تعرفههای ترامپ برای واردات از کانادا، مکزیک و چین چیست و چگونه اجرا میشود؟
دونالد ترامپ وعده خود را عملی و تعرفههایی را بر کانادا، مکزیک و چین اعمال کرد تا به گفته خود ورود مهاجران غیرقانونی و مخدر فنتانیل را به آمریکا تلافی کند. این تعرفهها چیست، از جیب چه کسانی پرداخت میشود، چرا ترامپ میخواهد آن را اعمال کند و چگونه بر آمریکاییها تاثیر میگذارد؟
با دستور اجرایی ترامپ، اعمال تعرفهها از حدود ساعت هشت و نیم صبح سهشنبه ۱۶ بهمن (به وقت ایران) اجرایی میشود.
بر اساس این دستورات، بر تمام کالاهای وارداتی از کانادا و مکزیک تعرفه ۲۵ درصدی و بر صادرات نفت کانادا و کالاهای چینی تعرفه ۱۰ درصدی اعمال میشود. همه این تعرفهها تحت «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» هستند.
سران سه کشور چین، مکزیک و کانادا بهسرعت به دستور اجرایی ترامپ واکنش نشان دادند و اتاوا و مکزیکوسیتی از وضع قوانین متقابل در برابر آمریکا خبر دادند.
مقامهای کاخ سفید پیشتر هشدار داده بودند که اگر کانادا، مکزیک و چین پاسخ متقابل دهند، نرخ تعرفهها افزایش خواهد یافت.
تعرفه چیست؟
هنوز مشخص نیست که این تعرفهها چقدر گسترده خواهند بود. ترامپ ممکن است برای برخی بخشها مانند نفت و گاز، استثنائاتی قائل شود یا تعرفهها را به گروههای خاصی محدود کند.
با توجه به اینکه حتی مشاوران ترامپ نیز در پیشبینی اقدامات بعدی او دچار مشکلاند، هر چیزی ممکن است قبل از اعمال تعرفهها رخ دهد.
تعرفه، مالیات بر کالاهای وارداتی از کشورهای خارجی به یک کشور است.
تعرفهها معمولا بهصورت درصدی از قیمت کالا که خریدار به فروشنده خارجی پرداخت میکند، اعمال میشوند.
ایالات متحده در حال حاضر بزرگترین واردکننده کالا در جهان است. در سال ۲۰۲۲، ارزش کالاهای وارداتی به این کشور به ۳.۲ تریلیون دلار رسید.
در آمریکا تعرفهها از سوی ماموران گمرک و حفاظت مرزی در ۳۲۸ بندر ورودی در سراسر کشور جمعآوری میشوند.
نرخهای تعرفه آمریکا متفاوت است؛ بهطور مثال، این تعرفه برای خودروهای مسافری معمولا ۲.۵ درصد و برای کفشهای گلف شش درصد تعیین شده است.
تعرفهها ممکن است برای کشورهایی که آمریکا با آنها توافق تجاری دارد، پایینتر باشند.
بهعنوان مثال، تا پیش از این بر اساس توافق تجاری میان آمریکا، کانادا و مکزیک، بیشتر کالاها میتوانستند بدون تعرفه بین سه کشور حرکت کنند.
اقتصاددانان جریان اصلی معمولا نسبت به تعرفهها بدبین هستند و آنها را روشی عمدتا ناکارآمد برای جمعآوری پول از سوی دولتها میدانند.
اقدامات ترامپ بر اساس کدام قوانین است؟
قانون فدرال آمریکا به رییسجمهوری اختیارات گستردهای میدهد تا تعرفهها را بدون تایید کنگره اعمال کند.
ترامپ به موجب «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» (IEEPA) این قدرت را دارد که یک وضعیت اضطراری اقتصادی ملی اعلام و با اجرای تعرفهها، واردات را به آمریکا مدیریت کند.
همچنین ترامپ میتواند تعرفهها را طبق بخش ۲۳۲ از «قانون گسترش تجارت» اعمال کند. این قانون به رییسجمهوری این اختیار را میدهد که تعرفهها را بر صنایع خاص اعمال کند.
این همان چیزی است که ترامپ در سال ۲۰۱۸ استفاده کرد، زمانی که تعرفههایی را بر آلومینیوم و فولاد وارداتی از کانادا، مکزیک و اتحادیه اروپا اعمال کرد.
در آن سال مکزیک با اعمال تعرفههایی بر گوشت خوک، پنیر و سایر کالاها به این اقدام پاسخ داد تا به تلافی به تولیدکنندگان آمریکایی آسیب وارد کند.
در نهایت، آمریکا و مکزیک در سال ۲۰۱۹ به توافق رسیدند تا تعرفههای خود را لغو کنند.
چرا ترامپ میخواهد علیه این سه کشور خاص تعرفه اعمال کند؟
ترامپ قبل از ورود به دفتر ریاستجمهوری، تهدید کرده بود که تعرفههایی را علیه سه شریک تجاری بزرگ آمریکا یعنی چین، مکزیک و کانادا اعمال خواهد کرد.
او بهطور خاص گفته بود که میخواهد تعرفه ۲۵ درصدی بر مکزیک و کانادا و تعرفه ۱۰ درصدی بر چین اعمال شود، تا زمانی که این کشورها با مهاجران و مواد مخدر غیرقانونی وارد شده به آمریکا مقابله کنند.
ترامپ تعرفهها را بهعنوان یک ابزار چانهزنی قدرتمند میبیند، اما این سیاست هزینه بالایی دارد.
ترامپ تعرفهها را بهعنوان سیاستی میبیند که میتواند بر تولیدکنندگان و واردکنندگان آمریکایی فشار بیاورد تا کالاها را در داخل کشور تولید کنند.
او میگوید این کار باعث ایجاد شغلهای بیشتر در کارخانهها، کاهش کسری بودجه فدرال و کاهش قیمت غذا میشود و این امکان را میدهند که دولت به حمایت از هزینههای مراقبت از کودکان بپردازد.
ترامپ خود را «مرد تعرفهها» نامیده و پیشتر تقریبا روی تمام واردات از چین، از پنلهای خورشیدی گرفته تا فولاد و آلومینیوم تعرفه وضع کرده است.
رییسجمهوری آمریکا اخیرا گفته بود: «تنها کاری که باید انجام دهید این است که کارخانهتان را در ایالات متحده بسازید و دیگر هیچ تعرفهای نخواهید داشت.»
اما چنین کاری به سادگی انجامپذیر نیست چون اقتصاد جهانی برای دههها به هم پیوسته است. بهعنوان مثال، کشاورزان آمریکایی نمیتوانند تا سالها به میزان تولید آووکادوهایی که مکزیک تولید میکند دست یابند.
این به این معناست که واردکنندگان احتمالا هزینه تعرفهها را به مصرفکنندگان منتقل خواهند کرد، که باعث افزایش قیمتها خواهد شد.
آمریکا در سالهای اخیر به تدریج از نقش خود پس از جنگ جهانی دوم در ترویج تجارت آزاد جهانی و کاهش تعرفهها عقبنشینی کرده است.
این تغییر واکنشی به از دست رفتن مشاغل تولیدی در آمریکا است که به تجارت آزادِ بدون محدودیت و قدرت فزاینده چین نسبت داده میشود.
تعرفهها از جیب چه کسانی پرداخت میشوند؟
اطلاعات غلط زیادی درباره این که چه کسی در واقع تعرفهها را پرداخت میکند، وجود دارد.
ترامپ تاکید میکند که این تعرفهها از سوی کشورهای خارجی پرداخت میشود اما در حقیقت، این واردکنندگان یعنی شرکتهای آمریکایی هستند که تعرفهها را پرداخت میکنند و پول آن به خزانه آمریکا میرود.
این شرکتها معمولا هزینههای بالاتر خود را به مشتریانشان منتقل میکنند و قیمتها را افزایش میدهند.
به همین دلیل است که اقتصاددانان میگویند مصرفکنندگان معمولا در نهایت هزینه تعرفهها را میپردازند.
با این حال، تعرفهها میتوانند به کشورهای خارجی آسیب برسانند زیرا محصولات آنها گرانتر و فروششان در خارج از کشور دشوارتر میشود.
شرکتهای خارجی ممکن است مجبور شوند قیمتها را کاهش دهند و سود خود را فدا کنند تا بتوانند تعرفهها را جبران و سهم بازار خود را در آمریکا حفظ کنند.
یانگ ژو، اقتصاددان دانشگاه فودان شانگهای، در یک مطالعه نتیجه گرفت که تعرفههای ترامپ بر کالاهای چینی بیش از سه برابر آسیب بیشتری به اقتصاد چین نسبت به اقتصاد آمریکا وارد کرد.
چگونه تعرفهها بر مصرفکنندگان آمریکایی تاثیر میگذارد؟
تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام واردات از مکزیک و کانادا باعث افزایش قیمت کالاها برای مصرفکنندگان خواهد شد.
کانادا یکی از صادرکنندگان بزرگ نفت خام است و مکزیک، بسیاری از میوهها و سبزیجات تازه را صادر میکند.
مکزیک همچنین بزرگترین صادرکننده قطعات خودرو به آمریکاست.
چین نیز یکی از صادرکنندگان اصلی تراشههای الکترونیکی است که در وسایلی مانند تلفنها و لپتاپها استفاده میشود.
در مجموع، آمریکا در سال ۲۰۲۳ میلادی حدود ۱.۲ تریلیون دلار کالا از کانادا، مکزیک و چین وارد کرده است.
این تنها واردات کالاهایی نیست که مصرفکنندگان مستقیما خریداری میکنند.
وقتی تعرفهها قیمت واردات را افزایش میدهند، این شامل مواد وارداتی است که برای تولید سایر کالاها در داخل ایالات متحده استفاده میشود.
افزایش قیمت مواد اولیه در نهایت به مصرفکنندگان منتقل خواهد شد.
ترامپ از این ایده که دولت ایالات متحده از طریق تعرفهها درآمد بیشتری به دست بیاورد استقبال کرده است، اما در نهایت این مصرفکنندگان آمریکایی خواهند بود که هزینهها را پرداخت خواهند کرد.
آمریکاییها منتظر تاثیر تعرفهها بر قیمتها بودهاند.
در یک نظرسنجی از هریس/گاردین در ماه نوامبر، تقریبا دو سوم آمریکاییها گفتند که اگر ترامپ تعرفههای گستردهای اعمال کند، انتظار دارند قیمتها افزایش یابد.
نقش تعرفهها در حمایت از صنایع داخلی
با افزایش قیمت واردات، تعرفهها میتوانند از تولیدکنندگان داخلی حمایت کنند.
این تعرفهها همچنین میتوانند به عنوان مجازات برای کشورهای خارجی به دلیل انجام شیوههای تجاری ناعادلانه، مانند یارانه دادن به صادرکنندگان خود یا فروش محصولات با قیمتهای غیرمنصفانه پایین، عمل کنند.
قبل از تاسیس مالیات بر درآمد فدرال در سال ۱۹۱۳ میلادی، تعرفهها یکی از منابع اصلی درآمد برای دولت آمریکا بودند.
طبق گفته داگلاس اروین، اقتصاددان دانشگاه دارتموث که تاریخچه سیاستهای تجاری را مطالعه کرده است، از سال ۱۷۹۰ تا ۱۸۶۰، تعرفهها ۹۰ درصد از درآمدهای فدرال را تشکیل میدادند.
تعرفهها پس از جنگ جهانی دوم و با رشد تجارت جهانی از محبوبیت افتادند چراکه دولت به منابع درآمدی بسیار بزرگتری نیاز داشت تا هزینههای خود را تامین کند.
دولت آمریکا در سال مالی که روز ۳۰ سپتامبر (نهم مهر) پایان یافت، حدود ۸۰ میلیارد دلار از تعرفهها و هزینهها جمعآوری کرد.
این مبلغ در مقایسه با ۲.۵ تریلیون دلار از مالیاتهای درآمد فردی و ۱.۷ تریلیون دلار از مالیاتهای تامین اجتماعی و بیمه سلامت سالمندان، بسیار ناچیز است.
با این حال، ترامپ میخواهد سیاست بودجهای مشابه آنچه در قرن نوزدهم بود را اجرا کند.
تعرفهها همچنین میتوانند برای فشار به کشورهای دیگر در مسائل مختلف و حتی غیر مرتبط با تجارت، استفاده شوند.
به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۹، ترامپ از تهدید تعرفهها به عنوان اهرمی برای متقاعد کردن مکزیکوسیتی به مقابله با موجهای مهاجران آمریکای مرکزی استفاده کرد که از طریق سرزمین مکزیک به آمریکا میرفتند.
ترامپ حتی تعرفهها را به عنوان روشی برای جلوگیری از جنگها میبیند.
او چند ماه پیش و در یک تجمع گفت: «من میتوانم این کار را با یک تماس تلفنی انجام دهم.»
ترامپ تهدید کرده بود که اگر کشوری بخواهد جنگی راه بیندازد، برایش تعرفه ۱۰۰ درصدی وضع میکند.
اقتصاددانان تعرفهها را خودزنی میدانند
تعرفهها هزینهها را برای شرکتها و مصرفکنندگانی که به واردات وابسته هستند، افزایش میدهند. همچنین احتمال دارد که موجب واکنشهای تلافیجویانه شوند.
اتحادیه اروپا در واکنش به تعرفههای ترامپ بر فولاد و آلومینیوم، محصولات آمریکایی را از بوربن گرفته تا موتورسیکلتهای هارلی-دیویدسون، مشمول مالیات کرد.
به همین ترتیب، چین نیز در پاسخ به جنگ تجاری ترامپ و به طور حسابشده برای آسیب رساندن به حامیان او در بخش کشاورزی، تعرفههایی را بر کالاهای آمریکایی از جمله سویا و گوشت خوک وضع کرد.
یک مطالعه از سوی اقتصاددانان موسسه فناوری ماساچوست، دانشگاه زوریخ، هاروارد و بانک جهانی به این نتیجه رسید که تعرفههای ترامپ نتوانستهاند شغلهایی را به قلب آمریکا بازگردانند.
این مطالعه نشان داد که تعرفهها «نه شغلها را افزایش و نه کاهش داد».
با وجود مالیاتهای ترامپ بر فولاد وارداتی در سال ۲۰۱۸، تعداد مشاغل در کارخانههای فولاد آمریکا تقریبا ثابت و در حدود ۱۴۰ هزار باقی ماند.
در مقایسه، تنها والمارت ۱.۶ میلیون نفر را در آمریکا به کار گرفته است.
طبق یافتههای مطالعه، بدتر از آن، مالیاتهای تلافیجویانهای بود که چین و دیگر کشورهای جهان بر کالاهای آمریکایی وضع کردند و «تاثیرات منفی» بر اشتغال و بهویژه برای کشاورزان داستند.
این تعرفههای تلافیجویانه تنها بهطور جزیی با میلیاردها دلار کمکهای دولتی که ترامپ به کشاورزان اختصاص داد، جبران شد.
تعرفههای ترامپ همچنین به شرکتهایی که به واردات هدفمند وابسته بودند، آسیب رساند.
اگرچه جنگ تجاری ترامپ به عنوان یک سیاست شکست خورد، اما بهعنوان ابزاری سیاسی موفق بود.
این مطالعه نشان داد که حمایت از ترامپ و کاندیداهای جمهوریخواه کنگره در مناطقی مانند کارولینای شمالی و تنسی که بیشتر در معرض تعرفههای وارداتی قرار داشتند، افزایش یافت.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.