انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ آلمان تحولی قابلتوجه در صحنهی سیاسی این کشور رقم زد و ائتلاف محافظهکار شامل اتحادیهی دموکرات مسیحی و اتحادیهی سوسیال مسیحی به رهبری فریدریش مرتس با کسب ۲۸.۶ درصد آرا پیروز شد و راه را برای صدراعظمی او هموار کرد.
در همین حال، حزب راست افراطی آلترناتیو برای آلمان با کسب ۲۰.۸ درصد آرا بهترین نتیجهی تاریخ خود را ثبت کرد و به دومین حزب بزرگ در بوندستاگ تبدیل شد.
در مقابل، حزب سوسیال دموکرات با کاهش شدید حمایت رایدهندگان، ۱۶.۴ درصد آرا را به دست آورد و به جایگاه سوم سقوط کرد.
نتایج این انتخابات نشاندهندهی تغییرات عمیق در اولویتهای رایدهندگان آلمانی است. از آن جمله، رشد چشمگیر حمایت از احزاب راستگرا بهویژه آلترناتیو برای آلمان، بیانگر نگرانیهای فزاینده دربارهی مهاجرت، وضعیت اقتصادی و هویت ملی نزد شماری چشمگیر از آلمانیهاست.
بحرانهای اقتصادی، نگرانیهای مربوط به مهاجرت، تاثیر جنگ اوکراین، نارضایتی از سیاستهای لیبرال و نقش رسانهها از عوامل کلیدی این تحول به شمار میآیند.
یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رفتار رایدهندگان در انتخابات ۲۰۲۵، عملکرد دولت اولاف شولتز بود.
وضعیت اقتصادی کشور
شولتز که پس از ۱۶ سال صدراعظمی آنگلا مرکل بر سر کار آمد، نتوانست همان سطح از ثبات و اعتماد را که در دوره مرکل مردم در آلمان تجربه کرده بودند، در کشور حفظ کند.
دوران او با چالشهای متعددی از جمله بحران انرژی، تورم بالا و رشد اقتصادی ضعیف همراه بود. در حالی که مرکل به دلیل سیاستهای متعادل و مدیریت بحران تحسین میشد، شولتز در مقابله با مشکلات داخلی و خارجی ناکام ماند.
اختلافات داخلی در دولت ائتلافی، عدم هماهنگی در سیاستهای اقتصادی و ناتوانی در کنترل بحران انرژی موجب کاهش محبوبیت حزب سوسیال دموکرات شد.
نرخ تورم آلمان در سال ۲۰۲۴ به ۷.۲ درصد رسید که بالاترین میزان در بیش از دو دههی گذشته بود و افزایش هزینههای زندگی، قیمت مسکن و انرژی فشار سنگینی بر خانوادههای آلمانی وارد کرد.
در این وضعیت، در حالی که دولت تلاش میکرد با بستههای حمایتی و یارانههای انرژی از شدت بحران بکاهد، بسیاری از شهروندان این اقدامات را ناکافی میدانستند.
افزایش مالیاتها و کاهش یارانههای اجتماعی نیز به نارضایتی عمومی دامن زد و موجب شد که رایدهندگان به سمت احزاب راستگرا متمایل شوند که وعدهی کاهش مالیات و حمایت از صنایع داخلی را میدادند.
جنگ روسیه علیه اوکراین
جنگ اوکراین تاثیر قابلتوجهی بر سیاست داخلی آلمان داشت. این بحران نهتنها هزینههای اقتصادی و نظامی بالایی بر دولت تحمیل کرد، بلکه باعث افزایش قیمت انرژی و کاهش ثبات اقتصادی شد.
وابستگی آلمان به گاز روسیه و تحریمهای غرب علیه مسکو منجر به بحران انرژی شد که صنایع آلمانی را تحت تاثیر قرار داد و هزینههای زندگی را به شدت افزایش داد.
مردم آلمان شاهد بودند که حمایت دولت از اوکراین و افزایش بودجه نظامی در حالی انجام میشود که خودشان با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. امری که موجب شد بسیاری از رایدهندگان احساس کنند دولت اولویتهای داخلی را فدای مسائل بینالمللی کرده است.
در چنین فضایی، احزاب محافظهکار و راست افراطی با انتقاد از سیاستهای دولت در قبال جنگ اوکراین، حمایت قابلتوجهی به دست آوردند. آنها تاکید داشتند کمکهای مالی و نظامی به اوکراین باید کاهش یابد و منابع بیشتری به مسائل داخلی اختصاص داده شود.
این پیام بهویژه در میان طبقهی کارگر و بخشهایی از جامعه که بیشترین آسیب را از تورم و بحران انرژی دیده بودند، با استقبال مواجه شد.
مهاجرت در انتخابات
مهاجرت یکی از موضوعات محوری انتخابات ۲۰۲۵ بود. در سالهای اخیر، ورود شمار زیادی از مهاجران و پناهجویان باعث نگرانیهایی دربارهی تاثیر آن بر بازار کار، نظام رفاهی و امنیت اجتماعی شده است. در برخی مناطق شهری، چالشهای مربوط به ادغام مهاجران در جامعه و بازار کار مشهود بود.
گزارشهایی دربارهی افزایش جرائم و ناامنی، که رسانههای راستگرا برجسته میکردند، باعث شد بسیاری از رایدهندگان احساس کنند سیاستهای مهاجرتی دولت بیش از حد تساهلآمیز بوده و امنیت و فرهنگ ملی را تهدید میکند.
احزاب محافظهکار و راست افراطی با اتخاذ مواضع سختگیرانه در قبال مهاجرت توانستند حمایت بیشتری جلب کنند. بخشی از جامعهی آلمان احساس میکرد که دولت در سالهای اخیر بیش از حد بر موضوعات جهانی مانند تغییرات اقلیمی، حقوق اقلیتها و اصلاحات اجتماعی تمرکز کرده و دغدغههای اقتصادی شهروندان عادی را نادیده گرفته است.
سیاستهای محیطزیستی و ملاحظات چند فرهنگی
سیاستهای مربوط به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و حذف زغالسنگ، به افزایش هزینههای انرژی دامن زده است. برخی رایدهندگان احساس کردند که سیاستهای چندفرهنگی و اصلاحات اجتماعی، ارزشها و هویت ملی آلمان را تضعیف کرده است.
احزاب محافظهکار با تاکید بر حمایت از ارزشهای سنتی، خانواده و هویت ملی توانستند آرای این بخش از جامعه را به دست آورند. رسانهها و شبکههای اجتماعی هم در شکلدهی به افکار عمومی در انتخابات ۲۰۲۵ نقش مهمی ایفا کردند.
بسیاری از رایدهندگان دیگر به رسانههای جریان اصلی اعتماد نداشتند و به منابع خبری جایگزین، بهویژه رسانههای راستگرا و شبکههای اجتماعی، روی آوردند. در این بسترها، مشکلات اقتصادی و امنیتی بیش از پیش برجسته شد و دولت بهعنوان نهادی ناتوان در حل این بحرانها معرفی گردید.
کمپینهای دیجیتالی و تبلیغات هدفمند احزاب محافظهکار و آلترناتیو برای آلمان نیز تاثیر بسزایی در جذب رایدهندگان مردد داشت. انتخابات ۲۰۲۵ آلمان نشاندهندهی تغییری آشکار در مسیر سیاسی این کشور بود که تمایل فزایندهای به سمت سیاستهای محافظهکارانه و راست افراطی را نشان میدهد.
تاثیر انتخابات بر سیاست خارجی
پیروزی اتحادیهی دموکرات مسیحی و آلترناتیو برای آلمان نهتنها بر سیاست داخلی آلمان تاثیر خواهد گذاشت، بلکه پیامدهای گستردهای برای اتحادیهی اروپا و روابط بینالمللی این کشور خواهد داشت.
دولت ائتلافی قبلی به رهبری شولتز تلاش کرد در برابر جمهوری اسلامی و درباره تنشهای بین تهران و اورشلیم موضعی ملایم داشته باشد، اما انتظار می رود دولت محافظه کار با توجه به نزدیکی بیشتر با لابی های اسراییل در آلمان و همسویی سیاست هایش با راست گرایان اسرائیل از مماشات با برنامه هستهای تهران و بلند پروازیهای سران ایران جلوگیری کند.
از سوی دیگر به نظر می رسد محافظه کاران در آلمان همسویی بیشتر با دولت ترامپ درباره فشار حداکثری علیه حکومت ایران نشان دهند و روابط اقتصادی برلین و تهران بیش از بیست سال گذشته محدود شود.
در کنار این، آلمان و جمهوری اسلامی مسايل حل نشده دیگری هم روی میز دارند. از موضوع اعدام جمشید شارمهد و خطر حذف فیزیکی مخالفان حکومت در آلمان گرفته تا کانونهای بنیاد گرای ضد غربی که حتی به رغم تعطیلی اماکنی چون مرکز اسلامی هامبورگ همچنان خطر بالقوهای برای افزایش ناامنی و حملات خونین در اروپا هستند.
کافی است در نظر بگیریم ترامپ جزو اولین کسانی بوده که به مرتس تبریک گفته و نتانیاهو هم در لیست اولین مهمانان دولت آینده قرار دارد. در سالهای آینده، چالش اصلی دولت جدید این خواهد بود که آیا میتواند انتظارات رایدهندگانی که آنها را به قدرت رساندهاند، برآورده کند یا اینکه ادامه نارضایتی عمومی، بیش از پیش جامعه را به سمت راست افراطی متمایل خواهد کرد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.