در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
جنگ بهعنوان ابزار کنترل داخلی
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
در زمان جنگ، نارضایتی میتواند به «همکاری با دشمن» بازتعریف شود. اعتراض به خرابکاری بدل میشود و مخالفت، به تهدیدی علیه امنیت ملی.
منطق وضعیت اضطراری، فضای عمومی را فشرده و اقداماتی را مشروع میکند که در زمان صلح با واکنش منفی روبهرو میشد.
برای جمهوری اسلامی، جنگ در درجه نخست فاجعهای تحمیلشده از بیرون تصور نمیشود؛ بلکه مکانیسمی است برای بازگرداندن سلسلهمراتب، انضباط و ترس در داخل.
این منطق منحصر به ایران نیست اما در مواجهه حکومت با جامعهای که دیگر بهسادگی مرعوب نمیشود، فوریت تازهای یافته است.
با این نگاه، نحوه اخیر مدیریت دیپلماسی از سوی تهران معنای متفاوتی پیدا میکند.
جابهجایی محلها برای مذاکره، تغییر قالبها، محدود کردن دستورکارها و به تعویق انداختن گفتوگوها، صرفا تلاش برای خریدن زمان نیست.
اینها نشانههایی است از اینکه مذاکرات فقط بر اساس شروط ایران پیش خواهد رفت - یا اصلا پیش نخواهد رفت.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پیشنهاد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، برای تمدید داوطلبانه یکساله محدودیتهای استقرار تسلیحات هستهای راهبردی پس از پایان معاهده «نیو استارت» را رد کرد و گفت واشینگتن بهدنبال توافقی «بهتر و مدرنتر» است که شامل چین نیز بشود.
خبرگزاری رویترز جمعه ۱۷ بهمن در گزارشی نوشت با پایان اعتبار معاهده «نیو استارت» که محدودیت استقرار کلاهکهای هستهای راهبردی را تعیین میکرد، عملا آخرین چارچوب کنترل تسلیحات میان آمریکا و روسیه از میان رفت.
ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت بهجای تمدید نیو استارت، «باید کارشناسان هستهای ما روی یک توافق جدید، بهتر و بهروز کار کنند» که در بلندمدت دوام داشته باشد.
او نیو استارت را «بد مذاکرهشده» خواند و گفت بهطور جدی نقض شده است.
اظهار نظری که به توقف بازرسیهای میدانی از سوی روسیه در سال ۲۰۲۳ اشاره دارد.
بر اساس این گزارش، طرفداران کنترل تسلیحات هشدار دادند که انقضای این معاهده به یک مسابقه تسلیحات هستهای شتابیافته دامن خواهد زد، در حالی که مخالفان آمریکایی گفتهاند این پیمان توانایی ایالات متحده را برای استقرار سلاحهای کافی بهمنظور جلوگیری از تهدیدات هستهای روسیه و چین محدود کرده است.
پیمان نیو استارت، آخرین مورد از مجموعهای از معاهدات کنترل تسلیحات میان دو قدرت بزرگ تسلیحات هستهای جهان بود که قدمت آن به بیش از نیم قرن پیش از جنگ سرد برمیگردد.
این پیمان تنها یک بار تمدید شد: پوتین و جو بایدن، رییسجمهوری سابق آمریکا، در سال ۲۰۲۱ با تمدید آن به مدت پنج سال موافقت کردند.
کارشناسان هشدار دادند پایان نیو استارت میتواند مسابقه تسلیحاتی هستهای را تشدید کند و با از میان رفتن شفافیت و پیشبینیپذیری، خطر محاسبه غلط را بالا ببرد.
ترامپ گفته است خواهان توافقی تازه با مشارکت چین است؛ کشوری که با حدود ۶۰۰ کلاهک، بهمراتب کمتر از آمریکا و روسیه (هرکدام حدود چهار هزار کلاهک) سلاح هستهای دارد و تاکنون مذاکره سهجانبه را نپذیرفته است.
به گفته تحلیلگران، در صورت نبود جایگزین، آمریکا و روسیه میتوانند ظرف چند سال صدها کلاهک بیشتر مستقر کنند. سناریویی که محیط امنیت جهانی را ناامنتر میکند.
همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رییسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانیها هیچوقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچوقت هم مذاکرهای را نباختهاند.»
اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن بهجای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟
بر اساس این گزارش، ترامپ در ماههای گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».
این مواضع، بهویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا بهتدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت.
به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»
بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، بهعنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».
به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند.
بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.
در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحرانساز باقی مانده است.
از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.
هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در مسقط، هاآرتص گزارش داده است که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت. هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
هاآرتص مینویسد آمریکا فعلاً از کنار تحریکات اخیر حکومت ایران در خلیج فارس و دریای عرب، از جمله اعزام پهپاد بهسوی شناورهای آمریکایی و تلاش برای توقیف نفتکش در تنگه هرمز، عبور کرده است. ترامپ همچنین با درخواست تهران برای انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان و محدود شدن دامنه مشارکت کشورها موافقت کرده؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشان میدهد کاخ سفید میخواهد مسیر دیپلماسی را- دستکم در کوتاهمدت - باز نگه دارد، حتی در حالی که آرایش گسترده نظامی آمریکا در نزدیکی ایران حفظ شده است.
به گزارش هاآرتص، خواستههای علنی واشینگتن بر توقف کامل برنامه هستهای ایران، خروج اورانیوم غنیشده از کشور و ممنوعیت دائمی غنیسازی داخلی متمرکز است. با این حال، پیامهای آمریکا درباره دو موضوع کلیدی دیگر- برنامه موشکهای بالستیک و حمایت حکومت ایران از گروههای نیابتی - متناقض بوده؛ مسائلی که اسرائیل آنها را حیاتی میداند و بیم دارد در مذاکرات نادیده گرفته شوند.
این روزنامه اسرائیلی تاکید میکند که حکومت ایران بهدنبال خرید زمان و کاهش تحریمهاست؛ تحریمهایی که اقتصاد کشور را بهشدت تضعیف کرده و جرقه اعتراضات گسترده دی ماه را زد، اعتراضاتی که با سرکوب خونین متوقف شد. هاآرتص با اشاره به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی مینویسد آمار قربانیان احتمالاً بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر است.
پنجم بهمن ماه، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در بخش دیگری از گزارش هاآرتص آمده است که تمرکز ترامپ بر توافق هستهای، عملاً خواسته معترضان ایرانی برای تغییر رژیم را نادیده میگیرد و حتی میتواند حکومت را تقویت کند؛ زیرا رفع تحریمها به تزریق منابع مالی تازه به تهران میانجامد. از دید مخالفان ایرانی، این رویکرد ممکن است ترامپ را بهعنوان رهبری ثبت کند که آنان را رها کرد- خیانتی که حتی از عملکرد باراک اوباما در قبال جنبش سبز ۱۳۸۸ نیز سنگینتر تلقی میشود.
هاآرتص مینویسد بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، آشکارا خواهان سرنگونی رژیم ایران است و این هدف را سالهاست تکرار میکند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر میرسد ترامپ تنها به توافق هستهای میاندیشد، نه تغییر رژیم. در عین حال، نگرانی اصلی تلآویو آن است که حتی در صورت امضای توافقی سختگیرانه، ترامپ یا دولتهای پس از او ارادهای برای اجرای دقیق آن نداشته باشند.
این گزارش میافزاید اسرائیل در عرصه عمومی درباره بحران ایران سکوتی کمسابقه اختیار کرده، اما در محافل داخلی، بخش بزرگی از دولت و نهادهای امنیتی ترجیح میدهند روندها بهسمت اقدام نظامی آمریکا برود، نه توافق دیپلماتیک؛ هرچند مشخص نیست چنین اقدامی چگونه میتواند دوباره مردم ایران را به خیابانها بازگرداند.
در پایان، هاآرتص با انتقاد از ضعف ساختاری دولت ترامپ در بهرهگیری از دیپلماتها و کارشناسان مجرب مینویسد هر توافقی به کیفیت طراحی و اجرای آن وابسته است - و این همان نقطهضعفی است که میتواند هم در پرونده ایران و هم در سایر ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا، از جمله غزه، به شکست بینجامد.
به گزارش تایمز اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در عمان، از «انباشت شرایط» برای فروپاشی حکومت ایران سخن گفت و کابینه امنیتی اسرائیل را زودتر از موعد تشکیل داد؛ مذاکراتی که اسرائیل شانس موفقیت آن را اندک میداند.
بر اساس این گزارش، قرار بود نشست کابینه امنیتی روز یکشنبه برگزار شود، اما نتانیاهو تصمیم گرفت آن را به پنجشنبه منتقل کند؛ تصمیمی که همزمان با تشدید تنشها و لفاظیهای متقابل حکومت ایران و آمریکا اتخاذ شد. قرار است عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در مسقط با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ارشد آمریکا، درباره برنامه هستهای ایران گفتوگو کند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل توضیحی درباره جزئیات این نشست ارائه نکرد، اما رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که نتانیاهو در جلسات غیرعلنی کنست تاکید کرده است مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی در حال شکلگیری است که میتواند ایران را به نقطهای بحرانی نزدیک کند؛ هرچند او اذعان کرده که مشخص نیست این شرایط بهتنهایی برای سقوط حکومت کافی باشد. نتانیاهو همچنین هشدار داده که هرگونه حمله ایران به اسرائیل با «پاسخی قدرتمند» روبهرو خواهد شد.
به نوشته تایمز اسرائیل، نخستوزیر اسرائیل در عین حال بر «هماهنگی بسیار نزدیک» با ایالات متحده تاکید کرده، اما گفته هنوز نمیتوان پیشبینی کرد دونالد ترامپ در نهایت چه تصمیمی درباره ایران خواهد گرفت. ترامپ نیز در اظهاراتی جداگانه گفته است ایران به این دلیل پای میز مذاکره آمده که نمیخواهد هدف حمله نظامی قرار گیرد و بار دیگر از حرکت «ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه سخن گفته است.
در تهران، مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که مذاکرات عمان صرفاً بر موضوع هستهای متمرکز خواهد بود و ایران حاضر نیست درباره برنامه موشکی یا فعالیتهای منطقهای خود گفتوگو کند. سخنگوی وزارت خارجه حکومت ایران گفته تهران با هدف دستیابی به «تفاهمی عادلانه و محترمانه» وارد گفتوگو میشود. در مقابل، واشینگتن تاکید کرده که برای رسیدن به توافقی معنادار، موضوعاتی چون برنامه موشکی، حمایت جمهوری اسلامی از گروههای مسلح منطقه و وضعیت حقوق بشر نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
تایمز اسرائیل همچنین گزارش داده که برخی کشورهای مسلمان از جمله عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان، امارات متحده عربی و پاکستان در تلاشاند چارچوبی برای یک «پیمان عدمتجاوز» میان ایران و آمریکا ارائه کنند؛ پیشنهادی که هنوز مشخص نیست در مذاکرات عمان مطرح شود. به گفته منابع دیپلماتیک، حکومت ایران با گسترش ترکیب مذاکرات و حضور کشورهای دیگر مخالفت کرده و همین امر باعث انتقال محل گفتوگوها از ترکیه به عمان شده است.
در مجموع، ارزیابیهای اسرائیل همچنان محتاطانه است. مقامهای این کشور معتقدند شکافها میان تهران و واشینگتن عمیق است و مذاکرات میتواند به ابزاری برای خرید زمان از سوی ایران تبدیل شود؛ به همین دلیل، گزینههای نظامی همچنان از نگاه اسرائیل روی میز باقی مانده است.
دولت حزب کارگر بریتانیا به رهبری کییر استارمر بهدلیل تعلل در تروریستی اعلامکردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با موجی از انتقادها روبهرو است؛ همزمان گزارشها از فروش کالاهای تبلیغاتی حامی گروههای تروریستی در یک مرکز اسلامی مستقر در لندن خبر میدهند.
بر اساس گزارش پنجشنبه ۱۶ بهمن فاکسنیوز، اواخر ژانویه، مقامهای بریتانیایی تحقیق درباره فعالیتهای «مرکز اسلامی انگلستان» در لندن را آغاز کردند. بهگفته منابع آگاه، این مرکز در یک بازارچه در ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ اقدام به فروش اقلامی با مضامین حمایتی از جمهوری اسلامی، حزبالله لبنان و سپاه پاسداران کرده است.
پایگاه رژیم و شبکه نفوذ
پتکین آذرمهر، کارشناس بریتانیایی-ایرانی، به فاکسنیوز گفت مرکز اسلامی انگلستان «پایگاه رژیم» است. به گفته او، رییس این مرکز مستقیم از سوی علی خامنهای، دیکتاتور تهران، منصوب میشود و متن حکم در مراسم افتتاحیه بهصورت علنی قرائت میشود.
به گفته آذرمهر این مرکز برای ترویج «اسلام سیاسی» جمهوری اسلامی و جذب شهروندان ناراضی بریتانیایی که برای آموزش به ایران اعزام میشوند، بهکار میرود.
اما شوبرت، پژوهشگر «انجمن هنری جکسون» بریتانیا، به فاکسنیوز گفت مرکز اسلامی انگلستان یک نهاد فعال و بخشی از «اکوسیستم نفوذ دولتی جمهوری اسلامی» در بریتانیا است که در قلب آن سپاه پاسداران قرار دارد. او هشدار داد تعویق در تروریستیخواندن سپاه، به شبکههای مخاصم اجازه میدهد زیر پوشش جامعه مدنی و حیات مذهبی به فعالیت ادامه دهند.
دیلی تلگراف اواخر ژانویه گزارش داد مقامهای بریتانیا در حال بررسی فروش قابهای تلفن همراه منتسب به حزبالله لبنان و جاسوئیچیها با تصاویر حمایتی از جمهوری اسلامی در این مرکز هستند. بریتانیا پیشتر حزبالله را در لیست تحریمهای خود قرار داده است.
طبق این گزارش، اقلام یادشده در بازارچه ۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ عرضه شدهاند؛ از جمله جاسوئیچیای با عبارت «با لطف خدا، سیدعلی [خامنهای] رهبر ماست». این در حالی است که تنها هفته بعد حامنهای شخصا دستور کشتار هزاران معترض ایرانی را صادر کرد.
همچنین برچسبهایی از قاسم سلیمانی، فرمانده کشتهشده سپاه پاسداران، در این بازارچه دیده شده است؛ فردی که بنا به اعلام دولت آمریکا مسئول قتل بیش از ۶۰۰ نیروی نظامی بوده و با دستور دونالد ترامپ در ژانویه ۲۰۲۰ در عراق هدف حمله پهپادی قرار گرفت.
این گزارش در حالی منتشر میشود که با تشدید تنشها میان تهران و واشینگتن، استارمر، نخستوزیر بریتانیا، جمعه ۹ بهمن اعلام کرد لندن از تلاشهای آمریکا برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای و مقابله با سرکوب خونین معترضان حمایت میکند.
استارمر در جریان سفر به چین، در گفتوگو با بیبیسی این اهداف را «حیاتی» و سرکوب معترضان را «غیرقابل قبول» خواند؛ موضعی که همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و هشدار ترامپ درباره پایان فرصت مذاکره با تهران مطرح شد.
فعالیت در پوشش خیریه و دریافت کمک از دولت بریتانیا
مرکز اسلامی انگلستان بهعنوان یک نهاد خیریه ثبتشده فعالیت میکند. سخنگوی کمیسیون خیریه بریتانیا به فاکسنیوز گفت در چارچوب تحقیقات قانونی در جریان، نگرانیها درباره اقلامی که از سوی اشخاص ثالث در رویدادی برگزارشده در محل این خیریه عرضه شده بود، با متولیان مرکز در میان گذاشته شده است. او تاکید کرد هرگونه ارتباط میان خیریهها و افراطگرایی یا تروریسم «نفرتانگیز» بوده و به اعتماد عمومی به بخش خیریه آسیب میزند.
در مقابل، آذرمهر این روند را ناکارآمد خواند و گفت کمیسیون خیریه طی پنج سال گذشته بدون صدور تصمیم مشخص یا ارائه بهروزرسانی معنادار، تنها به «بررسی» پرونده بسنده کرده و مرکز اسلامی انگلستان همچنان به فعالیتهای خود ادامه میدهد. به گفته او، نخستین رییس این مرکز، محسن اراکی، اکنون عضو مجلس خبرگان جمهوری اسلامی و از چهرههای محوری در ترویج قدرت نرم جمهوری اسلامی در خارج از کشور است و اعضای خانوادهاش تابعیت بریتانیا دارند.
آذرمهر همچنین گفت دولت پیشین بریتانیا، که آلیسیا کرنز در آن نقش داشت، در دوران همهگیری کرونا بیش از ۱۰۰ هزار پوند کمک حمایتی به این مرکز پرداخت کرده است.
اتحادیه اروپا هفته گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ اقدامی که پیشتر از سوی آمریکا، کانادا و استرالیا نیز انجام شده بود.
در واکنش به این تحولات، نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاحات بریتانیا، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وقتی در بریتانیا شعار حمایت از رژیم قلدر ایران سر داده میشود، ما به عنوان یک ملت با مشکل جدی روبهرو هستیم.»