال گذشته ساختی، الان هم میسازی. در شهرداری هم پولهایی که باید برای عمران و آبادی شهر خرج میکردی، به نیروی قدس سپاه اختصاص دادی.»
پولها آزاد میشود اما سهم مردم چیست؟
در کنار مباحث سیاسی، شماری از مخاطبان نیز نسبت به تاثیر توافق بر وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ابراز تردید کردند.
آنها معتقدند بهدنبال دوران طولانی تحریم، جنگ و سپس آتشبسی که بیش از گذشته معیشت مردم را در تعلیق نگه داشته، در کنار تعطیلی کسبوکارها و تعدیل گسترده نیرو، به نظر نمیرسد گشایشی اقتصادی به نفع مردم رخ دهد.
یکی از مخاطبان نوشت تا زمانی که مردم حتی توان خرید اقلام ضروری زندگیشان را ندارند و گرانی بیداد میکند، اینکه توافق به سرانجام برسد یا نه، تفاوتی ایجاد نخواهد کرد.
شهروند دیگری هم این توافق را «برجام پرو» خواند و گفت امضای تفاهمنامه به اندازهای غیرقابل باور است که گویی ترامپ ترکیبی از کارتر، اوباما و بایدن، روسایجمهوری پیشین آمریکا، بوده است.
یکی از مخاطبان نیز با اشاره به آزادسازی احتمالی منابع مالی ایران پرسید: «چه تضمینی وجود دارد آزادسازی پول بلوکهشدهای که ترامپ گفته، منجر به بهبود معیشت ۹۰ میلیون ایرانی شود؟»
امید به مردم، نه توافق
شماری از مخاطبان نیز در پیامهایشان بر ادامه مسیر تغییر و ناامید نشدن از آینده تاکید کردند.
شهروندی ساکن مشهد از مردم خواست صبور باشند، چرا که به باور او، با اتحاد میتوان تغییر حکومت را میسر کرد.
برخی مخاطبان هم معتقدند توافق اخیر نباید باعث ناامیدی شود و سرنوشت ایران نه در توافق میان دولتها، بلکه در تصمیم و اراده خود مردم رقم خواهد خورد.
مخاطبی در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت مردم ایران برای آزادی کشورشان فقط باید بر اتحاد و همت خودشان حساب کنند، زیرا که هیچ کشور دیگری به فکر منافع آنها نیست.
پس از ۴۰ روز جنگ و ماهها تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی، توافق میان دو کشور با امضای از راه دور دونالد ترامپ، مسعود پزشکیان و شهباز شریف، رسمیت یافت.
مریم رحمتی، خبرنگار ایراناینترنشنال، از واکنشها در آمریکا به این توافق میگوید.
دیدار ایران و نیوزیلند در جام جهانی تنها یک مسابقه فوتبال نبود، بلکه نمایی نادر از زخمها و شکافهای عمیقی بود که بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از کشور با خود حمل میکنند.
در حالی که ایران در ورزشگاه سوفای در شهر اینگلوود ایالت کالیفرنیا دو بار عقب افتاد و در نهایت بازی را با تساوی ۲-۲ به پایان رساند، هواداران به دلایل متفاوتی برای گلها شادی میکردند. برخی هر حمله ایران را تشویق میکردند و برخی دیگر آشکارا علیه تیمی طرفداری میکردند که آن را جداییناپذیر از جمهوری اسلامی میدانند.
این واکنشهای دوگانه بازتابدهنده پرسشی بود که از ۱۸ و ۱۹ دی، زمانی که جمهوری اسلامی سرکوب سراسری معترضان ضد حکومت را آغاز کرد و به کشته شدن دهها هزار غیرنظامی بیسلاح انجامید، بیش از پیش حساس و مناقشهبرانگیز شده است: آیا میتوان از تیم ملی حمایت کرد، بدون آنکه از حکومتی که این تیم نماینده آن است حمایت شود؟
آسیبهای روحی ناشی از آن رویدادها همچنان بسیار فراتر از مرزهای ایران بازتاب دارد.
در ورزشگاه سوفای یکی از هواداران پیراهنی سفارشی با عدد «۸-۹» بر تن داشت؛ اشارهای که برای بسیاری از ایرانیان بلافاصله یادآور مرگبارترین دو شب تاریخ معاصر ایران (هشتم و نهم ژانویه ۲۰۲۶) بود.
نازنین نور، بازیگر و فعال مدنی، به ایران اینترنشنال گفت: «به ایرانی بودنم افتخار میکردم، اما مجموعهای از احساسات متناقض را با خود داشتم؛ در حالی که سنگینی همه کارهایی که حکومت انجام داده و رنجی که مردم تحمل کردهاند را احساس میکردم.»
نور گفت که با وجود احساسات متضادش در نهایت تصمیم گرفت در مسابقه حضور پیدا کند، زیرا حکومت چیزهای زیادی را از ایرانیان سراسر جهان گرفته است و او نمیخواست اجازه دهد لذت فوتبال نیز از او سلب شود.
او گفت: «فکر میکنم احساسات همه از درد، آسیبهای روحی و همه چیزهایی که نه فقط در چند ماه گذشته بلکه در طول ۴۷ سال گذشته دیدهایم تاثیر گرفته است. منطقی است که همه احساس کنند در دورهای بسیار عجیب قرار داریم، اما همچنان زمانی است که میتوانیم به هویت خود و جایی که از آن آمدهایم افتخار کنیم.»
تیمی که بار اضافهای بر دوش دارد
از زمان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، بازیکنان تیم ملی همواره زیر ذرهبین بودهاند که آیا سرود ملی را میخوانند، با مقامهای حکومتی دیدار میکنند یا به صورت علنی از معترضان حمایت میکنند.
حامیان و منتقدان هر دو، بیش از گذشته تیم ملی را از دریچه سیاست میبینند، زیرا این تیم به طور رسمی نماینده جمهوری اسلامی است.
در حالی که برخی بازیکنان و مقامهای فدراسیون فوتبال همسویی خود با حکومت را نشان دادهاند، برخی دیگر به دلیل ابراز همبستگی با اعتراضات ضد حکومتی یا خودداری از خواندن سرود ملی با فشار مواجه شدهاند.
محمدرشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی ایران، از اوایل اسفند سال گذشته پس از انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی در یک پست اینستاگرامی، در بازداشت حکومت به سر میبرد.
برای بسیاری از ایرانیان، پرونده او یادآور دیگری است از این واقعیت که حتی ورزشکاران سرشناس نیز ممکن است به دلیل ابراز مخالفت، با پیامدهای سنگین و حتی مرگ روبهرو شوند.
هالی دگرس، پژوهشگر ارشد موسسه واشینگتن، گفت: «ما فاصله زیادی با جامهای جهانی گذشته داریم؛ زمانی که صرفنظر از سیاست، ایرانیان داخل کشور و سراسر جامعه مهاجرانی پشت تیم ملی متحد بودند.»
شاید این اتحاد در سال ۱۹۹۸ به بهترین شکل نمایان شد؛ زمانی که پیروزی ایران برابر آمریکا موجی از جشن و شادی را از تهران تا لسآنجلس به راه انداخت.
افتخار و اعتراض
پیش از آغاز مسابقه، صدها معترض در بیرون ورزشگاه سوفای تجمع کردند و در شهری که یکی از بزرگترین جوامع مهاجر ایرانی جهان را در خود جای داده است، پلاکاردهای ضد حکومتی و پرچم شیر و خورشید را به اهتزاز درآوردند.
با وجود ممنوعیت پرچم شیر و خورشید از سوی فیفا، ویدیوهای منتشرشده در فضای مجازی نشان میداد که شمار زیادی از هواداران این پرچم را در داخل ورزشگاه به نمایش گذاشتهاند.
مرسده شاهینکار، فعال مدنی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پس از شلیک مستقیم نیروهای امنیتی به چشمش بینایی یک چشم خود را از دست داد، نیز در میان حاضران بود. شاهینکار که بعدها از ایران خارج شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، با پرچم شیر و خورشید در ورزشگاه حاضر شد.
شاهینکار در داخل و خارج ورزشگاه با حامیان جمهوری اسلامی روبهرو شد؛ جایی که تنشها گاهی به درگیریهای لفظی کشیده میشد و برخی تماشاگران هوادارانی را که پرچم کنونی جمهوری اسلامی را حمل میکردند «تروریست» مینامیدند.
او در برخی لحظات به حفره خالی چشم خود اشاره میکرد؛ یادآوری تلخی از بهایی که بسیاری از ایرانیان برای مخالفت با حکومت پرداختهاند.
نیروهای نظامی در جریان سرکوب تجمع اعتراضی زنان بلوچ در روستای پشموکی شهرستان فاریاب استان کرمان، دستکم هفت زن را مجروح و شش تن، از جمله سه زن را بازداشت کردند. معترضان نسبت به نحوه واگذاری و بهرهبرداری از معدن کرومیت و محروم ماندن مردم بومی از منافع آن اعتراض داشتند.
وبسایت حقوق بشری حالوش گزارش داد چهارشنبه ۲۷ خرداد، نیروهای نظامی با یورش به تجمع اعتراضی ساکنان روستای پشموکی از توابع شهرستان فاریاب استان کرمان، زنان و شهروندان بلوچ معترض را مورد ضربوجرح قرار دادند.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد نیروهای حاضر در محل با استفاده از باتوم، مشت و لگد به سمت معترضان هجوم برده و آنان را مورد ضربوجرح قرار دادهاند.
به گزارش حالوش، این تجمع برای دومین روز متوالی و در اعتراض به نحوه واگذاری و بهرهبرداری از معدن کرومیت منطقه برگزار شد.
معترضان میگویند امتیاز بهرهبرداری از این معدن که یکی از منابع مهم اقتصادی منطقه به شمار میرود، در اختیار افراد دارای نفوذ قرار گرفته و مردم بومی از منافع آن محروم ماندهاند.
ریشه اعتراض به معدن؛ تصاحب زمینها، بیکاری و نبود شفافیت
مهدی نخلاحمدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اعتراضهای اخیر تنها به روزهای گذشته محدود نمیشود و ریشه در مشکلات چند دههای ساکنان منطقه دارد.
او با اشاره به تصاحب زمینهای شهروندان از سوی دولت، گفت برخی از ساکنان این مناطق حتی اسناد مالکیت داشتهاند، اما زمینهایشان به عنوان اراضی ملی در اختیار بهرهبرداران معدنی قرار گرفته و بدون جبران خسارت یا امکان پیگیری حقوقی، از دسترس آنها خارج شده است.
نخلاحمدی همچنین گفت مردم محلی از نبود شفافیت درباره بهرهبرداران معدن کرومیت فاریاب انتقاد دارند و میگویند با وجود الزامهای قانونی، از فرصتهای شغلی ایجادشده در این معادن سهمی نداشتهاند.
او افزود قوانین جمهوری اسلامی بر استفاده از نیروی کار بومی و اختصاص بخشی از درآمد معادن به توسعه مناطق محل فعالیت، جبران خسارتهای زیستمحیطی و توسعه زیرساختها تاکید دارد، اما به گفته معترضان، این الزامات اجرا نشده و سهمی از منافع اقتصادی معادن به ساکنان منطقه نرسیده است.
حالوش گزارش داد در جریان یورش نیروهای نظامی، دستکم هفت زن بلوچ به نامهای ثریا حوت، معصومه حوت، مینا حوت، دورخاتون حوت، صفیه بامری، ماهنور بامری و بیبیناز بامری مجروح شدند.
همچنین شش شهروند به نامهای مرضیه حوت، ماهبیبی حوت، صمیه بامری، علیبخش بامری، رضا بیگبامری و انور حوت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به گفته منابع حالوش، بازداشتشدگان پس از انتقال به مکان نامعلوم، از دسترس خانوادههای خود خارج شدهاند و تا زمان انتشار این گزارش، اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری آنان در دست نیست.
تداوم برخوردهای خشونتآمیز با زنان بلوچ
سهشنبه نیز شماری از زنان بلوچ روستای پشموکی با تجمع در مقابل معدن، خواستار پاسخگویی مسئولان درباره نحوه واگذاری آن شده بودند.
آنان با انتقاد از بیتوجهی مقامهای حکومتی، پرسیده بودند: «ما فقط میخواهیم بدانیم عدالت کجاست؟»
این دومین مورد برخورد خشونتآمیز با زنان بلوچ در اعتراضات مرتبط با بهرهبرداری از معادن در کمتر از ۲۴ ساعت گذشته است.
شامگاه ۲۶ خرداد، نیروهای انتظامی و عوامل مرتبط با معدن طلای تفتان در روستای سرسیاه شهرستان تفتان به تجمع زنان معترض یورش بردند.
در جریان آن حمله، بیبینور ریگی کوته، زن بلوچ ۵۵ ساله، بر اثر ضربات قنداق اسلحه از ناحیه سر مجروح شد.
سایت حقوقی دادبان نیز در واکنش به برخورد نیروهای نظامی با معترضان نوشت شهروندان بر اساس قانون حق دارند مطالبات و اعتراضات خود را بهصورت مسالمتآمیز مطرح کنند و نیروهای انتظامی نیز موظفاند در چارچوب قانون و با رعایت اصل تناسب عمل کنند.
دادبان تاکید کرد ضربوجرح معترضان، بهویژه زنان، نهتنها فاقد مبنای قانونی است، بلکه در صورت احراز، میتواند مشمول عناوین مجرمانهای چون ایراد صدمه بدنی عمدی، ضرب و جرح و سوءاستفاده از مقام و اختیارات اداری شود.
این نهاد همچنین با استناد به موازین حقوق بشری، استفاده از خشونت علیه معترضان مسالمتجو و رفتارهای تحقیرآمیز و توهینآمیز با آنان را نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق بنیادین شهروندان دانست.
یورش به معترضان در پشموکی و تفتان، بار دیگر نحوه برخورد حکومت با مطالبات مدنی ساکنان بلوچ درباره حق بهرهمندی از منابع منطقه، اشتغال و شفافیت در نحوه واگذاری و بهرهبرداری از معادن را در کانون توجه قرار داده است.
پرستو احمدی و هشت تن از نوازندگان و دستاندرکاران «کنسرت کاروانسرا» از سوی دادگاه قم، هر یک به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم شدند. مسیح علینژاد این حکم را «قرون وسطایی» و «انتقامجویی آشکار» جمهوری اسلامی از صدای یک زن توصیف کرد.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، در دادنامه صادرشده از سوی محمد شیری، رییس شعبه ۱۲۲ دادگاه کیفری دو شهرستان قم، علاوه بر احمدی، سهیل فقیهنصیری، امیرعلی پیرنیا، محمدامین طاهری، احسان غلامی، محسن لشگری، عبدالرضا بچاری، مجید محسنیمقدم و تهیمه منزوی نیز در این پرونده محکوم شدهاند.
در این دادنامه، اتهامهای مطرحشده علیه این افراد «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق قبحزدایی و هنجارشکنی قواعد عرفی و اخلاقی مبتنی بر ارزشهای اسلامی و تظاهر به ترویج الگوهای غربی در فرهنگ ایرانی اسلامی بهواسطه ساخت و انتشار کلیپ کنسرت فرضی کاروانسرا» و «تولید، ارسال، توزیع و انتشار آثار مستهجن و مبتذل بهوسیله سیستمهای رایانهای و مخابراتی (تولید محتویات مبتذل از طریق سامانههای رایانهای)» عنوان شده است.
دادگاه در شرح پرونده نوشته است این افراد در قالب یک گروه موسیقی در یک مجموعه گردشگری و فرهنگی در حوالی قم برنامه اجرا کردهاند و پرستو احمدی نیز بهصورت تکخوانی و بدون «حجاب شرعی»، آواز خوانده است.
در متن حکم، انتخاب محل اجرا، حضور نوازندگان مرد، انتشار گسترده ویدیو در فضای مجازی و بازنشر آن در رسانههای خارج از کشور، از جمله عوامل انتساب اتهام ذکر شده است.
مسیح علینژاد، فعال سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، در واکنش به این حکم در اینستاگرام خود نوشت از نگاه «ساختار سرکوب»، «عفت عمومی» نه با فقر، فساد و نابودی حقوق شهروندان، بلکه با طنینانداز شدن صدای زنی بدون حجاب اجباری جریحهدار میشود که در دل یک کاروانسرای تاریخی، «مرا ببوس» و «از خون جوانان وطن» میخواند.
او این حکم را «انتقامجویی آشکار» از زنی نامید که با صدایش «اقتدار پوشالی جمهوری اسلامی را به چالش کشید».
به گفته او، این شلاق «نه بر پیکر پرستو احمدی و همکارانش، بلکه بر پیکر هنر مستقل، آزادی بیان و حق نیمی از جمعیت این جامعه» فرود میآید.
این فعال سیاسی، احمدی را «ادامهدهنده راه قمرالملوک وزیریها» خواند و نوشت زنان دهههاست برای بدیهیترین حق خود، یعنی «حق بودن، خواندن و نفس کشیدن در فضای عمومی»، میجنگند.
او افزود همانطور که تاریخ قمرالملوک وزیری را در آغوش کشید و حذفکنندگانش را به فراموشی سپرد، صدای پرستو نیز با هیچ حکمی خاموش نخواهد شد.
احمدی سوم دی ۱۴۰۳ به همراه وکلای خود به دادسرای ناحیه ۳۸ امنیت اخلاقی تهران مراجعه کرد و پس از تفهیم اتهام با قرار وثیقه سه میلیارد تومانی تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.
همزمان گزارشهایی از آزادی موقت نوازندگان این اجرا پس از تودیع وثیقههای دو میلیارد تومانی منتشر شد.
دادگاه اکنون دفاعیات این شهروندان و وکلای آنها، از جمله استناد به ماهیت هنری اثر، نبود قصد مجرمانه، یا مشخص نبودن نقش برخی افراد را نپذیرفته و تاکید کرده است که «هیچ فعالیت هنری یا فرهنگیای، از رعایت قوانین آمره مصون نیست».
در این میان، حکم صادرشده برای غلامی، غیابی است و او از تاریخ ابلاغ واقعی، ۲۰ روز فرصت واخواهی دارد. رای صادرشده برای سایر افراد حضوری است و آنها نیز ظرف ۲۰ روز امکان اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان قم را دارند.
«کنسرت کاروانسرا» یا «کنسرت فرضی» ۲۱ آذر ۱۴۰۳ در کاروانسرای تاریخی دیرگچین قم اجرا و سپس در یوتیوب منتشر شد.
در حالی که جمهوری اسلامی خواندن زنان را ممنوع و رعایت پوشش مدنظر خود را برای آنها اجباری میداند، احمدی در این اجرا بدون حجاب اجباری ظاهر شد و همراه با گروهی از نوازندگان برنامه اجرا کرد.
این ویدیو با واکنش گسترده کاربران شبکههای اجتماعی و همچنین انتقاد مقامهای جمهوری اسلامی روبهرو شد.
این خواننده زن، در کنسرت کاروانسرا هفت قطعه «سر کوی دوست، عزیز جون، کمر باریک، مرا ببوس، لحظه دیدار نزدیک است، چه سازم و از خون جوانان» را در حدود ۲۷ دقیقه اجرا کرد.
در پی انتشار این اجرا، مقامهای جمهوری اسلامی مجموعه تاریخی دیرگچین قم را پلمب کردند، مدیر این کاروانسرا را به دادگاه معرفی کردند و وزیر میراث فرهنگی و گردشگری، از برکناری مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری و مدیر صندوق احیای بناهای تاریخی استان قم به دلیل آنچه «سهلانگاری» خواند، خبر داد.
احمدی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، در مهر ماه ۱۴۰۱ و در خرداد ۱۴۰۲ نیز قطعههایی در ادای دین به خیزش شهروندان علیه جمهوری اسلامی منتشر کرد و پس از آن، با تشکیل پرونده قضایی مواجه شد.