به نوشته فارینپالیسی، بحران عمیق اقتصادی و سقوط بیسابقه ارزش پول ملی ایران در هفتههای اخیر، به شکلگیری بزرگترین موج اعتراضات علیه جمهوری اسلامی از زمان سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ انجامیده است.
فارینپالیسی مینویسد این اعتراضات در شرایطی رخ میدهد که حکومت ایران، هم در داخل و هم در سطح منطقهای، ضعیفتر از هر زمان دیگری از زمان تاسیس خود در سال ۱۳۵۸ به نظر میرسد.
بر اساس این تحلیل، شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه، از حزبالله لبنان تا حکومت بشار اسد در سوریه، بهشدت تضعیف شدهاند و توان موشکی ایران نیز در جریان جنگ ۱۲روزه با اسرائیل ضربه قابل توجهی خورده است.
همزمان، کمبود گسترده آب، خاموشیهای برق، تورم افسارگسیخته و افزایش فقر، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را با بحران مواجه کرده است؛ بحرانی که اکنون به خیابانها کشیده شده است.
فارینپالیسی جرقه اصلی اعتراضات اخیر را به مناقشه بر سر حذف نرخ ترجیحی ارز نسبت میدهد؛ نرخی که سالها بهعنوان ابزاری برای توزیع رانت در اختیار شبکههای نزدیک به حکومت بوده است.
به نوشته این نشریه، پیشنهاد دولت برای حذف این نرخ، در شرایطی که هیچ جایگزین شفافی ارائه نشده بود، به وحشت ارزی، جهش قیمتها و اعتصابهای گسترده در بازار بزرگ تهران و دیگر شهرها انجامید.
اعتصاب بازاریان، از نگاه ناظران، اهمیت نمادین ویژهای دارد؛ چرا که بازار در انقلاب ۱۳۵۷ نقشی کلیدی ایفا کرده بود.
در ادامه گزارش آمده است که برخلاف دورههای پیشین، اینبار تنها کسبه خرد یا اقشار کمدرآمد به اعتراضات نپیوستهاند، بلکه بخشهایی از طبقه متوسط و حتی متوسطِ روبهبالا نیز که پیشتر حامی ثبات بودند، اکنون زیر فشار اقتصادی به معترضان پیوستهاند.
روایتهایی از ناتوانی خانوادهها در تامین ابتداییترین اقلام غذایی، از جمله گوشت و مرغ، به نمادی از فروپاشی معیشتی بدل شده است.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که اعتراضات کنونی لزوما به معنای فروپاشی قریبالوقوع حکومت نیست. نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنان توان سرکوب گسترده را در اختیار دارند و انتصاب چهرههایی چون احمد وحیدی در ساختار فرماندهی سپاه، نشانهای از آمادگی نظام برای تشدید برخوردها تلقی میشود.
همزمان، دستگاه قضایی نیز با صدور هشدارهای صریح، پیام روشنی درباره «عدم مدارا» با معترضان ارسال کرده است.
این نشریه در عین حال به شکافها در میان مخالفان حکومت اشاره میکندو مینویسد، اپوزیسیون ایران بیش از پیش دچار تفرقه شده و اختلافات میان جریانهای سلطنتطلب و دیگر گروههای مخالف، مانعی جدی بر سر راه شکلگیری یک رهبری منسجم به شمار میرود.
در چنین فضایی، خشم عمومی فراوان است، اما هماهنگی و سازماندهی، همچنان کمیاب باقی مانده است.
در بخش دیگری از گزارش، واکنشهای بینالمللی، بهویژه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مورد توجه قرار گرفته است.
تهدیدهای ترامپ درباره واکنش شدید در صورت سرکوب خونین معترضان بر محاسبات تهران سایه انداخته، هرچند بسیاری از ایرانیان نسبت به هرگونه «تغییر از بیرون» بدبین هستند و خواهان گسستی واقعی از ساختار کنونی قدرتاند.
فارینپالیسی در جمعبندی مینویسد جمهوری اسلامی امروز در ضعیفترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، اما ضعف لزوما به معنای سقوط فوری نیست.
آینده این نظام، به توان معترضان برای تداوم اعتراضات، گسترش اعتصابها، ارائه چشماندازی روشن برای «روز بعد» و شکستن ائتلافهای اقتصادی و امنیتی حاکم بستگی دارد؛ مسیری که به باور نویسنده فارینپالیسی هنوز با موانع جدی روبهرو است.