• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

درگذشت زیاد رحبانی؛ صدای وجدان زنده لبنان

۵ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

زیاد رحبانی، موسیقیدان و آهنگساز برجسته لبنانی و پسر فیروز خواننده زن مشهور لبنانی، که در ۶۹ سالگی درگذشت، شخصیت بی‌بدیل در صحنه فرهنگی لبنان، پیشگام جاز شرقی و همچنین کارگردان تئاتر بود. او میراثی از آثار متعهدانه بر جا گذاشت.

رحبانی زیر سایه اسطوره آواز جهان عرب، یعنی فیروز، قرار نگرفت و نسل‌های متعددی از لبنانی‌ها را با ترانه‌ها و به ویژه نمایشنامه‌های خود تحت تاثیر قرار داد؛ نمایشنامه‌هایی که نسل جوان و نسل‌های قدیمی‌تر دیالوگ‌های آن‌ها را حفظ‌ کرده‌اند.

او که به نوعی در آثارش به پیشگویی آینده می‌پرداخت، پیش از شروع جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ به آن اشاره کرده بود.

همچنین رحبانی به سبک زندگی آزادش معروف بود.

خانواده‌ای از هنرمندان متعهد

پدر زیاد رحبانی، عاصی رحبانی، آهنگساز بزرگی بود که همراه برادرش منصور، در آواز عربی با ترکیب موسیقی کلاسیک غربی، روسی و لاتین-آمریکایی با ریتم‌های شرقی نوآوری‌هایی انجام دادند.

فیروز که از طرف نسل‌های پیشین بسیار تحسین می‌شد، با آهنگ‌هایی که زیاد می‌ساخت و تحت تاثیر جاز بود، به نماد جوانان نیز تبدیل شد؛ سبکی که زیاد آن را «جاز شرقی» نامید.

اگرچه فیروز مرزهای فرقه‌ای را در لبنان در هم شکست، پسرش راهی کاملا سیاسی و چپ‌گرا را انتخاب کرد و در تمام عمر خود، تقسیمات مذهبی که لبنان را نابود کرده بود، محکوم کرد.

كارمن لبس، بازیگر لبنانی که روزگاری شریک زندگی زیاد رحبانی بود، در شبکه اجتماعی ایکس پس از اعلام خبر زیاد نوشت: «احساس می‌کنم همه چیز تمام شده است، احساس می‌کنم لبنان خالی شده است.»

از جمله مشهورترین آثار رحبانی، ترانه‌ منتشر شده در سال ۱۹۸۵ با عنوان «من کافر نیستم» است که در آن شعر از «کسانی که در روز جمعه نماز می‌خوانند و کسانی که در روز یکشنبه دعا می‌کنند»، یعنی رهبران مسلمان و مسیحی، می‌خواهد که به وضعیت فقرا توجه کنند.

او در ترانه‌ای دیگر به مردمی اشاره دارد که در زمان جنگ مجبور بودند برای تامین غذا، طلا و جواهرات خود را بفروشند.

100%

در اثر دیگری با عنوان «ای عصر فرقه‌گرایی» هشدار می‌دهد که چطور پول به‌راحتی از میان ایست‌های بازرسی نظامی عبور می‌کند؛ همان‌ چیزهای که مردم را از هم جدا می‌کند.

جاد غصن، کارگردان لبنانی که در سال ۲۰۲۱ مستندی درباره زندگی رحبانی ساخت، گفت: «رحبانی انگشتی است که به نشانه اعتراض به‌سوی این نظام بلند شد.»

خواننده‌ای محبوب و واکنش سیاستمداران

رحبانی در سراسر لبنان محبوب بود و سخنانش در تمام نسل‌ها طنین‌انداز بود؛ از نسلی که با او در دوران جنگ داخلی ۱۹۹۰-۱۹۷۵ رشد کرد تا نسل پساجنگ که همچنان با میراث جنگ دست و پنجه نرم می‌کند.

جوزف عون، رییس‌جمهوری لبنان، نیز او را «وجدان زنده، صدایی که علیه بی‌عدالتی شوریده بود و آیینه‌ای صادق از مظلومان و محرومان» خواند.

نواف سلام، نخست‌وزیر لبنان، گفت: «لبنان یک هنرمند استثنایی و خلاق، صدای آزادی که به ارزش‌های عدالت و کرامت وفادار ماند و آنچه بسیاری جرأت گفتنش را نداشتند، بیان کرد، از دست داد.»

غسان سلامه، وزیر فرهنگ لبنان، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ما از آمدن این روز می‌ترسیدیم چون می‌دانستیم وضعیت سلامتی‌اش وخیم است و اراده‌اش برای درمان ضعیف شده بود.»

پربازدیدترین‌ها

اکسیوس: آمریکا پیشنهاد تازه ایران برای پایان جنگ را کافی نمی‌داند
۱

اکسیوس: آمریکا پیشنهاد تازه ایران برای پایان جنگ را کافی نمی‌داند

۲

اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

۳

اعتراف پزشکیان به فروپاشی زیرساخت‌های انرژی و بن‌بست اقتصادی: گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟

۴

بلومبرگ: شمار نفتکش‌ها در خارک به بالاترین سطح از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا رسید

۵

در تیراندازی در مرکز اسلامی سن‌ دیگو ۳ بزرگسال و ۲ نوجوان مظنون کشته شدند

انتخاب سردبیر

  • دو سال پس از سقوط بالگرد رئیسی، جمهوری اسلامی دیگر پناهگاه امنی ندارد
    تحلیل

    دو سال پس از سقوط بالگرد رئیسی، جمهوری اسلامی دیگر پناهگاه امنی ندارد

  • ۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

    ۴۰ روز مادری؛ مراقبت انسانی، نمایش عاطفه و پرسش‌های اخلاقی

  • نیویورک‌تایمز: جمهوری اسلامی از فرصت آتش‌بس برای احیای توان موشکی خود استفاده کرد

    نیویورک‌تایمز: جمهوری اسلامی از فرصت آتش‌بس برای احیای توان موشکی خود استفاده کرد

  • اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

    اتحادیه اروپا شبکه تبلیغاتی سپاه پاسداران را در یک عملیات گسترده آنلاین هدف قرار داد

  • عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی عامل اصلی جهش اعدام‌ها در جهان در سال ۲۰۲۵ بود

    عفو بین‌الملل: جمهوری اسلامی عامل اصلی جهش اعدام‌ها در جهان در سال ۲۰۲۵ بود

•
•
•

مطالب بیشتر

آزی آزبورن، خواننده سرشناس سبک راک بریتانیایی، درگذشت

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۴۳ (‎+۱ گرینویچ)

خانواده آزی آزبورن، خواننده سرشناس بریتانیایی و چهره افسانه‌ای موسیقی هوی‌متال، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند که این خواننده سرشناس بامداد سه‌شنبه در آرامش و در کنار خانواده‌اش در سن ۷۶ سالگی درگذشت.

علت مرگ اعلام نشده، اما او در سال‌های اخیر با بیماری‌هایی از جمله پارکینسون و مشکلات نخاعی درگیر بود. مرگ آزبورن تنها سه هفته پس از آخرین کنسرتش در بیرمنگام، زادگاهش، رخ داد؛ کنسرتی با حضور گروه بلک سبث و ستارگان متال همچون متالیکا و گانز اند روزز.

آزبورن که با نام اصلی جان مایکل آزبورن در خانواده‌ای کارگری به دنیا آمده بود، با گروه بلک سبث در دهه ۱۹۷۰ به شهرت رسید. او بعدها به دلیل اعتیاد از گروه کنار گذاشته شد اما با آغاز فعالیت انفرادی و آلبوم «بلیزارد آو اوز» موفقیت دوباره‌ای را تجربه کرد.

سبک زندگی جنجالی‌اش، از ماجرای معروف گاز گرفتن سر خفاش تا مشکلات خانوادگی، او را به یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های راک تبدیل کرد. در دهه ۲۰۰۰ با برنامه تلویزیونی «آزبورن‌ها» محبوبیتی تازه یافت و در سال‌های پایانی عمر با بیماری و محدودیت‌های فیزیکی دست‌وپنجه نرم کرد.

همایون، بازیگر سینمای پیش از انقلاب درگذشت

۲۷ تیر ۱۴۰۴، ۱۴:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

محمدعلی تبریزیان، بازیگر پیشکسوت سینمای ایران با نام هنری «همایون»، در سن ۸۸ سالگی در تهران درگذشت.

رسانه‌های داخلی جمعه ۲۷ تیر ۱۴۰۴ با تایید خبر درگذشت همایون نوشتند: «او مدتی به علت کهولت سن در بستر بیماری بوده است.»

همایون که ۱۵ اردیبهشت ۱۳۱۶ در مشهد یه دنیا آمده بود، فعالیت هنری خود را از اواخر دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد.

همایون بازیگری را با فیلم‌هایی چون «داماد میلیونر» و «بی‌ستاره‌ها» آغاز کرد و با حضور در فیلم‌هایی مانند «تپلی»، «باباخالدار»، «دنیای آبی»، «آقای جاهل»، «شاهرگ» و «شورش» به چهره‌ای محبوب بدل شد.

همایون در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی در دست‌کم ۹۸ فیلم سینمایی ایفای نقش کرد و در کنار چهره‌هایی مانند لیلا فروهر، به ایفای نقش‌هایی ماندگار پرداخت.

او که به عنوان کمدین شناخته می‌شد، گفته بود: «دیدن كارهای لورل و هاردی بود كه باعث شد حس كنم باید كار كمدی انجام بدهم.»

100%

پس از انقلاب ۵۷، همایون نیز مانند بسیاری دیگر از هنرمندان ایران از ادامه حضور در سینمای ایران منع شد و به سراغ شغلی دیگر رفت.

همایون در مصاحبه‌ای با اشاره به اینکه پس از پیروزی انقلاب به دادگاه اوین فراخوانده شد، گفته بود: «به ما گفتند که به دادگاه اوین برویم و قرار است ما را ارشاد کنند، پس از آن ماجراها ما «بازرس گوگول» را در تئاتر پارس لاله زار اجرا رفتیم و با استقبال روبرو شد اما فعالیتم در سنیما ادامه‌دار نشد.»

او که سال‌ها در حوزه رستوران‌داری مشغول به کار بود، گفته بود: «همین همراهی با مردم، به او کمک کرد که از فضای سینما جدا نشود.»

همایون فضای سینمای پس از انقلاب ۵۷ را این گونه توصیف کرده بود: «پس از آن انقلاب اگر تهیه‌کننده به سراغ بازیگرانی مثل فردین و ناصر ملک‌مطیعی می‌رفت به او می‌گفتند که باید فرد دیگری را جایگزین این افراد کند. مدتی بعد برچسب ممنوع‌التصویری به این بازیگران اطلاق شد، اما قانون نوشته‌ای در این خصوص وجود نداشت. نباید با ما این‌طور رفتار می‌شد، چهل سال یک عمر بود.»

100%

از جمله فیلم‌های مشهور او می‌توان به «سلطان قلب‌ها»، «علی‌ بی‌غم»، «بابا شمل»، «دروازه تقدیر»، «خروس جنگی»، «چرخ بازیگر»، «لیلی و مجنون»، «سرنوشت»، «ایمان» اشاره کرد.

او همسر مهرانگیز فرحزادی (خاله لیلا فروهر) و پدر امید تبریزیان، بازیگر، بود. همایون از دهه ۵۰ به بعد دیگر در سینما فعال نبود و سال‌های پایانی عمر را دور از فعالیت هنری سپری کرد.

«تهران، کنارت»؛ پرسش یک نسل، رفتن یا ماندن؟

۲۴ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد عبدی

«تهران، کنارت»(با نام بین‌المللی «تهران، نمایی دیگر»)، دومین فیلم علی بهراد در پنجاه و نهمین دوره جشنواره کارلووی‌واری- مهمترین و بزرگ‌ترین جشنواره اروپای شرقی و مرکزی- به نمایش درآمد.

فیلمی که تصویری عریان از نسل جوان در تهران امروز ارائه می‌دهد و به همین دلیل در ایران اجازه نمایش ندارد.

بهراد پس از فیلم «تصور» با بازی لیلا حاتمی که در جشنواره کن نمایش داده شد، در دومین فیلمش هم سبک و سیاق متفاوتی را برمی‌گزیند که شباهت چندانی به آثار دیگر سینماگران ایرانی ندارد. در واقع بهراد نوعی از فیلمسازی را انتخاب می‌کند که به عبارتی «جواب پس نداده» و مشخص نیست که برخورد مخاطب عام با آن چگونه خواهد بود، اما به طرز عجیبی هر بار فرصت اکران این فیلم‌ها و رویارویی با عکس‌العمل تماشاگر از این فیلمساز گرفته شده است. حالا اما تنها فرصت، روبرو شدن با عکس‌العمل تماشاگران غیرایرانی در جشنواره‌هاست که حالا در کارلووی‌واری، مخاطبان چک در تالاری پر از تماشاگر، با فیلم همراه شدند و در صحنه‌های کمدی فیلم- که بسیار نامتعارف است و عجیب- می‌خندیدند.

100%

همین وجه متفاوت بودن، امتیاز اصلی فیلم را رقم می‌زند؛ قرار نیست با داستانی متعارف و شیوه روایتی معمول روبرو باشیم. فیلمساز در گسترش عرضی، برش‌هایی از یک آشنایی و عشق را روایت می‌کند، رابطه‌ای که به نظر می‌رسد محتوم است به شکست.

فیلم از یک مراسم عروسی آغاز می‌شود، جایی که دو شخصیت اصلی پس از سال‌ها در مراسم ازدواج دوستان‌شان با هم برخورد می‌کنند. دختری که این رابطه- و ایران- را رها کرده و به خارج از کشور رفته، حالا بازگشته است و این سرآغاز باز شدن زخم‌هایی است که ظاهراً مرهمی ندارند. با فلش‌بک‌هایی که توالی آنها بر حسب زمان نیست، شاهد برش‌های مهمی از این رابطه هستیم، نوعی نمایش خاطره. انگار هر یک از این دو در حال مرور خاطراتی هستند از این رابطه و به همین دلیل نوع روایت خاطره‌گونه فیلم ترتیب و توالی ندارد. تنها پس از دنبال کردن یک سکانس تا انتها می‌فهمیم چیزی که دیده‌ایم چه دوره‌ای از رابطه آنها را تعریف می‌کند و در انتها درمی‌یابیم که همه این سکانس‌ها چه ترتیب زمانی‌ای داشته‌اند.

بازی با زمان مهمترین ویژگی روایت فیلم است؛ فیلمی که می‌توانست در صورت رعایت ترتیب زمانی معمول، به بن‌بست برسد، با یک ترفند جذاب، مفهوم زمان را می‌شکند و آن را با نوع زمان غیر خطی- که با خاطره و پیچیدگی‌هایش پیوند دارد- مرتبط می‌کند.

فیلمساز اما گویی در حال ساخت یک فیلم شخصی است. دنیاها و روابطی را روایت می‌کند که به نظر می‌رسد کاملاً برگرفته از تجربه زیسته خودش است: جوان‌های نسبتاً مرفه تهران که برخلاف فیلم‌های معمول از دغدغه‌های سیاسی- اجتماعی و فقر به دور هستند و بیشتر دنیای درونی خودشان را شکل می‌دهند که ربطی به جهان بیرون از آنها ندارد؛ از شرکت در بازی‌های غریب تا پارتی‌های دیوانه‌وار، از روابط آزاد تا تماشای فیلم روی پرده بزرگ بر پشت‌بام خانه. فیلمساز این نسل و این دغدغه‌ها را می‌شناسد و می‌خواهد راوی آنها باشد؛ شخصیت‌هایی که از سینمای امروز ایران تا حد زیادی حذف شده‌اند. او با دوربین‌اش به نظاره می‌نشیند تا در صحنه‌های طولانی- که بدون عجله پیش می‌روند و از تماشاگر حوصله می‌طلبند- به تصویر کردن نگاه‌ها، حرف‌ها و ارتباطاتی بپردازد که یک عشق شکست‌خورده را روایت می‌کند.

100%

دوربین معمولاً مداخله نمی‌کند، جدا و با فاصله می‌ایستد و در عین فضایی که چندان ربطی به رئالیسم ندارد، می‌خواهد واقعیت جاری در صحنه را ضبط کند، بی‌آن که فیلمساز موضع بگیرد یا داوری کند. فیلم هیچ‌کدام از دو شخصیت را محکوم نمی‌کند؛ چه دختری که آینده‌ای برای خودش در ایران امروز نمی‌بیند و آنجا را ترک می‌کند، و چه پسری که نمی‌تواند او را همراهی کند. از این حیث فیلم به یکی از مضمون‌های مهم این سال‌های جامعه ایران چنگ می‌زند: رفتن یا ماندن. روایت این مضمون در سینمای رسمی ایران، معمولاً با شعار همراه است و فیلم‌ها به طرف شخصیتی متمایل می‌شوند که می‌ماند و مهاجرت نمی‌کند تا راوی تبلیغ حکومت در ماندن باشند. اینجا اما شخصیتی که مهاجرت را انتخاب می‌کند محکوم نمی‌شود حتی اگر این کارش به قیمت از دست رفتن عشق زندگی‌اش تمام شود.

فیلم اما تلخی محسوسی دارد که شاید ناشی از زمان و مکانش است؛ جایی که شیرینی‌های زندگی دوام نمی‌آورند و محکوم به شکست‌اند. فیلم داعیه اجتماعی- سیاسی بودن ندارد، اما خودبخود به تصویری از نسلی بدل می‌شود که قربانی زمانه‌اش است، نسلی که هر چه می‌خواهد به دور از تنش‌های سیاسی- اجتماعی، زندگی ساده و عاشقانه‌ای را تجربه کند(که در هر جای دیگر جهان امکان‌پذیر و ساده به نظر می‌رسد) با محدودیت‌ها، مشکلات و درهای بسته‌ای روبرو می‌شود که تلخی پایان فیلم را رقم می‌زند، بی‌آن که فیلمساز به طور مستقیم درباره آنها حرف زده باشد.

اثر تازه توماج صالحی با نام «ما هنوز زنده‌ایم» منتشر شد

۱۶ تیر ۱۴۰۴، ۲۰:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

توماج صالحی، خواننده و رپر معترض که به‌دنبال جنبش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت، محاکمه و زندانی شد، اثری تازه‌ای به‌ نام «ما هنوز زنده‌ایم» را از آلبوم جدیدش با همین عنوان منتشر کرد. او این اثر را به الهه حسین‌نژاد ۲۴ ساله که ربوده و سپس کشته شد و دیگر زنان شجاع ایران تقدیم کرد.

صالحی درباره ترانه تازه‌اش در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هنوز خودم هستم، هنوز خود مردم هستم. هنوز از ترس می‌ترسم، از تو نه .... ما هنوز زنده‌ایم منتشر شد.»

او در کانال یوتیوب خود نیز همراه با این اثر نوشت: «از آتش که بیرون بیایی، اگر دوام آورده باشی، اگر از بین نرفته باشی، حالا همه قرار است آب‌دیده شدنت را ببینند. ما همه با هم از آتش گذشتیم. قدرت اتحادِ انسان‌ها بی‌نهایت است. ما یک تفکر متحد داریم به نام "آزادی‌خواهی". ما فانی هستیم اما آرمانمان، "زن، زندگی، آزادی" هرگز نمی‌میرد.»

این رپر معترض در تقدیم اثر تازه خود نوشت: «تقدیم به الهه حسین‌نژاد، بخشی از جانمان که به تلخی از دستش دادیم. تقدیم به دختران شجاع و شریف سرزمینم که برای ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانی خودشان بیشترین تاوان‌ها را دادند. با نهایت احترام به تمام مردان شریف سرزمینم که هرگز الهه‌های روشنایی‌بخش وطنمان را تنها نگذاشتند.»

الهه حسین‌نژاد اهل اسلامشهر بود که چهارم خرداد در حوالی میدان آزادی تهران، مفقود و نهایتا پیکرش ۱۵ خرداد پیدا شد.

اخیرا سه اثر دیگر به نام‌های «پیله»، «دُورسِ آبی» و «اتاق بی‌پنجره» از آلبوم تازه صالحی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

این هنرمند معترض طی سال‌های گذشته بارها به‌دلیل حمایت از اعتراضات مردمی و پرداختن به موضوعاتی چون فساد در جمهوری اسلامی، اعتصابات کارگری، اعدام‌ و زندانی کردن مخالفان در آثار خود، بازداشت، شکنجه و زندانی شده است.

او پس از آزادی از زندان به اعتراضات خود به حکومت از جمله در مورد حبس، شلاق و اعدام زندانیان سیاسی ادامه داد.

  • توماج صالحی، صدای گلوهای خفه شده

    توماج صالحی، صدای گلوهای خفه شده

صالحی آخرین بار ۲۹ خرداد به‌طور موقت بازداشت و بازجویی شد.

او که در یکی از پرونده‌هایش ماه‌ها در زندان زیر حکم اعدام بود، ۳۰ بهمن ۱۴۰۳، بابت یک پرونده که به‌دلیل انتشار آهنگ «تیفوس» گشوده شد، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی محاکمه شد.

این قطعه با کلام و اجرای صالحی در اسفند ۱۴۰۲ و زمانی که او در زندان بود، منتشر شد.

این خواننده معترض، ۱۱ آذر ۱۴۰۳ و پس از تبرئه از برخی اتهامات و پایان یافتن ایام حبس در پرونده‌های دیگر، از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد.

صالحی در سال‌های گذشته توانسته برخی جوایز معتبر بین‌المللی را از آن خود کند.

مجله موسیقی «اسپین»، ۲۱ دی‌ ۱۴۰۳ او را به‌عنوان تاثیرگذارترین چهره موسیقی جهان در سال ۲۰۲۵ معرفی کرد.

این خواننده رپ، خرداد ۱۴۰۳ نیز برنده جایزه واتسلاو هاول بنیاد حقوق بشر (HRF) در سال ۲۰۲۴ شد.

رأی‌گیری درباره حضور اسرائیل در یوروویژن به تعویق افتاد

۱۲ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

نشست اعضای اتحادیه پخش اروپا (EBU) روز پنج‌شنبه در لندن برگزار شد تا درباره سرنوشت حضور اسرائیل در مسابقه آواز یوروویژن سال ۲۰۲۶ تصمیم‌گیری کنند.

با این حال، این اتحادیه از برگزاری هرگونه رأی‌گیری فوری خودداری کرد و اتخاذ تصمیم نهایی را دست‌کم تا ماه دسامبر به تعویق انداخت.

به نوشته تایمز اسرائیل، در هفته‌های گذشته، شماری از کشورهای عضو این اتحادیه از جمله ایسلند، اسپانیا، اسلوونی و بلژیک به‌طور علنی خواستار محرومیت اسرائیل از شرکت در این مسابقات شده بودند. منتقدان، ضمن اشاره به جنگ غزه، همچنین پیروزی قاطع خواننده اسرائیلی، یووال رافائل، در رأی‌گیری مردمی امسال را نشانه‌ای از لزوم اصلاح نظام رأی‌گیری دانسته بودند.

اتحادیه پخش اروپا در بیانیه‌ای اعلام کرد: «اعضا تبادل‌نظر سازنده‌ای داشتند و اذعان کردند با وضعیتی بی‌سابقه پیچیده روبه‌رو هستند که دیدگاه‌های بسیار متفاوتی درخصوص آن وجود دارد.» این اتحادیه افزود که به‌جای تصمیم فوری، یک مدیر ارشد پیشین تلویزیونی را منصوب کرده تا «در هفته‌های آینده گفت‌وگویی ساختاریافته و عمیق با شبکه‌های عضو داشته باشد.»

این فرد مسئولیت دارد اطلاعاتی درباره نحوه مدیریت مشارکت کشورها در چنین شرایطی و تجربه سازمان‌های مشابه گردآوری و در پاییز گزارشی ارائه کند تا مبنای بررسی در نشست آتی ماه دسامبر باشد.

در همین حال، وب‌سایت خبری «وای‌نت» گزارش داد نشست لندن فضای متشنجی داشته است. بنا بر این گزارش، اسرائیل نگران بود اگر رأی‌گیری همان روز برگزار شود، نتیجه به ضررش رقم بخورد. تنها اتریش، آلمان و سوئیس به‌طور علنی از اسرائیل حمایت کردند و بریتانیا خواستار تعویق هرگونه رأی‌گیری فوری شد.