• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

زنگ خطر برای احزاب؛ حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا در کمین قدرت

علی رشید
علی رشید

ایران‌اینترنشنال

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۴:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

انتخابات محلی هفتم مه ۲۰۲۶ در ۱۳۶ شورای انگلستان برگزار شد و بیش از پنج هزار کرسی را به رقابت گذاشت. مشارکت حدود ۴۳ درصد گزارش شد که به نوبه خود رکوردی تاریخی برای انتخابات‌های محلی در انگلستان به شمار می‌آید.

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر و رهبر حزب کارگر، شکست را پذیرفت و گفت پیام رأی‌دهندگان را شنیده است، در حالی که نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا، نتایج را «تغییر تاریخی» در سیاست بریتانیا توصیف کرد. حزب کارگر چندین شورا را از دست داد و حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا بیش از ۴۰۰ کرسی تازه به دست آورد.

نایجل فاراژ؛ از حزب استقلال پادشاهی متحد تا اصلاح پادشاهی بریتانیا

نایجل فاراژ، متولد ۱۹۶۴ در فارنبرو، پس از تحصیل در کالج دالیچ به‌جای دانشگاه وارد بازار بورس سیتی لندن شد. مخالفت با پیمان ماستریخت او را در ۱۹۹۲ از حزب محافظه‌کار جدا کرد و در ۱۹۹۳ با حزب استقلال پادشاهی متحد (یوکیپ) وارد سیاست شد.

او از ۱۹۹۹ نماینده پارلمان اروپا از حوزه جنوب شرق انگلستان بود و از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ (با وقفه‌ای کوتاه) رهبری یوکیپ را برعهده داشت، حزبی که بر نگرانی‌های بخشی از طبقه کارگر سفیدپوست درباره مهاجرت سوار شد و در انتخابات محلی ۲۰۱۳ و انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۴ به موفقیت‌های تاریخی رسید.

فشار ناشی از اوج‌گیری یوکیپ، دیوید کامرون را به وعده همه‌پرسی خروج از اتحادیه اروپا در مانیفست ۲۰۱۵ کشاند. همه‌پرسی ۲۰۱۶ با ۵۱.۹ درصد رأی به خروج، تاریخ سیاسی بریتانیا را عوض کرد. فاراژ پس از رأی خروج از یوکیپ استعفا کرد و در ۲۰۱۹ حزب برگزیت را راه انداخت.

کاترین آن بلیکلاک از بنیان‌گذاران و نخستین رهبر حزب برگزیت بود اما پس از افشای اظهارات ضداسلامی و نژادپرستانه استعفا کرد و فاراژ برای یک سال رهبری را به دست گرفت. در دوره رهبری ریچارد تایس، نام حزب از «برگزیت» به «حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا» تغییر کرد و فاراژ از ۲۰۲۴ دوباره در رأس حزب قرار گرفت.

در انتخابات عمومی ۲۰۲۴، فاراژ کرسی کلکتون را گرفت و حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا با حدود پنج کرسی پارلمانی اما بیش از چهار میلیون رأی، به سومین حزب پرآرای بریتانیا تبدیل شد. این شکاف میان آرا و کرسی‌ها، محور اصلی حمله فاراژ به نظام اکثریتی فعلی است.

حزب اصلاح پادشاهی بریتانیا چه می‌خواهد؟

حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا خود را حزبی ضداستقرار معرفی می‌کند که بر کنترل مهاجرت، کاهش مالیات، کوچک‌سازی دولت تمرکز دارد. هدف فاراژ تبدیل این حزب به نیروی اصلی راست سیاسی و در نهایت تصاحب نخست‌وزیری است.

سیاست‌های اقتصادی و مالیاتی

در مانیفست «قرارداد ما با شما»، مهم‌ترین وعده‌های اقتصادی عبارت‌اند از:

  • افزایش سقف معافیت مالیاتی درآمد به ۲۰ هزار پوند در سال
  • حذف مالیات بر ارث برای دارایی‌های زیر دو میلیون پوند
  • حذف مالیات شرکت برای بیش از ۱.۲ میلیون کسب‌وکار کوچک و متوسط
  • افزایش سقف معافیت مالیات بر ارزش‌افزوده (VAT) به ۱۵۰ هزار پوند
  • کاهش هزینه‌های دولت از طریق «حذف ولخرجی» و بازتوزیع منابع به خدمات عمومی کلیدی

مهاجرت و هویت

مهاجرت محور اصلی گفتمان حزب اصلاح پادشاهی بریتانیاست. این حزب می‌خواهد مهاجرت «غیرضروری»، که آن را شامل مهاجرت کاری و خانوادگی می‌داند متوقف کند، اقامت دائم (ILR) برای متقاضیان جدید را لغو کند و به‌جای آن ویزاهای پنج‌ساله با شرایط سخت‌تر، حقوق بالاتر و کنترل‌های شدیدتر قرار دهد.

به‌موازات این، حزب خروج از کنوانسیون اروپایی حقوق بشر را برای تسهیل اخراج مهاجران غیرقانونی و توقف قایق‌ها ضروری می‌داند. منتقدان حقوقی هشدار می‌دهند که این طرح‌ها می‌تواند با تعهدات بین‌المللی بریتانیا در تضاد باشد و وضعیت هزاران مهاجر را مبهم کند.

کی‌یر استارمر در مصاحبه‌ای سیاست مهاجرتی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را «نژادپرستانه» توصیف کرده، با این حال دولت کارگر تحت فشار این حزب به سمت سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر حرکت کرده است. این تاثیرگذاری بر گفتمان، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا حتی بدون داشتن قدرت ملی مستقیم است.

هدف بلندمدت؛ جانشینی محافظه‌کاران

هدف بلندمدت فاراژ فراتر از انتخابات محلی است، او می‌خواهد حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا جای محافظه‌کاران را به‌عنوان نیروی اصلی جناح راست بگیرد و اپوزیسیون واقعی در برابر دولت کارگر باشد.

در انتخابات محلی ۲۰۲۵، این حزب با جهشی از صفر به صدها کرسی شورا و تصاحب چندین شورای کلیدی، از جمله کنت و استافوردشایر از محافظه‌کاران و دانکستر و دورهام از حزب کارگر، وارد مرحله جدیدی شد. در ۲۰۲۶، با اضافه شدن شوراهای تازه و عبور تعداد کرسی‌های محلی از ۸۰۰، این حزب دیگر فقط نیروی اعتراضی نیست، بلکه برای نخستین بار مسئولیت مستقیم اداره چندین شهرستان انگلستان را برعهده دارد.

برخی تحلیل‌گران معتقدند اگر روند نظرسنجی‌ها ادامه یابد، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا می‌تواند در انتخابات عمومی بعدی صدها حوزه را هدف بگیرد، هرچند نظام اکثریتی همچنان بزرگ‌ترین مانع برای تبدیل آرا به کرسی است و در ۲۰۲۴ بیش از چهار میلیون رأی این حزب را تنها به چند کرسی تبدیل کرد.

100%

آزمایشگاه‌های قدرت محلی؛ برنامه ریفرم در شوراها

پیروزی در انتخابات محلی، حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا را برای اولین بار در جایگاه تصمیم‌گیر در سطح محلی قرار داده است. هاورینگ، نیوکاسل-آندر-لایم و شماری دیگر از شوراها اکنون به آزمایشگاه‌های اصلی این حزب تبدیل شده‌اند.

اقداماتی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در شوراهای تحت کنترل خود وعده داده یا آغاز کرده شامل موارد زیر است:

  • لغو برنامه‌های تنوع، برابری و شمول و کاهش واحدهای مرتبط
  • توقف یا تعلیق پروژه‌های انرژی تجدیدپذیر و دستور کار خالص صفر کربن
  • ممانعت از اسکان پناه‌جویان در محدوده شورای تحت کنترل
  • بازگشت کارمندان دولت محلی به کار حضوری و محدود کردن دورکاری
  • کاهش هزینه‌های اداری از طریق الگوهای ممیزی و «حذف ولخرجی» با الهام از مدل‌های آمریکایی

متخصصان حقوق اداری هشدار می‌دهند که شوراهای محلی در بریتانیا اختیارات محدود دارند و بسیاری از این تصمیمات با چارچوب قانون‌گذاری ملی در وستمینستر در تعارض قرار می‌گیرد، بنابراین این وعده‌ها با چالش‌های حقوقی جدی روبه‌رو خواهند شد.

هاورینگ؛ پرچم لندن برای ریفرم

هاورینگ در شرق لندن اکنون نماد اصلی پیشروی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در پایتخت است. فاراژ پیش از انتخابات گفته بود «هیچ شکی ندارد» که هاورینگ را می‌برد و صبح هشتم مه در بازار رامفورد جشن پیروزی گرفت، این نخستین شورای لندنی است که به کنترل کامل این حزب درآمده است.

طرح «هاورینگ به اسکس»

جنجالی‌ترین طرح حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا در هاورینگ، انتقال این شهرستان از مرزهای لندن بزرگ به استان اسکس است. اندرو روزیندل، نماینده رامفورد که از محافظه‌کاران به حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا پیوسته، می‌گوید ساکنان هاورینگ «هیچ‌وقت خود را از نظر فرهنگی لندنی احساس نکرده‌اند» و باید در همه‌پرسی درباره الحاق به اسکس رأی بدهند.

رفرم استدلال می‌کند این اقدام به هاورینگ خودمختاری بیشتری می‌دهد و آن را از سیاست‌های مرکزی شهر لندن جدا می‌کند، هرچند منتقدان می‌گویند چنین تغییری نیازمند طی یک فرایند پیچیده حقوقی و سیاسی است.

علاوه بر هاورینگ، فاراژ شوراهای بکسلی، بروملی و بارکینگ-اند-دگنهام را نیز در فهرست اهداف لندنی حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا قرار داده است؛ مناطق حاشیه‌ای با ترکیب جمعیتی نزدیک به پایگاه رأی سنتی این حزب.

استارمر در تنگنا و صعود عضویت ریفرم

۱۸ ماه پس از پیروزی بزرگ حزب کارگر در انتخابات عمومی ژوئیه ۲۰۲۴ با ۴۱۲ کرسی، کی‌یر استارمر با جدی‌ترین بحران دوران نخست‌وزیری‌اش روبه‌رو است. گزارش‌ها حاکی است او در کارزار انتخابات محلی ۲۰۲۶ به «نقطه ضعف انتخاباتی» تبدیل شده و بسیاری از نمایندگان کارگر حضورش را در خط مقدم کمپین محدود کرده‌اند.

در همین حال، عضویت حزب کارگر از اوج بیش از نیم میلیون نفر در دوران کوربین به حدود نصف کاهش یافته، در حالی که حزب اصلاحات پادشاهی بریتانیا ادعا می‌کند با بیش از ۲۰۰ هزار عضو، اکنون از نظر تعداد عضو از حزب کارگر پیشی گرفته و بزرگ‌ترین حزب بریتانیاست.

با وجود فشارهای داخلی برای تغییر رهبری، دفتر نخست‌وزیر تاکید می‌کند استارمر از اختیار پنج‌ساله برخوردار است و قصد کناره‌گیری ندارد؛ موضعی که یادآور ایستادگی تونی بلر در برابر فشارهای مشابه برای اعلام تاریخ خروج است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد
۱

جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۲

شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

۳

اعضای سپاه پاسداران از مواضع تازه حوثی‌ها در باب‌المندب بازدید کردند

۴

ترامپ زودتر به کاخ سفید بازگشت؛ عربستان از رهگیری موشک حوثی‌ها خبر داد

۵

پس از صدای چند انفجار ستون بزرگی از دود در نزدیکی فرودگاه اصلی ریاض مشاهده شد

انتخاب سردبیر

  • سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

    سایه تورم بر تغذیه دانش‌آموزان؛ گرسنگی پنهان و افت یادگیری در کمین است

  • شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

    شاهزاده رضا پهلوی در تورنتو: «صبح آزادی» نزدیک است؛ از همیشه مصمم‌تر و سازمان‌یافته‌تریم

  • چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟
    تحلیل

    چاه نفت منتظر نمی‌ماند؛ هزینه پنهان توقف تولید چیست؟

  • تشکیل شبکه خبرچین‌ها با هدف سرکوب انقلاب ملی در خراسان رضوی

    تشکیل شبکه خبرچین‌ها با هدف سرکوب انقلاب ملی در خراسان رضوی

  • جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی حسین پدران را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

    ضربه سنگین به حزب کارگر در انتخابات محلی و پیروزی گسترده حزب اصلاح بریتانیا

  • رهبر حزب اصلاح بریتانیا: جمهوری اسلامی شرور باید برود

    رهبر حزب اصلاح بریتانیا: جمهوری اسلامی شرور باید برود

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.

چرا برخی افراد بارها تصمیم‌های نادرست خود را تکرار می‌کنند؟

۷ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش تازه‌ نشان می‌دهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانه‌های دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار می‌گیرند و همین مساله می‌تواند آن‌ها را در چرخه‌ای از تصمیم‌های پرخطر یا زیان‌بار گرفتار کند.

بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان به‌طور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آن‌ها پیوند می‌دهد.

این فرآیند که «یادگیری تداعی‌گر» نام دارد، به افراد کمک می‌کند بر پایه تجربه‌های قبلی، سریع‌تر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.

با این حال، پژوهشگران می‌گویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمی‌کند.

این تحقیق توضیح می‌دهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد به‌جای کمک به تصمیم‌گیری بهتر، به تداوم انتخاب‌های نامطلوب منجر می‌شود.

100%

نقش نشانه‌ها در تصمیم‌گیری نادرست

به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانه‌های محیطی برای تصمیم‌گیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.

برخی افراد هنگام تصمیم‌گیری به‌شدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابسته‌اند، در حالی که گروهی دیگر انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرک‌ها قرار می‌گیرند.

به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز می‌کند که معنای این نشانه‌ها دستخوش تغییر می‌شود.

برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیش‌تر با پاداش همراه بوده، به‌تدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمی‌تواند این تغییر را به‌درستی ثبت کند.

در افرادی که حساسیت بالایی به نشانه‌ها دارند، مغز در «به‌روزرسانی» این آموخته‌ها ناتوان می‌ماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان می‌دهد.

در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخاب‌های قبلی را تکرار می‌کنند.

  • مغز مردان با افزایش سن سریع‌تر از مغز زنان کوچک می‌شود

    مغز مردان با افزایش سن سریع‌تر از مغز زنان کوچک می‌شود

پیوند نشانه‌ها با اعتیاد و اضطراب

در این شرایط، نشانه‌های محیطی به‌جای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل می‌شوند و ترک عادت‌های زیان‌بار را دشوارتر می‌کنند.

این یافته‌ها می‌تواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.

تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.

هدف آن‌ها یافتن پاسخ روشن‌تری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانه‌های محیطی می‌تواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیم‌گیری‌های پرخطر در این گروه‌ها باشد.

مطالعه جدید دانشمندان؛ آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲.۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲.۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.

100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲.۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲.۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

یک تحقیق جدید: امواج گرما زوال عقل را تشدید می‌کند

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماری‌های کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما می‌تواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماری‌های عفونی را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهش‌گران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، قرار گرفتن طولانی‌مدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال‌ شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماری‌های عفونی دارد.

دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماری‌ها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.

سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گسترده‌ای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامع‌تری از پیامدهای مرتبط ارائه می‌دهد.»

کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماری‌های عفونی را تشدید می‌کند.»

زنگ خطر بیماری‌های پنهان

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض گرما می‌تواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.

هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشه‌گیری شود و درد مفاصل و بی‌تحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.

میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد که تاکنون در ارزیابی‌های مشابه به آن پرداخته نشده است.»

او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرم‌تر یا سیل مداوم ممکن است با بیماری‌های مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.

با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های کلیوی را تشدید می‌کند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کرده‌ایم.»

یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گام‌های بعدی شامل تجزیه و تحلیل داده‌های بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر می‌گذارند».

تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض می‌کند.

در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط ​​حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرم‌تر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.

اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.

پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسان رخ داده، با پدیده ال‌نینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.