• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

درباره «داور»؛ کسی که داوری درباره‌اش بسیار دشوار است

نیک‌آهنگ کوثر

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر حوزه آب و محیط‌زیست

۲۷ دی ۱۴۰۳، ۰۰:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۷:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

نوشتن در این ساعت‌ها به هیچ وجه کار آسانی نیست، آن هم درباره «داور».

چند ساعت پیش دوستی زنگ زد و از «داور» پرسید. گفتم بی‌خبرم، و فقط دو شب پیش خوابش را دیده‌ام و توی خواب تعجب کردم که چطور بعد از این همه مدت داریم با هم حرف می‌زنیم… گفت:«خبر خودکشی را شنیده‌ای؟ شوکه شدم. این اولین اقدام به خودکشی او نبود، دو بارش را در ایران به یاد داشتم و یک بارش را در بلژیک. بعد که خبر تایید شد، صندوق خاطره‌ها ناگهان گشوده شد؛ خاطراتی از سال ۱۳۷۰.

ابراهیم نبوی که من آن زمان می‌شناختم

دوستان ابراهیم نبوی او را «داور» خطاب می‌کردند. نمی‌دانم اولین بار این اسم را چه کسی گذاشت، در کرمان؟ در دانشگاه شیراز؟ یا جایی دیگر. هر چه بود، داور نمی‌توانست داور خوبی باشد، چون سریع جبهه می‌گرفت و تند و تیز می‌شد.

نبوی به‌واقع در چند دوره زیست. هر دوره، به نحوی اثرگذار و نسبت به دیگران، تندتر و تیزتر بود. شاید هوش بسیارش کار دستش می‌داد و نمی‌توانست با کند حرکت کردن با بقیه کنار بیاید.

برخی از دوستانش، او را از دوران دانشگاه شیراز و تندروی‌های انقلاب فرهنگی به یاد می‌آورند. بعضی‌ها از وقتی به تهران آمد و در وزارت کشور مدیر شد. گروهی از مجله سروش او را به خاطر دارند و برخی هم از گزارش فیلم و شماره ویژه «دیوار پینک فلوید». در هر دوره، تند و تیز بود.

من نبوی را از گل‌آقا شناختم.

بهار ۱۳۷۰، یکی از بچه‌های دانشکده، کپی کاریکاتورهایی را که از استادان کشیده بودم به دوستش سیامک ظریفی، طنزنویس و شاعر مجله گل‌آقا داده بود و ظریفی هم آن مجموعه را به مدیرانش نشان داد.

وسط امتحان‌های خرداد ۷۰، از من دعوت کردند که سری به گل‌آقا بزنم. تابستان ۷۰ رسما عضو مجموعه شدم و یکی از کسانی که کمک کرد در آن فضای به شدت تحت تاثیر طنز «مجله توفیق» دوام بیاورم و از دوران باستان طنز گذر کنم، نبوی بود.

او به من آموخت که هم قدر موقعیت هم‌کلام شدن با کسانی چون ابوالقاسم حالت را بدانم و هم‌زمان از احمد عربانی و ابوالفضل زرویی بیاموزم و نکات کلیدی طنزهای مدرن اروپا و آمریکا و کارتون‌های مطبوعاتی غربی را یاد بگیرم.

اگر حمایت‌های آن زمان نبوی نبود، گل‌آقا را رها کرده بودم. وقتی سال ۷۱ با کیومرث صابری دچار اختلاف شد، از مجموعه رفت. نتیجه نبودش را خیلی سریع حس کردیم، چه، کیفیت گل‌آقا با رفتن داور به شدت افت کرد. تیراژ مجله پایین آمد. ما جوان‌ترها در گل‌آقا احساس تنهایی وحشتناکی می‌کردیم. رفتار سردبیری با دوستان داور چندان مهربانانه نبود.

همان زمان، ماهنامه همشهری شهرداری آغاز به کار کرده بود و داور از من دعوت کرد آنجا هم با او همکاری کنم. همان روزها داشت طرح یک روزنامه برای شهرداری را می‌نوشت، روزنامه‌ای که در پاییز ۷۱ آغاز به کار کرد و هنوز هم منتشر می‌شود: اولین روزنامه رنگی ایران، «همشهری».

بعضی از روزها قبل از راه‌اندازی همشهری کمکش می‌کردم. از بردن کتاب از کتاب‌فروشی‌های جلو دانشگاه تهران تا چیدن بعضی از چیزها در ساختمانی که هنوز بناها داشتند کاملش می‌کردند.

داور خیلی از کسانی را که می‌شناخت به همشهری آورد و روزنامه خیلی سریع تبدیل به روزنامه‌ای مدرن، اما تند و تیز شد. نبوی، ابوالفضل زرویی نصرآباد را هم از گل آقا به همشهری برد و ستون طنز همشهری باعث شد خیلی‌ها به این نتیجه برسند که روزنامه بدون طنز نمی‌تواند وجود خارجی داشته باشد.

او به ایجاد ستون کارتون روزنامه هم کمک کرد، جایی که افشین سبوکی، علی جهانشاهی، اسد بیناخواهی و علی مریخی، دانش‌آموخته‌های هنر دانشگاه تهران که عضو گروه کاسنی بودند، هر روزی کاری جدید به خوانندگان روزنامه عرضه می‌کردند.

وقتی همشهری از حد تحمل بسیاری در آن روزگار تندتر رفت، صدای خامنه‌ای هم در آمد و خیلی‌ها بعد از چند ماه مجبور به ترک آن شدند، از جمله خود نبوی. فضا برای او آن‌قدر تنگ شد که مدتی از تهران رفت.

اما دوران مهم اثرگذاری او بعد از دوم خرداد ۷۶ و به عبارتی با تولد روزنامه جامعه بود. ستون طنز روزانه او، آن‌چنان تاثیرگذار شد که طنز روزنامه‌ای مترادف شد با نام «سید ابراهیم نبوی» و خیلی‌ها یکه‌تازی کیومرث صابری در دهه ۶۰ و ستون «دو کلمه حرف حساب» را به‌کل فراموش کردند. طنزهای داور تند و تیز بود.

هم‌زمان در هفته‌نامه مهر همکار بودیم. جایی کاملا متفاوت با هفته‌نامه‌های دیگر. مدتی هم در پاییز ۷۶ در یک برنامه تلویزیونی علمی به نام «قاصدک» با هم کار کردیم که من کاریکاتور چهره مهمان‌های برنامه را که دانشمندان نامدار ایران زمین بودند می‌کشیدم. داور نویسنده برنامه بود.

در روزهای اول نوروز ۷۷ به من گفت که فائزه هاشمی می‌خواهد روزنامه‌ای برای زنان منتشر کند به نام «زن» و از من خواست که به آن مجموعه بروم. من یک هفته قبل از نوروز، در اعتراض به عطریان‌فر و سانسورهای او بعد از دوم خرداد، از همشهری استعفا کرده بودم. داور گفت که وجود اینکه فائزه هاشمی هم مثل عطریان‌فر عضو کارگزاران است، اما قرار نیست سانسورچی باشد. همین باعث شد قبول کنم. نبوی گروه زیادی از جوان‌ترها را به روزنامه زن آورد، جوانانی با استعداد که بعضی‌های‌شان تجربه‌شان در حد درست کردن روزنامه دیواری بود. آنها را کنار روزنامه‌نگاران با تجربه و قدیمی قرار داد و «روزنامه زن» با یک قطع کاملا متفاوت چند ماه بعد منتشر شد، تندتر و تیزتر از حد انتظار. داور البته طبق معمول نتوانست با بعضی از نزدیکان فائزه کنار بیاید و رفت.

طنزهای تند و تیزش در جامعه کار دستش داد و سال ۷۷ همراه با شمس‌الواعظین و جلایی‌پور دستگیر شد و مدتی بند ۲۰۹ زندان اوین را تجربه کرد. داور از همان زمان در فکر انتشار کتاب بود و با انتشارات روزنه خیلی جدی همکاری‌اش را آغاز کرد. همکاری جدی‌ای که بر خلاف کار با روزنامه‌ها زود قطع نمی‌شد.

سال ۷۸ با هم اولین کتاب‌ مشترک‌مان «در سال ۷۷ اتفاق افتاد» را با انتشارات روزنه منتشر کردیم. در آن کتاب‌ها داور بر اساس کارتون‌های من در روزنامه‌ها طنزهای جدیدی نوشت. این کار تا سه سال دیگر هم تکرار شد. می‌خواستیم طنز و کارتون و تاریخ معاصر را پیوند بزنیم و هر سال یک کتاب منتشر کنیم.

داور کتاب‌های زیادی نوشت و خیلی هم پرفروش بودند. هم از یادداشت‌هایش در روزنامه‌ها، طنزهایش و یا موضوع‌هایی که شاید فکر نمی‌کردی نبوی سراغ‌شان برود. قرار بود با هم کتابی درباره جواد لاریجانی منتشر کنیم و من پنج جلسه با لاریجانی گفت و گو کردم که هر کدام‌شان می‌توانست دست‌مایه یک کتاب طنز ۲۰۰ برگی باشد.

در مرداد سال ۷۹ که دستگیری روزنامه‌نگاران تبدیل به یکی از تفریحات قاضی مرتضوی شده بود، داور را هم بعد از احضار گرفتند، درست در روزی که باید در جلسه جشنواره مطبوعات و روز خبرنگار در تالار وحدت روی سن می‌رفت. دادگاه داور تبدیل به یک جلسه کمدی از نوع «استند آپ» شده بود که مرتضوی را از خنده روده‌بر کرد.

با داور چند بار دیگر همکار بودم، در روزآنلاین و در رادیو زمانه. همکاری با رادیو زمانه زودگذر بود، اما با وجود اینکه سال‌ها نگاه متفاوت به حکومت و سیاست عامل دوری بود، ولی همچنان زیر یک سقف رسانه‌ای کار می‌کردیم.

خودکِشی و خودکُشی

آن سال‌ها به شوخی می‌گفتم که ما کاریکاتوریست‌ها اهل خودکُشی نیستیم و به جایش خودکِشی می‌کنیم. جلو آیینه می‌نشینیم و کاریکاتور خودمان را می‌کشیم، اما برخی طنزپردازان اهل خودکِشی نبودند.

تا قبل از دوران تبعید، تا آنجا که به یاد دارم، داور دو بار اقدام به خودکشی کرده بود. او گرچه با طنزهایش باعث خوشحالی خیلی‌ از مخاطبان می‌شد، اما وقتی جمع ۲+۲ چیزی جز ۴ از آب در می‌آمد و حساب و کتاب‌هایش به هم می‌ریخت، نمی‌توانست تحمل کند.

یک شب شریک زندگی‌اش خبر داد که «داور تعداد زیادی قرص آرامبخش خورده و از حال رفته». ساعاتی بعد در بیمارستانی بالای سرش بودیم. یک بار دیگر، قبل از خروج از ایران، وقتی استودیوی کوچکی در جردن گرفته بود، کار به بیمارستان دیگری کشید. نگران بودیم که بعد از مرخص شدن از بیمارستان، دوباره کاری دست خودش بدهد. وقتی از ایران رفت، خیال کردم دیگر نگرانی‌ها برطرف شده، اما نه.

ما با فاصله کمی از ایران رفتیم. او در اول بهار و من در اول تابستان ۸۲. فکر می‌کنم اواخر پاییز بود که دوستی مشترک خبر اقدام او به خودکشی را به من داد.

در دوران بعد از روزآنلاین، ترجیح داده بودیم به همان خاطرات خوب گذشته بسنده کنیم و دوری و دوستی، اما هر از گاهی می‌شنیدم که غم دوری از ایران سخت عذابش می‌دهد. عین همان غمی که جان علیرضا رضایی را گرفته بود.

چند سال پیش که خبر درگذشت علیرضا رضایی را شنیدم، مرگ طبیعی‌اش را باور نکردم، چون می‌دانستم که او شدیدا از دوری از ایران غمگین است و به الکل متوسل شده؛ یک جور خودکشی تدریجی.

ساعاتی پیش که دوستی مشترک زنگ زد و خواست ببیند از داور خبر دارم و نهایتا پرسید که خبر خودکشی را شنیده‌ام یا نه،نخواستم باور کنم، توی ذهنم به چند بار به «اقدام به خودکشی» او در ایران و بلژیک فکر کردم و به خودم گفتم این بار هم اتفاقی نمی‌افتد، اما افتاد.

داوری درباره داور: ماموریت غیرممکن

نوشتن درباره کسی که زندگی‌اش ابعاد متفاوتی داشته دشوار است و داوری، دشوارتر.

اگر درباره کارهای سیاسی‌ و جبهه‌گیری‌هایش در مورد قربانیان سیاست‌های جمهوری اسلامی بخواهیم چیزی بگوییم، و از آن طرف، هنرش در باره راه‌اندازی روزنامه‌ها و ایجاد فضایی برای درخشیدن بسیاری از جوان‌ترها را بیان کنیم، انگار در باره چند نفر حرف زده‌ایم. اگر هم در مورد طنزهایی که برای برنامه‌های تلویزیونی و فیلم نوشت چیزی نگوییم، یک بعد وجودی او را نادیده گرفته‌ایم.

کسانی که داستان‌های کوتاه او را خوانده‌اند، شاید ندانند که چند نفر را با همان داستان‌ها عاشق خود کرده. یکی از کسانی که از نبوی دل خوشی نداشت، وقتی تصادفا داستانی با عنوان «بوی تمشک وحشی» را خواند، ندانسته عاشق نویسنده شد. وقتی فهمید که داور نویسنده آن داستان عشقی بوده، گریست. من کمتر چنین واکنشی دیده‌ام.

ابراهیم نبوی مثل یک آتش‌ بزرگ بود. آتش درخشانی که به دورترها نور می‌داد، اما اگر نزدیکش می‌بودی، می‌سوختی. یک بار به شوخی به یکی از نزدیکانش گفتم که من روزهایی که کپسول آتش‌نشانی در کیفم دارم با داور جلسه می‌گذارم. خیلی‌ها کپسول نداشتند.

پربازدیدترین‌ها

«زرادخانه شناور» توسط نیروهای نظامی ایران در دریای عمان توقیف شد
۱

«زرادخانه شناور» توسط نیروهای نظامی ایران در دریای عمان توقیف شد

۲

رسانه‌ها در آمریکا از درگیری‌های فیزیکی در پشت صحنه دیدار ترامپ و شی خبر دادند

۳

هشدار ترامپ به جمهوری اسلامی: صبرم رو به پایان است

۴

رییس سیا در سفر به هاوانا پیام ترامپ را به مقام‌های کوبایی منتقل کرد

۵

ترامپ به آمریکایی‌ها: فشار اقتصادی را تحمل کنید؛ باید جلوی «گروهی دیوانه» را بگیریم

انتخاب سردبیر

  • هزینه موازنه‌گری چین در قبال جمهوری اسلامی رو به افزایش است
    تحلیل

    هزینه موازنه‌گری چین در قبال جمهوری اسلامی رو به افزایش است

  • یک زن متاهل در افغانستان گفت طالبان قصد دارد او را به ازدواج مرد دیگری درآورد

    یک زن متاهل در افغانستان گفت طالبان قصد دارد او را به ازدواج مرد دیگری درآورد

  • رسانه‌ها در آمریکا از درگیری‌های فیزیکی در پشت صحنه دیدار ترامپ و شی خبر دادند

    رسانه‌ها در آمریکا از درگیری‌های فیزیکی در پشت صحنه دیدار ترامپ و شی خبر دادند

  • شی ممکن است به ترامپ در موضوع ایران کمک کند، اما این کمک هزینه‌ای دارد
    تحلیل

    شی ممکن است به ترامپ در موضوع ایران کمک کند، اما این کمک هزینه‌ای دارد

  • آمریکا برای شناسایی یک مامور سابق ضدجاسوسی و عوامل تولید پهپاد سپاه پاداش تعیین کرد

    آمریکا برای شناسایی یک مامور سابق ضدجاسوسی و عوامل تولید پهپاد سپاه پاداش تعیین کرد

  • شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد
    گزارش ویژه

    شب‌هایی که بیمارستان الغدیر صحنه جنایت شد

•
•
•

مطالب بیشتر

انتخاب‌های خامنه‌ای در برابر طوفان ترامپ و تهدیدات نتانیاهو

۲۷ دی ۱۴۰۳، ۰۰:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

یکی از ویژگی‌های بارز سیاست خارجی جمهوری اسلامی، تناقض‌هایی است که میان اظهارات مقامات مختلف آن مشاهده می‌شود. این تناقض‌ها، به‌ویژه در رابطه با موضوعاتی همچون مذاکره با آمریکا، کشتن دونالد ترامپ، و پاسخ به تهدیدهای اسرائیل، بار دیگر خود را نشان داده است.

از یک سو، رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، بارها تاکید کرده است که «مذاکره با آمریکا» به‌دلیل «بی‌اعتمادی به این کشور» مد نظر نیست. از سوی دیگر، اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، حاوی پیام‌هایی متفاوت بوده است.

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه خبری ان‌بی‌سی نیوز آمریکا از آمادگی تهران برای مذاکره با آمریکا خبر داده و تاکید کرده است که جمهوری اسلامی هرگز به‌دنبال کشتن ترامپ نبوده و نخواهد بود.

این تناقض‌ها پرسش‌هایی جدی درباره سیاست‌های واقعی جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. آیا این اختلاف‌نظرها ناشی از یک تقسیم کار عمدی میان مقامات است؟ یا اینکه نشان‌دهنده بی‌برنامگی و تناقضات ساختاری در تصمیم‌گیری‌های کلان نظام است؟

سیاست دوگانه یا نمایش تقسیم کار؟

یکی از دلایل احتمالی این تناقض‌ها می‌تواند به تقسیم کار عمدی میان مقامات جمهوری اسلامی بازگردد. به‌نظر می‌رسد خامنه‌ای تلاش می‌کند چهره‌ای تسلیم‌ناپذیر از خود به نمایش بگذارد، در حالی که به دیپلمات‌ها و مقامات دیگر نظیر پزشکیان، ظریف و عراقچی اجازه داده می‌شود درباره امکان مذاکره با آمریکا صحبت کنند.

این رویکرد به خامنه‌ای اجازه می‌دهد در هر دو حالت دست بالا را داشته باشد:

۱-در صورت موفقیت مذاکرات، او می‌تواند بگوید که این توافق به‌رغم عدم اعتماد او به آمریکا انجام شده و نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری دولت ایران است.

۲-در صورت شکست مذاکرات، خامنه‌ای با تاکید بر موضع اولیه خود مبنی بر بی‌اعتمادی به آمریکا، شکست را گردن طرف‌های مذاکره‌کننده بیندازد.

به این ترتیب، خامنه‌ای از مسئولیت‌پذیری در قبال هر نتیجه‌ای شانه خالی می‌کند و همچنان وجهه خود را به‌عنوان «رهبر مقاوم» حفظ می‌کند.

یکی دیگر از جنبه‌های این تناقض‌ها، استراتژی جمهوری اسلامی برای خرید زمان در برابر فشارهای بین‌المللی است.

با بازگشت ترامپ به قدرت و افزایش تهدیدهای اسرائیل، به‌نظر می‌رسد جمهوری اسلامی تلاش دارد از طریق اظهارات متناقض و گاه متضاد، فشارها را کاهش دهد و در عین حال از اتخاذ تصمیمات قاطع خودداری کند.

خامنه‌ای می‌داند که ترامپ و نتانیاهو تهدیدهایی جدی برای بقای جمهوری اسلامی هستند. بنابراین، به‌نظر می‌رسد او در تلاش است با حفظ وجهه خود در میان طرفدارانش، ضمن حفظ موضع سرسختانه، راه‌هایی برای مهار این تهدیدها بیابد.

خامنه‌ای نه تنها به‌دنبال حفظ نظام جمهوری اسلامی است، بلکه تلاش دارد تصویر شخصی خود را به‌عنوان «رهبر ضد استکباری» حفظ کند. حتی در مواجهه با احتمال حمله اسرائیل و خطرات جدی برای بقای نظام، او حاضر نیست این تصویر را مخدوش کند.

این موضوع نشان می‌دهد که خامنه‌ای به‌جای توجه به منافع مردم ایران، دغدغه اصلی‌اش حفظ وجهه شخصی و نظامی است که او آن را نمایندگی می‌کند.

حالا به نظر می‌رسد که حداقل سه سناریو پیش روی جمهوری اسلامی قرار دارد:

مذاکره و توافق: جمهوری اسلامی ممکن است به سمت مذاکره و توافق با آمریکا برود و تا حدودی از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود عقب‌نشینی کند تا خطر سیاست فشار حداکثری ترامپ و تهدیدات نتانیاهو کاهش یابد و از سقوط نظام جلوگیری شود.

تقابل و درگیری: سناریو دیگر این است که جمهوری اسلامی از مذاکره و توافق اجتناب کند و آماده ورود به تقابل و درگیری احتمالی با آمریکا و اسرائیل باشد.

رویکرد عدم توافق و عدم تحریک آمریکا: سناریو سوم، به این معنا که جمهوری اسلامی بدون ورود به مذاکره و توافق، از اقدامات تحریک‌آمیز در زمینه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی پرهیز کند. این رویکرد یعنی جمهوری اسلامی در نهایت با آمریکا توافق نکند اما ضمن تحمل فشارهای تحریمی آمریکا تلاش کند آمریکا و اسرائیل را برای جنگ علیه خود تحریک نکند.

با این حال، تصمیم‌گیری نهایی به خامنه‌ای محدود نمی‌شود، زیرا چالش‌ها و عواملی وجود دارند که تا حد زیادی از کنترل وی خارج‌اند. این عوامل عبارت‌اند از:

بازگشت ترامپ با سیاست فشار حداکثری: ترامپ به سیاست مماشات بایدن اعتقادی ندارد و روابط نزدیکی با اسرائیل دارد که تهدیدی جدی برای جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

تمایل اسرائیل به حمله نظامی: اسرائیل آماده است تا با همراهی یا تایید آمریکا، به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی که آن را تهدیدی برای خود می‌داند، حمله و از فرصت همکاری با ترامپ استفاده کند.

تضعیف گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی: بسیاری از این گروه‌ها شکست خورده یا مهار شده‌اند و دیگر نمی‌توانند همانند گذشته در تقابل با ترامپ و اسرائیل، به جمهوری اسلامی کمک کنند.

تیره شدن روابط جمهوری اسلامی با اروپا: اروپا در زمینه‌های هسته‌ای، موشکی و کمک ایران به روسیه در جنگ اوکراین، نسبت به گذشته موضع سخت‌تری اتخاذ کرده است و احتمال دارد برای همراهی با ترامپ و تضعیف روسیه، علیه جمهوری اسلامی همراهی بیشتری با ترامپ از خود نشان دهد.

بحران‌های اقتصادی داخلی: کمبود برق، گاز، بنزین، افزایش قیمت دلار و خالی بودن خزانه از منابع مالی، بحران‌هایی هستند که با بازگشت ترامپ و محدودیت‌های بیشتر بر صادرات نفت، ممکن است تشدید شوند.

اعتراضات مردمی و قیام احتمالی: ترکیب فشارهای خارجی و بحران‌های داخلی، نارضایتی گسترده‌ای در میان مردم ایجاد کرده و می‌تواند به اعتراضات خیابانی و قیام علیه حکومت منجر شود.

در چنین شرایطی، خامنه‌ای آزادی عمل زیادی برای انتخاب مسیر ندارد و بحران‌های داخلی و خارجی، حکومت را تحت فشار قرار داده است.

علاوه بر این، شکاف‌ها و اختلافات درون حاکمیت نیز نمایان شده‌اند. گروهی از مسئولان معتقدند که برای حفظ نظام نباید از مواضع خود در برابر مردم و در برابر آمریکا عقب‌نشینی کرد. در مقابل، گروه دیگری بر این باورند که برای بقا و جلوگیری از قیام مردم، باید به سمت مذاکره و توافق با آمریکا رفت و از سخت‌گیری بر مردم کاست.

با وجود این اختلافات، هدف همه جریان‌های درون حاکمیت، حفظ نظام است، نه جلب رضایت مردم. خامنه‌ای نیز هنوز تصمیم نهایی خود را در این زمینه اتخاذ نکرده است. هیچ تصمیمی نیز تضمین‌کننده بقای جمهوری اسلامی نیست.

جنگ غزه رو به پایان؛ محاسبات فاجعه‌بار خامنه‌ای

۲۶ دی ۱۴۰۳، ۱۱:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جنگ غزه رو به پایان است. محاسبات علی خامنه‌ای که حمله حماس را شکستی غیرقابل جبران برای اسرائیل می‌دانست، نادرست از آب درآمد و به فاجعه‌ای خونین در لبنان و نوار غزه تبدیل شد.

حماسی که از این جنگ خارج می‌شود دیگر حماس سابق نیست و به شدت آسیب دیده است. حزب‌الله هم شکست خورده و در لبنان گوشه‌ای نشسته و زخم‌هایش را لیس می‌زند.

در سوریه، دیگر نشانی از حکومت اسد نیست. حوثی‌ها زیر ضربات آمریکا، اسرائیل و بریتانیا هستند. حشد شعبی عراق هم مهار شده و حالا اسرائیل امیدوار است با همراهی دونالد ترامپ تازه نفس، سراغ جمهوری اسلامی و سر اختاپوس برود.

آیا حکومت ایران باز هم با تغییر مسیر خودش را به طریقی از مهلکه نجات می‌دهد تا این طوفان هم بگذرد؟

جنگ غزه: پایانی متفاوت برای یک درگیری خونین

جنگ ۱۵ ماهه غزه به پایان خود نزدیک شده اما شرایط حماس و حامیان آن دیگر شبیه گذشته نیست.

حماس که زمانی یکی از قدرتمندترین بازیگران مقاومت فلسطین بود، حالا به شدت تضعیف شده است.

جمهوری اسلامی ایران که حامی اصلی حماس به شمار می‌رود نیز در منطقه شکست‌های متعدد و سنگینی را متحمل شده است.

در این میان، حزب‌الله لبنان هم که در حمایت از حماس وارد جنگ شد، هزینه‌های زیادی پرداخت کرد؛ از جمله با از دست دادن رهبر خود حسن نصرالله و بسیاری از فرماندهان ارشدش.

هر چند اسرائیل نیز در جریان این جنگ متحمل زخم‌های عمیقی شد اما اکنون دست بالا را در برابر حماس و جمهوری اسلامی دارد.

بازنده‌های اصلی این جنگ، بی‌تردید ده‌ها هزار فلسطینی و صدها اسرائیلی غیرنظامی بودند که قربانی جنگ‌طلبی حماس و جمهوری اسلامی شدند.

علاوه بر کشته‌شدگان، آوارگی صدها هزار اسرائیلی و آوارگان میلیونی فلسطینی نیز از دیگر پیامدهای این جنگ است.

رهبر جمهوری اسلامی در روزهای ابتدایی جنگ، شکست اسرائیل را جشن گرفت و پیش‌بینی کرد این جنگ به فروپاشی غیرقابل جبران اسرائیل منجر خواهد شد اما روند جنگ خلاف این پیش‌بینی‌ها را ثابت کرد. اسرائیل توانست طی ۱۵ ماه، وضعیت را به نفع خود تغییر دهد و موازنه قدرت را در منطقه جابه‌جا کند.

در ابتدا، حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس اعتبار ارتش اسرائیل را به شدت زیر سؤال برد. این حمله که مرگبارترین روز برای یهودیان از زمان هولوکاست بود، اعتبار نهادهای اطلاعاتی اسرائیل مانند شاباک، موساد و آمان را نیز مخدوش کرد. فرمانده آمان، ژنرال آهارون هالیوا، در پی این شکست از سمت خود استعفا داد.

ارتش اسرائیل با انجام سنگین‌ترین حملات به حماس، توانست بخشی از اعتبار از دست رفته خود را بازسازی کند اما این حملات، به فاجعه‌ای انسانی در غزه تبدیل شد و هزاران فلسطینی کشته یا زخمی شدند.

در نتیجه، دیوان بین‌المللی کیفری برای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و یوآو گالانت، وزیر دفاع سابق، احکام جلب بین‌المللی به اتهام جنایات جنگی صادر کرد.

محاسبات حماس نیز که تصور می‌کرد حملات اسرائیل مانند جنگ‌های ۲۰۰۸، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ محدود خواهد بود، اشتباه از آب درآمد. حملات هوایی و زمینی اسرائیل ساختار نظامی حماس را به شدت تخریب کرد و بسیاری از فرماندهان و رهبران آن، از جمله اسماعیل هنیه، صالح العاروری و یحیی سنوار، کشته شدند.

حزب‌الله لبنان هم که با رجزخوانی پرطمطراق وارد جنگ شد، زودتر از انتظار شکست خورد.

برخلاف ادعاها مبنی بر شخم زدن اسرائیل با ۱۵۰ هزار موشک، حملات حزب‌الله محدود و غیرموثر باقی ماند. حزب‌الله نتوانست به هدف اعلام‌شده خود یعنی برقراری آتش‌بس در غزه دست یابد و مجبور شد در ضعف، میدان نبرد را ترک کند.

در نهایت، این جنگ موجب تشدید شکاف تاریخی میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها شد.

جمهوری اسلامی و شبیه‌سازی حمله به ۳ مرکز اتمی ایران

۲۴ دی ۱۴۰۳، ۱۴:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جمهوری اسلامی ایران اخیرا رزمایشی برای شبیه‌سازی حملات احتمالی آمریکا و اسرائیل به سه مرکز هسته‌ای خود برگزار کرد. حمله به تاسیسات اتمی نطنز در اطراف اصفهان و نیز حمله به تاسیسات فردو در قم و تاسیسات آب‌سنگین اراک.

این رزمایش در حالی انجام شد که جمهوری اسلامی از «اقتدار پدافندی» خود سخن می‌گوید، در شرایطی که چهار سامانه اس-۳۰۰ خود را از دست داده و وضعیت پدافند هوایی آن نسبت به دو ماه گذشته تضعیف شده است.

اقتدار پدافندی در عمل نه در ادعا

اقتدار یک سامانه پدافندی از طریق عملکرد موفق آن سنجیده می‌شود نه با تاکید بر کلمه «اقتدار».

عملکرد پدافند جمهوری اسلامی در برابر آخرین حمله اسرائیل نشان داد که این سیستم ناکارآمد است. به‌طور کلی، کارشناسان نظامی معتقدند پدافند هوایی جمهوری اسلامی که دو ماه قبل در برابر حمله اسرائیل کاملا ناتوان بود، نمی‌تواند در مدت کوتاهی چنین تغییر و تحولی اساسی داشته باشد که بتوان آن را «اقتدار پدافندی» نامید.

دو ماه پیش، زمانی که اسرائیل به اهدافی در ایران حمله کرد، حدود ۱۰۰ هواپیمای اسرائیلی از مسیر سوریه و اردن وارد آسمان عراق شدند و موشک‌های بالستیک هواپایه خود را به سمت اهدافی در ایران شلیک کردند. در این حمله، مراکز پدافندی، موشکی و حتی یک مرکز تحقیقات هسته‌ای منهدم شد.

علاوه بر این، اسرائیل توانست در این حمله و حمله قبلی خود چهار سامانه اس-۳۰۰ را نابود کند که هر کدام مامور حفاظت از مراکز حساس مختلفی در تهران، جنوب ایران و اصفهان بودند.

روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی درباره این رزمایش نوشت توان پدافندی جمهوری اسلامی تضعیف شده و سامانه‌های دفاعی که در این رزمایش استفاده شدند، کیفیت پایین‌تری نسبت به سامانه‌های نابودشده در حمله اسرائیل داشتند.

افشون ستوار، پژوهشگر حوزه مطالعات ایران و خاورمیانه نیز به واشنگتن‌پست گفته است که حکومت ایران تمامی ابزارهای خود را به کار گرفته و کارت دیگری برای بازی ندارد.

جمهوری اسلامی مدعی است که در رزمایش اخیر خود، مقابله با حملات اسرائیل با استفاده از بمب‌های سنگرشکن به تاسیسات نطنز را تمرین کرده است اما این ادعا چند سوال اساسی را مطرح می‌کند: جمهوری اسلامی از کجا بمب سنگرشکن تهیه کرده که بتواند چنین رزمایشی را انجام دهد؟ بمب‌های سنگرشکن اسرائیل و آمریکا به وسیله بمب‌افکن‌های سنگینی نظیر اف-۱۵آی و بمب‌افکن‌های بی-۱، بی-۲ و بی-۵۲ حمل می‌شوند. چگونه جمهوری اسلامی توانسته است مقابله با چنین تهدیداتی را شبیه‌سازی کند؟

شاخص‌های یک پدافند موفق

یک سامانه پدافندی موفق باید چهار شاخصه اصلی را دارا باشد:

- دفاع موفق از اهداف در برابر بمباران یا حمله موشکی

- نمایش لاشه موشک‌ها یا بمب‌های منهدم‌شده

- ساقط کردن هواپیماهای مهاجم دشمن و ارائه شواهد آن

- به اسارت گرفتن خلبان یا ارائه جنازه خلبان هواپیمای سرنگون‌شده

در حمله دو ماه پیش، جمهوری اسلامی در هیچ‌ یک از این شاخص‌ها موفق عمل نکرد.

تصاویر موجود نشان دادند که بسیاری از اهداف نابود شدند و جمهوری اسلامی نتوانست حتی یک هواپیمای مهاجم اسرائیلی را ساقط کند یا لاشه موشک‌های منهدم‌شده را نشان دهد.

تمرین‌های بی‌اثر و ادعاهای مبالغه‌آمیز

جمهوری اسلامی در رزمایش اخیر خود مدعی شد که حملات ریزپرنده‌ها را خنثی کرده است اما این سوال مطرح است که آیا آمریکا و اسرائیل برای حمله به تاسیسات زیرزمینی هسته‌ای جمهوری اسلامی از پهپادهای کوچک استفاده می‌کنند؟

به نظر می‌رسد هدف اصلی این رزمایش‌ها، ایجاد روحیه در میان نیروهای خود است. شلیک‌های کور پدافند تهران در حمله قبلی اسرائیل نیز موید این امر است.

جمهوری اسلامی همچنین مدعی ساخت سامانه ضد موشک بالستیک شده است اما تولید چنین سامانه‌هایی نیازمند سال‌ها زمان و فن‌آوری پیشرفته است؛ همان‌طور که در مورد سامانه تاد آمریکا دیده می‌شود.

بنابراین، باید منتظر ماند و در نبرد بعدی صحت این ادعاها را بررسی کرد.

یارگیری مکرون و ترامپ علیه خامنه‌ای

۱۸ دی ۱۴۰۳، ۱۳:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

امانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه، در یکی از تندترین اظهارات خود علیه جمهوری اسلامی، خواستار همکاری با ایالات متحده برای مقابله با برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای حکومت ایران شد.

این موضع‌گیری تند مکرون، نشان‌دهنده تغییرات جدی در رویکرد اروپا نسبت به جمهوری اسلامی است.

اظهارات مکرون به‌ویژه در شرایطی مطرح می‌شود که جمهوری اسلامی با ترکیبی از فشارهای بین‌المللی و داخلی روبه‌رو است.

این اظهارات به وضوح نشان می‌دهد که تهران در آینده‌ای نزدیک ممکن است با یک ائتلاف قدرتمند شامل ایالات متحده، اسرائیل و اروپا مواجه شود.

مکرون در سخنان خود به سه محور اصلی تهدید جمهوری اسلامی اشاره کرد: خطر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی، برنامه موشکی آن و دخالت‌هایش در جنگ اوکراین.

سرعت پیشرفت برنامه هسته‌ای تهران به حدی رسیده که مکرون آن را «در آستانه نقطه غیرقابل بازگشت» ارزیابی می‌کند.

این موضوع نگرانی‌های عمیقی را در اروپا به وجود آورده است.

در همین راستا، فرانسه همراه با آلمان و بریتانیا، در سال ۲۰۲۴ قطعنامه‌ای علیه برنامه هسته‌ای ایران به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارائه کردند.

این قطعنامه که با ۱۹ رای مثبت به تصویب رسید، به عدم همکاری ایران با آژانس و غنی‌سازی بالای ۶۰ درصد به‌عنوان تهدیدی جدی اشاره داشت.

توسعه روزافزون برنامه موشکی جمهوری اسلامی و تهدید مستقیم اروپا از سوی فرماندهان سپاه پاسداران نیز نگرانی‌های امنیتی جدی‌ای را برای اتحادیه اروپا ایجاد کرده است.

در جنگ اوکراین هم ارسال تسلیحات، از جمله پهپادها و موشک‌ها از سوی جمهوری اسلامی به روسیه، به‌عنوان تهدیدی مستقیم برای امنیت اروپا در نظر گرفته می‌شود.

با روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، برخی تحلیلگران امیدوار بودند ایران به سمت تعامل با نظام بین‌الملل حرکت کند اما سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در روز نخست کار دولت چهاردهم، مبنی بر این که «رفتن به سمت اروپا اولویت جمهوری اسلامی نیست»، این امیدها را کم‌رنگ کرد.

این اظهارات نشان می‌دهد خامنه‌ای آماده تغییر رویکرد سنتی خود نبوده و همچنان بر موضع تقابلی با غرب تاکید دارد.

اظهارات مکرون و رویکرد تهاجمی تهران در برنامه‌های هسته‌ای و موشکی، باعث شده است فضای مذاکره میان جمهوری اسلامی و اروپا به شدت تیره شود. گفت‌وگوهای اخیر میان مقام‌های ایرانی و اروپایی نیز تاکنون دستاوردی نداشته و به نظر می‌رسد چشم‌انداز روشنی برای موفقیت این مذاکرات وجود ندارد.

به همین دلیل یکی از تغییرات اساسی در سیاست اروپا، تمایل به همکاری نزدیک‌تر با دونالد ترامپ است. اتحادیه اروپا به‌ویژه به حمایت ترامپ برای مقابله با روسیه در جنگ اوکراین نیازمند است. همین نیاز، زمینه‌ساز تقویت همکاری اروپا با آمریکا علیه تهدیدات جمهوری اسلامی شده است.

رهبران جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده‌اند از برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود به‌عنوان ابزار چانه‌زنی در مذاکرات بین‌المللی استفاده کنند اما تکرار مکرر تهدیدها درباره ساخت بمب اتمی و افزایش برد موشک‌ها، تنها به تشدید نگرانی‌های جهانی و تایید ادعاهای غربی‌ها درباره اهداف نظامی برنامه هسته‌ای ایران منجر شده است.

برخلاف گذشته که اتحادیه اروپا پس از خروج ترامپ از برجام همچنان به حفظ توافق هسته‌ای متعهد بود، امروز شرایط کاملا تغییر کرده است.

سه قدرت اصلی اروپا یعنی آلمان، فرانسه و بریتانیا، اکنون پیشگام مقابله با برنامه هسته‌ای ایران شده‌اند.

رویکرد تهاجمی جمهوری اسلامی در برنامه‌های هسته‌ای، موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای، باعث شده که اروپا از سیاست تعامل فاصله بگیرد و به تقابل نزدیک‌تر شود.

اظهارات مکرون نشان می‌دهد اروپا امید کمی به تغییر رفتار جمهوری اسلامی دارد و برای مقابله با تهدیدات آن، به همکاری با ایالات متحده روی آورده است.

این تحول می‌تواند دست‌کم فشارها را بر جمهوری اسلامی تشدید کند و در سطح بالاتر، تهدیدات حیاتی علیه موجودیت آن را افزایش دهد.

نگرانی خامنه‌ای از سقوط عراق پس از سوریه

۱۷ دی ۱۴۰۳، ۱۱:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

رهبر جمهوری اسلامی نگران است که پس از تحولات سوریه و از دست رفتن این کشور به‌عنوان یک پایگاه استراتژیک، عراق نیز از نفوذ حکومت ایران خارج شود.

با سقوط احتمالی دولت عراق که مورد حمایت تهران است، جمهوری اسلامی ممکن است یکی از مهم‌ترین خاکریزهای دفاعی خود را از دست بدهد.

این نگرانی موجب شده است که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی برای چهارشنبه ۱۹ دی، دیداری با محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر عراق، در تهران ترتیب دهد.

سپاه پاسداران با اجرای رزمایش‌های نظامی در مرزهای غربی ایران، حضور نظامی خود را در منطقه‌ای تقویت کرده است که پیش‌تر، در سال ۲۰۱۴ نیز در واکنش به پیشروی‌های داعش و احتمال سقوط دولت عراق، اقدام مشابهی در آنجا انجام داده بود.

اکنون نیز جمهوری اسلامی، نگران از دست رفتن عراق، تلاش می‌کند تا نشان دهد آماده مقابله با این تهدیدات است.

حکومت ایران با شکست حماس و حزب‌الله در منطقه و از دست دادن سوریه، با چالشی اساسی مواجه شده است. برخی تحلیلگران معتقدند که این شرایط نشان‌دهنده فروپاشی تدریجی ساختار نیابتی ساخته شده از سوی قاسم سلیمانی است؛ ساختاری که به گفته غلامعلی رشید، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، شامل شش ارتش نیابتی برای دفاع از ایران بود.

با سقوط پی در پی این نیروی‌های نیابتی، نگرانی جمهوری اسلامی از این است که عراق نیز به‌عنوان خاکریزی مهم، به دست دشمنان جمهوری اسلامی بیفتد.

دولت عراق به رهبری شیاع سودانی اما رویکرد متفاوتی دارد و ترجیح می‌دهد خود را از تنش‌های منطقه‌ای، به‌ویژه در سوریه، دور نگه دارد.

دولت عراق بر‌خلاف سیاست‌های جمهوری اسلامی، تاکید دارد که باید از درگیری‌های سوریه دوری کند.

بغداد نگران است هر گونه تنش با حکومت جدید سوریه که گرایش‌های اسلام‌گرایانه سنی دارد، باعث تحریک ناراضیان سنی در عراق شود. این نگرانی به‌ویژه در مناطقی که مرز مشترک با سوریه دارند و عمدتا سنی‌نشین هستند، بیشتر احساس می‌شود.

در همین راستا، دولت عراق به نیروهای حشد شعبی، شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی، دستور داده است از مرزهای سوریه فاصله بگیرند و حتی حملات خود را به اسرائیل نیز متوقف کنند تا عراق هدف حملات احتمالی اسرائیل قرار نگیرد.

دولت عراق که به دنبال اجرای پروژه‌های عمرانی مانند کریدور جاده توسعه و تثبیت امنیت داخلی است، فشارهای جمهوری اسلامی را برای درگیر شدن در تنش‌های سوریه نپذیرفته است.

خامنه‌ای اما همچنان به دخالت در امور سوریه اصرار دارد و در تلاش است تا از عراق به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند.

در این میان، فرماندهان سپاه پاسداران تلاش می‌کنند با تبلیغات گسترده، شکست‌های اخیر در سوریه و لبنان را انکار کنند.

سخنان خامنه‌ای و تکرار این مواضع از سوی فرماندهان ارشد سپاه پاسداران نشان می‌دهد هدف اصلی، بازسازی روحیه نیروهای نظامی و طرفداران حکومت است.