• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

زندگی در سایه ریزش؛ روایت معدن‌کاران طبس از شغلی میان نان و مرگ

۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۳:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

پژوهشی تازه در خصوص معادن زغال سنگ طبس نشان می‌دهد معدن‌کاری برای کارگران این منطقه معنایی آمیخته با اضطراب، استثمار اقتصادی، فرسایش جسم و روان، تلاش برای حفظ امید و تامین زندگی خانواده دارد؛ معنایی که در دل ساختارهای نابرابر و ناایمن شکل می‌گیرد.

این تحقیق را احمد کلاته ساداتی، دانشیار جامعه‌شناسی و زینب صبوحی گلکار، دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه یزد، با رویکرد پدیدارشناسی و بر پایه گفت‌وگو با کارگران تونلی معادن زغال سنگ طبس انجام داده‌اند.

این پژوهش با هدف فهم تجربه زیسته معدن‌کاران از شغل خود، در آخرین شماره مجله «پژوهش‌های راهبردی مسائل اجتماعی» دانشگاه اصفهان منتشر شده است.

بر اساس یافته‌ها، اضطراب از مرگ احتمالی، خستگی مداوم و نگرانی از آینده بخش‌هایی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزانه معدن‌کاران است. آنان با هر صدای لرزشی در دل زمین، مرگ را در نزدیکی خود حس می‌کنند، اما برای معاش خانواده ناگزیر به ماندن‌ هستند.

این اضطراب تنها به لحظه وقوع حادثه محدود نمی‌شود. نگرانی از آینده خانواده، از دست دادن توان کاری و نبود پشتوانه در کنار قراردادهای موقت و نظام پیمانکاری، ناامنی شغلی را تشدید می‌کند و کارگر را میان خطر مرگ زیر زمین و خطر بیکاری روی زمین نگه می‌دارد.

رنج روزمره در دل تاریکی

به روایت کارگران، کار در معدن با «رنج، ترس و خشم» درآمیخته است. آنان با شرایط سخت و ناایمن، احساس نادیده گرفته شدن، نبود امکان اعتراض و ترس از اخراج دست و پنجه نرم می‌کنند.

یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید: «کاری که داریم انجام می‌دیم و حقوقی که می‌گیریم همخوانی نداره... به فکر کارگر نیستند، فقط می‌خوان خودشون سود بیشتری ببرن.»

به گفته پژوهشگران، این جمله بازتابی از حس بی‌عدالتی و نادیده گرفته شدن در میان اکثر مصاحبه‌شوندگان است.

100%

تقدیرگرایی در نبود انتخاب

بر پایه داده‌های گردآوری‌شده، بیشتر کارگران معادن طبس شغل خود را انتخاب نکرده‌اند، بلکه به‌اجبار شرایط اقتصادی وارد معدن شده‌اند.

یکی از کارگران می‌گوید: «چون ترک تحصیل کرده بودم و مهارتی نداشتم، رفتم توی معدن... مجبور بودم شاغل بشم.»

روایت‌ها نشان می‌دهد فقر و نبود فرصت شغلی، معدن را به تنها راه ممکن برای زنده ماندن در منطقه تبدیل کرده است.

پژوهشگران این گرایش را نوعی «تقدیرگرایی» می‌دانند که به سازوکار دفاعی در برابر واقعیت تلخ زندگی تبدیل شده است؛ سرنوشتی که در غیاب انتخاب، به «قسمت» تعبیر می‌شود.

فرسایش جسم و روان در دل انزوا

طبق نتایج این مطالعه، کارگران معدن نه‌تنها در معرض خطرات فیزیکی، بلکه درگیر فرسایش روانی نیز هستند.

دوری از خانواده و زندگی در محیط‌های ایزوله، احساس دلتنگی، افسردگی و اضطراب را در میان آن‌ها تشدید کرده است.

در بخشی از پژوهش آمده است: «این تجربه تنها به فعالیت فیزیکی در اعماق زمین محدود نمی‌شود، بلکه شامل مواجهه روزمره با خطر، فرسایش جسمی، اضطراب روانی و احساس طردشدگی اجتماعی است.»

نویسندگان معتقدند طرد اجتماعی به معنای نادیده گرفتن روایت‌های شخصی کارگران و تقلیل آن‌ها به «نیروی کار صرف» است؛ وضعیتی که به «معنازدایی» از کار و انزوای بیشتر می‌انجامد.

امید در دل تاریکی؟

با این همه، کارگران در دل سختی، معنا و امید را در نقش نان‌آور و پدر خانواده می‌جویند.

یکی از معدن‌کاران می‌گوید «اگر کار دیگری بود، هیچکس خودش را زیر زمین دفن نمی‌کرد»، اما با این حال، حضور در معدن را «راه زنده ماندن خانواده» می‌داند.

به گفته نویسندگان این مقاله، زندگی معدن‌کاران طبس بازتابی از تضاد میان کار، مرگ و امید است؛ افرادی که هر روز در اعماق زمین، میان احتمال ریزش و تداوم کار سنگین، در پی راهی برای زیستن هستند.

این مقاله پژوهشی با مشارکت ۲۲ کارگر تونلی معادن زغال سنگ طبس انجام گرفت و تصویری کم‌تر دیده‌شده از زندگی کسانی ارائه کرد که با به خطر انداختن جان خود در اعماق زمین، چرخ اقتصاد ایران را در حرکت نگه می‌دارند.

  • مالکان معدنجو یک‌ سال پس از انفجار معدن و مرگ ۵۳ کارگر کجا هستند؟

    مالکان معدنجو یک‌ سال پس از انفجار معدن و مرگ ۵۳ کارگر کجا هستند؟

Banner

پربازدیدترین‌ها

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست
۱

واشینگتن‌پست: مقام‌های ارشد نظامی به هگست گفتند ادامه جنگ ایران پایدار نیست

۲
روایت شما

لغو آزمون‌های زبان؛ تحریمی که مهاجرت تحصیلی را دشوارتر از همیشه کرد

۳

کودک هفت‌ماهه در تبریز به دلیل مخالفت ثبت احوال با نام انتخابی بدون شناسنامه مانده است

۴

بانک‌های مرکزی مصر و امارات: درباره پیشنهاد قطع دسترسی دلاری شعب بانک مصر هماهنگ هستیم

۵
تحلیل

اسرائیل هیوم: فشار اقتصادی بر ایران ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد

انتخاب سردبیر

  • سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است
    اختصاصی

    سپاه در حال برنامه‌ریزی برای عملیات خرابکارانه در تنگه مالاکا و بندرهای شرق آسیا است

  • ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

    ۴۴ درصد شرکت‌کنندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: پول داشته باشیم هم در ایران خانه نمی‌خریم

  • کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

    کودکان و نوجوانان مناطق مرزی ایران زیر فشار فقر به کولبری روی آورده‌اند

  • تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

    تعلیق یک معافیت ۱۲ساله؛ تحریم‌های آمریکا به آزمون‌های دانشگاهی و علمی ایرانیان رسید

  • انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

    انقلاب ملی در شهرستان‌های تهران؛ تکرار الگوی قلع و قمع سوریه در سرکوب شهریار

•
•
•

مطالب بیشتر

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.