نوری همدانی، مرجع تقلید: هرگونه فتنهگری، خیانت به نظام و انقلاب است

حسین نوری همدانی، مرجع تقلید حامی حکومت، اعتراضات مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان را «محکوم» کرد و گفت: «هرگونه فتنهگری، خیانت به نظام، انقلاب و خاک کشور است.»

حسین نوری همدانی، مرجع تقلید حامی حکومت، اعتراضات مردم در جریان انقلاب ملی ایرانیان را «محکوم» کرد و گفت: «هرگونه فتنهگری، خیانت به نظام، انقلاب و خاک کشور است.»
او افزود: «آمریکا و اسرائیل در تمام این سالها همچون جنگ ۱۲ روزه نشان دادند هیچ خط قرمزی برای از بین بردن این خاک ندارند و تمام هدفشان تکه تکه کردن سرزمین ایران اسلامی و غارت منابع کشور است.»

همزمان با انقلاب ملی علیه جمهوری اسلامی در داخل کشور، تجمعهای حمایتی و اعتراضی ایرانیان خارج کشور نیز آغاز شده و ادامه دارد.
شاهزاده رضا پهلوی شامگاه ۱۹ دی در پیامی ویدیویی به مردم ایران، بهدنبال تظاهرات گسترده آنان در شهرهای مختلف که در پی فراخوان او انجام شد، خواستار آغاز اعتصاب سراسری و نیز حضور مردم در خیابانها در ساعت شش بعدازظهر شنبه و یکشنبه، ۲۰ و ۲۱ دیماه شد.
از سوی دیگر، بر اساس ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال، گروهی از ایرانیان مقیم آدلاید در استرالیا، برای حمایت از انقلاب ملی ایرانیان تجمع کرده و سرود «ای ایران» را همخوانی کردند.
صدها شهروند ایرانی ساکن تورنتو کانادا با تجمع مقابل ساختمان دفتر سیبیسی، شبکه ملی کانادا، خواستار پوشش گستردهتر انقلاب ملی ایرانیان شدند.
آنها با تاکید بر قطع گسترده اینترنت از سوی جمهوری اسلامی، از این شبکه خواستند صدای مردم معترض ایران باشد.
گروهی از ایرانیان مقیم پرث در استرالیا، شنبه ۲۰ دی برای حمایت از انقلاب ملی ایرانیان تجمع کرده و شعار «جاوید شاه» سردادند.
ایرانیان مقیم توکیو در ژاپن نیز شامگاه جمعه با شعار «جاوید شاه» در خیابان تجمع برگزار کردند.
ویدیوی رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهد ایرانیان مقیم بوداپست در مجارستان، برای حمایت از انقلاب ملی ایرانیان تجمع کردند و شعار «جاوید شاه» دادند.
همچنین ایرانیان مقیم اوکلند در نیوزیلند، شامگاه جمعه با برافراشتن پرچم شیر و خورشید و فریاد شعار «جاوید شاه»، پرچم جمهوری اسلامی را پاره کردند.
ایرانیان مقیم نیویورک در آمریکا، شامگاه جمعه با برافراشتن پرچم شیر و خورشید فریاد «مرگ بر خامنهای» سردادند.

به نوشته ساوث چاینا مورنینگ پست، اعتراضهای سراسری در ایران که علیه گرانی و سقوط ارزش ریال آغاز شد، برای نخستین بار از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، طیفی کمسابقه از جامعه را کنار هم قرار داده و حکومت را به آستانه فروپاشی برده است.
با توجه به فراخوانهای شاهزاده رضا پهلوی، انتظارات برای تغییر در رأس و اساس جمهوری اسلامی در حال افزایش است.
وبسایت ساوث چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) نوشت اعتراضهای سراسری علیه جهش هزینههای زندگی، برای نخستین بار از زمان انقلاب ۵۷، طیفی کمسابقه از جامعه را کنار هم قرار داده است: از بازاریان نزدیک به حکومت و تنگدستان محافظهکار روستایی تا طبقه متوسط شهری و جهانوطنی.
اعتراضات سراسری و انقلاب ملی که بهدنبال سقوط شدید ارزش ریال در پی جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی با اسرائیل و ایالات متحده در خرداد ماه شعلهور شد، به کانونی برای ابراز خشم عمومی نسبت به فساد، سوءمدیریت اقتصادی و شکستهای سیاست خارجی حکومت ایران تحت رهبری علی خامنهای ۸۶ ساله تبدیل شده است.
به گفته تحلیلگران، این اعتراضها با احساس عمیق بیعدالتی اجتماعی پیش میرود؛ احساسی ناشی از شکاف فزاینده میان ایرانیان عادی که برای بقا دستوپنجه نرم میکنند و امتیازات ویژه برای نخبگان حاکم.
همزمان، والاستریت ژورنال در سرمقالهای گزارش داد فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای تجمع سراسری، به یکی از گستردهترین موجهای اعتراض در سالهای اخیر انجامید و شهرهای بزرگ ایران، از جمله تهران و مشهد، شاهد حضور پرشمار معترضان در خیابانها بود.
در سرمقاله شنبه ۲۰ دیماه این روزنامه آمده است شاهزاده رضا پهلوی با فراخوان از تبعید، ریسک بزرگی را پذیرفت؛ چرا که اگر استقبال گستردهای صورت نمیگرفت، اعتبار سیاسی او زیر سؤال میرفت.
اما به نوشته والاستریت ژورنال، «مردم ایران به این فراخوان پاسخ دادند» و موج اعتراضها شتاب گرفت.
فرزان ثابت، پژوهشگر ارشد مرکز حکمرانی جهانی مستقر در ژنو، پیش از این هشدار داده بود که «شرایط امروز ایران حاد است».
او در یادداشتی در شبکههای اجتماعی، یک روز پس از آغاز اعتراضها، نوشت: «رویدادهای قابل پیشبینی میتوانند شرایط را برای مداخله خارجی، اقدام نظامی، شکاف و ریزش در میان نخبگان و تشدید اعتراضها فراهم کنند.»
به باور او، چشمانداز تغییرات ساختاری اکنون «در بالاترین سطح خود از دهه نخست انقلاب و جنگ قرار دارد - و همچنان در حال افزایش است».
اسفندیار باتمانقلیچ، بنیانگذار بنیاد بورس و بازار مستقر در لندن، نیز استدلال کرده است که «پیشرفتهایی بهسوی نوعی تغییر سیاسی بنیادین در ایران در حال شکلگیری است».
سرکوب و تشدید بحران
انقلاب ملی ایرانیان در سال ۱۴۰۴، سومین موج بزرگ اعتراضهای ضدحکومتی از سال ۹۸ به شمار میرود. ناظران انتظار داشتهاند که مقامها بار دیگر به بازداشت و اعمال زور متوسل شوند؛ اقدامی که خامنهای و دیگر شخصیتهای حکومتی آن را پاسخی به «اغتشاشهای سازماندهیشده از سوی دشمن» توصیف کردهاند.
اما سرکوب خشونتبار از سوی سپاه پاسداران یا نیروهای بسیج میتواند خطر مداخله نظامی را بهدنبال داشته باشد. مداخلهای که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در صورت ریختهشدن خون غیرنظامیان، به آن تهدید کرده است.
ساوث چاینا مورنینگ پست نوشت در همین حال، دولت مسعود پزشکیان همچنان با دست بسته عمل میکند؛ هم بهدلیل بازگشت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل و هم بهسبب کنترل فراگیر خامنهای بر تصمیمهای کلیدی سیاستگذاری.
در مواجهه با کسری بودجه فزاینده و افت قیمت نفت، لایحه بودجه دولت در پی اجرای اصلاحات ساختاری دیرهنگام بود؛ از جمله یکسانسازی نرخ رسمی ارزشگذاریشده ریال با نرخ بازار آزاد و حذف حدود ۱۰ میلیارد دلار یارانههای غیرشفاف به نفع واردکنندگان و تولیدکنندگان خاص.
یارانه نان نیز کاهش یافت و قیمت فرآوردههای نفتی وارداتی به نرخ بازار گره خورد. تلاشی برای تثبیت اقتصاد.
با این حال، این اقدامات عمدتا فشار مالی را به خانوارها منتقل کرده است.
اقتصاددانان انتظار دارند نرخ تورم بسیار فراتر از رقم رسمی ۵۲ درصدی اعلامشده در آذر ماه افزایش یابد. دولت تلاش کرده با پرداخت یارانه ماهانه همگانی هفت دلاری، بخشی از فشار را کاهش دهد. رقمی که تنها کسری از حداقل دستمزد ماهانه ۱۰۵ دلاری است.
باربارا اسلاوین، تحلیلگر باسابقه ایران در مرکز استیمسون مستقر در واشینگتن، گفته است تورم «تحملناپذیر» شده و افزوده است: «بالاخره باید جایی این وضعیت بشکند.»
شکاف در رأس قدرت و سناریوهای پیش رو
بیثباتی درونی در جمهوری اسلامی در حال افزایش است. مرگ ابراهیم رئیسی، رییسجمهوری پیشین و جانشین بالقوه خامنهای، در سانحه سقوط بالگرد، رقابتها در درون حکومت را تشدید کرده است: «خامنهای بهطور فزایندهای از سوی مدعیان جانشینی، از جمله حسن روحانی، رییسجمهوری پیشین اصلاحطلب، و محمود احمدینژاد، رییسجمهوری پوپولیست سابق، بهدلیل ناکامیهای متعدد حکومت، هدف انتقاد قرار گرفته است.»
منتقدان به بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و ناتوانی آشکار تهران در مقابله با حملات اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه اشاره میکنند. درگیریای که فرماندهان ارشد نظامی را از میان برد و برنامه غنیسازی هستهای را عملا از کار انداخت.
برخی تحلیلگران معتقدند فشار همزمان خیابان و نخبگان، حکومت را به نقطهای شکننده رسانده است.
دنیس سیترینوویچ، رییس پیشین بخش پژوهش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، در یادداشتی در شبکههای اجتماعی نوشت: «هرچه این وضعیت طولانیتر و حادتر شود، احتمال تغییرات دراماتیک درون حکومت بیشتر خواهد شد.»
علی الفونه، از تحلیلگران مسائل ایران، نیز درباره وضعیت موجود به «مدل ونزوئلا» اشاره کرد: تغییر رهبری بدون فروپاشی کلی نظام.
به گفته او، چنین وضعیتی ممکن است زمانی رخ دهد که رهبری جمعی ایران - شامل سران قوه مجریه، قضاییه، مقننه و نیروهای امنیتی - «تصمیم بگیرد خامنهای را قربانی کنند و با ایالات متحده به توافق برسد».
سیترینوویچ معتقد است سپاه پاسداران «بیشتر تمایل دارد» ریاستجمهوری غیرنظامی را در چارچوب رهبری جمعی حفظ کند تا این که مستقیما قدرت را در دست بگیرد؛ مسیری که میتواند به کاهش تحریمها، بازگشت سرمایهگذاری غرب، تثبیت اقتصادی و در نهایت بقای نظام منجر شود.
با این حال، اسلاوین معتقد است ایران به گذار دموکراتیک از طریق همهپرسی قانون اساسی و پایان حکومت اسلامگرایان نیاز دارد.

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی گفت: «از همه میخواهم شنبه و یکشنبه، ۲۰ و ۲۱ دیماه، این بار از ساعت شش بعدازظهر، با پرچمها، تصاویر و نمادهای ملی به خیابانها بیایید و فضاهای عمومی را از آنِ خود کنید.»
او افزود:«هدف ما دیگر صرفا آمدن به خیابان نیست؛ هدف، آمادگی برای تسخیر مراکز شهرها و حفظ آنهاست. برای رسیدن به این هدف، تا حد امکان از مسیرهای مختلف به سوی بخشهای مرکزیتر شهرها حرکت کنید و جمعیتهای جدا از هم را به یکدیگر پیوند بزنید. همزمان از همین حالا برای ماندن در خیابان آماده شوید و تدارکات لازم را تهیه کنید.»
شاهزاده پهلوی گفت:«به جوانان، گارد جاویدان ایران، و همه نیروهای مسلح و امنیتی که به پلتفرم همکاری ملی پیوستهاند میگویم ماشین سرکوب را بیش از پیش کُند و مختل کنید تا در روز موعود آن را کاملا از کار بیندازید.»
او در پایان پیام گفت: «من نیز در تدارک بازگشت به میهن هستم تا در زمان پیروزی انقلاب، در کنار شما ملت بزرگ ایران باشم. باور دارم که آن روز بسیار نزدیک است.»

در پی تشدید بحران ارزی و گسترش اعتراضات سراسری در ایران، تحلیلها در رسانههای غربی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی در یکی از شکنندهترین مقاطع حیات خود قرار گرفته؛ وضعیتی که میتواند آینده این نظام را بهطور جدی تحت تاثیر قرار دهد.
به نوشته فارینپالیسی، بحران عمیق اقتصادی و سقوط بیسابقه ارزش پول ملی ایران در هفتههای اخیر، به شکلگیری بزرگترین موج اعتراضات علیه جمهوری اسلامی از زمان سرکوب خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ انجامیده است.
فارینپالیسی مینویسد این اعتراضات در شرایطی رخ میدهد که حکومت ایران، هم در داخل و هم در سطح منطقهای، ضعیفتر از هر زمان دیگری از زمان تاسیس خود در سال ۱۳۵۸ به نظر میرسد.
بر اساس این تحلیل، شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در خاورمیانه، از حزبالله لبنان تا حکومت بشار اسد در سوریه، بهشدت تضعیف شدهاند و توان موشکی ایران نیز در جریان جنگ ۱۲روزه با اسرائیل ضربه قابل توجهی خورده است.
همزمان، کمبود گسترده آب، خاموشیهای برق، تورم افسارگسیخته و افزایش فقر، زندگی روزمره میلیونها ایرانی را با بحران مواجه کرده است؛ بحرانی که اکنون به خیابانها کشیده شده است.
فارینپالیسی جرقه اصلی اعتراضات اخیر را به مناقشه بر سر حذف نرخ ترجیحی ارز نسبت میدهد؛ نرخی که سالها بهعنوان ابزاری برای توزیع رانت در اختیار شبکههای نزدیک به حکومت بوده است.
به نوشته این نشریه، پیشنهاد دولت برای حذف این نرخ، در شرایطی که هیچ جایگزین شفافی ارائه نشده بود، به وحشت ارزی، جهش قیمتها و اعتصابهای گسترده در بازار بزرگ تهران و دیگر شهرها انجامید.
اعتصاب بازاریان، از نگاه ناظران، اهمیت نمادین ویژهای دارد؛ چرا که بازار در انقلاب ۱۳۵۷ نقشی کلیدی ایفا کرده بود.
در ادامه گزارش آمده است که برخلاف دورههای پیشین، اینبار تنها کسبه خرد یا اقشار کمدرآمد به اعتراضات نپیوستهاند، بلکه بخشهایی از طبقه متوسط و حتی متوسطِ روبهبالا نیز که پیشتر حامی ثبات بودند، اکنون زیر فشار اقتصادی به معترضان پیوستهاند.
روایتهایی از ناتوانی خانوادهها در تامین ابتداییترین اقلام غذایی، از جمله گوشت و مرغ، به نمادی از فروپاشی معیشتی بدل شده است.
با این حال، فارینپالیسی تاکید میکند که اعتراضات کنونی لزوما به معنای فروپاشی قریبالوقوع حکومت نیست. نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی همچنان توان سرکوب گسترده را در اختیار دارند و انتصاب چهرههایی چون احمد وحیدی در ساختار فرماندهی سپاه، نشانهای از آمادگی نظام برای تشدید برخوردها تلقی میشود.
همزمان، دستگاه قضایی نیز با صدور هشدارهای صریح، پیام روشنی درباره «عدم مدارا» با معترضان ارسال کرده است.
این نشریه در عین حال به شکافها در میان مخالفان حکومت اشاره میکندو مینویسد، اپوزیسیون ایران بیش از پیش دچار تفرقه شده و اختلافات میان جریانهای سلطنتطلب و دیگر گروههای مخالف، مانعی جدی بر سر راه شکلگیری یک رهبری منسجم به شمار میرود.
در چنین فضایی، خشم عمومی فراوان است، اما هماهنگی و سازماندهی، همچنان کمیاب باقی مانده است.
در بخش دیگری از گزارش، واکنشهای بینالمللی، بهویژه مواضع دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مورد توجه قرار گرفته است.
تهدیدهای ترامپ درباره واکنش شدید در صورت سرکوب خونین معترضان بر محاسبات تهران سایه انداخته، هرچند بسیاری از ایرانیان نسبت به هرگونه «تغییر از بیرون» بدبین هستند و خواهان گسستی واقعی از ساختار کنونی قدرتاند.
فارینپالیسی در جمعبندی مینویسد جمهوری اسلامی امروز در ضعیفترین وضعیت تاریخی خود قرار دارد، اما ضعف لزوما به معنای سقوط فوری نیست.
آینده این نظام، به توان معترضان برای تداوم اعتراضات، گسترش اعتصابها، ارائه چشماندازی روشن برای «روز بعد» و شکستن ائتلافهای اقتصادی و امنیتی حاکم بستگی دارد؛ مسیری که به باور نویسنده فارینپالیسی هنوز با موانع جدی روبهرو است.

در میانه گسترش خیزش ملی ایرانیان، نشریه آتلانتیک نوشته است که تضعیف همزمان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، فرصتی کمسابقه برای تغییر ایجاد کرده؛ فرصتی که به باور این نشریه، میتواند با تصمیمهای سریع و قاطع آمریکا به نقطه عطفی تاریخی تبدیل شود.
نشریه آتلانتیک، در تحلیلی که به تحولات اخیر ایران اختصاص یافته، نوشته اعتراضات کنونی در شرایطی جریان دارد که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری از زمان تاسیس خود در سال ۱۳۵۸، هم در داخل کشور فرسوده و هم در برابر فشار خارجی آسیبپذیر شده است.
آتلانتیک تاکید میکند که این وضعیت، امکان فروپاشی حکومت علی خامنهای را از یک سناریوی نظری به یک احتمال واقعی نزدیک کرده است.
آتلانتیک با اشاره به ویدیویی از اعتراضات بروجرد مینویسد زنی میانسال که در کنار دیگر معترضان راهپیمایی میکرد، با وجود خونآلود بودن صورتش فریاد میزد که «نمیترسم» و «۴۷ سال است که مردهام».
به نوشته این نشریه، این جمله بازتاب احساس مشترک بخش بزرگی از معترضان است؛ مردمی که پس از نزدیک به نیم قرن حاکمیت دینی، خود را در آستانه نوعی تولد دوباره ملی میبینند.
در این تحلیل آمده است که ایران در دو دهه گذشته بارها شاهد اعتراضات گسترده بوده؛ از جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ گرفته تا اعتراضات بنزین در ۱۳۹۸ و خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱.
هرچند همه این موجها با سرکوب شدید مواجه شدند، اما به باور تحلیلگران آتلانتیک، تفاوت اعتراضات امروز در بستر آن است: حکومت نهتنها با بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی روبهروست، بلکه همزمان تحت فشار بیسابقه خارجی قرار دارد.
نشریه آتلانتیک مینویسد در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی با تحریمهای سنگین، فشار دیپلماتیک و در نهایت اقدام نظامی مستقیم روبهرو شد؛ از جمله مشارکت آمریکا در مرحله پایانی حملات اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در خرداد ۱۴۰۴.
نتیجه این روند، به گفته نویسندگان، تضعیف جدی پایههای اقتصادی و امنیتی حکومت بوده است.
با این حال، آتلانتیک هشدار میدهد که نباید تصور کرد این افول بهخودیخود به سرنگونی منجر میشود، چرا که حکومت ایران بارها نشان داده برای بقا به خشونت گسترده متوسل میشود.
این نشریه تاکید میکند سیاست «فشار حداکثری» تنها زمانی میتواند به تغییر واقعی منجر شود که با «حمایت حداکثری» از اعتراضات داخلی همراه شود.
آتلانتیک مینویسد حضور میلیونها نفر در خیابانها، امکان تغییر حکومت را بدون تکرار تجربههای پرهزینه اشغال نظامی در عراق و افغانستان فراهم کرده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که ایالات متحده باید از اقداماتی که ناخواسته به تبلیغات جمهوری اسلامی کمک میکند پرهیز کند؛ از جمله استفاده از ادبیاتی که اعتراضات را به «آشوب» تقلیل میدهد یا باز کردن دوباره مسیر مذاکراتی که حکومت از آن برای خرید زمان استفاده میکند.
به باور آتلانتیک، پیامهای صریح درباره حمایت از مردم و هشدار به حکومت در برابر سرکوب، نقش مهمی در تضعیف ترس و تقویت روحیه معترضان دارد.
این نشریه همچنین بر ضرورت تشدید فشار اقتصادی تاکید کرده و مینویسد بخش انرژی ایران، شریان اصلی تامین مالی سرکوب است و باید بیش از گذشته محدود شود.
آتلانتیک افزوده است که قطع دسترسی حکومت به منابع مالی، بهطور مستقیم توان نیروهای امنیتی را کاهش میدهد.
در پایان، آتلانتیک نتیجه میگیرد که حتی اگر موج فعلی اعتراضات فروکش کند، بحرانهای ساختاری حلنشده باقی خواهد ماند.
به نوشته این نشریه، هر اعتراض تازه در ایران از نقطه توقف موج قبلی آغاز میشود و به همین دلیل، «فوران بعدی» نه یک احتمال دور، بلکه مسالهای اجتنابناپذیر در آینده نزدیک است.





