محمدرضا فرزین، رئیس پیشین بانک مرکزی، دستیار ویژه اقتصادی پزشکیان شد

محمدرضا فرزین، رئیس پیشین بانک مرکزی، دستیار ویژه اقتصادی پزشکیان شد.

محمدرضا فرزین، رئیس پیشین بانک مرکزی، دستیار ویژه اقتصادی پزشکیان شد.
مسعود پزشکیان درباره استعفای فرزین از سمت رئیس بانک مرکزی گفت: «حدود یک تا دو هفته پیش، آقای دکتر فرزین به دلیل فشارهای شدیدی که بر او وارد میشد، اصرار داشت که دیگر نمیتواند به کار ادامه دهد. شرایط اقتصادی کشور سخت است و چه بهحق و چه ناحق، حرفها و انتقادهای زیادی مطرح میشود و این فشارها خانواده ایشان را نیز تحت تأثیر قرار داده بود.»
فرزین در سال ۱۴۰۱ بهعنوان رئیس کل بانک مرکزی ایران در دولت سیزدهم منصوب شد و پس از روی کار آمدن دولت چهاردهم نیز در سمت خود باقی مانده بود.
با استعفای فرزین از ریاست بانک مرکزی، عبدالناصر همتی به این سمت منصوب شد.

دولت کانادا در پاسخ به ایراناینترنشنال و در واکنش به اقدام اخیر جمهوری اسلامی، قرار دادن «نیروی دریایی سلطنتی کانادا» در فهرست سازمانهای تروریستی را مردود دانست و آن را واکنشی سیاسی به تصمیمات قانونی اتاوا توصیف کرد.
اقدام متقابل تهران – واکنشی انتقام جویانه
تهران در واکنش به تصمیم سال گذشته اتاوا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، نیروی دریایی کانادا را در فهرست سازمانهای تروریستی خود قرار داد. وزارت امور خارجه حکومت ایران با استناد به قانونی که در سال ۱۳۹۸ (۲۰۱۹) در پاسخ به اقدام مشابه آمریکا تصویب شده بود، مدعی است که اقدام کانادا در سال ۱۴۰۳ علیه سپاه، نقض قوانین بینالمللی بوده و اکنون بر اساس اصل «عمل متقابل»، نیروی دریایی سلطنتی کانادا را مشمول این قانون و برچسب «تروریستی» میداند.
دفاع اتاوا از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست تروریستی
جان ببکاک، سخنگوی وزارت خارجه کانادا، در پاسخ به ایراناینترنشنال تصریح کرد که این کشور در خرداد ۱۴۰۳، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر اساس ارزیابیهای دقیق، مستند و مبتنی بر شواهد در فهرست گروههای تروریستی قانون کیفری کانادا قرار داده است. به گفته او، این شواهد نشاندهنده دست داشتن مستقیم یا غیرمستقیم سپاه در اقدامات تروریستی است؛ در حالی که اقدام متقابل ایران فاقد هرگونه مبنای واقعی است.
سیاست «تعامل کنترلشده» و فشار تحریمی
این مقام کانادایی تاکید کرد که اتاوا همچنان سیاست «تعامل کنترلشده» را در قبال تهران دنبال میکند. این سیاست، تماسهای دیپلماتیک را صرفاً به چهار محور برنامه هستهای، امنیت منطقهای، حقوق بشر و مسائل کنسولی محدود میکند.
او همچنین اشاره کرد که در حال حاضر ۲۱۵ مقام حقیقی و ۲۵۶ نهاد وابسته به جمهوری اسلامی به دلیل حمایت از تروریسم و نقض صلح و امنیت بینالمللی تحت تحریمهای کانادا قرار دارند.
وضعیت حقوق بشر و قطعنامههای بینالمللی
سخنگوی وزارت خارجه کانادا وضعیت حقوق بشر در ایران را «عمیقاً نگرانکننده» توصیف کرد و افزود: «کانادا در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) برای بیستوسومین سال متوالی، رهبری تصویب قطعنامه وضعیت حقوق بشر ایران را در مجمع عمومی سازمان ملل بر عهده داشته است.» او همچنین یادآور شد که در تاریخ ۲۴ آذر ۱۴۰۴، چهار مقام ارشد ایرانی دیگر به دلیل نقش داشتن در نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر در فهرست تحریمهای جدید قرار گرفتهاند.
واکنش به اعتراضات داخلی و هشدارهای مسافرتی
ببکاک، در پایان خاطرنشان کرد که اتاوا از گزارشهای مربوط به اعتراضات اقتصادی در ایران آگاه است و از مقامات ایرانی خواست تا به حقوق بنیادین شهروندان از جمله آزادی بیان و حق تجمع مسالمتآمیز احترام بگذارند.
با توجه به نبود نمایندگی دیپلماتیک کانادا در تهران، به شهروندان کانادایی اکیداً توصیه شده است که پیش از سفر، آخرین هشدارهای امنیتی را در وبسایت رسمی دولت کانادا بررسی کنند.

گزارشها حکایت از بازداشت چندین ساعته چند دانشجو و فعال دانشجویی به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دارد. یک فعال دانشجویی در گفتوگو با ایراناینترنشنال، با اشاره به گذر کردن دانشجویان از فضای تفرقه، تاکید کرد که نقش دانشجویان در فضای سیاسی ایران محدود به دانشگاه نخواهد ماند.
کانالهای تلگرامی دانشجویی در ایران گزارش دادند که سریرا کریمی، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ رشته علوم سیاسی و دبیر شورای صنفی دانشکده حقوق و علومسیاسی و عضو شورای صنفی کل دانشگاه تهران، چهارشنبهشب دهم دی پس از حمله نیروهای امنیتی به منزل خانواده خود بازداشت شد.
ساعاتی بعد روابط عمومی شورای صنفی کل دانشگاه تهران از آزادی کریمی خبر داد.
پیش از این شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران خبر داده بود که در جریان بازداشت کریمی، سه دانشجوی دانشگاه تهران، از جمله آروین حسینی، دانشجوی رشته جامعه شناسی، همراه با یکی دیگر از دانشجویان همین رشته و کوثر خزائی، دانشجوی رشته فلسفه، در منزل خانودگی او حضور داشتند.
به گفته این شورا، ماموران امنیتی ضمن حبس موقت این دانشجویان در منزل شخصی خانواده کریمی، کارت شناسایی و مدارک آنها را ضبط کردند و به آنها گفتند تا در روزهای آینده، برای «ادای توضیحات» احضار خواهند شد.
همزمان، به گزارش کانالهای دانشجویی، ماموران امنیتی چهارشنبه شب اقدام به بازداشت چند دانشجوی دختر در مقابل دانشگاه بهشتی تهران کردند. همچنین امیرحسین قلیزاده، از دانشجویان پسر، نیز بازداشت شد که ساعاتی بعد خبر آزادیاش توسط کانال صنف مستقل دانشجویان بهشتی منتشر شد.
ایراناینترنشنال بطور مستقل نمیتواند جزییات این گزارشها را تایید کند.
این ماموران به خوابگاههای دانشگاه بهشتی نیز حمله کردند و به نوشته کانال تلگرامی «دانشگاه تهران – دانشجو»، پس از آسیب دیدن یکی از دانشجویان دختر و انتقال او به بیمارستان، «وضعیت پرالتهابی در خوابگاهها حاکم شد.»
بر اساس گزارشها، دانشجویان پسر و دختر خوابگاهها در واکنش به حمله ماموران امنیتی تجمع کردند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سردادند.
به گزارش کانال تلگرامی دانشجویان متحد، دانشجویان همچنین شعار دادند: «امسال میده کشته سپاه، مرگ بر کل نظام»، «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم»، «مرگ بر خامنهای» و «آزادی، آزادی، آزادی.»
خبرنامه امیر کبیر به نقل از «یک منبع آگاه» نوشت: «دانشجوها با حراست درگیر شدند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. همزمان یک دانشجو توسط نیروهای حراست به اتاق حراست واقع در درب ورودی مجتمع منتقل شد.»
به گزارش کانال صنف مستقل دانشجویان بهشتی، پس از «تجمع مشترک» دختران و پسران خوابگاههای کوی دختران و پسران دانشگاه بهشتی، امیرحسین قلیزاده که برای ساعاتی بازداشت شده بود، آزاد شد و به خوابگاه بازگشت.
«نقش دانشجویان در فضای سیاسی ایران محدود به دانشگاه نخواهد ماند»
ساسان اردکانی، مسئول تشکل دانشجویان پیشرو، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، در مورد اعتراضات روزهای اخیر به این این موضوع اشاره کرد که «اعتراضات به گونهای شروع شد که جمهوری اسلامی تصور می کرد میتواند آنها را کنترل و مدیریت کند و تلاش میکرد جنبه صنفی به آن بدهد و میگفت اصناف مختلف در حال اعتراض هستند و اعتراضشان به حق است.»
او افزود: «اما این موضوع خیلی سریع با اعتراضات مردمی و به خصوص، با اعتراضات دانشجویی و رادیکالیزه شدن آنها به طور کامل تغییر کرد.»
اردکانی اشاره کرد که در روز نخست اعتراضات، شعارها «شعارهایی بودند که نمیشد از آنها همبستگی سراسری را دریافت کرد ولی جنبش دانشجویی توانست از این موضوع گذر کند که جامعه بگوید: من خوبم - تو بدی، و از آنجا مطالبات مردمی مطرح شد.»
او اضافه کرد که در این مرحله، شعارهای «زن، زندگی، آزادی»، «آزادی آزادی» و «فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی» مطرح شدند که «متوجه شخص خامنهای و جمهوری اسلامی» بودند بدون اینکه تجمعها به درگیری بین دانشجویان و «نیروهای سرنگونیطلب» منجر شود.
اردکانی با تاکید بر این نکته که «نقش دانشجویان در فضای سیاسی ایران به هیچ عنوان محدود به دانشگاه نخواهد ماند»، گفت که دانشجویان در یک فضای همبسته قرار دارند، حاضرند حرف دیگری را بشنوند و نمیخواهند دیگری را حذف کنند.
او تاکید کرد که اتحاد عمل دانشجویان و پیشبرد یک جنبش اعتراضی قدرتمند، حکومت را مجبور به تعطیلی دانشگاهها کرد تا شاهد فرسایش نیروهای خود در دانشگاهها و سپس در خیابانهای شهرها نشود.

گزارشها و ویدیوهای ارسالی به ایراناینترنشنال در مورد اعتراضات سراسری در ایران در روزهای اخیر، نشاندهنده شرکت گسترده زنان در تظاهرات است. یک فعال صنفی میگوید زنان بهعنوان «نیروی محرک، نماد شجاعت و عامل ایجاد همبستگی اجتماعی» عمل میکنند.
سارا سیاهپور، فعال صنفی و معلم اخراجی، با تاکید بر اینکه زنان در اعتراضات و اعتصابات اجتماعی نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند که فراتر از حضور فیزیکی در تجمعات است، به ایراناینترنشنال گفت: «آنها نه تنها بهعنوان شرکتکننده حضور دارند، بلکه بهعنوان نیروی محرک، نماد شجاعت و عامل ایجاد همبستگی اجتماعی عمل میکنند.»
در همین ارتباط، میتوان به زن جوانی اشاره کرد که جلودار اعتراضها در بازار بزرگ تهران بود.
سیاهپور در ادامه سخنانش در مورد حضور گسترده زنان و دختران در اعتراضات افزود: «مطالعات و مشاهدات میدانی نشان میدهد که حضور زنان در صفوف اول اعتراضات باعث افزایش روحیه و انگیزه سایر شرکتکنندگان، بهویژه جوانان و دانشجویان، میشود و این خود موجب گسترش دامنه حرکتهای اعتراضی خواهد شد.»
در ویدیوهایی نیز زنان مشاهده میشوند که در صفوف مقدم تظاهرات حرکت می کنند.
همچنین یک ویدیوی ارسالی به ایراناینترنشنال نشان میدهد زنان با حضور در اعتراضات به افزایش قیمت دلار، همراه با بازاریان معترض، شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر میدهند.
زنان، نماد مقاومت و شجاعت
سیاهپور در بخشی از مصاحبه خود با ایراناینترنشنال افزود: «مطالعات و مشاهدات میدانی نشان میدهد که حضور زنان در صفوف اول اعتراضات باعث افزایش روحیه و انگیزه سایر شرکتکنندگان، بهویژه جوانان و دانشجویان، میشود و این خود موجب گسترش دامنه حرکتهای اعتراضی خواهد شد.»
سیاهپور معتقد است که نقش زنان در اعتراضات چند بعد اساسی دارد و اضافه کرد: «از یک سو، آنان با ایستادگی در مواجهه با نیروهای امنیتی و حضور در نقاط حساس تجمعات، نماد مقاومت و شجاعت میشوند، و این نقش الگوساز، دیگر افراد جامعه را ترغیب میکند تا فعالانه در اعتراضات مشارکت کنند.»
او همچنین با اشاره به اینکه «از سوی دیگر، زنان با حضور خود، انسجام و همبستگی میان اقشار مختلف را تقویت میکنند و توان حرکتهای اعتراضی را بهصورت شبکهای و سازمانیافته افزایش میدهند» افزود: «علاوه بر این، دیده شدن حضور زنان در اعتراضات، از طریق رسانهها و شبکههای اجتماعی، صدای اعتراضات را تقویت و جهانی میکند و باعث جلب توجه افکار عمومی داخلی و بینالمللی میشود.»
سیاهپور در پاسخ به این پرسش که تاثیرگذاری پیوستن زنان و دیگر اقشار، مانند معلمان، پرستاران، کارگران و کارکنان ادارات، و همچنین سایر گروههای اجتماعی به اعتراضات، چه خواهد بود، گفت: «اثرگذاری این حرکتها به شکل قابل توجهی افزایش مییابد، میتواند اعتصابات پراکنده را به یک جنبش اجتماعی منسجم، پایدار و تاثیرگذار تبدیل کند، انسجام، اعتبار و قدرت اجتماعی جنبش را تقویت کند و مسیر تحقق اهدافی مانند عدالت، آزادی و برابری را هموارتر سازد.»
او تاکید کرد که این به هم پیوستگی باعث گسترش دامنه اعتصابات، ایجاد هماهنگی میان گروههای مختلف و افزایش فشار اجتماعی و سیاسی خواهد شد.
سیاهپور اشاره میکند که از منظر تحلیل اجتماعی، ترکیب حضور زنان پیشرو با مشارکت سایر اقشار، فرآیند شکلگیری جنبشهای فراگیر را تسریع میکند و ظرفیت جنبش برای تبدیل شدن به یک حرکت اجتماعی منسجم و اثرگذار را افزایش میدهد.
او با تاکید براینکه «زنان به عنوان عامل تکثیر اجتماعی مشارکت عمل میکنند» گفت شجاعت و حضور آنان سبب میشود که دیگر گروهها نیز اعتماد به نفس پیدا کنند و وارد میدان شوند. به باور او این تعامل میان زنان و دیگر اقشار، نه تنها موجب تقویت جنبشهای اعتراضی میشود، بلکه فرصت شکلگیری تغییرات ساختاری و اجتماعی عمیقتر را فراهم میکند.
حضور پرشمار زنان در اعتراضات
مریم دهکردی، روزنامهنگار و عضو تحریریه ایران وایر، در گفتوگو با ایراناینترنشنال در مورد شرکت گسترده زنان در اعتراضات سراسری روزهای اخیر در ایران گفت: «به رغم اینکه خاستگاه این اعتراضات، اساسا در بخش سنتی و مرکزی تهران و در بازار تهران بود که زنان بیشتر خریدار هستند و به طور مستمر در آنجا حضور ندارند، اما شرکت آنها در ویدیوها، نشاندهنده پرشمار بودن تعداد زنان است.»
او با اشاره به اینکه این حضور پرشمار زنان و از جمله در دانشگاهها در شرایطی است که ذرهای از فشار و آزار حکومت بر زنان از زمان اعتراضات سال ۱۴۰۱ تاکنون کم نشده است، گفت آنها از بابت تلاشهای خود همچنان تهدید و احضار میشوند، برایشان پروندههای قضایی تشکیل میشود و حتی مشکلات خانوادگی زیادی را هم تحمل میکنند اما همچنان در صحنه حضور دارند.

وقتی کرکرههای بازار پایین میآید و همزمان شعار «آزادی» در دانشگاهها شنیده میشود، دیگر با یک اعتراض مقطعی طرف نیستیم؛ این نشانه اتصال معیشت به سیاست است.
سقوط ریال، تورم فرساینده و فشار زندگی روزمره، خیابان را دوباره به صحنه بازگردانده و همین پیوند تازه است که نگاه رسانههای بزرگ جهان و واکنش سیاستمداران غربی را به ایران دوخته است.
اینبار اعتراضات فقط روایتی داخلی نیست؛ به پروندهای بینالمللی تبدیل شده که پیامدهایش از اقتصاد و حقوق بشر تا امنیت منطقهای امتداد دارد.
اعتراض و اعتصاب در ایران پدیدهای تازه نیست؛ از موجهای معیشتی دهه گذشته تا خیزشهای سیاسی اجتماعی سالهای اخیر. اما «جنس» این دور متفاوت است. موتور اولیه آن بازار و معیشت است، با شاخصی عینی و روزمره، سقوط ارزش پول ملی به طور لحظهای، که مستقیم روی قیمت نان، دارو و اجاره مینشیند و همزمان خیلی سریع به دانشگاهها و شعارهای سیاسی پل میزند.
وقتی از یکسو بازاریها کرکرهها پایین میکشند و از سوی دیگر دانشجوها در چند دانشگاه شعار «آزادی» میدهند، یعنی بحران از نارضایتی پراکنده و جزیرهای عبور کرده و به آستانه «ائتلاف اعتراضی علیه سیاستمدار فاسد و بحران معیشت» رسیده است؛ نقطهای که برای ناظران خارجی هم قابلچشمپوشی نیست.
آنچه در ایران در همین چند روز اتفاق افتاده بیش از گذشته در رسانههای خارجی منعکس شده. اما چرا مهم است؟
پوشش رسانههای خارجی دو کار همزمان انجام میدهد: نخست، اعتراضات را از سطح خبر داخلی به «داده قابل تحلیل» برای تصمیمگیران تبدیل میکند، با عدد، روند، بازیگران و پیامدها. دوم، یک «آینه جهانی» میسازد که هم برای ایرانیان داخل کشور معنای دیدهشدن دارد و هم برای افکار عمومی بیرون از ایران امکان همذاتپنداری و فشار سیاسی ایجاد میکند.
وقتی رسانهها با ارقام رسمی از تورم، سقوط پول ملی و جهش قیمت غذا مینویسند، روایت از شایعه جدا میشود و به پرونده بدل میگردد؛ پروندهای که اتاقهای فکر، وزارتخارجهها و بازارهای انرژی ناچارند آن را بخوانند حتی اگر نخواهند.
در مروری کوتاه میبینیم هر رسانه غیر فارسی بر روی بخشی جدی تمرکز داشته است.
رویترز: تلاقی بازار و دانشگاه
رویترز نقطه تلاقی بازار و دانشگاه را برجسته میکند: پیوستن دانشجویان به بازاریان، وعده دولت برای «گفتوگو» و پذیرش رسمی فشار معیشتی از زبان سخنگوی دولت. همزمان فکتهای کلیدی را میآورد، کاهش شدید ارزش ریال در سال ۲۰۲۵، تورم حدود ۴۲.۵ درصد در ماه جاری، و رسیدن نرخ بازار آزاد به حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال برای هر دلار؛ اعدادی که برای مخاطب غربی معنای بحران ساختاری دارند.
گاردین: چرخش تاکتیکی دولت
گاردین روی «چرخش تاکتیکی دولت» مکث میکند: دستور رییس دولت در جمهوری اسلامی برای شنیدن «مطالبات مشروع» و تلاش برای ساخت مکانیسم گفتوگو با رهبران اعتراضات، در حالی که تجربههای قبلی با سرکوب شدید گره خورده بود و در اساس موضوع گفتگو را امری غیر قابل باور میداند.
گاردین همزمان فشار خارجی، از تنشهای پس از جنگ تا پرونده هستهای، را کنار بحران داخلی میگذارد تا نشان دهد تهران در دو جبهه تحت فشار است.
تایمز اسرائیل: بزرگترین اعتراضات پس از ۱۴۰۱
تایمز اسرائیل بر مقیاس و بار سیاسی شعارها دست میگذارد: «بزرگترین اعتراضات از ۱۴۰۱»، تعطیلی مغازهها و نقش تاریخی بازار، گزارش استفاده از گاز اشکآور، و شنیدهشدن شعارهایی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و حتی شعارهای هواداران بازگشت پهلوی در برخی نقاط.
این زاویه به مخاطب غربی میگوید اعتراضات فقط گرانی نیست؛ ظرفیت چالش هویتی سیاسی هم دارد.
سیانان: خیابان فقط یک نشانه است
اما سیانان ماجرا را در قاب بزرگتری میگذارد: فرسایش همزمان اقتصاد، بحران آب و انرژی، نافرمانیهای مدنی روزمره و تضعیف بازدارندگی منطقهای. در این روایت، خیابان فقط یک نشانه است از بحرانی چندلایه که راس هرم قدرت را با گزینههایی محدودتر از همیشه روبهرو کرده است.
بیلد: عریان شدن ضعف رژیم
در آلمان، نشریه بیلد بر یک تصویر نمادین مکث میکند: عقبنشینی نیروهای سرکوب در برابر معترضان. این نشریه با استناد به ویدیوهای تلفنهای همراه مینویسد معترضان نیروهای امنیتی را به عقب راندند—تصاویری که در ایران معمولا غیرقابل تصور است و برای نخستین بار ضعفهای رژیم را عریان میکند.
بیلد همچنین نقلقولی از یک مخاطب ایرانی میآورد که ریشه اعتراضات را «فقیرسازی سیستماتیک، نابودی طبقه متوسط، بحران محیطزیست و آب، اعتیاد گسترده، فحشا در نتیجه فقر، ازدواج کودکان، بیماریهای درماننشده، فساد میلیاردی، زندان، شکنجه و اعدامهای روزمره» میداند.
تاثیرات پوشش گسترده رسانهای
این جا است که میشود گفت این پوشش رسانهای بیاثر نمانده، اتحادیه اروپا در بیانیهای رسمی، بازداشت و ادامه بازداشت مدافعان حقوق بشر در ایران، از جمله فعالان بازداشتشده در مشهد و محدودیتهای اعمالشده علیه نرگس محمدی، را بهشدت محکوم کرد و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط همه کسانی شد که صرفا به دلیل فعالیتهای مسالمتآمیز بازداشت شدهاند.
در آمریکا، کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان سرکوب تهران را «وحشتناک» توصیف کرده و اعلام کرده است مردم ایران شایسته بهتر از رژیمی «بیعرضه و فاسد» هستند که منافع شخصی را بر نیازهای شهروندان ترجیح میدهد. کمیته تاکید کرده در کنار ایرانیان و حق آنها برای انتخاب مسیری بهتر میایستد.
همزمان، براد شرمن، نماینده کالیفرنیا، در واکنش به اعتراضات نوشت مردم ایران بار دیگر علیه حکومتی خشن به خیابان آمدهاند که منابع و جان شهروندان را صرف جنگهای نیابتی کرده است؛ و تاکید کرد امروز و همواره در کنار مردمی میایستد که خواهان دموکراسی و حکومتی پاسخگو هستند.
این نکته مهمی است که رسانههای غربی امروز پوشش درستتری را از اعتراضات مردمی در ایران دارند میدهند. هرچه پوشش دقیقتر و گستردهتر باشد، احتمال ورود موضوع به دستورکار رسمی هم بیشتر میشود، نه فقط در قالب تحریم یا فشار، بلکه در قالب محاسبه ریسک: ثبات داخلی، امنیت منطقهای، مهاجرت و قیمت انرژی.
برای سیاستمداران غربی، عددهایی مانند تورم بالای ۴۰ درصد یا سقوط کمسابقه پول ملی یعنی بحران میتواند مزمن شود و تصمیمهای کوتاهمدت کافی نباشد.
از سوی دیگر، همین دیدهشدن بینالمللی پلی عاطفی و مدنی میسازد: ایران از یک تیتر ژئوپلیتیک دور، به داستانی انسانی نزدیک میشود، و این نزدیکی، همبستگی و فشار افکار جهانی را تقویت میکند. چرا که وقتی بحران چندلایه میشود، انعکاس جهانیاش دیگر صرف گزارش نیست؛ خود بخشی از کار میدانی و اثرگذاری است.

در پی انتصاب احمد وحیدی، به عنوان جانشین فرمانده سپاه پاسداران، اسرائیل اعلام کرد که حکومت ایران «روز به روز بدتر» میشود.
صفحه رسمی وزارت خارجه اسرائیل چهارشنبه ۱۰ دی در واکنش به انتصاب وحیدی، او را «تروریست» خواند و یادآوری کرد که وحیدی بهدلیل نقش داشتن در بمبگذاری سال ۱۹۹۴ در مرکز یهودیان در آٰرژانتین و قتل ۸۵ نفر تحت تعقیب اینترپل است.
در این پیام آمده است: «رژیم ایران روزبهروز بدتر میشود.»
شبکه آی۲۴ نیز با اشاره به نقش وحیدی در این بمبگذاری نوشت وحیدی بهدلیل مشارکت در سرکوب اعتراضهایی که پس از مرگ مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ شکل گرفت، از سوی ایالات متحده تحریم شده است.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، طی حکمی وحیدی را بهعنوان جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب کرد.
این حکم ششم دیماه از سوی علی خامنهای صادر شده و چهارشنبه ۱۰ دیماه در مراسمی رسمی با حضور محمد پاکپور، فرمانده کل سپاه پاسداران و شمار دیگری از فرماندهان ارشد نظامی، خوانده شد. او جایگزین علی فدوی شد که اکنون به سمت رییس مشاوران فرمانده کل سپاه منصوب شده است.
نقش وحیدی در انفجار آرژانتین
بر اساس شواهد قضایی، وحیدی در طراحی و اجرای «انفجار تروریستی» مرکز یهودیان «آمیا» در بوینسآیرس در سال ۱۳۷۳ نقش مستقیم داشته است.
در این انفجار علاوه بر کشته شدن ۸۵ نفر، بیش از ۳۰۰ نفر زخمی شدند.
وحیدی سال ۱۳۸۲ بهعنوان معاون طرح و برنامه وزارت دفاع منصوب شد، در ۱۳۸۴ به قائم مقامی وزیر دفاع رسید و در فاصله ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ وزیر دفاع جمهوری اسلامی بود.
این فرمانده سپاه پاسداران از ۱۳۹۲ ریاست مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح را بر عهده گرفت و در ۱۳۹۵ به ریاست دانشگاه عالی دفاع ملی ستاد کل منصوب شد و تا شهریور ۱۴۰۰ در این سمت بود.
وحیدی، شهریور ۱۴۰۰ وزیر کشور شد و تا ۳۱ مرداد ۱۴۰۳ در این سمت ماند و نهایتا بهعنوان مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران منصوب شد.





