رهبر حوثیهای یمن اعلام کرد که عملیات تشدید خواهد شد و اقدامات غافلگیرانه احتمالی بر اساس تحولات میدانی انجام میشود. این عملیاتها طبق یک استراتژی از پیش تعیینشده انجام میشود که مدت احتمالی درگیری را در نظر گرفته است.
ارتش اسرائیل پیش از انجام حملات هوایی، هشدار تخلیه خود را برای حومه جنوبی بیروت، پایگاه اصلی حزبالله که به «ضاحیه» شناخته میشود، بار دیگر تکرار کرد.
افیخای ادرعی، سخنگوی عربیزبان ارتش اسرائیل، اعلام کرد ارتش اسرائیل به عملیات و حمله به زیرساختهای نظامی متعلق به حزبالله در سراسر ضاحیه ادامه میدهد. او از ساکنان خواست برای حفظ امنیت خود، فورا این منطقه را ترک کنند.
بر اساس این گزارش، نیروی هوایی اسرائیل در یک ماه گذشته صدها هدف متعلق به حزبالله را در ضاحیه هدف قرار داده و ارتش این کشور بارها از غیرنظامیان لبنانی خواسته است این منطقه را تخلیه کنند.
سعید خطیبزاده، معاون وزارت خارجه گفت که جمهوری اسلامی دیشب در آستانه پاسخ به نقض آتشبس بود، اما پاکستان مداخله کرد و پیامهایی را مبنی بر کنترل اسرائیل از سوی آمریکا منتقل کرد.»
او ادامه داد: «هیئت ایرانی راهی مذاکرات در اسلامآباد خواهد شد. آمريكا بر اساس تعهد خود باید حملات اسرائیل به لبنان را متوقف کند.»
خطیبزاده افزود: «هرگونه صلح در منطقه باید شامل لبنان باشد و ساعات آینده بسیار حیاتی است.»
نشریه پولتیکو در گزارشی به بررسی تبعات مالی و سیاسی توافق احتمالی آمریکا و جمهوری اسلامی برای کشورهای اروپایی پرداخت.
به نوشته پولتیکو، در حالی که اروپا خواهان بازگشت ثبات و آرامش، بازگشایی تنگه هرمز و همچنین بازسازی زیرساختهای آسیبدیده است، از تصمیمات یکجانبه واشینگتن، مانند احتمال گرفتن عوارض عبور و مرور در تنگه هرمز، نگران است.
این وضعیت که پیشتر در غزه و اوکراین نیز تجربه شده، نشاندهنده الگویی است که در آن اروپا همواره باید هزینههای مالی آشفتگیهای ایجادشده بهوسیله کاخ سفید را بپردازد.
به نوشته پولتیکو، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، همواره آشفتگیهایی ایجاد میکند و سپس اروپا را برای کمک و بازگرداندن ثبات یا پرداخت هزینهای زیاد برای مدیریت بحران، فرامیخواند.
از غزه تا اوکراین و اکنون تنگه هرمز، این الگوی رفتاری بهوضوح در سیاستهای ترامپ مشاهده میشود.
پنج دیپلمات و مقام رسمی اتحادیه اروپا بر این باورند که پس از اعلام توافق آتشبس میان رییسجمهوری آمریکا و تهران، این الگوی نگرانکننده احتمالا در تنگه هرمز نیز تکرار خواهد شد.
رهبران اروپایی پیش از این برای مشارکت در بازسازی و بازگشایی این آبراه استراتژیک پس از توقف درگیریها، متعهد شده بودند.
کشورهای فرانسه، آلمان و بریتانیا احتمالا مسئولیت مالی عملیات پرهزینه اسکورت کشتیها و مینروبی در تنگه را بر عهده خواهند داشت و کشتیهای تجاری آنها نیز ممکن است برای عبور از این مسیر، مجبور به پرداخت مبالغی هنگفت شوند.
رییسجمهوری آمریکا، ۱۹ فروردین اعلام کرد برای گرفتن عوارض از تنگه هرمز، به ایجاد یک سازوکار «سرمایهگذاری مشترک» با همکاری ایران و عمان فکر میکند.
در صورت محقق شدن این موضوع، کشتیها باید هزینههایی را پرداخت کنند که پیش از جنگ وجود نداشته است.
علاوه بر این، هزینههای انرژی در اروپا حتی در صورت پایداری آتشبس، تا ماهها بالا خواهد ماند.
با نگاهی به این روند، یک حقیقت تلخ آشکار میشود: اروپا برای باقی ماندن در ائتلاف با آمریکا باید هزینه بیشتری بپردازد.
ناچو سانچز آمور، عضو کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا، در این باره گفت: «ما با یک الگوی تکراری مواجه هستیم. ما در غزه باید هزینه بازسازی را بپردازیم، در اوکراین هزینههای جنگ را عملا بهتنهایی به دوش میکشیم و حالا هم احتمالا باید هزینه پاکسازی تنگه هرمز را متقبل شویم.»
او تاکید کرد مبنای عمل سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) باید بر پایه تعهد متقابل باشد، اما شرایط فعلی اصلا چنین نیست.
ساعاتی پس از آن که ترامپ با عقبنشینی از تهدیدات خود علیه جمهوری اسلامی، توافق آتشبس را اعلام کرد، رهبران اتحادیه اروپا این اتفاق را «پیروزی دیپلماسی» دانستند.
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، نیز در فضای مجازی از این تنشزدایی استقبال کرد.
با این حال، رهبران اروپایی بلافاصله خود را برای چالش بزرگ بعدی، یعنی چگونگی بازگشایی تنگه هرمز، آماده کردند.
امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، ۱۹ فروردین اعلام کرد گروهی متشکل از ۱۵ کشور برای تسهیل تردد دریایی در تنگه هرمز تلاش خواهند کرد.
اما اجرای این وعده بسیار دشوار است، چرا که هزینههای چنین عملیاتی با احتساب نرخ تورم، میتواند بیش از یک میلیارد دلار شود.
مقامات ارشد اروپایی از جمله کییر استارمر، نخست وزیر بریتانیا و کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، برای تضمین پایداری این آتشبس دوهفتهای راهی منطقه شدهاند.
دفتر نخستوزیر بریتانیا اعلام کرد استارمر با رهبران کشورهای حوزه خلیج فارس درباره احیای آزادی ناوبری گفتوگو خواهد کرد.
یک دیپلمات اروپایی که نخواست نامش فاش شود، تاکید کرد تعهد اروپا برای پاکسازی تنگه هرمز به معنای دادن «چک سفیدامضا» نیست.
او خاطرنشان کرد حتی اگر نیازی به عملیات مینروبی نباشد، اروپا تا مدتها، همچنان از اثرات و پیامدهای جنگ بر بازار انرژی، رنج خواهد برد.
این فضای تردید و احتیاط، احتمالا به نشست غیررسمی آتی رهبران اروپایی در قبرس نیز کشیده خواهد شد.
آنها در این نشست باید درباره پیامدهای جنگ با جمهوری اسلامی و چگونگی تامین حمایتهای مالی از اوکراین تصمیم بگیرند.
به گفته تحلیلگران، واقعیت بنیادی این است که اروپا همچنان از ضعف نسبی خود در عرصه جهانی رنج میبرد.
اروپا بهدلیل نداشتن قدرت سخت برای تحمیل اراده خود، همواره مجبور است با مذاکره و پرداخت هزینههای مالی، راهی برای خروج از بحرانها و به حداقل رساندن ضرر پیدا کند.
این وضعیت، اروپا را به بازیگری تبدیل کرده که همواره باید صورتحساب تصمیمات واشینگتن را بپردازد.
تشدید تنشها میان جمهوری اسلامی و آمریکا بار دیگر توجهات را به مسیر پرپیچوخم پرونده هستهای ایران معطوف کرده است. در ادامه، گاهشمار تحولات و فراز و فرودهای مذاکرات هستهای بازخوانی میشود.
در بیش از دو دهه گذشته، مذاکرات بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی بهصورت متناوب ادامه داشته، اما تاکنون به نتایج دلخواه آمریکا و جامعه بینالمللی منجر نشده است.
در آغاز دهه ۱۳۸۰ و بهدنبال افشای فعالیتهای هستهای اعلامنشده جمهوری اسلامی، این پرونده به یکی از مهمترین نگرانیهای جامعه بینالمللی تبدیل شد، زیرا قدرتهای جهانی نمیخواستند ایران به نمونهای مشابه کره شمالی بدل شود.
مذاکرات هستهای در سال ۱۳۸۲ آغاز شد و در جریان آن، حسن روحانی به نمایندگی از جمهوری اسلامی در کاخ سعدآباد با وزیران امور خارجه سه کشور فرانسه، آلمان و بریتانیا دیدار و گفتوگو کرد.
پس از روی کار آمدن محمود احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ بهعنوان رییس دولت و اتخاذ رویکردی تقابلی در سیاست خارجی، بحران برنامه اتمی ایران ابعاد گستردهتری یافت و در نهایت، پرونده هستهای جمهوری اسلامی به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد.
این دوره سرآغاز اعمال گسترده تحریمهای بینالمللی علیه حکومت ایران بود.
در دوره نخست ریاستجمهوری حسن روحانی، مسیر دیپلماسی با غرب در خصوص برنامه هستهای ایران بار دیگر فعال شد؛ روندی که ابتدا به توافق موقت ژنو در آذر ۱۳۹۲ و سرانجام به توافق برجام در تیر ۱۳۹۴ انجامید.
برجام در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما به امضا رسید. با این حال، دونالد ترامپ در نخستین دوره حضور خود در کاخ سفید، سیاست فشار حداکثری را در برابر حکومت ایران در پیش گرفت و سرانجام سال ۱۳۹۷ از برجام خارج شد.
در واکنش به این اقدام ترامپ، جمهوری اسلامی روند کاهش تعهدات هستهای خود را در دستور کار قرار داد.
پس از پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا در سال ۱۳۹۹، اینبار مذاکرات بهصورت غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن از سر گرفته شد، اما به نتیجهای نینجامید.
ورود مجدد ترامپ به کاخ سفید در سال ۱۴۰۳، بار دیگر به اعمال سیاست فشار حداکثری علیه حکومت ایران انجامید.
پنج دور مذاکرات هستهای میان تهران و واشینگتن برگزار شد، اما با تاکید مقامهای جمهوری اسلامی بر ادامه غنیسازی در خاک ایران، گفتوگوها به بنبست رسید.
بر پایه گزارشها، دونالد ترامپ در نامهای خطاب به علی خامنهای، ضربالاجلی ۶۰ روزه برای دستیابی به توافق در مذاکرات تعیین کرده بود؛ اما با ناکام ماندن گفتوگوها، روند تقابل وارد مرحلهای تازه شد و کارزار نظامی علیه حکومت ایران در دستور کار قرار گرفت.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، بمبافکنهای بی-۲ ایالات متحده سایتهای نطنز، فردو و اصفهان را هدف قرار دادند.
پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان در دیماه ۱۴۰۴، حمایت علنی ترامپ از معترضان و کشتار هزاران نفر به دست نیروهای سرکوب، فشارها بر جمهوری اسلامی افزایش یافت و تهران بار دیگر به میز مذاکره با واشینگتن بازگشت.
این دور از گفتوگوها نیز با میانجیگری عمان برگزار شد، اما دستاوردی فراتر از مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه به همراه نداشت؛ بار دیگر دور تازهای از حملات علیه ایران آغاز شد.
علی خامنهای، دیکتاتور تهران، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات، عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران، علی شمخانی، دبیر شورای دفاع، غلامرضا سلیمانی، رییس سازمان بسیج و عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، از جمله مقامهای بلندپایهای بودند که در جریان جنگ اخیر از پا درآمدند.
پس از ۳۸ روز نبرد، ایالات متحده و جمهوری اسلامی بامداد ۱۹ فروردین بر سر برقراری آتشبس دوهفتهای به توافق رسیدند و قرار است مذاکرات دو طرف ۲۲ فروردین در اسلامآباد برگزار شود.
بر اساس گزارشها، طرح پیشنهادی ایالات متحده بر مهار برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، محدودسازی حمایت از گروههای نیابتی در منطقه و بازگشایی تنگه هرمز تمرکز دارد.
ترامپ ۲۰ فروردین به جمهوری اسلامی هشدار داد هرگونه نقض توافق احتمالی میان تهران و واشینگتن، با واکنش شدید ایالات متحده مواجه خواهد شد.
در این پیام آمده است که نیروهای نظامی و ادوات جنگی آمریکا «در داخل و اطراف ایران باقی خواهند ماند، تا زمانی که "توافق واقعی" بهدستآمده بهطور کامل اجرا شود».
در مقابل، محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، ۲۰ فروردین تاکید کرد: «خواستههای دشمنان برای محدود کردن برنامه غنیسازی ایران صرفا آرزوهایی است که به گور خواهد رفت. هیچ قانون و فردی نمیتواند جلوی ما را بگیرد.»
برِت مکگِرک، دیپلمات ارشد آمریکایی، پیشتر احتمال دستیابی به توافق میان واشینگتن و تهران در مذاکرات پاکستان ظرف چند روز را «تقریبا صفر» ارزیابی و تاکید کرد: «آنچه تاکنون علنی شده، نشان میدهد فاصلهها بسیار زیاد است.»