وزیر دفاع با همتایان چینی و روسی در نشستی در چین شرکت کرد

در پی اعلام آتشبس بین جمهوری اسلامی و اسرائیل، عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع دولت پزشکیان به همراه همتایانی، از جمله از روسیه، در نشستی در شهر چینگدائو در شرق چین شرکت کرد.

در پی اعلام آتشبس بین جمهوری اسلامی و اسرائیل، عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع دولت پزشکیان به همراه همتایانی، از جمله از روسیه، در نشستی در شهر چینگدائو در شرق چین شرکت کرد.





در پی حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای حیاتی ایران و توافق آتشبس میان تهران و تلآویو، غیبت علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در انظار عمومی برای نزدیک به یک هفته، به شایعات گسترده در سطوح مختلف حاکمیت و جامعه دامن زده است.
بهگزارش نیویورکتایمز، در حالیکه مردم ایران و نخبگان سیاسی در انتظار موضعگیری رهبر جمهوری اسلامی در قبال تحولات اخیر هستند، مقامات رسمی هیچ نشانی از سلامت یا حضور او ارائه نکردهاند. مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار خامنهای، در پاسخ به پرسش تلویزیون دولتی درباره وضعیت رهبر، تنها به لزوم «دعا» و اقدامات امنیتی گسترده برای حفاظت از او اشاره کرد.
بر اساس این گزارش، خامنهای که طبق روال، فرماندهی کل نیروهای مسلح را برعهده دارد و تصمیمگیر نهایی درباره مسائل کلان است، نه درباره حمله موشکی جمهوری اسلامی به پایگاه آمریکا در قطر و نه درباره توافق آتشبس با اسرائیل اظهارنظری نداشته است. غیبت او در میانه بحرانی کمسابقه، موجب تشدید نگرانیها بین حامیان او درباره شرایط جسمانی و میزان نقشآفرینیاش در هدایت کشور شده است.
چهار مقام ارشد جمهوری اسلامی به این روزنامه گفتهاند که در غیاب خامنهای، رقابت میان جناحهای سیاسی برای بهدستگیری قدرت آغاز شده است. بهگفته این منابع، «جناح معتدل» به رهبری مسعود پزشکیان، رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران، که خواهان بازگشت به مذاکرات با ایالات متحده است، در حال حاضر دست بالا را دارد. پزشکیان در جلسه هیئت دولت، بدون اشاره مستقیم به رهبر، از ضرورت تغییر در سبک حکمرانی سخن گفت و آن را «فرصتی طلایی» برای اصلاحات توصیف کرد.
در مقابل، سعید جلیلی و جریانی که نیویورکتایمز آن را تندرو نامیده ضمن مخالفت با آتشبس و مذاکره مجدد با غرب، رئیس دولت و وزیر خارجه را به بیکفایتی سیاسی متهم کردهاند. این در حالیست که علی احمدنیا، رئیس ارتباطات دولت، این حملات را «پازل دشمن» توصیف کرده و منتقدان را هدف قرار داده است.
در ادامه گزارش به نقل از فرزند یکی از فرماندهان سپاه آمده است که مقامهای نزدیک به سپاه پاسداران نگران ادامه تهدید ترور خامنهای حتی در دوران آتشبس هستند و تدابیر امنیتی شدید از جمله قطع ارتباطات خارجی اتخاذ شده است. با وجود این، برخی تحلیلگران معتقدند خامنهای ممکن است از محل اختفایش همچنان در تصمیمگیریها نقش ایفا کند.
صنم وکیل، مدیر بخش خاورمیانه در اندیشکده چتمهاوس، با اشاره به وضعیت حساس کنونی هشدار داد: «اگر تا روز عاشورا که امسال در اوایل ژوئیه برگزار میشود، خامنهای در انظار عمومی ظاهر نشود، این نشانهای بدی خواهد بود. او باید خودش را نشان دهد.»
نشریه فارنافرز در تحلیلی مفصل با عنوان «چگونه ایران شکست خورد»، نوشت که مجموعهای از تصمیمات اشتباه تندروهای جمهوری اسلامی در تهران، موجب از بین رفتن دههها سرمایه راهبردی و فروپاشی نظام بازدارندگی ایران شده است.
بر اساس این گزارش، حملات هوایی اسرائیل در ۲۳ خرداد به تاسیسات هستهای، سایتهای موشکی و انبارهای سوخت حکومت ایران، و همچنین ترور دهها مقام ارشد نظامی، از جمله محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، و حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، نقطه عطفی در تغییر توازن قوا به نفع تلآویو بوده است.
به نوشته فارنافرز، رژیم جمهوری اسلامی پس از سالها تلاش برای ساخت شبکهای از گروههای نیابتی و ذخیرهسازی گسترده موشکی، در نهایت با قمار پرریسک خود پس از حمله ۷ اکتبر حماس، همه این سرمایهگذاریها را بر باد داد.
فارنافرز مینویسد جمهوری اسلامی در واکنش به درگیری حماس و اسرائیل، به جای حفظ فاصله، دست به تحریک و تجهیز گروههای نیابتی مانند حزبالله، حوثیها و شبهنظامیان عراقی زد. اما حملات متقابل اسرائیل به غزه، لبنان و سوریه، شبکه فشار منطقهای ایران را به شدت تضعیف کرد و سقوط غیرمنتظره حکومت بشار اسد، ضربهای اساسی به مسیر انتقال سلاح و نفوذ منطقهای تهران وارد آورد.
در ادامه، جمهوری اسلامی با انجام بزرگترین حملات موشکی تاریخ خود به اسرائیل در ماههای آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ تلاش کرد بازدارندگی از دسترفته را احیا کند، اما سامانههای دفاعی اسرائیل با پشتیبانی ارتش آمریکا تقریبا تمام موشکها و پهپادها را رهگیری کردند و حملات تهران شکست خورد.
فارنافرز در ادامه نوشت که حملات متقابل اسرائیل به خاک ایران، بهویژه در اکتبر، بسیاری از تاسیسات نظامی، سامانههای پدافند هوایی و کارخانههای تولید سوخت موشکی ایران را نابود کرد و برنامه هستهای جمهوری اسلامی را بهشدت عقب راند. ترور فرماندهانی چون امیرعلی حاجیزاده، معمار استراتژی موشکی سپاه، ضربهای راهبردی به ساختار تصمیمگیری دفاعی ایران وارد کرد؛ ضربهای که بهسادگی قابل جبران نیست.
به گفته نویسنده، هرچند رهبران جمهوری اسلامی از جمله حسین سلامی در ماههای آغازین سال ۲۰۲۵ ادعا میکردند که بقاء نظام نشانه پیروزی راهبردی است، اما با کشته شدن او و دهها مقام ارشد دیگر، این ادعا بیش از هر زمان دیگری در تردید قرار گرفته است.
نویسنده فارنافرز در پایان تاکید میکند که جمهوری اسلامی اکنون در یک دوراهی تاریخی قرار دارد: یا باید از ایدئولوژیهای بنیادگرای خود فاصله بگیرد و از طریق مصالحه، به جامعه بینالملل بازگردد، یا اینکه با تشدید جنگ و احتمالا تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای، وارد مسیر خطرناک انزوای کامل شود. به باور این تحلیل، ساختار منطقهای تحت نفوذ جمهوری اسلامی دیگر وجود ندارد و آنچه باقی مانده، نظامی است که باید بین انزوا یا تغییر بنیادین یکی را انتخاب کند.
ترامپ محاکمه نتانیاهو را پیگرد مغرضانه خواند و خواستار لغو فوری محاکمه نخستوزیر اسرائیل یا عفو او شد. ترامپ در تروثسوشال گفت از احضار نتانیاهو به دادگاه پس از آنکه اسرائیل با «رهبری قدرتمند» نتانیاهو یکی از بزرگترین لحظات تاریخیاش را تجربه کرده، شگفتزده شده است.
ترامپ گفت: «من و نتانیاهو با هم از جهنم گذشتیم؛ در نبردی سخت با دشمن دیرینه و باهوش اسرائیل، یعنی ایران. نتانیاهو در این راه نهایت توان، هوشمندی و قدرت را در عشق به سرزمین مقدس نشان داد.»
او افزود: «نتانیاهو در تاریخ اسرائیل جنگجویی بینظیر بوده است و نتیجه چیزی شد که هیچکس فکرش را نمیکرد؛ نابودی کامل یکی از بزرگترین و قدرتمندترین سلاحهای هستهای جهان که بهزودی قرار بود ساخته شود.»
ترامپ با اشاره به اینکه هر کس جای نتانیاهو بود، با «خسارت، شرمساری و هرجومرج» روبهرو میشد، گفت: «ما عملا برای بقا و ادامه حیات اسرائیل میجنگیدیم و در تاریخ اسرائیل هیچکس سختتر یا کارآمدتر از نتانیاهو نجنگیده است.»
رییسجمهوری آمریکا افزود: «شاید هیچکس را نشناسم که بتواند هماهنگتر از نتانیاهو با من کار کند. این آمریکا بود که اسرائیل را نجات داد، و حالا این ایالات متحده خواهد بود که نتانیاهو را نجات میدهد.»
روزنامه واشینگتنپست در گزارشی با طرح این پرسش که چرا شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در جریان درگیری دوازدهروزه میان حکومت ایران و اسرائیل سکوت کردند، نوشت: نقش پررنگ این گروهها در سیاست و اقتصاد عراق از دلایل اصلی بیمیلی آنها برای ورود به جنگ بوده است.
این روزنامه چهارشنبه چهارم تیر در گزارشی تحلیلی به در همتنیدگی منافع جمهوری اسلامی با آمریکا در عراق اشاره کرد و نوشت در حالی که گروههای نیابتی ساخته جمهوری اسلامی میتوانستند اهداف ایالات متحده در عراق را هدف بگیرند، سکوتی معنادار پیشه کردند.
واشینگتنپست با اشاره به اینکه دولت عراق بودجهای بالغ بر سه میلیارد و ۵۰۰ هزار دلار برای پرداخت دستمزد و تامین نیازهای این گروهها در نظر گرفته است، نوشت: «این گروهها میدانند که اگر موقعیتشان تضعیف شود، این بودجه در معرض خطر قرار خواهد گرفت.»
در ادامه این گزارش آمده است: «گروههای نیابتی حامی [حکومت] ایران اکنون از این کشور مستقل و به بازیگران کلیدی در حکومت عراق تبدیل شدهاند، میلیاردها دلار از بودجه دولت نصیبشان میشود، شبکههای تجاری گستردهای را اداره میکنند و نفوذ سیاسی بیسابقهای دارند.»
لاهیب هیگل، تحلیلگر ارشد گروه بینالمللی بحران برای عراق، میگوید: «این گروهها از طریق فعالیتهای تجاری و همینطور با نفوذ سیاسی در بخشهای مختلفی از دولت عراق ریشه دواندهاند. چرا باید حاضر شوند این موقعیت را از دست بدهند؟»
البته او هشدار میدهد که افزایش تنشها ممکن است در نهایت سبب شود که این گروهها به خشونت متوسل شوند، اما «تا جایی که بتوانند، در سکوت خواهند ماند.»
حذف پدرخواندهها و از دست رفتن امکان کنترل گروههای نیابتی
شبهنظامیان عراق در میان تمام گروههای نیابتی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه تنها گروهی به شمار میآیند که تجربه درگیری مستقیم با آمریکا را دارند.
این گروهها پس از کشته شدن قاسم سلیمانی و المهندس در حمله پهپادی آمریکا بهمرور تغییر کردند و از نهادهایی صرفا نظامی و کاملا وابسته به جمهوری اسلامی به نهادهایی با استقلال عملیاتی تبدیل شدند.
سجاد جیاد، تحلیلگر موسسه سنچری اینترنشنال مستقر در نیویورک، به واشینگتنپست میگوید: «ترور سلیمانی و المهندس، مهمترین اهرمهای کلیدی کنترل جمهوری اسلامی بر این گروهها را از میان برداشت. نبودن یک چهره پدرخواندهوار باعث شد این گروهها مسیر مستقلتری را در پیش بگیرند.»
به نوشته واشینگتنپست، این گروهها اکنون در تار و پود حاکمیت عراق نفوذ دارند و به قدرتهای اقتصادی و بازوهای اجرایی نظام سیاسی تبدیل شدهاند.
کتائب حزبالله به هشداری بسنده کرد
واشینگتنپست در بخشی از این گزارش عملکرد کتائب حزبالله، یکی از فعالترین بازوهای شبهنظامی جمهوری اسلامی در منطقه، حین درگیریهای اخیر را مرور کرده و نوشته است: «پس از عبور بمبافکنهای آمریکا از آسمان عراق برای حمله به زیرساختهای هستهای در ایران، گروه کتائب حزبالله در بیانیهای محتاطانه، تنها بر ناتوانی عراق در کنترل حریم هواییاش تأکید کرد و هشدار داد که این ناتوانی، کشور را آسیبپذیر کرده است.»
در این بیانیه آمده بود: «نیروهای آمریکایی مستقر در عراق راه را برای این تجاوز هموار کردند، چرا که کنترل آسمان عراق در دست آنهاست. اگر خواهان آن هستیم که عراق به میدان نبرد تبدیل نشود، پس باید نقش نیروهای خارجی را در خاک و آسمان خود مهار کنیم.»
به گفته لاهیب هیگل، این واکنشهای از سر احتیاط از بیمیلی این گروهها برای درگیری شدن در جنگی حکایت دارد که مشابه آن، حزبالله را در لبنان فلج کرده است.
او به واشینگتنپست میگوید: «هرقدر هم که در ظاهر از ایران حمایت کنند، شکافها محسوساند؛ شکافهایی که از زمان ترور سلیمانی پدید آمد و پس از حمله هفتم اکتبر به اسرائیل عمیقتر شد.»
جمهوری اسلامی عراق را امن میخواهد
نکته کلیدی دیگری که در این گزارش مورد بررسی قرار گرفته، سود جمهوری اسلامی از ثبات و امنیت در عراق است.
یک مقام ارشد عراقی که نخواست نامش فاش شود، به واشینگتنپست گفت: «جمهوری اسلامی میخواهد عراق از این درگیریها دور بماند، چون ثبات عراق برای امنیت ملی و اقتصاد ایران اهمیت حیاتی دارد.»
در شرایطی که کشورهای غربی تلاش کردهاند حکومت ایران را با تحریمها منزوی کنند، عراق به شاهرگ حیاتی اقتصادی ایران تبدیل شده است.
بر اساس یافتههای پژوهشگران اندیشکده چتمهاوس، عراق نهتنها شریک تجاری مهمی برای ایران محسوب میشود، بلکه از معدود راههای دسترسی این کشور به اقتصاد جهانی است؛ جمهوری اسلامی از صرافیهای عراقی برای انتقال پول و از بنادر عراق برای تغییر برند محمولههای نفتی تحریمی استفاده میکند.
سجاد جیاد معتقد است که نیروهای مسلح وابسته به حکومت ایران در حال حاضر در حاشیه خواهند ماند: «شاید ایران این نیروها را بهعنوان گزینهای برای مراحل بعدی حفظ کرده باشد. بهنظر میرسد ایران نمیخواهد همه برگهای خود را یکباره بازی کند.»
مقام ارشد عراقی نیز تحلیل مشابهی دارد: «این گروهها، آخرین برگ ایران هستند.»
یک مقام رسمی در گروه عصائب اهل الحق – یکی دیگر از گروههای حامی حکومت ایران که نقشی در دولت عراق نیز دارد – در گفتوگویی اعلام کرد که جناحهای مسلح «در حالت آمادهباش و انتظار هوشیارانه» به سر میبرند. او گفت: «ما نمیخواهیم وارد جنگ شویم، اگرچه جناحهای مقاومت آماده پاسخگویی هستند ... اما این موضوع به روند تحولات و تأثیر آن بر عراق بستگی دارد.»
حملههای گروههای هکری وابسته به جمهوری اسلامی پس از حملات آمریکا به تاسیسات هستهای در ایران شدت گرفته است. بانکها، پیمانکاران نظامی و شرکتهای نفتی آمریکایی در روزهای گذشته هدف حمله بودهاند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به نقل از کارشناسان امنیت آنلاین نوشت که هرچند حملههای فزاینده هکرهای مورد حمایت جمهوری اسلامی موجب اختلال گسترده در زیرساختهای حیاتی یا اقتصاد ایالات متحده نشده، اما در صورت فروپاشی آتشبس اوضاع ممکن است بهسرعت تغییر کند.
این گزارش که روز چهارشنبه چهارم تیر منتشر شد، درباره احتمال به راه افتادن جنگ دیجیتال علیه آمریکا از سوی گروههای هکری مستقلِ حامی جمهوری اسلامی هشدار داده است.
به گفته آرنی بلینی، کارآفرین و سرمایهگذار حوزه فناوری حملات آمریکا حتی ممکن است ایران، روسیه، چین و کُره شمالی را به سرمایهگذاری بیشتر در جنگهای سایبری ترغیب کند.
او با اشاره به اینکه عملیات هکری بهمراتب ارزانتر از جنگ با گلوله، هواپیماهای نظامی و تسلیحات هستهای هستند، میگوید: «آمریکا شاید از نظر نظامی برتر باشد، اما وابستگی شدیدش به فناوری دیجیتال، نقطهضعفی جدی به شمار میرود.»
دو گروه هکری حامی فلسطینیها اعلام کردهاند که پس از حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی، بیش از دوازده شرکت هواپیمایی، بانک و شرکت نفتی را هدف قرار دادهاند.
بر اساس گزارش شرکت اینتلیجنس گروپ که فعالیت این گروهها را رصد میکند، هکرها در پیامهایی در تلگرام جزئیات حملاتشان را منتشر کرده و دیگر هکرها را به انجام عملیات مشابه فراخواندهاند.
یکی از این گروهها به نام میستریِس تیم روز دوشنبه دوم تیر «افزایش حملات» خود را اعلام کرد.
در حال حاضر مقامهای دولت فدرال آمریکا اعلام کردهاند که برای مقابله با تلاشهای فزاینده هکرها برای نفوذ به شبکههای آمریکا در حالت آمادهباش هستند.
آژانس امنیت سایبری و زیرساختهای حیاتی آمریکا (CISA) روز سهشنبه سوم تیر به تمام سازمانهایی که زیرساختهای حیاتی مانند شبکههای آبرسانی، خطوط لوله یا نیروگاهها را اداره میکنند اعلام کرد که کاملا هوشیار باشند.
به نقل از آسوشیتدپرس، همه گروههای هکری مشارکتکننده در این حملات با نهادهای نظامی یا اطلاعاتی جمهوری اسلامی همکاری ندارند و تعدادی از آنها کاملا مستقل عمل میکنند.
شرکت امنیت آنلاین تراستوِیو تا کنون بیش از ۶۰ گروه هکری حامی جمهوری اسلامی را شناسایی کرده است.
احتمال تغییر دستور کار گروههای هکری حامی جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی و همپیمانان او بهویژه روسیه در سالهای گذشته برای اثرگذاری بر سیاست داخلی آمریکا و ضربه زدن به اسرائیل از طریق حملههای هکری تلاش کردهاند.
پس از حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، گروهی از این هکرها توانستند با نفوذ به یکی از اپلیکیشنهای هشدار اضطراری در اسرائیل، پیامهای هشدار حمله جعلی به آنها بفرستند.
طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ مجموعه حملههایی تحت عنوان عملیات ابابیل به وبسایتهای بیش از ۴۰ بانک آمریکایی از جمله بانک آمریکا، چِیس، ولز فارگو و جِیپیمورگان انجام شد که اختلال موقت در خدمات بانکی آنلاین را به دنبال داشت.
گروهی به نام جنگجویان عزالدین قسام این عملیات را اجرا کرد. تحلیلگران این کارزار هکری را وابسته به جمهوری اسلامی ارزیابی کردند.
گروههایی مانند چارمینگ کیتِن، فوسفورِس و اِیپیتی۳۳ که گفته میشود با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در ارتباط هستند، بارها زیرساختهای حیاتی آمریکا را هدف قرار دادهاند. در برخی موارد، این حملات با هدف جاسوسی سایبری و سرقت اطلاعات طبقهبندیشده انجام شدهاند و در مواردی دیگر، هدف ایجاد اختلال در عملکرد نهادها یا ترساندن افکار عمومی بوده است.
جیک ویلیامز، کارشناس پیشین آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و معاون پژوهش و توسعه در شرکت هانتر استراتژی به آسوشیتدپرس میگوید: «اکنون احتمال زیادی وجود دارد منابع محدود جمهوری اسلامی برای جمعآوری اطلاعات برای درک اقدامهای بعدی اسرائیل یا آمریکا صرف شوند، نه برای تخریب زیرساختهای تجاری ایالات متحده یا ترساندن شهروندان.»
آیا آمریکا در برابر هکرهای وابسته به ایران آسیبپذیر است؟
تهدید زیرساختهای آنلاین ایالات متحده از سوی جمهوری اسلامی در حالی شدت گرفته که به دستور دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، برخی برنامههای امنیت سایبری و بودجههای مرتبط با دفاع دیجیتال کاهش یافته است.
آژانس امنیت سایبری و زیرساختی (CISA) گروهی از کارمندان امنیت انتخابات را به مرخصی اجباری فرستاده و میلیونها دلار از بودجه برنامههای امنیت سایبری برای انتخابات محلی و ایالتی را حذف کرده است.
سازمانهای اطلاعاتی از جمله سیا، آژانس امنیت ملی و دیگر نهادها نیز با کاهش نیروی انسانی مواجه شدهاند.
زیو مادور، معاون تحقیقات امنیتی در شرکت اسپایدر لِبز که در اسرائیل مستقر است میگوید: «درگیری میان ایران و اسرائیل نشان داد که سرمایهگذاری در حوزه دفاع و تهاجم سایبری چقدر حیاتی است. حملات اسرائیل به دانشمندان هستهای ایران و رهگیری اهداف نیازمند تجسس سایبری پیچیدهای بود.»
بلینی هم در این باره میگوید: «گسترش توان سایبری آمریکا نیازمند سرمایهگذاری نهتنها در فناوری، بلکه در آموزش عمومی است تا اطمینان حاصل شود که دستگاهها و شبکهها بهدرستی محافظت میشوند.»
بلینی جنگ سایبری را رقابتی بیپایان و فرسایشی توصیف میکند: «این رقابتْ ابدی است و هرگز به پایان نمیرسد.»