برای دههها، همسر رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، علی خامنهای، تقریباً بهطور کامل از دید عموم دور نگه داشته شد. حتی خبر درگذشت او نیز با اکراه منتشر شد؛ گویی هرگز در صحنه عمومی وجود نداشته است.
منصوره خجسته باقرزاده یک روز پس از همسرش درگذشت. او آخرین روز زندگی خود را در حالت کما در بیمارستانی در نزدیکی محل اقامتشان در خیابان پاستور در مرکز تهران گذراند؛ مجموعهای که سالها توسط سپاه پاسداران محافظت میشد اما اکنون تخریب شده است.
او در خانوادهای مذهبی در مشهد به دنیا آمد و در سال ۱۳۴۳ در یک ازدواج سنتی که با هماهنگی خانوادهها انجام شد با علی خامنهای ازدواج کرد.
این زوج شش فرزند داشتند: چهار پسر که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به دنیا آمدند و دو دختر که پس از انقلاب متولد شدند. یکی از دخترانشان، هدا، در همان حملهای که خانه و دفتر خامنهای را هدف قرار داد کشته شد.
زندگی در سایه منصوره خجسته باقرزاده در طول زندگی خود یکی از خصوصیترین چهرهها در میان نخبگان حاکم ایران باقی ماند. حضور عمومی او حتی از فخر ایران ثقفی، همسر روحالله خمینی، یا عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی، نیز بسیار محدودتر بود.
اطلاعات عمومی درباره او آنقدر اندک بود که پس از انتشار خبر مرگش، برخی رسانههای ایرانی در یافتن عکس معتبر از او دچار مشکل شدند. برخی رسانهها حتی به اشتباه تصویری از عاتقه رجایی، همسر محمدعلی رجایی، رییسجمهوری پیشین جمهوری اسلامی، منتشر کردند.
در فضای عمومی از او تقریباً فقط دو مصاحبه باقی مانده است: یکی با مجله محجوبه در اوایل دهه ۱۳۷۰ و دیگری با روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۲، اندکی پس از آنکه خامنهای از یک سوءقصد جان سالم به در برد. بیشتر نقلقولهایی که در سالهای بعد به او نسبت داده شد نیز از همین دو گفتوگو سرچشمه میگیرد.
او درباره ازدواج خود گفته بود: «این یک رابطه عاشقانه نبود. مادربزرگ او [علی خامنهای] به خانه ما آمد تا خواستگاری کند.»
او نقش اصلی خود را حفظ ثبات در زندگی خانوادگی میدانست تا همسرش بتواند فعالیتهای سیاسی و مذهبی خود را دنبال کند. او همچنین تاکید کرده بود که حجاب کامل را برای حضور زنان در خارج از خانه مناسب میداند، هرچند در داخل خانه پوشش میتواند انعطافپذیرتر باشد اما باید همچنان با اصول اسلامی سازگار بماند.
چرا او در سایه ماند؟ دور بودن او از زندگی عمومی تنها به ترجیح شخصی مربوط نمیشد، بلکه بازتابی از فرهنگ سیاسی پیرامون رهبری جمهوری اسلامی نیز بود.
علی خامنهای به دلایل مذهبی، فرهنگی و امنیتی تا حد زیادی خانواده خود را از نگاه عمومی دور نگه داشت. او بهعنوان روحانیای با دیدگاههای سنتی، به ندرت اجازه میداد همسر یا دخترانش در عرصه عمومی ظاهر شوند و حتی پسرانش نیز سالها از توجه عمومی دور نگه داشته شدند.
اگرچه هرگز بهطور رسمی از او با عنوان «بانوی اول» ایران یاد نشد، اما جایگاه نمادین همسر رهبر جمهوری اسلامی گاه در بحثهای عمومی مطرح میشد.
برای مثال، زمانی که جمیله علمالهدی، همسر رییسجمهوری پیشین حکومت، ابراهیم رئیسی، در یک مصاحبه تلویزیونی بهطور موقت از عنوان «بانوی اول» استفاده کرد، برخی رسانههای ایرانی گزارش دادند که پس از انتقاد محافل محافظهکار، توضیح داده شد که چنین عنوانی به خانواده رهبر جمهوری اسلامی تعلق دارد.
بر اساس گزارش رسانههای حکومتی، منصوره خجسته باقرزاده قرار است در حرم امام رضا در مشهد و در کنار همسرش به خاک سپرده شود.
جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی مسیرهای اصلی هوایی، دریایی و زمینی کمکهای بشردوستانه در خاورمیانه را مختل کرده و ارسال کمکهای حیاتی به برخی از بزرگترین بحرانهای انسانی جهان از جمله غزه و سودان را با تاخیر روبهرو کرده است.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۵ اسفند نوشت با ورود جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی به هفتمین روز، بسته شدن حریم هوایی و توقف حملونقل دریایی در تنگه هرمز زنجیرههای تامین جهانی را مختل کرده است.
در نتیجه این وضعیت، ارسال کمکها به غزه و سودان به شدت کند شده و هزینههای عملیات امدادرسانی برای صدها میلیون نفر که با بحران گرسنگی مواجهاند افزایش یافته است.
ژان مارتن بائر، مدیر امنیت غذایی در برنامه جهانی غذا، گفت: «افرادی که به شدت به کمک نیاز دارند، برای دریافت غذا باید مدت بیشتری منتظر بمانند.»
سازمان بینالمللی مهاجرت نیز اعلام کرد چادرها، پوششهای محافظ و چراغهایی که برای مناطق فلسطینی غزه و کرانه باختری ارسال میشدند، در زنجیره تامین متوقف شدهاند.
اختلال در مرکز کمکهای بشردوستانه دبی
گروههای امدادی گفتند افزایش هزینههای عملیاتی فشار بیشتری بر بودجههایی وارد کرده که پیش از این نیز به دلیل کاهش کمکهای مالی با مشکل روبهرو بودند.
این سازمانها همچنین گفتند شرکتهای حملونقل برای هر کانتینر حدود سه هزار دلار هزینه اضطراری اضافی مطالبه میکنند.
انبارهای بزرگ کمکهای بشردوستانه در «مرکز کمکهای بشردوستانه دبی» که برای اعزام سریع کمکها به منطقه استفاده میشوند نیز با مشکل انتقال محمولهها روبهرو شدهاند.
سسیل تراز، از مدیران فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر، گفت این سازمان نمیتواند بستههای کمک پزشکی برای حمایت از عملیات جستوجو و نجات هلال احمر ایران را از مرکز دبی منتقل کند.
به گفته او، این تجهیزات در ذخیره اضطراری این سازمان به ارزش ۱۰ میلیون فرانک سوئیس، معادل حدود ۱۳ میلیون دلار، در دبی باقی ماندهاند.
این سازمان همچنین نمیتواند محمولهها را از بندر جبلعلی، بزرگترین پایانه کانتینری منطقه، منتقل کند؛ بندری که در پی برخورد بقایای یک موشک رهگیریشده دچار آتشسوزی شد.
حنان بلخی، مدیر منطقهای سازمان جهانی بهداشت، نیز گفت فعالیتهای مرکز این سازمان در دبی متوقف شده و این موضوع ۵۰ درخواست اضطراری از ۲۵ کشور را با مشکل روبهرو کرده است.
او افزود این اختلال همچنین برنامههایی مانند واکسیناسیون فلج اطفال را تحت تاثیر قرار داده است.
گسترش اثرات بحران به آفریقا
دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان نیز اعلام کرد سودان که با بحران قحطی روبهرو است، به دلیل محدودیتهای تازه در کانال سوئز و تنگه بابالمندب از ۱۰ اسفند آسیبپذیری بیشتری پیدا کرده است.
یک سخنگوی این نهاد گفت: «ما به طور ویژه درباره آفریقا نگران هستیم.»
او افزود برخی محمولهها اکنون از مسیر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا ارسال میشوند؛ مسیری که انتقال کالا را تا سه هفته طولانیتر میکند.
در همین حال هزینههای سوخت، حملونقل و بیمه نیز افزایش یافته و فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلال احمر گفته ممکن است ناچار شود میزان کمکهای خود به هلال احمر ایران را کاهش دهد.
اما ماسپرو، مدیر ارشد بخش تامین یونیسف در کپنهاگ، گفت امیدوار است در میان محدودیتهای پروازی، پروازهایی که حامل اقلام بشردوستانه فاسدشدنی مانند واکسنها هستند در اولویت قرار گیرند.
میثم مهرانی، تحلیلگر سیاسی، گفت شدت و تعداد انفجارها افزایش یافته است؛ زیرا در روزهای گذشته پدافند جمهوری اسلامی تا حدی فعال بوده و از سوی دیگر همه بمبافکنها نیز رادارگریز نیستند. او افزود حجم انفجارها نشان میدهد بمبافکنهایی که توان حمل چندین بمب بزرگ را دارند، برای هدف قرار دادن محلهای استقرار ادوات نظامی نسبت به روزهای گذشته بسیار فعالتر شدهاند.
وزارت دفاع آذربایجان انکار تهران درباره حمله پهپادی به منطقه خودمختار نخجوان را «غیرقابل قبول» خواند و خواستار پذیرش مسئولیت این حمله و عذرخواهی رسمی شد.
وزارت دفاع آذربایجان جمعه ۱۵ اسفند با اشاره به «شواهد موجود» از جمهوری اسلامی خواست از «انکار بدیهیات» دست بردارد، عذرخواهی رسمی ارائه دهد و عاملان حمله را پاسخگو کند.
این وزارتخانه تاکید کرد بیانیه ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در مورد «احترام ادعایی به حاکمیت سایر کشورها و انکار دخالت در حملات پهپادی تحت هیچ شرایطی قابل قبول نیست».
تهران: کار اسرائیل است
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پنجشنبه پرتاب پهپاد به سمت جمهوری آذربایجان را تکذیب کرد و اعلام کرد تهران با احترام به حاکمیت کشورها، بهویژه کشورهای مسلمان و همسایه، هیچ پهپادی به سوی آذربایجان شلیک نکرده است.
در بیانیه این ستاد آمده بود چنین اقداماتی سابقه دارد و اسرائیل برای برهم زدن روابط میان کشورهای مسلمان و متهم کردن جمهوری اسلامی، دست به اینگونه عملیات میزند.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز گفت نیروهای نظامی جمهوری اسلامی شلیک هرگونه موشک به ترکیه یا آذربایجان را رد کردهاند و در حال بررسی این موضوع هستند که چه اتفاقی رخ داده است.
او افزود ممکن است این حمله از «مکانهای دیگر» انجام شده باشد یا «مشکلی پیش آمده باشد»، اما جمهوری اسلامی «هیچ قصدی» برای حمله به ترکیه، آذربایجان یا دیگر کشورهای همسایه ندارد.
عراقچی در عین حال تاکید کرد پایگاهها و تاسیسات آمریکا در منطقه، «هر کجا که باشند، هدف قرار خواهند گرفت».
واکنشها در باکو
کابینه وزیران آذربایجان جمعه ۱۵ اسفند اعلام کرد با توجه به «وضعیت فعلی ناشی از حملات مغایر با هنجارها و اصول حقوق بینالملل»، تصمیم گرفته است تردد کامیونها، از جمله محمولههای ترانزیتی، در تمام ایستهای بازرسی مرزی میان آذربایجان و ایران بهطور کامل متوقف شود.
بر اساس این تصمیم، تمامی مسیرهای عبور کامیون در مرز دو کشور تا اطلاع بعدی بسته خواهد بود.
پس از این حمله، وزارت امور خارجه آذربایجان مجتبی دمیرچیلو، سفیر جمهوری اسلامی در باکو، را احضار کرد.
الهام علیاف، رییسجمهوری آذربایجان، در واکنش به این حمله گفت: «این افراد بیشرف که این اقدام تروریستی را انجام دادهاند، پشیمان خواهند شد.»
او گفت مقامهای ایرانی باید درباره این حادثه توضیح دهند و از آذربایجان عذرخواهی کنند.
رییسجمهوری آذربایجان همچنین با تاکید بر این که کشورش در هیچ عملیاتی علیه جمهوری اسلامی مشارکت نکرده و نخواهد کرد، گفت باکو حتی در روند تخلیه کارکنان سفارت جمهوری اسلامی در لبنان کمک کرده است، اما «در مقابل به شکلی ناجوانمردانه به ما ضربه میزنند».
افزایش اقدامات دفاعی در آذربایجان
خزر ابراهیم، سفیر آذربایجان در ایالات متحده، در گفتوگو با وبسایت اکسیوس اعلام کرد که کشورش پس از حمله پهپادی جمهوری اسلامی به نخجوان «اقدامات دفاعی و پیشگیرانه مناسبی» اتخاذ خواهد کرد.
ابراهیم در پاسخ به پرسشی درباره احتمال وقوع حملات بیشتر گفت «جای نگرانی نیست»، اما تاکید کرد که آذربایجان در حال بررسی دقیق واقعیتها و اتخاذ تصمیمهای لازم است.
او همچنین گفت باکو و واشینگتن درباره این حادثه در تماس نزدیک هستند.
تنشها میان تهران و باکو پس از آن بالا گرفت که پنجشنبه ۱۴ اسفند چند پهپاد پرتابشده از خاک ایران اهدافی را در جمهوری خودمختار نخجوان هدف قرار دادند.
گزارشها حاکی است یکی از پهپادها به ساختمان ترمینال فرودگاه بینالمللی نخجوان برخورد کرد و پهپاد دیگری در نزدیکی مدرسهای در روستای شکرآباد سقوط کرد. در این حمله چهار غیرنظامی در نزدیکی فرودگاه زخمی شدند.
بر اساس گزارشها، سه نفر از زخمیهای این حمله که به مراکز درمانی منتقل شده بودند، پس از دریافت درمان سرپایی مرخص شدند.
حال عمومی مجروحان رضایتبخش اعلام شده است، اما درمان یکی از آنها به نام اسد جعفراف همچنان در بیمارستان و تحت نظارت پزشکان ادامه دارد.
گروههای حقوق بشری و خانوادههای بازداشتشدگان هشدار میدهند که شرایط زمان جنگ در زندانهای ایران میتواند فاجعهای دیگر مانند دوره جنگ ۱۲ روزه در خردادماه به زندان اوین تهران را رقم بزند.
فعالان میگویند وضعیت داخل زندانها بهطور فزایندهای آشفته شده است. در حالی که گزارش شده برخی زندانیان غیرسیاسی با وثیقه آزاد شدهاند و بسیاری از کارکنان نیز ظاهرا برای رفتن به مکانهای امنتر پستهای خود را ترک کردهاند، مقامها از اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی یا افرادی که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند خودداری کردهاند یا وثیقه آنها را برای آزادی نپذیرفتهاند.
وبسایت وکلای داوطلب «دادبان» نیز هشدار داد که دورههای تنش شدید سیاسی یا نظامی در ایران اغلب به رفتار سختگیرانهتر با زندانیان سیاسی منجر میشود.
این گروه گفت: «در جمهوری اسلامی، در زمانهای تنش شدید سیاسی یا نظامی، خطر تشدید سرکوب و حتی تلافیجویی علیه زندانیان سیاسی افزایش مییابد.»
در چنین شرایطی، بازداشتشدگان ممکن است با محدودیتهای بیشتر، خشونت یا فشارهای مضاعف روبهرو شوند.
چندین سازمان حقوق بشری، از جمله «کمیته آزادی زندانیان سیاسی» و بنیادی مرتبط با نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه نوبل صلح، نسبت به وقوع یک بحران انسانی قریبالوقوع در زندانهای ایران هشدار دادهاند.
این گروهها در بیانیههای خود گفتهاند که نظم اداری داخل اوین عملا فروپاشیده، نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و درهای سلولها قفل شده و زندانیان در داخل محبوس ماندهاند.
طبق این گزارشها، توزیع غذا و خدمات درمانی تا حد زیادی متوقف شده، در حالی که فروشگاه زندان، که منبع مهمی برای تهیه غذا و آب آشامیدنی زندانیان است، نیز تعطیل شده است.
در برخی موارد، فعالان میگویند زندانیان سیاسی بدون اطلاع خانوادههایشان به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. اعضای خانواده بازداشتشدگان میگویند اطلاعات بسیار اندکی درباره سرنوشت زندانیان دریافت کردهاند.
گزارشهای گروههای حقوق بشری و بستگانی که توانستهاند با زندانیان تماس بگیرند، نشان میدهد که یگان ویژه پلیس ایران (نوپو) کنترل زندان اوین را به دست گرفته است.
همسر مصطفی محمد حسن، زندانی سیاسی، در شبکههای اجتماعی نوشت که مقامها قصد دارند زندانیان سیاسی و اتباع خارجیِ زندانی در اوین را به زندانی در شهر قم منتقل کنند.
رضا خندان، زندانی سیاسی در اوین و همسر نسرین ستوده وکیل مداتفع حقوق بشر، نیز در نامهای به غلامحسین محسنیاژهای، رییس قوه قضائیه، نسبت به وضعیت هشدار داده است.
خندان هشدار داد که مقامها هشدارهای مکرر زندانیان را نادیده گرفتهاند؛ همانگونه که در جریان جنگ ۱۲ روزه چنین کردند، زمانی که حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین بخشهایی از این مجموعه را ویران کرد و دهها زندانی، بستگان ملاقاتکننده و کارکنان زندان را کشت.
خندان نوشت: «این بار دیگر هیچ عذر و بهانهای پذیرفتنی نیست. مسئولیت مستقیم جان زندانیان با قوه قضاییه و سازمان زندانهاست؛ زندانیانی که هنوز عزادار هم بندیان و خانوادهها و پرسنلی که عزادار همکارانشان هستند.»
پس از جنگ ۱۲ روزه، گزارش شده بود که زندانیان سیاسی را با دستبند و پابند بسته و موقتا به مراکز دیگری منتقل کردند؛ از جمله زندان تهران بزرگ (فشافویه)، زندان قزلحصار و زندان زنان قرچک.
فعالان میگویند وضعیت در زندانهای دیگر نیز در حال وخیمتر شدن است.
دادبان از بدتر شدن شرایط در زندان زنان قرچک در جنوب تهران، که بهطور گسترده یکی از سختترین مراکز بازداشت در ایران شناخته میشود، گزارش داده است.
طبق این گزارش، کارکنان پزشکی، کارکنان اداری و نگهبانان پستهای خود را ترک کردهاند و همین امر باعث آشفتگی در اداره زندان شده است. کمبود آب که پیشتر نیز در این مجموعه رایج بود، تشدید شده و فروشگاه زندان دیگر فعالیت نمیکند.
در زندان تهران بزرگ، گفته شده موج انفجارهای ناشی از انفجارهای نزدیک در دوم مارس شیشهها را شکسته و به چندین دیوار آسیب زده است. در حالی که هیچ آمار تلفات تایید نشده، گزارشها میگویند نگهبانان زندان زندانیان را کتک زده و داخل مجموعه گاز اشکآور شلیک کردهاند.
یک بیننده در پیامی به ایراناینترنشنال نوشت: «برادرم در زندان تهران بزرگ است. چهار روز است که نه آب دارند نه غذا.»
او افزود: «مسئولان حتی درهای زندان را جوش دادهاند و اکنون این مجموعه تحت کنترل سپاه پاسداران است.»
گزارشهای مشابهی از نقاط دیگر نیز منتشر شده است. رسانه کردی «کردپا» گزارش داد که نیروهای ضد شورش پس از آنکه زندانیان زندان مهاباد نسبت به نگهداری در شرایط خطرناک زمان جنگ پس از حمله به یک پایگاه نزدیک سپاه پاسداران اعتراض کردند، یورش بردند.
بر اساس این گزارش، نگهبانان گاز اشکآور شلیک کردند و دستکم دو زندانی زخمی شدند. همچنین طبق این گزارش سهمیه غذا به یک وعده در روز کاهش یافته و تماسهای تلفنی محدود شده است.
خبرگزاری رویترز نوشت در پی کشته شدن علی خامنهای و تداوم حملات بیوقفه آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی تا حد زیادی منزوی شده است و چین و روسیه که از مهمترین شرکای تهران به شمار میروند، در واکنش به این تحولات تنها به محکومیتهای دیپلماتیک و ابراز نگرانی بسنده کردهاند.
بر اساس این گزارش که پنجشنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، حملات تلافیجویانه جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی شده، به بیثباتی بازارهای جهانی انجامیده و اقتصادهای بزرگ را وادار کرده است برای مدیریت بحران کنونی، دست به اقدامات فوری بزنند.
به گفته تحلیلگران، خویشتنداری روسیه و چین از یک محاسبه واقعگرایانه ناشی میشود: مداخله در تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هزینههای سنگین، دستاوردهای محدود و ریسکهای غیرقابل پیشبینی به همراه خواهد داشت.
به نظر میرسد پکن و مسکو آمادگی پذیرش چنین هزینهها و خطرهایی را ندارند.
آنا بورشچفسکایا، کارشناس مسائل روسیه در موسسه واشینگتن، در همین رابطه به رویترز گفت: «پوتین اولویتهای دیگری دارد و مهمترین آنها اوکراین است. برای روسیه بسیار غیرعاقلانه خواهد بود که وارد یک رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده شود.»
یک منبع ارشد روسی نیز گفت: «تشدید تنشها در ایران و خلیج فارس همین حالا هم توجهها را از جنگ اوکراین منحرف کرده؛ این یک واقعیت است. باقی حرفها صرفا واکنشهای احساسی درباره یک "متحد سقوطکرده" است.»
رویترز گزارش داد چین و روسیه در سالهای گذشته برای تقویت توان نظامی به جمهوری اسلامی کمک کردهاند.
این حمایتها شامل تامین موشک، سامانههای پدافند هوایی و فناوریهایی بوده که با هدف تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی و افزایش هزینه هرگونه حمله به ایران طراحی شدهاند.
با این حال، به نظر میرسد دامنه این حمایتها اکنون به سقف خود رسیده باشد.
چرا روسیه و چین تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کردهاند؟
چین طی سالهای گذشته تلاش کرده جایگاه خود را در تحولات دیپلماتیک خاورمیانه تقویت کند، در حالی که روسیه ایران را بهعنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدغربی خود مطرح کرده است.
با این حال، هنگامی که تنشها بالا گرفت، هر دو قدرت با محدودیتهایی روبهرو بودند؛ چین بهدلیل وابستگیاش به انرژی و تجارت با کشورهای خلیج فارس و همچنین تمرکز امنیتیاش بر آسیا، و روسیه بهدلیل جنگ فرسایشی در اوکراین که توان آن را برای حمایت از شرکایش کاهش داده و در عین حال نیازش را به حفظ روابط با کشورهای نفتخیز خلیج فارس بیشتر کرده است.
در نتیجه یک تناقض آشکار شکل گرفته است: ایران همچنان برای هر دو کشور از نظر راهبردی اهمیت دارد، اما این اهمیت آنقدر نیست که برای دفاع از جمهوری اسلامی وارد رویارویی با آمریکا و اسرائیل شوند.
بورشچفسکایا گفت اگر روسیه بهطور مستقیم جمهوری اسلامی را زیر چتر حمایتی خود میگرفت، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را از خود دور میکرد؛ موضوعی که پوتین تمایلی به آن ندارد.
واکنش محتاطانه پکن نیز بازتاب یک راهبرد قدیمی است: پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی الزامآور در مناطقی که خارج از حوزه منافع اصلی چین قرار دارند.
رویترز نوشت برخلاف آمریکا که اتحادهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته است، چین ترجیح میدهد روابط خود را بر اساس تجارت، سرمایهگذاری و فروش تسلیحات بنا کند.
اوان فایگنباوم، عضو موسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت این نوع شراکتها عمدا طوری طراحی شدهاند که چین را از کشیده شدن به درگیریهای نظامی دور نگه دارند.
هنری توگندهات، عضو موسسه واشینگتن، نیز تاکید کرد حتی اگر چین بخواهد نقش فعالتری ایفا کند، حاضر نیست توجه راهبردی یا داراییهای نظامی خود را از مسائل امنیتی اصلی منحرف کند. به گفته او، اولویتهای پکن در مقطع کنونی تایوان، دریای چین جنوبی و تهدیداتی است که از سوی آمریکا و ژاپن متوجه آن میشود.
این بحران حتی میتواند برای چین فرصتهایی ایجاد کند. پکن بدون آنکه مستقیما وارد منازعه شود، شاهد آن است که نیروهای آمریکا در منطقهای دور از شرق آسیا درگیر شدهاند و بخشی از توان و ذخایر نظامی واشینگتن در این میدان مصرف میشود.
همزمان، بحران خاورمیانه برای چین این امکان را فراهم میآورد تا عملکرد، تواناییها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا را بهطور مستقیم رصد کند. این اطلاعات میتواند در ارزیابیهای راهبردی پکن درباره سناریوهای احتمالی مرتبط با تایوان نقش مهمی داشته باشد.
با این حال، آسیبپذیری اصلی چین همچنان جریان انرژی از تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۴۵ درصد واردات نفت این کشور از آن عبور میکند.
کارشناسان میگویند پکن با ایجاد ذخایر راهبردی و نگهداری حجم قابل توجهی از نفت ایران در نفتکشها یا مخازن ذخیره، تا حدی این خطر را مدیریت کرده است.
روسیه نیز از تحولات جاری بینصیب نمیماند. افزایش قیمت نفت میتواند به تقویت اقتصاد این کشور در زمان جنگ کمک کند و همزمان درگیری دولت آمریکا در بحران خاورمیانه باعث میشود واشینگتن زمان و تمرکز کمتری برای پرونده اوکراین داشته باشد.
به گفته بورشچفسکایا، مسکو از سقوط حکومت ایران سودی نمیبرد، اما در عین حال سرنوشت خود را هم به بقای نظام در تهران گره نزده است.
به همین دلیل، مسکو میتواند در آینده با هر حکومتی که در ایران روی کار بیاید رابطه برقرار کند، حتی اگر آن حکومت به واشینگتن نزدیک باشد.