• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

خشونت افسارگسیخته جمهوری اسلامی، فروپاشی اخلاق و زخم‌هایی که می‌مانند

نعیمه دوستدار
نعیمه دوستدار

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر اجتماعی

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۳:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهایی که انقلاب ملی ایرانیان با خشونتی بی‌سابقه سرکوب می‌شود، تصاویری از کهریزک منتشر شده که نفس را بند می‌آورد: اجساد روی هم، خانواده‌های سرگردان در سوله‌ها و حیاط پزشکی قانونی و سکوتی که با قطع اینترنت بر این کشتار سایه انداخته است.

آنچه دیده می‌شود نه یک سرکوب، که نشانه‌ای از فروپاشی کامل مرزهای انسانی در مواجهه جمهوری اسلامی با شهروندانش است.

در برابر چنین تصاویری، یک پرسش قدیمی دوباره با شدتی تازه بازمی‌گردد: چرا بشر، با وجود قرن‌ها تجربه خونبار، باز هم از تکرار خشونت و جنایت جمعی بازنمی‌ایستد؟

یکی از پرسش‌های تکرارشونده در مواجهه با خشونت‌های گسترده این است: چگونه ممکن است بشری که آشویتس را دیده، جنگ‌های جهانی را تجربه کرده، نسل‌کشی رواندا و ویرانی سوریه را به چشم دیده، باز هم شاهد کشتار جمعی، سرکوب خونین و جنایت سیستماتیک باشد؟ چرا تاریخ، با تمام سرخی و هشدارهایش، مانع تکرار خود نمی‌شود؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، اما تجربه نشان می‌دهد مساله «ندانستن» یا «فراموشی» نیست. مساله، سازوکارهایی است که خشونت را ممکن، عادی و حتی ضروری جلوه می‌دهند. سازوکارهایی که نه از سمت مردم، بلکه از دل ساختارهای قدرت سرکوبگر بیرون می‌آیند.

خشونت چگونه عادی می‌شود؟

خشونت‌های بزرگ، ناگهانی آغاز نمی‌شوند. هیچ جامعه‌ای یک‌شبه به کشتار جمعی نمی‌رسد. مسیر، معمولا تدریجی است: با زبان تحقیر آغاز می‌شود، با برچسب‌زنی ادامه پیدا می‌کند و با «امنیتی‌سازی» اعتراض و نارضایتی به نقطه‌ای می‌رسد که جان انسان‌ها به مساله‌ای ثانویه تبدیل می‌شود.

در این روند، قدرت سیاسی تلاش می‌کند خشونت را نه به‌عنوان «جنایت»، بلکه به‌عنوان «وظیفه» معرفی کند: وظیفه حفظ نظم، دین، امنیت یا بقا به هر قیمتی.

در چنین چارچوبی، دیگر مساله مردم نیستند. مساله «دشمن» است. دشمنی که می‌تواند معترض، دانشجو، زن بی‌حجاب، کارگر یا حتی همسایه باشد.

توهم «این‌ بار فرق دارد»

یکی از خطاهای خطرناک جمعی در تاریخ این بوده است که هر نسل تصور کرده فجایع گذشته متعلق به «دیگران» بوده‌اند: دیگران بی‌اخلاق‌تر بودند، دیگران عقب‌مانده‌تر بودند، دیگران فریب‌خورده‌تر بودند.

اما تاریخ نشان داده که هیچ جامعه‌ای ذاتا مصون نیست.

آنچه فاجعه می‌آفریند، نه مردم عادی، بلکه ترکیب قدرت بی‌مهار، ایدئولوژی توجیه‌گر و دستگاه سرکوب سازمان‌یافته است.

مردمی که زیر فشار، تهدید و فقر قرار می‌گیرند، عامل خشونت نیستند بلکه اغلب قربانیان مستقیم یا غیرمستقیم آنند.

وقتی خشونت «برون‌سپاری» می‌شود

در نظام‌های سرکوبگر، دولت به‌تدریج تلاش می‌کند خشونت را از شکل رسمی خارج کند و به لایه‌های پایین‌تر منتقل کند:  نیروهای شبه‌نظامی، لباس‌شخصی‌ها، بسیج محلی، خبرچین‌ها. در این نقطه، مرز میان دولت و جامعه مخدوش می‌شود اما این به معنای مسئولیت برابر مردم نیست.

برعکس، این همان لحظه‌ای است که قدرت، جامعه را به گروگان می‌گیرد: افراد تحت فشار قرار می‌گیرند که یا همکاری کنند، یا حذف شوند. انتخاب‌ها واقعی نیستند؛ تحمیلی‌اند.

در چنین شرایطی، این دست قدرت است که خون‌آلود می‌شود، نه دست جامعه اما آن کس که انتخاب می‌کند به روی همشهری‌اش آتش بگشاید، باید در برابر عدالت پاسخگو باشد.

چرا همسایه به همسایه آسیب می‌زند؟

در بسیاری از خشونت‌های جمعی، از آلمان نازی تا رواندا و بوسنی، این پرسش تکرار شده: چگونه ممکن است انسان‌ها به روی همسایه و خویشاوند خود آتش بگشایند؟

پاسخ، ساده‌ نیست. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که اخلاق فردی زیر فشار بقا خرد می‌شود، مسئولیت فردی در سیستم حل می‌شود، خشونت پاداش می‌گیرد و انسانیت هزینه‌بردار می‌شود.

در این وضعیت، بسیاری نه از سر شرارت، بلکه از سر ترس، اطاعت یا بی‌پناهی سکوت می‌کنند. عامل اصلی، همچنان سیستمی است که خشونت را تولید و توجیه می‌کند.

100%

جامعه‌ای که زخمی می‌شود، چه آینده‌ای دارد؟

خشونت گسترده، فقط بدن‌ها را نمی‌کشد بلکه روان جمعی را هم زخمی می‌کند. جامعه‌ای که شاهد کشتار، ناپدید شدن، شکنجه و بی‌عدالتی بوده، حتی پس از پایان سرکوب، «عادی» نمی‌شود.

تجربه جهانی نشان می‌دهد تروماهای جمعی اگر دیده نشوند، مستندسازی نشوند و به رسمیت شناخته نشوند، می‌توانند به خشم انباشته، افسردگی اجتماعی یا بازتولید خشونت در آینده منجر شوند.

تجربه‌های جهانی چه می‌گویند؟

کشورهایی که از خشونت‌های گسترده عبور کرده‌اند، مسیرهای متفاوتی داشته‌اند، اما یک وجه مشترک وجود دارد: هیچ‌کدام بدون مواجهه با حقیقت، به آینده سالم نرسیده‌اند.

آلمان پس از نازیسم، ناچار به پذیرش مسئولیت تاریخی شد. آفریقای جنوبی، با همه کاستی‌ها تلاش کرد حقیقت را به زبان بیاورد.

آرژانتین و شیلی، سال‌ها بعد مسیر دادخواهی را آغاز کردند.

این مسیرها کامل نبودند، اما نشان دادند که سکوت، هرگز درمان نیست.

مساله ایران: بعد از خشونت چه خواهد شد؟

ایران دیر یا زود با این پرسش روبه‌رو خواهد شد: با این همه خون، این زخم‌ها، این سکوت‌های تحمیلی، چه خواهیم کرد؟

پاسخ این پرسش، نه در انتقام کور است، نه در فراموشی. بلکه در تمایز روشن میان عاملان سرکوب و جامعه‌ای است که تحت سرکوب زیسته.

درس تاریخ این نیست که همه گناهکارند. درس تاریخ این است که قدرت بدون پاسخ‌گویی، همیشه فاجعه می‌آفریند.

اگر بشریت از گذشته درس نمی‌گیرد، به این دلیل نیست که نمی‌داند. به این دلیل است که یادگیری، هزینه دارد. هزینه‌ پذیرش مسئولیت، حقیقت و بازسازی اخلاق.

هیچ آینده‌ای بدون پرداخت این هزینه، ساخته نشده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

    جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان؛ فراخوان ارسال اسناد بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر ایران

  • بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

    بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

  • کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

    کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

  • تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

    تایید حضور نیروهای خارجی در جریان سرکوب معترضان در ایران

  • رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

    رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

تشدید سرکوب داخلی و تهدید منطقه‌ای؛ چرا انفعال در برابر جمهوری اسلامی پرهزینه است؟

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی در موسسه واشینگتن و پاتریک کلاوسون، مشاور پژوهشی این اندیشکده، در مطلبی هشدار دادند انفعال در برابر جمهوری اسلامی، حکومت ایران را به سمت سرکوب خونین‌تر و منطقه را به سوی ناامنی بیشتر سوق می‌دهد.

در این مطلب که در وب‌سایت موسسه واشینگتن منتشر شده، آمده است اقدام فوری می‎‌تواند بهترین فرصت را برای توقف جنایات جمهوری اسلامی و تسهیل روند گذار مسالمت‌آمیز در ایران فراهم آورد: «در مقابل، تعلل تنها باعث می‌شود مرحله بعدی بحران برای ایرانیان خشونت‌بارتر و برای منطقه پرخطرتر باشد.»

به باور ندیمی و کلاوسون، ایران در آستانه لحظه‌ای سرنوشت‌ساز قرار دارد؛ مرحله‌ای که در آن ناکارآمدی‌های انباشته اقتصادی و سیاسی، فساد مزمن و امنیت داخلی آسیب‌پذیر با ناآرامی مستمر اجتماعی و مطالبه گسترده برای تغییرات بنیادین، تلاقی پیدا کرده‌اند.

این هم‌زمانی از یک بحران ساختاری حکایت دارد که محدودیت‌های به‌کارگیری سرکوب به‌عنوان راهبرد حکمرانی را آشکار می‌سازد.

جمهوری اسلامی اکنون با دامنه‌ای محدود از گزینه‌ها روبه‌روست که همگی هزینه‌بر هستند و هیچ‌کدام چشم‌انداز روشنی برای بازگرداندن ثبات پایدار ارائه نمی‌دهند.

برای ایالات متحده، پرسش اصلی دیگر درباره ناپایداری ایران نیست؛ بلکه این است که آیا دولت دونالد ترامپ در زمان مناسب وارد عمل می‌شود تا این بی‌ثباتی را از مسیر کشتار جمعی خارج کند و به سمت یک گذار سیاسی مسالمت‌آمیز و منطبق با منافع آمریکا، امنیت منطقه و کرامت انسانی سوق دهد؟

واشینگتن هم انگیزه‌های راهبردی لازم را دارد و هم ظرفیت‌ها و ابزارهای عملیاتی برای اقدام فوری، به‌ویژه در حوزه بازدارندگی و فشار نظامی، دسترسی اطلاعاتی و تعامل مشروط.

انقلاب ملی ایرانیان، فراتر از مطالبات اقتصادی

ندیمی و کلاوسون نوشتند سقوط ارزش پول را می‌توان جرقه آغاز اعتراضات اخیر دانست. ایرانیان در طول یک سال گذشته با معضلات گوناگونی از جمله بحران‌های آب، برق و گاز روبه‌رو بوده‌اند و همین امر باعث شده خشم عمومی حتی در صورت مهار موج کنونی، به احتمال زیاد در قالب اعتراض‌های مقطعی دوباره سر برآورد.

اگرچه تحریم‌های بین‌المللی و تقابل با آمریکا و اسرائیل در طول سال‌ها به اشکال مختلف جمهوری اسلامی را تضعیف کرده‌اند، اما افزایش فشار خارجی در سال گذشته علت مستقیم مشکلات داخلی یا اعتراضات اخیر نبوده است.

به عبارت دیگر، تا زمانی که فضای اقتصادی تحت سلطه حکومت در ایران عمیقا آلوده به فساد است و شهروندان خارجی همچنان با خطر بازداشت‌های خودسرانه روبه‌رو هستند، اقداماتی نظیر لغو تحریم‌ها نمی‌تواند سرمایه‌گذاران خارجی را به تامین منابع مالی لازم برای اصلاح بخش‌های برق، آب و گاز ترغیب کند.

موج کنونی اعتراض‌ها بر کنار زدن کل نظام حاکم متمرکز است، نه بر مطالبات جزیی‌تری مانند اصلاح نرخ ارز. رژیمی که قادر به تامین آب، برق، هوای پاک، سوخت یا دستمزدهای قابل اتکا نیست، نمی‌تواند به‌طور باورپذیر مدعی کارآمدی باشد، چه رسد به مشروعیت.

  • رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

    رودخانه‌های خون؛ واقعیت هولناک کشتار معترضان در ایران

شدت سرکوب، نشانه ضعف و آسیب‌پذیری حکومت

به گفته ندیمی و کلاوسون، با فروپاشی معیشت، سرکوب به تنها ابزار موثر باقی‌مانده برای حکومت تبدیل می‌شود.

با این حال، رهبران جمهوری اسلامی اکنون با واقعیتی روبه‌رو هستند که سال‌ها تلاش داشتند آن را به تعویق بیندازند: سرکوب دیگر توان بازگرداندن ثبات را ندارد. این بحران حتی در صورت مهار اعتراض‌های کنونی نیز ادامه خواهد داشت.

شدت سرکوب خود می‌تواند نشانه‌ای از آسیب‌پذیری حکومت باشد. در مقطعی، اعتراضات چنان به آستانه در هم شکستن نظام نزدیک شده بودند که حکومت احساس کرد ناچار است به تاکتیک‌های کشتار جمعی و قطع کامل اینترنت متوسل شود.

نظام‌های اقتدارگرا در مسیر تاریخی خود به لحظاتی می‌رسند که خشونت دیگر ابزار کارآمد کنترل نیست و خود به عاملی برای تسریع زوال تبدیل می‌شود.

بر اساس شواهد، ایران به چنین نقطه‌ای نزدیک می‌شود. میزان اتکای حکومت به خاموشی‌های گسترده، بازداشت‌های جمعی و استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان بی‌سلاح، بیانگر قدرت یا اعتماد به ‌نفس نیست، بلکه از نگرانی عمیق راهبردی جمهوری اسلامی حکایت دارد.

توانمندی‌های نظامی «خارجی» حکومت ایران، مانند موشک‌ها، پهپادها و نیروهای نیابتی، نمی‌توانند این آسیب‌پذیری داخلی را جبران کنند.

این ابزارها به هر میزان در بازدارندگی در برابر بازیگرانی مانند آمریکا و اسرائیل کارکرد داشته باشند، قادر نیستند مشروعیت داخلی را بازسازی کنند یا فروپاشی اقتصادی را معکوس سازند.

  • توقیف اموال معترضان، اقدامی دیگر از قوه قضاییه برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان

    توقیف اموال معترضان، اقدامی دیگر از قوه قضاییه برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان

آمریکا باید چه رویکردی در قبال حکومت ایران در پیش گیرد؟

برای ایالات متحده، ادامه انفعال در برابر جمهوری اسلامی با هزینه‌های فزاینده‌ای همراه خواهد بود. حکومتی که از نظر اقتصادی در حال فروپاشی و از نظر اخلاقی بی‌اعتبار است، اگر بقای خود را بر کشتار شهروندانش بنا کند، احتمالا در عرصه بین‌المللی خصمانه‌تر و رادیکال‌تر عمل خواهد کرد.

در مقابل، ارسال پیام‌های زودهنگام، معنادار و حساب‌شده از سوی ایالات متحده یا انجام اقدامات سنجیده دیگر می‌تواند رفتار حکومت را مهار کند، دامنه خشونت و سرکوب را کاهش دهد و جامعه ایران را در تعیین آینده سیاسی خود توانمند سازد.

این مجموعه اقدامات به‌عنوان گزینه‌هایی پیشنهاد می‌شوند که ایالات متحده می‌تواند در قبال ایران در نظر بگیرد.

نخست، تمرکز بر مختل کردن شبکه سرکوب داخلی رژیم و بازگرداندن دسترسی آزاد و بدون محدودیت اینترنت برای شهروندان ایران به‌عنوان یک اولویت انسانی، می‌تواند توان حکومت را در کنترل و سرکوب جامعه کاهش دهد.

در گام دوم، ایجاد یک تهدید هوایی بازدارنده و معتبر، همراه با آماده‌سازی گزینه‌های اضطراری برای جلوگیری از تداوم یا تشدید خشونت‌های گسترده، در کنار تقویت سریع حضور هوایی، پدافندی و تهاجمی ایالات متحده و متحدانش در منطقه، می‌تواند نقشی مهم در بازدارندگی ایفا کند.

در نهایت، هرگونه تعامل دیپلماتیک واشینگتن با تهران باید به توقف قابل راستی‌آزمایی خشونت سازمان‌یافته و سرکوب معترضان گره بخورد و هم‌زمان، اقدامات سخت‌گیرانه‌تری علیه نهادها و بازیگرانی که نفت ایران را خریداری می‌کنند یا با این کشور مبادلات اقتصادی دارند، اعمال شود.

کارتون، تصویر، اعتراض؛ همراهی هنرمندان با انقلاب ملی ایرانیان

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

انقلاب ملی ایرانیان، از شجاعت کم‌نظیر معترضان تا سرکوب بی‌سابقه جمهوری اسلامی، بازتاب گسترده‌ای داشته و واکنش‌ها تنها به سیاستمداران محدود نمانده است. هنرمندان با زبان هنر، به‌ویژه از طریق کارتون و تصویرسازی، روایت‌ها و مواضع خود را نسبت به تحولات ایران بیان کرده‌اند.

مانا نیستانی، کارتونیست، از جمله پرکارترین هنرمندان پس از آغاز انقلاب ملی ایرانیان بوده که با انتشار طرح‌های متعدد، شجاعت و ایستادگی مردم را به تصویر کشیده است.

در هفته نخست انقلاب ملی، حضور پرشمار مردم آبدانان در تظاهرات ضدحکومتی تحسین همگان را برانگیخت.

در جریان تجمعات، دسترسی معترضان به کیسه‌های برنج در فروشگاه افق کوروش و پرتاب برنج به آسمان، به یکی از تصاویر ماندگار انقلاب تبدیل شد.

نیستانی با بازآفرینی این تصویر در قالب کارتون، شرافت و کرامت مردم را در تقابل با پول‌پرستی و فرصت‌طلبی نیروهای سرکوب حکومت به تصویر می‌کشد.

100%

سکوت برخی گروه‌های چپ‌گرا، از جمله گروه‌های حامی فلسطین، در قبال اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی بن‌مایه یکی دیگر از طرح‌های نیستانی بود.

او همچنین پس از انتشار خبر کشته شدن دست‌کم ۱۲ هزار شهروند به‌دست نیروهای سرکوب، طرحی منتشر کرد که در آن علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، با آدولف هیتلر مقایسه شده است.

پروژه PsyopAnime با انتشار طرحی از یک زن معترض که با دهان خونین همچنان به حضور در تظاهرات و سردادن شعار ادامه می‌داد، از انقلاب ایرانیان حمایت کرد.

این گروه همچنین انیمیشنی حدودا چهار دقیقه‌ای درباره اعتراضات مردم ایران و تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب آن تولید کرد.

الا بارون، کارتونیست، با انتشار طرحی در روزنامه گاردین، تقابل دستان به خون آغشته دیکتاتور تهران با مردم ایران را به تصویر کشید.

جوپ برترامز، کارتونیست، با انتشار طرحی، لفاظی‌های خامنه‌ای را در کنار افول قدرت او به نمایش گذاشت و تصویری از دیکتاتور تهران ارائه داد که در پایان عمر سیاسی خود، جایگاهی به‌شدت متزلزل دارد.

با دیو تساو، هنرمند چینی-استرالیایی، ضمن قدردانی از «مردم شجاع ایران»، ابراز امیدواری کرد معترضان بتوانند استبداد را به زیر بکشند.

او همچنین طرحی از خامنه‌ای در حال سوار شدن به بالگردی شبیه تابوت منتشر کرد و نوشت: «زمان رفتن فرارسیده است.»

هنرمندان اسپانیایی‌زبان نیز با انتشار طرح‌هایی انتقادی، علیه خامنه‌ای موضع گرفتند.

پیتر شرانک نیز در روزنامه تایمز کارتونی منتشر کرد که در آن، ایستادگی و شجاعت مردم ایران در برابر دیکتاتور تهران و نیروهای سرکوب به ‌تصویر کشیده شده است.

انقلاب ملی ایرانیان از یک‌شنبه هفتم دی با اعتراضات و اعتصاب کسبه تهران از جمله بازاریان پاساژ موبایل علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو، در واکنش به‌ ناکارآمدی حکومت به رسیدگی به وضعیت بحرانی اقتصادی به ویژه افزایش قیمت دلار و طلا آغاز شد و دیگر کسبه در دیگر شهرها به اعتصاب پیوستند.

این اعتراضات فورا ابعاد ضد‌حکومتی، ملی و سراسری به خود گرفت و پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، مردم در سراسر ایران به‌طور میلیونی در پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ به خیابان‌ها آمدند که این حضور خیابانی با سرکوب سنگین و بی‌سابقه جمهوری اسلامی روبه‌رو شد.

  • شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار با دستور شخص خامنه‌ای انجام شد

    شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار با دستور شخص خامنه‌ای انجام شد

توقیف اموال معترضان، اقدامی دیگر از قوه قضاییه برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)

در ادامه تلاش جمهوری اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی ایرانیان و به انفعال کشاندن معترضان، محمد موحدی آزاد، دادستان کل کشور، خواستار «شناسایی و توقیف» اموال معترضان شد.

دادستان کل کشور، چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه گفت:‌ «ضابطان موظف هستند نسبت به شناسایی اموال تروریست‌ها اقدام و آن را به دادسرا‌ها اعلام کنند‌.»

موحدی آزاد از این اقدام با عنوان «عبرت‌آموز» یاد کرد و گفت: «جهت برخورد عبرت‌آموز با تروریست‌ها و حامیان آن‌ها، ضرورت دارد اشخاص حقیقی و حقوقی که از جنایات تروریست‌ها ضرر مالی دید‌ه‌اند، اسناد و مستندات خود را جهت بررسی تحویل دهند.»

طرح این موضوع از سوی دادستان کل کشور در حالی است که برخی آسیب‌دیدگان در جریان جنگ ۱۲ روزه که خانه‌هایشان دچار خرابی شده است، هنوز حمایتی از سوی دولت دریافت نکرده‌اند.

هم‌زمان با مطرح شدن این مساله از سوی موحدی آزاد، رییس کل دادگستری استان قم اعلام کرد کلیه اموال و حساب‌های بانکی محمد ساعدی‌نیا، صاحب کافه‌ای در قم که از اعتصاب‌ها و اعتراضات حمایت کرده است،‌ توقیف شد.

ساعدی‌نیا ۲۳ دی‌ماه بازداشت شده است.

برخی کاربران رسانه‌های اجتماعی از این اقدام قوه قضاییه با عنوان «حرام‌خواری» یاد کرده‌اند.

معین خزائلی، حقوقدان مقیم سوئد، در این باره در حساب کاربری خود در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «دادستان کل جمهوری اسلامی خواستار شناسایی و توقیف اموال معترضان شده و آن‌ها را تروریست خوانده. برچسبی برای توجیه کشتار، سرکوب و سلب حقوق اساسی شهروندان.»

او در ادامه تاکید کرد: «‏توقیف اموال خصوصی بدون دادرسی عادلانه، غصب غیرقانونی و مجازات جمعی است.»

به گفته خزائلی، این اقدامات در کنار قتل و بازداشت‌های گسترده، «مصداق جنایت علیه بشریت است» و آمران و عاملان آن مسئولیت کیفری بین‌المللی خواهند داشت.

انقلاب ملی ایرانیان که از هفتم دی‌ماه آغاز شد، با سرکوب سازمان‌یافته و مرگبار جمهوری اسلامی مواجه شده است.

  • بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

    بیانیه شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: کشتار ۱۲ هزار ایرانی در سکوت دفن نخواهد شد

در پی سرکوب مرگبار معترضان به‌دنبال قطع اینترنت و راه‌های ارتباطی با ایران، کشورهای متعددی این کشتار را محکوم کرده و برخی دولت‌ها، سفیران جمهوری اسلامی را احضار کردند.

رضا اکوانیان، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، در مطلبی در ایران‌اینترنشنال نوشت که اگر جامعه جهانی قرار است تماشاگر نماند، مجموعه‌ای از اقدامات فوری و عملی پیش روست: «اقداماتی که هدف آن‌ها توقف کشتار، حفاظت از جان غیرنظامیان و پایان دادن به مصونیت ساختاری آمران و عاملان سرکوب است.»

او در ادامه به برخی از این اقدامات اشاره کرد:

  • وادار کردن جمهوری اسلامی به توقف فوری استفاده از نیروی مرگبار علیه معترضان و صدور دستورهای علنی و الزام‌آور برای رعایت کامل استانداردهای بین‌المللی استفاده از زور.
  • حذف راس فرماندهی و ماشین سرکوب از جمله مسئولان عالی‌رتبه نظام، آمران و فرماندهان میدانی و از کار انداختن پایگاه‌ها، شبکه‌ها و تجهیزاتی که مستقیما برای کشتن و ارعاب شهروندان به کار گرفته می‌شوند؛ با هدف حفاظت از غیرنظامیان و پایان دادن به توان قتل، نه انتقام.
  • تضمین دسترسی امن و فوری معترضان مجروح به درمان و توقف هرگونه آزار، تهدید یا هدف‌گیری کادر پزشکی، امدادگران و مجروحان.
  • فراهم کردن اینترنت آزاد، پایدار و امن برای ایرانیان داخل کشور از هر مسیر ممکن، به‌عنوان پیش‌شرط شفافیت، کاهش خشونت، امکان سازماندهی مسالمت‌آمیز و مستندسازی مستقل نقض‌ها.
  • انجام تحقیقات فوری، مستقل و موثر بین‌المللی درباره همه اتهامات معتبر قتل‌های غیرقانونی و استفاده افراطی یا خودسرانه از زور و حرکت عملی به‌سوی پاسخگویی بین‌المللی آمران و عاملان کشتار.

جمهوری اسلامی ریبین مرادی، بازیکن ۱۷ ساله سایپا را با شلیک گلوله کشت

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است ریبین مرادی، دانش‌آموز ۱۷ ساله و بازیکن تیم فوتبال نوجوانان سایپا در جریان انقلاب مردمی ایرانیان با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی، از پشت مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.

این نوجوان اهل ثلاث‌باباجانی و ساکن تهران به‌عنوان یکی از استعدادهای فوتبال پایه تهران شناخته می‌شد.

ریبین مرادی علاوه بر فوتبال، در رشته‌های شنا و کشتی نیز صاحب عناوین قهرمانی بود.

پیشتر نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی مجتبی ترشیز، بازیکن پیشین تراکتور، مسعود ذات‌پرور، قهرمان بدنسازی و فیزیک جهان، عرفان بزرگی، قهرمان مچ‌اندازی و امیرمحمد کوهکن، دروازه‌بان، مربی و داور فوتسال را در جریان انقلاب ملی ایرانیان کشتند.

ایران اینترنشنال: حمله ماموران سپاه به منازل خانواده معترضان

۲۴ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، نیروهای لباس‌شخصی حکومت و سپاه پاسداران به خانه‌های کشته‌شدگان اعتراضات و همسایگان آن‌ها در مناطق شرق تهران حمله کرده‌اند.

به گفته منابع آگاه، این نیروها ضمن حمله به منازل، به سمت دیوارها شلیک کرده، اعضای خانواده‌ها را مورد ناسزاگویی قرار داده و اقدام به خالی کردن یخچال خانه‌ها کرده‌اند.

منابع مطلع از وضعیت خانواده‌های قربانیان همچنین به ایران‌اینترنشنال گفته‌اند که به آن‌ها اعلام شده برای تحویل پیکر کشته‌شدگان باید بامداد مراجعه کنند و موظف‌اند خاکسپاری را به‌صورت انفرادی و تا ساعت ۴ صبح انجام دهند؛ در غیر این صورت تهدید به خاکسپاری جمعی شده‌اند.

به گفته این خانواده‌ها، مقام‌های امنیتی همچنین اعلام کرده‌اند که بابت هر گلوله شلیک‌شده باید مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان پرداخت شود.