روزنامه ایتالیایی: ایرانیها سالهاست راهبردهای حکومت را در تحریف واقعیت از بر شدهاند
نشریه ایتالیایی کوریره دلا سرا در گزارشی درباره اعتراضات سراسری مردم ایران نوشت: «ایرانیها سالهاست که راهبردهای جمهوری اسلامی برای تحریف واقعیت را از بر شدهاند و به همین دلیل، وقتی احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی،درباره بازداشت هدفمند سخن گفته، کسی شگفتزده نمیشود.
این نشریه در بخشی از گزارش خود نوشت در حالی که خیابانهای ایران شاهد ادامهٔ راهپیماییهای جسورانه مردم است، توجهها به اقدام دونالد ترامپ در بازداشت نیکلاس مادورو جلب شده است. این نشریه مینویسد: «در داخل و خارج از ایران این پرسش مطرح است که آیا ترامپ قصد دارد دست به اقدامی مشابه علیه حاکمان جمهوری اسلامی بزند یا نه؛ بهویژه پس از تهدیدهایی که تنها چند ساعت پیش از فرود بالگردهای نیروهای ویژهٔ دلتا در کاراکاس منتشر کرده بود. همانند جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، برخی آرزو دارند چنین مداخلهای رخ دهد، در حالی که گروهی دیگر معتقدند تنها یک انقلاب داخلی میتواند این دیکتاتوری را فروبپاشد.» روزنامه کویره دلا سرا همچنین عنوان کرد: «در حالی که خیابانها و میدانها مملو از جمعیت میشود، هرم قدرت در جمهوری اسلامی میکوشد با وعدهها اعتراضات را مهار کند: چاپ پول بیشتر، پرداخت غرامت برای افزایش سرسامآور قیمتها و قربانی کردن یکی دو وزیر.»
مداخله نظامی ایالات متحده در ونزوئلا، بازداشت نیکلاس مادورو و انتقال او به آمریکا، از همان ساعات اول با برچسبهای متعددی توصیف شد: «پایان یک دیکتاتوری»، «نقطه عطف در آمریکای لاتین» و «پیام هشدار به چین و روسیه».
اما در ساعات بعد، با فروکش کردن غبار عملیات و انتشار جزییات بیشتر از زبان خود دونالد ترامپ، مارکو روبیو و دیگر مقامها، موضوعی که بیش از بقیه خود را نشان داد، لایه نفتی ماجرا بود.
این بار برخلاف بسیاری از مداخلات گذشته، واشینگتن حتی تلاش زیادی هم نکرد پشت عناوین کلی مثل «حقوق بشر» یا «دموکراسی» پنهان شود.
رییسجمهوری آمریکا علنا از میدانهای نفتی ونزوئلا، میلیاردها دلار سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی و تبدیل این کشور به منبع جایگزین برای نفت روسیه و ایران سخن گفت.
ونزوئلا؛ غولی با بزرگترین ذخایر، اما حضوری کمرنگ در بازار
ونزوئلا از نظر کاغذی، یکی از جذابترین منابع انرژی جهان است. این کشور حدود ۱۷ درصد ذخایر اثباتشده نفت خام جهان را در اختیار دارد و کمربند اورینوکو در جنوب آن، بزرگترین مجموعه نفت سنگین روی کره زمین محسوب میشود.
اما واقعیت تولید، تصویر دیگری نشان میدهد: بعد از حدود نیم قرن از ملیسازی صنعت نفت و سالها سوءمدیریت در شرکت دولتی PDVSA، سقوط سرمایهگذاری، فساد، تحریمهای آمریکا و فرار نیروی انسانی متخصص، تولید نفت ونزوئلا به زیر یک میلیون بشکه در روز رسیده است.
سهم این کشور از واردات نفت خام چین و آمریکا روی هم حدود ۴ درصد است.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انرژی تاکید میکنند از نظر آنی، بازار جهانی نفت «عرضه کافی» دارد و حذف یا بازگشت نفت ونزوئلا در کوتاهمدت توازن بازار را به هم نمیزند.
اما بحث اصلی واشینگتن کوتاهمدت نیست؛ رویکرد ترامپ و تیمش به ونزوئلا، نگاه به یک «غول خفته» است که اگر بیدار شود، میتواند نقشه قدرت در بازار انرژی را در دهه آینده تغییر دهد.
نقطه اتکای مهم این استدلال، ظرفیت پالایشگاهی خود آمریکا است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه، در گفتوگوهای پیاپی تلویزیونی روی یک نکته تاکید کرد: پالایشگاههای آمریکا در سواحل «خلیج آمریکا» (خلیج مکزیک سابق) طی دههها دقیقا برای کار با نفت سنگین ونزوئلا طراحی شدهاند.
نفت کمربند اورینوکو بسیار غلیظ، پرگوگرد و دارای فلزات است و برای تبدیل به فرآوردههای تجاری، باید یا با نفت سبکتر مخلوط شود یا در واحدهای ارتقای پیچیده فرآوری شود؛ واحدهایی که اتفاقا بخش بزرگی از آن در همین ساحل خلیج آمریکا مستقر هستند.
روبیو گفت «پالایشگاههای ما بهترین گزینه برای نفت سنگین هستند» و پیشبینی کرد پس از سرنگونی مادورو، «علاقه چشمگیری» از سوی شرکتهای «غیرروسی و غیرچینی» برای ورود به صنعت نفت ونزوئلا شکل بگیرد.
تام کاتن، رییس کمیته اطلاعات سنا، هم در مصاحبهای یادآور شد: «بسیاری از پالایشگاههای ما اساسا برای کار با نفت ونزوئلا طراحی شدهاند.»
او تاکید کرد ایالات متحده «به این نفت نیاز ندارد، اما اجازه نمیدهد این صنعت در اختیار دشمنان آمریکا باشد».
ترامپ در نشست خبری پس از عملیات دستگیری مادورو، بهصراحت نفت را در مرکز روایت قرار داد.
او گفت قصد دارد «شرکتهای بسیار بزرگ آمریکایی» را ظرف ۱۰ روز آینده وارد ونزوئلا کند تا میلیاردها دلار سرمایهگذاری انجام دهند، زیرساختهای فرسوده را بازسازی کنند و تولید را بالا ببرند؛ بهگونهای که درآمد حاصل «به نفع اقتصاد آمریکا» و همزمان بهعنوان ابزاری برای فشار بر روسیه و جمهوری اسلامی به کار گرفته شود.
با این حال، تحلیلهای مستقل تصویر محتاطانهتری ارائه میکنند.
گزارشهایی مانند ارزیابی شرکت «وود مکنزی» یادآور میشوند بازگرداندن ظرفیت تولیدی ونزوئلا به سطح معنادار، نه تنها به سرمایه، بلکه به زمان و ثبات سیاسی نیاز دارد.
برآورد آنها این است که با «بهبودهای عملیاتی و مقداری سرمایهگذاری محدود» میتوان طی یک تا دو سال تولید را به حدود دو میلیون بشکه در روز رساند.
اما عبور از این سطح و تبدیل ونزوئلا به بازیگر تاثیرگذار جدید در بازار جهانی، مستلزم بازسازی واحدهای ارتقای نفت سنگین، جذب سرمایه خارجی و طراحی چارچوب حقوقی مطمئن است.
بعد سیاسی بازار انرژی نیز قابل چشمپوشی نیست. ونزوئلا یکی از بنیانگذاران اوپک است و هرگونه تغییر در نقش آن میتواند حساسیت عربستان سعودی و امارات متحده عربی را برانگیزد.
تحلیلگران میگویند بعید است آمریکا از کاراکاس بخواهد از اوپک خارج شود؛ تجربه سال ۲۰۲۰ نشان داد هماهنگی با اوپک برای حفظ توازن بازار و حمایت از تولیدکنندگان شیل در آمریکا حیاتی است.
با وجود همه این طرحها و پیامها، آینده صنعت نفت ونزوئلا به عوامل متعددی وابسته است: ثبات سیاسی داخلی، توان جذب سرمایه، مدیریت حساسیتهای منطقهای و حفظ توازن میان اوپک و تولیدکنندگان شیل.
آنچه قطعی به نظر میرسد، این است که نفت در قلب خوانش آمریکا از آینده ونزوئلا قرار گرفته است.
اما اینکه این «دکترین نفتمحور» در عمل به بازطراحی پایدار نقشه انرژی جهان بینجامد یا به نمونه دیگری از شکاف میان جاهطلبی ژئوپولیتیک و واقعیتهای صنعت انرژی تبدیل شود، پرسشی است که پاسخ آن در سالهای آینده روشن خواهد شد.
در پی بازداشت و انتقال نیکولاس مادورو به خارج از ونزوئلا از سوی آمریکا، و طرح مسئله سرمایهگذاری جمهوری اسلامی در این کشور، رییس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین گفت اگر کسی پولی در ونزوئلا داشته خارج کرده است.
مجیدرضا حریری اشاره کرد بانک ایران و ونزوئلا در سالهای گذشته عملا فعالیت موثری نداشته و به عنوان یک بانک تجاری فعال عمل نکرده است.
او اضافه کرد: «مسئله بیثباتی ونزوئلا حداقل ۵- ۶ ماه است که مطرح بوده و اگر کسی پولی در آنجا داشته تا الان خارج کرده، ولی بهانه خوبی برای فاکتور کردن بدهیهای عدهای به نام ونزوئلا است.»
حریری گفت: «دستگاههای مسئول مراقب باشند که همه کسانی که پول ایران در اختیارشان بوده به نام ونزوئلا فاکتور نکنند، چون به نظر میرسد که فرصت کافی برای تسویه حسابها وجود داشته است.»
پس از بازداشت نیکلاس مادورو در عملیات نیروهای آمریکایی، رییسجمهوری برکنارشده ونزوئلا قرار است روز دوشنبه ۱۵ دی در دادگاه فدرال نیویورک حاضر شود؛ همزمان دونالد ترامپ احتمال انجام عملیات نظامی تازه علیه ونزوئلا را منتفی ندانست.
به گزارش خبرگزاری رویترز، مادورو پس از بازداشت در جریان عملیات نظامی ایالات متحده در آخر هفته، قرار است روز دوشنبه در برابر یک قاضی فدرال در نیویورک حاضر شود. این بازداشت که بامداد شنبه در کاراکاس انجام شد، ونزوئلا را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی سیاسی کرده است.
رییسجمهوری ایالات متحده، یکشنبه اعلام کرد در صورتی که دولت موقت ونزوئلا با واشینگتن برای مهار قاچاق مواد مخدر و گشایش صنعت نفت همکاری نکند، احتمال انجام عملیات نظامی دیگری وجود دارد. ترامپ همچنین از امکان اقدام نظامی علیه کلمبیا و مکزیک سخن گفت و افزود که حکومت کوبا «به نظر میرسد خودبهخود در آستانه فروپاشی قرار دارد».
ترامپ در هواپیمای ریاستجمهوری «ایرفورس وان» گفت هدف از عملیات اخیر تنها اجرای قانون نبوده و عواملی چون افزایش مهاجرت ونزوئلاییها به آمریکا و ملیسازی منافع شرکتهای نفتی آمریکایی در گذشته نیز در این تصمیم نقش داشتهاند. او تاکید کرد شرکتهای نفتی آمریکایی به ونزوئلا بازخواهند گشت و «میلیاردها دلار» برای بازسازی صنعت نفت این کشور سرمایهگذاری خواهند کرد.
در مقابل، مقامهای ارشد دولت ونزوئلا همچنان موضعی سرسختانه دارند. دلسی رودریگز، معاون ريیسجمهوری که بهعنوان رییسجمهوری موقت معرفی شده، اعلام کرده مادورو همچنان ريیسجمهوری قانونی کشور است و ادعای ترامپ مبنی بر آمادگی کاراکاس برای همکاری با آمریکا را رد کرده است.
مادورو ۶۳ ساله با اتهامهای سنگینی از جمله «توطئه برای نارکوتروریسم» روبهروست. دادستانهای آمریکایی او را به حمایت از شبکههای بزرگ قاچاق مواد مخدر، از جمله کارتل سینالوآ و باند «ترن د آراگوآ»، متهم کردهاند. این پرونده که نخستین بار در سال ۲۰۲۰ گشوده شد، بهتازگی بهروزرسانی شده و همسر مادورو، سیلیا فلورس، نیز به اتهامهایی از جمله صدور دستور آدمربایی و قتل متهم شده است.
در سطح بینالمللی، بازداشت یک ريیس دولت خارجی واکنشهای گستردهای برانگیخته است. شماری از کشورها مشروعیت این اقدام را زیر سؤال برده و خواستار احترام ایالات متحده به حقوق بینالملل شدهاند. قرار است شورای امنیت سازمان ملل روز دوشنبه نشستی برای بررسی این عملیات برگزار کند؛ نشستی که دبیرکل سازمان ملل آن را به دلیل ایجاد «سابقهای خطرناک» نگرانکننده توصیف کرده است.
این تحول در حالی رخ میدهد که ونزوئلا، کشوری که زمانی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود، طی دو دهه گذشته دچار فروپاشی اقتصادی شده و حدود یکپنجم جمعیت آن کشور را ترک کردهاند. ناظران هشدار میدهند که برکناری و محاکمه مادورو میتواند به تشدید بیثباتی سیاسی و اجتماعی در این کشور ۲۸ میلیون نفری منجر شود.
نشریه بریتانیایی تایمز گزارش داد که بر اساس یک ارزیابی اطلاعاتی، علی خامنهای در صورت تشدید ناآرامیهای داخلی و ناتوانی نیروهای امنیتی در مهار اعتراضات، برنامهای اضطراری برای خروج از ایران و انتقال به روسیه در نظر گرفته است.
به نوشته تایمز، این طرح جایگزین در شرایطی فعال میشود که رهبر جمهوری اسلامی احساس کند ارتش، سپاه یا دیگر نیروهای امنیتی دچار ریزش، نافرمانی یا ناتوانی در اجرای دستورات شدهاند. بر اساس این گزارش، خامنهای قصد دارد در چنین وضعیتی تهران را به همراه حلقهای محدود شامل حدود ۲۰ نفر از اعضای خانواده و نزدیکانش، از جمله پسرش مجتبی خامنهای، ترک کند.
منابع اطلاعاتی مورد استناد تایمز گفتهاند مقصد احتمالی خامنهای مسکو است؛ گزینهای که به گفته این منابع، به دلیل نزدیکی سیاسی به ولادیمیر پوتین و نبود گزینههای امن دیگر انتخاب شده است. این برنامه به گفته تایمز، با الگوبرداری از فرار بشار اسد، رییسجمهوری پیشین سوریه، طراحی شده که پیش از سقوط دمشق در سال ۲۰۲۴ به روسیه گریخت.
در ادامه این گزارش آمده است که خامنهای شبکه گستردهای از داراییها در داخل و خارج از ایران در اختیار دارد که بخشی از آنها از طریق نهادهایی مانند «ستاد اجرایی فرمان امام» مدیریت میشود. تایمز با اشاره به تحقیقات پیشین رویترز، ارزش این داراییها را دهها میلیارد دلار برآورد کرده و نوشته است که جمعآوری نقدینگی و منابع مالی برای تسهیل خروج امن نیز بخشی از این سناریو است.
تایمز همچنین به ارزیابی یک نهاد اطلاعاتی غربی اشاره کرده که وضعیت جسمی و روانی رهبر جمهوری اسلامی را پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل «ضعیفتر» توصیف کرده است.
این ارزیابی خامنهای را رهبری «پارانوئید» توصیف میکند؛ ویژگیای که در شکلگیری طرح خروج او نقش داشته است. در گزارش آمده است: «او از یک سو بهشدت ایدئولوژیک است و از سوی دیگر در محاسبات خود عملگراست و مصالحه تاکتیکی را برای هدفی بزرگتر و بلندمدت میپذیرد.»
این گزارش با اشاره به موضوع سوءقصدی که در سال ۱۳۶۰ علیه خامنهای انجام شد اما او جان سالم به در برد آمده است: «سوءقصد سال ۱۹۸۱ در او این باور را تقویت کرد که مأموریتی الهی برای هدایت ایران، مقابله با اسرائیل و غرب و حفظ نظام به هر قیمت دارد.»
به نوشته این نشریه، خامنهای خود را رهبر شیعیان جهان میداند و سرمایهگذاری در «محور مقاومت» شامل حزبالله لبنان، حماس در غزه و گروهها و شبهنظامیان شیعه در عراق، سوریه و یمن را با همین نگاه توجیه میکند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که اعتراضات سراسری در ایران وارد روزهای متوالی شده و فشارهای اقتصادی، تورم و نارضایتی اجتماعی به یکی از گستردهترین موجهای اعتراضی سالهای اخیر انجامیده است.
اعتراضات سراسری در ایران در هشتمین روز نیز ادامه یافت؛ به گزارش هرانا، دامنه ناآرامیها به ۲۲۲ نقطه در ۷۸ شهر از ۲۶ استان رسیده و همزمان شمار بازداشتشدگان به حدود هزار نفر و معترضان جانباخته به دستکم ۱۹ نفر افزایش یافته است.
پریتی پاتل، وزیر کشور پیشین بریتانیا، در مصاحبهای با برنامه «کامیلا تامینی شو» با انتقاد شدید از سکوت دولت بریتانیا در برابر اعتراضات ایران، تاکید کرد معترضان ایرانی «برای آزادی خود میجنگند و جان میدهند».
او با اشاره به گسترش اعتراضات و شمار بالای کشتهها گفت آنچه در ایران جریان دارد «لحظهای بسیار مهم» است و میتواند به «نقطه عطف» تبدیل شود.
به گفته پریتی پاتل، سطح اعتراضات کنونی بیسابقه است و از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲، چنین گسترهای از ناآرامیها مشاهده نشده بود؛ خیزشی که به یاد آورد برخوردهای خشن حکومت، بهویژه علیه زنان، تنها به دلیل پوشش اجباری. او حکومت ایران را «رژیمی استبدادی» توصیف کرد و گفت مردم ایران با وجود سرکوب، همچنان برای آزادی ایستادهاند.
پاتل همچنین جمهوری اسلامی را «تهدیدی برای امنیت ملی بریتانیا» دانست و سکوت کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، را در برابر این تحولات «غیرقابل قبول» خواند. او گفت در شرایطی که معترضان ایرانی جان خود را از دست میدهند، نشستن دولت بریتانیا در سکوت و «دست روی دست گذاشتن» قابل توجیه نیست و لندن باید موضعی روشن در حمایت از حق آزادی و اعتراض مردم ایران اتخاذ کند.