خبرگزاری مهر از شنیده شدن صدای انفجار در محدوده جزیره قشم خبر داد
خبرگزاری مهر از شنیده شدن صدای انفجار در محدوده جزیره قشم خبر داد و نوشت که ساکنان مناطق مرکزی و جنوبی این جزیره آن را تایید کردهاند اما ماهیت صدا هنوز مشخص نشده است.
همزمان صداوسیما اعلام کرد صداهای شنیدهشده در قشم و بندرعباس، ناشی از «امحای مهمات باقیمانده از جنگ» است.
مصوبه جدید شورای شهر تهران نشان میدهد هزینه خدمات آرامستانهای پایتخت، از حمل و شستوشوی متوفی تا کفنودفن و برگزاری مراسم، بهطور میانگین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته و هزینه آخرین وداع را برای خانوادههای درگذشتگان سنگینتر کرده است.
سایت دیدهبان ایران یکشنبه ۱۰ خرداد در گزارشی با عنوان «وداع میلیونی با مردگان؛ مردهها هم از گرانی و تورم در امان نماندند»، به جزییات مصوبه جدید شورای شهر تهران درباره نرخ خدمات آرامستانها در سال ۱۴۰۵ پرداخت.
دیدهبان ایران نوشت افزایش قیمتها طیف گستردهای از خدمات، از جمله حمل متوفی، نگهداری در سردخانه، شستوشوی متوفی، کفن کردن، دفن، نصب سنگ مزار و برگزاری مراسم را در بر میگیرد.
بر اساس این مصوبه، هزینه انتقال هر متوفی از سطح شهر تهران تا شعاع ۱۰ کیلومتری از ۶۵۰ هزار تومان در سال ۱۴۰۴ به ۹۷۵ هزار تومان در سال ۱۴۰۵ رسیده که نشاندهنده افزایش ۵۰ درصدی این تعرفه است.
همچنین هزینه انتقال متوفی به پزشکی قانونی کهریزک و خدمات آمبولانس خصوصی با افزایش قابل توجهی همراه شدهاند.
این افزایش تعرفهها در شرایطی اعمال میشود که شهروندان در ماههای اخیر با مشکلات معیشتی متعددی از جمله تورم بالا، رکود اقتصادی، اخراج گسترده نیروهای کار و پیامدهای ناشی از قطع اینترنت مواجه بودهاند.
به گزارش دیدهبان ایران، هزینه شماری از خدمات عمومی آرامستانها افزایش یافته و اقلام مربوط به شستوشو و کفن، نگهداری در سردخانه، آمادهسازی متوفی برای انتقال، خدمات دفن و نصب سنگ مزار نسبت به سال گذشته گرانتر شدهاند.
در برخی موارد، خدمات تازهای از جمله «ترمه» به فهرست خدمات آرامستانها افزوده شده که در تعرفه سال ۱۴۰۵ بهعنوان خدمتی اختیاری گنجانده شدهاند.
گرانیها تنها به خدمات دفن محدود نمیشود؛ تعرفه برگزاری مراسم، از جمله اجاره صندلی، میز، سایبان، تجهیزات صوتی و اجرای مراسم نیز افزایش یافته و رشد قیمت برخی از این خدمات به ۵۰ درصد رسیده است.
به گزارش دیدهبان ایران، در بخش واگذاری قبر هم نرخها افزایش یافتهاند و بهای حق انتفاع، یعنی حق استفاده از برخی قبرها در نواحی مختلف بهشت زهرا و آرامستانهای جدید شهر تهران، نسبت به سال گذشته رشد چشمگیری داشته؛ هرچند شورای شهر برای برخی «گروههای خاص» و «اقشار آسیبپذیر»، تسهیلات و تخفیفهایی در نظر گرفته است.
در این مصوبه همچنین آمده است که در صورت افزایش بهای حاملهای انرژی، قیمت خدمات آرامستانها مورد بازنگری قرار خواهد گرفت و افزایش خواهد یافت.
پیشتر در اردیبهشت ۱۴۰۴، مهدی پیرهادی، عضو شورای شهر تهران، هشدار داده بود ظرفیت دفن در بهشت زهرا بهزودی به پایان میرسد و در صورت حل نشدن این مشکل، «اموات قطعا روی زمین میمانند».
دیدهبان ایران نوشت در گزارش توجیهی مصوبه شورای شهر تهران، افزایش فاصله میان هزینه واقعی ارائه خدمات و مبالغ دریافتی از شهروندان، از دلایل اصلی جهش نرخها عنوان شده و شهرداری نیز علیرغم شعار «ارزان اداره کردن شهر»، پیشنهاددهنده افزایش قیمتها بوده است.
مصوبه جدید شورای شهر تهران بدان معناست که بسیاری از خانوادهها همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و کاهش توان معیشتی، باید هزینههای بیشتری برای خاکسپاری و برگزاری مراسم عزیزان خود بپردازند.
برخی از نوجوانانی که در روزهای اخیر برای ایراناینترنشنال پیام فرستادهاند، میگویند کودکی و نوجوانیشان با کرونا، تعطیلی مدارس، کشتار دیماه، جنگ، قطعی اینترنت و بحران اقتصادی گره خورده است.
شماری از آنها میگویند این رخدادها بر زندگی روزمره، تحصیل، سلامت روان و نگاهشان به آینده تاثیر گذاشته است.
کودکی و نوجوانی از دست رفته
دانشآموزی که خود را متولد سال ۹۲ معرفی کرد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «از وقتی مدرسه رفتم کلاس اول تا چهارم، کرونا بود و کلاسها هم آنلاین برگزار شد. کلاسهای پنجم و ششم هم درگیر آلودگی هوا بودیم. الان که کلاس هفتم هستم، از دیماه مدرسه نرفتیم. ما از مدرسه و نوجوانی چیزی نفهمیدیم. تمام فکر ما در این سن سیاست و اقتصاد بود.»
نوجوان دیگری در پیامی مشابه و با اشاره به یاد همسالانش که در کشتار دیماه جان خود را از دست دادند، گفت: «ما نوجوانها واقعا بدبخت شدیم؛ نه امید و آرزویی، نه آیندهای. از بدو تولد با کرونا، آلودگی، قطعی برق و آب، جنگ و کشتار سر کردیم.»
مخاطب ۱۶ سالهای از ساری نوشت زندگی در ایران از چیزی که همه فکر میکنند، سختتر است، چرا که دیگر امید و هدفی در زندگیشان ندارند.
به گفته او، شرایط روزبهروز بدتر میشود و این حکومت کودکی و جوانی را آنان گرفته است.
نوجوان دیگری که میگوید ۱۷ سال دارد، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «نوجوانی هستم که با هزاران مشکلات در این مملکت مجبورم کار کنم تا بار اضافهای بر دوش خانوادم نباشم و حتی بتوانم کمکی به آنها کنم.»
مدرسه، آموزش و آینده مبهم
اختلال در روند آموزش و نگرانی نسبت به آینده تحصیلی، از دیگر موضوعاتی است که در پیامهای نوجوانان به ایراناینترنشنال تکرار میشود.
شماری از آنها میگویند تعطیلیهای پیدرپی، آموزش مجازی و برگزاری حضوری امتحانها، روند یادگیری را با مشکل روبهرو کرده است.
نوجوانی از آستارا که خود را دانشآموز کلاس نهم معرفی کرده، در پیامی نوشت: «با شروع جنگ، تمام مدارس مجازی شد و تا قبل از آن هم کیفیت آموزش در مدرسهها چندان تعریفی نداشت.»
به گفته او، دانشآموزان در طول سال تحصیلی چیزی از درسها یاد نگرفتهاند و با وجود آموزش مجازی، قرار است امتحانهایشان بهصورت حضوری برگزار شود.
مخاطب ۱۵ سالهای از کرمانشاه نیز نوشت او و دوستانش در این مدت نتوانستهاند مطالب درسی را بهخوبی یاد بگیرند و از درسها عقب افتادهاند. این دانشآموز دلیل این موضوع را وضعیت آموزش مجازی عنوان کرد.
دانشآموز دیگری که پایه یازدهم تجربی است، در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا آیندهای که زمان زیادی برای آن برنامهریزی کرده بودم، باید خراب شود؟»
در پیامی دیگر، دانشآموزی با اشاره به مشکلات اقتصادی خانوادهها و تاثیری که بر تحصیل آنها گذاشته، خبر داد نهتنها وضعیت تحصیلی بلاتکلیف مانده، بلکه تمامی اعضای خانواده «باید نگران آینده و معیشت باشند».
نوجوان ۱۷ سالهای در پیامی مشابه با نگرانی از شرایط معیشتی خانوادهاش نوشت: «باور کنید بیشتر شبها چیزی برای خوردن نداریم.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که در ماههای گذشته، شماری از دانشآموزان از اختلال در روند آموزش، دشواری دسترسی به منابع درسی و نامشخص بودن وضعیت امتحانها و کنکور خبر داده بودند.
دانشآموزی از مشهد که در مقطع دوازدهم تحصیل میکند، با اشاره به اینکه برای درس خواندن هم باید پولدار بود، به ایراناینترنشنال گفت هزینه مشاور تحصیلی برای ورود به دانشگاه ۲۸ میلیون تومان است و قیمت کتابهای کمک آموزشی بهشدت بالاست.
یک دانشآموز از تهران نوشت هنگام ثبتنام مدرسه، خانوادهاش با شهریه ۱۷۰ میلیون تومانی روبهرو شدهاند و این موضوع او را شوکه کرده است.
دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان حاکی از آن است که بسیاری از امکانات و تفریحاتی که برای همسالانشان در دیگر کشورها عادی محسوب میشود، برای آنان به آرزو بدل شده و فشار اقتصادی حتی بر ادامه تحصیلشان نیز اثر گذاشته است.
یکی از آنها در پیامی نوشت خرید موتور و خودرو برایش آرزو شده و حتی یک تفریح ساده نیز بهسختی و شاید ماهی یک بار امکانپذیر است.
به گفته او، بسیاری از خانوادهها برای تامین هزینههای زندگی ناچار به صرفهجویی در سایر بخشهای هزینههای خود شدهاند.
نوجوان دیگری با اشاره به افزایش قیمت خوراکیها نوشت تجربه غذاهای خارجی بدل به آرزو شده، چرا که بهای هشت تکه سوشی در عرض چند ساعت از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده است.
مخاطب ۱۵ سالهای در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «چرا باید همیشه بهجای درس و زندگی ساده، نگران این باشم که قیمت دلار چند است؟ باور کنید دیگر توانی برای ما نمانده.»
در میان پیامهای رسیده، برخی نوجوانان از تلاش برای امرار معاش و حتی کمک به خانوادههای خود در شرایط بحرانی کنونی سخن گفتهاند.
یک دانشآموز ۱۴ ساله نوشت با وجود کار کردن، احساس میکند حتی اگر تمام درآمدش را پسانداز کند، در آینده به جایی نخواهد رسید.
نوجوانی دیگر که برنامهنویس است، با ابراز ناراحتی از وضعیت اینترنت گفت دیگر قادر نیست پروژههای کاری بگیرد.
یک هنرجوی ۱۷ ساله از اصفهان در پیامی نوشت بهدلیل شرایط اقتصادی خانوادهاش، از توان خرید کامپیوتر برای انجام پروژههای درسی و آموزشی برخوردار نیست و بیم آن دارد که آرزویش برای برنامهنویس شدن دستنیافتنی بماند.
مخاطبی ۱۳ ساله هم گفت: «آرزوهای بسیاری دارم، اما گرانی بیداد میکند و دیگر پولی برای غذا خوردن هم نداریم.»
شاید به ترک تحصیل فکر کنیم
برخی از پیامها به تاثیر فشارهای اقتصادی بر ادامه تحصیل اشاره دارند.
شاگرد سال دهمی در پیامی نوشت با وجود تلاش برای قبولی در رشته تجربی، ممکن است بهدلیل ناتوانی خانواده در تامین هزینهها ناچار به ترک تحصیل شود.
او افزود: «تنها امیدم این بود که با درس خواندن به جایی برسم، اما احتمالا سال بعد و با تداوم این شرایط، ناچار به ترک تحصیل هستم.»
نوجوانی دیگر که ۱۴ساله است، نوشت: «وضعیت معیشتی خانوادهام هیچ تعریفی ندارد. دغدغه من این است که آیا پدر بازنشسته، ضعیف و خستهام میتواند از پس این مخارج سنگین بر بیاد؟ آیا مادرم میتواند با حقوق ۵ میلیون تومان یک زندگی پر از قسط و بدهی را مدیریت کند؟»
سلامت روان و ناامیدی از آینده
بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال از سوی نوجوانان، مجموعه بحرانها در سالهای اخیر، از مشکلات اقتصادی و آموزشی گرفته تا جنگ و رخدادهای دیماه، بر سلامت روان و نگاه آنان به آینده تاثیر گذاشته است.
دختری ساکن اصفهان که تنها ۱۷ سال دارد، در پیام خود نوشت شرایط کشور، گرانی و مشکلات آموزشی، نسل او را با ناامیدی روبهرو کرده است.
او گفت: «نسل ما نابود شد، هیچوقت فکرش را هم نمیکردم چنین روزی را با چشمانم ببینم.»
مخاطب ۱۶ سالهای نیز نوشت: «هر ثانیه عذاب وجدان دارم و حس میکنم باری اضافه بر دوش پدر و مادرم هستم.»
در پیامی دیگر، دختری ۱۵ ساله گفت: «ما در ایران محکوم به ادامه دادن هستیم. اما اصلا امیدی برای آیندهام ندارم.»
ترومای دیماه
در میان پیامهای رسیده، شماری از نوجوانان به تاثیر رخدادهای دیماه و از دست دادن همسالان خود بر آینده و امیدشان به زندگی اشاره کردهاند.
یکی از آنها که ۱۴ سال دارد، در پیام خود به ایراناینترنشنال نوشت: «دوستم را در اعتراضات از دست دادم و دچار افسردگی شدم. از طرف دیگر هم مدام نگران قیمت دلار و آینده کشورم هستم.»
دختر نوجوانی هم از دچار شدنش به پرخوری عصبی پس از رخدادهای دیماه و همچنین تیکهای عصبی خبر داد و گفت ناامیدی از آینده باعث شده توانی برای انتخاب رشته و دانشگاه نداشته باشد.
مخاطبی ۱۵ ساله برای ایراناینترنشنال نوشت هر روز به همسنوسالانش فکر میکند که در خیابان کشته شدند، اما او زنده مانده است.
در پیامی دیگر، دانشآموزی ۱۶ ساله نوشت: «اینجا هیچکس خوشحال نیست. همه عزادارند.»
مخاطبی ۱۳ ساله از زنجان به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه اشاره کرد و نوشت: «وقتی تعداد زیادی از همسنوسالانم را با گلوله کشتند، من نمیتوانم آرام بگیرم.»
در ماههای گذشته نیز گزارشهایی از تاثیر رخدادهای دیماه بر دانشآموزان و نوجوانان منتشر شده بود.
در آن زمان، شماری از دانشآموزان از شهرهای مختلف یاد همسالان جانباخته خود را گرامی داشتند و به همین دلیل، با فشارهای انضباطی و تهدید مواجه شدند.
نوجوانی از بندرعباس نوشت: «راهی را که جاویدنامان انقلاب ملی شروع کردند، نسل ما باید با سقوط و شکست این نظام به پایان برساند.»
حرمتالله رفیعی، رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی، هشدار داد جنگ، بحران اقتصادی، محدودیتهای اینترنتی و نبود حمایتهای عملی، صنعت گردشگری ایران را به وضعیت «زیر صفر» رسانده است.
رفیعی یکشنبه ۱۰ خرداد در مصاحبه با پایگاه خبری رکنا گفت رکود در صنعت گردشگری از ابتدای سال ۱۴۰۴ آغاز شد و وقوع جنگ ۱۲ روزه در آستانه سفرهای تابستانی، این صنعت را وارد دورهای از بلاتکلیفی کرد.
او افزود حتی پیش از وقوع جنگ نیز شرایط اقتصادی موجب تغییر الگوی سفر شهروندان شده بود.
به گفته رفیعی، بسیاری از افرادی که پیشتر به مقاصدی مانند اروپا سفر میکردند، به سمت کشورهای ارزانتر مانند ترکیه رفتند و بخشی دیگر نیز به گردشگری داخلی روی آوردند.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی ادامه داد تاجیکستان در سال گذشته با رشد ورود مسافران ایرانی مواجه شد؛ موضوعی که به گفته او، بیشتر ناشی از ارزانتر بودن و جذابیت تجربه یک مقصد خارجی جدید بود.
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی گفت مقاصدی مانند ترکیه و نجف با افت محسوسی در تعداد مسافران روبهرو شدهاند و حتی سفرهای اربعین نیز کاهش چشمگیری داشته است.
پیشتر در ۲۲ اردیبهشت، رفیعی گفته بود دفاتر مسافرتی پس از ماهها رکود، جنگ، بیثباتی اقتصادی و اختلال اینترنت، توان تابآوری خود را از دست دادهاند و ادامه این وضعیت میتواند به از بین رفتن بخشی از نیروی انسانی متخصص این صنعت منجر شود.
در ماههای اخیر، تورم افسارگسیخته، رکود عمیق اقتصادی، اخراج گسترده نیروهای کار و مشکلات ناشی از قطع اینترنت، زندگی و معیشت مردم را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
دیگر کسی با عنوان گردشگر از کشور خارج نمیشود
رفیعی در ادامه مصاحبه گفت: «تا پیش از جنگ، حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از ظرفیت گردشگری خروجی کشور فعال بود؛ اما امروز عملا گردشگری خارجی به نقطه صفر رسیده است.»
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی افزود در شرایط کنونی، «گردشگری به معنای واقعی کلمه وجود ندارد» و دیگر کسی با عنوان گردشگر از کشور خارج نمیشود.
رفیعی گفت با وجود رکود گسترده، دستگاههای نظارتی، مالیاتی و بیمهای همچنان با همان روال گذشته فعالیت میکنند و فشار مضاعفی بر فعالان این حوزه وارد میشود.
او افزود گردشگری از یکسو تعطیل شده و از سوی دیگر، بخشنامهها، اخطارها و نامههای تهدیدآمیز ادامه دارد؛ نامههایی که در آنها از برخوردهای قهری، مسدودسازی حسابها و اعمال محدودیتهای مختلف سخن گفته میشود.
۱۶ اردیبهشت، روزنامه دنیای اقتصاد گزارش داده بود جنگ و قطعی اینترنت باعث کاهش تقاضای سفر و تضعیف زنجیره ارزش گردشگری شده و خسارت این بخش حدود دو میلیارد دلار برآورد میشود.
رفیعی هفتم اردیبهشت گفته بود برآوردها نشان میدهد در جریان جنگ ۴۰ روزه، ۲۵ هزار میلیارد تومان به صنعت گردشگری و آژانسها خسارت وارد شده که پنج هزار میلیارد تومان آن مربوط به آژانسهای هواپیمایی است.
«گردشگری ایران، بیماری بستری در بیمارستان»
رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی ایران در ادامه مصاحبه، وضعیت کنونی صنعت گردشگری را به «بیماری بستری در بیمارستان» تشبیه کرد و هشدار داد گردشگری ایران بهجای حمایت و رسیدگی، مدام ضربه میخورد.
رفیعی گفت در دورهای که اینترنت بهعنوان مهمترین ابزار کاری فعالان گردشگری، در دسترس نبود، فعالان این حوزه با وجود پیگیریهای متعدد، نتوانستند مشکل خود را حل کنند.
او اضافه کرد این بیتوجهیها به معنای نابودی تدریجی این صنعت است و حمایت موثری نیز از سوی مسئولان و وزارتخانه متولی این حوزه صورت نمیگیرد.
مجموعه این تحولات نشان میدهد صنعت گردشگری ایران با چالشهایی گسترده مواجه شده که میتواند بخشهای مختلف زنجیره گردشگری را تحت تاثیر قرار دهد.
نیویورکتایمز به نقل از سه مقام آگاه گزارش داد ترامپ شروط چارچوب احتمالی توافق با جمهوری اسلامی را سختتر کرده و تغییرات پیشنهادی را برای بررسی دوباره به تهران فرستاده است.
طبق این گزارش، هنوز روشن نیست چه تغییراتی در متن توافق ایجاد شده، اما ترامپ درباره بخشهایی از توافق احتمالی که شامل آزادسازی منابع مالی برای ایران میشود، ابراز نگرانی کرده است.
یک مقام آگاه به نیویورکتایمز گفت ترامپ از طولانی شدن پاسخ جمهوری اسلامی به پیشنهادهای آمریکا ناراضی است و پیشنهاد سختگیرانهتر او احتمالا برای افزایش فشار بر تهران و سرعت بخشیدن به روند مذاکرات ارائه شده است.
نیویورکتایمز نوشت این چارچوب میتواند کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران را در برابر رفع محاصره تنگه هرمز پایان دهد، اما دشوارترین مسائل، از جمله آینده برنامه هستهای ایران، به دورهای بعدی مذاکرات موکول خواهد شد.
ترامپ در گفتوگو با فاکسنیوز گفت آمریکا در جنگ اخیرتا حد زیادی از هدف قرار دادن ارتش «میانهرو» ایران و همچنین از نابودی کامل ساختارها در کشور خودداری کرده است تا بازسازی ایران دههها به عقب نیفتد.
او گفت: «ایالات متحده نیروی دریایی و نیروی هوایی ایران را کاملا از بین برده، اما تا حد زیادی از هدف قرار دادن ارتش ایران خودداری کرده است.»
ترامپ گفت آمریکا ارتش ایران را «تا حدی به حال خود گذاشته»، چون به گفته او این ارتش «تا اندازهای میانهرو» است و واشینگتن نمیخواسته همه ساختار نظامی کشور را نابود کند.
او همچنین گفت آمریکا «شکلهای مختلفی از رهبری» ایران را حذف کرده، اما از تجربه عراق درس گرفته است، زیرا نابودی کامل ساختارها میتواند کشوری را برای دههها از بازسازی بازدارد.