خیزش ملی ایرانیان صحنه حضور گسترده نسل زد برای بازپسگیری نمادهای ملی، هویتی و فرهنگی ایران شده است. نمادهایی که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال گذشته یا در تلاش برای مصادره آنها بوده، یا نمایش و استفاده از آنها را بهطور کامل ممنوع و در مواردی حتی جرمانگاری کرده است.
نشانههایی که حکومت آنها را «نماد طاغوت» مینامد، اکنون در شعارها، لباسها و ویدیوهای نسل زد در شبکههای اجتماعی دوباره جان گرفتهاند. از پرچم شیر و خورشید گرفته تا تصاویر کوروش کبیر و خاندان پهلوی و سرود «ای ایران».
برای نسلی که در میان محدودیتها و ممنوعیتها بزرگ شده، این نشانهها تنها یادگار گذشته نیستند، بلکه زبانی تازه برای اعتراض به ساختار مذهبی و اقتدارگرای حاکم بر ایران امروز شدهاند.
از خیابان تا تیکتاک
بر اساس دادههای رسمی مرکز آمار ایران، متولدین سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۱ که بهعنوان نسل زد شناخته میشوند، حدود ۲۲ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. ۴۹ درصد از آنها دختر و ۵۱ درصد پسر هستند و بیش از سهچهارم (حدود ۷۷ درصد) در مناطق شهری زندگی میکنند.
شمار شرکتکنندگان این نسل در اعتراضات بهطور دقیق مشخص نیست، اما بررسی ویدیوهای منتشرشده از شهرهای مختلف نشان میدهد نوجوانان و جوانان نسل زد سهم قابل توجهی در میان معترضان دارند.
از «زن، زندگی، آزادی» تا «پهلوی برمیگرده»
بر اساس ویدیوهای منتشرشده از خیزش ملی ایرانیان در سال ۱۴۰۴، نسل زد - افرادی که در دهههای ۷۰ و ۸۰ خورشیدی بزرگ شدهاند - برای نخستینبار در مقیاسی گسترده از عناصر و نمادهای ملی برای بیان دیدگاههای سیاسی خود استفاده میکنند.
در این ویدیوها، شعارهایی چون «این آخرین نبرده/ پهلوی برمیگرده» و «نه غزه، نه لبنان/ جانم فدای ایران» بهطور گسترده شنیده میشود.
نسل زد در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز شعارهایی مانند «هیز تویی هرزه تویی/ زن آزاده منم» در حمایت از آزادی زنان، خطاب به حکومت سر داد.
در ویدیوهای خیزش ۱۴۰۴، شعارهای قدیمیتر مانند «تا آخوند کفن نشود/ این وطن وطن نشود» و «امسال سال خونه/ سیدعلی سرنگونه» همچنان تکرار میشوند.
در یکی از ویدیوهای روز سوم اعتراضات، دختری نوجوان در شیراز با ماژیک مشکی بر سطح سفید ایستگاه اتوبوس نوشت: «ضجه بزن سیدعلی/ داره میآد پهلوی ...»
او این شعار را در روشنایی روز و زمانی نوشت که رهگذران در رفتوآمد بودند و سایههایشان بر سطح سفید دیوار میافتاد.
کاربران در اینستاگرام و تیکتاک ویدیوهایی از صحنههای مشابه در شهرهای دیگر به اشتراک گذاشتند.
«س»، یکی از دختران نسل زد، تصویری از خود با پرچم شیر و خورشید ایران در اینستاگرام منتشر کرد و در توضیح آن نوشت: «ما ملت کبیریم/ ایران رو پس میگیریم ...»
او در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت از سوی پلیس فتا چندین بار با او تماس گرفتهاند و از او خواستهاند تصویر را حذف کند.
«س» با انتشار اسکرینشاتی از تماسهای دریافتی از شمارههای مخفی نهادهای امنیتی نوشت: «نمیترسی بگیرنت؟ نه ... من برای نشان دادن هویت و تاریخ کشورم نمیترسم.»
رسیدن به زندگی نرمال
نسل زد ایران در روزهای پیش از خیزش ملی، ویدیوهای متعددی با محور دعوت به اعتراضات و بازگشت شاهزاده رضا پهلوی به ایران در شبکههای اجتماعی منتشر کرد.
محتوای این ویدیوها بر تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی متمرکز بود و اغلب شامل تصاویری از کوروش کبیر و خاندان پهلوی میشد.
در این ویدیوها، موضوعاتی مانند داشتن پاسپورت معتبر، ارزش پول ملی، امکان بیرون رفتن با پوشش اختیاری و آینده فردی در کنار خانواده و دوستان برجسته بود.
همچنین به نمادها و عناصر تاریخی و فرهنگی ایران اشاره شده بود. نمادهایی که در چهار دهه گذشته در روایت رسمی حکومت کمتر دیده شده یا با محدودیت همراه بودهاند.
پرچم شیر و خورشید ایران، مقبره کوروش و تصاویر خاندان پهلوی در شمار قابل توجهی از ویدیوهای منتشرشده از سوی نوجوانان و جوانان، همراه با هشتگ پهلوی، دیده میشدند.
انتشار اسکرینشات از تماسهای نهادهای امنیتی
انتشار اسکرینشات از تماسهای بیپاسخ نهادهای امنیتی، یکی از کارزارهای آنلاین است که نسل زد ایران در روزهای اعتراضات در شبکههای اجتماعی به راه انداخته است.
«ش»، یکی از پسران نسل زد، نیز در یک ویدیوی کوتاه اینستاگرامی، تصویر شمارههای ناشناس نهادهای امنیتی را بر صفحه گوشیاش منتشر کرد و در حالی که چهرهاش را نپوشانده بود، گفت برای شرکت در اعتراضات به خیابان میرود.
او در فریم پایانی ویدیو افزود: «نمیترسی بازداشت بشی؟ ... نه، چون اونا نترسیدن.»
سپس عکسهایی از پویا، نیکا، سارینا، آرتین و دیگر کشتهشدگان نسل زد را منتشر کرد و ادامه داد: «اگر من را بازداشت کنند، بالاخره آزاد میشوم و باز هم به اعتراضات میروم تا روزی که ایران آزاد شود.»
سارینا اسماعیلزاده، نوجوان نسل زد که در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به خیابان رفت و ماموران حکومتی او را کشتند، یک یوتیوبر ساده بود که بعد از قتلش نشانی کانال او دستبهدست در ایران و جهان چرخید.
او در یکی از ویدیوهای اینستاگرامیاش گفته بود: «مردم یه کشور چه انتظاری میتونن داشته باشند؟ رفاه، رفاه، رفاه.»
آرتین رحمانی نیز در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در ایذه به خیابان رفت و کشته شد. او در یک استوری اینستاگرامی گفته بود: «حالمون خوب میشه یه روز، ولی شاید اون روز من نباشم. اگه تو بودی، جای من بلند بخند از ته دل.»
فروغ کنعانی، جامعهشناس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، درباره حضور گسترده نسل زد ایران در خیزش ملی ۱۴۰۴ و جنبش «زن، زندگی، آزادی»، این حضور را بخشی از موج جهانی اعتراض نسل زد علیه دیکتاتوریها دانست و گفت: «ویژگی این نسل در سراسر جهان، واکنش بیپرده و مستقیم به ظلم است؛ آنها با ترس بیگانهاند.»
او با اشاره به اینکه نسل زد ایران مانند نسل زد جهانی، با گردنکلفتی و صراحت با ظلم مبارزه میکند، افزود: «در بسیاری از این ویدیوها، نوجوانان صورتهای خود را نمیپوشانند، بهصراحت از علی خامنهای انتقاد میکنند و اعلام میکنند به خیابان میروند. این سطح از جسارت و صراحت، پدیدهای تازه در تاریخ معاصر ایران و در ادامه اعتراضات نسل زد در جهان است.»
گزارشها از کشتار و بازداشت گسترده نوجوانان در اعتراضات
حضور پیوسته نسل زد در خیزش ۱۴۰۴، چهرهای تازه از مقاومت مدنی در ایران ترسیم کرده است.
نوجوانان و جوانان به خیابان میروند، شعار میدهند و در برابر نیروهای سرکوب میایستند و ساعتی بعد، با آثار ضربوشتم بر تن، در اینستاگرام یا تیکتاک، ویدیوهایی منتشر میکنند که زیر آنها نوشتهاند: «فردا هم میرویم.»
در تعدادی از این ویدیوها، رد باتون بر بازو یا گردنشان پیداست، اما صدایشان آرام و قاطع است.
روزنامه گاردین ۱۵ دی نوشت در جریان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، دستکم سه معترض زیر ۱۸ سال کشته و دهها نوجوان دیگر بازداشت شدهاند.
بر اساس این گزارش، منابع محلی و فعالان حقوق بشر از بازداشت گسترده نوجوانان در چند شهر ایران خبر دادهاند.
شورای هماهنگی فرهنگیان، ۱۵ دی در بیانیهای سرکوب معترضان را «جنایت علیه جامعه و آینده کشور» توصیف و اعلام کرد در استان کهگیلویه و بویراحمد ۸۱ نوجوان بازداشت و ۷۰ نفر از آنها به کانون اصلاح و تربیت یاسوج منتقل شدند.
به گفته این نهاد، در هرسین حدود ۱۰۰ نوجوان و در قم دستکم ۲۰۰ نفر بازداشت شدند.
در همدان، دو جوان در سکوت در برابر نیروهای امنیتی ایستادند
در شب سوم اعتراضات، تصویری از یک دختر و پسر جوان در همدان منتشر شد که در فاصلهای نزدیک، روبهروی نیروهای گارد ویژه ایستادند. در حالی که احتمال درگیری و تیراندازی وجود داشت، آن دو بیحرکت در برابر ماموران سرکوب ماندند.
این عکس بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر و از سوی کاربران بهعنوان یکی از تصاویر شاخص «شجاعت» در روزهای نخست اعتراضات توصیف شد.
در واکنش به این تصویر، بسیاری از کاربران از «ایستادگی نسل جوان در برابر سرکوب» نوشتند و آن را نمادی از حضور نسل جدید در اعتراضات دانستند.
فرنگیس بیات، پژوهشگر علوم سیاسی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال درباره ویژگی اعتراضات نسل زد ایران گفت: «جامعه ایران جوان و پر از پتانسیل است، اما رژیم حاکم تنها یک دیکتاتوری سیاسی نیست؛ بلکه زندگی روزمره در ایران را گرفتار نظمی پادگانی و پلیسی کرده است.»
او با اشاره به تفاوت میان اقتدارگرایی جمهوری اسلامی و دیگر حکومتهای اقتدارگرا در جهان افزود: «در ایران، برای نوجوانان و جوانان حتی ابتداییترین سطح از زندگی عادی وجود ندارد. کل زیست اجتماعی مردم به نوعی جنگ پلیسی روزمره تبدیل شده است.»
بیات به سرکوب انرژی و نیروی جوانی نسل زد در فضای فشار و خفقان جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «طبیعی است که نوجوانان و جوانان با انرژی ذاتی و طبیعی خود علیه چنین نظمی برخیزند.»
این تحلیلگر، نیروی لازم برای ادامه مسیر نسل زد را خشم ناشی از محروم شدن از زندگی عادی دانست: «ترکیب توان بالا با هیچ مطلق که زندگی روزمره این نسل را شکل داده، آنها را به انبار باروتی از نیرو و خشم بدل کرده است؛ نیرویی که دیر یا زود خود را در قالب خیزشی برای تغییر نشان میدهد.»
به اشتراک گذاشتن تجربیات خیابانی در شبکههای اجتماعی
«ث»، دختر نسل زد، به ایراناینترنشنال گفت او و دوستانش در هفتههای اخیر، بهویژه با شروع اعتراضات، انگیزهای برای رفتن به مدرسه یا شرکت در امتحانات ندارند: «ما حس میکنیم این روزها و شبها باید در خیابان باشیم.»
آنها در گروههای کوچک دوستانه، فراخوانهایی برای حضور در اعتراضات با هم به اشتراک میگذارند.
یکی از این پیامها که میان دختران دبیرستانی دستبهدست شده، از دانشآموزان میخواهد در زمان زنگ تفریح یا بعد از پایان کلاسها، به اعتراضات بپیوندند.
«ث» گفت این پیامها اغلب بهصورت «کلوزفرند» در اینستاگرام نیز منتشر میشوند: «درباره اتفاقهای شب قبل حرف میزنیم و تجربههامون رو به هم میگیم.»
او بیشتر وقتش را با تلفن همراهش میگذراند؛ جایی که پیامها، ویدیوها و فراخوانها با سرعت میان نوجوانان رد و بدل میشوند.
«ث» گفت تا دو ماه پیش تصمیم به ترک ایران داشته، اما با امید به نابودی جمهوری اسلامی انگیزه ماندن پیدا کرده است.
همهجا تعطیل باشد، خیابون باز است
«شاید همهجا تعطیل باشه، اما خیابون بازه»؛ این جمله به یکی از پرکاربردترین کارزارهای آنلاین نسل زد در روزهای خیزش ملی ایرانیان تبدیل شده است.
در این کارزار دختران و پسران جوان در ویدیوهای کوتاه اینستاگرامی، همزمان با آموزش پوشاندن سر و صورت برای جلوگیری از شناسایی شدن، این جمله را تکرار میکردند.
الان دور هم جمعیم، پلیسها کردند کمین
در چالشی دیگر، دختران و پسران نسل زد با استفاده از موزیک «الان دور هم جمعیم» ویدیوهایی میسازند که در آنها برای حضور در اعتراضات آماده میشوند.
«پ»، یکی از شرکتکنندگان در این چالش، گفت: «ما معمولا این موزیک را در مهمانیها و لحظههای شادی میخواندیم، اما حالا آن را روی ویدیوهایی گذاشتهایم که نشان میدهند برای رفتن به خیابان و شعار دادن آماده میشویم.»
مبارزه فرهنگی با جمهوری اسلامی
سمفونی خرمشهر، از تولیدات جمهوری اسلامی است که مجید انتظامی در یادبود جنگ ایران و عراق ساخت.
نسل زد در کارزار آنلاین دیگری، از این سمفونی برای آمادهشدن بهمنظور حضور در اعتراضات استفاده کرد.
«م»، یکی از شرکتکنندگان در این کارزار، به ایراناینترنشنال گفت: «اینکه از محصولات تولیدی جمهوری اسلامی برای مبارزه علیه خودش استفاده میکنیم، نوعی مبارزه است.»
نسل زد جهانی ترس را ابزار مبارزه کرد
در ادامه موج اعتراضات نسل زد در ایران، تحلیلگران این پدیده را بخشی از جنبش جهانی جوانان علیه اقتدارگرایی میدانند.
بیات در ادامه اظهارات خود گفت: «جنبش جهانی نسل زد موجی از کنشهای اعتراضی جوانان متولد دهههای ۲۰۰۰ و ۲۰۱۰ است که در کشورهای مختلف، از ایران و ونزوئلا تا هنگکنگ و آمریکا، علیه تبعیض، فساد و اقتدارگرایی شکل گرفته است.»
او با اشاره به ویژگی هویتی این نسل ادامه داد: «نسل زد در حالی که در پی بازتعریف هویت خود با بهرهگیری از نمادهای ملی است، همزمان نگاهی جهانی دارد. رسانهها نقش مهمی در این روند دارند و سبب شدهاند این نسل همزمان فاصله خود با جهان و عمق شکستی را که حکومت جمهوری اسلامی برایش رقم زده، درک کند.»
بیات تاکید کرد: «این نسل، هویتی فرهنگی و مقاوم ساخته است، زیرا همزمان در حال جنگیدن و خلق منابع تازه برای بیان خود است.»
کنعانی نیز گفت مقایسهای که نسل جدید ایران میان خود و جهان انجام میدهد، «صرفا اقتصادی یا نمادین نیست، بلکه به یک قضاوت عمیق هویتی تبدیل شده» است.
این جامعهشناس توضیح داد: «نسل جدید بهروشنی میبیند که چگونه انتخابهای سیاسی و ایدئولوژیک، سرنوشت یک کشور را از مسیر توسعه منحرف کرد. این مقایسه، همزمان با آگاهی از جهان بیرون، به درک شکافی منجر شده که جمهوری اسلامی میان ایران و جهان ایجاد کرده است.»
به گفته کنعانی، در همین چارچوب است که بخشی قابل توجه از نسل زد رویکردی دینگریزانه پیدا کرده است؛ رویکردی که «نه لزوما از سر دشمنی با ایمان، بلکه در واکنش به دینی شکل گرفته که در قالب قدرت سیاسی، به ابزار سرکوب، تبعیض و کنترل اجتماعی تبدیل شده» است.
او افزود: «به همین دلیل، عناصر و نمادهای دینی در روایتهای این نسل اغلب به سخره گرفته میشوند. این رفتار یک کنش سطحی یا واکنشی زودگذر نیست، بلکه نوعی اعتراض نمادین است؛ تلاشی آگاهانه برای فاصله گرفتن از یک ایدئولوژی که به باور آنها، مانع اصلی زیست عادی، پیشرفت و دستیابی به آیندهای شبیه آن چیزی شده که امروز در کشورهایی مانند کره جنوبی دیده میشود.»
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.