حمایت سینماگران از خیزش ملی: شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمدهاند، جنایت است
تعدادی از سینماگران در بیانیهای سرکوب اعتراضهای جاری در ایران را محکوم و اعلام کردند که اعتراض، «حق طبیعی و مدنی» هر انسانی است و هیچ قدرتی حق ندارد خود را «مافوق مردم» بداند. همزمان جمعی از مستندسازان ایرانی نیز بیانیهای صادر کردند.
این سینماگران پنجشنبه ۱۸ دی با انتشار بیانیه مشترکی اعلام کردند شلیک به مردمی که با دست خالی به خیابان آمدهاند، جنایت علیه حق حیات است و هیچ توجیهی ندارد.
در این بیانیه تاکید شده است: «فساد سازمانیافته و چپاول ثروت عمومی و ایدئولوژی هراسآفرین، زندگی مردم را به ورطه فقر، خفقان و ناامیدی کشانده و سرمایههای ملی در چالشهای منطقهای نابود شده است.»
جعفر پناهی، مجید برزگر، رخشان بیناعتماد، مصطفی آلاحمد، پگاه آهنگرانی، ویشکا آسایش، ستاره اسکندری، کتایون ریاحی، روحالله حجازی، لیلی رشیدی، محمد رسولاف، کیانوش عیاری، اصغر فرهادی، باران کوثری، حسن فتحی، سهیلا گلستانی، علی مصفا، حمید نعمتالله، مرضیه وفامهر، مهناز افشار، خسرو معصومی، بهتاش صناعی و مریم مقدم از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
اعتراضات سراسری کنونی در ایران از یکشنبه هفتم دی با اعتراضات و اعتصاب کسبه تهران از جمله کسبه پاساژ موبایل علاالدین و مجتمع تجاری چارسو، در واکنش به افزایش قیمت دلار آغاز شد و بازاریان ضمن بستن مغازههای خود دست به اعتراض زدند و از دیگر کسبه خواستند به اعتصاب بپیوندند.
از آن روز تاکنون، این اعتراضات به طور پیوسته ادامه داشته و به شهرهای مختلف ایران گسترش پیدا کرده است.
«در کنار مردم ایستادهایم»
سینماگران در بیانیه خود همچنین تاکید کردند: «این روزها و این زخمها را تصویر خواهیم کرد و با تمام توان از حق آزادی بیان دفاع کرده، سرکوب و کشتار مردم معترض را محکوم میکنیم و در کنار مردم ایران ایستادهایم.»
مژده شمسایی، رضا درمیشیان، فرید دغاغله، شاهرخ دولکو، طاها ذاکر، آرش رئیسیان، مهدی رحمانی، جمیل رستمی، سامان سالور، سیاوش شهابی، کتایون شهابی، وحید صداقت، ناهید صدیق، هایده صفییاری، سالم صلواتی، فرنوش صمدی، بهتاش صناعیها، حجت طاهری، بهنام عابدی، محمد عاقبتی و لیلی فرهادپور از دیگر امضاکنندگان این بیانیه هستند.
بیانیه جمعی از مستندسازان
همزمان جمعی از مستندسازان ایرانی در بیانیهای «با اتکا به مسئولیت حرفهای و اخلاقی خود»، حمایت روشن و قاطع خود را از «جنبش مردم ایران علیه نظام سرکوبگر» اعلام کردند.
آنان در بیانیه خود نوشتند: «آنچه امروز در شهرهای مختلف ایران جریان دارد، نتیجه دههها سرکوب سیستماتیک، فساد ساختاری، فروپاشی اقتصادی و نقض گسترده حقوق انسانی است. مردمی که به خیابان آمدهاند، نه برای اغتشاش و آشوب، بلکه برای بازپسگیری حق زیستن، حق انتخاب و حق دیدهشدن برخاستهاند.»
این مستندسازان افزودند: «خشونت، بازداشت و سرکوب، پاسخی به این خواستها نیست. ممکن است صدای اعتراض را بتوان موقتاً خاموش کرد، اما واقعیت را نمیتوان حذف کرد. واقعیت ثبت میشود و باقی میماند. بهعنوان مستندساز، وظیفهی ما ثبت و انتقال واقعیت است؛ واقعیتی که زیر سانسور، تحریف و سرکوب پنهان میشود.»
رخشان بنیاعتماد، رضا علامهزاده، پگاه آهنگری، نیما سروستانی، احمد نیکآذر، سپیده فارسی، مرجان ایراندوست، ناصر ضمیری، ناهید پرسون سروستانی، امین پوربرقی، مریم ابراهیمی، منیره حکمت، وحید زارعزاده، گلاره کاوند، مهدی رازی، مینا اکبری، اشکان احمدی، سحر مصیبی، آرمین نادری، سمیه چایچی و شهرزاد ارشدی امضاکنندگان این بیانیه هستند.
آنان تاکید کردند: «حافظه جمعی جامعه با حذف آن، بهمعنای حذف تاریخ است. اعتراض، حق مردم است و تعیین سرنوشت و انتخاب نوع حکومت را نمیتوان با گلوله، ارعاب یا سرکوب از مردم گرفت.»
این مستندسازان در پایان بیانیه خود گفتند: «هرگونه سرکوب این خیزش همگانی و هر تلاشی برای به خشونت کشاندن آن، محکوم است. ما در کنار مردم ایران میایستیم و با روایت آنچه میگذرد، مبارزات آنها را ثبت میکنیم و به وظیفه تاریخی خود در برابر فراموشی و خاموشسازی فریاد حقطلبانه مردم وفادار میمانیم.»
در روزهای اخیر بسیاری از هنرمندان همراهی خود با اعتراضات سراسری در ایران را اعلام کردهاند.
به عنوان نمونه، نیکی کریمی، بازیگر شناختهشده سینمای ایران، با انتشار دو استوری در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، خواستار آزادی ایران شد و با نوشتن اعداد ۱۸ و ۱۹، بهصورت تلویحی از فراخوان برگزاری تجمعات اعتراضی علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد.
سوگند، خواننده ایرانی، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرد و خطاب به مردم ایران نوشت: «قلبم با قلب شما میتپه، تمام جانم با شماست. ایران رو پس میگیریم.»
ابراهیم حامدی، مشهور به «ابی»، خواننده پرآوازه، نیز در پیامی ویدیویی در اینستاگرام، با حمایت از فراخوان شاهزاده گفت این اعتراضات «یک تیر بسیار بسیار کاری است بر پیکر جمهوری اسلامی».
ویدیو فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در اینستاگرام با استقبال گسترده روبهرو شده و شمار بازدیدهای آن تاکنون از ۸۴ میلیون عبور کرده است.
خیزش ملی ایرانیان صحنه حضور گسترده نسل زد برای بازپسگیری نمادهای ملی، هویتی و فرهنگی ایران شده است. نمادهایی که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته یا در تلاش برای مصادره آنها بوده، یا نمایش و استفاده از آنها را بهطور کامل ممنوع و در مواردی حتی جرمانگاری کرده است.
نشانههایی که حکومت آنها را «نماد طاغوت» مینامد، اکنون در شعارها، لباسها و ویدیوهای نسل زد در شبکههای اجتماعی دوباره جان گرفتهاند. از پرچم شیر و خورشید گرفته تا تصاویر کوروش کبیر و خاندان پهلوی و سرود «ای ایران».
برای نسلی که در میان محدودیتها و ممنوعیتها بزرگ شده، این نشانهها تنها یادگار گذشته نیستند، بلکه زبانی تازه برای اعتراض به ساختار مذهبی و اقتدارگرای حاکم بر ایران امروز شدهاند.
از خیابان تا تیکتاک
بر اساس دادههای رسمی مرکز آمار ایران، متولدین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱ که بهعنوان نسل زد شناخته میشوند، حدود ۲۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. ۴۹ درصد از آنها دختر و ۵۱ درصد پسر هستند و بیش از سهچهارم (حدود ۷۷ درصد) در مناطق شهری زندگی میکنند.
شمار شرکتکنندگان این نسل در اعتراضات بهطور دقیق مشخص نیست، اما بررسی ویدیوهای منتشرشده از شهرهای مختلف نشان میدهد نوجوانان و جوانان نسل زد سهم قابل توجهی در میان معترضان دارند.
از «زن، زندگی، آزادی» تا «پهلوی برمیگرده»
بر اساس ویدیوهای منتشرشده از خیزش ملی ایرانیان در سال ۱۴۰۴، نسل زد - افرادی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ خورشیدی بزرگ شدهاند - برای نخستینبار در مقیاسی گسترده از عناصر و نمادهای ملی برای بیان دیدگاههای سیاسی خود استفاده میکنند.
در این ویدیوها، شعارهایی چون «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» و «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» بهطور گسترده شنیده میشود.
نسل زد در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز شعارهایی مانند «هیز تویی هرزه تویی/ زن آزاده منم» در حمایت از آزادی زنان، خطاب به حکومت سر داد.
در ویدیوهای خیزش ۱۴۰۴، شعارهای قدیمیتر مانند «تا آخوند کفن نشود/ این وطن وطن نشود» و «امسال سال خونه/ سیدعلی سرنگونه» همچنان تکرار میشوند.
در یکی از ویدیوهای روز سوم اعتراضات، دختری نوجوان در شیراز با ماژیک مشکی بر سطح سفید ایستگاه اتوبوس نوشت: «ضجه بزن سیدعلی/ داره میآد پهلوی ...»
او این شعار را در روشنایی روز و زمانی نوشت که رهگذران در رفتوآمد بودند و سایههایشان بر سطح سفید دیوار میافتاد.
کاربران در اینستاگرام و تیکتاک ویدیوهایی از صحنههای مشابه در شهرهای دیگر به اشتراک گذاشتند.
«س»، یکی از دختران نسل زد، تصویری از خود با پرچم شیر و خورشید ایران در اینستاگرام منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «ما ملت کبیریم/ ایران رو پس میگیریم ...»
او در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت از سوی پلیس فتا چندین بار با او تماس گرفتهاند و از او خواستهاند تصویر را حذف کند.
«س» با انتشار اسکرینشاتی از تماسهای دریافتی از شمارههای مخفی نهادهای امنیتی نوشت: «نمیترسی بگیرنت؟ نه ... من برای نشان دادن هویت و تاریخ کشورم نمیترسم.»
رسیدن به زندگی نرمال
نسل زد ایران در روزهای پیش از خیزش ملی، ویدیوهای متعددی با محور دعوت به اعتراضات و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران در شبکههای اجتماعی منتشر کرد.
محتوای این ویدیوها بر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی متمرکز بود و اغلب شامل تصاویری از کوروش کبیر و خاندان پهلوی میشد.
در این ویدیوها، موضوعاتی مانند داشتن پاسپورت معتبر، ارزش پول ملی، امکان بیرون رفتن با پوشش اختیاری و آینده فردی در کنار خانواده و دوستان برجسته بود.
همچنین به نمادها و عناصر تاریخی و فرهنگی ایران اشاره شده بود. نمادهایی که در چهار دهه گذشته در روایت رسمی حکومت کمتر دیده شده یا با محدودیت همراه بودهاند.
پرچم شیر و خورشید ایران، مقبره کوروش و تصاویر خاندان پهلوی در شمار قابل توجهی از ویدیوهای منتشرشده از سوی نوجوانان و جوانان، همراه با هشتگ پهلوی، دیده میشدند.
انتشار اسکرینشات از تماسهای نهادهای امنیتی
انتشار اسکرینشات از تماسهای بیپاسخ نهادهای امنیتی، یکی از کارزارهای آنلاین است که نسل زد ایران در روزهای اعتراضات در شبکههای اجتماعی به راه انداخته است.
«ش»، یکی از پسران نسل زد، نیز در یک ویدیوی کوتاه اینستاگرامی، تصویر شمارههای ناشناس نهادهای امنیتی را بر صفحه گوشیاش منتشر کرد و در حالی که چهرهاش را نپوشانده بود، گفت برای شرکت در اعتراضات به خیابان میرود.
او در فریم پایانی ویدیو افزود: «نمیترسی بازداشت بشی؟ ... نه، چون اونا نترسیدن.»
سپس عکسهایی از پویا، نیکا، سارینا، آرتین و دیگر کشتهشدگان نسل زد را منتشر کرد و ادامه داد: «اگر من را بازداشت کنند، بالاخره آزاد میشوم و باز هم به اعتراضات میروم تا روزی که ایران آزاد شود.»
سارینا اسماعیلزاده، نوجوان نسل زد که در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به خیابان رفت و ماموران حکومتی او را کشتند، یک یوتیوبر ساده بود که بعد از قتلش نشانی کانال او دستبهدست در ایران و جهان چرخید.
او در یکی از ویدیوهای اینستاگرامیاش گفته بود: «مردم یه کشور چه انتظاری میتونن داشته باشند؟ رفاه، رفاه، رفاه.»
آرتین رحمانی نیز در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در ایذه به خیابان رفت و کشته شد. او در یک استوری اینستاگرامی گفته بود: «حالمون خوب میشه یه روز، ولی شاید اون روز من نباشم. اگه تو بودی، جای من بلند بخند از ته دل.»
فروغ کنعانی، جامعهشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، درباره حضور گسترده نسل زد ایران در خیزش ملی ۱۴۰۴ و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این حضور را بخشی از موج جهانی اعتراض نسل زد علیه دیکتاتوریها دانست و گفت: «ویژگی این نسل در سراسر جهان، واکنش بیپرده و مستقیم به ظلم است؛ آنها با ترس بیگانهاند.»
او با اشاره به اینکه نسل زد ایران مانند نسل زد جهانی، با گردنکلفتی و صراحت با ظلم مبارزه میکند، افزود: «در بسیاری از این ویدیوها، نوجوانان صورتهای خود را نمیپوشانند، بهصراحت از علی خامنهای انتقاد میکنند و اعلام میکنند به خیابان میروند. این سطح از جسارت و صراحت، پدیدهای تازه در تاریخ معاصر ایران و در ادامه اعتراضات نسل زد در جهان است.»
گزارشها از کشتار و بازداشت گسترده نوجوانان در اعتراضات
حضور پیوسته نسل زد در خیزش ۱۴۰۴، چهرهای تازه از مقاومت مدنی در ایران ترسیم کرده است.
نوجوانان و جوانان به خیابان میروند، شعار میدهند و در برابر نیروهای سرکوب میایستند و ساعتی بعد، با آثار ضربوشتم بر تن، در اینستاگرام یا تیکتاک، ویدیوهایی منتشر میکنند که زیر آنها نوشتهاند: «فردا هم میرویم.»
در تعدادی از این ویدیوها، رد باتون بر بازو یا گردنشان پیداست، اما صدایشان آرام و قاطع است.
روزنامه گاردین ۱۵ دی نوشت در جریان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، دستکم سه معترض زیر ۱۸ سال کشته و دهها نوجوان دیگر بازداشت شدهاند.
بر اساس این گزارش، منابع محلی و فعالان حقوق بشر از بازداشت گسترده نوجوانان در چند شهر ایران خبر دادهاند.
شورای هماهنگی فرهنگیان، ۱۵ دی در بیانیهای سرکوب معترضان را «جنایت علیه جامعه و آینده کشور» توصیف و اعلام کرد در استان کهگیلویه و بویراحمد ۸۱ نوجوان بازداشت و ۷۰ نفر از آنها به کانون اصلاح و تربیت یاسوج منتقل شدند.
به گفته این نهاد، در هرسین حدود ۱۰۰ نوجوان و در قم دستکم ۲۰۰ نفر بازداشت شدند.
در همدان، دو جوان در سکوت در برابر نیروهای امنیتی ایستادند
در شب سوم اعتراضات، تصویری از یک دختر و پسر جوان در همدان منتشر شد که در فاصلهای نزدیک، روبهروی نیروهای گارد ویژه ایستادند. در حالی که احتمال درگیری و تیراندازی وجود داشت، آن دو بیحرکت در برابر ماموران سرکوب ماندند.
این عکس بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر و از سوی کاربران بهعنوان یکی از تصاویر شاخص «شجاعت» در روزهای نخست اعتراضات توصیف شد.
در واکنش به این تصویر، بسیاری از کاربران از «ایستادگی نسل جوان در برابر سرکوب» نوشتند و آن را نمادی از حضور نسل جدید در اعتراضات دانستند.
فرنگیس بیات، پژوهشگر علوم سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره ویژگی اعتراضات نسل زد ایران گفت: «جامعه ایران جوان و پر از پتانسیل است، اما رژیم حاکم تنها یک دیکتاتوری سیاسی نیست؛ بلکه زندگی روزمره در ایران را گرفتار نظمی پادگانی و پلیسی کرده است.»
او با اشاره به تفاوت میان اقتدارگرایی جمهوری اسلامی و دیگر حکومتهای اقتدارگرا در جهان افزود: «در ایران، برای نوجوانان و جوانان حتی ابتداییترین سطح از زندگی عادی وجود ندارد. کل زیست اجتماعی مردم به نوعی جنگ پلیسی روزمره تبدیل شده است.»
بیات به سرکوب انرژی و نیروی جوانی نسل زد در فضای فشار و خفقان جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «طبیعی است که نوجوانان و جوانان با انرژی ذاتی و طبیعی خود علیه چنین نظمی برخیزند.»
این تحلیلگر، نیروی لازم برای ادامه مسیر نسل زد را خشم ناشی از محروم شدن از زندگی عادی دانست: «ترکیب توان بالا با هیچ مطلق که زندگی روزمره این نسل را شکل داده، آنها را به انبار باروتی از نیرو و خشم بدل کرده است؛ نیرویی که دیر یا زود خود را در قالب خیزشی برای تغییر نشان میدهد.»
به اشتراک گذاشتن تجربیات خیابانی در شبکههای اجتماعی
«ث»، دختر نسل زد، به ایراناینترنشنال گفت او و دوستانش در هفتههای اخیر، بهویژه با شروع اعتراضات، انگیزهای برای رفتن به مدرسه یا شرکت در امتحانات ندارند: «ما حس میکنیم این روزها و شبها باید در خیابان باشیم.»
آنها در گروههای کوچک دوستانه، فراخوانهایی برای حضور در اعتراضات با هم به اشتراک میگذارند.
یکی از این پیامها که میان دختران دبیرستانی دستبهدست شده، از دانشآموزان میخواهد در زمان زنگ تفریح یا بعد از پایان کلاسها، به اعتراضات بپیوندند.
«ث» گفت این پیامها اغلب بهصورت «کلوزفرند» در اینستاگرام نیز منتشر میشوند: «درباره اتفاقهای شب قبل حرف میزنیم و تجربههامون رو به هم میگیم.»
او بیشتر وقتش را با تلفن همراهش میگذراند؛ جایی که پیامها، ویدیوها و فراخوانها با سرعت میان نوجوانان رد و بدل میشوند.
«ث» گفت تا دو ماه پیش تصمیم به ترک ایران داشته، اما با امید به نابودی جمهوری اسلامی انگیزه ماندن پیدا کرده است.
همهجا تعطیل باشد، خیابون باز است
«شاید همهجا تعطیل باشه، اما خیابون بازه»؛ این جمله به یکی از پرکاربردترین کارزارهای آنلاین نسل زد در روزهای خیزش ملی ایرانیان تبدیل شده است.
در این کارزار دختران و پسران جوان در ویدیوهای کوتاه اینستاگرامی، همزمان با آموزش پوشاندن سر و صورت برای جلوگیری از شناسایی شدن، این جمله را تکرار میکردند.
الان دور هم جمعیم، پلیسها کردند کمین
در چالشی دیگر، دختران و پسران نسل زد با استفاده از موزیک «الان دور هم جمعیم» ویدیوهایی میسازند که در آنها برای حضور در اعتراضات آماده میشوند.
«پ»، یکی از شرکتکنندگان در این چالش، گفت: «ما معمولا این موزیک را در مهمانیها و لحظههای شادی میخواندیم، اما حالا آن را روی ویدیوهایی گذاشتهایم که نشان میدهند برای رفتن به خیابان و شعار دادن آماده میشویم.»
مبارزه فرهنگی با جمهوری اسلامی
سمفونی خرمشهر، از تولیدات جمهوری اسلامی است که مجید انتظامی در یادبود جنگ ایران و عراق ساخت.
نسل زد در کارزار آنلاین دیگری، از این سمفونی برای آمادهشدن بهمنظور حضور در اعتراضات استفاده کرد.
«م»، یکی از شرکتکنندگان در این کارزار، به ایراناینترنشنال گفت: «اینکه از محصولات تولیدی جمهوری اسلامی برای مبارزه علیه خودش استفاده میکنیم، نوعی مبارزه است.»
نسل زد جهانی ترس را ابزار مبارزه کرد
در ادامه موج اعتراضات نسل زد در ایران، تحلیلگران این پدیده را بخشی از جنبش جهانی جوانان علیه اقتدارگرایی میدانند.
بیات در ادامه اظهارات خود گفت: «جنبش جهانی نسل زد موجی از کنشهای اعتراضی جوانان متولد دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ است که در کشورهای مختلف، از ایران و ونزوئلا تا هنگکنگ و آمریکا، علیه تبعیض، فساد و اقتدارگرایی شکل گرفته است.»
او با اشاره به ویژگی هویتی این نسل ادامه داد: «نسل زد در حالی که در پی بازتعریف هویت خود با بهرهگیری از نمادهای ملی است، همزمان نگاهی جهانی دارد. رسانهها نقش مهمی در این روند دارند و سبب شدهاند این نسل همزمان فاصله خود با جهان و عمق شکستی را که حکومت جمهوری اسلامی برایش رقم زده، درک کند.»
بیات تاکید کرد: «این نسل، هویتی فرهنگی و مقاوم ساخته است، زیرا همزمان در حال جنگیدن و خلق منابع تازه برای بیان خود است.»
کنعانی نیز گفت مقایسهای که نسل جدید ایران میان خود و جهان انجام میدهد، «صرفا اقتصادی یا نمادین نیست، بلکه به یک قضاوت عمیق هویتی تبدیل شده» است.
این جامعهشناس توضیح داد: «نسل جدید بهروشنی میبیند که چگونه انتخابهای سیاسی و ایدئولوژیک، سرنوشت یک کشور را از مسیر توسعه منحرف کرد. این مقایسه، همزمان با آگاهی از جهان بیرون، به درک شکافی منجر شده که جمهوری اسلامی میان ایران و جهان ایجاد کرده است.»
به گفته کنعانی، در همین چارچوب است که بخشی قابل توجه از نسل زد رویکردی دینگریزانه پیدا کرده است؛ رویکردی که «نه لزوما از سر دشمنی با ایمان، بلکه در واکنش به دینی شکل گرفته که در قالب قدرت سیاسی، به ابزار سرکوب، تبعیض و کنترل اجتماعی تبدیل شده» است.
او افزود: «به همین دلیل، عناصر و نمادهای دینی در روایتهای این نسل اغلب به سخره گرفته میشوند. این رفتار یک کنش سطحی یا واکنشی زودگذر نیست، بلکه نوعی اعتراض نمادین است؛ تلاشی آگاهانه برای فاصله گرفتن از یک ایدئولوژی که به باور آنها، مانع اصلی زیست عادی، پیشرفت و دستیابی به آیندهای شبیه آن چیزی شده که امروز در کشورهایی مانند کره جنوبی دیده میشود.»
تد کروز، سناتور جمهوریخواه آمریکا، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از شکستهای اخیر نظامی و فشارهای سیاسی، «بهشدت تضعیف شده» است و در داخل با بحران مشروعیت روبهروست.
کروز تاکید کرد مردم آمریکا «بهطور کامل» در کنار مردم ایران قرار دارند و اعتراضات مردمی علیه حکومت را «حق طبیعی شهروندان ایرانی» دانست.
او در این مصاحبه با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی یک نظام سرکوبگر است، گفت: «من کاملا از مردم ایران در اعتراضاتشان علیه رژیم پشتیبانی میکنم. مردم آمریکا نیز همراه و حامی مردم ایران هستند که علیه یک رژیم سرکوبگر برخاستهاند. رژیمی که تئوکراتیک است، فاسد است و مردم ایران را شکنجه میدهد و قتل میکند.»
کروز افزود که به باورش مردم ایران «میخواهند در کنار آمریکا و در کنار آزادی و غرب بایستند»، اما سالها زیر سلطه «یک رژیم اسلامگرای رادیکال» رنج بردهاند.
این سناتور آمریکایی همچنین رهبر جمهوری اسلامی را «متعصب و قاتل» توصیف کرد و گفت شکست ایران در جنگ اخیر ضربهای جدی به جایگاه او وارد کرد.
کروز گفت: «این رژیم در نتیجه باختن جنگ، بهشدت تضعیف شده است. آیتالله جنگ ۱۲ روزه را باخت. جنگی که در آن اسرائیل، ارتش ایران را کاملا نابود کرد.»
او همچنین رهبری دونالد ترامپ را در این شرایط «جسورانه» توصیف کرد و گفت اقدام آمریکا در نابود کردن تاسیسات هستهای در ایران میتواند به ثبات جهانی منجر شود.
مواضع تند و مستمر کروز علیه جمهوری اسلامی
کروز از چهرههای تاثیرگذار جناح جمهوریخواه در سنای آمریکا و از سختگیرترین منتقدان جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته است.
او نه تنها بهصورت مستمر از سیاست «فشار حداکثری» حمایت کرده، بلکه بارها اعلام کرده است هرگونه امتیازدهی سیاسی یا اقتصادی به تهران، به معنای تقویت «ماشین سرکوب و تروریسم» جمهوری اسلامی است.
کروز از مخالفان سرسخت برجام بوده و بارها تاکید کرده است این توافق، بهجای محدودسازی برنامه هستهای ایران، منابع مالی بیشتری در اختیار جمهوری اسلامی قرار داد.
او در سالهای اخیر نیز تلاش کرده است مانع هرگونه بازگشت دولت آمریکا به توافق هستهای شود و از مسیر فشار حقوقی و لابیگری در کنگره، سیاستهای محدودکننده بیشتری علیه تهران به تصویب برسد.
کروز، جمهوری اسلامی را تهدیدی مستقیم برای امنیت آمریکا، اسرائیل و نظم بینالمللی میداند. او خواستار گسترش تحریمهای هدفمند، انسداد شبکههای مالی و نفتی جمهوری اسلامی، مقابله با نفوذ منطقهای ایران در لبنان، سوریه، عراق و یمن و مهار توان موشکی و هستهای تهران بوده و بارها برای تصویب طرحهای مرتبط، در کمیتههای سنا فعالیت کرده است.
در حوزه حقوق بشر نیز کروز بهطور پیوسته از اعتراضات مردمی در ایران حمایت کرده و تاکید داشته است مردم ایران «حق دارند برای آزادی و کرامت انسانی خود مبارزه کنند».
او دولتهای باراک اوباما و جو بایدن را به مماشات و نرمش بیش از حد در برابر تهران متهم کرده و معتقد است این رویکرد باعث جسورتر شدن حکومت ایران شده است.
نقش کروز در هدایت رویکرد سختگیرانه آمریکا نسبت به ایران
کروز یکی از سناتورهای بانفوذ جناح محافظهکار محسوب میشود. حضور فعال او در کمیتههای مرتبط با سیاست خارجی و امنیت ملی - از جمله کمیته روابط خارجی - موجب شده است نقش مهمی در جهتدهی به مواضع جمهوریخواهان درباره ایران داشته باشد.
او نه تنها در تصویب تحریمها و طرحهای محدودکننده علیه تهران نقشآفرینی کرده، بلکه از پیوند نزدیک با لابیهای امنیتی و حامیان اسرائیل در واشینگتن برخوردار است.
به همین دلیل، تحلیلگران معتقدند مواضع تند و صریح کروز تنها یک موضع فردی نیستند، بلکه بخشی از رویکرد غالب جریان جمهوریخواه در قبال ایران را بازتاب میدهند. رویکردی که بر تضعیف ساختاری جمهوری اسلامی و حمایت نمادین و سیاسی از جامعه ایران تاکید دارد.
تقویت رویکرد حمایتی کنگره آمریکا از معترضان ایرانی
اظهارات تند کروز را میتوان در چارچوب افزایش حمایت در کنگره آمریکا از معترضان ایرانی تحلیل کرد.
شکستهای راهبردی جمهوری اسلامی، فشار اقتصادی و گسترش نارضایتی اجتماعی باعث شده است نگاه بخش مهمی از سیاستمداران آمریکایی به سمت حمایت سیاسی و نمادین از جامعه ایران متمایل شود.
در سالهای اخیر این روند بیش از پیش به موضوعی دوحزبی تبدیل شده و انتظار میرود فشارهای سیاسی و دیپلماتیک بر تهران در کنگره ادامه یابد.
اعتراضهای اخیر در ایران صرفا واکنشی به فشارهای اقتصادی نیست، بلکه نشانه بحرانی عمیقتر در رابطه جامعه با نظم سیاسی حاکم و گسترش این باور است که جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح در چارچوب موجود را ندارد.
آرش بیداللهخانی، پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر، در یادداشتی در وبسایت کانورسیشن نوشت خیزش ملی ایرانیان جدیترین چالش برای ساختار سیاسی کشور از زمان جنبش «زن، زندگی، آزادی» محسوب میشود.
به گفته او، جمهوری اسلامی طی دههها خود را بر پایه تقابل دائمی در چند جبهه تعریف کرده است: رویارویی با اسرائیل، ایالات متحده و آنچه آن را «امپریالیسم جهانی» میخواند.
این رویکرد با قرار دادن اقتصاد، حکمرانی و ثبات اجتماعی در خدمت مقاومت ایدئولوژیک، زندگی در داخل ایران را دگرگون کرده است.
آنچه در خیزش ملی در مقطع کنونی به چشم میخورد، صرفا نارضایتی از دشواریهایی نیست که این موضع سیاسی به همراه داشته است.
به نظر میرسد این اعتراضها بازتابدهنده شکلگیری اجماعی فزاینده در میان ایرانیان باشد مبنی بر اینکه این نظم حاکم بر کشور قابلیت اصلاح و تبدیل به ساختاری کارآمد را ندارد و در نتیجه باید با نظمی دیگر جایگزین شود.
این موضوع در شعارهای معترضان بهروشنی دیده و شنیده میشود. بسیاری از تظاهرکنندگان مشکلات روزمره خود را به اولویتهای سیاست خارجی حکومت پیوند دادهاند؛ امری که شاید آشکارترین نمود آن شعاری باشد که در روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران طنینانداز شده است: «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران»
این شعار رد موضع رسمی حکومت است که بر اساس آن، «فداکاری» در داخل کشور برای تحقق اهداف ایدئولوژیک «مقاومت» در خارج، ضروری دانسته میشود.
این در شرایطی است که جمهوری اسلامی سیاست حمایت از گروههای مسلحی مانند حماس و حزبالله را برای مقابله با نفوذ ایالات متحده و اسرائیل در خاورمیانه دنبال میکند.
شعار «مرگ بر دیکتاتور» که به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، اشاره دارد، نشانهای دیگر مبنی بر رد گسترده نظم سیاسی موجود از سوی بخش بزرگی از جامعه ایران است.
این شعارها نشان میدهند بسیاری از ایرانیان اکنون بقای اقتصادی خود را وابسته به یک تغییر بنیادین در ساختار سیاسی میدانند.
بیداللهخانی در ادامه نوشت اعتراضها دامنهای وسیع از اقشار جامعه ایران را در بر گرفته است. حرکتی که ابتدا با اعتصاب بازاریان و کسبه در تهران آغاز شد، بهسرعت دانشجویان، متخصصان و صاحبان کسبوکار را در سایر نقاط کشور همراه کرد.
حتی گزارشهایی از شکلگیری اعتراضها در قم و مشهد منتشر شده است؛ شهرهایی که بهطور سنتی به وفاداری به حکومت شناخته میشدند.
اعتراضهای اخیر شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه رخ داده است. این رویارویی فشار شدیدی بر توان حکمرانی جمهوری اسلامی وارد کرد و از آن زمان، خامنهای بهدلیل افزایش نگرانیها درباره امنیت شخصیاش تا حد زیادی از انظار عمومی کنار رفته است. از آنجا که تصمیمهای مهم در ایران نیازمند تایید اوست، غیبتش روند تصمیمگیری را در سراسر ساختار حکمرانی کند کرده است.
از پایان جنگ، مقامهای حکومت بهطور متناوب فعالیتهای عادی روزانه و هفتگی را متوقف کردهاند؛ از جمله روزهای آموزشی مدارس، ساعات کاری ادارات دولتی، خدمات حملونقل و فعالیتهای تجاری.
کمبود انرژی، آلودگی هوا یا ملاحظات امنیتی، بهعنوان دلایل این تصمیمها مطرح میشود.
قیمتها اکنون با شتاب در حال افزایش است. نرخ رسمی تورم سالانه حدود ۴۲ درصد اعلام میشود و تورم مواد غذایی از ۷۰ درصد فراتر رفته است.
بنا بر گزارشها، قیمت برخی کالاهای اساسی نسبت به یک سال پیش، بیش از ۱۱۰ درصد رشد داشته و انتظار میرود این روند در هفتههای آینده باز هم ادامه یابد.
در چنین شرایطی، برنامهریزی اقتصادی در عمل به امری تقریبا ناممکن تبدیل شده است.
بیداللهخانی افزود در لایهای عمیقتر، این اختلالها ریشه در نظام حکمرانی دارد که خود را برای احتمال درگیری دوباره، چه با اسرائیل و چه شاید با ایالات متحده، آماده نگه داشته است.
اداره کشور در چارچوب یک وضعیت اضطراری فرسایشی ادامه مییابد؛ وضعیتی که بهجای مهار بحران، جامعه ایران را بیش از پیش در چرخه بیثباتی فرو برده است.
وضعیت موجود این تصور را در میان جامعه ایران تقویت کرده است که اولویت نظام سیاسی نه رسیدگی به نابهسامانیهای روزمره در اداره کشور، خدمات عمومی و هماهنگی اقتصادی، بلکه تمرکز بر بقای خود است.
ایران در آستانه یک بزنگاه تعیینکننده قرار دارد. یک مسیر به تعمیق نظامیگری، تشدید شکافها و کشمکشهای درون نخبگان و تداوم فلجشدگی سیاسی میانجامد. مسیر دیگر مستلزم رویارویی با نظمی سیاسی است که بخش بزرگی از جامعه دیگر آن را قادر به تامین ثبات و رفاه نمیداند.
اعتراضها نشان میدهند برای شمار زیادی از ایرانیان، مساله اصلی دیگر امکان اصلاح حکومت نیست، بلکه پرسش درباره امکان ادامه زندگی در چارچوب آن است.
مجله تایم گزارش داده است که اعتراضات گسترده در ایران که در پی بحران اقتصادی آغاز شده، بیش از ده روز ادامه یافته و همزمان با تهدید دونالد ترامپ به مداخله احتمالی آمریکا، جمهوری اسلامی را با یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و سیاسی سالهای اخیر روبهرو کرده است.
به گزارش تایم، اعتراضات در ایران تاکنون دستکم ۳۶ کشته برجای گذاشته و به پایدارترین ناآرامیهای سه سال گذشته تبدیل شده است. بر اساس گزارش گروههای حقوق بشری، در میان جانباختگان چهار کودک و دستکم دو نفر از نیروهای امنیتی دیده میشوند و صدها نفر دیگر نیز در جریان سرکوب اعتراضات بازداشت شدهاند.
تایم به نقل از خبرگزاری هرانا مینویسد که دامنه اعتراضات از هفته گذشته به بیش از ۲۰۰ نقطه در ۲۶ استان از ۳۱ استان ایران گسترش یافته و تاکنون بیش از دو هزار بازداشت مستند شده است. مقامهای ایرانی هنوز آمار رسمی و جامعی از تلفات و بازداشتها منتشر نکردهاند.
این گزارش ریشههای اعتراضات را در فشارهای فزاینده اقتصادی میداند؛ از جمله تحریمهای مرتبط با برنامه هستهای ایران و پیامدهای جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته با اسرائیل و ایالات متحده که طی آن، نیروهای آمریکایی به تأسیسات کلیدی هستهای ایران حمله کردند. به نوشته تایم، سقوط ارزش ریال به حدود یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تومان در برابر دلار، تورم شدیدی ایجاد کرده که دسترسی بسیاری از شهروندان به کالاهای اساسی را دشوار کرده است؛ بحرانی که با فساد و سوءمدیریت مزمن تشدید شده است.
در بعد بینالمللی، تایم به اظهارات ترامپ اشاره میکند که هفته گذشته هشدار داد اگر حکومت ایران «بهطور خشونتآمیز معترضان مسالمتآمیز را بکشد»، ایالات متحده «به کمک آنها خواهد آمد» و تاکید کرد که آمریکا «مسلح و آماده» است. این تهدیدها، به نوشته تایم، بُعدی تازه و پرریسک به اعتراضات داخلی ایران افزوده است.
واکنش مقامهای جمهوری اسلامی نیز تندتر شده است. رییس قوه قضائیه حکومت ایران اعلام کرده که برای افرادی که به گفته او با «دشمنان» همکاری کنند «هیچگونه اغماضی» در کار نخواهد بود و اعتراضات را بخشی از یک کارزار با پشتوانه خارجی توصیف کرده است. همزمان، رییس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران هشدار داده که تهران تشدید ادبیات تهدیدآمیز علیه ایران را «بیپاسخ نخواهد گذاشت»؛ موضعی که ناظران آن را پیامی مستقیم به واشینگتن ارزیابی کردهاند. علی خامنهای نیز با بیان اینکه «اغتشاشگران باید سر جای خود نشانده شوند»، عملاً راه را برای تشدید برخوردهای امنیتی هموار کرده است.
به نوشته تایم، اعتراضات کنونی که از بازار بزرگ تهران و در واکنش به سقوط ارزش پول ملی آغاز شد، بهسرعت از مطالبات اقتصادی فراتر رفته و رنگوبوی سیاسی به خود گرفته است. گزارشها از شبکههای اجتماعی نشان میدهد که تظاهرات از تهران تا شهرهای استانهای مختلف و دانشگاهها ادامه دارد. در استانهای غربی مانند ایلام، کرمانشاه، لرستان و همدان، مرگبارترین درگیریها ثبت شده و مراسم خاکسپاری جانباختگان بار دیگر به کانون تنش تبدیل شده است.
در واکنش، دولت جمهوری اسلامی ترکیبی از امتیازهای محدود اقتصادی و اعمال زور را در پیش گرفته است. تایم مینویسد که دولت یارانهای ماهانه در حدود هفت دلار برای هر خانوار جهت تأمین اقلام خوراکی اعلام کرده، اما کارشناسان معتقدند چنین اقداماتی بهتنهایی قادر به مهار نارضایتیهای عمیق و انباشتهشده نیست.
این گزارش در پایان تاکید میکند که هشدارهای تازه ترامپ، بهویژه در سایه حمله آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در سال گذشته میلادی و اقدام اخیر واشینگتن در ونزوئلا، از نظر تهران دیگر صرفاً تهدید لفظی تلقی نمیشود. به ارزیابی تحلیلگران، جمهوری اسلامی اکنون همزمان با نارضایتی داخلی و احتمال فشار یا اقدام خارجی مواجه است؛ وضعیتی که میتواند مسیر تحولات ایران را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد.
لسآنجلستایمز گزارش داده است که همزمان با گسترش اعتراضات سراسری در ایران و تشدید تهدیدهای دونالد ترامپ پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا، رهبران جمهوری اسلامی با نگرانی فزاینده از احتمال مداخله خارجی، در وضعیت آمادهباش سیاسی و امنیتی قرار گرفتهاند.
به گزارش روزنامه لسآنجلستایمز، فروپاشی اقتصادی و سقوط شدید ارزش پول ملی ایران در اواخر دسامبر، موج تازهای از اعتراضات ضدحکومتی را در ۲۷ استان کشور رقم زده است؛ اعتراضاتی که بنا بر گزارشها دستکم ۳۶ کشته بر جای گذاشته و دامنه آن حتی به مناطقی کشیده شده که بهطور سنتی پایگاه حامیان حکومت به شمار میرفتند.
این گزارش میافزاید که تحولات ایران در حالی رخ میدهد که تهدیدهای ترامپ علیه تهران، پس از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو، فضای سیاسی و امنیتی منطقه را ملتهبتر کرده است. به نوشته لسآنجلستایمز، ترامپ یک روز پیش از این عملیات هشدار داده بود اگر مقامهای ایرانی به سوی معترضان مسالمتآمیز شلیک کنند و آنان را بکشند، ایالات متحده «مسلح و آماده» است. او دوشنبه ۱۵ دیماه نیز بار دیگر تاکید کرد که در صورت کشته شدن معترضان، ایران «ضربهای بسیار سخت» از سوی آمریکا دریافت خواهد کرد.
یک مقام کاخ سفید نیز بار دیگر چهارشنبه ۱۷ دی در مورد موضع ایالات متحده در قبال خیزش ملی ایرانیان به ایراناینترنشنال گفت رییسجمهوری آمریکا به صراحت گفته است اگر [حکومت] ایران به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را به طرز خشونتآمیزی بکشد، که این رویه همیشگی آنهاست، «ضربه سختی خواهند خورد.»
بر اساس گزارش لسآنجلستایمز، شماری از مقامهای آمریکایی و متحدان ترامپ بهصراحت میان سرنوشت مادورو و وضعیت ایران ارتباط برقرار کردهاند. لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، در اظهاراتی که لسآنجلس تایمز به آن اشاره کرده، نوشته است که «آیتالله و اطرافیانش» باید باور کنند تهدیدهای ترامپ جدی است و ادامه سرکوب مردم ایران «به زیان خود رژیم تمام خواهد شد».
در داخل ایران، واکنش مقامهای نظامی و سیاسی نیز تند بوده است. به نوشته این روزنامه، رییس ستاد ارتش جمهوری اسلامی نسبت به احتمال حمله پیشدستانه هشدار داده و اعلام کرده است که تهران تشدید ادبیات تهدیدآمیز علیه ایران را بیپاسخ نخواهد گذاشت. همچنین شورای دفاع کشور تاکید کرده که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران «خط قرمز خدشهناپذیر» است و هرگونه تهدید میتواند با پاسخ «قاطع و متناسب» روبهرو شود.
لسآنجلستایمز در عین حال گزارش میدهد که برخلاف دورهای پیشین ناآرامیها، حکومت ایران تاکنون از بهکارگیری حداکثری زور علیه معترضان خودداری کرده است. به گفته تحلیلگران، این احتیاط میتواند ناشی از نگرانی تهران نسبت به واکنش احتمالی دولت ترامپ باشد؛ واکنشی که پس از جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل و نیز عملیات اخیر در ونزوئلا، دیگر صرفاً در حد تهدید لفظی تلقی نمیشود.
این گزارش میافزاید که مجموعهای از بحرانها ــ از فشار تحریمها و سوءمدیریت اقتصادی گرفته تا تضعیف شبکه موسوم به «محور مقاومت» و از دست رفتن متحدانی چون ونزوئلا ــ موقعیت جمهوری اسلامی را شکنندهتر از گذشته کرده است. با این حال، به ارزیابی کارشناسانی که لسآنجلس تایمز با آنها گفتوگو کرده، ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، بهویژه سپاه پاسداران، همچنان منسجمترین نیروی سازمانیافته کشور است و احتمال تغییر فوری رژیم یا تغییر اساسی رفتار آن، حتی در صورت افزایش فشار خارجی، اندک به نظر میرسد.
به نوشته این روزنامه، مقامهای ایرانی همزمان تاکید کردهاند که قصد مذاکره با واشینگتن را ندارند؛ موضعی که نشان میدهد تهران در برابر دوراهی دشواری قرار گرفته است: تشدید تقابل با آمریکا با هزینههای سنگین، یا ادامه مهار بحران داخلی در شرایطی که تهدید مداخله خارجی بیش از هر زمان دیگری جدی به نظر میرسد.