کانال ۱۴ اسرائیل از تحرکات هواپیماهای آمریکایی در نزدیکی حریم هوایی ایران خبر داد
کانال ۱۴ اسرائیل نوشت پس از انتشار پیام کاخ سفید مبنی بر حفاظت خداوند از نیروهای این کشور، گزارشهایی از پرواز هواپیماهای آمریکایی در نزدیکی حریم هوایی ایران منتشر شده است. چند فروند هواپیمای سوخترسان و بمبافکنهای بی۵۲ آمریکا از پایگاه هوایی قطر نیز به پرواز درآمدهاند.
این رسانه در گزارشی که شامگاه یکشنبه ۲۱ دی منتشر شد، نوشت: «در ساعات اخیر و در پی سیگنالی که ساعاتی پیش از سوی کاخ سفید ارسال شد، چند فروند هواپیمای سوخترسان کِیسی۱۳۵ آر و بمبافکنهای بی۵۲ آمریکا از پایگاه هوایی العدید، در جنوبغربی دوحه پایتخت قطر، به پرواز درآمدهاند. همزمان، هواپیماهای آمریکایی در نزدیکی حریم هوایی ایران نیز در حال پرواز گزارش شدهاند.»
کاخ سفید، بعدازظهر یکشنبه به وقت آمریکا، پیامی با این مضمون منتشر کرده بود: «خداوند حافظ نیروهای ما باشد، خداوند آمریکا را حفظ کند. و ما تازه کار را آغاز کردهایم.»
در کنار این متن، تصویری از دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، منتشر شده بود که کلاهی با اعداد «۴۵-۴۷» (اشاره به دورههای ریاستجمهوری او) بر سر داشت و روی آن شعار «عظمت را به آمریکا بازگردانیم» دیده میشد.
شاهزاده رضا پهلوی، در تازهترین پیام خود خطاب به ملت ایران، تمام نهادها و دستگاههایی را که «مسئول تبلیغات دروغین رژیم و قطع ارتباطات هستند»، اهداف مشروع خواند و با اشاره به ضربات سنگین مردم ایران به جمهوری اسلامی گفت که به رژیم نباید مهلت تنفس دوباره داده شود.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین با اشاره به جنایات جمهوری اسلامی در به قتل رساندن شهروندان گفت: «ما اجازه نخواهیم داد که این جانیان خون جوانان ما را بیش از این بر زمین بریزند.»
او شامگاه یکشنبه ۲۱ دی ماه در یک پیام ویدیویی که نسخهای از آن در اختیار ایراناینترنشنال قرار گفت، افزود: «ما به آنها فرصت نخواهیم داد. ما به عقب بازنمیگردیم. آزادی ایران نزدیک است.»
شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «خونهای به زمین ریختهشده فرزندان جاویدنام ایران هدایتگر ما به سوی پیروزی است.»
او در این پیام خطاب به ملت ایران گفت: «شما در دو هفته گذشته، بهویژه در چهار روز اخیر، با تظاهرات میلیونی پایههای رژیم نامشروع جمهوری اسلامی را به لرزه درآوردید، اینک با اتکا به پاسخ میلیونی شما به فراخوانهای روزهای گذشته، و با مشروعیت و مقبولیتی که از شما دریافت کردهام، مرحله دیگری از خیزش ملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و بازپسگیری ایران عزیز را اعلام میکنم.»
شاهزاده رضا پهلوی افزود: «در داخل ایران، علاوه بر تسخیر و حفظ خیابانهای مرکزی شهرها، تمام نهادها و دستگاههایی که مسئول تبلیغات دروغین رژیم و قطع ارتباطات هستند، اهداف مشروع به حساب میآیند.»
او گفت: «کارکنان دستگاههای دولتی و نیروهای مسلح و انتظامی فرصت دارند به مردم بپیوندند و یاور ملت باشند یا اینکه همدستی با قاتلان ملت را انتخاب کنند و ننگ و نفرین ابدی ملت را برای خود بخرند.»
شاهزاده رضا پهلوی همچنین خطاب به ایرانیان خارج از کشور گفت: «در خارج از ایران، تمامی سفارتخانهها و کنسولگریهای ایران متعلق به ملت ایران است و زمان آن رسیده که به جای پرچم ننگین جمهوری اسلامی با پرچم ملی ایران مزین شوند.»
او در تازهترین پیام خود تاکید کرد: «ما در آستانه بازپسگیری ایران عزیز از جمهوری اسلامی هستیم. خامنهای و رژیمش چندین ضربه سنگین از شما خوردهاند و نباید به آنها مهلت تنفس دوباره بدهیم. رژیم با کمبود جدی نیروی سرکوب روبهروست و افزایش تیراندازی به سوی مردم نه از سر اقتدار، بلکه ناشی از کمبود مزدور و ترس از فروپاشی و سقوط سریعتر است.»
شاهزاده رضا پهلوی گفت: «ما تنها نیستیم. کمکهای جهانی نیز بهزودی میرسد. ما بهزودی ایران عزیز را از جمهوری اسلامی پس خواهیم گرفت و در همه جای ایران جشن آزادی و پیروزی را برپا خواهیم کرد.»
گروه امنیت دیجیتال میان در گزارشی هشدار داد که برخی از وبسایتها و لینکهایی که مدعی پخش زنده شبکههای تلویزیونی جمهوری اسلامی هستند به کدهای مخرب آلودهاند و از آنها برای جاسوسی و دزدی اطلاعات کاربران استفاده میشود.
این گروه تاکید میکند که از باز کردن «وبسایتهای جدید و مشکوکی که با عنوان پخش زنده شبکههای تلویزیونی داخلی ایران» پخش شدهاند، پرهیز کنید.
بنابر این گزارش، این شکل از فعالیت مخرب فقط با باز کردن وبسایت آلوده در مرورگر عمل میکند، به این معنا که به محض باز کردن صفحه، بدون اینکه کاربر روی لینکی کلیک یا فایلی را دانلود کند، ممکن است مرورگر آلوده شود و در معرض نفوذ هکرها قرار گیرد.
در گزارش «گروه میان برای کمک به امنیت دیجیتال» آمده است: «این کد مخرب میتواند فعالیت کاربر را زیر نظر بگیرد، اطلاعات دستگاه او را شناسایی کند، و به حسابهای ایمیل یا شبکههای اجتماعی او دسترسی پیدا کند.»
در گزارش این گروه تاکید شده است که اگر پیشتر از این وبسایتها استفاده کردهاید، این اقدامها را انجام دهید:
کَش (Cash) و کوکیهای مرورگرتان را پاک کنید.
رمزهای عبور خود را تغییر دهید.
احراز هویت دو مرحلهای (@FA) را برای تمام اکانتهای خود فعال کنید.
بیدرنگ بخش «نشستهای فعال / دستگاههای متصل» (Active Sessions / Linked Devices) حسابهای کاربری خود را بررسی کنید و هر نشست یا دسترسی مشکوکی را قطع کنید.
در حالی که عربستان سعودی با میزبانی از ستارگان بارسلونا و رئال مادرید، ثبات و رفاه خود را به رخ جهان میکشد، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی روزها تاریکی را سپری میکند.
امشب ورزشگاه «ملک عبدالله» در جده به کانون توجه دنیای فوتبال تبدیل شد. تقابل بارسلونا و رئال مادرید در فینال سوپرجام اسپانیا که با نتیجه ۳ بر ۲ شاگردان هانسی فلیک و قهرمانی آنها به پایان رسید، نه تنها یک رویداد ورزشی، بلکه نمادی از پیشرفت عربستان سعودی در مسیر «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور بود.
اما در فاصله کوتاهی از این جشن و شکوه، در آن سوی خلیج فارس، تصویری کاملاً متفاوت در جریان است: کشوری در خاموشی دیجیتال و خیابانهایی که بوی خون معترضان را میدهند.
عربستان سعودی با صرف هزینههای میلیاردی در بخش ورزش و سرگرمی، به دنبال ایجاد مدلی از ثبات مبتنی بر رفاه اقتصادی و اجتماعی است. برای جوانان سعودی، امشب شبی برای فریاد شادی بود؛ اما برای همتایان ایرانی آنها، شبی پر از دلهره، پر از بیم و امید نسبت به آیندهای پر ابهام.
در حالی که ریاض با میزبانی از الکلاسیکو، پیام «امنیت و پیشرفت» را به سرمایهگذاران و جهان مخابره میکند، تهران با قطع کامل اینترنت و کشتار جواناناش، چهره سرکوبگر خود را عیانتر به دنیا نشان میدهد.
الکلاسیکوی امشب نشان داد که چگونه ثروت نفتی میتواند در یک سو خلیج فارس صرف ساختن استادیومهای مدرن و جذب ستارهها و درنتیجه باعث شور و هیجان جوانان شود و در سوی دیگر، صرف تقویت ساختار سرکوب و فاسد نظامی که برای جوانانش ناامیدی و مرگ میآورد.
جده امشب زیر نور افکنها درخشید، اما تهران در سکوتی تحمیلی، یکی از سختترین دورانهای تاریخ معاصر خود را پشت سر گذاشت.
این مسابقه، بیش از آنکه یک رقابت ورزشی باشد، آینهای تمامنما از تفاوت میان «حکمرانی برای رفاه» و «حکمرانی برای بقا» بود.
قطع کامل اینترنت، تحویل برنامهریزیشده جنازه مردمان به جان آمده، مطالبه پول تیر و خانوادههای سرگردان، نشانه یک سرکوب معمولی نیست. آنچه در ایران میگذرد، پروژهای آگاهانه برای کشتن، ترساندن و فروپاشاندن روان جمعی جامعه است؛ جنایتی که به نقطه بیبازگشت رسیده است.
آنچه در این روزها در ایران رخ میدهد، صرفا خشونت حکومتی نیست؛ ما با تغییر کارکرد مرگ در منطق قدرت مواجهایم. آنچه در فیلمهای منتشر شده از کهریزک میبنیم، مصداق بارز کشتار جمعیست، خشونت افسارگسیختهای از جنس تاریکترین نقاط تاریخ بشر، شبیه خونینترین جنگها، و سیاهترین جنایتهاست.
جنازهها در کیسههای سیاه، بر خاک، حاصل تصادف نیستند. این شکل نمایش مرگ، خود پیام است.
قدرتی که این جسدها را روی زمین میگذارد، نه فقط میکشد، بلکه معنا را ارادی تولید میکند: معنای بیارزشی جان شهروندان، تعلیق انسان حتی پس از مرگ، معنای اینکه بدن معترض دیگر متعلق به خانواده، جامعه یا آیینهای انسانی نیست، بلکه به دولت تعلق دارد تا به خیال خود، آنطور که میتواند تحقیرش کند.
اینجا باید به ترتیب وقایع توجه کرد، چون ترتیب، خودِ سیاست است. اول اینترنت قطع میشود. نه بهعنوان واکنش، بلکه بهعنوان پیششرط اعمال خشونت. قطع ارتباط، به معنای حذف شاهد است؛ حذف امکان همدلی جمعی و جهانی، دهنکجی به فشار خارجی. در این تاریکیِ عمدی، کشتن «کمهزینه» میشود.
سپس کشتار رخ میدهد. و بعد، جنازهها نه پنهان، بلکه آشکارا و کنترلشده تحویل داده میشوند؛ گاه با تهدید، گاه با مطالبه پول تیر، گاه مشروط به سکوت. این مرحله تصادفی نیست. این ادامه همان منطق است: مرگ هم باید مدیریت شود.
مطالبه پول تیر، اگرچه از نظر اخلاقی تکاندهنده است، اما از نظر تحلیلی افشاگرانهتر است. این مطالبه نشان میدهد که دولت، قتل را نه استثنا، بلکه خدمت امنیتی قابل محاسبه میداند. گلوله هزینه دارد، و این هزینه باید از خانواده قربانی بازستانده شود. اینجا خشونت از سطح سرکوب عبور میکند و به سطح تحقیر نهادینه میرسد؛ جایی که قربانی باید بهای مرگ خود را بپردازد.
این سیاست، فقط حذف فیزیکی معترض نیست. هدف اصلی، ویرانکردن روان جمعی است.
تصویر جنازهها، خانوادههای سرگردان، تکیهدادن سرها به شانه هم، و صدای گریه… همه بخشی از یک سازوکارند: جامعه باید دچار شوک، ترس، و فروپاشی عاطفی شود: «النصر بالرعب». جامعه باید در وحشت معلق نگه داشته شود، تا توان سازمانیابی، همبستگی و آیندهسازی را از دست بدهد. این همان جایی است که نفرت، عامدانه در بافت اجتماعی پخش میشود؛ نفرت از حکومت و نفرت از همدیگر، نفرت از زندگی روزمره.
این وضعیت، آخرالزمانی است نه بهمعنای استعاری، بلکه بهمعنای دقیق نظری. آخرالزمان، لحظهای است که هنجارها فرو میریزند و مرگ عادی میشود. وقتی جسد ابزار پیام است، وقتی سوگواری کنترل میشود، وقتی ارتباط با جهان بیرون قطع میشود، ما وارد نقطهای میشویم که بازگشت اخلاقی از آن بسیار دشوار است. این جنایت، به همین دلیل، غیرقابل بازگشت و غیرقابل گذشت است. نه بهخاطر شدت خشونت، بلکه بهخاطر تخریب آگاهانه امکان ترمیم.
در چنین وضعیتی، تاکید بر «راهحل داخلی» یا «صبر تاریخی» نوعی خود فریبی اخلاقی است. وقتی دولتی عامدانه ارتباط مردم با جهان را قطع میکند و سپس به کشتار دست میزند، این دیگر صرفا مساله حاکمیت ملی نیست؛ یک بحران انسانی است. منطق حقوق بینالملل و اخلاق بشردوستانه دقیقا برای همین لحظات طراحی شده است: لحظاتی که دولت، خود به منبع تهدید برای جان شهروندانش بدل میشود.
دخالت بینالمللی در اینجا بهمعنای جنگ یا اشغال نیست؛ بهمعنای شکستن محاصره اطلاعاتی، حفاظت از غیرنظامیان، و ایجاد سازوکار پاسخگویی است. بیعملی جهان، نه بیطرفی، بلکه مشارکت منفعلانه در استمرار خشونت است.
و در نهایت، مسئولیت را نمیتوان در مه ساختار گم کرد و تقلیل داد، این سیاستِ مرگ، بدون اراده در رأس، ممکن نیست. این جنایت، جنایت خامنهای است؛ نه بهعنوان شعار، بلکه بهعنوان تحلیل مسئولیت سیاسی. نظامی که سالهاست بقا را بر حذف، تحقیر و ارعاب بنا کرده، در این نقطه به نهایت منطق خود رسیده است.
این متن برای ثبت یک حقیقت نوشته شده است: اینجا دیگر فقط انسانها کشته نمیشوند؛ امکان زندگی جمعی، اعتماد و آینده نیز به گلوله بسته شده است.
و این، چیزی نیست که جهان بتواند از کنار آن عبور کند.
اورشلیمپست به نقل از منابع آگاه گزارش داد که دونالد ترامپ تصمیم گرفته است به معترضان ایرانی کمک کند، هرچند هنوز درباره چگونگی و زمان اجرای این کمکها تصمیم نهایی نگرفته است.
به گزارش اورشلیمپست، چندین منبع مطلع از گفتوگوهای انجامشده در روزهای اخیر در واشینگتن گفتهاند ترامپ عملاً تصمیم خود برای حمایت از معترضان ایرانی را گرفته، اما «هنوز مشخص نکرده این حمایت چگونه و چه زمانی انجام خواهد شد».
به نوشته اورشلیمپست، ترامپ روز شنبه در شبکه ایکس اعلام کرده بود که «ایران آزادی میخواهد» و ایالات متحده آماده کمک است. همزمان، در واشینگتن بحثهای فشردهای درباره گزینههای مختلف حمایت از معترضان در جریان است؛ گزینههایی که از حملات نظامی به اهداف حکومتی تا حمایت سایبری و فراهمکردن سامانههای ارتباطی مانند استارلینک را شامل میشود.
یکی از منابع آگاه به اورشلیمپست گفته است: «اگرچه دولت ترامپ معتقد نیست رژیم ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد، اما بهروشنی شکافها و مشکلاتی را میبیند که حتی یک هفته پیش وجود نداشت.» به گفته این منبع، قطع اینترنت، شمار بالای معترضان و شدت سرکوب—که بنا بر گزارشها به کشتهشدن دستکم دو هزار نفر انجامیده—باعث شده مقامهای ارشد دولت ترامپ بهطور جدی سناریوی کمک به معترضان را بررسی کنند.
این گزارش میافزاید که تا پیش از انتشار تصاویر اعتراضهای گسترده در آخر هفته، دولت آمریکا بر این باور بود که ناآرامیها هنوز از آستانهای عبور نکردهاند که رژیم را دچار هراس کند؛ ارزیابیای که بهگفته منابع، اکنون تغییر کرده است.
تصمیم اسرائیل برای عدم مداخله علنی
اورشلیمپست همچنین گزارش میدهد که بنیامین نتانیاهو روز یکشنبه نشست محدودی با شماری از وزیران و مقامهای ارشد امنیتی برگزار کرده و در آن، از جمله درباره وضعیت ایران گفتوگو شده است. بر اساس این گزارش، اسرائیل در این مرحله تصمیم گرفته بهطور علنی در تحولات ایران مداخله نکند، اجازه دهد ایالات متحده رهبری هرگونه اقدام حمایتی از معترضان را بر عهده بگیرد و همزمان برای احتمال اقدام تلافیجویانه حکومت ایران—از جمله شلیک موشکهای بالستیک بهسوی اسرائیل—آماده باشد.
نتانیاهو در آغاز این نشست گفته است: «اسرائیل تحولات ایران را از نزدیک دنبال میکند. معترضان آزادیخواه در سراسر کشور گسترش یافتهاند و مردم اسرائیل و جهان از شجاعت شهروندان ایران شگفتزدهاند.» او افزوده است: «اسرائیل از مبارزه آنها برای آزادی حمایت میکند و کشتار جمعی غیرنظامیان بیگناه را بهشدت محکوم میکند.»
به نوشته اورشلیمپست، نخستوزیر اسرائیل همچنین ابراز امیدواری کرده که «ملت ایران بهزودی از یوغ استبداد رها شود» و گفته است در آن صورت، ایران و اسرائیل میتوانند بار دیگر به «شرکایی وفادار در ساختن آیندهای مبتنی بر رفاه و صلح» تبدیل شوند.
این گزارش در پایان میافزاید که نتانیاهو در آخر هفته با مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، نیز درباره تحولات ایران گفتوگو کرده است.