رأیگیری درباره حضور اسرائیل در یوروویژن به تعویق افتاد

نشست اعضای اتحادیه پخش اروپا (EBU) روز پنجشنبه در لندن برگزار شد تا درباره سرنوشت حضور اسرائیل در مسابقه آواز یوروویژن سال ۲۰۲۶ تصمیمگیری کنند.

نشست اعضای اتحادیه پخش اروپا (EBU) روز پنجشنبه در لندن برگزار شد تا درباره سرنوشت حضور اسرائیل در مسابقه آواز یوروویژن سال ۲۰۲۶ تصمیمگیری کنند.
با این حال، این اتحادیه از برگزاری هرگونه رأیگیری فوری خودداری کرد و اتخاذ تصمیم نهایی را دستکم تا ماه دسامبر به تعویق انداخت.
به نوشته تایمز اسرائیل، در هفتههای گذشته، شماری از کشورهای عضو این اتحادیه از جمله ایسلند، اسپانیا، اسلوونی و بلژیک بهطور علنی خواستار محرومیت اسرائیل از شرکت در این مسابقات شده بودند. منتقدان، ضمن اشاره به جنگ غزه، همچنین پیروزی قاطع خواننده اسرائیلی، یووال رافائل، در رأیگیری مردمی امسال را نشانهای از لزوم اصلاح نظام رأیگیری دانسته بودند.
اتحادیه پخش اروپا در بیانیهای اعلام کرد: «اعضا تبادلنظر سازندهای داشتند و اذعان کردند با وضعیتی بیسابقه پیچیده روبهرو هستند که دیدگاههای بسیار متفاوتی درخصوص آن وجود دارد.» این اتحادیه افزود که بهجای تصمیم فوری، یک مدیر ارشد پیشین تلویزیونی را منصوب کرده تا «در هفتههای آینده گفتوگویی ساختاریافته و عمیق با شبکههای عضو داشته باشد.»
این فرد مسئولیت دارد اطلاعاتی درباره نحوه مدیریت مشارکت کشورها در چنین شرایطی و تجربه سازمانهای مشابه گردآوری و در پاییز گزارشی ارائه کند تا مبنای بررسی در نشست آتی ماه دسامبر باشد.
در همین حال، وبسایت خبری «واینت» گزارش داد نشست لندن فضای متشنجی داشته است. بنا بر این گزارش، اسرائیل نگران بود اگر رأیگیری همان روز برگزار شود، نتیجه به ضررش رقم بخورد. تنها اتریش، آلمان و سوئیس بهطور علنی از اسرائیل حمایت کردند و بریتانیا خواستار تعویق هرگونه رأیگیری فوری شد.






مجله بریتانیایی «ویک» (The Week) در گزارشی تحلیلی به قلم چَس نیوکی-بردن، به بررسی ریشهها و پیامدهای ممنوعیت گسترشیافته قدمزدن با سگ در شهرهای ایران پرداخته و آن را بخشی از تنش فرهنگی-سیاسی جمهوری اسلامی با سبک زندگی نوین در ایران دانسته است.
به گزارش این نشریه، در پی دستورالعمل پلیس، دستکم ۱۸ شهر ایران از جمله تهران، قدمزدن با سگ در اماکن عمومی را ممنوع اعلام کردهاند. این اقدام با استناد به نگرانیهایی چون «بهداشت عمومی»، «امنیت اجتماعی» و «نظم عمومی» صورت گرفته، اما ریشههای آن به دههها قبل بازمیگردد.
از سلطنت تا انقلاب؛ تغییر جایگاه سگها
«ویک» یادآوری میکند که ایران در سال ۱۹۴۸ میلادی یکی از نخستین کشورهای خاورمیانه بود که قوانین حمایت از حیوانات را تصویب کرد. حتی خانواده سلطنتی وقت سگهایی را بهعنوان حیوان خانگی نگه میداشتند. اما پس از انقلاب ۱۳۵۷، برخورد حکومت با مقوله حیوانات خانگی – و بهویژه سگها – بهطور چشمگیری تغییر کرد.
در سال ۲۰۱۰ میلادی، یک روحانی ارشد جمهوری اسلامی «دوستی با سگ» را تقلیدی «کورکورانه» از غرب توصیف کرد. او گفت غربیها سگهای خود را بیشتر از خانوادهشان دوست دارند و اسلام سگ را «نجس» میداند. در ۲۰۱۷ میلادی نیز علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، نگهداری سگ بهدلایلی غیر از گلهداری، شکار یا نگهبانی را «نکوهیده» خواند.
ممنوعیت، فتوای نجاست و موج جدید مخالفتها
به نوشته این نشریه، پلیس تهران در سال ۲۰۱۹ میلادی برای نخستینبار رسماً قدمزدن با سگ در فضاهای عمومی را ممنوع کرد. دو سال بعد، ۷۵ نماینده مجلس از داشتن حیوان خانگی بهعنوان «مسالهای مخرب» نام بردند که ممکن است سبک زندگی اسلامی را تهدید کند.
اما این سیاستها در تقابل با واقعیتی اجتماعی است که هر روز گسترش مییابد. به گزارش این نشریه، در جریان همهگیری کووید-۱۹، سگها و دیگر حیوانات خانگی به بخشی از سبک زندگی خانوادههای طبقه متوسط و حتی سالمندان تبدیل شدند. روانشناس ایرانی، فرنوش خالدی، در این گزارش گفته است مردم ایران دیگر «تابوهای مذهبی و سنتی درباره سگ» را همچون «کلام تغییرناپذیر خداوند» نمیپندارند.
از قتل سگها تا چهرههای جدید دفاع از حیوانات
این نشریه بریتانیایی همچنین از ویدئوهای منتشرشده در سالهای اخیر خبر میدهد که نشان میداد سگها و تولهها با تزریقات «دلخراش» در تهران کشته میشوند. اگرچه پلیس وعده برخورد شدید با صاحبان سگ داده بود، این قانون بهندرت و با ضعف اجرایی همراه بوده و بسیاری از شهروندان همچنان سگهای خود را در معابر عمومی همراه میبرند.
جالب اینکه، به نوشته این نشریه، یک روحانی شیعه به نام سید مهدی طباطبایی با تاسیس پناهگاه سگهای ولگرد و انتشار فعالیتهایش در شبکههای اجتماعی، بهطور غیرمنتظرهای به یکی از چهرههای محبوب دفاع از حقوق حیوانات در ایران تبدیل شده است.
در پی برگزاری مسابقات موسیقی یوروویژن و اعطای امتیاز کامل از سوی جمهوری آذربایجان به نماینده اسرائیل، مقامات جمهوری اسلامی ایران واکنش تندی نسبت به نزدیکی فزاینده این دو کشور نشان دادهاند.
روزنامه جروزالم پست در مقالهای تحلیلی به قلم مردخای کدار نوشته است که روابط رو به گسترش اسرائیل و آذربایجان، نهتنها در حوزه سیاست و امنیت بلکه در عرصه فرهنگ نیز به موضوعی تحریکآمیز برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
در جریان رقابتهای امسال یوروویژن، نماینده آذربایجان یک خواننده یهودی به نام «آصاف میشایف» بود و اسرائیل نیز با خوانندهای به نام «یووال رافائل» که ریشه آذربایجانی دارد، در مسابقه شرکت کرد. نکتهای که نویسنده این مقاله آن را نمادی از «پیوندهای فرهنگی و هویتی دو کشور» توصیف کرده است.
باکو که در این رقابتها بالاترین امتیاز یعنی «دوز پوئن» (۱۲ امتیاز) را به اسرائیل داد، با واکنش مثبت مقامات اسرائیلی مواجه شد. یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در پیامی عمومی از ژنرال ذاکر حسناف، وزیر دفاع آذربایجان، بابت این حمایت و امتیاز بالا تشکر کرد و آن را نمادی از «دوستی واقعی و صادقانه» میان دو کشور دانست.
ایران: تهدید فرهنگی و امنیتی
به نوشته جروزالم پست، واکنش ایران اما صرفاً در حد انتقاد نبود. خبرگزاری نیمهرسمی فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، در گزارشی با لحنی تند این روابط را «ننگین و پنهانی» خواند و نوشت: «این دو کشور نه یک ملت در دو کشور، بلکه دو ملت در یک دولتاند که جهان اسلام را دچار تفرقه میکنند.»
همزمان، سپاه پاسداران در مرزهای شمالی ایران، نزدیک آذربایجان، اقدام به برگزاری رزمایش نظامی کرد. در جریان این رزمایش، پیامهای تهدیدآمیزی به زبان ترکی آذربایجانی پخش شد. یکی از این شعارها که از سوی تحلیلگران بهعنوان تهدیدی مستقیم تلقی شد، این بود: «راه قدس از باکو میگذرد».
بر اساس گزارش جروزالم پست، مقامهای جمهوری اسلامی، نماینده یهودی آذربایجان و نماینده آذریتبار اسرائیل را نشانهای از نزدیکی ایدئولوژیک و فرهنگی دو کشور ارزیابی کردهاند. این نزدیکی، بهویژه پس از حمایت آشکار آذربایجان از اسرائیل در جریان جنگ غزه و نقش آن در میانجیگری میان تلآویو و آنکارا، بیش از پیش تهران را نگران کرده است.
از انرژی تا تسلیحات؛ همکاری همهجانبه
در ادامه این مقاله آمده است که روابط اسرائیل و آذربایجان تنها به سطح فرهنگی محدود نیست. آذربایجان یکی از بزرگترین صادرکنندگان انرژی به اسرائیل است و شرکت انرژی دولتی سوکار بهتازگی مجوز استخراج گاز از آبهای اسرائیل را دریافت کرده است. از سوی دیگر، اسرائیل در سالهای اخیر تأمینکننده اصلی تسلیحات آذربایجان بوده است.
در پایان، نویسنده مقاله تأکید میکند که در خاورمیانه، حتی یک رقابت موسیقی میتواند به بستر مناقشهای امنیتی و ژئوپولیتیک تبدیل شود؛ منطقهای که در آن سیاست، مذهب، فرهنگ و ارتش، همواره در هم تنیدهاند.
در ادامه بیتوجهی جمهوری اسلامی به وضعیت بناهای تاریخی ارزشمند در ایران، گزارشهای منتشر شده حاکی از آن است که قلعه دختر کرمان، یکی از کهنترین قلعههای تاریخی کشور، از سوی یک هیئت مذهبی تصرف و حریم آن به محل دپوی ضایعات تحت تصرف شهرداری تبدیل شده است.
خبرگزاری ایلنا شنبه ۱۷ خرداد در گزارشی نوشت گسترش و پیشروی یک تکیه مذهبی، نصب بلوکهای سیمانی و دپوی ضایعات در حریم اثر تاریخی قلعه دختر باعث شده که این بنا در معرض آسیب جدی قرار بگیرد.
در این گزارش با اشاره به اینکه قلعه دختر در فهرست آثار ملی ثبت شده و ضوابط عرصه و حریم آن به تصویب وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی رسیده، آمده است که این بنای تاریخی، بدون در نظر گرفتن اهمیت آن، به تصرف درآمده است.
بر اساس قانون، دخل و تصرف در عرصه و حریم آثار تاریخی ثبت ملی و جهانی شده، منع قانونی دارد و هیچ نهاد و ارگانی نمیتواند در عرصه و حریم درجه یک و دو آثار تاریخی ساخت و ساز و فعالیت کند.
به نوشته ایلنا، قدمت قلعه دختر به دوره مادها میرسد و آثاری ارزشمند از هزارههای پیش از اسلام تا دورههای متاخر اسلامی را در خود جای داده است.
این قلعه در نزدیکی قلعه اردشیر واقع شده که از مراکز آیینی شهر کرمان در دورههای مختلف تاریخی بوده و طبق یافتههای باستانشناسان، شواهدی از پرستشگاههای ایزد بانوی آناهیتا و آتشکده زرتشتیان در آن یافت شده است.
ایلنا به نقل از یک کارشناس میراثفرهنگی کرمان که خواسته نامش ذکر نشود، نوشت برخی از دخل و تصرفها مثل دپوی ضایعات و بلوکهای سیمانی مربوط به سالهای خیلی قبل میشود و برخی دیگر، اخیرا رخ داده است.
این کارشناس به ایلنا گفت: «با اینکه میراث فرهنگی چندین بار نامهنگاری و توصیه کرده که این تکیه برچیده شود اما از آنجایی که یک مکان مذهبی است، میراث فرهنگی قدرتی ندارد و امیدواریم استاندار کرمان در این زمینه کاری انجام دهد.»

پیمان سلیمانی، مدیر پایگاه بافت تاریخی کرمان با بیان اینکه از سال ۱۳۹۵ مداخلات در عرصه و حریم قلعهدختر را پیگیری کرده، به ایلنا گفت: «گسترش این تکیه مذهبی تا خیابان پیرانشهر و انباری که در حریم قلعه دختر قرار گرفته و با دیوار بتنی و مصالح و ضایعات دپو شده، به قدری زشت و نازیبا بود که چندین بار وارد عمل شدیم اما نتوانستیم کاری از پیش ببریم.»
او اضافه کرد: «کارشناسان، مدیران پایگاه و بعد از آن معاونت میراث فرهنگی تا یک جایی توان مداخله دارند و بیش از آن نمیتوانند کاری از پیش ببرند. همچنان که علیرغم پیگیریهای متعددی که در خصوص اصلاح و برچیدن تکیه صورت گرفته، این اتفاق نیفتاده است.»
پیش از این و در اوایل خردادماه، یوسف طباطبایینژاد، امام جمعه اصفهان، در یک سخنرانی در مراسم بزرگداشت هفته میراث فرهنگی ضمن انتقاد از نگهداری تمامی خانهها و بناهای تاریخی گفت: «ما هزار خانه میراثی نمیخواهیم. کافی است ۱۰ یا ۲۰ نمونه از ساختمانهایی را که نشاندهنده هنر گذشتهاند، نگه داریم. بقیه را میخواهید چه کنید؟ بهخصوص آنهایی که هیچ ویژگی هنری ندارند.»
انتشار این صحبتهای طباطبایینژاد با واکنش گسترده فعالان حوزه میراث تاریخی همراه شد و بسیاری این دیدگاه او را حاصل ناآگاهیاش از ارزشهای تاریخی میراث فرهنگی دانستند.
در چهار دهه گذشته، تخریب یا آسیب دیدن بناها و بافتهای تاریخی، بهویژه در نتیجه بیتوجهی نهادهای مسئول جمهوری اسلامی، جنجالبرانگیز شده است.
پس از هشدار یونسکو درباره آسیبزا بودن عبور مترو از حریم مسجد جامع عتیق اصفهان، علی دارابی، قائممقام وزیر میراث فرهنگی، اعلام کرد رسیدگی به این موضوع در دستور کار شورای تامین و وزارت میراث قرار دارد. این مسجد سال ۱۳۹۰ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
دارابی جمعه ۱۶ خرداد در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا درباره وضعیت رسیدگی به پرونده عبور مترو از کنار مسجد جامع عتیق اصفهان گفت: «هیاتی متشکل از کارشناسان میراث فرهنگی و متخصصان بافتهای تاریخی به اصفهان اعزام شدند و با مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان، هم درباره این موضوع صحبت کردهایم.»
او درباره آخرین وضعیت این پرونده افزود: «وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در دو هفته آینده نظر نهایی خود را درباره عبور خط دو مترو اصفهان از ۲۰ متری مسجد ثبت جهانی شده عتیق، بهطور رسمی اعلام میکند.»
پیشتر در ۱۵ خرداد، امیر کرمزاده، مدیرکل میراث فرهنگی استان اصفهان، اعلام کرد یونسکو نسبت به پیامدهای احتمالی عبور مترو در نزدیکی مسجد عتیق هشدار داده و خواستار بررسی دقیقتر این موضوع شده است.
کرمزاده اضافه کرد: «در پی دعوت از ارزیابان و کارشناسان یونسکو برای حضور در شورای عالی میراث فرهنگی هستیم.»

کرمزاده با اشاره به برگزاری جلسه شورای عالی فنی میراث فرهنگی طی دو هفته آینده برای بررسی این موضوع، تاکید کرد در صورتی که طرح فعلی مورد تایید قرار نگیرد، مسیر مترو باید از فاصله ۲۰ متری فعلی اصلاح شود و با رعایت فاصلهای بیش از ۱۵۰ متر از مسجد جامع عتیق عبور کند.
او با بیان اینکه شرکت مترو بدون رعایت کامل ضوابط و ملاحظات میراث فرهنگی اقدام به برخی عملیات اجرایی کرده، هشدار داد: «اجازه نخواهیم داد مترو با شرایط فعلی از کنار مسجد جامع عتیق عبور کند، مگر اینکه تاییدیههای لازم مبنی بر نبود آسیب به بنا ارائه شود.»
نگرانی اصلی کارشناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی تنها به عبور فیزیکی مترو محدود نمیشود، بلکه لرزشهای ناشی از حرکت قطار نیز میتواند در بلندمدت به ساختار این بنای تاریخی آسیب برساند و جایگاه آن را در فهرست میراث جهانی یونسکو با تهدید جدی مواجه کند.
عبور پروژههای عمرانی و زیرساختی از حریم آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی همواره با حساسیت و نظارت جدی یونسکو و نهادهای مسئول در حوزه میراث فرهنگی روبهرو بوده، چرا که هرگونه مداخله ممکن است به آسیبهای جبرانناپذیر و حتی خروج این آثار از فهرست جهانی منجر شود.
اهمیت مسجد جامع عتیق اصفهان
به گزارش ایلنا، مسجد جامع عتیق اصفهان که در بافت تاریخی این شهر قرار دارد، یکی از کهنترین و مهمترین مسجدهای ایران است که سیر تحول معماری اسلامی را طی حدود هزار و ۳۰۰ سال به نمایش میگذارد.
این مسجد که با نامهای مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع عتیق و مسجد جمعه اصفهان شناخته میشود، در سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد و در سال ۱۳۹۰ نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت جهانی رسید.

بنای مسجد جامع عتیق اصفهان به سال ۸۴۱ میلادی بازمیگردد و از آن بهعنوان نخستین مسجدی یاد میشود که الگوی چهارایوانی کاخهای ساسانی را وارد معماری مذهبی اسلامی کرد.
گنبدهای دوجداره این مسجد نیز یکی از نوآوریهای شاخص در مهندسی معماری اسلامی به شمار میروند.
این مسجد نمونهای ارزشمند از ترکیب سبکهای مختلف معماری اسلامی از دورههای عباسی، آلبویه، سلجوقی، ایلخانی، تیموری و صفوی است.
با وجود مرمتهای متعدد صورتگرفته بر این بنا، اصالت آن در نوع مصالح به کار رفته، طراحی و کاربری مذهبی حفظ شده است.
این نخستین بار نیست که درباره تهدید تخریب خانهها، بافتها و آثار تاریخی ارزشمند در ایران گزارشی منتشر میشود.
در چهار دهه گذشته، بارها تخریب یا آسیب به بناها و بافتهای تاریخی، بهویژه در نتیجه بیتوجهی نهادهای مسئول جمهوری اسلامی، جنجالبرانگیز شده است.
در یکی از نمونههای اخیر، در شهریور ۱۴۰۲، بهرام نادی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد نجفآباد، اعلام کرد در اثر فرونشست زمین، گنبد مسجد جامع اصفهان ترک برداشته و شماری از ستونهای آن دچار کجی و شکستگی شدهاند.
رسانهها در ایران در روزهای گذشته به ناپدید شدن فرشهای موزه مقدم، مورد تازه گم شدن آثار میراث فرهنگی، اشاره کردند تا سلسله اخبار ناپدید شدن میراث ارزشمند یا دزدیده شدن آنها، ادامه داشته باشد.
اگر چه رییس این موزه اعلام کرده که این فرشها ارزش کلکسیونی نداشته و در جایی انبار شده است، شمار بالای اتفاقاتی که در سال اخیر به ناپدید شدن اموال موزهها ختم شده باعث شد که فعالان رسانهای میراث فرهنگی پاسخ این مدیر را باور نکنند.
فهرست بلند بالای اموال گمشده موزهها و اماکن تاریخی را باید از اولین روزهای پس از انقلاب نوشت؛ از روزهایی که انقلابیون آنچه را که از میان کاخهای سعدآباد، نیاوران ارزشمند دانستند بردند و آنچه را که به نظرشان ارزشمند نبود در کنار خیابان رها کردند.
پس از آن نیز بازدید کنندگان از کاخ سعدآباد هر سال با اتاقهایی خالیتر از قبل روبهرو میشدند که دیگر فقط در و دیوار و یکی دو صندلی، بهعنوان شاهدان یک سرقت مستمر، تنها مانده بودند.
از آن روزها تا سالهای اخیر که شهرداری تهران بی سر و صدا ۳۰ تابلو ارزشمند نقاشی موزه امام علی را به دبی منتقل کرد و فروخت، دهها فرش ارزشمند کاخ سعدآباد ناپدید شد، چند اثر از موزه فرشچیان دزدیده شد، در دزدی از موزه آبگینه و سفالینه ۲۱ قلم از اشیا ناپدید شد و یکی از کارکنان موزه تخت جمشید لوح زرین هخامنشی را دزدید و آب کرد، اعتماد اهل رسانه و بسیاری از مردم به دستگاههای حاکمیتی به عنوان امانتدار میراث فرهنگی ایران روز به روز کمتر شد.
این بی اعتمادی چندان هم غریب نیست؛ حالا که اخبار اختلاس و فساد نظاممند با ارقام چند هزار میلیاردی تکمیل میشود، چه کسی میتواند به مدیرانی اعتماد کند که از دل همین نظام و حاکمیت انتخاب شدهاند اما فقط به جای نشستن بر صندلی نظارت و مدیریت مراکز مالی و تجاری، مسئول مدیریت و نظارت بر موزهها و اماکن تاریخی هستند؟
در این بین، تفاوت بزرگ گم شدن صدها یا هزاران میلیارد تومان پول با ناپدید شدن آثار تاریخی در این است که دومی، بهگفته ناصر تکمیل همایون، جامعهشناس و تاریخنگار ایرانی، گنجینه بیبدیل هویت یک سرزمین است.
اگر خسارت اختلاس و فساد مالی را بشود با تغییرات حکومتی و رونق اقتصادی جبران کرد، لوح زرین خشایارشا و آثار آبگینه را که سند تاریخی و هنری یک ملت هستند، به هیچ وجه نمیشود برگرداند.
اهمیت آثار تاریخی و میراث فرهنگی در جمهوری اسلامی
آثار تاریخی در ایران تنها در خطر دزدی نیستند، نگهداری نادرست یا تخریب عمدی که اتفاقا از سوی مقامهای خرد و بزرگ هدایت یا مدیریت میشود، خطری بزرگتر از دزدی از موزهها است.
بسیاری از موزههای ایران، حتی موزه ملی در تهران، امکانات کافی برای نگهداری و محافظت از همه آثار را ندارند؛ از این رو، بسیاری از آثار در انبارهای مرطوب و بستهبندیهای غیراستاندارد نگهداری میشوند.
چندی پیش گزارشی در مورد گنجینه موزه ملی منتشر شده بود که نشان میداد آب باران از محوطه وارد یکسری از این گنجینهها شده بود و روی آثار تاریخی ریخته بود.
در این بین، برخی از آثار امین اموال ندارند و به همین دلیل همیشه در خطر دزدی هستند. حل نشدن چنین مشکلاتی که تنها نیازمند اختصاص فضا و نیروی متخصص است، نشان میدهد که برای مقامهای جمهوری اسلامی اختصاص بودجه به دهها نهاد ایدئولوژیک مهم تر از حفاظت از آثار تاریخی است که شناسنامه فرهنگی و هویتی یک ملت محسوب میشود.
یک ضعف دیگر در حفاظت از آثار تاریخی و میراث فرهنگی، شیوه سر کار آمدن مدیران این حوزه است. مدیری که منصوب میشود، همه مدیران زیر دست خود را به شکل اتوبوسی با خود میآورد و آنها هم میخواهند کار و روش خود را پیش ببرند.
این شکل از تغییر و جابهجایی موجب میشود که اقداماتی که برای آرشیو، طبقهبندی، ثبت و بسیاری از کارهای دیگر در موزه باید به صورت مداوم انجام شود، با اخلال مواجه شود.
کارشناسان باتجربه موزه داری بهخوبی میدانند که وقتی اطلاعات مدون در این مجموعهها وجود نداشته باشد، عدهای ممکن است وسوسه شوند که بهراحتی اشیایی را از انبار و آرشیو بردارند و سابقه آن را در موزه دستکاری کنند.
ضربه نگاه ایدئولوژیک
یکی از دلایل بیتوجهی مقامات و دستگاههای حکومتی جمهوری اسلامی به آثار تاریخی و میراث فرهنگی، نگاه ایدئولوژیک آنها به این موضوع است.
تنها یک نمونه از اقدامات و برنامههای مذهبی که به یکی از بزرگترین تخریبهای میراث فرهنگی منجر شده، اجرای طرح گسترش دو حرم و اتصال خیابانهای منتهی به آن دو است.
این طرح به تخریب بخشی از بافت تاریخی شیراز منجر شده و همچنان ادامه دارد؛ بافتی تاریخی که خود در صورت احیا میتواند نمونه یک موزه بزرگ در دل شهر باشد، اما مقامهای سیاسی، امنیتی و مذهبی در مقابل اعتراضهای طرفداران میراث فرهنگی سالهاست که مقاومت میکنند و گاهی آرام و گاهی پرشتاب طرح تخریب و توسعه را پیش میبرند.
در کنار این اقدامات، بخشی از مدیران بهدلیل نگاه مذهبی، به آثار پیش از اسلام اهمیت کمتری میدهند و آثار تاریخی پس از اسلام را در اولویت قرار میدهند، چرا که هویت حکومت را در برجسته کردن آثار دوره اسلامی میدانند.
چنین نگاهی به میراث تاریخی قطعا به بخشهای مختلف جامعه این پیام را میدهد که دزدی آثار تاریخی یا آسیب رساندن به آنها برای حکومت اهمیت چندانی ندارد و این گونه است که آثار گذشتگان، حتی شیرهای سنگی گورستانها یا کلون درهای روستاها هم گاه از دستبرد دزدان در امان نمیمانند.
برای حکومت جمهوری اسلامی، هویت فرهنگی آن چیزی است که در خطبههای نماز جمعه و سخنرانیهای مقامهای مذهبی تبیین میشود و آثار چند هزار سال فرهنگ ایران، از نگاه مقامهای جمهوری اسلامی ثروتی است که گوشهای خاک میخورد و میتوان در اولین فرصت آن را نقد کرد.