جزیره خارک گلوگاه صادرات نفت ایران و نقطه کلیدی در بحران تنگه هرمز است
میعاد ملکی، تحلیلگر امور مالی و تحریمها، در یک رشته توییت در شبکه اجتماعی ایکس، نشان میدهد که جزیره خارک با وجود اندازه کوچک خود، یکی از حیاتیترین نقاط زیرساختی اقتصاد ایران و در عین حال یکی از نقاط کلیدی در معادله امنیتی تنگه هرمز به شمار میرود.
ملکی در این مطلب توضیح میدهد که جزیره خارک، نواری مرجانی به طول حدود پنج مایل در شمال خلیج فارس است، اما حدود ۹۰ درصد صادرات نفت خام ایران از طریق آن انجام میشود و بخش عمده حدود ۷۸ میلیارد دلار درآمد سالانه انرژی ایران از همین مسیر تامین میشود. به گفته او، به همین دلیل است که دونالد ترامپ از این جزیره به عنوان «جواهر تاج ایران» یاد کرده است.
در این تحلیل تاکید شده است که اگرچه نفت ایران تنها ۳ تا ۴ درصد عرضه جهانی نفت را تشکیل میدهد، اما اهمیت واقعی بحران به تنگه هرمز مربوط میشود؛ آبراهی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. ملکی مینویسد تهدید این مسیر نه تنها صادرات ایران بلکه جریان انرژی کشورهای بزرگی مانند عربستان سعودی، عراق، کویت، قطر و امارات را نیز به خطر میاندازد. به گفته او، حملات اخیر به خارک را باید بیشتر در چارچوب حفاظت از جریان ۲۰ درصدی نفت جهان تحلیل کرد، نه صرفاً ضربه زدن به سهم محدود ایران در بازار جهانی.
او در ادامه با مقایسه ظرفیت پایانههای نفتی ایران توضیح میدهد که هیچ مرکز دیگری در این کشور به پای خارک نمیرسد. به گفته او، پایانه خارک ظرفیت انتقال حدود ۷ میلیون بشکه در روز و ذخیرهسازی ۲۸.۳ میلیون بشکه نفت را دارد و میتواند همزمان ۸ تا ۹ نفتکش بسیار بزرگ را پذیرش کند. در مقابل، ظرفیت پایانههای دیگر بسیار محدودتر است: جزیره لاوان حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت دارد، جزیره سیری حدود ۴.۵ میلیون بشکه ظرفیت ذخیره دارد، عسلویه صرفاً برای میعانات گازی استفاده میشود و نه نفت خام، و پایانه جاسک در دریای عمان که قرار بود ظرفیت یک میلیون بشکه در روز داشته باشد، هنوز تنها حدود ۲ میلیون بشکه ظرفیت ذخیره دارد. به گفته ملکی، این ارقام نشان میدهد که خارک عملاً تنها پایانه اصلی صادرات نفت خام ایران است.
این تحلیل همچنین به اهمیت نظامی این جزیره اشاره میکند. به گفته ملکی، خارک که گاهی «جزیره ممنوعه» نامیده میشود، تحت حفاظت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد و محل استقرار تیپ رزمی سطحی ۱۱۲ ذوالفقار از یگانهای نخبه نیروی دریایی سپاه است. این یگان از قایقهای تندرو مجهز به موشکهای ضدکشتی، مینهای دریایی و دیگر تجهیزات دریایی استفاده میکند.
ملکی مینویسد خارک علاوه بر پایانه نفتی، به عنوان یک سکوی عملیاتی نظامی در شمال خلیج فارس نیز استفاده میشود. از جمله تجهیزات مستقر در این منطقه میتوان به قایقهای موشکانداز کلاس ذوالفقار مجهز به موشکهای ضدکشتی نصر-۱ با برد حدود ۲۵ تا ۳۵ کیلومتر، قایقهای تندرو کلاس عاشورا با توانایی شلیک راکت و مینگذاری، سامانههای موشکی ساحلی، شبکههای راداری و زیرساختهای پهپادی اشاره کرد.
در کنار سپاه، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز از منطقه بوشهر-خارک برای عملیات دریایی استفاده میکند. ملکی توضیح میدهد که اگرچه نیروی دریایی سپاه ادعای انحصار در جنگ مین را دارد، اما نیروی دریایی ارتش نیز از این منطقه برای عملیات مینگذاری با قایقهای تندرو و بالگردها بهره میبرد.
به گفته این تحلیلگر، حکومت ایران احتمالاً بین ۲ هزار تا ۶ هزار مین دریایی در اختیار دارد. او مینویسد تهران پیشتر «چند ده مین» در تنگه هرمز کار گذاشته و همچنان بخش عمده توان مینگذاری خود را حفظ کرده است. به گفته او، حتی یک عملیات محدود مینگذاری میتواند عبور کشتیها را برای چند روز مختل کند و ۳۰۰ مین میتواند تنگه هرمز را برای مدت طولانی عملاً مسدود کند.
ملکی همچنین اشاره میکند که سنتکام در روزهای اخیر ۱۶ شناور مینگذار ایرانی را در نزدیکی تنگه هرمز منهدم کرده و عملیات شناسایی انبارهای مین را آغاز کرده است. با این حال، به گفته او شناورهای مینگذار و قایقهای تندرو مستقر در خارک و بوشهر همچنان تهدیدی جدی برای عملیات مینروبی محسوب میشوند.
در همین چارچوب، ملکی توضیح میدهد که حمله به اهداف نظامی در خارک در حالی انجام شده که زیرساختهای نفتی این جزیره عمداً هدف قرار نگرفتهاند. به گفته او، نابودی قایقهای موشکانداز، قایقهای تندرو، سکوی پرتاب موشک، پهپادها و سامانههای ساحلی میتواند تهدید علیه ناوهای مینروب ائتلاف را کاهش دهد و به پاکسازی تنگه هرمز کمک کند.
او میافزاید که بدون حذف تهدیدهای موشکی و پهپادی حکومت ایران، اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز برای نیروی دریایی آمریکا و متحدانش دشوار خواهد بود. به گفته او، از بین بردن توان نظامی حکومت ایران در مناطقی مانند خارک و بندرعباس میتواند راه را برای فعالیت ناوهای مینروب و پهپادهای ضد مین هموار کند تا آزادی کشتیرانی در این مسیر حیاتی دوباره برقرار شود.
ملکی در پایان مینویسد پیام واشینگتن روشن است: اگر [حکومت] ایران یا هر طرف دیگری تلاش کند عبور کشتیها از تنگه هرمز را مختل کند، هدف قرار دادن زیرساختهای نفتی نیز ممکن است در دستور کار قرار گیرد. به گفته او، در معادله انرژی جهانی ۳ تا ۴ درصد سهم نفت ایران قابل جایگزینی است، اما ۲۰ درصد نفتی که از تنگه هرمز عبور میکند قابل چشمپوشی نیست؛ و همین محاسبه در پس تصمیمهای نظامی اخیر قرار دارد.