هفت مانع بازدارنده گریز هستهای جمهوری اسلامی کدامها هستند؟
مایکل آیزنشتات، تحلیلگر ارشد امور نظامی و امنیتی، در مقالهای نوشت هر چند برخی مقامهای جمهوری اسلامی از لزوم تغییر دکترین هستهای و ساخت بمب اتمی سخن گفتهاند اما دستکم هفت دلیل وجود دارد که میتواند تهران را از تحقق این هدف بازدارد.
این مقاله در شماره ماه اکتبر مجله «سروایول» (Survival) انتشارات راتلج منتشر شد.
آیزنشتات با اشاره به تحولات اخیر برنامه هستهای جمهوری اسلامی و واکنش احتمالی تهران به آن نوشت: «نخست آنکه ایران در وضعیت آسیبپذیرتری قرار دارد، در حالی که اسرائیل نسبت به هر زمان دیگری در دهههای اخیر مصممتر است و آمادگی بیشتری برای پذیرش ریسک دارد.»
او افزود دستگاه اطلاعاتی اسرائیل همچنان حضور قدرتمندی در ایران دارد که شواهد آن را میتوان در «کارزار ظاهرا ادامهدار خرابکاری» مشاهده کرد. از این رو، اسرائیل و آمریکا احتمالا از هرگونه تلاش جمهوری اسلامی برای گریز هستهای آگاه خواهند شد و برای خنثی کردن آن اقدام خواهند کرد.
این تحلیلگر سومین چالش پیش روی حکومت ایران را از دست رفتن سامانههای پدافند هوایی در جریان جنگ اخیر دانست و تاکید کرد که تهران «در حال حاضر توان جایگزینی آنها را ندارد».
در روزهای اخیر، فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای بینالمللی به تشدید لفاظیها و تهدیدات مقامهای جمهوری اسلامی دامن زده است و شماری از آنها خواستار خروج تهران از معاهده منع اشاعه تسلیحات هستهای (انپیتی) و ساخت بمب اتمی شدهاند.
این در حالی است که وزیران امور خارجه گروه هفت و نماینده عالی اتحادیه اروپا، ۹ مهر در بیانیهای مشترک از تهران خواستند بلافاصله گفتوگوهای هستهای با واشینگتن را از سر بگیرد.
خرابکاری خارجی، نارضایتی داخلی، عدم بازدارندگی
آیزنشتات در ادامه مقاله خود نوشت چهارمین بحران تهران در مسیر حرکت به سوی ساخت بمب اتمی این است که «زرادخانه هستهای نوپای ایران میتواند در برابر خرابکاری سرویسهای اطلاعاتی خارجی یا انحراف از سوی دشمنان داخلی آسیبپذیر باشد».
او افزود: «پنجم آنکه داشتن بمب هستهای لزوما مانع حملات اسرائیل و ایالات متحده نخواهد شد؛ همانگونه که زرادخانههای هستهای آمریکا و اسرائیل نیز مانع از حملات ایران نشدهاند.»
این تحلیلگر همچنین به تشدید تحریمها و وخامت اوضاع اقتصادی در ایران اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی بهشدت نیازمند رفع تحریمهاست و این امر تنها از طریق دستیابی به یک توافق هستهای جدید با ایالات متحده ممکن خواهد بود.
آیزنشتات هفتمین و آخرین دلیل را نارضایتی فزاینده شهروندان ایران از حکومت دانست و تاکید کرد جنگ ۱۲ روزه «ناکارآمدی نظامی» جمهوری اسلامی را آشکار کرد و این موضوع اکنون به نگرانیهای امنیتی در میان مسئولان دامن زده است.
در این مقاله آمده است: «این رژیم از مشروعیت مردمی برخوردار نیست و وارد آمدن ضربات نظامی شدیدتر میتواند زمینهساز خیزشهای داخلی شود که بقای آن را به خطر بیندازد.»
ششم مهر، خبرگزاری رویترز به نقل از چهار مقام جمهوری اسلامی و دو منبع آگاه گزارش داد رهبران حکومت ایران در پی «بنبست هستهای»، با «بحرانی وجودی» دست و پنجه نرم میکنند.
رویترز نوشت بهدنبال عدم پیشرفت در گفتوگوهای هستهای، انزوای اقتصادی ایران و خشم عمومی تشدید خواهد شد اما پذیرش خواستههای غرب نیز میتواند به «شکاف در ساختار حاکمیت و عقبنشینی از باورهای ایدئولوژیک نظام» منجر شود.
تمرکز حکومت به بقای خود معطوف شده است
آیزنشتات در انتهای مقاله خود نوشت هرچند تهران ممکن است برای گرفتن انتقام از شکست خود در جنگ ۱۲ روزه، به ساخت سلاح هستهای وسوسه شود اما چشمانداز موفقیت در این مسیر به هیچ وجه قطعی و تضمینشده نیست.
در این مطلب آمده است: «جنگ اخیر بهگونهای بنیادین بر معادلات روانی در تهران اثر گذاشته و تمرکز حکومت را به پیشگیری از تهدیدهای داخلیِ بالقوه علیه ثبات و بقای خود معطوف ساخته است.»
او افزود اسرائیل برای حفظ مزیت راهبردی خود پس از جنگ اخیر ناگزیر است «معماری اطلاعاتی مورد نیاز برای شناسایی بهموقع هرگونه گریز [هستهای] احتمالی را تداوم ببخشد و توانمندیهای لازم بهمنظور پشتیبانی از اقدامات پنهانی یا حملات نظامی [به ایران] را حفظ کند.»
ترکیه داراییهای شمار زیادی از افراد و نهادهای مرتبط با فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را مسدود کرد. این اقدام در پی فعال شدن مکانیسم ماشه و در هماهنگی با تحریمهای سازمان ملل برای فشار بر تهران درباره برنامه هستهایاش صورت گرفته است.
این تصمیم که چهارشنبه نهم مهر با فرمان اجرایی رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه ابلاغ شد، افراد و سازمانهایی را هدف قرار میدهد که در برنامه توسعه هستهای ایران دخیل هستند؛ از جمله شرکتهای حملونقل دریایی، شرکتهای انرژی و مراکز تحقیقاتی.
این اقدام در پی بازگشت تحریمهای سازمان ملل صورت گرفته است. روز چهارشنبه قدرتهای غربی از جمله آمریکا، کانادا و برتانیا از بازگرداندن تحریمهای سازمان ملل علیه تهران و وضع تحریمهایی تازه علیه برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی خبر دادند.
مسدودسازی داراییها در ترکیه شامل افراد و شرکتهایی در بخشهای گوناگون میشود؛ از جمله تاسیسات هستهای ایران، شرکتهای کشتیرانی، شرکتهای انرژی و مراکز تحقیقاتی.
سازمان انرژی اتمی ایران، بانک سپه، بانک سپه اینترنشنال، مرکز تحقیق و تولید سوخت هستهای اصفهان، مرکز فناوری هستهای اصفهان، مرکز تحقیقات هستهای کرج، مرکز تحقیقات هستهای کشاورزی و پزشکی، شرکت کشتیرانی ایران–هند، شرکت انرژی نوین، شرکت پارس تراش، شرکت جابر ابن حیان، شرکت صنایع انرژی پیشگام و شرکت خطوط کشتیرانی جنوب ایران، از جمله نهادهای هدفگرفتهشده از سوی ترکیه هستند.
همچنین در فهرست افراد حقیقی که ترکیه داراییهایشان را مسدود کرده، نامهای بهمن عسگرپور، محمد فدایی آشیانی، عباس رضایی آشتیانی، هاله بختیار، مرتضی بهزاد، حسین حسینی و ... دیده میشود.
این تحریمها در شرایطی از سوی ترکیه اعمال شده که مسعود پزشکیان سهشنبه گفت که در پاسخ به اجرای مکانیسم ماشبه بازگشت تحریمهای سازمان ملل متحد، جمهوری اسلامی باید «گسترش تجارت با همسایگان» را در دستور کار خود قرار دهد.
بازگشت تحریمها پس از اجرای مکانیسم ماشه
در روزهای اخیر و از زمان اجرای مکانیسم ماشه، آمریکا و متحدانش بر اجرای دوباره تحریمهای سازمان ملل متحد تاکید کردند.
چهارشنبه، دولت کانادا در پی فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی، اعلام کرد که تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی را بهدلیل تداوم فعالیتهای اشاعهای هستهای و نقض تعهدات بینالمللی بازاعمال کرده است.
تحریمهای بازاعمالشده از سوی اتاوا شامل ممنوعیتهای گسترده در زمینه صادرات و واردات تجهیزات هستهای، موشکی و اقلام با کاربرد دوگانه، ممنوعیت ارائه کمکهای فنی و مالی در این حوزهها، تحریم کامل تسلیحاتی، و ممنوعیت خدماترسانی به کشتیهای ایرانی است.
همزمان وزارت امور خارجه بریتانیا نیز اعلام کرد در چارچوب فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، تحریمها علیه ۱۲۱ فرد و نهاد مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی حکومت ایران را دوباره اعمال کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز چهارشنبه اعلام کرد ۲۱ نهاد و ۱۷ فرد مرتبط با شبکههای تامین تسلیحاتی جمهوری اسلامی را به فهرست تحریمهای خود افزوده است.
پیش از مکانیسم ماشه نیز در تیرماه امسال، وزارت خزانهداری آمریکا از تحریم ۲۲ شرکت و نهاد از جمله شرکتهای مستقر در ترکیه به اتهام نقش در دور زدن تحریمها و تامین مالی فروش نفت جمهوری اسلامی به نفع نیروی قدس سپاه پاسداران خبر داد.
دولت کانادا در پی فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی، اعلام کرد که تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی را بهدلیل تداوم فعالیتهای اشاعهای هستهای و نقض تعهدات بینالمللی بازاعمال کرده است.
آنیتا آناند، وزیر امور خارجه کانادا، چهارشنبه ۹ مهر در بیانیهای از اصلاح مقررات اجرایی مربوط به قطعنامههای سازمان ملل درباره ایران خبر داد؛ مقرراتی که بر اساس آن، تحریمهای پیشین شورای امنیت که با امضای برجام لغو شده بودند، اکنون دوباره برقرار میشوند.
در بیانیه دولت کانادا آمده است: «با وجود درخواستهای مکرر جامعه جهانی، حکومت ایران همچنان از محدود کردن برنامه هستهای خود به اهداف صلحآمیز و همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی خودداری میکند و این امر تهدیدی جدی برای امنیت منطقهای و بینالمللی است.»
تحریمهای بازاعمالشده از سوی اتاوا شامل ممنوعیتهای گسترده در زمینه صادرات و واردات تجهیزات هستهای، موشکی و اقلام با کاربرد دوگانه، ممنوعیت ارائه کمکهای فنی و مالی در این حوزهها، تحریم کامل تسلیحاتی، و ممنوعیت خدماترسانی به کشتیهای ایرانی است.
دولت کانادا این اقدام را در چارچوب تعهدات خود ذیل ماده ۲۵ منشور سازمان ملل انجام داده و اعلام کرده است که تصمیم جدید در پی فعال شدن فرآیند بازگشت خودکار تحریمها در تاریخ ۲۸ اوت از سوی فرانسه، بریتانیا و آلمان صورت گرفته؛ اقدامی که نهایتاً به بازگشت کامل تحریمهای هستهای شورای امنیت در تاریخ ۲۸ سپتامبر منجر شد.
اتاوا تاکید کرد که جمهوری اسلامی از سال ۲۰۱۹ به تعهدات خود در چارچوب توافق هستهای سال ۲۰۱۵ (برجام) پایبند نبوده است. این توافق که بهمنظور تضمین ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران میان تهران و قدرتهای جهانی منعقد شد، شامل سازوکار ماشه برای بازگشت تحریمهای بینالمللی در صورت نقض تعهدات از سوی جمهوری اسلامی بود.
کانادا در پایان با حمایت از موضع گروه هفت و دیگر شرکای جهانی، بار دیگر از جمهوری اسلامی خواست تا به تعهدات خود تحت پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای (انپیتی) پایبند باشد، همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را از سر بگیرد و با ایالات متحده وارد مذاکرات مستقیم برای دستیابی به توافقی قوی و پایدار شود که مانع از دستیابی ایران به سلاح هستهای شود.
همزمان وزارت امور خارجه بریتانیا نیز اعلام کرد در چارچوب فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، تحریمها علیه ۱۲۱ فرد و نهاد مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی حکومت ایران را دوباره اعمال کرده است.
وزارت خزانهداری آمریکا نیز چهارشنبه اعلام کرد ۲۱ نهاد و ۱۷ فرد مرتبط با شبکههای تامین تسلیحاتی جمهوری اسلامی را به فهرست تحریمهای خود افزوده است.
بهگفته آمریکا، این شبکهها در تهیه فناوریها و کالاهای حساس و همچنین برنامههای موشکهای بالستیک و هواپیماهای نظامی نقش داشتهاند.
این وزارتخانه همچنین اعلام کرد در چارچوب اجرای تحریمهای سازمان ملل، پنج فرد و یک نهاد ایرانی را به دلیل ارتباط با سازمان نوآوری و پژوهشهای دفاعی ایران (سپند) در فهرست تحریمها قرار داده است. این نهاد به عنوان جانشین برنامه تسلیحات هستهای جمهوری اسلامی پیش از ۲۰۰۴ معرفی شده است.
وزارت امور خارجه بریتانیا اعلام کرد در چارچوب فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی، تحریمها علیه ۱۲۱ فرد و نهاد مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی حکومت ایران را دوباره اعمال کرده است.
بر اساس بیانیه وزارت امور خارجه بریتانیا، که چهارشنبه ۹ مهر منتشر شد، این تحریمها شامل تحریم تسلیحاتی سازمان ملل در زمینه انتقال سلاحهای متعارف به ایران و از ایران، ممنوعیت عرضه یا انتقال اقلام، مواد، تجهیزات، کالا و فناوریهای مرتبط با غنیسازی، بازفرآوری یا آب سنگین و همچنین توسعه سامانههای پرتاب سلاح هستهای است.
علاوه بر این، محدودیتهای مالی و تجاری مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی نیز دوباره اجرایی شده است.
در میان افراد تحریمشده، نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی از جمله علیاکبر احمدیان، احمد وحیدی، محمد حجازی، محمدرضا نقدی، محمد اسلامی، یحیی رحیم صفوی و مرتضی صفاری دیده میشود.
همچنین چند نهاد کلیدی جمهوری اسلامی بار دیگر هدف تحریم قرار گرفتهاند؛ از جمله سازمان انرژی اتمی ایران، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، بانک سپه، مرکز تحقیقات فناوری و علوم دفاعی، شرکت الکتروصنعت صنام، مرکز تحقیقات و تولید سوخت هستهای اصفهان و مرکز فناوری هستهای اصفهان، قرارگاه سازندگی قائم، مرکز تحقیقات هستهای کرج، قرارگاه سازندگی خاتمالانبیاء، صنایع شیمیایی پارچین و شرکت هواپیمایی یاس ایر.
به گفته وزارت امور خارجه بریتانیا، این اقدامات بخشی از روند بینالمللی بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی بهدلیل «عدم پایبندی جدی» تهران به تعهدات هستهای خود است.
۸ مهر نیز بریتانیا بیش از ۷۰ فرد و سازمان ایرانی را بهدلیل نقش آنها در توسعه برنامه هستهای جمهوری اسلامی تحریم کرد.
در این فهرست نام بانکهای اصلی و بسیاری از صنایع نفت و گاز ایران دیده میشود.
این اقدام نیز در پی تصمیم مشترک بریتانیا، فرانسه و آلمان برای فعالسازی مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمهای سازمان ملل متحد علیه جمهوری اسلامی اتخاذ شد.
ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، با انتشار بیانیهای گفت برنامه هستهای تهران مدتهاست که نگرانی جدی جامعه بینالمللی را برانگیخته و «تهدیدی مهم برای صلح و امنیت جهانی» محسوب میشود.
کوپر اضافه کرد: «جهان بارها به ایران فرصت داد تا درباره اهداف این برنامه تضمینهای قابل اعتماد ارائه دهد، اما تهران بار دیگر از انجام این کار خودداری کرد.»
وزیر امور خارجه بریتانیا یادآوری کرد جمهوری اسلامی میزان ذخایر اورانیوم غنیشده خود را پس از توافق برجام، به ۴۸ برابر حد مجاز رساند و علیرغم فرصتهای موجود، تصمیم گرفت وارد تعامل با اروپا نشود.
کوپر در عین حال تاکید کرد تروئیکای اروپایی «مسیر دیپلماسی و مذاکره» را ادامه خواهند داد و افزود لندن با تحریمهای جدید، پیامی روشن به تهران فرستاد که همه اقدامات لازم را برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای انجام خواهد داد.
یک روز قبل از آن نیز شورای اتحادیه اروپا اعلام کرد در پی فعالسازی مکانیسم ماشه، اجرای مجموعهای از تحریمهای هستهای تعلیقشده علیه جمهوری اسلامی بهطور رسمی آغاز شده است.
در روزهای اخیر فضای جنگ در رسانهها به چشم میخورد؛ سؤال این است که این فضا تا چه اندازه واقعیت دارد؟ آیا واقعاً احتمال بازگشت به جنگ وجود دارد یا صرفاً فضاسازی رسانهای است؟
با توجه به شواهدی همچون نقلوانتقال هواپیماهای سوخترسان آمریکایی به منطقه و اظهارات فرماندهان و مقامات اسرائیلی و جمهوری اسلامی و نیز با اتکا به اصول و منطق جنگ، به نظرم احتمال وقوع جنگ واقعی و جدی است. تنها مسئلهای که باقی میماند زمان آغاز آن است؛ اظهارات برخی فرماندهان سپاه که میگویند «جنگ نمیشود» نباید چندان مطمئن تلقی شود، چون قبل از جنگ ۱۲ روزه نیز چنین اظهاراتی مطرح شد و کاملاً نادرست از آب درآمد.
برای درک زمان احتمالی آغاز جنگ باید سه پرسش اصلی را پاسخ دهیم: ۱) چرا طرفین بخواهند با هم وارد جنگ شوند؟ ۲) چقدر واقعاً برای جنگ آماده میشوند؟ ۳) چه زمانی میخواهند وارد درگیری شوند؟ پاسخ به این پرسشها روشن میکند که اسرائیل و جمهوری اسلامی تا چه حد و چه زمانی ممکن است دوباره درگیر جنگ شوند.
قواعد کلی جنگ روشن است: جنگ زمانی آغاز میشود که دیپلماسی و مذاکره برای حل اختلافات ناکام بماند و یک یا هر دو طرف حاضر به پذیرفتن وضعیت موجود نباشند یا آن را به زیان خود بدانند. اگر این قاعده را مبنا قرار دهیم، احتمال جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی قابل توجیه و حتی حتمی به نظر میرسد.
دلایل این استدلال چنیناند: • جمهوری اسلامی رسماً و علناً نابودی اسرائیل را پیگیری میکند؛ جامعه بینالملل جمهوری اسلامی را مشکوک میداند که اهداف هستهایاش نظامی است و همچنین در افزایش برد و قدرت موشکهایش فعال است و مذاکرات بینالمللی برای متوقف ساختن این روند موفق نبوده است.
از دید اسرائیل، این شرایط منطق لازم برای آغاز یک عملیات نظامی پیشدستانه را فراهم میآورد زیرا اگر مذاکرات نتوانستهاند برنامه هستهای و موشکی ایران را متوقف کنند، اسرائیل ممکن است نتیجه بگیرد که تنها گزینه پیشگیری، حمله نظامی است تا در آینده دیر نشود یعنی پیش از آنکه جمهوری اسلامی به سلاح هستهای مجهز شده و آن را بر موشکهایی با بردِ کافی سوار کند.
به عبارت دیگر، استدلال اسرائیل این است که از آنجا که جمهوری اسلامی در صدد کسب توان هستهای و افزایش قابلیتهای موشکی است، و چون مذاکرات غربیها (اروپا و آمریکا) نیز شکست خورده، اسرائیل ممکن است به این نتیجه برسد که خود باید این روند را متوقف کند. برخی تحلیلگران حتی بر این باورند که هدف اسرائیل فراتر از نابودی برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی است و ممکن است به سرنگونی رژیم نیز بیندیشد، زیرا از منظر بسیاری از نخبگان اسرائیلی، باقی ماندن جمهوری اسلامی حتی تضعیفشده به معنای بازگشت تهدید در زمانی دیگر است، بهویژه اگر شرایط بینالمللی تغییر کند و تحریمها لغو شود.
از سوی جمهوری اسلامی نیز انگیزهای قوی برای ادامه برنامه موشکی و هستهای وجود دارد؛ موشکهای بالستیک قوی و برد بالا تنها ابزار مؤثری به شمار میروند که جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل دارد. بنابر این، جمهوری اسلامی بالقوه به سمت افزایش تولید و تنوع موشکها خواهد رفت. گزارشها و گمانهزنیها حاکی از آن است که پس از جنگ دوازدهروزه، تخصیص بودجه اضافی برای افزایش توان موشکی سپاه صورت گرفته است. تجربه جنگ پیشین نشان داد که اسرائیل در جریان آن مواجه با حملات موشکی قابلتوجهی شد و از منظر نظامی منطقی است که اسرائیل اجازه ندهد ذخایر موشکی و توان تولید جمهوری اسلامی بهسرعت افزایش یابد.
در نتیجه، از منظر نظامی اسرائیل دو گزینه عمده دارد: بهصورت فعال تولید و انبارسازی موشکها را با خرابکاری یا حملات هوایی هدف قرار دهد، و آمادهسازی و تقویت شدید سامانههای دفاعی را در دستور کار قرار دهد. هر دو مسیر هزینهها و محدودیتهای فنی و تدارکاتی دارند؛ مثلاً تامین موشکهای پدافندی پیچیده و گرانقیمت محدودیتهای ویژه خود را دارد. بنابر این یک رقابت تسلیحاتیِ نامرئی میان سپاه از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر وجود دارد: سپاه میکوشد موشکهای بیشتر و قویتری بسازد تا از سامانههای دفاعی اسرائیل عبور کنند، و طرف مقابل میکوشد ذخایر دفاع موشکی خود را تقویت کند و آماده حمله متقابل شد.
این رقابت میتواند دلیل نزدیکبودن جنگ باشد، زیرا هر دو طرف در حال سرعتبخشیدن به آمادهسازیهای خود هستند و سؤال اصلی این است که کدام طرف زودتر و با چه ارزیابیای تصمیم به اقدام نظامی میگیرد.
برخی تحولات ممکن است زمان آغاز جنگ را جلو بیندازند یا به تاخیر بیندازند: • پایان جنگ در غزه: اگر جنگ غزه خاتمه یابد، توان نظامی و منابع اسرائیل آزاد خواهد شد و ظرفیت اقدام علیه جمهوری اسلامی افزایش مییابد. همچنین خروج حماس (بهعنوان نیابتی برای ایران) از معادله منطقهای توان جمهوری اسلامی را کاهش میدهد.
• بازگشت تحریمها: بازگشت تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی نیز از لحاظ سیاسی اسرائیل را در موقعیت بهتری قرار میدهد و از منظر اقتصادی نیز فشارها را بر جمهوری اسلامی تشدید میکند؛ این موضوع میتواند توان مالی و تدارکاتی جمهوری اسلامی را برای تأمین مخارج احتمالی جنگ کاهش دهد.
در عین حال، اسرائیل ممکن است بخواهد تأثیر همین تحریمها را ببیند و بههمین دلیل حمله را به تاخیر اندازد. اما از سوی دیگر اگر روند تولید موشکهای جمهوری اسلامی نگرانکننده شود، اسرائیل ممکن است حمله را جلو بیندازد. این تصمیمگیری تابع ملاحظات متعدد از جمله هماهنگی با آمریکا و ارزیابی از وضعیت داخلی و بینالمللی است.
نشانههای آمادهسازی برای درگیری چند نشانه از هر دو طرف قابل ردیابی است که دلالت بر آمادهسازی برای درگیری دارد: • انتقال تعدادی هواپیمای سوخترسان آمریکایی به منطقه، از جمله به قطر؛ از منظر عملیاتی این حرکت را میتوان نشانهای از آمادگی برای عملیاتهای بزرگ هوایی دانست. این هواپیماها معمولاً برای انجام عملیاتهای دوربرد و پشتیبانی از جنگندهها ضروریاند.
• افزایش بازدیدهای عالیترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی از یگانها و قرارگاههای عملیاتی مخصوصاً در جنوب و حوالی تنگه هرمز؛ اینگونه بازدیدها معمولاً با آمادهسازیهای عملیاتی همزمان است.
در نهایت میتوان گفت که احتمال وقوع جنگ میان اسرائیل و جمهوری اسلامی جدی است. دلایل اصلی این احتمال عبارتاند از: تعارض بنیادین اهداف امنیتی اسرائیل و جمهوری اسلامی، عدمموفقیت ابزار دیپلماتیک در متوقفکردن برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، و روند آمادهسازیهای نظامی طرفین. زمان آغاز درگیری هنوز مشخص نیست و به مجموعهای از متغیرها از جمله سرعت توسعه موشکی جمهوری اسلامی ، ارزیابی اسرائیل از هزینه و فایده حمله، تصمیمات و همکاریهای ایالات متحده، و تأثیرات اقتصادی و سیاسی بازگشت تحریمها بستگی دارد.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت جمهوری اسلامی، درباره جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل گفت که حکومت ایران انتظار داشت که روسیه در جریان این جنگ به کمکش بیاید اما مسکو کمکی نکرد. این اولین بار نیست که مقامات جمهوری اسلامی از کمک نکردن روسیه در این جنگ انتقاد میکنند.
ظفرقندی در گفتوگویی تصویری که چهارشنبه ۹ مهر منتشر شد، تاکید کرد که روسیه در زمینه پزشکی «به هیچ وجه کمک نکرد» و در دیگر زمینهها نیز کمکی به جمهوری اسلامی نکرد.
او افزود که پیمانها، تفاهمنامههای راهبردی، نظامی یا امنیتی، هیچگاه در عمل به درد جمهوری اسلامی نخوردهاند.
در دیماه ۱۴۰۳، جمهوری اسلامی و روسیه با هدف تقویت همکاریهای بلندمدت، یک تفاهمنامه جامع راهبردی دوجانبه به امضا رساندند.
به گفته ظفرقندی در جنگ هشت ساله جمهوری اسلامی و عراق، «شاید سوریه کمی کمک میکرد و کره شمالی هم اندکی»، اما در جنگ اخیر با اسرائیل هیچ کدام از کشورها به کمک جمهوری اسلامی نیامدند.
وزیر بهداشت جمهوری اسلامی درباره آمارهای تلفات انسانی در این جنگ نیز اضافه کرد: «بیشترین تعداد مجروحان در جنگ ۱۲ روزه مربوط به روز آخر بود، در حمله به زندان اوین حدود ۱۵۰ نفر مجروح شدند.»
انتقادها از عملکرد روسیه در جنگ ۱۲ روزه
این اولین بار نیست که مقامات یا رسانههای جمهوری اسلامی از کمک نکردن روسیه به جمهوری اسلامی در جریان جنگ با اسرائیل انتقاد میکنند.
پیشتر یک مقام ارشد جمهوری اسلامی که منصوب علی خامنهای است حتی تاکید کرد که روسیه علیه جمهوری اسلامی اقدام کرده و اطلاعات مربوط به پدافند هوایی ایران را در اختیار اسرائیل گذاشته است.
محمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، اوایل شهریورماه در گفتوگویی اعلام کرد که در جریان جنگ اخیر و جنگ قبل از آن میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، این تردید به وجود آمده بود که چرا اسرائیل دقیقا از مکانهای تجهیزات پدافند هوایی ایران مطلع است.
او افزود که هم ارزیابیاش و هم اطلاعاتی که به او رسیده، حاکی است که «روسها اطلاعات تمام مراکز پدافندی را به اسرائیلیها داده بودند».
صدر با اشاره به «نامردی روسیه»، تاکید کرد: «روسها این جوری هستند.»
صدر تاکید کرد که در جریان جنگ اخیر جمهوری اسلامی و اسرائیل، «مشخص شد که پیمان استراتژیک جمهوری اسلامی و روسیه کشک است».
پس از این اظهارات، مرکز رسانه قوه قضاییه بدون ذکر مستقیم نام صدر، اعلام کرد این نهاد علیه او اعلام جرم و او را به دادستانی احضار کرده است.
اما پیش از صدر نیز روزنامه اصولگرای فرهیختگان در مطلبی نوشت عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در سفری به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری این کشور، «پیام گلایهآمیز» علی خامنهای را به طرف روس منتقل کرد، زیرا روسیه در جریان جنگ ۱۲ روزه، انتظارات جمهوری اسلامی را برآورده نکرد.
این روزنامه سهشنبه ۲۴ تیر نوشت: «در ابتدای جنگ، روسها خواهان پایان درگیری بودند، اسرائیل را بهعنوان متجاوز شناختند و تهاجم اسرائیل را محکوم کردند، اما در مجموع، موضعگیریشان چندان قوی نبود یا دست کم موضعگیریای که در ایران انتظار میرفت به این معنی که روسها با شدت بیشتری در این قضیه ایستادگی کنند و مواضعشان را قویتر و جدیتر بیان کنند، دیده نشد.»
خبرگزاری رویترز دوم تیر به نقل از منابع ایرانی گزارش داد تهران از میزان حمایت مسکو در جریان جنگ اخیر رضایت نداشته است.
این خبرگزاری نوشت در پی انجام گستردهترین عملیات نظامی آمریکا در ایران از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷، رهبر جمهوری اسلامی عراقچی را راهی مسکو کرد تا از پوتین برای حمایت بیشتر از تهران در برابر ایالات متحده و اسرائیل کمک بخواهد.
پیشتر تورج اتابکی، پژوهشگر ارشد پژوهشکده بینالمللی تاریخ اجتماعی، در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت: «پوتین در آغاز تلاش میکرد در جنگ ایران و اسرائیل نقش میانجی را ایفا کند و از این طریق، حمایت آمریکا را به نفع خود در جنگ روسیه و اوکراین جلب کند. اما اکنون به نظر میرسد که آمریکا دیگر نیازی به نقشآفرینی روسیه نمیبیند. در نتیجه، شانس موفقیت دیپلماتهایی مانند عراقچی در سفر به مسکو و دیدار با پوتین بسیار پایین است.»