• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گاردین:‌ سرکوب خونین ۱۸ دی در رشت چگونه رقم خورد؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۷:۲۴ (‎+۰ گرینویچ)

بر پایه بازسازی زمانی روزنامه گاردین از رویدادهای شب ۱۸ دی در رشت، که بر شهادت‌های دست‌اول، ویدیوها، عکس‌ها و گزارش‌های پزشکی تکیه دارد، قطع سراسری اینترنت و ارتباطات عصر آن روز، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات، زمینه‌ساز یکی از خونین‌ترین شب‌های سرکوب شد.

روزنامه گاردین جمعه ۱۷ بهمن نوشت قطع اینترنت در ۱۸ دی باعث شد روشن شدن ابعاد آنچه رخ داد، بر پایه گزارش شاهدان، ویدیوها، عکس‌ها و شهادت‌های بیمارستانی، زمان‌بر شود.

در زمان آغاز خشونت‌ها، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران تظاهرات جریان داشت. این روایت، داستان آن چیزی است که در شهر رشت رخ داد.

پنجشنبه ۱۸ دی، ساعت پنج بعدازظهر

در لحظه‌ای که مقام‌های جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند، علی، ۳۶ ساله، همراه دوستانش در حال حرکت به سمت خیابان شریعتی بود؛ خیابانی که در امتداد لبه بازار بزرگ رشت در مرکز ایران قرار دارد. وقتی به خیابان رسیدند، هزاران نفر پیش از آنجا تجمع کرده بودند و شعار آزادی سر می‌دادند.

اعتراض‌ها از سه‌شنبه شدت گرفته بود و مردم شهرهای اطراف برای پیوستن به تجمع‌ها راهی رشت شده بودند.

جمعیت به بازار بزرگ شهر سرازیر شد؛ بازاری تاریخی و پرجنب‌وجوش که شبکه‌ای از خیابان‌ها و گذرهای درهم‌تنیده را در بر می‌گیرد.

موقعیت بازار در نزدیکی مسجد حاج مجتهد و در تقاطع شریان‌های اصلی شهر، آن را به قلب زندگی پرتکاپوی رشت، و به کانونی طبیعی برای معترضان، بدل کرده بود.

آن شب، کوچه‌های باریک بازار مملو از جمعیت بود. علی گفت: «برآورد می‌کنم بیش از ۲۰ هزار نفر اطراف کوچه‌ها و بلوارهای نزدیک بازار بودند.»

به گفته او، مردم از همه سنین حضور داشتند: «دوست من همسرش و دو دخترش را آورده بود؛ یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله. همه خوشحال بودیم و احساس همبستگی می‌کردیم که برای آزادی کنار هم هستیم.»

حتی وقتی متوجه قطع اینترنت شدند، علی نگران نشد: «مهم نبود اینترنت یا تماس نداشتیم. همه با هم بودیم و احساس خطر نمی‌کردیم.»

در حدود یک کیلومتری او در شمال‌غرب خیابان شریعتی، سیامک، ۴۰ ساله، قرار داشت. او برای پیوستن به تظاهرات محتاط بود و می‌گفت با افزایش جمعیت در شهر، فضا سنگین شده است. اما دلیل حضور مردم را درک می‌کرد.

او در حال رانندگی در شهر، سالمندان، کودکان و خانواده‌های کامل را دید که به راهپیمایی می‌پیوندند، گروه‌هایی از نوجوانان از خودروها پیاده می‌شدند و به سمت بازار می‌رفتند.

سیامک گفت: «شیشه ماشین را پایین دادم و گفتم: خدا نگهدارتان باشد، امیدوارم سالم بمانید.»

با گذشت روز، اما، احساس کرد جمعیت از نظر عددی دلگرم‌کننده است: «تا بعدازظهر پنج‌شنبه، حرف‌ها عوض شد. مردم از ماندن در خانه خجالت می‌کشیدند. پدر و مادرها درباره بچه‌هایشان حرف می‌زدند و می‌گفتند: چرا نرویم؟ دیگر فقط پول نبود؛ مساله کرامت بود.»

ساعت ۸ شب

با فرارسیدن شب، هیچ‌کس از بازار و خیابان‌های اطراف به خانه برنمی‌گشت. عبور از میان جمعیت زمان می‌برد. سیامک از بلوار معلم که حدود ۱۵ دقیقه پیاده تا بازار فاصله داشت، از کوچه‌های فرعی خودش را آرام‌آرام به میدان شهرداری رساند که در همان بلوک بازار قرار دارد.

او به پشت‌بامی رفت تا از چشم‌اندازی بهتر به خیابان نگاه کند: «جمعیت عظیم بود. همه خیابان‌ها پر شده بود.»

در خیابان شریعتی، علی و دوستانش با نزدیک شدن به کوچه‌های اطراف بازار شعار می‌دادند.

فضا شاد و پرامید بود؛ تا اینکه ناگهان چیزی تغییر کرد. علی گفت: «احساس پیروزی به ترس تبدیل شد. نمی‌توانم ثانیه‌های قبل از فاجعه را توضیح بدهم. قلب‌هایمان تند می‌زد. نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌های نقاب‌دار ما را محاصره می‌کردند.»

او چند خودرو سفید تویوتا هایلوکس را دید که با تیربار وارد جمعیت می‌شدند. علی حتی آن لحظه هم، تصور آنچه را در راه بود نداشت.

کمی بیرون‌ از بازار، سیامک صدای تیراندازی را تشخیص داد: «انفجار و رگبار ممتد از سمت بازار شنیدم. مردم به سمت خیابان‌های اطراف می‌دویدند. بعضی فریاد می‌زدند. بعضی خون‌آلود بودند. از حرف‌هایشان فهمیدیم داخل چه خبر است.»

اندکی بعد، بوی دود را حس کرد و نوری سرخ در آسمان دید؛ آتش بازار را دربرگرفته بود.

ساعت ۸:۳۰ شب

علی گفت حدود ۸:۳۰ شب بود که دید بازار می‌سوزد. دقیقا روشن نیست آتش کجا و چگونه آغاز شد، اما «خیلی سریع گسترش یافت»، «مردم داخل بازار بین دو راهی مانده بودند؛ بدوند سمت ما یا بروند برای نجات کسانی که در آتش گرفتار شده‌اند. وقتی دود پخش شد و ما تلاش می‌کردیم راه باز کنیم، موج بزرگی از مردم که از آتش می‌گریختند به سمت خیابان هجوم آورد». سپس نیروهای امنیتی شروع به شلیک کردند.

علی در ادامه گفت: «نیروهای امنیتی به سوی جمعیت در حال فرار تیراندازی کردند. دیدم که مستقیم به سر مردم شلیک می‌کردند؛ با کلاشنیکف، ژ۳ و حتی دوشکا. انگار جهنم را می‌دیدی که می‌سوزد. هنوز هم نمی‌توانم آنچه دیدم را توضیح بدهم.»

گروهی از نیروها به سمت او آتش گشودند و علی و دوستانش برای پناه گرفتن دویدند.

وقتی جمعیت از بازار به خیابان‌های اطراف سرازیر شد، سیامک از فراری‌ها پرسید چه شده است. به او «گفتند بازار شهرداری و بازار بزرگ را آتش زده‌اند و اجازه ورود آتش‌نشان‌ها را نمی‌دهند.»

کوچه‌های باریک بازار مردم را گیر انداخت. وقتی آتش گسترش یافت، مردم مجبور شدند انتخاب کنند؛ داخل بازار بمانند و بسوزند یا بیرون بیایند. وقتی بیرون آمدند، به آن‌ها شلیک شد.

رسانه‌های حکومتی گفتند بازار و یکی از مسجدهای آن «به‌دست آشوبگران وابسته به خارج» به آتش کشیده شد.

بیرون بازار، علی گفت شاهد یک کشتار عینی بود: «واقعا کلمه‌ای برای گفتن ندارم. مردم می‌خواستند آتش را خاموش کنند، اما گروهی از لباس‌شخصی‌ها به جمعیتی که برای خاموش کردن آتش تلاش می‌کردند حمله کردند و همان‌ها جلوی ورود آتش‌نشان‌ها را گرفتند. مردم را کاملا به دام انداخته بودند و به کسانی که فرار می‌کردند هم شلیک می‌کردند.»

علی گفت وقتی مسجد حاج مجتهد را در آتش دید، بازار از پیش شعله‌ور بود: «هنوز نمی‌توانم آنچه جلو چشمم رخ داد را تحلیل کنم. دیدم به بچه‌ها شلیک می‌کردند، به زن‌ها، به سالمندان… نمی‌توانم بگویم. دیدم خیلی‌ها را به سرشان زدند و خون در خیابان‌ها جاری شد.»

نیروهای امنیتی و مردان مسلح لباس‌شخصی «پشت سر فراری‌ها می‌رفتند و شلیک می‌کردند؛ انگار خاکسترها را هم تعقیب می‌کردند و می‌سوزاندند»، «هرگز از آنچه دیدم رها نمی‌شوم. هرگز»

از ساعت ۹ شب تا نیمه‌شب

برای سیامک، پیامدها به اندازه آشوب اولیه فاجعه‌بار بود: «دیدم مردم در خیابان‌های منتهی به بازار فرو می‌ریختند. تیراندازی از چند جهت بود. انفجارهای بلندی شنیده می‌شد؛ چیزی که مردم به آن بمب صوتی می‌گفتند. خودروهای سفید تویوتا هایلوکس با نیروهای نقاب‌دار زیر پل‌ها و در خروجی‌ها مستقر بودند.»

به گزارش گاردین در این زمان خبر پیچید که بازماندگان تیراندازی اولیه داخل بازار، اگر بیرون بیایند «تمام می‌شوند»، «اجازه نمی‌دادند زخمی‌ها زنده بمانند».

چندین نهاد حقوق بشری گزارش داده‌اند که مقام‌ها تا پس از نیمه‌شب اجازه دسترسی مناسب به خودروهای آتش‌نشانی برای مهار آتش را ندادند. در حالی که مغازه‌ها و خانه‌ها می‌سوخت، علی و سیامک عقب‌نشینی کردند، اما همان شب دوباره بازگشتند تا ببینند چه باقی مانده است.

ساعت ۲ بامداد

در ساعات اولیه صبح، علی و دوستانش برای سرکشی به خیابان‌های اطراف بازار برگشتند. به گفته او، حدود ۵۰۰ مغازه سوخته بود و لکه‌هایی از آتش هنوز شعله‌ور بود: «انگار شهر به خاکستر نشسته بود. مثل یک کابوس.»

او گفت برخی اجساد از میان ویرانه‌ها بیرون آورده شده و در خیابان‌ها افتاده بودند؛ آن‌قدر سوخته که قابل شناسایی نبودند: «فکر نمی‌کنم راهی برای شناسایی عزیزان وجود داشته باشد، جز آزمایش دی‌ان‌ای.»

در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های شهر، موج مجروحان سرازیر شد.

بنا بر گفته یک پزشک (که به دلیل ترس از پیامدها نامش فاش نشده) و گزارش‌های گردآوری‌شده از اورژانس‌های رشت، بیمارستان‌ها «صدها مصدوم سوختگی از محدوده بازار رشت دریافت کردند؛ از جمله اجسادی با سوختگی جزئی و بیمارانی با سوختگی‌های گسترده درجه سه و چهار که در روزهای بعد جان باختند».

همچنین «صدها بیمار با جراحات ترکیبی گلوله و سوختگی مراجعه کردند؛ الگوی‌ای سازگار با افرادی که هنگام فرار از منطقه در حال سوختن هدف گلوله قرار گرفته‌اند».

به گفته این پزشک، الگوی جراحات و تلفات ثبت‌شده «بیشتر شبیه سناریوهای نبرد شهری است تا کنترل متعارف جمعیت».

سپیده‌دم

وقتی علی حدود ساعت پنح صبح دوباره بازگشت، اجساد از خیابان‌ها جمع‌آوری شده بودند.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان ایران حقوق بشر مستقر در نروژ، گفت آنچه در رشت رخ داد «هیچ تردیدی درباره نیت مقام‌ها باقی نمی‌گذارد... شهر به میدان کشتار تبدیل شد؛ مردم در کوچه‌ها شکار شدند، در خیابان‌ها به گلوله بسته شدند، از مخفیگاه‌ها با آتش بیرون رانده شدند و وقتی زخمی بودند اعدام شدند. این نمونه‌ای آشکار از جنایت علیه بشریت طبق حقوق بین‌الملل است.»

برای سیامک، که از کشور گریخته، خاطره آن شب و آنچه خانواده‌ها در روزهای بعد با آن روبه‌رو شدند، جانکاه است: «خانواده‌ها مجبور بودند برای تحویل گرفتن پیکرها مبالغ سنگین بپردازند. کسانی که نمی‌توانستند بپردازند، پیکرها را از دست دادند.»

برخی خانواده‌ها شبانه اجساد را در خودروها پنهان کردند. برخی دیگر عزیزانشان را مخفیانه دفن کردند؛ گاهی در باغ‌ها، گاهی در گورهای بی‌نام.

او گفت: «بعد از کشتار، شهر ویران شده بود. نه اینترنت، نه ارتباط. هر جا می‌رفتم، می‌شنیدم کسی دیگر جان باخته است. مثل زندان بود؛ انزوای کامل.»

در این گزارش نام‌ها برای حفظ امنیت تغییر داده شده‌اند.

Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا تصاویر ماهواره‌ای چین را به حمله مرگبار جمهوری اسلامی در اردن مرتبط دانست
۱

آمریکا تصاویر ماهواره‌ای چین را به حمله مرگبار جمهوری اسلامی در اردن مرتبط دانست

۲

درگیری مسلحانه در سراوان چندین کشته بر جای گذاشت

۳

در پی حمله به خط لوله نفت عربستان سعودی، عراق سه گذرگاه‌ مرزی با ایران را بست

۴

بریکس بیانیه مشترک داد اما درخواست جمهوری اسلامی برای محکوم کردن حملات آمریکا را نپذیرفت

۵

پالایشگاه‌ها چه چیزی به‌عنوان بنزین و گازوئیل در ۵ ماه نخست سال تولید کردند؟

Banner

انتخاب سردبیر

  • گرانی لوازم‌التحریر و هزینه‌های کمرشکن مدرسه به ترک تحصیل کودکان دامن می‌زند

    گرانی لوازم‌التحریر و هزینه‌های کمرشکن مدرسه به ترک تحصیل کودکان دامن می‌زند

  • از نان نسیه تا صف ضایعات مرغ؛ روایت فقر در جنوب تهران

    از نان نسیه تا صف ضایعات مرغ؛ روایت فقر در جنوب تهران

  • پایان جشنواره ونیز؛ جایزه بهترین بازیگر زن بخش افق‌ها برای لاله مرزبان

    پایان جشنواره ونیز؛ جایزه بهترین بازیگر زن بخش افق‌ها برای لاله مرزبان

  • سیاست‌های تحریمی، شعبه بانک سپه در آلمان را با تنها ۱۱ سپرده‌گذار ورشکست کرد

    سیاست‌های تحریمی، شعبه بانک سپه در آلمان را با تنها ۱۱ سپرده‌گذار ورشکست کرد

  • پالایشگاه‌ها چه چیزی به‌عنوان بنزین و گازوئیل در ۵ ماه نخست سال تولید کردند؟

    پالایشگاه‌ها چه چیزی به‌عنوان بنزین و گازوئیل در ۵ ماه نخست سال تولید کردند؟

  • درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

    درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

  • بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

    بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

  • ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

    ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

  • اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

    اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

  • از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

    از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

  • روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

    روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.

پشت درهای بسته و دنیای پنهان سکس و تن‌فروشی در ایران

۱ مرداد ۱۴۰۳، ۱۵:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
هومن عابدی
100%

هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیت‌های فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال می‌کند اما به نظر می‌رسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تن‌فروشی بدل شده است.

تن‌فروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکه‌های مجازی تبلیغ می‌شود و پربازدید شده است، از تناقض‌های اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.

در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف می‌شود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش می‌گذارد.

به نظر می‌رسد بسیاری از این صفحه‌ها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسی‌های دقیق‌تر ایران‌اینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار می‌کند: شبکه‌ای مخفی از تن‌فروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت می‌کنند.

یکی از این صفحات به دست زنی اداره می‌شود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بین‌المللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی می‌کند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه می‎‌دهم.»

ایران‌اینترنشنال نمی‌تواند به‌طور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آن‌ها را تایید کند، علاوه بر این به نظر می‌رسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کرده‌اند.

این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکس‌هایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم می‌خورد.

وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را می‌دهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.

با این حال، یکی از لینک‌های موجود در یکی از این صفحه‌ها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی می‌کند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر می‌کشد.

محتویات این کانال تگرام نشان می‌دهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان می‌گذارند و خدمات آن‌ها همچنین شامل سکس سه‌نفره یا گروهی و رابطه با لزبین‌ها و افراد تراجنسیتی می‌شود.

قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقه‌ای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.

تن‌فروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت می‌کنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازات‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شود.

بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و هم‌جنس‌گرایی می‌تواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.

ناظران می‌گویند علی‌رغم قوانین تنبیهی بی‌رحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن می‌زند.

مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهم‌ترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار می‌دهد و می‌تواند شماری از آنان را وادار به تن‌فروشی کند.

وقتی ایران‌اینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روش‌های پرداخت را توضیح می‌داد، به این تماس پاسخ داد.

به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینه‌ها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیش‌پرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت می‌گرفت و این موضوع می‌تواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.

وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگران‌کننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر می‌کشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تن‌فروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تن‌فروشی کنند.

ادامه بررسی های ایران‌اینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمین‌های ایرانی اداره می‌شوند.

برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی می‌پردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن می‌گویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.

100%

به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آن‌ها در این صفحات قرار داده شده است، ایران‌اینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری می‌کند.

«آ» که می‌گوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهی‌های تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده می‌شود.

آن‌چنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر می‌دهد که خطر ابتلا به بیماری‌های مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.

عکس‌هایی با لباس‌های مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه می‌کند و با آنان به سفر نیز می‌رود.

زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجی‌شده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکس‌هایی در سواحل، باشگاه‌های ورزشی و سایر مکان‌ها در اختیار مشتریان بالقوه خود می‌گذارد و به نظر می‌رسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.

«ر» زنی دیگر است که می‌گوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بین‌المللی با مشتریان اعلام کرده است.

زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده می‌شود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود می‌کند.

100%

مقام‌های جمهوری اسلامی در مواجهه با تن‌فروشی به صورت گزینشی عمل می‌کنند. آن‌ها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیت‌های موجود می‌بندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بی‌رحمانه افراد دخیل در تن‌فروشی را سرکوب می‌کنند.

به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوه‌گیری اتخاذ می‌شود.

هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تن‌فروشی، تحت تاثیر ارزش‌های محافظه‌کارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا می‌کنند.

هم‌زمان، تلاش‌ها برای مبارزه با تن‌فروشی در ایران به دلیل محدودیت‌های قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبه‌رو شده است.

اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمان‌های غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.

به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تن‌فروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشه‌ای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیب‌شناسانه به این معضل امکان‌پذیر است.

به‌علاوه، آگاهی‌بخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفه‌ای و مراقبت‌های پزشکی از دیگر شاخصه‌های مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تن‌فروشی در نظر گرفته شوند.

حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تن‌فروشی بیداد می‌کند و زنان آسیب‌پذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار می‌دهد.