سعید آذری:نسلکشی دیکتاتورهای تاریخ برابر کسانی که فرزندان ایران را قتل عام کردند رنگ باخت
سعید آذری، مدیرعامل پیشین باشگاه ذوبآهن در واکنش به کشتهشدن ۱۲هزار نفر از مردم معترض ایران توسط نیروی سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نوشت: «نسلکشان مغولان و تیموریان و بقیه دیکتاتورهای تاریخ در پیشگاه کسانی که فرزندان ایران را قتل عام کردند، رنگ باخت.»
او همچنین نوشت: «معترضین را اعتشاشگر معرفی میکنند و اغتشاشگر را تروریست تا مستمسکی باشد برای قتل عامل مردم وطن. مغزهایی که دستور دادند مطمئن باشند که عقوبتی سخت در راه است توسط حضرت حق.»
در پی سرکوب گسترده و سازماندهی شده انقلاب ملی ایرانیان، جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار معترض را با دستور مستقیم خامنهای کشت.
هجدهمین روز انقلاب ملی ایرانیان در حالی سپری شد که قطع سراسری اینترنت و بازداشتهای گسترده معترضان در داخل کشور همچنان ادامه دارد. همزمان، واکنشهای بینالمللی وارد مرحلهای تازه شد و نگاهها بیش از پیش به تصمیمهای احتمالی آمریکا و اروپا برای حمایت از معترضان در ایران دوخته شد.
صبح چهارشنبه ۲۴ دیماه، در حالی که بیش از ۱۳۰ ساعت از قطع اینترنت در ایران گذشته بود، نهاد پایش اینترنت نتبلاکس هشدار داد که بهدلیل قطع ارتباطات، ابعاد واقعی کشتار معترضان همچنان پنهان مانده است.
همزمان، روزنامه تلگراف در گزارشی نوشت بیمارستانهای ایران مملو از اجساد و مجروحان شدهاند. به گفته پزشکان، سردخانهها سرریز شده، امکانات درمانی بهشدت کاهش یافته و نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم گلوله جنگی، معترضان را هدف قرار میدهند.
تلگراف نوشت اجساد و مجروحان بهطور پیوسته با آمبولانس، وانت، خودروهای شخصی و حتی بهصورت پیاده به بیمارستانها منتقل میشوند و برخی خانوادهها از ترس ربایش پیکرها، اجساد را در خانهها نگه میدارند.
روزنامه فرانسوی فیگارو نیز گزارش داد در حالی که اطلاعات بهصورت «قطرهچکانی» از ایران خارج میشود، فهرست قربانیان سرکوب با شتابی هراسانگیز در حال افزایش است.
این روزنامه به نقل از ایراناینترنشنال نوشت دستکم ۱۲ هزار نفر، عمدتا در شبهای پنجشنبه و جمعه، کشته شدهاند.
در این گزارش آمده است شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای که روز سهشنبه منتشر شد، این رویداد را «بزرگترین کشتار در تاریخ معاصر ایران» توصیف کرده است.
فیگارو در ادامه افزود دستور تیراندازی با گلوله جنگی مستقیما از سوی شورای عالی امنیت ملی صادر شده و با «مجوز و دستور» علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، همراه بوده است.
تشدید فضای امنیتی، حکومت نظامی و بازداشتهای گسترده
پیامهای رسیده از مخاطبان ایراناینترنشنال حاکی از اعمال شرایط حکومت نظامی در تهران و شمار دیگری از شهرهای ایران است.
در برخی مناطق تهران، از جمله نازیآباد، ماموران با بازرسی تلفنهای همراه شهروندان، در صورت یافتن تصاویر یا ویدیوهای اعتراضی، افراد را بازداشت میکنند.
گزارشها از خیابان جمهوری تهران از استقرار تجهیزات سنگین نظامی، از جمله تانک و تیربار، حکایت دارد.
در سنندج نیز به گفته شهروندان، حکومت نظامی شدیدی برقرار شده و حضور نیروهای عربیزبان خارجی به چشم میخورد.
بر اساس ویدیوهای منتشرشده در رسانهها، شماری از هواداران بشار اسد و اعضای حزبالله آمادگی خود را برای حمایت از علی خامنهای و مقابله با اعتراضات مردمی در ایران اعلام کردند.
در شاهینشهر، پس از آتشسوزی در فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش و جانبو، بیش از ۷۰۰ نفر بازداشت شدهاند و خانوادهها نسبت به سرنوشت بازداشتشدگان در نگرانی و بیخبری بهسر میبرند.
بر اساس اطلاعات رسیده، نیروهای لباسشخصی و سپاه پاسداران به خانههای کشتهشدگان اعتراضات و همسایگان آنها در مناطق شرق تهران یورش بردهاند.
منابع آگاه گفتهاند این نیروها ضمن شلیک به دیوارها، خانوادهها را مورد تهدید و توهین قرار داده و حتی اقدام به خالی کردن یخچال خانهها کردهاند.
به خانوادهها اعلام شده برای تحویل پیکر جانباختگان باید بامداد مراجعه کنند و خاکسپاری تنها بهصورت انفرادی و تا ساعت چهار صبح مجاز است.
همچنین از آنها خواسته شده بابت هر گلوله شلیکشده مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان بهعنوان «حق تیر» پرداخت کنند.
همزمان دادستان کل کشور اعلام کرد ضابطان موظف به شناسایی و توقیف اموال معترضان هستند و این اقدام را «عبرتآموز» خواند.
رییس کل دادگستری قم نیز از توقیف کلیه اموال و حسابهای بانکی محمد ساعدینیا، صاحب کافهای که از اعتراضات حمایت کرده بود، خبر داد.
این در حالی است که برخی شهروندان آسیبدیده از جنگ ۱۲ روزه، همچنان هیچ حمایت مشخصی از سوی دولت دریافت نکردهاند.
تحرکات نظامی و امنیتی در منطقه
سایت فلایترادار که پروازهای جهان را رصد میکند، با انتشار نقشهای گزارش داد پروازی که بیشترین ردیابی این وبسایت روی آن صورت گرفته یک هواپیمای بدون سرنشین است که در سواحل ایران در حال عملیات است.
اطلاعات فلایترادار این هواپیما را متعلق به آمریکا معرفی و آن را نظامی گزارش کرده است.
همزمان، رویترز گزارش داد برخی کارکنان آمریکایی پایگاه العدید قطر را ترک کردهاند و تخلیه بخشی از پایگاههای آمریکا در عراق، از جمله عینالاسد، آغاز شده است.
یک مقام آمریکایی نیز به رویترز گفت واشینگتن بهعنوان اقدامی احتیاطی و در پی افزایش تنشهای منطقهای، در حال خارج کردن بخشی از نیروهای خود از پایگاههای اصلی در خاورمیانه است.
شبکه خبری آی۲۴ گزارش داد دولت دونالد ترامپ فهرستی از ۵۰ هدف احتمالی در ایران را دریافت کرده است که ۲۳ مورد آن به پایگاههای منطقهای سپاه پاسداران و بسیج مربوط میشود.
همزمان، کانال ۱۲ اسرائیل نوشت عربستان سعودی خواستار اقدامی «دقیق و محدود» علیه سازوکارهای سرکوب شده است؛ اقدامی که به تقویت حکومت جمهوری اسلامی منجر نشود.
با افزایش احتمال درگیری، سطح آمادهباش امنیتی در اسرائیل نیز بالا رفته است.
تشدید فشارهای دیپلماتیک و واکنشهای جهانی
نشریه پولیتیکو به نقل از یک دیپلمات گزارش داد سفیران کشورهای اروپاییِ فعال در تهران، همراه با نماینده بریتانیا، در جلسهای پشت درهای بسته با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، «بهشدت» به سرکوب اعتراضات در ایران اعتراض کردهاند.
در این نشست، پس از ارائه روایت رسمی جمهوری اسلامی که معترضان را «آشوبطلب» خوانده بود، دیپلماتهای اروپایی بهطور صریح با این روایت مقابله کرده و خشم خود را از «سرکوب خشن» ابراز کردهاند.
در همین چارچوب، ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، اعلام کرد این کشور در حال بررسی امکان ارسال پایانههای ماهوارهای یوتلست به ایران است.
در سوی دیگر، ایرانیان در شهرهای مختلف جهان از میلان و تورنتو تا ملبورن، مادرید، تایپه و تفلیس، با برگزاری تجمعهای اعتراضی، خواستار اقدام قاطع جهانی برای توقف کشتار معترضان شدند.
هنرمندان، ورزشکاران و چهرههای فرهنگی از جمله جعفر پناهی، بهروز وثوقی و کیهان کلهر نیز با پیامهایی صریح، خواستار شکستن سکوت جهانی شدند.
زندگی زیر سایه سرکوب
یک شهروند تهرانی به ایراناینترنشنال گفت با وجود سرکوبهای گسترده، اعتراضات شبانه در شرق تهران همچنان ادامه دارد.
به گفته او، شهر در روزها در سکون و تعطیلی فرو رفته، اما شبها خیابانها دوباره جان میگیرند.
او همچنین از کمیاب شدن گوشت و جهش قیمت تخممرغ به ۵۵۰ هزار تومان خبر داد.
شهروند دیگری با ارسال پیامی از ایران، با اشاره به تجمعهای پس از فراخوان رضا پهلوی گفت تا یک دقیقه مانده به ساعت شش عصر، خیابانها خلوت بود اما راس ساعت، انبوهی از مردم ناگهان از خانهها بیرون آمدند و در محلهها تجمع کردند.
به گفته او، شامگاه ۲۱ دی، غرب تهران از جمله پونک و مرزداران به کانون اصلی اعتراضات بدل شد و نیروهای حکومتی با شلیک گاز اشکآور و بهکارگیری پهپادهای شناسایی به منطقه یورش بردند.
او همچنین از ایجاد پارازیت روی ماهوارهها در برخی مناطق تهران خبر داد.
شبکه سیانان نیز گزارش داد در پی تشدید فضای امنیتی و سرکوبها، بیش از ۳۰۰ شهروند پاکستان طی روزهای گذشته ایران را ترک کردهاند.
همزمان، پیامهای رسیده نشان میدهند جمهوری اسلامی دامنه سرکوب را با تشدید فضای امنیتی و حکومت نظامی، کنترل هدفمند شهروندان، حضور سرکوبگران مسلح خارجی و استقرار تانک در خیابانها گسترش داده است.
در واکنشی دیگر، مارک لوین، تحلیلگر محافظهکار آمریکایی، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت جمهوری اسلامی بهشدت درمانده است و حملات قاطع میتواند شکاف در ساختار قدرت را تشدید کند؛ موضعی که بازتابدهنده بخشی از گفتمان تندتر در آمریکا نسبت به تحولات ایران است.
در هجدهمین روز انقلاب ملی ایرانیان، در حالی که حکومت میکوشد با گلوله، زندان، حکومت نظامی و قطع ارتباطات، جامعه را به سکوت وادارد، معترضان و حامیانشان همچنان بر ادامه مسیر تاکید دارند و عقبنشینی را جایی در معادله خود نمیبینند.
همزمان، ایرانیان در نقاط مختلف جهان خواستار تحقق وعدههای دونالد ترامپ و جامعه جهانی در پشتیبانی از مردم معترض ایران شدند؛ مردمی که حکومت دسترسیشان به اینترنت را قطع کرده و با سرکوبی خونین آنها هدف قرار داده است.
برای خواندن تحولات جاری مربوط به انقلاب ملی ایرانیان کلیک کنید.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند جمهوری اسلامی دامنه سرکوب را با تشدید فضای امنیتی و حکومت نظامی، کنترل هدفمند شهروندان، حضور سرکوبگران مسلح خارجی و استقرار تانک در خیابانها گسترش داده است. گزارشهایی نیز حاکی از نایاب و گران شدن مواد غذایی است.
شهروندی از تهران چهارشنبه ۲۴ دی با ارسال پیامی گفت باوجود سرکوبهای گسترده، اعتراضات در شرق تهران همچنان پابرجاست.
به گفته این شهروند، وضعیت پایتخت روزها در سکون و بیخبری است و عمده مغازهها در تعطیلی به سر میبرند.
با اینحال شبها همچنان تجمعات اعتراضی در برخی مناطق شکل میگیرند.
این شهروند تاکید کرد «گوشت در تهران کمیاب شده» و قیمت تخممرغ به ۵۵۰ هزار تومان رسیده است.
باوجود گرانیهایی که در چند هفته اخیر و تا پیش از شکلگیری و گسترش انقلاب ملی ایرانیان گزارش شده بود، هر شانه تخممرغ پیشتر با قیمت حداکثر ۳۰۰ هزار تومان و هر کیلوگرم از آن با قیمت حدود ۱۱۵ هزار تومان فروخته میشد.
علاوه بر این تحولات، چند شهروند با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال، از کنترل هدفمند گوشی تلفن همراه عابران در تهران گزارش دادند.
یک مخاطب توضیح داد: «در نازیآباد تهران، ماموران گوشیهای مردم در خیابان را کنترل، و در صورت یافتن عکس یا فیلم از اعتراضات، فرد را بازداشت میکنند.»
شهروندی دیگر خبر داد پلیس امنیت جمهوری اسلامی ۲۳ دی در بهشت زهرای تهران، اقدام به ضبط گوشیهای مردم کرد.
روایتی مشابه از مناطق شمال شهر تهران منتشر شده است.
استقرار سلاحهای سنگین در خیابانها و جمعآوری ماهوارهها
یکی از مخاطبان گزارش داد در روزهای اخیر، در خیابان جمهوری تهران، ماموران حکومتی با حضور تجهیزات سنگین، از جمله تانک و تیربار، در خیابانها مستقر شدهاند؛ حضوری که به گفته او، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده است.
گزارشهای مشابهی نیز از تهدید شهروندان شهرهای کرمانشاه و سنندج با تانکها و سلاحهای سنگین به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
ایراناینترنشنال همچنین گزارشهای متعددی دریافت کرده است که ورود به زور ماموران حکومتی به خانههای شهروندان و جمعآوری دیشهای ماهواره را نشان میدهد.
به گفته یک مخاطب، نیروهای نظامی صبح ۲۴ دی به منازل شهروندان در برخی مناطق اردبیل حمله و دیشهای ماهواره را جمع کردهاند.
شهروندی دیگر توضیح داد ماموران خود را کارمند اداره آب یا برق معرفی میکنند و بعد از باز شدن در ساختمان، مستقیم سر دیشهای ماهواره میروند.
مخاطبی نیز از ارسال پارازیت روی ماهوارهها در برخی مناطق تهران خبر داد.
حکومت نظامی و استقرار سرکوبگران خارجی در شماری از شهرها
در هجدهمین روز از انقلاب ملی ایرانیان، برخی از روایتها نیز مانند گزارشهای روزهای اخیر، به برقراری حکومت نظامی در شماری از شهرها اشاره دارد.
بر اساس این گزارشها، ارتباطات و تردد شهروندان، کسبوکار بازاریان، فعالیت مراکز درمانی، فضای مدارس و دانشگاهها و همچنین هرگونه انتشار محتوا و فعالیت رسانهها تحت کنترل مطلق حکومت قرار گرفته است.
یک شهروند گفت از روز جاری (۲۴ دی) حکومت نظامی در شیراز شدیدتر شده است.
به گفته او، بر اساس اعلامیهای که منتشر کردهاند، نیروهای امنیتی و نظامی در خیابانها مستقر میشوند و تردد در برخی مناطق شهری هم محدود خواهد شد.
در روزهای گذشته روایتهایی نیز از حکومت نظامی و شلیک به عابران پس از تاریکی هوا در شهرهایی مانند مشهد و تهران گزارش شده بود.
مخاطبی از سنندج با اشاره «حکومت نظامی شدید» در این شهر، گفت ۲۴ دی بهطور محسوسی حضور گسترده «نیروهای عربیزبان خارجی» در سطح این شهر دیده میشود.
به گفته یک مخاطب، نیروهای افغان و عراقی عضو فاطمیون و حشدالشعبی در مسجد والفجر واقع در قلهک تهران ساماندهی شدهاند.
مخاطبان ایراناینترنشنال در ساعات گذشته نیز حضور نیروهای خارجی در سرکوبها را تایید کرده بودند.
یک مقام پیشین عراقی نیز نقش گروههای مسلح وابسته به حشد الشعبی در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز ایران را تایید و آن را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرد.
بر اساس ویدیوهای منتشرشده در رسانهها، شماری از هواداران بشار اسد، رییس دولت پیشین سوریه، و اعضای حزبالله لبنان نیز آمادگی خود را برای حمایت از علی خامنهای و مقابله با اعتراضات مردمی در ایران اعلام کردهاند.
با این تحرکات، دستگیری و برخوردهای خشونتآمیز با معترضان و اطرافیان آنها نیز شدت گرفته است.
واکنش مثبت معترضان به فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی
به گفته یک مخاطب، در ۱۸ دی و در نخستین روز از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، نیروهای نظامی در گچساران گلوله ساچمهای به معترضان و به ویژه چشم آنها شلیک و تعداد زیادی را بازداشت کردند.
در شب دوم این فراخوان نیز بنا بر روایت مخاطبی دیگر، ماموران با گلولههای جنگی و ساچمهای به معترضان در بندر انزلی حمله و شماری را بازداشت کردند.
شهروندی دیگر از شاهینشهر گفت در پی آتشسوزی گسترده در فروشگاههای افق کوروش و جانبو در این شهر، بیش از ۷۰۰ نفر بازداشت شدهاند.
به گفته این مخاطب، خانوادههای بازداشتشدگان در نگرانی و بیخبری از وضعیت و سرنوشت عزیزانشان بهسر میبرند.
یک شهروند با ارسال پیامی از داخل ایران به ایراناینترنشنال، با اشاره به تجمعهای پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، گفت پس از انتشار فراخوان تجمع تا یک دقیقه قبل از آن خیابان خلوت بود، اما راس ساعت ناگهان انبوهی از جمعیت از خانههایشان بیرون میآمدند و در محلات تجمع میکردند.
او با اشاره به فروکش کردن آتش اعتراضات در تهران در روزهای اخیر و با سرکوبهای شدید و کشتار شهروندان، گفت شامگاه ۲۱ دی، غرب تهران مانند پونک و مرزداران کانون اصلی اعتراضات بود.
به گفته این شهروند، با تمرکز اعتراضات در غرب تهران، ماموران حکومتی نیز برخلاف روزهای پیش از آن ناگهان به این منطقه گسیل شدند، گاز اشکآور شلیک کردند و پهپادهای شناسایی خود را به پرواز درآوردند.
این شهروند همچنین توضیح داد که در یکی از شبهای اعتراضات، پس از متفرق شدن معترضان، نیروهای نظامی به خیابان آمدند و به نظر میرسد خودشان بانکی را که تجمع در کنار آن شکل گرفته بود، آتش زدند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که نیروهای لباس شخصی حکومت و عوامل سرکوبگر سپاه پاسداران به خانههای کشتهشدگان انقلاب ملی و همسایگان آنها در مناطق شرق تهران یورش بردهاند.
منابع آگاه چهارشنبه ۲۴ دی گفتند این نیروها ضمن حمله به منازل، به سمت دیوارها شلیک کردند، اعضای خانوادهها را مورد ناسزاگویی و هتک حرمت قرار دادند و حتی یخچال خانهها را خالی کردند.
بر اساس اظهارات منابع مطلع از وضعیت خانوادههای جانباختگان، مقامها به این خانوادهها اطلاع دادهاند که تنها در ساعات نخستین بامداد امکان تحویل پیکر عزیزانشان وجود دارد.
همچنین به آنها تاکید شده است که مراسم خاکسپاری باید بهصورت فردی و حداکثر تا ساعت چهار صبح انجام شود.
بر پایه اطلاعات رسیده، مقامهای حکومت ایران تهدید کردهاند در صورت مخالفت خانوادهها، پیکرهای معترضان کشتهشده بهطور جمعی دفن خواهند شد.
بهگفته منابع آگاه، مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی اعلام کردهاند بابت هر گلوله شلیکشده به معترضان کشتهشده باید مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان از سوی خانوادههای آنها پرداخت شود.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پیشتر در بیانیهای اعلام کرد در بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران، نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی عمدتا در دو شب پیاپی، پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی، دستکم ۱۲ هزار نفر را به قتل رساندند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، این شهروندان عمدتا به دست نیروهای سپاه پاسداران و بسیج کشته شدند.
جمهوری اسلامی کمی پس از آغاز تظاهرات شامگاه ۱۸ دی که بهدنبال فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برگزار شده بود، اینترنت را در سراسر ایران بهطور کامل قطع کرد.
روایتهای رسیده از ایران و گزارشهای نهادهای حقوق بشری نشان میدهد سرکوب گسترده معترضان، بهویژه پس از قطع اینترنت، شدت گرفته است.
در ادامه تلاشهای جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان و به انفعال کشاندن معترضان، محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور، ۲۴ دی خواستار «شناسایی و توقیف» اموال معترضان شد.
دادگستری استان قم اعلام کرد کلیه اموال و حسابهای بانکی محمد ساعدینیا، صاحب کافهای در قم، توقیف شده است.
ساعدینیا که از اعتصابها و اعتراضات مردمی حمایت کرده بود، از ۲۳ دی در بازداشت به سر میبرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، طی روزهای گذشته بارها از احتمال مداخله در ایران سخن گفته و به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داده از سرکوب معترضان خودداری کنند.
ترامپ ۲۴ دی گفت قاتلان معترضان در ایران بهای سنگینی خواهند پرداخت. او تاکید کرد «کمک در راه است» و از «میهنپرستان ایرانی» خواست نهادهای دولتی را تصرف کنند.
در روزهایی که انقلاب ملی ایرانیان با خشونتی بیسابقه سرکوب میشود، تصاویری از کهریزک منتشر شده که نفس را بند میآورد: اجساد روی هم، خانوادههای سرگردان در سولهها و حیاط پزشکی قانونی و سکوتی که با قطع اینترنت بر این کشتار سایه انداخته است.
آنچه دیده میشود نه یک سرکوب، که نشانهای از فروپاشی کامل مرزهای انسانی در مواجهه جمهوری اسلامی با شهروندانش است.
در برابر چنین تصاویری، یک پرسش قدیمی دوباره با شدتی تازه بازمیگردد: چرا بشر، با وجود قرنها تجربه خونبار، باز هم از تکرار خشونت و جنایت جمعی بازنمیایستد؟
یکی از پرسشهای تکرارشونده در مواجهه با خشونتهای گسترده این است: چگونه ممکن است بشری که آشویتس را دیده، جنگهای جهانی را تجربه کرده، نسلکشی رواندا و ویرانی سوریه را به چشم دیده، باز هم شاهد کشتار جمعی، سرکوب خونین و جنایت سیستماتیک باشد؟ چرا تاریخ، با تمام سرخی و هشدارهایش، مانع تکرار خود نمیشود؟
پاسخ سادهای وجود ندارد، اما تجربه نشان میدهد مساله «ندانستن» یا «فراموشی» نیست. مساله، سازوکارهایی است که خشونت را ممکن، عادی و حتی ضروری جلوه میدهند. سازوکارهایی که نه از سمت مردم، بلکه از دل ساختارهای قدرت سرکوبگر بیرون میآیند.
خشونت چگونه عادی میشود؟
خشونتهای بزرگ، ناگهانی آغاز نمیشوند. هیچ جامعهای یکشبه به کشتار جمعی نمیرسد. مسیر، معمولا تدریجی است: با زبان تحقیر آغاز میشود، با برچسبزنی ادامه پیدا میکند و با «امنیتیسازی» اعتراض و نارضایتی به نقطهای میرسد که جان انسانها به مسالهای ثانویه تبدیل میشود.
در این روند، قدرت سیاسی تلاش میکند خشونت را نه بهعنوان «جنایت»، بلکه بهعنوان «وظیفه» معرفی کند: وظیفه حفظ نظم، دین، امنیت یا بقا به هر قیمتی.
در چنین چارچوبی، دیگر مساله مردم نیستند. مساله «دشمن» است. دشمنی که میتواند معترض، دانشجو، زن بیحجاب، کارگر یا حتی همسایه باشد.
یکی از خطاهای خطرناک جمعی در تاریخ این بوده است که هر نسل تصور کرده فجایع گذشته متعلق به «دیگران» بودهاند: دیگران بیاخلاقتر بودند، دیگران عقبماندهتر بودند، دیگران فریبخوردهتر بودند.
اما تاریخ نشان داده که هیچ جامعهای ذاتا مصون نیست.
آنچه فاجعه میآفریند، نه مردم عادی، بلکه ترکیب قدرت بیمهار، ایدئولوژی توجیهگر و دستگاه سرکوب سازمانیافته است.
مردمی که زیر فشار، تهدید و فقر قرار میگیرند، عامل خشونت نیستند بلکه اغلب قربانیان مستقیم یا غیرمستقیم آنند.
در نظامهای سرکوبگر، دولت بهتدریج تلاش میکند خشونت را از شکل رسمی خارج کند و به لایههای پایینتر منتقل کند: نیروهای شبهنظامی، لباسشخصیها، بسیج محلی، خبرچینها. در این نقطه، مرز میان دولت و جامعه مخدوش میشود اما این به معنای مسئولیت برابر مردم نیست.
برعکس، این همان لحظهای است که قدرت، جامعه را به گروگان میگیرد: افراد تحت فشار قرار میگیرند که یا همکاری کنند، یا حذف شوند. انتخابها واقعی نیستند؛ تحمیلیاند.
در چنین شرایطی، این دست قدرت است که خونآلود میشود، نه دست جامعه اما آن کس که انتخاب میکند به روی همشهریاش آتش بگشاید، باید در برابر عدالت پاسخگو باشد.
در بسیاری از خشونتهای جمعی، از آلمان نازی تا رواندا و بوسنی، این پرسش تکرار شده: چگونه ممکن است انسانها به روی همسایه و خویشاوند خود آتش بگشایند؟
پاسخ، ساده نیست. این اتفاق زمانی رخ میدهد که اخلاق فردی زیر فشار بقا خرد میشود، مسئولیت فردی در سیستم حل میشود، خشونت پاداش میگیرد و انسانیت هزینهبردار میشود.
در این وضعیت، بسیاری نه از سر شرارت، بلکه از سر ترس، اطاعت یا بیپناهی سکوت میکنند. عامل اصلی، همچنان سیستمی است که خشونت را تولید و توجیه میکند.
جامعهای که زخمی میشود، چه آیندهای دارد؟
خشونت گسترده، فقط بدنها را نمیکشد بلکه روان جمعی را هم زخمی میکند. جامعهای که شاهد کشتار، ناپدید شدن، شکنجه و بیعدالتی بوده، حتی پس از پایان سرکوب، «عادی» نمیشود.
تجربه جهانی نشان میدهد تروماهای جمعی اگر دیده نشوند، مستندسازی نشوند و به رسمیت شناخته نشوند، میتوانند به خشم انباشته، افسردگی اجتماعی یا بازتولید خشونت در آینده منجر شوند.
کشورهایی که از خشونتهای گسترده عبور کردهاند، مسیرهای متفاوتی داشتهاند، اما یک وجه مشترک وجود دارد: هیچکدام بدون مواجهه با حقیقت، به آینده سالم نرسیدهاند.
آلمان پس از نازیسم، ناچار به پذیرش مسئولیت تاریخی شد. آفریقای جنوبی، با همه کاستیها تلاش کرد حقیقت را به زبان بیاورد.
آرژانتین و شیلی، سالها بعد مسیر دادخواهی را آغاز کردند.
این مسیرها کامل نبودند، اما نشان دادند که سکوت، هرگز درمان نیست.
مساله ایران: بعد از خشونت چه خواهد شد؟
ایران دیر یا زود با این پرسش روبهرو خواهد شد: با این همه خون، این زخمها، این سکوتهای تحمیلی، چه خواهیم کرد؟
پاسخ این پرسش، نه در انتقام کور است، نه در فراموشی. بلکه در تمایز روشن میان عاملان سرکوب و جامعهای است که تحت سرکوب زیسته.
درس تاریخ این نیست که همه گناهکارند. درس تاریخ این است که قدرت بدون پاسخگویی، همیشه فاجعه میآفریند.
اگر بشریت از گذشته درس نمیگیرد، به این دلیل نیست که نمیداند. به این دلیل است که یادگیری، هزینه دارد. هزینه پذیرش مسئولیت، حقیقت و بازسازی اخلاق.
هیچ آیندهای بدون پرداخت این هزینه، ساخته نشده است.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن و پاتریک کلاوسون، مشاور پژوهشی این اندیشکده، در مطلبی هشدار دادند انفعال در برابر جمهوری اسلامی، حکومت ایران را به سمت سرکوب خونینتر و منطقه را به سوی ناامنی بیشتر سوق میدهد.
در این مطلب که در وبسایت موسسه واشینگتن منتشر شده، آمده است اقدام فوری میتواند بهترین فرصت را برای توقف جنایات جمهوری اسلامی و تسهیل روند گذار مسالمتآمیز در ایران فراهم آورد: «در مقابل، تعلل تنها باعث میشود مرحله بعدی بحران برای ایرانیان خشونتبارتر و برای منطقه پرخطرتر باشد.»
به باور ندیمی و کلاوسون، ایران در آستانه لحظهای سرنوشتساز قرار دارد؛ مرحلهای که در آن ناکارآمدیهای انباشته اقتصادی و سیاسی، فساد مزمن و امنیت داخلی آسیبپذیر با ناآرامی مستمر اجتماعی و مطالبه گسترده برای تغییرات بنیادین، تلاقی پیدا کردهاند.
این همزمانی از یک بحران ساختاری حکایت دارد که محدودیتهای بهکارگیری سرکوب بهعنوان راهبرد حکمرانی را آشکار میسازد.
جمهوری اسلامی اکنون با دامنهای محدود از گزینهها روبهروست که همگی هزینهبر هستند و هیچکدام چشمانداز روشنی برای بازگرداندن ثبات پایدار ارائه نمیدهند.
برای ایالات متحده، پرسش اصلی دیگر درباره ناپایداری ایران نیست؛ بلکه این است که آیا دولت دونالد ترامپ در زمان مناسب وارد عمل میشود تا این بیثباتی را از مسیر کشتار جمعی خارج کند و به سمت یک گذار سیاسی مسالمتآمیز و منطبق با منافع آمریکا، امنیت منطقه و کرامت انسانی سوق دهد؟
واشینگتن هم انگیزههای راهبردی لازم را دارد و هم ظرفیتها و ابزارهای عملیاتی برای اقدام فوری، بهویژه در حوزه بازدارندگی و فشار نظامی، دسترسی اطلاعاتی و تعامل مشروط.
انقلاب ملی ایرانیان، فراتر از مطالبات اقتصادی
ندیمی و کلاوسون نوشتند سقوط ارزش پول را میتوان جرقه آغاز اعتراضات اخیر دانست. ایرانیان در طول یک سال گذشته با معضلات گوناگونی از جمله بحرانهای آب، برق و گاز روبهرو بودهاند و همین امر باعث شده خشم عمومی حتی در صورت مهار موج کنونی، به احتمال زیاد در قالب اعتراضهای مقطعی دوباره سر برآورد.
اگرچه تحریمهای بینالمللی و تقابل با آمریکا و اسرائیل در طول سالها به اشکال مختلف جمهوری اسلامی را تضعیف کردهاند، اما افزایش فشار خارجی در سال گذشته علت مستقیم مشکلات داخلی یا اعتراضات اخیر نبوده است.
به عبارت دیگر، تا زمانی که فضای اقتصادی تحت سلطه حکومت در ایران عمیقا آلوده به فساد است و شهروندان خارجی همچنان با خطر بازداشتهای خودسرانه روبهرو هستند، اقداماتی نظیر لغو تحریمها نمیتواند سرمایهگذاران خارجی را به تامین منابع مالی لازم برای اصلاح بخشهای برق، آب و گاز ترغیب کند.
موج کنونی اعتراضها بر کنار زدن کل نظام حاکم متمرکز است، نه بر مطالبات جزییتری مانند اصلاح نرخ ارز. رژیمی که قادر به تامین آب، برق، هوای پاک، سوخت یا دستمزدهای قابل اتکا نیست، نمیتواند بهطور باورپذیر مدعی کارآمدی باشد، چه رسد به مشروعیت.
به گفته ندیمی و کلاوسون، با فروپاشی معیشت، سرکوب به تنها ابزار موثر باقیمانده برای حکومت تبدیل میشود.
با این حال، رهبران جمهوری اسلامی اکنون با واقعیتی روبهرو هستند که سالها تلاش داشتند آن را به تعویق بیندازند: سرکوب دیگر توان بازگرداندن ثبات را ندارد. این بحران حتی در صورت مهار اعتراضهای کنونی نیز ادامه خواهد داشت.
شدت سرکوب خود میتواند نشانهای از آسیبپذیری حکومت باشد. در مقطعی، اعتراضات چنان به آستانه در هم شکستن نظام نزدیک شده بودند که حکومت احساس کرد ناچار است به تاکتیکهای کشتار جمعی و قطع کامل اینترنت متوسل شود.
نظامهای اقتدارگرا در مسیر تاریخی خود به لحظاتی میرسند که خشونت دیگر ابزار کارآمد کنترل نیست و خود به عاملی برای تسریع زوال تبدیل میشود.
بر اساس شواهد، ایران به چنین نقطهای نزدیک میشود. میزان اتکای حکومت به خاموشیهای گسترده، بازداشتهای جمعی و استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان بیسلاح، بیانگر قدرت یا اعتماد به نفس نیست، بلکه از نگرانی عمیق راهبردی جمهوری اسلامی حکایت دارد.
توانمندیهای نظامی «خارجی» حکومت ایران، مانند موشکها، پهپادها و نیروهای نیابتی، نمیتوانند این آسیبپذیری داخلی را جبران کنند.
این ابزارها به هر میزان در بازدارندگی در برابر بازیگرانی مانند آمریکا و اسرائیل کارکرد داشته باشند، قادر نیستند مشروعیت داخلی را بازسازی کنند یا فروپاشی اقتصادی را معکوس سازند.
آمریکا باید چه رویکردی در قبال حکومت ایران در پیش گیرد؟
برای ایالات متحده، ادامه انفعال در برابر جمهوری اسلامی با هزینههای فزایندهای همراه خواهد بود. حکومتی که از نظر اقتصادی در حال فروپاشی و از نظر اخلاقی بیاعتبار است، اگر بقای خود را بر کشتار شهروندانش بنا کند، احتمالا در عرصه بینالمللی خصمانهتر و رادیکالتر عمل خواهد کرد.
در مقابل، ارسال پیامهای زودهنگام، معنادار و حسابشده از سوی ایالات متحده یا انجام اقدامات سنجیده دیگر میتواند رفتار حکومت را مهار کند، دامنه خشونت و سرکوب را کاهش دهد و جامعه ایران را در تعیین آینده سیاسی خود توانمند سازد.
این مجموعه اقدامات بهعنوان گزینههایی پیشنهاد میشوند که ایالات متحده میتواند در قبال ایران در نظر بگیرد.
نخست، تمرکز بر مختل کردن شبکه سرکوب داخلی رژیم و بازگرداندن دسترسی آزاد و بدون محدودیت اینترنت برای شهروندان ایران بهعنوان یک اولویت انسانی، میتواند توان حکومت را در کنترل و سرکوب جامعه کاهش دهد.
در گام دوم، ایجاد یک تهدید هوایی بازدارنده و معتبر، همراه با آمادهسازی گزینههای اضطراری برای جلوگیری از تداوم یا تشدید خشونتهای گسترده، در کنار تقویت سریع حضور هوایی، پدافندی و تهاجمی ایالات متحده و متحدانش در منطقه، میتواند نقشی مهم در بازدارندگی ایفا کند.
در نهایت، هرگونه تعامل دیپلماتیک واشینگتن با تهران باید به توقف قابل راستیآزمایی خشونت سازمانیافته و سرکوب معترضان گره بخورد و همزمان، اقدامات سختگیرانهتری علیه نهادها و بازیگرانی که نفت ایران را خریداری میکنند یا با این کشور مبادلات اقتصادی دارند، اعمال شود.