رویترز: دومین نفتکش پس از بسته شدن تنگه هرمز به پایانه بصره رسید
رویترز خبر داد که نفتکش هلگا برای بارگیری دو میلیون بشکه نفت خام به پایانه بصره رسیده است.
بر اساس این گزارش، این دومین نفتکشی است که از زمان بسته شدن تنگه هرمز به پایانههای بصره رسیده است.
همزمان با ادامه غیبت مجتبی خامنهای از عرصه عمومی و گزارشها از تشدید اختلافات در تهران بر سر مذاکره با واشینگتن، اظهارات دونالد ترامپ درباره سردرگمی در ساختار جمهوری اسلامی بهدلیل نامشخص بودن رهبری، واکنش گسترده مقامهای حکومت را به دنبال داشت.
رییسجمهوری آمریکا سوم اردیبهشت در شبکه اجتماعی تروثسوشال نوشت جمهوری اسلامی در حال حاضر با سردرگمی جدی در تعیین رهبر خود مواجه است و عملا نمیداند چه کسی در راس قرار دارد.
او افزود کشمکشهای داخلی میان «تندروها» که در صحنه نبرد بهشدت تضعیف شدهاند و «میانهروها که چندان هم میانهرو نیستند»، به آشفتگی در ساختار حاکمیت ایران دامن زده است.
ترامپ همچنین گفتوگوی مارک تیسن، تحلیلگر سیاسی، با شبکه فاکسنیوز را در تروثسوشال بازنشر کرد.
تیسن در این مصاحبه گفته بود: «اگر دو گروه در ایران وجود دارد که یکی خواهان توافق و دیگری مخالف آن است، بیایید افراد مخالف [توافق] را بکشیم.»
در واکنش به اظهارات ترامپ که سرنوشت نامشخص رهبری جمهوری اسلامی را برجسته کرد، حساب منتسب به مجتبی خامنهای در شبکههای اجتماعی بخشی از پیام نوروزی او را بازنشر کرد که در آن، نسبت به «عملیات روانی دشمن» برای «خدشه در وحدت و امنیت ملی» هشدار داده شده است.
سایر مقامهای حکومت نیز در تلاش برای «نمایش وحدت»، متنهایی با مضامین یکسان در شبکههای اجتماعی منتشر کردند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت و محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، با انتشار متنی مشترک در شبکه اجتماعی ایکس نوشتند: «در ایران ما تندرو و میانهرو وجود ندارد. همه ما ایرانی و انقلابی هستیم و با اتحاد آهنین ملت و دولت، با تبعیت کامل از رهبر معظم انقلاب، متجاوز جنایتکار را پشیمان خواهیم کرد.»
در انتهای این پیام آمده است: «یک خدا، یک رهبر، یک ملت، و یک راه»
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، نیز در ایکس نوشت: «تندرو و میانهرو واژگانی مجعول و بیمایه است که در ادبیات سیاسی غرب رواج دارد. در ایران اسلامی همه اقشار و جناحها در نهایت قوام و انسجام در ذیل اوامر رهبری معظم انقلاب هستند.»
اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس، محسن رضایی و محمد مخبر، مشاوران مجتبی خامنهای، محمدرضا عارف، معاون اول پزشکیان، علیاکبر احمدیان، عضو شورای دفاع، محمد مرندی، عضو هیات مذاکرهکننده، فرمانده هوافضا و فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، محمدصادق معتمدیان، استاندار تهران و غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، از دیگر مقامهای حکومت بودند که با انتشار پیامهایی بر تبعیت از «یک رهبر» تاکید کردند.
اختلافات درونی حاکمیت؛ از تنش بر سر جنگ تا بنبست در مذاکرات هستهای
علیرغم تلاش هماهنگ مقامهای جمهوری اسلامی برای «نمایش وحدت»، به نظر میرسد اختلافات عمیق بر سر چالشهای اساسی پیش روی حاکمیت غیرقابل کتمان است.
۱۶ اسفند و در بحبوحه جنگ، پزشکیان از حملات حکومت ایران به کشورهای همسایه عذرخواهی کرد و آن را به نیروهای «آتش به اختیار» نسبت داد. این اظهارات با انتقادات تند برخی مقامهای نظامی و چهرههای سیاسی و رسانهای نزدیک به حکومت روبهرو شد.
۲۸ فروردین و بهدنبال برقراری آتشبس در درگیریهای ایران و سپس لبنان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، از بازگشایی تنگه هرمز خبر داد، اما مدتی بعد، سپاه پاسداران اعلام کرد بهدلیل تداوم محاصره دریایی بندرهای ایران، بار دیگر این گذرگاه را مسدود میکند.
این در حالی است که گزارشها از اختلافات شدید میان مقامهای حکومت بر سر مذاکرات با آمریکا، بهویژه در موضوع پرونده هستهای، نیز حکایت دارند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، اختلافات شدید میان تیم نزدیک به دولت و افراد وابسته به دفتر مجتبی خامنهای، مانع اصلی سفر هیات جمهوری اسلامی به اسلامآباد برای برگزاری دور جدید مذاکرات با آمریکا بود.
به گفته منابع آگاه، در حالی که هیات مذاکرهکننده حکومت ایران آماده عزیمت به اسلامآباد بود، پیامی از سوی حلقه نزدیک به دفتر مجتبی خامنهای مبنی بر «ممنوعیت پرداختن به پرونده هستهای» به آنها ابلاغ شد.
بر پایه این گزارش، عراقچی در واکنش به این دستور، حضور در اسلامآباد را «اساسا بیفایده» خوانده و تاکید کرده این سیاست در عمل به معنای «حکم مرگ» مذاکرات است.
پیشتر و در ۳۱ فروردین نیز ایراناینترنشنال گزارش داد قالیباف در جلسهای با مشاورانش، بهتندی از مخالفان توافق با آمریکا و «برخی فعالان همسو با جبهه پایداری» انتقاد کرده و آنان را «عامل نابودی کشور» خوانده است.
روابط جمهوری اسلامی و امارات متحده عربی، در دو ماه گذشته به سرعت فروپاشیده است. روندی که با حملات هوایی حکومت ایران به اهدافی در امارات در جریان جنگ تحت رهبری آمریکا آغاز شد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که یکی از مهمترین کانالهای تجاری و مالی تهران را تهدید میکند.
در جریان این درگیری، ایران ساختمانهای غیرنظامی، تاسیسات نفتی و زیرساختهای حساس از جمله یک مرکز داده مرتبط با شرکت اوراکل را هدف قرار داد. در واکنش، امارات سفیر خود را از تهران فراخواند. اقدامی که نشاندهنده تشدید سریع تنشهای دیپلماتیک بود.
این تنشها در هفته جاری با اعلام نهادهای امنیتی امارات مبنی بر بازداشت اعضای یک «گروه تروریستی مرتبط با ساختار حاکم در ایران» در شارجه، وارد مرحله جدیدی شد. این افراد متهم شدهاند در حال «برنامهریزی برای انجام حملات، تضعیف امنیت ملی و تسهیل انتقالهای مالی غیرقانونی» بودهاند.
همزمان، تهران بهطور رسمی از چند کشور منطقه از جمله امارات خواسته است بهدلیل دادن اجازه استفاده از حریم هوایی و پایگاههایشان از سوی آمریکا و اسرائیل برای حمله به مواضعی در ایران، غرامت پرداخت کنند.
این تحولات بحرانی را تشدید کرده که میتواند یکی از مهمترین شریانهای اقتصادی ایران را مختل کند.
با وجود اختلافات دیرینه، از جمله مناقشه بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک، تهران و ابوظبی طی چند دهه گذشته روابط اقتصادی گسترده و پایداری ایجاد کردهاند.
نزدیکی جغرافیایی، زیرساختهای پیشرفته بندری و مقررات تجاری آزاد، امارات را پس از پایان جنگ ایران و عراق به یکی از مراکز اصلی تجارت ایران تبدیل کرد. هزاران شرکت ایرانی در این کشور فعالیت خود را آغاز کردند و بخش بزرگی از واردات ایران از طریق مسیرهای صادرات مجدد مستقر در دبی انجام شده است. بهتدریج، امارات نهتنها شریک تجاری، بلکه دروازهای حیاتی برای دسترسی ایران تحت تحریم به بازارهای جهانی شد.
در بخش عمدهای از دو دهه گذشته، امارات همواره یکی از دو شریک تجاری اصلی ایران بوده و اغلب با چین رقابت نزدیکی داشته است. امروزه نیز این کشور یکی از بزرگترین تامینکنندگان کالا برای ایران به شمار میرود و سهم قابل توجهی از واردات ایران را تامین میکند.
حدود یکسوم کالاهای وارداتی به ایران - از تلفن همراه و تجهیزات الکترونیکی گرفته تا قطعات خودرو، لوازم آرایشی و پوشاک - از طریق امارات وارد میشدند. تجارتی که سالانه میلیاردها دلار ارزش داشت.
اختلال در این جریان اکنون محسوس شده است و در برخی بخشها، مانند بازار تلفن همراه، گزارش شده قیمتها پس از توقف واردات، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته است.
با توجه به اینکه گزینههای جایگزین با همان سطح از نزدیکی، زیرساخت و اتصال مالی محدود هستند، هرگونه اختلال طولانیمدت میتواند انزوای اقتصادی ایران را تشدید کرده و بازآرایی پرهزینهای در شبکههای تجاری آن ایجاد کند.
صادرات ایران به امارات عمدتا شامل فرآوردههای نفتی، محصولات پتروشیمی مانند کودها و خوراکهای صنعتی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی از جمله میوه تازه و خشکبار، و مصالح ساختمانی مانند سنگ بوده است. با این حال، بخش زیادی از این تجارت بهصورت غیرمستقیم انجام شده و امارات برای کالاهای ایرانی نقش یک مرکز صادرات مجدد به بازارهای ثالث را ایفا کرده است.
در مقابل، صادرات امارات به ایران همواره بیشتر از صادرات ایران به این کشور بوده و همین امر به عدم توازن قابل توجه در تجارت دو طرف انجامیده است.
نقش امارات بهعنوان واسطه، نه مقصد نهایی، عامل اصلی این عدم توازن بوده است.
اهمیت امارات بعد از تشدید تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران، بهویژه پس از خروج واشینگتن از برجام در سال ۲۰۱۸، بهطور چشمگیری افزایش یافت.
با محدود شدن مسیرهای مستقیم تجارت، امارات به مسیر اصلی انتقال کالا، سرمایه و جریانهای مالی ایران تبدیل شد.
صادرات امارات به ایران از حدود ۵.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سالهای اخیر افزایش یافت. دبی نیز به مرکز مالی صرافیهای ایرانی تبدیل شد که بسیاری از آنها نقش مهمی در انتقال ارز و دور زدن تحریمها ایفا کردند.
نرخ ارز تعیینشده در بازارهای دبی اغلب بر ارزش ریال ایران در داخل کشور تاثیرگذار بوده است.
با این حال، این ساز و کار اکنون تحت فشار قرار گرفته است.
گزارشها حاکی از آن است که مقامهای اماراتی صرافیهای ایرانی و شرکتهای موسوم به «اعتماد» را هدف قرار دادهاند، حسابها را مسدود کرده، دفاتر را تعطیل کرده و برخی از فعالان این حوزه را بازداشت کردهاند.
این اقدامات میتواند دسترسی ایران به کانالهای مالی بینالمللی را بهشدت محدود کند.
این اقدامات تنها به حوزه تجارت محدود نمیشود و جامعه بزرگ ایرانیان مقیم امارات را نیز تحت تاثیر قرار داده است. بیش از ۵۰۰ هزار ایرانی در این کشور زندگی و کار میکردند و پیش از این، ارتباطات هوایی گستردهای میان دو کشور برقرار بود که شامل حدود ۳۰۰ پرواز هفتگی میشد.
از زمان آغاز درگیریها، مقامهای اماراتی مجموعهای از اقدامات محدودکننده را اعمال کردهاند. یک بیمارستان قدیمی متعلق به جمهوری اسلامی تعطیل شده. مدارس ایرانی و شعبهای از دانشگاه آزاد اسلامی نیز بسته شدهاند.
گزارش شده برخی دانشجویان نیز بازداشت و سپس آزاد شدهاند.
همچنین داراییهای مرتبط با نهادهای دولتی حکومت ایران، از جمله سپاه پاسداران، هدف قرار گرفتهاند.
اگرچه داراییهای شهروندان عادی بهطور گسترده مصادره نشده، اما بسیاری از ایرانیان از لغو ویزا، بهویژه برای کسانی خبر دادهاند که در زمان وقوع این تحولات خارج از امارات بودهاند و برخی، برای ترک کشور تنها چند روز فرصت داشتهاند.
صاحبان کسبوکار نیز گفتهاند در برخی موارد حسابهای بانکی آنها مسدود شده و بسیاری که طی دههها برای خود کاری ایجاد کرده بودند، اکنون با جابهجایی ناگهانی مواجه شدهاند.
در نتیجه، شماری از تجار ایرانی در حال انتقال فعالیتهای خود به مراکز جایگزین مانند چین، هنگکنگ، عمان یا ترکیه هستند. روندی که میتواند منجر به تغییرات بلندمدت در الگوهای تجارت منطقهای شود.
سیانان به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد در صورت فروپاشی آتشبس آمریکا و جمهوری اسلامی، برنامهریزان نظامی آمریکا گزینهای برای هدف قرار دادن فرماندهان نظامی ایران و دیگر «مانعتراشان» درون حکومت، از جمله احمد وحیدی، فرمانده سپاه، تدوین کردهاند.
این گزارش به نقل از چند منبع آگاه نوشت در صورتی که آتشبس کنونی با تهران فروبپاشد، مقامهای نظامی آمریکا در حال تدوین طرحهای جدیدی برای هدف قرار دادن توانمندیهای جمهوری اسلامی در تنگه هرمز هستند.
به گفته این منابع، این گزینهها که بخشی از چند مجموعه اهداف در دست بررسی است، شامل حملاتی با تمرکز ویژه بر «هدفگیری پویا» علیه توانمندیهای حکومت ایران در اطراف تنگه هرمز، بخش جنوبی خلیج فارس و دریای عمان میشود.
این منابع با اشاره به حملات احتمالی علیه قایقهای تندرو کوچک، شناورهای مینگذار و دیگر داراییهای نامتقارن گفتند این توانمندیها به تهران کمک کرده است این آبراههای کلیدی را بهطور موثر مسدود کند و از آنها بهعنوان اهرمی علیه آمریکا استفاده کند.
این منابع به سیانان گفتند ارتش آمریکا همچنین ممکن است تهدید پیشین ترامپ برای حمله به اهداف دوگانه و زیرساختی، از جمله تاسیسات انرژی، را عملی کند تا حکومت ایران را به پای میز مذاکره وادار کند.
یک مقام آمریکایی به واشینگتنپست گفت نیروهای آمریکا در دوره آتشبس با جمهوری اسلامی از این فرصت برای بازآرایی و تامین مجدد ناوها و هواپیماها استفاده کردهاند و ارتش در صورت صدور دستور، آماده ازسرگیری حملات است.
در همین حال، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، پنجشنبه اعلام کرد گروه تهاجمی ناو هواپیمابر یواساس جورج دبلیو بوش با هزاران نیروی آمریکایی اضافی و دهها جنگنده پیشرفته وارد منطقه شده است. در حال حاضر مشخص نیست چه ماموریتی به ناو بوش واگذار خواهد شد.
ناو هواپیمابر یواساس جورج دبلیو بوش به ناوهای هواپیمابر جرالد فورد و آبراهام لینکلن میپیوندد تا توان دفاع هوایی و حملات دوربرد آنها را تکمیل میکند.
بسیاری از ناوهای جنگی آمریکا در خاورمیانه مامور اجرای محاصره بنادر ایران از سوی ترامپ هستند.
دونالد ترامپ گفت برخلاف گزارش رسانهها، او نهتنها برای پایان جنگ با جمهوری اسلامی «بیقرار» نیست، بلکه تحت هیچ فشاری قرار ندارد. او افزود: «هر چقدر که لازم باشد وقت دارم، اما ایران ندارد؛ فرصت رو به پایان است!» ترامپ گفت توافق تنها زمانی انجام خواهد شد که برای آمریکا مناسب باشد.
ترامپ در این پست نوشت: «نیروهای دریایی جمهوری اسلامی در کف دریا قرار دارند، نیروی هوایی آن نابود شده است، سامانههای ضدهوایی و راداری آن از بین رفتهاند، رهبرانش دیگر در میان ما نیستند.»
رییسجمهوری آمریکا با اشاره به محاصره دریایی نوشت: «محاصره کاملا نفوذناپذیر و قدرتمند است و از آنجا به بعد فقط بدتر میشود. زمان به نفع آنها نیست.»