• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا ایران رکورددار مصرف تریاک در جهان است؟

کامبیز حسینی
کامبیز حسینی

ایران‌اینترنشنال

۱۴ خرداد ۱۴۰۴، ۰۳:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

چند روزی‌ است که یک ویدیو قدیمی از دکتر رضا ملک‌زاده، وزیر پیشین بهداشت، در فضای مجازی می چرخد. در این ویدیو، دکتر ملک‌زاده ادعا می‌کند که «بیشترین مصرف تریاک در ایران مربوط به رفسنجان است؛ ۲۷ درصد مردم این شهر تریاک می‌کشند. گلستان نیز با ۱۸ درصد در رتبه بعدی قرار دارد.»

ظاهرا، گروهی شهروندان رفسنجان، از آمار بالای تریاکی ها در شهر خود ناراحت شده‌اند، تا جایی که دکتر ملک‌زاده با انتشار ویدیویی جدید، عذرخواهی کرد و گفت: «بیش از ۴۵ درصد تریاک تولیدی جهان در ایران مصرف می‌شود و حدود ۱۰ درصد از جمعیت بالای ۴۰ سال، به‌صورت تفننی یا اعتیاد، تریاک مصرف می‌کنند.»

بالاترین نرخ مصرف تریاک در جهان

بر اساس داده‌های موجود، ایران بالاترین نرخ‌ مصرف تریاک در جهان را دارد. روند مصرف طی دهه گذشته افزایشی و آمارها، هرچند متغیر و بعضاً متناقض، ولی همگی از میلیون‌ها مصرف‌کننده در ایران خبر می‌دهند.

الگوی غالب، مردان میانسال است؛ اما دامنه مصرف از نظر سنی و جنسیتی گسترده تر شده. در عین حال گرایش به مواد صنعتی هم شدت یافته است. فقر، بیکاری، فشار روانی، ضعف نظام سلامت روان، و باورهای فرهنگی ریشه‌های اصلی این بحران‌اند. موقعیت جغرافیایی ایران در هم‌جواری با افغانستان - که بزرگ‌ترین تولیدکننده تریاک در جهان است - و نبود سیاست‌های بازدارنده موثر، این چرخه را تقویت کرده است.

با وجود خطرات شناخته‌شده مصرف تریاک، از سرطان و بیماری‌های تنفسی گرفته تا آسیب‌های کلیوی و قلبی، باورهای غلط درباره «خاصیت تریاک» در بخشی از جامعه رایج است.

مجرم یا بیمار؟

نگاه رسمی و اجتماعی به فرد مصرف کننده تریاک، همچنان دچار سردرگمی‌ است: آیا او بیمار است یا مجرم؟ در حالی‌که سیاست‌های کلان سال‌های اخیر به‌ظاهر درمان‌محور شده‌اند، طرد اجتماعی، شرمساری، و برچسب‌های ننگ‌آور، همچنان مانع درمان موثر می‌شود.

سعید مدنی، جامعه‌شناس، در کتاب جامعه‌شناسی اعتیاد می‌نویسد: «روزانه حدود دو تن انواع مواد مخدر در کشور مصرف می‌شود، در حالی‌که سالانه تنها ۱۲۰ تن کشف و ضبط می‌شود.»

این یعنی، بخش عمده‌ای از چرخه مواد مخدر هرگز کشف نمی‌شود؛ یا نباید که بشود!

جمهوری اسلامی از «جنگ تمام‌عیار با مواد مخدر» سخن می گوید، اما اگر طبق آمار رسمی، ۹۲ درصد کشفیات تریاک جهان در ایران اتفاق می‌افتد، چرا هنوز بحران پابرجاست؟ جنگی که نتایجش با ابعاد مسئله هم‌خوان نیست، آیا اساساً جنگ است یا توهم نبرد؟

مشروعیت تریاک

تریاک در فرهنگ معاصر ایرانی نه فقط یک ماده مخدر، بلکه گاه بخشی از روایت‌های سنتی، طنز، و حتی ادبیات شفاهی ما بوده است.

این ماده گاه با چهره‌ای خندان، شوخی‌آمیز یا حتی فرهیخته در اذهان ظاهر شده و کاراکترهای سینمایی ماندگاری هم در ‌ذهن عموم ساخته است. از فیلم‌هایی مانند گوزن‌ها تا علی سنتوری و ابد و یک روز، شخصیت‌های معتاد همواره با همدلی و دلسوزی جامعه مواجه بوده‌اند.

آیینه عبرت!

امروز، اعتیاد نه چهره‌ای کریه، بلکه چهره‌ای عادی پیدا کرده است؛ چهره‌ای که شاید دیگر ترسناک نیست، بلکه بخشی از زندگی عادی روزمره است.

بحران تریاک در ایران را نمی‌توان صرفاً با چند آمار جنجالی یا اظهار‌نظر حاشیه‌ساز تحلیل کرد. این بحران، به‌شدت ریشه‌دار و پیچیده است و در تار و پود تاریخ، جغرافیا، ساختار اقتصادی و فرهنگ عمومی کشور تنیده شده است.

امشب در برنامه به این مسله پرداختیم.

«برنامه» این پایین است!

در تازه‌ترین قسمت «برنامه با کامبیز حسینی»، به بررسی آخرین وضعیت ایران از نگاه خودمان می‌پردازیم!

در این برنامه، سعید پیوندی مهمان است و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند که چرا ایرانی‌ها بیشترین مصرف تریاک را در دنیا دارند؟

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

سفیدشویی خمینی؛ پروژه شکست خورده نظام

۱۴ خرداد ۱۴۰۴، ۰۲:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

هر ساله با فرا رسیدن ۱۳ خرداد، سالروز مرگ روح‌الله خمینی، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند تا با برگزاری مراسم‌ و پخش برنامه‌هایی، چهره‌ای تحریف‌شده و غیرواقعی از او ارائه دهد.

در حالی که بخشی از مردم این ایام را به عنوان «ارتحال هالیدی» صرف سفر و تفریح می‌کنند، دستگاه حکومتی سعی دارد چهره‌ای عارف، زاهد، آزاداندیش و مثبت از خمینی ارائه دهد.این تلاش‌ها، در واقع بخشی از یک پروژه سازمان‌یافته‌ی حکومتی برای سفید شویی چهره خمینی و تحریف تاریخ معاصر ایران است؛ پروژه‌ای که با هدف فریب افکار عمومی، به‌ویژه نسلی که خمینی و سال‌های حکومت او را تجربه نکرده، دنبال می‌شود.

اما واقعیت این است که کارنامه ده ساله‌ی زمامداری خمینی چنان آکنده از خشونت، سرکوب، جنایت، و ویرانی کشور است که به هیچ وجه قابل تطهیر نیست. او با نگاهی واپس‌گرا و افکاری به‌شدت ارتجاعی، پایه‌گذار سبکی از حکومت شد که در آن حقوق اساسی انسان‌ها نادیده گرفته شد و نظامی سرکوبگر و استبدادی شکل گرفت. از تحمیل حجاب اجباری گرفته تا کنترل سبک زندگی مردم، همه ریشه در نگاه فقهی و بسته‌ی خمینی دارد که هیچ نسبتی با زندگی مدرن و کرامت انسانی نداشت و ندارد.

یکی از موارد بارز تحریف تاریخ، تلاش برای انکار نقش خمینی در فاجعه سینما رکس آبادان است؛ فاجعه‌ای که صدها نفر در آن جان باختند و در ابتدا به حکومت پهلوی نسبت داده شد، اما شواهد بعدی نقش پیروان خمینی را در آن روشن‌تر کرد. اگر این جنایت توسط حکومت پهلوی انجام شده بود، بی‌تردید تا امروز هر ساله به عنوان ابزار تبلیغاتی علیه شاه از آن یاد می‌شد، اما چون عاملانش وابستگان به خمینی بودند، در جمهوری اسلامی با سکوت و سانسور عمدی روبرو شده است.

فاجعه بزرگ‌تری که نمی‌توان از آن گذشت، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ است؛ جنایتی که با دستور مستقیم خمینی انجام شد و در عرض چند هفته، هزاران زندانی بی‌دفاع قربانی آن شدند. حسینعلی منتظری، قائم‌مقام وقت خمینی، در دیداری با اعضای هیأت اعدام از جمله ابراهیم رئیسی، آنان را به‌صراحت "بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ" خواند. آمر اصلی این جنایت خود خمینی بود.

تمام آنچه امروز به عنوان فاجعه حکمرانی جمهوری اسلامی می‌شناسیم، ریشه در همان طرز تفکر و سیاست‌های خمینی دارد. جمهوری اسلامی با شعارهایی چون عدالت، آزادی، و استقلال سر کار آمد، اما نتیجه آن چیزی جز سانسور، استبداد، فقر، و سرکوب نبود. وعده‌هایی نظیر "آب و برق مجانی" امروز به مضحکه‌ای برای مردم تبدیل شده‌اند، مردمی که اکنون حتی از دسترسی پایدار به آب و برق محروم‌اند.

ادامه جنگ ایران و عراق پس از آزادی خرمشهر، یکی دیگر از تصمیمات فاجعه‌بار خمینی و مسئولان و فرماندهان تحت امر او بود. در حالی که امکان پایان دادن به جنگ وجود داشت، اصرار خمینی و فرماندهان سپاه بر ادامه آن، منجر به مرگ ده‌ها هزار انسان و ویرانی وسیع کشور شد. پذیرش قطعنامه ۵۹۸، تنها زمانی صورت گرفت که خمینی دریافت ادامه جنگ دیگر امکان‌پذیر نیست؛ جمله معروف او که گفت «جام زهر را نوشیدم» نماد این عقب‌نشینی دیرهنگام است.

از اعدام دسته‌جمعی فرماندهان ارتش در اوایل انقلاب به دستور مستقیم خمینی و نقش صادق خلخالی در آن گرفته، تا تحریک ارتش عراق به قیام و دادن بهانه به صدام برای حمله به ایران، همه این‌ها گواهی‌ است بر اینکه خمینی نه تنها پایه‌گذار یک حکومت ناکارآمد و سرکوبگر بود، بلکه با تصمیمات ناپخته خود، ضربات جبران‌ناپذیری به ایران وارد کرد.

اگر امروز مردم ایران از وضعیت اسفبار معیشتی، فرهنگی و اجتماعی رنج می‌برند؛ اگر کرامت انسانی در این کشور لگدمال شده و جوانان ایرانی چشم‌انداز روشنی برای آینده خود نمی‌بینند، ریشه آن را باید در همان انقلابی جستجو کرد که به رهبری خمینی شکل گرفت و مسیری را آغاز کرد که به جمهوری اسلامی کنونی انجامید.

تمام کسانی که طی ۴۷ سال گذشته در این نظام قدرت داشته‌اند – چه اصلاح‌طلب و چه اصول‌گرا – در این وضعیت سهم داشته‌اند. امروز بسیاری از آن‌ها از مسئولیت شانه خالی می‌کنند و چهره‌ای از خمینی ترسیم می‌کنند که در واقعیت وجود نداشته است این در حالی است که مردم ایران دیگر به دلیل وجود فضای مجازی و دسترسی به اطلاعات، آگاهی بیشتری نسبت به گذشته و حال دارند و می‌دانند چه کسانی عامل اصلی وضعیت کنونی کشور هستند.

هرچقدر هم که نظام تلاش کند چهره‌ای متفاوت از خمینی به مردم نشان دهد، حقیقت تاریخ قابل پنهان‌سازی نیست. مردم ایران جمهوری اسلامی را با خمینی می‌شناسند و قضاوتشان درباره این نظام، همان قضاوتی‌ست که نسبت به خمینی دارند. جمهوری اسلامی از نظر اکثریت مردم، یک تجربه شکست‌خورده، تلخ، و خونین بوده است و دیگر نمی‌توان آن را با روایت‌های ساختگی تطهیر کرد.

مردم امروز حق دارند برخلاف تبلیغات سازمان‌یافته حکومت بپرسند اگر خمینی و پیروانش بی‌تقصیر بوده‌اند، پس چه کسی این کشور را به این نقطه رسانده؟ این میراث خمینی و خامنه‌ای و کل ساختار جمهوری اسلامی است که ایران را به اینجا رسانده است. زمان آن رسیده که مسئولان جمهوری اسلامی مسئولیت بپذیرند، کنار بروند، و بگذارند مردم درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند.

امیر سلطان‌زاده: ترامپ در اوکراین نتیجه نگرفته و می‌خواهد در مذاکرات با ایران موفق شود

۱۳ خرداد ۱۴۰۴، ۱۲:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

امیر سلطان‌‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال درباره مواضع جمهوری اسلامی و ایالات متحده در مذاکرات گفت: «تحلیل‌هایی که این روزها حتی از طرف بخش تندرو بیرون می‌آید، این است که می‌خواهند به نتیجه برسند ولی آبرومندانه امتیازات را به ایالات متحده بدهند، چون بحث افکار عمومی را دارند، همان‌طور که ترامپ هم دارد.»

او افزود: «ترامپ می‌خواهد یک نتیجه بگیرد؛ در اوکراین نتوانسته نتیجه بگیرد و می‌خواهد در مذاکرات با ایران موفق شود. جمهوری اسلامی به‌لحاظ اقتصادی، ژئوپلیتیک و شکست‌هایی که در محور مقاومت خورده، می‌خواهد همه را با یک توافق موقت جبران کند و زمان بخرد تا خودش را احیا کند، چون ایران مشکلات داخلی هم دارد. اول باید مشکل خارجی را حل کند و به ثبات برسد تا بتواند در داخل تغییرات مدنظر را با سیاست‌هایش اجرا کند.»

علی‌حسین قاضی‌زاده: ترامپ قدرتمندترین بازیگر مذاکرات است، اما تنها بازیگر نیست

۱۳ خرداد ۱۴۰۴، ۱۱:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، می‌گوید: «موضع کلی آمریکا مشخص است. جمهوری اسلامی زمانی که حق غنی‌سازی داشت، اجازه غنی‌سازی تا ۳ درصد را داشت، اما دیدیم که به‌راحتی آن را به ۶۰ درصد و حتی بالاتر رساند. نظارت‌ها نیز تنها بر مکان‌های محدودی اعمال می‌شد. یکی از ایرادهای اصلی برجام همین بود؛ مراکز متعددی که مورد تردید و مشکوک بودند، تحت نظارت این توافق قرار نمی‌گرفتند. اگر سرقت اسناد هسته‌ای اتفاق نمی‌افتاد، کسی از وجود این مراکز هم باخبر نمی‌شد.»

او افزود: «در واقع تصمیم ترامپ پایان دادن به همین سیستم ناقص بود. هر رئیس‌جمهور دیگری هم در آمریکا می‌بود، چنین خواسته‌ای را دنبال می‌کرد. از نظر من، غنی‌سازی در خاک ایران قابل پذیرش نیست؛ هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا نمی‌تواند چنین چیزی را تأیید کند.»

این تحلیلگر تاکید کرد: «ترامپ قدرتمندترین بازیگر این عرصه است، اما تنها بازیگر نیست. حزب جمهوری‌خواه، اسرائیلی‌ها و اروپایی‌ها نیز هرکدام به‌شیوه‌های مختلف دیدگاه‌های خود را مطرح کرده‌اند. حتی اگر ترامپ بخواهد توافقی در این زمینه را بپذیرد، فشارهای گسترده و موانع سیاسی مانع از اجرای آن خواهند شد.»

امیر حمیدی: مذاکرات تهران و واشینگتن با بن‌بست‌های متفاوتی روبرو است

۱۳ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)

امیر حمیدی، کارشناس امنیت ملی، می‌گوید: «در گفت‌وگوهای میان آمریکا و جمهوری اسلامی، هم در سطح فنی و امنیتی و هم در سطح سیاسی، با بن‌بست‌های متفاوتی روبرو هستیم.»

او افزود: «واقعیت این است که هیچ چشم‌انداز روشنی بر سر یک توافق وجود ندارد».

اگر خامنه‌ای و ترامپ به توافق نرسند، چه خواهد شد؟

۱۳ خرداد ۱۴۰۴، ۰۰:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

گزارش‌های ضدونقیضی درباره سرنوشت مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده منتشر شده است.

خبرگزاری رویترز گزارش داده که ایران قصد دارد به پیشنهاد جدید آمریکا پاسخ منفی بدهد، در حالی که پایگاه خبری اکسیوس به نقل از باراک راوید، خبرنگار سرشناس، نوشته که آمریکا به ایران اجازه داده تا غنی‌سازی اورانیوم در سطح سه درصد را ادامه دهد. این در حالی است که هیچ‌یک از دو طرف، به صورت رسمی، درباره جزییات این پیشنهاد اظهار نظر نکرده‌اند.

بنابراین، هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت که توافقی در راه است یا شکست مذاکرات و بالا گرفتن تنش‌ها به درگیری نظامی منجر خواهد شد. اما اگر جمهوری اسلامی این پیشنهاد را رد کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و تبعات آن چه خواهد بود؟

مکانیزم ماشه چیست؟

از استفاده از مکانیزم ماشه و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل به عنوان نتیجه شکست مذاکرات ایران و آمریکا یاد می‌شود. مکانیزم ماشه به فرآیندی گفته می‌شود که به کشورهای اروپایی امضا کننده برجام اجازه می‌دهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، تمامی تحریم‌های سازمان ملل که پیش‌تر با توافق هسته‌ای لغو شده بودند را دوباره برقرار کنند.

در صورتی که مذاکرات شکست بخورد، فعال شدن مکانیزم ماشه توسط آلمان، فرانسه و بریتانیا می‌تواند بار دیگر قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران را احیا کند. اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، نخستین تاثیر آن در داخل ایران، افزایش قیمت دلار و طلا خواهد بود؛ موضوعی که پیش‌تر نیز در شرایط مشابه تجربه شده است.

در سطح سیاسی و نظامی، شکست مذاکرات می‌تواند به تشدید مواضع تهاجمی دونالد ترامپ منجر شود. ترامپ پیش‌تر گفته بود که مساله هسته‌ای ایران یا از طریق دیپلماسی حل می‌شود یا با اقدام نظامی. بنابراین، شکست مذاکرات ممکن است به معنای حرکت آمریکا به سمت گزینه نظامی باشد، چه به صورت مستقیم و چه با حمایت از حمله احتمالی اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران.

با توجه به زیرزمینی بودن مراکزی چون نطنز و فردو، بسیاری از کارشناسان نظامی معتقدند که حمله‌ای موفق به این مراکز تنها با مشارکت مستقیم آمریکا و استفاده از بمب‌های سنگرشکن سنگین میسر است. در صورت وقوع چنین حمله‌ای، جمهوری اسلامی نیز احتمالاً به آن پاسخ خواهد داد و این پاسخ می‌تواند حمله به اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه باشد؛ که در نتیجه، آمریکا را وارد درگیری مستقیم خواهد کرد.

از طرف دیگر گزارش اخیر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه ایران، که به زودی در نشست شورای حکام مطرح خواهد شد، بیانگر این است که جمهوری اسلامی از همکاری لازم با آژانس خودداری کرده، به پرسش‌ها درباره فعالیت‌های گذشته‌اش پاسخ نداده و سطح غنی‌سازی را افزایش داده است. طبق این گزارش، ایران اکنون بیش از ۴۰۸ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالای ۶۰ درصد در اختیار دارد که برای ساخت حدود ۱۰ بمب اتمی کافی است.

در صورتی که این گزارش منجر به صدور یک قطعنامه شدیداللحن علیه ایران شود، کشورهای اروپایی می‌توانند مکانیزم ماشه را فعال کنند و تحریم‌های سابق سازمان ملل بازگردد.

بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰، شورای امنیت سازمان ملل شش قطعنامه علیه ایران صادر کرد. این تحریم‌ها، اقتصاد ایران را فلج کرد و باعث افت شدید صادرات نفت شد. همان زمان بود که رهبر جمهوری اسلامی با آگاهی از عمق بحران، علی‌اکبر صالحی وزیر خارجه وقت را مأمور کرد تا مخفیانه با آمریکا در عمان مذاکره کند. نتیجه آن مذاکرات، در نهایت، توافق برجام شد.

حالا بر اساس گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس، شکست مذاکرات و بازگشت تحریم‌ها می‌تواند به فروپاشی اقتصادی و دولتی منجر شود. جمهوری اسلامی، در دفاع از برنامه هسته‌ای، همواره بر این نکته تاکید دارد که غنی‌سازی، «حق مردم ایران» است. عباس عراقچی نیز گفته که چون برای این برنامه هزینه زیادی شده، نمی‌توان از آن عقب‌نشینی کرد.

اما پرسش جدی اینجاست: آیا دیگر حقوق مردم، از جمله آب آشامیدنی سالم، برق، بهداشت، مسکن، و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نیز رعایت شده‌اند؟ اگر جمهوری اسلامی هیچ‌گاه از مردم درباره این برنامه‌ هسته‌ای نظر نخواسته، چگونه اکنون مدعی است که از «حق مردم» دفاع می‌کند؟

در نهایت، سرنوشت مذاکرات به تصمیم نهایی رهبر جمهوری اسلامی بستگی دارد. او به‌خوبی از تبعات توافق یا شکست آن آگاه است. توافق ممکن است به معنای عقب‌نشینی و تحقیر تلقی شود، و شکست مذاکرات می‌تواند به جنگی منجر شود که بقای جمهوری اسلامی را به خطر بیندازد.

با توجه به تضاد منافع، وضعیت پیچیده بین‌المللی، و فشارهای داخلی و خارجی، تصمیم‌گیری در این مقطع برای نظام جمهوری اسلامی بسیار دشوار است.