ابوالفضل کریمی، معترض زندانی، با خطر اجرای حکم اعدام روبرو است
طبق اطلاعات ایراناینترنشنال، ابوالفضل کریمی، معترض ۳۵ ساله بازداشتشده در تهران، با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو است. او پس از شکنجه شدید، جراحت با گلوله ساچمهای و شکستگی دست، ناچار به امضای اعترافات شده و خانوادهاش بهشدت نگران جان او هستند.
بر اساس این اطلاعات، این معترض ۳۵ ساله پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در نارمک بازداشت شد و خانوادهاش تا پنجشنبه ۱۵ بهمن خبری از او نداشتند تا اینکه او در این روز در تماسی تلفنی اعلام کرد که در زندان تهران بزرگ نگهداری میشود.
ابوالفضل کریمی به خانواده خود گفت که هنگام بازداشت ابتدا با شلیک گلوله ساچمهای به شدت مجروح شد و مورد ضرب و جرح شدید قرار گرفت به طوری که یک دست او شکست.
او که یک ماه پیش از بازداشت تحت عمل جراحی معده قرار گرفته بود به خانوادهاش گفت که در دوران بازداشت با وجود این وضعیت جسمانی، تحت شکنجه شدید قرار گرفته، ضربات مکرر به شکم او وارد شده و از دریافت غذای کافی نیز محروم بوده است.
آقای کریمی اعلام کرده که در اثر شدت فشارها و شکنجهها، ناچار شده هر برگه و اعترافی را که مقابل او قرار دادهاند امضا کند و حالا طبق اعلام کتبی، حکم اعدام برای او صادر شده است. خانواده این زندانی امکان ملاقات با او را ندارند و با توجه به شکنجه و شرایط جسمی وخیم به شدت نگران امنیت جانی او هستند. ابوالفضل کریمی پدر یک دختر ۱۴ ساله است.
به گزارش واینت، همزمان با تایید ایران و آمریکا درباره برگزاری مذاکرات هستهای در عمان، مقامهای اسرائیلی احتمال دستیابی به توافق را ناچیز ارزیابی کردهاند و در واکنش، جلسه کابینه سیاسی-امنیتی این کشور را زودتر از موعد برگزار میکنند.
محور اصلی نگرانی اسرائیل، اصرار تهران بر محدود ماندن مذاکرات به پرونده هستهای و خودداری از گفتوگو درباره برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای است.
بر اساس این گزارش، عباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده است که مذاکرات روز جمعه ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی در مسقط آغاز میشود. او با قدردانی از نقش عمان، تاکید کرده که ایران حاضر نیست دستورکار گفتوگوها را فراتر از موضوع هستهای گسترش دهد. مقامهای آمریکایی نیز متعاقباً برگزاری این مذاکرات را تایید کردهاند.
واینت مینویسد این تحولات در حالی رخ میدهد که گزارشهایی متناقض در آمریکا از لغو و سپس احیای مذاکرات منتشر شده بود. یک مقام ارشد کاخ سفید به شبکه الجزیره گفته است که پس از فشار رهبران عرب و مسلمان، مسیر مذاکرات دوباره هموار شده است.
در اسرائیل، جلسه کابینه سیاسی-امنیتی که قرار بود روز یکشنبه برگزار شود، بهطور ناگهانی جلو افتاد و به نوشته نشریه تایمز اسرائیل بعد از ظهر پنجشنبه ۱۶ بهمن در دفتر نخستوزیری در اورشلیم تشکیل خواهد شد. به گفته منابع اسرائیلی، ارزیابی این است که به دلیل شکافهای بنیادین میان طرفین، شانس توافق پایین است.
در همین حال، دونالد ترامپ ريیسجمهوری آمریکا در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرده تهران همچنان در حال مذاکره است، اما هشدار داده که علی خامنهای باید «بسیار نگران» باشد. ترامپ همچنین مدعی شده آمریکا تلاشهای حکومت ایران برای ایجاد یک تاسیسات هستهای جدید را شناسایی کرده و نسبت به آن هشدار داده است.
به نوشته واینت، رسانههای نزدیک به حکومت ایران تلاش کردهاند فضای داخلی را عادی نشان دهند. خبرگزاری تسنیم مدعی شده که آمریکا و اسرائیل در نهایت اصرار تهران برای بازگشت به چارچوب پیشین مذاکرات را پذیرفتهاند.
تحلیلگران نظامی و اطلاعاتی اسرائیل اما تاکید دارند اختلاف اصلی همچنان پابرجاست. حکومت ایران حاضر نیست درباره برنامه موشکهای بالستیک گفتوگو کند؛ برنامهای که آن را ستون اصلی دفاع خود میداند. در مقابل، اسرائیل و آمریکا این برنامه را تهدیدی راهبردی تلقی میکنند و معتقدند توافق هستهای بدون پرداختن به موضوع موشکی، دست حکومت ایران را از نظر نظامی باز میگذارد.
در این گزارش به تحلیل رون بنیشای، مفسر نظامی اسرائیلی، نیز اشاره شده است. او نوشته در این مرحله، نکته تازهای در مذاکرات دیده نمیشود جز این واقعیت که رهبر جمهوری اسلامی به وزیر امور خارجه اختیار انجام مذاکرات ماهوی نداده است. به گفته او، عراقچی احتمالاً مواضع ثابت تهران را تکرار میکند و تنها ممکن است درباره ایده قدیمی تشکیل کنسرسیوم منطقهای غنیسازی اورانیوم، با عضویت ایران، ابراز آمادگی محدودی داشته باشد.
واینت همچنین به ارزیابیهای اسرائیلی اشاره میکند که بر اساس آن، ایران شاید حاضر شود درباره کاهش بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا گفتوگو کند؛ از جمله رقیقسازی یا انتقال بخشی از آن به خارج از کشور، احتمالاً به روسیه.
در سطح دیپلماتیک، گزارش میگوید عراقچی پس از تایید رسمی مذاکرات، در تماسهای تلفنی با همتایان خود در مصر، عمان و قطر درباره این گفتوگوها رایزنی کرده است. همزمان، انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان از نگاه تحلیلگران یک «پیروزی تاکتیکی محدود» برای تهران ارزیابی شده است.
به نوشته واینت، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا گفته اگر ایران خواهان نتیجهای واقعی از مذاکرات است، باید موضوعاتی فراتر از پرونده هستهای، از جمله برنامه موشکی، حمایت از گروههای مسلح منطقهای و وضعیت حقوق شهروندان خود را نیز بپذیرد؛ مطالباتی که تهران آنها را رد کرده است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که واشینگتن از اسرائیل خواسته در جریان مذاکرات از اقدام نظامی یکجانبه خودداری کند. مقامهای اسرائیلی از هماهنگی «بسیار نزدیک» دو کشور خبر میدهند و به دیدارهای مکرر نظامیان و مسئولان اطلاعاتی میان واشینگتن و اورشلیم اشاره میکنند.
بر اساس این گزارش، بنیامین نتانیاهو در دیدار اخیر خود با مقامهای آمریکایی خطوط قرمز اسرائیل را بار دیگر مطرح کرده است؛ از جمله توقف کامل غنیسازی، خروج ذخایر اورانیوم از خاک ایران، پایان برنامه موشکی و قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای. با این حال، ارزیابی نهایی در اسرائیل همچنان محتاطانه است و مقامها هشدار میدهند که ایران ممکن است از مذاکرات برای خرید زمان استفاده کند؛ سناریویی که در آن، گزینه نظامی همچنان روی میز باقی میماند.
در یادداشتی تحلیلی که روزنامه واشینگتنپست منتشر شده، مارک اِی. تیسن، ستوننویس این روزنامه، تصمیم پیشروی دونالد ترامپ درباره ایران را «انتخابی تاریخی» توصیف کرده که میتواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند.
به نوشته تیسن، ترامپ پیشتر بهصراحت به تهران هشدار داده بود که در صورت کشتار معترضان، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد، اما بهرغم این هشدارها، حکومت ایران هزاران نفر از معترضان را به قتل رساند. نویسنده تاکید میکند که بیعملی در این مقطع، نهتنها اعتبار تهدیدهای ترامپ، بلکه اعتبار جهانی آمریکا را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
در این یادداشت آمده است که تجربه رؤسایجمهوری پیشین آمریکا، از جمله باراک اوباما در سوریه و جو بایدن در افغانستان، نشان داده که عقبنشینی از «خط قرمزها» پیام ضعف به جهان مخابره میکند. تیسن استدلال میکند اگر ترامپ نیز اکنون از اجرای هشدارهای خود عقبنشینی کند، همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
تیسن همچنین نسبت به تلاشها برای سوق دادن ترامپ بهسوی مذاکره هستهای با حکومت ایران هشدار میدهد و مینویسد هرگونه توافق در شرایط فعلی، ناگزیر با کاهش تحریمها همراه خواهد بود و عملاً به رژیمی که بهتازگی شهروندانش را سرکوب کرده، پاداش مالی میدهد. به باور او، چنین توافقی به رژیم ایران فرصت بازسازی و بازیابی میدهد.
به نوشته واشینگتنپست، نویسنده بهترین مسیر را اعمال فشار حداکثری و حتی هدف قرار دادن رهبری کنونی ایران میداند تا زمینه برای مذاکره با یک رهبری انتقالی فراهم شود. او ایران را در ضعیفترین موقعیت خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ توصیف میکند و این وضعیت را «فرصتی بیسابقه» برای پایان دادن به دههها بیثباتی در خاورمیانه میخواند.
تیسن در پایان تاکید میکند که هرچند اقدام نظامی با خطر همراه است، اما خطر بیعملی بهمراتب بیشتر خواهد بود. بهگفته او، ترامپ اکنون با دو راهی روشنی روبهروست: یا به حکومت ایران «طناب نجات» بدهد، یا با تصمیمی قاطع، جایگاه خود را در کنار رؤسایجمهوری قرار دهد که بهزعم نویسنده، مسیر تاریخ را تغییر دادهاند.
این در حالی است که همزمان با انتشار گزارشهای ضدونقیض درباره برگزاری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که گفتوگوها جمعه در عمان برگزار خواهد شد؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی نیز آن را تایید کرده است. با این حال، هنوز روشن نیست دستور کار این مذاکرات چه خواهد بود.
در زمستانی که خیابانهای ایران به صحنه ایستادگی بدل شد و شمار کشتهشدگان از هر موج اعتراضی پیشین فراتر رفت، ایران دیگر در حاشیه خبرها نماند.
تداوم حضور مردم، قتلعام رژیم جمهوری اسلامی و شکستن سکوت تحمیلی حکومت از سوی مردم، رسانههای جهان را واداشت از روایتهای گذرا عبور کنند و به همراهی آشکار با مبارزه مردم ایران برسند؛ جایی که ایران از یک خبر منطقهای به مسالهای جهانی تبدیل شد.
تا همین یک ماه پیش بود که خبرهای ایران در رسانههای بینالمللی، حتی در بزنگاههای مهم، اغلب در اندازههای خبر و یا تحلیل سیاسی و در کنار دیگر تحولات جهانی منتشر میشد. ایران معمولا یکی از چند خبر خاورمیانهای بود؛ گاه ذیل پرونده هستهای، گاه در حاشیه تنشهای منطقهای یا رقابت قدرتها. در واقع توجه رسانهای به ایران، مقطعی و وابسته به رویداد بود.
اما زمستان ۱۴۰۴ این الگو را شکست. تداوم حضور مردم در خیابانها، عبور اعتراضها از مطالبات اقتصادی به خواست صریح تغییر حکومت، و از همه مهمتر کشتاری با ابعادی کمسابقه، که بیش از سیهزار ایرانی به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسیدن، ایران را از حاشیه به متن رسانههای جهانی کشاند.
آنچه امروز دیده میشود، صرفا پوشش یک بحران نیست؛ بلکه بازتاب حساس شدن وجدان رسانهای جهان نسبت به مبارزه مردم ایران است. این توجه، بیش از آنکه محصول شوک باشد، نتیجه استمرار است: استمرار اعتراض، استمرار هزینه دادن، و استمرار روایتهایی که دیگر قابل پنهانکردن نبودند و بدون شک بازیگر اصلی آن مردم ایران بودند.
حالا کافی است سری به رسانههای غیر فارسی بزنید، رسانههای جریان اصلی جهان، از آمریکا تا اروپا تا آسیا اکنون ایران را نه فقط بهعنوان یک خبر، بلکه بهمثابه یک لحظه تاریخی روایت میکنند.
در ایالات متحده، تمرکز رسانهها عمدتا بر مقیاس کشتار، آمار قربانیان و مسئولیت ساختار قدرت بوده است. «واشینگتنپست» در گزارشی با عنوان «کشتار معترضان در ایران به سطحی کمسابقه رسیده است» تلاش میکند سرکوب ایران را در یک چارچوب تطبیقی قرار دهد؛ در کنار تیانآنمن چین، حما در سوریه و دیگر نمونههای بزرگ سرکوب دولتی. این روزنامه نشان میدهد که آنچه ایران را متمایز میکند، صرفا تعداد قربانیان نیست، بلکه گستره جغرافیایی و همزمانی خشونت در سراسر کشور است.
«نیویورک تایمز» با مقاله تحلیلی «در شمارش کشتهشدگان ایران، تصویری از خشونت عریان» پا را فراتر میگذارد و نشان میدهد نبرد بر سر اعداد، خود بخشی از نبرد مشروعیت است. این مقاله یادآوری میکند که حتی پایینترین برآوردها نیز از توسل حکومت به سطحی از خشونت حکایت دارد که در دهههای اخیر کمسابقه است؛ خشونتی که نه برای مهار بحران، بلکه برای بقا به کار گرفته شده است.
در سوی دیگر طیف رسانهای آمریکا، «فاکس نیوز» با گزارش «اسناد فاششده، طرح مرگبار محرمانه خامنهای برای سرکوب اعتراضهای ایران را افشا میکند» بر وجه امنیتی ماجرا دست میگذارد. این روایت، سرکوب را نه واکنشی آنی، بلکه اجرای برنامهای از پیش طراحیشده معرفی میکند؛ برنامهای که پس از اعتراضهای سالهای گذشته تدوین شده و در خیزش ۱۴۰۴ بهطور کامل به اجرا درآمده است.
در مقابل این نگاههای دادهمحور و امنیتی، «ایبیسی نیوز» زاویهای انسانیتر انتخاب کرده است. گزارش این شبکه با عنوان «در حالی که ایران به دنبال گفتوگو با آمریکا است، خانوادههای کشتهشدگان و ناپدیدشدگان از نقض حقوق بشر میگویند» تضادی عمیق را به تصویر میکشد: دیپلماسی در بالا، و سوگ حلنشده در پایین. روایت مادران، خانوادهها، شاهدان عینی و جستوجوی اجساد، سیاست را از سطح بیانیهها به سطح زندگی روزمره میکشاند.
در اروپا، تمرکز رسانهها بیشتر بر بدن ایرانیان تیر خورده معترضی که بر روی هم تلنبار شده، خیابان و تجربه زیسته خشونت است. «تلگراف» در گزارشی با عنوان «با مسلسل مردم را درو کردند؛ کشتار مورد تایید حکومت در ایران چگونه رقم خورد» تصویری شوکآور از تغییر تاکتیک حکومت ارائه میدهد. این گزارش از عبور نیروهای امنیتی از منطق کنترل جمعیت به منطق عملیات نظامی علیه غیرنظامیان میگوید؛ از استفاده از سلاحهای سنگین تا قتل در بازداشت و دشواری تحویل اجساد به خانوادهها.
«گاردین» اما مسیری متفاوت را دنبال میکند. این روزنامه در مقالهای که به آیینهای تدفین و سوگواری میپردازد، نشان میدهد چگونه رقص، آواز و تجمع بر مزار کشتهشدگان به کنشی سیاسی بدل شده است. در این روایت، حتی مرگ نیز از کنترل حکومت خارج میشود و به زبان مقاومت تبدیل میگردد؛ جایی که بدن و حافظه جمعی، جایگزین شعار میشوند.
در سطحی نمادینتر، «تایم» با اختصاص جلد خود به ایران و انتشار مجموعهای از مقالات با قلم پنج نویسنده ایرانی، خیزش ۲۰۲۶ را نه یک بحران مقطعی، بلکه مسالهای اخلاقی و تاریخی برای جهان معرفی میکند. تیتر «بعد از آیتاله» بیانگر این نگاه است: ایران بهعنوان نقطهای که گذشته و آینده به هم رسیدهاند و این رسانه با روایت پنج نویسنده ایرانی از فردایی بدون جمهوری اسلامی میگوید.
اگر این روایتها را کنار هم بگذاریم، تصویری روشن شکل میگیرد. رسانههای آمریکایی بیشتر بر آمار، اسناد و مسئولیت سیاسی تمرکز دارند؛ رسانههای اروپایی بر حضور، مقاومت و کشتار حاکمیت و فرهنگ مقاومت. این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و در کنار هم تصویری میسازند که دیگر قابل انکار نیست.
ایران امروز فقط موضوع سیاست خاورمیانه نیست. آنچه توجه جهان را برانگیخته، ایستادگی مردمی است که با وجود کشتار، میدان را ترک نکردهاند. همین تداوم حضور، همین هزینه انسانی، و همین شکستن روایت رسمی قدرت، باعث شده رسانههای جهان در حال ثبت و بازتاب انقلاب مردمی ایرانیان باشند. چیزی که در بسیاری از رسانههای غیر فارسی و جریان اصلی جهان دیده میشود نه فقط یک روایت در چهارچوب کی، کجا و چگونه خوانده میشود بلکه یک باور جهانی در واقعهای انسانی است. روایتی که همه چشمها به بازیگران این روایت دوخته شده: مردم ایران!
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی به مردم ایران، انقلاب شیروخورشید را «حماسهای بینظیر از همصدایی، همدلی و همبستگی ملی» دانست.
شاهزاده رضا پهلوی در این پیام که چهارشنبه ۱۵ بهمن منتشر شد، نوشت: «برخلاف تلاش جمهوری اسلامی و همپیمانانش برای ایجاد تفرقه و انحراف، شما هوشیارانه و میهنپرستانه، با صدایی واحد، در جایجای ایران فریاد زدهاید که یک ملت بزرگ و متحدید با یک پرچم.»
او افزود: «نشان دادهاید که ما فارغ از اینکه از کدام شهر و استان ایران هستیم، به چه گویش و زبانی صحبت میکنیم، چه مذهب و باوری داریم یا نداریم، همه ایرانی هستیم و مصمم به بازپسگیری میهن عزیزمان.»
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «دلاورانه در خیابانهای سراسر ایران -تاکید میکنم: سراسر ایران- زیر رگبار گلوله گفتید که چه نمیخواهید و فریاد زدید چه میخواهید» و اضافه کرد: «شجاعت شما پایههای این رژیم اشغالگر را لرزانده است. صدای شما جهان را بیدار کرده است. فداکاری و جانفشانی شما بیثمر نخواهد ماند. ایران آزاد خواهد شد.»
او همچنین خطاب به «همه آنان که میخواهند در این مسیر همراه ما باشند»، نوشت: «صدای ملت بزرگ و متحد ایران را بشنوید. آغوش انقلاب شیر و خورشید به روی آنانی که چهار اصل حفظ تمامیت ارضی ایران، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون، دموکراسی سکولار بر پایه جدایی دین از دولت، و حق مردم در انتخاب آزادانه نوع حکومت را قبول دارند، گشوده است.»
شاهزاده رضا پهلوی با گرامیداشت «یاد جاویدنامان دلیرمان، زنان و مردان جانفدای وطن»، تاکید کرد: «خانوادهها و دوستانشان مطمئن باشند که محاکمه و مجازات آمران و عاملان این کشتار، و اجرای عدالت قطعی است.»
او در پایان پیام خود نوشت: «امروز که از همیشه متحدتر و به آزادی و دموکراسی نزدیکتریم، قول میدهم که از اعتماد و اتحاد شما با تمام وجود محافظت خواهم کرد. ما با هم ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.»
پیش از این، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به ایرانیان خارج از کشور دوشنبه ۱۳ بهمن نوشت که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روزی برای حضور در خیابانها با هدف واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.
او با اشاره به سرکوب گسترده در ایران تاکید کرد جمهوری اسلامی با «کشتار و خشونت افسارگسیخته» کوشیده اراده ملت ایران را در هم بشکند، اما در این مسیر شکست خورده است. به گفته شاهزاده رضا پهلوی، این حکومت با کشتار دهها هزار ایرانی و قطع اینترنت تلاش کرده جنایتهای خود را پنهان کند، با این حال مردم ایران همچنان در برابر گلولهها ایستادهاند و خواست آزادی و عشق به میهن را فریاد میزنند.
او با تاکید بر پایان یافتن «دوران ترس» و نزدیک بودن «دوران آزادی»، از همه کسانی که به آزادی ایران باور دارند خواست روز شنبه ۱۴ فوریه در همبستگی با مردم ایران به پا خیزند.
شاهزاده رضا پهلوی افزود همبستگی جهانی اهمیت تعیینکننده دارد و زمانی که مردم متحد بایستند، دولتها ناچار به شنیدن خواهند شد.
در این ارتباط هم روزنامه آلمانی بیلد سهشنبه ۱۴ بهمن گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان مهمان دعوت کرده است.
یک افسر پلیس به بیلد گفت: «انتظار داریم که او بهعنوان سخنران در تظاهرات نیز حضور داشته باشد. توجه افکار عمومی جهان در آن آخرهفته کاملاً به مونیخ معطوف خواهد بود.»
پلیس شهر مونیخ پیشبینی کرده است که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، حدود ۱۰۰ هزار نفر در یک تظاهرات بزرگ علیه حکومت جمهوری اسلامی شرکت کنند. این تجمع همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ خواهد بود.
یک تحلیلگر حریم خصوصی و امنیت اینترنت میگوید ایران به دلیل قطعی اینترنت از سوی حکومت جمهوری اسلامی، در هر ساعت ۱.۵۶ میلیون دلار ضرر میکند و اقتصاد در حال رکود خود را از دست میدهد و این موضوع مختل شدن زندگی بیش از ۹۰ میلیون نفر را به همراه دارد.
سیمون میگلیانو، رییس تحقیقات شرکت «پرایوسی»، در مورد قطعی طولانیمدت اینترنت در ایران به شبکه خبری فاکس گفت که زیانهای ناشی از این قطعی حتی پس از برقراری مجدد اتصال جزیی اینترنت نیز ادامه دارد.
او در این گفتوگو که چهارشنبه ۱۴ بهمن منتشر شد، اشاره کرد: «قطعی فعلی اینترنت، روزانه ۳۷.۴ میلیون دلار یا هر ساعت ۱.۵۶ میلیون دلار برای ایران هزینه دارد.»
میگلیانو افزود قطعی کامل اینترنت بیش از ۷۸۰ میلیون دلار برای ایران هزینه داشته است و فیلترینگ سختگیرانه بعدی همچنان تاثیر اقتصادی قابل توجهی دارد.
او اضافه کرد: «ایران در سال ۲۰۲۵ با ایجاد اختلال در دسترسی به اینترنت، ۲۱۵ میلیون دلار از اقتصاد خود را از دست داده است.»
میگلیانو گفت که تخمینهای او با استفاده از ابزار «نتبلاکس کاست» محاسبه شده است؛ یک مدل اقتصادی که تاثیر فوری بر تولید ناخالص داخلی یک کشور را در صورت آفلاین شدن اجباری اقتصاد دیجیتال آن اندازهگیری میکند.
به نوشته فاکس، این مدل، خسارتهای مستقیم وارد شده به بهرهوری، تراکنشهای آنلاین و کار از راه دور را با استفاده از دادههای بانک جهانی، اتحادیه بینالمللی مخابرات، یورواستات و اداره سرشماری ایالات متحده ارزیابی میکند.
پیشتر ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، هفته گذشته گفت که قطعی اینترنت، روزانه پنج هزار میلیارد تومان به اقتصاد ایران خسارت وارد میکند.
او همچنین ۱۲ بهمن اعلام کرد سرعت اینترنت هنوز به شرایط قبل از ۱۷ و ۱۸ دیماه بازنگشته است و میزان ترافیک نیز همچنان پایین است.
قطع اینترنت در ایران از سوی مقامهای جمهوری اسلامی پنجشنبه شب ۱۸ دی و در پی اعتراضات گسترده مردم انجام شد.
فاکس نوشت: در شرایطی که مقامهای جمهوری اسلامی بعدا بخش زیادی از پهنای باند داخلی کشور و همچنین تماسهای تلفنی و پیامکهای محلی و بینالمللی را بازیابی کردند، مردم به دلیل فیلترینگ شدید دولتی تا حد زیادی قادر به دسترسی آزاد به اینترنت نیستند.
میگلیانو قبل از توضیح در این مورد که چگونه حتی زمانی که دسترسی برای مدت کوتاهی بازیابی میشود، اینترنت همچنان «به شدت سانسور شده و عملا بدون ابزارهای دور زدن فیلتر مانند ویپیان غیرقابل استفاده است»، گفت: «به محض بازگشت اتصال، کاربران بلافاصله به دنبال ویپیان برای دسترسی به سایتها و سرویسهای خارج از شبکه تحت کنترل دولت، از جمله پلتفرمهای جهانی مانند واتساپ و تلگرام که در غیر این صورت غیرقابل دسترسی هستند، بودهاند.»
او گفت: «تقاضای پایدار که به طور متوسط ۴۲۷ درصد بالاتر از سطح عادی است، نشان میدهد که ایرانیان در انتظار قطعیهای بیشتر، ابزارهای دور زدن فیلترینگ را انبار میکنند.»
میگلیانو افزود: «استراتژی معمول این است که تا حد امکان، ابزارهای رایگان را دانلود کنند و بین آنها جابهجا شوند. این موضوع تبدیل به یک بازی موش و گربه میشود، زیرا دولت سرورهایویپیانشخصی را مسدود میکند و ارائهدهندگان آدرسهای آیپی را تغییر میدهند تا از سانسورها جلوتر بمانند.»
او اشاره کرد: «قطعی سه هفتهای اینترنت در ایران ممکن است برطرف شده باشد، اما اتصال همچنان به شدت مختل است.»
میگلیانو گفت: «دسترسی به اینترنت همچنان به شدت فیلتر شده، دسترسی به سایتها و برنامههای مورد تایید دولت محدود شده و خود اتصال در طول روز بسیار ناپایدار است.»
در این ارتباط، آمارهای کاندوئیت نشان میدهد که اتصالهای روزانه کاربران ایرانی به شبکه کاندوئیت-سایفون از چند هزار به بیش از ۲۹ میلیون رسیده است.
بر اساس دادههای وبسایت کاندوئیت، تا پیش از ۳۰ دی، تعداد اتصالهای روزانه از ایران کمتر از هشت هزار بود.